فهرست مطالب

پژوهش نامه زنان - سال نهم شماره 4 (پیاپی 26، زمستان 1397)
  • سال نهم شماره 4 (پیاپی 26، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهروز حدادی* صفحات 1-26
    تاثیر عمیق اندیشه دینی بر منزلت زن در سه دین ابراهیمی، با همه تفاوت ها و نوساناتش، نزد بسیاری از محققان امری پذیرفته شده است. برقراری عدالت، نفی تبعیض، توجه به مهربانی در تعالیم هر سه دین دیده می شود. در خصوص یهودیت، شاید به دلیل دیرپایی و عدم آگاهی از همه تحولات، داوری قدری دشوار باشد و شاید تصور شود که به زنان نگاهی فرودستانه و تحقیرآمیز شده است اما در مسیحیت و اسلام می توان گفت که هم در ناحیه آموزه ها و هم در تنظیم قواعد و قوانین، توجه خوبی به جایگاه زنان شده و همین در جای خود، موجب ارتقای شان و منزلت زنان شده است. بنابرین، با توجه به مقتضیات عرفی و فرهنگی آن زمان، می توان مدعی شد که ادیان نقش مثبتی در این زمینه داشته و چه بسا بتوان آنها را در تقابل با سنت و عرف رایج زن ستیز دانست. تفکر دینی عرفانی در این میان، جذابیت ها و توانمندی های زیادی داشتند. از این رو، در قرون وسطی، بسیاری از زنان طبقات مختلف اجتماعی شیفته تفکر دینی عرفانی بودند که از جمله مولفه های آن، دو عنصر استقلال و قدرت رهبری را می توان معرفی کرد و می توان آنان را پیشگامان مکاتب زنانه نگر معاصر معرفی کرد.
    کلیدواژگان: زنان، عرفان، قرون وسطی، تفکر دینی، فمینیسم
  • مریم صانع پور* صفحات 27-52
    در این مقاله نویسنده به جریان شناسی فلسفه های دین فمینیستی پرداخته تا در میان تنوع رویکردهای فلسفی و الهیاتی زنانه نگر به یک جریان مشترک  دست یابد. به همین منظور دیدگاه های برخی فیلسوفان دین فمینیست مانند اندرسن، دیلی و ایریگاری، و...مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. همچنین دیدگاه های فیلسوفانی که به طور غیرمستقیم می توانند در نگرش دینی فمینیستی تاثیر گذار باشند مانند هاردینگ، رادیک، کریستوا، لوید، باتلر، و... مورد واکاوی قرار گرفته اند. این مقاله به گونه ای اکتشافی، در میان رویکردهای مختلف فلسفی -  الهیاتی زنانه نگر دست یافته که با فلسفه پویشی وایتهد و الهیات عشق تیلیش هماهنگ هستند. نویسنده این مقاله اصطلاح فرایند عشق را برای این جریان مشترک میان نظریه پردازان فمینیست به کار برده است که مبتنی بر ویژگی های روانکاوانه زنانه - مادرانه است. در این جریان شناسی معلوم شد معرفت شناسی فلسفه های زنانه نگر، خصوصیتی جمع گرایانه و دیگرمحورانه دارد و با موضوعات دینارتباطی شهودی برقرار می کند. هستی شناسی فلسفه فمینیستی دین نیز هماهنگ با خصوصیات زنانه - مادرانه، به گونه ای تولد محورانه، تعاملی و پوینده شکل گرفته و بر همین اساس قدرتی عاشقانه و مراقبتی برای خدا اثبات می کند. ویژگی فرایند عشق و مراقبت در فلسفه دین و الهیات زنانه نگر،  مانع تبعیض گرایی و خودمحوری زن سالارانه می شود تا تجربه تلخ دوگانگی من/ دیگری یا  مردانگی/ زنانگیسوژه دوره روشنگری تکرار نشود. همچنین براساس اصل مشترک فرایند عشق در فلسفه دین و الهیات زنانه نگر، دوگانگی عقل/ ایمان و عقل/ عشق رخت بر می بندد.
    کلیدواژگان: فلسفه دین، الهیات - فرایند عشق، عقلانیت مادرانه، مراقبتی، جمع گرا، تولد محور
  • محمدرضا کدخدایی، معصومه زارعی*، خدیجه برزگر صفحات 53-70
    تفکیک «جنس» و «جنسیت» از مبنایی ترین انگاره های فمینیستی تلقی شده است. فمینیست ها بر این اساس، ادعای برساخت بودن بسیاری از ویژگی های زنانه را که طبیعی تلقی می شدند، مطرح نموده و نظریه های انتقادی و هنجارین خود را در راستای رفع فروتری زنان، پایه گذاری می کنند. بر این اساس، برخی برنامه ریزان حوزه مطالعات زنان ایران، در مورد اندیشمندانی مانند علامه طباطباییره ادعا می کنند که؛ چون جنسیت مسئله مدنظر این شخصیت ها نبوده، نمی توان اندیشه های ایشان را به عنوان رقیبی برای نظریه های فمینیستی یا چارچوبی منسجم برای فهم، تبیین یا اصلاح وضعیت زنان تلقی نمود. بررسی این ادعا مسئله اصلی پژوهش است. نتایج این پژوهش که با روش تحلیل محتوای کیفی آثار علامه خصوصا (المیزان) انجام گرفت نشان می دهد: علامه درصدد ارائه مباحثی منسجم در دفاع از وضعیت زن در اندیشه اسلامی و نقد آن در جوامع اسلامی و مدرن بوده، این مباحث را ناظر به مهم ترین انگاره های فمینیستی طرح و در چارچوبی علمی هدایت نموده است؛ از این رو توجه به تفکیک بین جنس و جنسیت یکی از ویژگی های صورت بندی مسائل زنان در اندیشه علامه است. با این وجود، چون ایده پردازی های ایشان ناظر به مباحث اقناعی و انتقادی نسبت به آموزه های اسلامی و فمینیستی است، نمی توان دیدگاه ایشان را به عنوان نظریه علمی با ویژگی های نظریه تجربی قلمداد نمود.
    کلیدواژگان: مسئله گی، جنسیت، انگاره، نگرش اسلامی، علامه طباطبایی(ره)
  • فرناز عبدالباقیان*، بهزاد سالکی صفحات 71-85
    مری دیلی در کتاب فراتر از خدای پدر: به سوی فلسفه آزادی زنان[i] مفاهیم نهادینه شده مردبنیان ادیان، به ویژه مسیحیت را درباره خدا به چالش می کشد و نشان می دهد تصویر خدایی که در نهادهای مذهبی ترسیم شده است با نگاه مردسالارانه، غلبه جویانه، و استیلاگر تطابق دارد. وی تلاش می کند براساس مفاهیم فمینیستی و آموزه های صلح طلبانه و نظریات مربوط به "گوش سپردن" و "مراقبت" تصویری نو از خدا و امکانات جدیدی برای رابطه دیگرگونه میان انسان و خدا ترسیم کند. تصویر جدید از خدا و انسان براساس دیدگاههای اگزیستانسیالیستی و اخلاق فمینیستی به نحوی بیان می شود که به جای رابطه یک سویه و غالب-مغلوب در تصویر سنتی مذاهب از خدا و انسان آنها با یکدیگر در تعامل و همدلی به سر می برند. این مقاله با بررسی این کتاب و دیدگاه های نو و تامل برانگیز آن در مورد بازمعنابخشی به مولفه های الهیات مسیحی در بستر تجربه زنان گزارشی از دو مفهوم خدا و هبوط ارائه می کند. [i] Beyond God  the  Father: Toward a Philosophy of Women’s Liberation
    کلیدواژگان: مسیحیت، فمینیسم، خدا، مردسالاری، آزادی، خواهری، آگاهی، هبوط، گناه اولی
  • مرجان عموخلیلی* صفحات 87-110
    از محی الدین ابن عربی، به عنوان یک وزنه سنگین در عرفان و تصوف یاد می شود. مطابق مطالعات انجام شده در احوال مردان و زنان صوفی قبل از ابن عربی، حضور بانوان صوفی در سیر تحول روحانی و سلوک او تعیین کننده بوده که ندرتا به آن پرداخته شده است،  بانوانی مانند رابعه عدویه (وفات: 135 تا180ه ق) که آغازگر تصوف عاشقانه بود (حلبی، 248:1376). این مقاله عامل اصلی ومحصول تاثیرگذاری ایشان را در سیر معنوی و فکری شیخ اکبر بیان می کند. در این مقاله به حضور زنان صوفی در کنار ابن عربی و نقش ایشان در شکل گیری دوره مهمی از تاریخ تصوف وعرفان که توسط شیخ اکبر رقم خورده است، پرداخته می شود. حضوری که حاصل آن شهود زن به عنوان برترین جلوه حضور خداوند، شکل گیری تئوری وحدت وجودی عرفانی شیخ اکبر که بیانگر سلوک عاشقانه و وحدت میان عاشق و معشوق است، می باشد. این سلوک توحیدی عرفانی با حضور زن به اوج خود می رسد.
    کلیدواژگان: تصوف، زنان صوفی - عشق، وحدت وجود
  • زهرا مبلغ* صفحات 111-147
    . از ورود متفکران فمینیست به حوزه متافیزیک، بیش از چند دهه نمی گذرد. این ورود بیشتر انتقادی و سلبی بوده و به نقد برخی وجوه متافیزیک سنتی و جدید بسنده کرده است. در واقع، رویکردهای زنانه به متافیزیک، هیچ بنیاد جدیدی را برای متافیزیک پیشنهاد نداده اند و در حد نقد باقی مانده اند. در این نوشتار، نخست نقدهای فیلسوفان فمینیست به روش ها و محتوای متافیزیک سنتی و جدید بازخوانی می شود و سپس نشان داده می شود که این نقدها، در واقع، بر اساس تعریف/ فهم بسیار تقلیل یافته ای از متافیزیک یا بر اساس فهمی یکسره نادرست از این حوزه صورت بندی شده اند و اساسا حوزه ای با عنوان متافیزیک فمینیستی ناممکن یا نامعتبر است. در پایان توضیح می دهم که در عین حال، بینش عمیقی که در برخی نقدهای فمینیست ها به متافیزیک نهفته است، می تواند مبنای یک بازخوانی عمیق و راهگشا از متافیزیک باشد و از برخی بنیادهای ناپیدا در تاریخ متافیزیک پرده بردارد
    کلیدواژگان: متافیزیک، فلسفه فمینیستی، مقولات، جنسیت، زبان
  • مریم نصر اصفهانی* صفحات 149-170
    در این مقاله کوشیده ام با سه پرسش زنانه نگر، به بررسی سه رساله تمثیلی-فلسفی در سنت حکمی نزد مسلمانان بپردازم. رساله حی بن یقظان ابن سینا و دو رساله ای که مستقیما متاثر از آن و در شرح «فلسفه مشرقی» نوشته شده اند؛ یعنی قصه غربت غربی سهروردی و حی بن یقظان به قلم ابن طفیل موضوع بررسی این مقاله هستند. این رساله ها که هدف از نگارش آنها نشان دادن راه سعادت است، در مقابل سه مسئله زنانه نگر در فلسفه قرار گرفته اند: جنسیت یافتگی تمثیل ها؛ رابطه نفس و بدن و رابطه خود و دیگری. در هر سه رساله به صورت آشکار یا پنهان نشانه هایی دال بر فرودستی زنان وجود دارد. در هر سه رساله بدن پست دانسته شده و ارتباط مطلوب میان اجزای نفس، به استثنای بوعلی سینا، بر سلطه و غلبه جزء عقلانی است. در هر سه رساله دیگری و پیوند با دیگران مانع رسیدن به سعادت است. در نهایت به این نتیجه رسیدم که سالک مسیر سعادت در این رساله ها سوژه ای عاقل، بالغ، مذکر، پس زننده، تن زدوده و خودآئیین است و سعادت نیز زمانی به دست می آید که انسان از همه کیفیت های انسانی خود خالی شده باشد.
    کلیدواژگان: حی بن یقظان، قصه غربت غربی، نفس، بدن، خود، دیگری، جنسیت یافتگی، چشم انداز زنانه نگر
|
  • Behrooz Haddadi* Pages 1-26
    The deep influence of religious thought on the dignity and place of women in the three Abrahamic religions, with all their differences and fluctuations, has been admitted by many scholars. Establishment of justice, rejection of discrimination, and paying attention to kindness are seen in the teachings of all three religions. In Judaism, it is difficult to evaluate the place of women due to lack of awareness of all its developments, and maybe one think that there has been a humiliating and degrading look at women in the religion, but in Christianity and Islam it can be said that great attention has been paid to the place of women both in ​​the doctrines and in the regulation of rules, and this has led to the promotion of women dignity in the religions. Therefore, given the cultural and social conditions of the time, one can argue that religions have a positive role to play in this regard, and one can consider them in opposition to the common misogynistic traditions and customs. The mystical religious thought, as a special kind of religious thought, has had attractiveness and capabilities throughout history. Hence, in the Middle Ages, many women of various social classes were enthralled by mystical religious ideas, of which two elements of independence and leadership power are main components, and one can describe them as the pioneers of contemporary feminist schools.
    Keywords: women, mysticism, medieval, religious thought, feminism
  • Maryam Saneapour* Pages 27-52
    In this article, the author addresses the feminist philosophies of religion in order to come to a common stream among diverse feminist philosophical and theological approaches. For this reason, the views of some feminist religious philosophers, such as Anderson, Daly, and Irigaray, have been analyzed. The views of philosophers who can indirectly influence feminist religious attitudes, such as Harding, Radik, Kristeva, Lloyd, and Butler have been also examined. Among different feminist philosophical-theological approaches, this essay achieves the one that is in harmony with Whitehead's process philosophy and Tillich’s theory of love. The author uses the term ‘love process’ to indicate this common trend among feminist theorists, based on the psychoanalytic maternal-feminine characteristics. The epistemology of feministic philosophy has collectivistic and other-oriented characters and establishes an intuitive link with religious issues. In harmony with the characteristics of feminine-maternal, the ontology of feminist philosophy of religion has been also formed in a birth-centered, interactive and dynamic way, and thus proves the power of love and care for God. The characteristics of the process of love and care in the philosophy of religion and feminist theology prevent the discriminationism and self-orientation of matriarchy so that the bitter experience of I/other dichotomy, or the masculinity/femininity of the Enlightenment period does not recur. Also, based on the common principle of the love process in the feminist philosophy of religion and theology, the duality of reason/faith and wisdom/love vanish.
    Keywords: Philosophy of Religion, Love, Love Process, Maternal Rationality, Care, collectivistic, Birth-Oriented
  • Mohammad Kadkhodaei, Masoumeh Zarei *, Khadije Barzegar Pages 53-70
    The distinction between ‘gender’ and ‘sex’ is regarded as the most basic feministic assumption. Accordingly, feminists argue that many of women’s characteristics which have been deemed as natural traits are socially constructed, so their critical and normative theories are intended to eliminate women inferiority. Some planners and scholars in the field of Iranian women studies argue that one cannot conceive the ideas of thinkers likes Allameh Tabatabaei as a rival for feminist theories or as a coherent framework for understanding, explaining, or reforming the status of women, because gender has not been a matter of interest for them. We examine the claim in details in this research. The results of this research carried out by qualitative analysis method on Allameh's works (particularly Al-Mizan), show that Allameh has sought to present coherent discussions in defending the place of women in Islamic thought and in criticizing their conditions in Islamic and modern societies, and he addresses these topics regarding most important feministic ideas. Therefore, attention to the distinction between sex and gender is one of the features of the formulation of women's problems in Allameh's thought. However, due to the rhetoricity of his speculations in Islamic and feminist teachings, one cannot regard his viewpoint as a scientific theory with the characteristics of an empirical theory.
    Keywords: Problem, Gender, Sex, Islamic attitude, Allame Tabatabai
  • Farnaz Abdolbaghian *, Behzad Saleki Pages 71-85
    In her book Beyond God the Father: Toward a Philosophy of Women's Liberation, Mary Daily challenges the institutionalized masculine concepts of religions, especially Christianity, about God, and shows that the image of God, drawn in religious institutions, corresponds to a patriarchal, contentious, and aggressive God. Based on feministic concepts and peacemaking teachings and also theories regarding ‘listening’ and ‘caring’, she tries to offer a new image of God and new possibilities for another relationship between man and God. The new image of God and human is expressed based on existentialist and feminist ethics in a way that the unilateral dominant-dominated relation in the traditional image of religions is replaced by interaction and sympathy between God and Human. Reviewing this book and its new and considerable reflections on the elements of Christian theology giving them a new meaning in the context of feminine experience, this article presents a report on the concepts of God and Descent.
    Keywords: Christianity, feminism, God, Patriarchy, Freedom, Consciousness, Descent
  • Marjan Amookhalli* Pages 87-110
    Ibn Arabi is considered as a significant figure in mysticism and Sufism. According to the studies on Sufi men and women before Ibn 'Arabi, the presence of Sufi women (such as Rābiʿa al-Adawiyya (Rabia Basri) (d. 135-180 AH) who initiated romantic Sufism) was determining in the course of Ibn 'Arabi’s spiritual evolution; however this fact has been almost neglected. This article narrates and explains the influence of the women on the spiritual and intellectual development of Shaikh-e-Akbar (Ibn 'Arabi).
    Feminine intuition as the supreme effect of God's presence and the formation of Shaikh-e-Akbar’s theory of unity of being (waḥdat al-wujūd), which expresses a love process and the unity of lover and beloved are the result of the presence of Sufi women. In fact this mystical monotheistic will reaches its peak by presence of the women.
    Keywords: Sufism, Sufi Women, Love, Unity of Being
  • Zahra Mobalegh* Pages 111-147
    It is not more than a few decades that feminist thinkers have started to work in the field of metaphysics. However, their encounter has been more critical and negative, and they limited their selves to criticize some aspects of traditional and modern metaphysics. In fact, feminine approaches to metaphysics have not offered any new foundations for metaphysics, and remain at a critical level. In this essay, we, first, review the critiques of feminist philosophers to the traditional and new metaphysical methods and contents, and then show that these critiques are, in fact, based on a very narrow definition of metaphysics or based entirely on a false understanding of this domain, and basically so-called ‘feministic metaphysics’ is impossible or invalid. Nevertheless, one can, as I explain at the end of this paper, find deep insights in some feminists’ critiques of metaphysics which can be a good basis for a deep rereading of metaphysics and reveal some of the hidden foundations in the history of metaphysics.
    Keywords: Metaphysics, Feminist Philosophy, Categories, Gender, Language
  • Maryam Nasr* Pages 149-170
    In this article, through three feministic questions, I have tried to study three allegorical-philosophical treatises in the wise tradition of Muslims: The Avicenna’s Treatise of Hayy ibn Yaqzan and two other treatises which have been directly influenced by it, i.e. Suhrawardi’s The Story of Western Exile and Ibn Tufail’s Hayy ibn Yaqzan, written to describe the ‘eastern philosophy’. The treatises, whose purpose is illustrating the path to happiness, have been in contrast with three feministic philosophical problems: the sexuality of parables, the relation between the soul and the body, and the relation between self and the other. In all three treatises, there are obvious or hidden signs of women inferiority and subordination. In all three treatises, the body is considered inferior, and the ideal connection among the components of the soul is when the rational component dominates other elements. In all three treatises, otherness is an obstacle in the path to happiness. Finally, I came to the conclusion that the path to happiness in these treatises is a rational, mature, male, rebellious, and self-taught, and happiness would be achieved only when human be deprived of all his/her human qualities.
    Keywords: Hayy ibn Yaqzan, The Story of Western Exile, soul, body, self, other, feminism