فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • جهان بخش میرزاوند* صفحات 1-11

    روش خاک ورزی و مدیریت بقایا دو عامل مهم مدیریتی هستند که می توانند ویژگی های محیط و موجودات خاک و تولید زراعی را تحت تاثیر قرار دهند. آزمایشی سه ساله به منظور بررسی اثر خاک ورزی (خاک ورزی رایج، کم خاک ورزی و بی خاک ورزی) و مدیریت بقایای گیاهی گندم (حفظ بقایا و حذف تمام بقایا از سطح خاک) بر فراوانی کرم های خاکی، ماده آلی خاک، نفوذ تجمعی و عملکرد ذرت، به صورت کرت های یک بار خرد شده با سه تکرار در زرقان فارس اجرا شد. بیشترین عملکرد دانه (14447 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت ذرت (82/36 درصد) به ترتیب در کم خاک ورزی و خاکورزی رایج با حفظ بقایای گیاهی حاصل شد. عملیات کم خاک ورزی و حفظ بقایا میزان عملکرد دانه ذرت را نسبت به بی خاک ورزی بیش از 30 درصد افزایش داد. خاک ورزی رایج و حذف بقایا نسبت به خاک ورزی حفاظتی منجر به کاهش 15 و 12 درصدی ماده آلی خاک در دو عمق صفر-10 و 10-20 سانتی متری شد. با حفظ بقایای گیاهی بیشترین میزان نفوذ تجمعی در کم خاک ورزی و خاک ورزی رایج حاصل شد. بیشترین فراوانی کرم های خاکی در بی خاک ورزی و حفظ بقایا حاصل شد در حالی که خاک ورزی رایج و حذف بقایا نسبت به کم خاک ورزی و بی خاک ورزی فراوانی کرم های خاکی را به ترتیب 5/38 و 50 درصد کاهش داد. به طور کلی در تناوب پیوسته گندم-ذرت جهت حفظ پتانسیل عملکرد ذرت، بهبود حاصلخیزی خاک و افزایش فعالیت کرم های خاکی انجام عملیات کم خاک ورزی و حفظ بقایای ایستاده گیاهی گندم با ارتفاع 30 سانتی متر در سطح خاک قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: بقایای ایستاده، فراوانی کرم های خاکی، کشاورزی پایدار، کم خاک ورزی
  • کبری ثقفی، جعفر احمدی*، احمد اصغرزاده، حسن رکنی زاده، سید مهدی حسینی مزینانی صفحات 13-27
    سودوموناس ها گروه مهمی از باکتری های ریزوسفری محرک رشد هستند که به دلیل توزیع گسترده در خاک، توانایی کلونیزاسیون ریزوسفر بسیاری از گیاهان و دارا بودن ویژگی های محرک رشدی متعدد از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. پژوهش حاضر به منظور شناسایی جدایه های سودوموناس های فلورسنت از ریزوسفر درختان زیتون در باغ های شور استان قزوین و ارزیابی خصوصیات محرک رشدی این جدایه ها از قبیل توانایی تولید سیدروفور، اکسین، سیانید هیدروژن، آنزیم ACC deaminase، قابلیت انحلال فسفر در محیط مایع، تغییرات pH و میزان تحمل غلظت های مختلف نمک (100، 200 و 400 میلی مولار) انجام شد.به این منظور 15 جدایه سودوموناس از42 نمونه خاک ریزوسفری از باغات زیتون استان قزوین جمع آوری گردید. بر اساس نتایج بالاترین مقدار تولید آنزیم ACC deaminase  در جدایه های 7Q و 9Q مشاهده شد. بیشترین مقدار تولید اکسین در حضور ppm100 از ال-تریپتوفان مربوط به جدایه 2Q (96/11میکرو گرم بر میلی لیتر بود. انحلال پذیری تری کلسیم فسفات در محیط مایع در ارتباط با pH همبستگی منفی نشان داد و بالاترین مقدار فسفر حل شده برابر با 35/251 میکروگرم بر میلی لیتر متعلق به جدایه 13Q بود. همچنین 40% جدایه ها قادر به تولید HCN نبودند. از نظر تولید سیدروفور در دوره های زمانی دو، چهار و شش روزه تمامی جدایه ها قادر به رشد و تولید سیدروفور در محیط CAS-Agar بودند. همچنین تمامی جدایه ها به استثنای جدایه های 1Q و 8Q در غلظت های مختلف نمک به خوبی رشد کردند. باتوجهبهنتایجحاصل از این پژوهش و پتانسیل شناسایی شده در این جدایه ها، برخی از این جدایه ها می توانند به عنوان کاندیدا جهت انجام مطالعات ژنومیکس و همچنین افزایش تحمل به شوری گیاهان در باغات شور مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: ACC deaminase، اکسین، زیتون، سیدروفور، شناسایی مولکولی، درخت فیلوژنی
  • سمیرا کشاورز، رضا قاسمی فسائی*، عبدالمجید رونقی، مهدی زارعی صفحات 29-39

    آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی به منظور بررسی اثر تیمارهای زیستی (باکتری سودوموناس فلورسنس، باکتری میکروکوکوس یوننانسیس، قارچ کلارودیوگلوموس اتونیکاتوم و قارچ فونلیفورمیس موسه) بر پاسخ های گیاه وتیور در آلودگی نفت خام (0، 2 و 4 درصد وزنی) انجام شد. نتایج نشان داد افزایش سطح آلودگی نفتی وزن خشک اندام هوایی و ریشه و همچنین درصد کلنیزاسیون ریشه را کاهش داد اما تنفس میکروبی و غلظت کل هیدروکربن ها در خاک پس از برداشت را افزایش داد. تلقیح باکتری میکروکوکوس یوننانسیس و قارچ فونلیفورمیس موسه وزن خشک اندام هوایی را افزایش داد، همه تیمارهای بیولوژیکی بجز باکتری سودوموناس فلورسنس افزایش وزن خشک ریشه را موجب گردیدند. مایه زنی قارچ کلارودیوگلوموس اتونیکاتوم باعث افزایش معنی دار غلظت و جذب آهن، و قارچ فونلیفورمیس موسه باعث افزایش معنی دار میانگین غلظت روی و جذب روی و آهن شد. همچنین مایه زنی قارچ باعث افزایش درصد کلنیزاسیون ریشه شدند. از بین ریزجانداران مطالعه شده باکتری میکروکوکوس یوننانسیس و قارچ فونلیفورمیس موسه تنفس میکروبی را افزایش دادند که به نوبه خود مقدارکل هیدروکربن های باقی مانده در خاک پس از برداشت را کاهش داد. نتایج ما نشان داد که از بین ریزجانداران باکتری میکروکوکوس یوننانسیس و قارچ فونلیفورمیس موسه اثرات مطلوب تری در زیست پالایی و مقاومت گیاه به آلودگی نفتی دارند.

    کلیدواژگان: آلودگی نفتی، باکتری های محرک رشد، قارچ ریشه، وتیور
  • مرتضی کهراریان* صفحات 41-51
    در این تحقیق جمعیت دم فنریان راسته Entomobryomorpha در سه اکوسیستم مختلف: زمین زراعی، جنگل بلوط و مراتع سه شهرستان اسلام آباد غرب، پاوه و سرپل ذهاب مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه برداری ماهیانه، از خرداد 1395 تا اردیبهشت 1397 صورت پذیرفت. از هر ایستگاه 10 نمونه خاک به سطح 100 سانتی متر مربع و عمق 13 سانتی متر تهیه و جمعیت دم فنریان شمارش شد. همزمان، دما و رطوبت خاک نیز ثبت گردید. جهت محاسبه مطلوبیت زیستگاه، با استفاده از روش رگرسیون لوجستیک ارتباط بین حضور و عدم حضور گونه و شرایط زیستگاه از نظر رطوبت و دما مقایسه شد. بطور کلی از مجموع 16 گونه شناخته شده، زیستگاه جنگل نسبت به دو زیستگاه دیگر دارای تعداد گونه بیشتری بود (به طور میانگین %2/79 از کل گونه ها). از سوی دیگر در شهرستان اسلام آباد غرب و سرپل ذهاب، بیشترین درصد فراوانی دم فنریان، در جنگل (به ترتیب با 77/60 و 22/69 درصد) بوده و در شهرستان پاوه مرتع (% 19/49) از دو زیستگاه دیگر درصد فراوانی بیشتر داشت. نتایج شمارش ماهیانه و بررسی ارتباط بین حضور و عدم حضور گونه ها بر اساس دما و رطوبت نشان داد فعالیت اکثر گونه ها بین ماه های آبان تا اردیبهشت است. حضور اکثر گونه ها ارتباط مستقیمی با افزایش رطوبت و رابطه عکسی با دمای خاک داشت اما، برخی گونه ها مانندSeira sp.  در رطوبت های زیر ده درصد (رطوبت شش درصد مزرعه و هشت درصد مرتع) و دمای بالای خاک (35 تا 40 درجه سلیسیوس) فعالیت داشتند. این امر نشان می دهد علاوه بر دو فاکتور دما و خاک، فاکتورهای دیگری نیز در این امر دخالت دارند.
    کلیدواژگان: دما و رطوبت خاک، مطلوبیت زیستگاه، پادمان
  • حسین کاری دولت آباد، هادی اسدی رحمانی*، فرهاد رجالی صفحات 53-71
    قارچ های اندوفیت با سازوکارهای مختلف باعث افزایش رشد گیاه و همچنین مقاومت آن به تنش های زنده و غیرزنده می شوند. به این منظور جهت شناسایی قارچ های اندوفیت درخت پسته و ارزیابی ویژگی های محرک رشدی و بیوکنترلی آن ها، از برگ و میوه درختان سالم پسته شهرستان رفسنجان نمونه برداری انجام گرفت. پس از شناسایی ریخت شناسی و مولکولی، فاکتورهای محرک رشدی از قبیل تولید اکسین، سیدروفور، حل کنندگی فسفات معدنی و فعالیت بیوکنترلی این قارچ ها از طریق تولید کیتیناز و سیانید هیدروژن ارزیابی گردید. مقایسه میانگین داده ها نشان داد که بیشترین میزان تولید اکسین در سطح صفر و 50 میلی گرم در لیتر تریپتوفان به ترتیب به میزان 34/19 و 88/32 میلی گرم در لیتر توسطTrichoderma atroviride TA2-2-1 تولید گردید. بیشترین میزان سیدروفور توسط Quambalaria cyanescens QC11-3-2  تولید شد که نسبت قطر هاله به پرگنه 96/2 بود. تنهاByssochlamys nivea BN1-1-1 قابلیت تولید حل کنندگی فسفات معدنی را داشت که نسبت قطر هاله به پرگنه 1/1 بود. بیشترین فعالیت کیتینازی به ترتیب در جدایه TH5-1-2 Trichoderma harzianum (U/mL 92/2) وT. atroviride TA2-2-1 (U/mL 34/2) مشاهده شد. گونه هایT. atroviride TA2-2-1  و Clonostachys rosea CR2-3-1 قادر به تولید به مقدار زیاد سیانید هیدروژن (درجه 5) بودند.
    کلیدواژگان: اندوفیت، سیدروفور، کیتیناز، سیانید هیدروژن
  • شهرزاد کرمی*، جعفر یثربی صفحات 73-84
    کادمیم به عنوان یکی از خطرناکترین عناصر برای جانداران شناخته می شود و به دلیل قابلیت دسترسی آسان برای گیاه، یک تهدید بزرگ برای چرخه غذایی محسوب می شود. بمنظور بررسی اثر افزودن کودهای بیولوژیک همچون باکتری محرک رشد گیاه میکروکوکوس یونانیسیس بر شکل های شیمیایی این فلز سنگین در خاک، آزمایشی گلخانه ای بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل دو سطح باکتری (با و بدون مایه زنی باکتری)، چهار سطح کادمیم (شاهد، 10، 20، و40 میلی گرم در کیلوگرم خاک)، و سه سطح رطوبتی مختلف (100، 80، و 65 درصد رطوبت ظرفیت مزرعه) بود.پس از برداشت ذرت، شکل های شیمیایی کادمیم در خاک بررسی گردید. نتایج نشان داد که با افزایش سطوح کادمیم کاربردی، مقادیر شکل های شیمیایی مختلف کادمیم نیز افزایش یافت. مایه زنی باکتری سبب کاهش شکل های تبادلی، کربناتی، آلی، متصل به اکسیدهای آهن و منگنز شد اما شکل باقیمانده با مایه زنی باکتری افزایش یافت و کادمیم به شکل کم محلول تر تبدیل شد. با کاهش رطوبت خاک، در شرایط بدون مایه زنی شکل های آلی و متصل به اکسیدهای آهن بی شکل کاهش و در شرایط مایه زنی شده شکل های متصل به اکسیدهای آهن بی شکل و منگنز افزایش یافت. بیشترین مقدار نسبی کادمیم مربوط به شکل کربناتی و سپس به ترتیب شکل های باقیمانده > متصل به اکسیدهای منگنز > متصل به اکسیدهای آهن بی شکل > آلی > تبادلی بود.
    کلیدواژگان: آلودگی، کادمیم، عصاره گیری دنباله ای
  • احمدرضا دهقانی تفتی*، سهراب محمودی، حسین علی علی خانی، معصومه صالحی صفحات 85-102

    بهره گیری از ریزسازواره های خاکزی می تواند بخشی از اثرات منفی تنش شوری را کاهش دهد. به منظور بررسی اثر شوری، قارچ میکوریزا آربوسکولار و باکتری حل کننده ترکیبات فسفری بر خصوصیات رشدی گیاه دارویی اسفرزه (Plantagoovata Forsk.) دو آزمایش طراحی و اجرا شد. در آزمایش اول به منظور غربال گری گونه مقاوم باکتری حل کننده فسفات در شرایط تنش شوری، 40 باکتری تحت آزمون نیمه کمی توان انحلال فسفات در شرایط شوری محیط کشت قرار گرفتند. برای این ارزیابی میزان نسبی انحلال فسفات، نسبت قطر هاله بر قطر کلنی تعیین گردید. سپس گونه برتر که بالاترین توان حل فسفات معدنی در شوری 60 دسی زیمنس بر متر داشت، انتخاب شد. مقایسه توالی 16S rRNA و آنالیز فیلوژنتیکی نشان داد که سوش جدا شده Pseudomonas fluorescens بود. آزمایش دوم به صورت فاکتوریل سه عاملی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اول سه سطح شوری شامل 5/2 ، 5 و 10 دسی زیمنس بر متر، عامل دوم قارچ میکوریزا شامل عدم کاربرد قارچ و گونه های Funneliformis mosseae، Rhizophagus intraradices و Glomus fasciculatum و عامل سوم شامل دو سطح عدم کاربرد باکتری و کاربرد باکتری برتر حاصل از آزمایش شناسایی باکتری بود. صفات مورد اندازه گیری شامل وزن خشک ساقه و ریشه، نسبت وزن خشک ریشه به ساقه، پاسخ رشد میکوریزایی و درصد کلونیزاسیون ریشه بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر متقابل تنش شوری و قارچ میکوریزا بر صفات وزن خشک ساقه و ریشه، نسبت وزن خشک ریشه به ساقه، پاسخ رشد میکوریزایی و درصد کلونیزاسیون ریشه و اثر متقابل تنش شوری، قارچ میکوریزا و باکتری بر وزن خشک ساقه در سطح احتمال 1 درصد معنی دار بود. همچنین اثر متقابل تنش شوری و باکتری بر نسبت وزن خشک ریشه به ساقه در سطح احتمال 5 درصد معنی دار بود. بیشترین وزن خشک ریشه و نسبت وزن خشک ریشه به ساقه در ترکیب تیماری 5/2 دسی زیمنس بر متر و کاربرد قارچ Glomus fasciculatum به میزان 07/1 گرم در گیاه و 29/0 حاصل شد. بیشترین پاسخ رشد میکوریزایی در ترکیب تیماری شوری 10 دسی زیمنس بر متر + قارچ Rhizophagus intraradices به میزان 7/76 درصد بود. مقایسه میانگین اثر متقابل تنش شوری و باکتری نشان داد بیشترین پاسخ رشد میکوریزایی در ترکیب تیماری شوری 10 دسی زیمنس بر متر + کاربرد باکتری Pseudomonas fluorescens  به میزان 6/45 درصد بود و بیشترین کلونیزاسیون ریشه در شوری 10 دسی زیمنس بر متر به وسیله قارچ میکوریزا Rhizophagus intraradices به میزان 1/65 درصد حاصل شد. نتایج نشان داد هر چند افزایش شوری توانست مولفه های رشدی گیاه را کاهش دهد، لکن کاربرد همزمان باکتری حل کننده فسفات معدنی و قارچ میکوریزا توانست اثرات منفی تنش شوری را تا حدی جبران نماید. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش می توان کاربرد همزمان باکتری Pseudomonas fluorescens و قارچ Rhizophagus intraradices را برای دستیابی به حداکثر تولید گیاه دارویی اسفرزه توصیه نمود.

    کلیدواژگان: اسفرزه، وزن خشک ساقه، وزن خشک ریشه، ریشه به ساقه، پاسخ رشد میکوریزایی، کلونیزاسیون ریشه
  • ناصر علی اصغرزاد، ارشد جودمند، بهمن خوش رو* صفحات 103-112

    برای افزایش کارایی و کیفیت کمپوست، غنی سازی عنصری و میکروبی از راهکارهای اساسی است. افزودن باکتری های مفید و محرک رشد گیاهان از جنبه های مختلف زیست محیطی مورد تایید می باشد. از عوامل موثر بر مدت زندمانی باکتری در کمپوست، pH آن می باشد. در این تحقیق کمپوست شهری را با اتوکلاو استریل نموده و به دو بخش شامل الف- کمپوست با pH اولیه (6/5) و ب- کمپوست با pH تنظیم شده در هفت توسط کربنات کلسیم) تقسیم شد. مایه زنی با باکتری Enterobacter cloacae با جمعیت CFU g-1 109 انجام گرفت. رطوبت کمپوست در حدود 40 درصد ظرفیت نگهداری آب تنظیم و نمونه ها در انکوباتور با دمای 26 درجه سلسیوس نگهداری شدند. شمارش جمعیت میکروبی و اندازه گیری pH کمپوست در زمان های 3، 15، 45، 75، 105، 135 ، 165 و 195روز پس از تلقیح انجام گردید. نتایج شمارش جمعیت میکروبی نشان داد که اثر pH در زنده مانی باکتری در کمپوست معنی دار بود (p<0.01). 45 روز پس از تلقیح، جمعیت میکروبی در کمپوست باpH  تنظیم نشده به حدود  CFU g-1  104 تقلیل یافت در حالی که در کمپوست تنظیم شده از نظر pH، این تعداد برابر  CFU g-1  109 بود. علیرغم نوسانات جمعیت میکروبی در کمپوست تنظیم نشده، تا 135 روز بعد از تلقیح در هر دو کمپوست جمعیت CFU g-1  107 حاکم بود. تعداد جمعیت باکتری در کمپوست تنظیم شده بعد از 165 روز و کمپوست بدون تنظیم بعد از 140 روز به جمعیت زیر حد استاندارد (CFU g-1  106) رسیدند.

    کلیدواژگان: انتروباکتر، غنی سازی میکروبی، باکتری حل کننده فسفات، pH
|
  • J. Mirzavand * Pages 1-11

    Soil tillage method and plant residue management are two important agricultural practices which affect soil properties, fauna population and crop production. A 3-year field experiment was conducted to evaluate the effects of tillage methods (conventional tillage (CT), reduced tillage (RT), and No-Till (NT)) and wheat residue management (residue removal and retention) on earthworm population, infiltration process, organic carbon (OC), and corn yield at Zarghan, Fars province. The experimental design was a split-plot with three replications. The highest kernel yield (14447 kg ha-1) and harvest index (36.82%) of corn were obtained by RT and CT methods when residue returned, respectively. Applying RT method accompanied by keeping residue increased corn yield up to 30% compared to NT method. Organic carbon decreased by CT method and residue removal at 15 and 12% in the soil depth ranges of 0-10 and 10-20 cm compared to conservation tillage, respectively. The highest water infiltration process into the soil was achieved by RT and CT methods compared to NT method when residue returned. The highest earthworm population was obtained by NT method and residue retention, while earthworm population decreased by CT method and residue removal at 38.5 and 50% compared to RT and NT methods, respectively. It is concluded that, to grantee the corn yield potential and improve earthworm activity and soil fertility under wheat-corn rotation, adopting RT method accompanied by keeping wheat residue (standing residue with a height of 30 cm), is recommended.

    Keywords: Conservation tillage, Earthworm population, Reduced tillage, Standing residue
  • K. Saghafi, J. Ahmadi *, A. Asgharzadeh, H. Roknizadeh, S. M. Hosseini Mazinani Pages 13-27
    Pseudomonas bacteria are the most important plant growth promoting rhizobacteria due to their widespread distribution in soil, their potential to colonizemany plant roots and possessing different plant growth promoting characteristics. The present study aimed to identify isolates of Pseudomonas fluorescens strains of olive tree rhizosphere in saline gardens of Qazvin province.  Plant growth promoting characteristics of  fifteen isolates of Pseudomonas fluorescens strains such as siderophore, auxin, hydrogen cyanide, ACC deaminase enzyme production, phosphorus solubility in liquid medium, pH changes and salt tolerance (NaCl, MgCl2 and CaCl2) (100, 200, 400 mM) were evaluated . Results showed that the dominant strains in producing ACC deaminase were Q7 and Q9, respectively. The Q2 strain was the best one to enhance the production of auxin (11.96 µg.ml-1). The solubility of phosphorus in conjunction with pH showed a negative correlation and the highest amount of dissolved phosphorus was related to Q13 (251) isolate. Also, the half of strains (40%) was not able to produce HCN. Commonly, all studied strains were able to produce siderophore after two, four and six days of incubation. Expect Q1 and Q8, other strains were able to grow in the considered salt concentrations. Based on the results, we concluded that some of these strains can be targeted for genomics studies to improve salt stress resistance in plants and orchards under saline soils conditions.
    Keywords: ACC deaminase, Auxin, Olive, Siderophore, molecular detection, phylogeny tree
  • S. Keshavarz, R. Ghasemi, Fasaei *, A. M. Ronaghi, M. Zarei Pages 29-39

    A greenhouse experiment was conducted in a completely randomized design with factorial arrangement to investigate the influence of biological treatments (Pseudomonas fluorescens, Micrococcus yunnanensis, Claroideoglomus etunicatum and Funneliformis mosseae) on Vetiver grass grown on a crude oil contaminated calcareous soil (0, 2 and 4% crude oil). Results showed that the shoot and root dry weight and root colonization decreased in crude oil treatments. While the microbial respiration and total hydrocarbon concentration in post-harvest soil increased significantly. Soil inoculation with Micrococcus yunnanensis and Funneliformis mosseae had a positive effect on shoot dry weight but not for Pseudomonas fluorescens treatment. Iron concentration and iron and zinc concentrationsenhanced significantly in Claroideoglomus etunicatum and Funneliformis mosseae treatments respectively. Root colonization also increased when mycorrhiza inoculation applied to soil samples. Micrococcus yunnanensis and Funneliformis mosseae increased microbial soil respiration and total hydrocarbon content reduced in post-harvest soil. Our result showed that among tested microorganisms, Micrococcus yunnanensis and Funneliformis mosseae had more positive effects on bioremediation and plant growth in crude oil contaminated calcareous soil.

    Keywords: Arbuscular mycorrhiza, Plant growth promoting rhizobacteria, Oil pollution, Vetiver
  • M. Kahrarian * Pages 41-51
    Collembola along with mites are dominating in soils. In this research, the population of Entomobryomorpha was evaluated in three different ecosystems; field crop, oak forest and grassland in three cities (Eslamabad-e- Gharb, Paveh and Sare pol-e-zahab). Sampling was done every month from June 2016 to May 2018. In each site, ten soil samples were taken from a surface area of 100 cm2 with depth of 13 cm. Then, the population of collembolan was counted to species level.Temperature and moisture content of soil samples were also evaluated simultaneously. The relationship between presence/absence of species and habitat conditions was compared using logistic regression based on temperature and humidity.Totally, 16 species were identified that oak forest had higher species (average 79.2%) than other ecosystems in three different cities. The highest frequency percentage of springtails was in oak forest in Eslamabad-e- Gharb and Sare pol-e-zahab (60.77% and 69.22% respectively) and in Paveh, grassland had a higher frequency than field crop and oak forest (49.19 %). The results of monthly counting and habitat suitability modeling showed that the abundance population of the most species was occurred in November to May. Most Species frequency was correlated with soil moisture but it had an inverse relationship with soil temperature. However, some species such as Seira sp was presented in low humidity (6% in field crop and 8% in grassland) and high temperature (35 to 40 ċ). It indicates that not only soil temperature and soil moisture affect population size of soil arthropods but also other environmental factors might be effective in it.
    Keywords: Temperature, soil moisture, habitat suitability, Collembola
  • H. Kari Dolatabad, H. Asadi Rahmani *, F. Rejali Pages 53-71
    Endophytic fungi increase plant growth and confer stress resistance to plants  with different mechanisms. In order to identify endophytic fungiof Pistacia vera and to evaluate their growth promoting and biocontrol properties, samples were taken fromthe leaves and fruits of Pistacia vera in Rafsanjan. After morphological and molecular identification, Growth stimulating factors were evaluated by estimating auxin production, siderophore production and inorganic phosphate solubilizing activity. Biocontrol activities were evaluated based on chitinase and hydrogen cyanide production. Mean comparison of the data showed that the highest amounts of auxin at levels of 0 and 50 mg/L of tryptophan were produced with Trichoderma atroviride TA2-2-1as the amount of 19.34 and 32.88 mg/L, respectively. Quambalaria cyanescens QC11-3-2 produced the highest amount of siderophore which the ratio of the diameter of the halo zone to the colony was 2.96. Only, Byssochlamys nivea BN1-1-1had the ability to solubilize the inorganic phosphate which the ratio of the halo zone diameter to the colony diameter was 1/1. Most chitinase activities were observed by Trichoderma harzianum TH 5-1-2 (2.92 U/mL) and T. atroviride TA2-2-1 (2.34 U/mL), respectively. T. atroviride TA2-2-1 and Clonostachys rosea CR2-3-1 were able to produce the HCN.
    Keywords: Chitinase, Endophyte, Hydrogen cyanide, Siderophore
  • S. Karami *, J. Yasrebi Pages 73-84
    Cadmium (Cd) is known as one of the most dangerous elements for living organisms, and because of its easy availability for plant, is a major threat for the human food chain. In order to evaluate the effect of adding bio-fertilizers and inoculation of plant growth promoting rhizobacteria (PGPR) such as Micrococcus yunnanensis on chemical forms of soil cadmium, a greenhouse experiment was conducted with a factorial arranged in a completely randomized design with three replications. Treatments consisted of two levels of bacteria (with and without inoculation), four levels of Cd (control, 10, 20, and 40 mg kg-1), and three moisture levels (100, 80, and 65% of field capacity). After corn harvesting, amount of chemical forms of Cd were evaluated. Results indicate that increasing Cd levels significantly increased amount of all chemical forms of Cd. Application of bacteria decreased exchangeable (Ex), carbonate-bound (Car), organic-bound (Om), amorphous iron oxides-bound (AFe-ox) and manganese oxides-bound (Mn-ox) fractions but increased residual (Res) fraction. Reduction of soil moisture decreased Om and AFe-ox bound fractions in not inoculated treatments, but increased AFe-ox and Mn-ox fractions in inoculated soils. Highest contents of Cd were associated with Car-bound fraction, with the order being: Res > Mn ox-bound > AFe-ox- bound > Om -bound > Ex fractions.
    Keywords: Cadmium, Contamination, Sequential extraction
  • A. Dehghanitafti *, S. Mahmoodi, H. Alikhani, M. Salehi Pages 85-102

    Some beneficial soil microorganisms can reduce salt stress in many crops. Two experiments were carried outto study the effect of salinity and microorganisms on the growth characteristics of Plantago ovata Forsk. In the first experiment, tolerant species of phosphate-soluble bacteria screened in a salinity stress condition, a number of bacteria were subjected to semi-quantitative phosphate solubility test. The superior isolate was identified as Pseudomonas fluorescens based on the sequence 16S rRNA gene and other phylogenetic analysis. The second experiment was a factorial experiment in randomized complete block design with three replications. The first factor was three levels of salinity (2.5, 5 and 10 dS/m), the second factor was mycorrhizal fungus including Funneliformis mosseae, Rhizophagus intraradices and Glomus fasciculatum, and the third factor consisted of two levels of non-bacterial and bacterial application. Shoot and root dry weight, root to shoot dry weight ratio, mycorrhizal growth response and root colonization percentage were measured. Analysis of variance showed that interaction of salinity stress and mycorrhizal fungus on shoot dry weight was significant at level 1% probability. The interaction of salinity stress and bacteria on the ratio of root dry weight to shoot was significant at 5% probability level. The highest root dry weight and root/shoot ratio (1.7 and 0.9 respectively) were obtained at 2.5 dS/m + Glomus fasciculatum treatment. The highest mycorrhizal growth response percentage was 76.7% at 10 dS/m + Rhizophagus intraradice treatment.  Comparison of the mean interactions between salinity stress and bacteria showed that the highest mycorrhizal growth response percentage was obtained in the 10 dS/m salinity + Pseudomonas fluorescens treatment (45.6%). The results also showed that salinity decreased the yield of Isabgol, but the simultaneous application of PSB and AMF could compensate the negative effects of salinity stress. According to the results, it is possible to use the simultaneous application of Pseudomonas fluorescens and Rhizophagus intraradices to maximize the production of Plantago ovata Forsk.

    Keywords: Isabgol, Shoot dry weight, Root dry weight, Root to shoot dry weight, Mycorrhizal growth response, Root colonization
  • B. Khoshru *, N. Aliasgharzad, A. Jodmand Pages 103-112

    Elemental and microbial enrichment of compost are basic solutions to increase its quality. The addition of beneficial bacteria and plant growth promoters are confirmed by various environmental aspects. The pH of compost is a critical factor affecting bacterial persistence. In this study, the municipal compost was sterilized and divided into two parts: compost with initial pH (5.6) and compost with pH adjusted to 7 by calcium carbonate addition. Incubation of compost with Enterobacter cloacae was performed with 109 CFU g-1 population. The moisture content of the compost adjusted to about 40% of the water holding capacity and the samples were kept in an incubator at 26 °C. The microbial counting and pH measurement were accomplished at 3, 15, 45, 75, 105, 135, 165 and 195 days after inoculation. The results of microbial counting showed that the effect of pH on bacterial viability in the compost was significant (p<0.01). Forty-five days after inoculation, the microbial count in non-amended compost declined to about 104 CFU g-1 while in the amended compost it was 109 CFU g-1. Regardless of the fluctuations of microbial population in non-amended compost, the bacterial population was 107 CFU g-1 in both divisions of compost after 135 days' incubation. The number of bacteria in amended and non-amended composts was below the standard limit (106 CFU g-1) after 165 and 140 days incubation, respectively.

    Keywords: Compost, microbial enrichment, phosphate solubilizing bacteria, pH