فهرست مطالب

  • پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • زین العابدین نجفی*، مهدیه نجفی کرسامی صفحات 5-25
    فقیهان امامیه درباره نظریه تفکیک قوا بحث و اختلاف داشته اند. فقیهانی چون علامه نایینی و مرحوم آخوند خراسانی این نظریه را پذیرفته و از آن دفاع کرده اند و فقیهانی مانند شیخ فضل الله نوری و محمدحسین تبریزی آن را نپذیرفته و بدعت، ضلالت و مخالف شرع دانسته اند. نظریه تفکیک قوا در نظام ولایت فقیه پیچیده تر به نظر می رسد؛ زیرا نظام ولایت فقیه، که همان نظام امت و امامت است، متناسب با تمرکز قوا است. در این نوشتار با بررسی سیر تحول مفهوم تفکیک قوا در طول تاریخ و دلایل مسئله از آیات، روایات و سیره عقلا و بررسی آرای صاحب نظران اثبات شده است که اولا از دیدگاه مذهب امامیه، نظام تفکیک قوا به عنوان یک مدل حکومتی قابل قبول است و ثانیا تفکیک قوا در نظام ولایت فقیه کارآمد تر و بالنده تر است، با عنایت به این نکته که تفکیک قوا از دیدگاه امامیه و علمای این مذهب با آنچه در اندیشه غربی مطرح است، تفاوت های فراوانی دارد.
    کلیدواژگان: تفکیک قوا، مذهب امامیه، ولایت فقیه
  • محمد ملکی*، مرضیه نوری صفت صفحات 27-47
    در محدوده سده دوم که می رفت فقه شفاهی به فقه تعلیمی و مدرسه ای تبدیل شود، اختلافات فقیهان نیز در برخی از مسائل، چه در اصول و چه در فروع، پا را از نهان خانه ذهن ها بیرون نهاد و چه بسا همین اختلافات فقهی بود که در تاسیس مکتب های فقهی در صدر اسلام نقش اساسی را ایفا کرد. از میان اختلافات، قیاس مهم ترین مسئله ای است که در فلسفه و منطق، به ویژه در فقه اهل سنت و امامیه، به اصلی از اصول تبدیل شد، به گونه ای که یکی از منابع اجتهادی در فقه اهل سنت، یکی از ادله اجتهادی در فقه امامیه و یکی از برهان ها و ابزار استدلال، به ویژه در منطق و فلسفه، شمرده شد. این مقاله بر آن است ضمن تعریف جامع از قیاس، ضعف و قوت آن را بررسی کند و با توجه به فقه و فلسفه و نقد دیدگاه های غزالی در المستصفی، به این پرسش که «چرا امامیه به قیاس عمل نمی کند؟»  پاسخ اجتهادی و منطقی بدهد و اثبات کند که امامیه به دلیل گمان آور بودن قیاس فقهی مورد پذیرش عامه و ضرورت تحصیل یقین در احکام شرعی از طریق قرآن و سنت معصومان (ع) به قیاس عمل نمی کند.
    کلیدواژگان: قیاس، تمثیل، اهل سنت، فلسفه، فقه، امامیه، اجتهاد، عقل، نقد غزالی
  • حسین جوادی نیا* صفحات 49-71
    جابر بن یزید جعفی از اصحاب امام باقر و امام صادق (ع) و از راویان مشهور شیعه است که روایات مدح و ذم متعددی درباره اش وارد شده است. عده ای اندک از دانشمندان امامیه وی را تضعیف کرده اند؛ اما بسیاری دیگر او را توثیق کرده و در شمار برترین راویان و خواص اصحاب این دو امام آورده اند. آن روایات ذم و آرای تضعیف بهانه ای شده تا ناصر بن عبدالله قفاری، از علمای معاصر وهابی، در کتاب اصول مذهب الشیعه تلاش کند چهره ای کذاب و جاعل از جابر به تصویر بکشد و روایات منقول از وی در منابع روایی شیعه را مخدوش و ضعیف جلوه دهد. این نوشتار با بررسی سندی و متنی مستندات قفاری درباره جابر جعفی، نشان می دهد ایرادهای وی صحیح نیست و جابر از اتهام های مورد نظر (مانند جرح روایات، اختلاط، دیوانگی، جادوگری و شعبده بازی) مبرا است. سند تمام روایات مورد استناد قفاری در باب دیوانگی، جادوگری و شعبده بازی جابر ضعیف است و برخی روایات ضعف متنی نیز دارند. مستند وی درباره اختلاط جابر نیز مخدوش و غیر قابل استناد است.
    کلیدواژگان: جابر بن یزید جعفی، ناصر بن عبدالله قفاری، اصول مذهب الشیعه، دیوانگی، جادوگری
  • مریم بخشی*، علی قهرمانی، زیلا سروری صفحات 73-94
    ترجمه کانالی برای داد و ستد اندیشه و مهم ترین ابزار ارتباطی و پیشرفت بین ملت ها بوده که در آن مهارت و درک درست اندیشه ها در کنار امانتداری و پایبندی به سبک اهمیت فراوان می یابد. برای بررسی میزان موفقیت یک ترجمه، نقد ترجمه مورد توجه قرار می گیرد. هدف از نقد و بیان کاستی های ترجمه کمک به بهبود آن و دوری از خطاها و تلاش برای رفع آنها است. بطله کربلاء کتاب ارزشمند و سند مهم زندگانی آن حضرت و برخی از حوادث کربلا است. این کتاب اثر یک نویسنده سنی به نام عائشه عبدالرحمان است که آثار خود را با اسم بنت الشاطئ منتشر می کرد. پژوهش حاضر به دنبال آن است که ترجمه این اثر، با عنوان زینب بانوی قهرمان کربلا، به قلم حبیب الله چایچیان (حسان) و مهدی آیت الله زاده نایینی را با روش توصیفی تحلیلی نقد کند تا میزان موفقیت مترجمان را بسنجد و خطاهای آنان در ترجمه آن را مشخص کند. این ترجمه در دو بخش محاسن و کاستی ها و در دو قسمت کاستی های محتوایی و شکلی تحلیل شده است.
    کلیدواژگان: نقد ترجمه، بطله کربلاء، عایشه عبدالرحمان، بنت الشاطئ، چایچیان، آیت الله زاده نایینی
  • محسن مومنی* صفحات 95-118
    با تضعیف خلافت عباسی در قرن چهارم هجری، فضای سیاسی برای قدرت گیری امارت های محلی در منطقه عراق مساعد شد و به این ترتیب امارت شیعه مذهب بنی مزید در کنار مرکز خلافت عباسی شکل گرفت. مسئله اساسی که پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای با روش و رویکرد توصیفی تحلیلی دنبال می کند تعیین عوامل تاثیرگذار بر حیات این امارت در دوران حاکمیت آل بویه است. امارت بنی مزید چه نقشی در تحولات این دوره داشت؟ چه عواملی بر حیات سیاسی این امارت تاثیرگذار بوده است؟ چالش ها و فرصت های این امارت برای حفظ قدرت و نفوذ در منطقه فرات میانه تابع چه مسائلی بوده است؟ یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد امارت بنی مزید در منطقه فرات نفوذ و نقشی موثر و روابطی چندسویه با دستگاه خلافت، آل بویه و قبایل منطقه داشته است. امارت مزید در دوره آل بویه گاه تیول دار آل بویه و خلافت عباسی بوده است، گاه حامی شیعیان منطقه و زمانی نیز تامین کننده امنیت راه های تجاری و زیارتی عراق عرب. قدرت های محلی مانند بنی عقیل، بنی خفاجه و بنی دبیس در تحولات این امارت تاثیرگذار بوده اند.
    کلیدواژگان: امارت بنی مزید، آل بویه، خلیفه عباسی، شیعیان، بنی خفاجه
  • وحید شریفی گرم دره، محسن رفعت* صفحات 119-152
    مقتل الحسین موجود در کتاب الهدایه الکبری از مقاتل قدیمی شیعی است که در قرن چهارم نوشته شده است. بخشی از احادیث این کتاب، از روایاتی است که دستاویز کتب غالیانه ای شد که از قرن دهم به بعد رواج یافت و بر افکار شیعه در سده های بعد تاثیر گذاشت. خصیبی پنج روایت مفصل نقل کرده که اگرچه در قالب یک مقتل جامع نمی گنجد بیشتر بیانگر تصرف بی قید و شرط امام در نظام هستی و نیز علم غیب نامحدود و مطلق ایشان است. روایات او در مورد امام حسین (ع) و روز عاشورا ضمن اینکه دارای اضطراب متنی است، در برخی موارد با وقایع مسلم تاریخی ناسازگاری دارد و در مواردی نیز بر شان امام معصوم (ع) خدشه وارد کرده است. مقتل او در برخی از مطالب مربوط به جریان عاشورا، مخاطب را در موطن تامل و تردید می افکند و حتی در برخی موارد، شیعه را متاثر از اعتقاداتی خاص معرفی می کند، تا جایی که برخی از معاندان بر همین اساس، شیعیان را پیرو عقاید خرافی و بدون مبنا دانسته اند. این مقاله می کوشد با بررسی جامع تک تک گزاره های این کتاب به برخی از این هجمه های تحریفی اشاره کند و نیز مطالب تاریخی و روایی آن را که عمده ترین مباحث مورد تردید و دقت در این مقتل است مورد ارزیابی قرار دهد.
    کلیدواژگان: الهدایه الکبری، خصیبی، امام حسین (ع)، مقتل الحسین (ع)، روایات عاشورایی، شیعه
|
  • زين العابدين نجفي *, Mahdieh Najafi Karsami Pages 5-25
    Imamiyya jurisprudents have had controversy over the theory of separation of powers. The jurisprudents like Allamah Naini and the late Akhund Khurasani have accepted this view and defended it. The scholars such as Sheikh Fazlollah Nouri and Mohammad Hussein Tabrizi did not accept and considered it innovation, delusion, and opposition to Shari’a. The theory of separation of powers in the system of wilayat-e faqih seems more complicated, because the system of wilaya-e faqih that is the system of Ummah and Imamate is congruent with the concentration of power. In this paper, by examining the evolution of the concept of separation of powers through history and the proofs provided from the verses, narrations and intellectuals’ conduct for the issue, and studying the opinions of the scholars, it is proved that firstly, from Imamiyya’s view, the system of separation of powers is acceptable as a governance model; secondly, the separation of powers in the system of wilayat-e faqih is more efficient, given the fact that the separation of powers from the view of Imamiyya and its scholars is very different from that of Western thought.
    Keywords: Separation of Powers, Imamiyya, Wilayat-e faqih
  • Mohammad Maleki *, Marzeh Noorisefat Pages 27-47
    Around the second century AH, when oral jurisprudence was about to change to school jurisprudence, the differences of jurisprudents on some issues, both in primary and secondary principles, became apparent, and perhaps the same jurisprudential differences played a major role in establishment of jurisprudential schools in the early Islam. Among the differences, analogy is the most important issue in philosophy and logic, especially in Sunni and Imamiyya jurisprudence that became one of the principles, so that it was counted one of the ijtihadi sources[1] in Sunni jurisprudence, one of the ijtihadi proofs[2] in Imamiyya jurisprudence, and one of the arguments and argumentation tools, especially in logic and philosophy. This article, in addition to providing a comprehensive definition of analogy, seeks to examine its weakness and strength, and according to logic, philosophy, and the critique of al-Ghazzali’s views in al-Mustaṣfa, give a logical answer based on ijtihad to the question “Why does not Imamiyya act according to analogy?”. Also, it proves that Imamiya does not act according to analogy, due to the conjectural essence of commonly accepted jurisprudential analogy and the necessity of acquiring certainty in religious rules through the Qur’an and the conduct of the infallibles (as).


    [1] Sources of Ijtihad in Sunni jurisprudence


    [2] Proofs for Ijtihad in Imamiyya jurisprudence
    Keywords: Analogy, allegory, Sunni, philosophy, Jurisprudence, Imamiyya, Ijtihad, Intellect, Critique of Ghazzali’s views
  • Hossein Javadinia * Pages 49-71
    Jabir b. Yazid al-Ju’fi is one of the companions of Imam Baqir and Imam Sadiq (as), and among the famous Shi'a narrators, whom many narratives exist in praising or reprehending. Few Imamiyya scholars have criticized him, but many others have authorized and counted him among the greatest narrators and elite companions of these two Imams. Those few narratives in criticizing him made an excuse for Nasir b. Abdullah al-Qifari from the contemporary Wahhabi scholars to attempt to depict a false and fabricator figure of Jabir in the Book Usul al-madhhab al-Shi’a, and cast doubt about the hadiths narrated from him in Shia hadith resources. This paper, by examining the textual and documentary evidences of Qifari on Jabir Ju’fi's case, shows that Qifari’s claims are not true and that Jabir is free from the accusations (such as discrediting narrations, mixing, insanity, magic, and illusion). The document of all the narratives cited by Qifari concerning insanity, magic, and illusion of Jabir is weak and some narratives have also textual weakness. His document about Jabir's mixing is ​​also flawed and unreliable.
    Keywords: Jabir b. Yazid al-Ju’fi, Nasir b. Abdullah al-Qifari, Usul al-madhhab al-Shi’a, Insanity, magic
  • Maryam Bakhshi *, Ali Ghahramani, JILA SARVARI Pages 73-94
    Translation is a channel for exchanging thought and the most important means of communication and development of nations, in which skill and true understanding of the ideas along with accuracy and adherence to style are of great importance. To evaluate the success of a translation, the translation is critiqued. The purpose of criticizing and presenting the shortcomings of the translation is to help to improve it, avoid errors, and try to fix them. Batalata Karbala is a valuable book and an important document of the life of Lady Zaynab and some of the events of Karbala. This book is the work of the Sunni author, Aisha Abd al-Rahman, who published her works under the pen name Bent al-Shati. The present study seeks to criticize the translation of this work, titled “Zaynab, Banuye Qahraman-e Karbala” by Habibollah Chaichian (Hesan) and Mehdi Ayatollahzadeh Naini to evaluate the success of the translators and determine their errors in translating it. This translation has been analyzed in two parts of merits and shortcomings and two sections of content and form deficiencies.
    Keywords: Critique of translation, Batalata Karbala, Aisha al-Rahman, Bent al-Shati, Chaichian, Ayatollahzadeh Naini
  • Mohsen Momeni * Pages 95-118
    With the weakening of the Abbasid caliphate in the 4th century AH, the political atmosphere got prepared for local emirates in Iraq region to get power, and thus the Shiite emirate of Banu al-Mazid was established near the Abbasid caliphate center. The main issue that the present research is pursuing, using a descriptive-analytic approach to library resources, is to determine the factors affecting the life of this emirate during the rule of the Buyids. What role did Banu Mazid emirate play in the evolutions of this period? What factors have been affecting the political life of this emirate? What issues made the challenges and opportunities of this emirate to maintain its power and influence in the Middle Euphrates region? The findings of this research indicate that Banu Mazid emirate in Euphrates region had influence, effective role and multilateral relationship with the caliphate, the Buyids and the region tribes. The Mazidi emirate during the rule of the Buyids was sometimes feoffee of the Buyids and the Abbasid Caliphate, sometimes supporter of the Shi’as of the region and sometimes provider of the security of commercial and pilgrimage routes of Arab Iraq. Local powers such as the Banu ‘Uqayl, Banu khafaja and Banu Dibis have affected in the evolutions of this emirate.
    Keywords: Emirate, The Buyids, The Abbasid caliph, Shi’as, Banu Khafaja
  • Vahid Sharifi Garm Darreh, Mohsen Rafat * Pages 119-152
    Maqtal al-Husayn1[1]in the book al-Hidayat al-kubra is one of the old Shi’i maqtals written in the 4th century. Part of the hadiths of this book are from the narrations used as document in the books of exaggerators that became prevalent from the tenth century onwards, and influenced Shi’i thoughts in the later centuries. Khasibi has narrated five detailed narrations which – although do not come in the form of a comprehensive maqtal – mostly suggest unconditional Imam’s modification in the order of existence, as well as Imam’s unlimited and absolute knowledge of the unseen. Khasibi’s narrations about Imam Husayn (as) and the day of Ashura, while having textual disorder, in some cases are inconsistent with certain historical events, and in some cases also damage the honor of the infallible Imams (as). His maqtal in some of its contents about the events of Ashura draws the audience to doubt and suspicion, and even in some cases, introduces Shi'a influenced by certain beliefs, so far as some opponents, on this basis, consider Shi’a the followers of superstitious and unfounded beliefs. This article tries to highlight some of these misleading criticisms by comprehensively examining each of the propositions of this book, and also evaluate its historical and narrative contents, which are the main issues doubted and inspected in this maqtal.

    1. Maqtal al-Husayn (Arabic: مقتل الحسین (ع)) refers to the written accounts and narrations about how Imam al-Husayn (a) was martyred
    Keywords: Al-Hidayat al-kubra, Khasibi, Imam Husayn (as), Maqtal al-Husayn (as), Narrations about Ashura, Shi'a