فهرست مطالب

نقد و نظر - سال بیست و چهارم شماره 1 (پیاپی 93، بهار 1398)
  • سال بیست و چهارم شماره 1 (پیاپی 93، بهار 1398)
  • 184 صفحه، بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1398/02/29
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدتقی سبحانی، سیداکبر موسوی تنیانی * صفحات 5-30
    این پژوهش در پی یافتن سرنخ هایی از امتداد جریان کلامی هشام بن حکم در بصره است و با این پرسش اصلی دنبال می شود که خط فکری هشام بن حکم چرا و چگونه در بصره تداوم پیدا کرد. به نظر می رسد پس از آنکه هشام بن حکم و شاگردانش در بغداد مورد تعقیب و آزار دستگاه خلافت عباسی قرار گرفتند، برخی از شاگردان هشام همچون علی بن اسماعیل میثمی و حکم بن هشام بن حکم به دلیل رونق داشتن گفتگوهای کلامی در شهر بصره و نیز دوری آن شهر از مرکز خلافت عباسی، برای ادامه فعالیت های کلامی خویش به آن سامان مهاجرت کردند. آنها در راستای پیگیری اندیشه های کلامی خود، بیشتر با گروه فکری معتزله درگیری علمی داشته اند و از سوی دیگر مخالفت برخی از امامیان بصره با آنان نیز در خور توجه است. با توجه به مخالفت های برون مذهبی و درون مذهبی، این جریان پس از حضور کوتاه مدت و فعالیت های تاثیرگذارش در بصره به محاق رفت. البته هرچند تاکنون تصور روشنی از حضور این جریان در بصره وجود نداشته است، اما در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که خط کلامی پیرو هشام در اواخر سده دوم و نیمه سده سوم هجری در بصره فعال بوده اند.
    کلیدواژگان: کلام امامیه، جریان کلامی، هشام بن حکم، معتزله، بصره
  • اصغر آقائی *، حسین اترک، محسن جاهد صفحات 31-54
    این مقاله پس از آنکه به اجمال دیدگاه های مطرح در حقیقت نزول وحی را بیان می کند، بر اساس اندیشه های عرفانی در تحلیل و بیان مراتب هستی و تجلی حق در این مراتب، بیان می کند که قرآن کریم نیز ضرورتا منفصل از مراتب پیشین هستی نیست و در هر مرتبه ای متناسب با آن مرتبه، حضور دارد؛ از این رو از مرتبه «عنداللهی» و «ام الکتابی» تا مرتبه مادی، متناسب با هر مرتبه ای، به صورت اجمال یا تفصیل حضور دارد. به طبع اولین حضور تفصیلی قرآن به صورت لفظی بر اساس مراتب هستی، در عالم مثال خواهد بود؛ عالمی که عوارض ماده را دارد، بدون آنکه اصل ماده را داشته باشد. این مقاله بر اساس وحی رسالی و جایگاه جبرئیل در این وحی، معتقد است چون صورت های عالم مثال نزد فرشته وحی حاضر است و او فرشته ای است که «تنزیل قرآن» به او نسبت داده شده است، این نسبت، نسبتی حقیقی است و از حضور فعال وی در این تنزیل حکایت دارد و آن صورت بخشی الفاظ قرآن در مرتبه خیال منفصل و خیال متصل و تنزیل آن در قلب نبی است.
    کلیدواژگان: جبرئیل، نزول گزاره ای وحی، تنزیل لفظی وحی، وحی رسالی
  • حسین وفاپور * صفحات 55-77
    در برداشت از مفهوم خدا میان متفکران مسلمان با طیف گسترده ای از «نگاه شخص وار» در میان اشعریون تا «اندیشه وحدت وجودی» در میان فیلسوفان و عارفان مواجه هستیم. غزالی در دو دوره مختلف فکری اش، دو اندیشه کاملا متفاوت از مفهوم خداوند ارائه داده است. در واقع ما در اندیشه غزالی شاهد یک کشاکش درونی میان دو طیف تفکر یعنی تشخص وجود و وحدت گرایی هستیم. غزالی از یک سو به عنوان متفکری راست کیش در سنت کلامی اشعری، مفهومی از خداوند و صفات او مطابق با کلام اشعری ارائه می دهد، ولی همو پس از تطور فکری و تجدیدنظر در برخی اندیشه هایش، از نگاه صرف کلامی و اشعری به نگاه وحدت وجودی عارفان متمایل شده است. وی با تحلیلی افلاطونی، مفهومی وحدت وجودی از خداوند ارائه می دهد. این تغییر نگاه افزون بر آنکه بر نگاه های عارفان و فیلسوفان بعدی اثر گذارده است، نشان می دهد که هر چه نگاه یک متکلم یا فیلسوف متاله به ذوق عرفانی نزدیک تر شود، از درک شخص وار از خدا فاصله گرفته و به برداشت وحدت وجودی از مفهوم خدا نزدیک تر خواهد شد و این تغییر در دیگر اندیشه های متفکر نیز اثر خواهد داشت.
    کلیدواژگان: غزالی، مفهوم خدا، تشخص وجود، وحدت وجود، مشکوه الانوار
  • حبیب الله کاظم خانی * صفحات 78-100
    کانت در زمره فیلسوفانی است که به دلیل موضع گیری ویژه اش در رابطه اخلاق و دین جایگاه ممتازی یافته است. این موضع کانت که اخلاق، مستقل از دین می تواند تکالیف اخلاقی را شناسایی کند و همین اخلاق خودبنیاد لزوما به دین رهنمون می شود، سبب گردیده است متهم به تناقض گویی شود و حکم به وجود تعارض میان الهیات و اخلاق در فلسفه وی داده شود. نگارنده در نوشتار حاضر ضمن گزارش، شرح و تبیین چگونگی پیوند اخلاق و دین در چارچوب فلسفه استعلایی، کوشیده است نشان دهد که چنانچه موضع کانت در این زمینه در چارچوب نظام فلسفی ویژه وی و با در نظر گرفتن برخی ملاحظه های دیگر تحلیل و ارزیابی شود، رویکرد به ظاهر دوگانه کانت در قبال رابطه اخلاق و دین به موضعی واحد و سازگار مبدل می گردد؛ به بیان دیگر، وی با دادن معنای جدید به دین و قائل شدن به منشا واحدی برای اخلاق و دین می کوشد دغدغه های دینی، اخلاقی و معرفت شناسی خود را در یک نظام فلسفی جمع کند.
    کلیدواژگان: خیر اعلی، پیوند دین و اخلاق، جاودانگی نفس، خدا، کانت
  • احمد عبادی *، عمار اسحاق صفحات 101-126
    این مقاله تحلیلی بر تخیل خلاق علمی به عنوان مهم ترین عامل پیشرفت علم بر مبنای الگوهای نظری و نتایج تجربی علوم شناختی ارا ئه می دهد. بیشتر استنتاج های استقرایی انسان با مناسبات هستی شناسی شهودی عجین است؛ یعنی از راه استدلال به دست نیامده اند. هستی شناسی شهودی یک مجموعه محدود مقوله بنیاد است که چارچوب های نظری را شکل می دهد. خلاقیت علمی با انتظارات هستی شناختی پیشین ساخت مند شده است و بنابراین پیشرفت علم در گرو جدایی مسیر از هستی شناسی شهودی است. تمثیل ها ابزار معرفتی قدرتمندی جهت غلبه دانشمندان بر محدودیت های یادشده است، اما تمثیل ها نیز تحت تاثیر هستی شناسی شهودی اند؛ زیرا دانشمندان در محدوده ذهن خود از تمثیل استفاده می کنند. استفاده از دانش موجود در خلاقیت، تخیل ساخت مند است، پس پیشرفت علم براساس معرفت های موجود است و عمل تولید انگاره های خلاقانه به یک شیوه است: ایجاد خلاقانه اکتشاف یا اختراع جدید از بعضی مفاهیم آشنا. رابطه مشاهده و نظریه در علم برمبنای ساختار فوق از طریق تخیل خلاق برقرار می شود، نه تعمیم الگوهای موجود.
    کلیدواژگان: هستی شناسی شهودی، تمثیل، خلاقیت، تخیل علمی، تخیل ساخت مند
  • محمد آهی *، محمد طاهری صفحات 127-149
    فهم متون از مهم ترین مباحث مطرح در حوزه علوم انسانی و از دغدغه های اصلی صاحب نظران بوده است. ژاک دریدا با طرح راهبرد ساخت شکنی، جریان نوی را در این عرصه ایجاد کرد. او با زیرساخت فکری برگرفته از هستی شناسی مارتین هایدگر، هرمنوتیک حاکم بر اندیشه های فیلسوفان غرب را به چالش کشید. نیز با تردید افکنی در دسته بندی ها و قوانین زبان شناسانه از قبیل دال، مدلول، نشانه، تمایز، کلام محوری و آوامحوری به این نتیجه رسید که هر دال می تواند مدلول هایی متفاوت داشته باشد. او بزرگ ترین مانع در فهم متون را ساخت خود متون می دانست؛ از این رو بدون ارائه هیچ دلیل علمی و عقلی با اندیشه های هوسرل در پدیدار شناسی و آرای لوی اشتراوس در ساختارگرایی و نیز آرای سوسور در نشانه شناسی به مخالفت برخاست و نتیجه گرفت که با وجود دلالت بی پایان نشانه ها بر یکدیگر، زمینه جدایی دال همیشه دلالت گر از مدلول پیوسته غایب ‏‏فراهم می شود؛ از همین رو نتیجه گرفت که دستیابی به یک فهم قطعی و حقیقی از متون غیر ممکن است. در این مقاله کوشیده ایم به تحلیل انتقادی این نظریه به روش توصیفی تحلیلی بر مبنای تعقلی منطقی بپردازیم و درستی یا نادرستی آن را به بحث گذاریم.
    کلیدواژگان: هرمنوتیک، ساخت شکنی، ساختارگرایی، فهم متون، ژاک دریدا
  • طاهره احمدی بهاران *، مهدی غیاثوند صفحات 150-167
    در پاسخ به پرسش متافیزیکی امکان زندگی پس از مرگ، برخی امکان زندگی پس از مرگ را با مادی انگاری سازگارتر می یابند تا مجردانگاری. لین بیکر از مشهورترین فیلسوفان دین معاصر است که از این ایده دفاع کرده و با به کارگیری تعبیر «تقوم»، برای صورت بندی آن تلاش کرده است؛ اما تلاش او واکنش هایی را برانگیخته است. برخی از مخالفان، مشکل اصلی دیدگاه او را ناسازگاری درونی ایده های او می دانند که در طرح کلی او برای پاسخ گویی به مسئله زندگی پس از مرگ نقشی محوری بر عهده دارد؛ یعنی ایده «وحدت بدون این همانی». این مقاله در مسیری نزدیک و نه منطبق بر این خط انتقادی حرکت می کند. نشان دادن اینکه تاکید بر وحدت و همزمان نفی این همانی، علی الاصول ناسازگارند، هدف این مقاله نیست؛ بلکه نویسندگان در پی آن اند که نشان دهند ایده «وحدت بدون این همانی» یا مادی انگاری غیرتحویلی فارغ از اینکه علی الاصول قابل دفاع هست یا خیر، در عمل با به کارگیری مفهوم تقوم توسط بیکر، صورت بندی روشنی نمی یابد؛ بنابراین طرح کلی بیکر به شدت ابهام دارد. در بخش پایانی مقاله، کوشیده ایم با لحاظ امکان های مفهومی در ادبیات جاری متافیزیک معاصر، به ویژه مفهوم تحقق، راه های برون رفت از ابهام را بررسی کنیم.
    کلیدواژگان: زندگی پس از مرگ، تقوم، منظر اول شخص، مادی انگاری، لین بیکر
  • صفحات 168-174
|
  • Mohammad Taghi Sobhani, Sayyed Akbar Muosavi Tanyani * Pages 5-30
    This is a research that seeks traces of the continuity of the theological current of Hishām b. al-Ḥakam in Basra. The research is pursued with the question of why and how Hishām b. al-Ḥakam’s thoughts continued in Basra. As it seems, after Hishām b. al-Ḥakam and his students were persecuted by the Abbasid Caliphate in Baghdad, some of his students, such as ‘Alī b. Ismā’īl al-Maythamī and al-Ḥakam b. Hishām b. al-Ḥakam, migrated to Basra to continue their theological activities, because the city was a thriving environment for theological dialogues and was distant from the center of the Abbasid Caliphate. In order to pursue their theological thoughts, they had scholarly interactions with the intellectual sect of Mu’tazila, and the opposition they faced from some Imāmīs in Basra is remarkable. Given oppositions to them by people outside and inside the Imāmīyya denomination, the current faded after a short-term presence and influential activities in Basra. Although there has so far not been a clear picture of their presence in Basra, in this research we have found that the theological strand following Hishām was active in Basra in late second and mid-third centuries AH.
    Keywords: Hish?m b. al-?akam, Basra, ‘Al? b. Ism?’?l al-Maytham?, Mu?ammad b. Sulaym?n al-N?fal?
  • Asghar Aghaei *, Hossein Atrak, Mohsen Jahed Pages 31-54
    This paper briefly reviews different views of the nature of revelation (waḥy), and then states that, in accordance to mystical views of the analysis of the stages of being and the manifestation of God in these stages, and thus, the Quran is not necessarily detached from prior stages of being and is present in each stage as appropriate to that stage. Thus, the Quran is present in the “Before-God” and “the Mother Book” stage down to the material stage, existing in condensed (ijmālī) or expanded (tafṣīlī) forms. Given the stages of being, the first expanded verbal presence of the Quran would be in the imaginal world (‘ālam al-mithāl), in which material accidents exist without the existence of the matter itself. Given the missionary revelation and the place of Gabriel (or Jabra’īl) therein, the paper argues that since forms of the imaginal world are present to the angel of revelation, and he is the one to whom the revelation is attributed, the attribution is genuine, indicating his active presence in the revelation, which is the formulation of Quranic words at the stage of detached and attached imagination and sending it down to the heart of the Prophet.
    Keywords: Gabriel, propositional revelation, verbal revelation, missionary, Revelation
  • Hossein Vafapoor * Pages 55-77
    There is wide spectrum of views by Muslim intellectuals as concerning the concept of God, from a “personified” view by Ash’arites to a “pantheistic” view by philosophers and mystics. In two of his intellectual periods, al-Ghazālī has propounded two diametrically opposing views of the concept of God. In fact, his view is characterized by a dilemma between two views, that is, the individuation of existence and unity. On one hand, al-Ghazālī as an orthodox Ash’arite theologian provides an account of God and His attributes based on the Ash’arite theology, and on the other hand, after an intellectual development and revision of his views, from a purely theological and Ash’arite view, has tended towards the mystical pantheistic view. Providing a Platonic analysis, he offers a pantheistic account of God. Such a revision has not only influenced the views of subsequent mystics and philosophers, shows that the closer a theologian or philosopher is to the mystical taste, the more distant he is from a personified understanding of God and the closer he becomes to a pantheistic conception thereof, and the change will affect other views of the intellectual as well.
    Keywords: Al-Ghaz?l?, concept of God, individuation of existence, pantheism (wa?dat al-wuj?d), Mishk?t al-Anw?r
  • Habibollah Kazemkhani * Pages 78-100
    Kant is a distinguished philosopher as to his position on the relation between morality and religion. Because of his view that morality can identify our duties independently of the religionand that such an autonomous morality will necessarily lead to the religion, Kant came to be accused of self-contradiction—a contradiction between theology and ethics. In this paper, I overview, explain, and account for how morality and religion are related to one another in the framework of Transcendental Philosophy, trying to show that if Kant’s position here is analyzed and assessed in terms of his particular philosophical system as well as other considerations, his apparently contradicting approach to the relation between morality and religion will turn out to be a unified coherent position. In other words, by giving a new meaning to religion and attributing a single origin to morality and religion, Kant tries to reconcile his religious, moral, and epistemological concerns within a single philosophical system.
    Keywords: The Highest Good, relation between religion, morality, eternity of the soul, God, Kant
  • Ahmad Ebadi *, Ammar Ishaq Pages 101-126
    This paper provides an analysis of creative scientific imagination as the most important factor in the advancement of science in accordance to theoretical models and empirical findings of cognitive sciences. Most inductive inferences are intertwined with intuitive ontological relations; that is, they are not arrived at through reasoning. Intuitive ontology is a restricted categorical set, constituting theoretical frameworks. Scientific creativity is constructed by prior ontological expectations, and thus, the progress of science is owed to parting way from intuitive ontology. Analogies are powerful epistemic tools at the disposal of scientists to overcome such restrictions. Nevertheless, analogies are also affected by intuitive ontology, since they deploy analogies within the limits of their own minds. To deploy the repertoire within their creativity is to have constructed imagination. Thus, the progress of science is based on available body of knowledge, and the production of creative images is done in one way: to creatively bring about a discovery or an invention of certain familiar concepts. The relation between observation and theory in science is based on this construction via creative imagination, rather than a generalization of available models.
    Keywords: Intuitive ontology, analogy, creativity, scientific imagination, structured imagination
  • Mohammad Ahi *, Mohammad Taheri Pages 127-149
    Understanding texts has been an important issue in humanities and a major concern of scholars. Jacques Derrida propounded the deconstruction approach and thus created a new strand in this regard. Drawing on an intellectual infrastructure derived from Martin Heidegger’s ontology, he challenged the hermeneutics governing the views of Western philosophers. Moreover, he cast doubts over linguistic classifications and laws, such as signifier, signified, sign, distinction, logocentrism, and phonocentrism, and concludes that every signifier can signify different things. He takes the main obstacle to understanding texts to be the construction of the texts. Thus, he opposed the phenomenological views of Husserl, structuralist views of Levi Strauss, and Saussure’s semiotics without providing any scholarly or rational reason, concluding that given infinite signification of signs for one another, there will be the possibility of an every-signifying signifier from an always-absent signified. Thus, he concluded that it is impossible to arrive at a certain and true understanding of a text. In this paper, we have tried to critically analyze this theory with a descriptive-analytic method in intellectual-logical terms, and thus discuss its truth or falsity.
    Keywords: Critique, analysis, deconstruction, structuralism, understanding texts, Jacques Derrida
  • Tahereh Ahmadi Baharan *, Mahdi Ghiasvand Pages 150-167
    In answer to the metaphysical question of the possibility of life after death, some people find the possibility of posthumous life more compatible with materialism than with immaterialism. Lynne Baker is one of the best-known contemporary philosophers of religion who has defended the idea, and has tried to formulate the view in terms of “constitution,” though her attempt has given rise to reactions. Some opponents believe that the main problem with her view is its internal inconsistency, which is central to the problem of life after death; that is, the idea of “unity without identity.” This paper presents a similar, and not an identical, criticism. The paper does not aim to show that it is inconsistent to emphasize on unity and reject identity at the same time; instead, we seek to show that the idea of “unity without identity” or non-reductive materialism does not actually find a clear-cut formulation in terms of her concept of constitution, whether or not its defensible. Thus, Baker’s main project is highly ambiguous. In the final section of the paper, we have sought to consider ways out of the ambiguity by drawing upon conceptual possibilities in the present literature of contemporary metaphysics, particularly the notion of realization.
    Keywords: Posthumous life, constitution, first-person perspective, materialism, Lynne Baker