فهرست مطالب

  • پیاپی 1 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صفحات 5-6
  • سیدموسی شبیری زنجانی * صفحات 7-34
    از فروعات مهم کتاب نکاح «مقدار مهریه زن در صورت فوت احد الزوجین قبل از مباشرت» است. با توجه به اینکه منشا اختلاف انظار فقها، اختلاف روایات است، تحقیق حاضر پس از بیان دیدگاه ها، به ذکر روایات پرداخته است.
    در مساله دو دسته از روایات وجود دارد. در یک دسته حکم به پرداخت مهریه کامل و در دسته دیگر، حکم به تنصیف مهریه شده است. در حل این تعارض، جمعی از شیخ طوسی و جمعی دیگر از صاحب ریاض مطرح شده است؛ ولی به نظر می رسد که هیچ یک از این جمع ها عرفی نیست و باید سراغ مرجحات رفت و مقتضای مرجحات، تقدیم روایات تنصیف می باشد.
    کلیدواژگان: مهریه، تنصیف، مباشرت
  • علی مراد مهاجری * صفحات 35-81
    در مقاله پیش رو به بررسی حکم فقهی یکی از اقسام متصوره اجاره رحم پرداخته شده است: اجاره بین زن اجنبیه و مرد اجنبی به این شکل که مرد منی خود را با تخمک آن زن داخل رحم همان زن تلقیح کند و زن، جنین حاصل شده را داخل رحم خود نگه داشته تا رشد کند و بعد از زایمان بچه را به مرد تحویل دهد.
    از آن جا که برای حکم به صحت اجاره رحم پیش گفته دو شرط لازم است: 1. وجود شرایط صحت اجاره؛ 2. عدم نهی شارع.
    در دو بخش وجود این دو شرط بررسی و بطلان اجاره پیش گفته نتیجه گرفته شده است.
    کلیدواژگان: اجاره، اجاره رحم، ناباروری، تلقیح مصنوعی
  • سیدعبدالحسین آل یاسین * صفحات 83-122
    آن چه در مقاله پیش رو مطرح شده، بررسی حکم اشاعه فحشا - به معنای نشردادن خبر فحشا نه خود فحشا- به صورت یک عنوان مستقل از دیگر عنوانهای محرمه است؛ به گونه ای که حتی اگر «نشر خبر فحشا» تحت ادله حرمت غیبت یا تهمت و... نیز قرار نگیرد، به علت صدق همین عنوان یادشده حرام باشد و در اثنای بحث ها، به برخی از مسائل دیگر نیز پرداخته شده است؛ از جمله: آیا «نقل خبر فحشا» بدون این که اشاعه و نشر بر آن صادق باشد نیز حرام می باشد؟
    آیا نقل و بازگوکردن گناهانی که فاحشه گناهی که قباحتش بین و آشکار است یا شدیدتر است از دیگر گناهان بر آن ها صادق نیست نیز حرام است؟ از مجموع ادله بیان شده در مقاله به این نتیجه می رسیم که اشاعه فحشا (نقل و بازگوکردن و نشر اخبار فواحش) به صورت یک عنوان مستقل حرام نیست؛ بلکه در صورتی حرام است که عنوان حرام دیگری بر آن صادق باشد؛ یعنی در قالب غیبت یا بهتان یا اذاعه سر مومن یا ایذای مومن یا تذلیل و تشویه چهره جامعه مومنان یا ترویج ابزار و آلت معصیت یا اعانه بر اثم یا پدیدساختن مفسده هایی مانند از بین رفتن حس اعتماد بین اشخاص و بدبین شدن به دین اسلام و... قرار گیرد و البته با توجه به نتیجه پیش گفته، حکم حرمت «نقل خبر گناه» دائرمدار صدق «اشاعه» و صدق «فاحشه» نخواهد بود.
    کلیدواژگان: اشاعه فاحشه، بازگوکردن فحشا، نقل فحشا، نشردادن خبر فحشا، اذاعه فحشا، جهر بالسوء، آشکارکردن گناه
  • غلام رضا احسنی * صفحات 123-155
    وقت شرعی نماز جمعه به معنای دو رکعت نماز از دو ناحیه ابتدا و انتهای وقت نیازمند بررسی است. در مقدمه به علت اهمیت چگونگی تعبیر از نماز جمعه در روایت ها، تعبیرهای گوناگون بررسی و نتیجهگیری شده و استعمال صلاه الظهر برای نماز جمعه، مورد تردید است. در بدنه اصلی مقاله، دو بخش ابتدای وقت نماز جمعه و انتهای آن، جداگانه پیگیری و به واسطه اجماع و روایت های گوناگون، اثبات شده است که اول وقت نماز جمعه زوال خورشید است. در بحث انتهای وقت نماز جمعه نیز، بعد از بیان شش نظر - به میزان زمان خطبه ها و نماز جمعه، یک ساعت بعد از زوال، رسیدن سایه به اندازه جسم سایهدار، امتداد به میزان وقت ظهر، رسیدن سایه به دو قدم و تضییق مطلق - و بررسی جداگانه ادله هریک از اقوال، قول به تضییق عرفی وقت نماز جمعه به علت وجود روایت های گوناگون دال بر تضییق و نبود شاهد واضحی بر هیچ یک از تضییقات بیانشده، ترجیح داده شده است.
    کلیدواژگان: وقت نماز جمعه، ابتدای وقت نماز جمعه، انتهای وقت نماز جمعه، زوال، تضییق عرفی
  • السیدمحمدمهدی الموسوی الخلخالی صفحات 157-165
    إن حرمه الربا من ضروریات الشریعه الإسلامیه و آیات الکتاب و الروایات المتظافره من السنه، قاضیه بها. لکن مع ذلک فی تحدیدها، ابحاث. منها شمول ادله حرمه الربا، للربا الإنتاجی، و إن حاول بعض المعاصرین إثبات حلیه الربا الإنتاجی فی قبال الربا الاستهلاکی باشد محاوله، بید یثبت هذا المقال انها محاوله بلا طائل.
    کلیدواژگان: الربا، الربا القرضی، الربا الإنتاجی، الربا الاستهلاکی، عله تحریم الربا
  • محمدتقی الشهیدی صفحات 167-180
    وجود حق مسمی بالحق المعنوی یکون من موارد النزاع بین المتاخرین. اما المولف فاستدل علی ذلک بدلائل کثیره لیثبته؛ إما بالعنوان الاولی او الثانوی. اما بالعنوان الاولی فیثبته بادله اللاضرر و تحریم الظلم و اما بالعنوان الثانوی فبادله لزوم الوفاء بالشرط، إن اشترط ذلک فی العقد. ثم طرح فرعا حول ان هذا الحق یعتبر من صاحبه المسلم فقط او ان حقوق الکفار المعنویه ایضا محترمه و یستنتج احترام ذلک الحق حتی من الکفار.
    کلیدواژگان: الحق العینی، الحق الشخصی، الحق المعنوی، الظلم، لاضرر، الکافر، المسلم