فهرست مطالب

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی - پیاپی 29 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 29 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل دارچین بر غلظت سرمی DPP4، مقاومت به انسولین، ترکیب بدنی و Vo2max پسران دارای اضافه وزن
    مسعود رحمتی*، عبدالرضا کاظمی، هادی کرندی، علیرضا شیبک صفحات 7-8
    سابقه و هدف
    دی پپتیدیل پپتیداز 4 (DPP4) یک آدیپوکاین مرتبط با مقاومت به انسولین است. مهار آن موجب افزایش توانایی بدن در کنترل قندخون و افزایش اکسیداسیون چربی می شود. از سوی دیگر، دارچین به وسیله فعال کردن گیرنده انسولینی باعث افزایش برداشت گلوکز می شود. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید (HIIT) همراه با مصرف دارچین بر غلظت DPP4، مقاومت به انسولین، ترکیب بدنی و اکسیژن مصرفی بیشینه (Vo2max) پسران دارای اضافه وزن بود. مواد و روش ها: آزمودنی ها (دامنه سنی 18-16 سال، قد 172-162 سانتیمتر، وزن 61-51 کیلوگرم و BMI 29-25 کیلوگرم بر متر مربع) در گروه های تمرین، تمرین-مکمل، مکمل و کنترل قرار گرفتند. گروه های تمرین به مدت شش هفته و سه جلسه در هفته HIIT انجام دادند. هر جلسه تمرینی شامل سه وهله HIIT (چهار دقیقه با شدت 90% ضربان قلب ذخیره) با دو دقیقه استراحت بین هر دو وهله بود. گروه های مکمل، روزانه سه کپسول حاوی 380 میلی گرم دارچین مصرف می کردند. مقادیر DPP4، مقاومت انسولینی، انسولین، گلوکز ناشتا، درصد چربی، BMI و Vo2max، 48 ساعت پیش و پس از برنامه تمرینی ارزیابی شد. برای تحلیل های آماری از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه استفاده شد. یافته ها: کاهش معنی داری در سطوح DPP4 گروه های تمرین-مکمل (001/0 P=) و تمرین (004/0 P=)، میزان مقاومت به انسولین گروه های تمرین-مکمل (001/0 P=) و تمرین (001/0 P=)، انسولین گروه های تمرین-مکمل (004/0 P=) و تمرین (005/0 P=)، گلوکز ناشتای گروه های تمرین-مکمل (001/0 P=) و تمرین (002/0 P=)، BMI گروه های تمرین-مکمل (008/0 P=) و تمرین (001/0 P=) و افزایش معنی داری در میزان Vo2max گروه های تمرین-مکمل (001/0 P=) و تمرین (001/0 P=) نسبت به گروه های مکمل و کنترل مشاهده شد. نتیجه گیری: استفاده از HIIT در جهت کاهش DPP4، مقاومت به انسولین، انسولین، گلوکز خون و نیز بهبود ترکیب بدنی و Vo2max پسران دارای اضافه وزن پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: HIIT، DPP4، دارچین، مقاومت به انسولین، VO2max
  • بررسی تغییرات ایجاد شده در عوامل اتوفاژی در دوره های زمانی بعد از یک جلسه فعالیت ورزشی استقامتی وامانده ساز در عضله درشت نئی قدامی موش های بالب سی
    مهدیه ملانوری*، افسانه جمالی، حوریه سلیمان جاهی، محمدطاهر افشون پور صفحات 7-8
    اتوفاژی به عنوان یکی از فرایندهای حفاظتی سلول در سال های اخیر مطرح شده است. با توجه به تغییرات ایجاد شده در عوامل اتوفاژی به دنبال فعالیت های ورزشی، هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات ایجاد شده در عوامل اتوفاژی در دوره های زمانی بعد از یک جلسه فعالیت ورزشی استقامتی وامانده ساز در عضله درشت نئی قدامی موش های بالب سی بود. در راستای اجرای پژوهش، 12 سر موش بالب-سی به دو گروه ورزش و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها بلافاصله و 12 ساعت پس از اتمام جلسه فعالیت ورزشی تشریح شدند. جهت بررسی فاکتور های اتوفاژی از روش Real Time-PCR استفاده شد. نتایج آزمون t مستقل نشان هنده افزایش معنادار و کاهش سطوح بیان عوامل اتوفاژی در زمان های بلافاصله و 12 ساعت بعد از یک وهله فعالیت ورزشی استقامتی وامانده ساز بود (P≤0.05). نتایج مطالعه حاضر تایید کننده افزایش سطوح عوامل اتوفاژی بلافاصله بعد از یک وهله ورزش استقامتی وامانده ساز بوده است. ارتباط بین فعال سازی اتوفاژی و تغییرات ایجاد شده در عواملی مانند استرس اکسیداتیو، فاکتورهای ایمونولوژیکی و وضعیت متابولیکی می تواند در ایجاد این تغییرات موثر باشد.
    کلیدواژگان: فعالیت ورزشی استقامتی وامانده ساز، اتوفاژی، عضله اسکلتی
  • Comparisons of the effects of squat and leg ‌press exercises on the EMG activity of quadriceps femoris muscles during step descending activity
    محسن شایسته، نادر فرهپور*، امیرعلی جعفرنژادگرو صفحات 8-9
    سابقه و هدف
    تمرینات اسکات و پرس پا از شیوه هایی است که برای تقویت عضلات اندام تحتانی مورد استفاده قرارمی گیرد. هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر تقویت عضلات چهار سر رانی در دو تمرین اسکات و پرس پا بر عملکرد این عضله در فعالیت پایین آمدن از پله می باشد. مواد و روش ها: تعداد 20 نفر از دانشجویان مرد سالم به دو گروه مساوی به نام های اسکات و پرس پا تقسیم شدند. این گروه ها به مدت 12 جلسه به ترتیب به تمرینات اسکات همراه با حداکثر آداکشن ران و پرس پا همراه با حداکثر آداکشن ران پرداختند. همزمان با ثبت الکترومیوگرافی با چهار دوربین سری T (Hz200) مراحل استقرار روی پله و نوسان پا مجزا شدند و داده های الکترومیوگرافی هر مرحله جداگانه مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: درگروه اسکات و در مرحله استقرار، فعالیت الکتریکی عضله پهن داخلی پای چپ بعد از دوره تمرینی به طور معناداری کمتر از آن در قبل از دوره تمرینی بود (040/0=p). درگروه پرس پا، فعالیت عضله پهن داخلی پای راست در مرحله نوسان و پهن داخلی پای چپ در هر دو مرحله بعد از دوره تمرینی کم تر از آن در قبل از تمرین بودند (05/0≥p). تمرین موجب کاهش شدت فعالیت عضله پهن داخلی شد. این کاهش در گروه پرس پا بیشتر از آن در گروه اسکات بود (050/0=P). نتیجه گیری: تقویت عضلات چهارسررانی با استفاده از تمرینات پرس پا در مقایسه با تمرینات اسکات نتایج بهتری را به دنبال داشت. کاهش فعالیت عضله پهن داخلی در اثر این تمرین به منزله بالا رفتن قدرت نسبی این عضله است. توصیه می شود در برنامه تقویت انتخابی عضله پهن داخلی از پرس پا همراه با آبداکشن ران استفاده گردد.
    کلیدواژگان: فعالیت الکترومایوگرافی، پایین رفتن از پله، اسکات، پرس پا
  • تاثیر هشت هفته تمرینات پلایومتریک بر قدرت عضلات هیپ در زنان ورزشکار دارای والگوس داینامیک زانو
    فرزانه ساکی*، مریم مدهوش صفحات 9-10
    زمینه و هدف
    والگوس داینامیک زانو یک الگوی حرکت غیرطبیعی است که با حرکت رو به داخل زانوها حین فعالیت های تحمل وزن مشخص می شود. کاهش قدرت عضلات هیپ با افزایش والگوس زانو ارتباط دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات پلایومتریک بر قدرت عضلات هیپ زنان مبتلا به والگوس داینامیک زانو بود. روش تحقیق: در این کارآزمایی تصادفی کنترل شده، 26 زن دارای والگوس داینامیک زانو به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. قدرت عضلات اکستنسور، ابداکتور و اکسترنال روتیتور هیپ با استفاده از نیروسنج دیجیتال اندازه گیری شد. در طول هشت هفته گروه کنترل تنها در فعالیت های روتین دانشگاه شرکت داشتند، در صورتی که گروه تجربی در کنار تمرینات روتین، به مدت هشت هفته در تمرینات پلایومتریک شرکت کردند. از مدل ترکیبی تحلیل واریانس با اندازه های تکراری برای تحلیل داده ها استفاده شد (05/0 ≥P). یافته ها: پس از اجرای برنامه مداخله، قدرت عضلات اکستنور (003/0P=، 367/18F=)، ابداکتور (000/0P= ، 271/23F=) و اکسترنال روتیتور هیپ (001/0P= ، 631/14F=) در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی داری داشت . نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر شواهدی مبنی بر اثر مثبت تمرینات پلایومتریک بر قدرت عضلات هیپ در زنان ورزشکار دارای والگوس داینامیک زانو ارائه داد، از این رو با توجه به نتایج این تحقیق می توان گفت هشت هفته تمرینات پلایومتریک در زنان ورزشکار با والگوس داینامیک زانو می تواند عوامل خطر قابل تعدیل آسیب ACL نظیر قدرت را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: والگوس داینامیک زانو، تمرینات پلایومتریک، قدرت هیپ، آسیب های زانو
  • ارائه روش تمرینی مقاومتی-لاکتیکی و مقایسه تاثیر آن با تمرین مقاومتی سنتی بر هایپرتروفی عضلانی در بدنسازان حرفه ای
    روح الله نیکویی*، محسن حاتمی، احمد انحصاری صفحات 11-12
    مقدمه و هدف
    دستکاری متغیر های تمرین با هدف افزایش هر چه بیشتر استرس متابولیک عضله می تواند به هایپرتروفی عضلانی منجر شود. هدف از پژوهش حاضر، ارائه و بررسی اثر4 هفته تمرین مقاومتی با روش مقاومتی-لاکتیکی بر هایپرتروفی عضله راست رانی و مقایسه آن با تمرین مقاومتی-سنتی بود.
    مواد و روش ها
    بیست و چهار بدنساز حرفه ای مرد براساس سطح مقطع عضله راست رانی همسان سازی و بطور تصادفی در سه گروه تمرین مقاومتی-لاکتیکی(8=n) ، مقاومتی-سنتی(8n=)وکنترل(8n=) تقسیم شدند. مقایسه استرس متابولیک دو نوع تمرین از روش کنترل لاکتات و اوره خون بعد از انجام حرکت اسکوات در یک جلسه مجزا کنترل شد. سطح مقطع عضله راست رانی با سونوگرافی و قدرت با فرمول یک تکرار بیشینه قبل و بعد از انجام 4 هفته تمرین مقاومتی ارزیابی و تفاوت های درون و بین گروهی با آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند.
    یافته ها
    سطوح لاکتات خون بعد از اجرای حرکت اسکوات در دو گروه مقاومتی-لاکتیکی (35/1±76/10) و مقاومتی-سنتی (16/1±70/7) بطور معنی دار نسبت به سطح پایه افزایش یافت و تغییرات لاکتات بین دو گروه معنی دار بود (05/0 > P). بعد از 4 هفته تمرین مقاومتی تغییرات در سطح مقطع عضله راست رانی تنها در گروه مقاومتی-لاکتیکی نسبت به سطوح پایه (05/0 > P) و گروه کنترل تفاوت معنی دار داشت (05/0 > P). یک تکرار بیشینه در حرکت اسکوات در هر دو گروه تجربی نسبت به حالت پایه افزایش معنی دار داشت (01/0 > P) و مقادیر آن در گروه مقاومتی-لاکتیکی بیشتر از گروه سنتی و تفاوت بین دو گروه نیز معنی دار بود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    انجام تمرین مقاومتی به روش مقاومتی-لاکتیکی، استرس متابولیک بیشتری نسبت به تمرین مقاومتی-سنتی ایجاد می کند و اثرات آن در هایپرتروفی عضلانی و اکتساب قدرت چشمگیر تر از تمرین مقاومتی-سنتی است.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، لاکتات، استرس متابولیک، تمرین مقاومتی-لاکتیکی
  • بررسی دقت تخمین فشار CO2 خون شریانی از فشار CO2 انتهای بازدمی در سه شدت تمرینی 30، 50 و 70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی
    رقیه افرونده، میثم ایرانی، میثم شاهی صفحات 14-15
    سابقه و هدف
    هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر شدت تمرین بر دقت تخمین فشار CO2 خون شریانی از فشار CO2 انتهای بازدمی بود.
    مواد و روش ها
    10 آزمودنی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابتدا حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) آزمودنی ها با انجام پروتکل تمرینی فزاینده بدست آمد. سپس هر آزمودنی سه پروتکل تمرینی را با سه شدت 30 ، 50 و 70 درصد VO2max خود که مدت زمان هر تمرین 12 دقیقه بود انجام داد. نمونه های خونی در حین استراحت، تمرین و دوره ریکاوری گرفته شد و همچنین داده های مربوط به گازهای تنفسی جمع آوری شدند.
    یافته ها
    ضریب همبستگی بین PaCO2 و PaCO2pre و مقدار p در تمرین با شدت 30 درصد به ترتیب 807/0=r و 001/0=p و در تمرین با شدت 50 درصد 822/0=r و 001/0=p و در شدت 70 درصد VO2max برابر با 552/0=r و 003/0=p بود. درصد خطای تخمین در شدت 70 درصد VO2max بالاتر از درصد خطا در شدت های 30 و 50 درصد VO2max بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این مطالعه بنظر می رسد دقت تخمین فشار CO2 خون شریانی از فشار CO2 انتهای بازدمی در شدت های تمرینی بالاتر نسبت به شدت های پایین تر کمتر است.
    کلیدواژگان: دی اکسید کربن پایان بازدمی، دی اکسید کربن خون شریانی، شدت تمرین
  • زینب رضایی، سید محمد مرندی*، حجت الله علایی، فهیمه اسفرجانی صفحات 15-26
    زمینه و هدف
    بیماری پارکینسون یک اختلال تخریب نورونی است که به وسیله نقص رفتاری، شناختی و بیوشیمیایی مشخص می شود. این مطالعه اثر تمرین استقامتی قبل از تزریق 6-OHDA را بر بیان PGC-1α، FNDC5 و BDNF بررسی می کند.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر، رت های پارکینسونی از طریق تزریق 6-OHDA به میزان 𝜇g8 در دسته میانی مغز قدامی با استفاده از دستگاه استریوتاکس ایجاد شدند. گروه های آزمایشی شامل 1. سالین، 2. 6-OHDA، 3. سالین + تمرین و 4. 6-OHDA + تمرین بودند (هر گروه= 8 رت). گروه های تمرین 2 هفته پس از جراحی، 14 روز متوالی دویدن روی نوارگردان را آغاز کردند. 4 هفته پس از تحریک با 6-OHDA/سالین بیان mRNA برای PGC-1α، FNDC5 وBDNF  در استریاتوم رت ها بررسی شد. یافته ها: نتایج حاصل از آنوای یک طرفه نشان داد که تزریق 6-OHDA (گروه پارکینسون)، سبب افزایش چرخش های نامتقارن ناشی از آپومورفین و کاهش معنادار در بیان mRNAهای مسیر سیگنالینگ PGC-1α/FNDC5/BDNF می شود. با اینحال، تمرین استقامتی در گروه پارکینسون+تمرین، این اختلالات را به طور معناداری کاهش می دهد(p≤0/05). نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرین استقامتی می تواند اختلالات رفتاری و فیزیولوژیکی را در رتهای پارکینسونی کاهش دهد.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: آپومورفین، بیماری پارکینسون، تمرین و PGC-1α
  • ولی الله دبیدی روشن*، نفیسه نصراللهی بروجنی صفحات 27-41
    زمینه و هدف
    شاخص توده بدن و محیط کمر، چربی زیرپوستی را از بافت چربی احشایی که میزان زیادی با اختلال در عملکرد قلبی تنفسی مرتبط است، متمایز نمی کند. هدف مطالعه حاضر، ارزیابی غیرتهاجمی آمادگی تنفسی (CRF) در مردان و زنان اصفهان و ارتباط احتمالی بین شاخص های جدید چاقی شکمی با CRF بود. مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی روی افراد سالم 25 تا 65 سال اصفهان، مجموعا 248 آزمودنی شامل زنان و مردان با میانگین سنی زنان 39/11 ±50/ 37 و مردان 90/12 ± 99/41 به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. اطلاعات چاقی شکمی شامل شاخص شکل بدن (ABSI)، شاخص چاقی بدن (BAI)، نسبت کمر به لگن (WHR)، عملکرد قلبی تنفسی (حداکثر اکسیژن مصرفی به دست آمده از پروتکل های گام شمار و راکپورت و بروس) و فیزیولوژیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب) جمع آوری شدند و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین تعداد گامهای روزانه در زنان و مردان به ترتیب  6172  و 6341  که در هر دو گروه پایین تر از مقادیر طبیعی بوده است. در مقابل، شاخص های چاقی احشایی در دامنه بالایی مقادیر طبیعی در افراد با همان سن بود. بعلاوه، مقادیر Vo2max گام شمار به ترتیب 50/10 ± 58/30 و 91/8 ± 59/51 و Vo2max راکپورت06/14 ± 04/38و 51/13 ±13/43  و Vo2max  بروس  03/ 4± 45/ 32و 51/ 5± 26/44 به دست آمد که تقریبا در تمام شاخص های ترکیب بدنی به استثنای ABSI به طور منفی با VO2max برآورد شده به وسیله پروتکل های گام شمار و راکپورت مرتبط بود. نتیجه گیری: داده های ما ضرورت گسترش مداخله هایی برای بهبود آمادگی جسمانی و پیشگیری از افزایش چاقی را مورد تاکید قرار می دهد. پژوهش طولی برای تائید ارتباط بالقوه علی بین این تغییرها موردنیاز خواهد بود.
    کلیدواژگان: چاقی احشایی، گام شمار، VO2max، شاخص شکل بدن، آمادگی قلبی تنفسی
  • میترا خادم الشریعه*، وحید تادیبی، ناصر بهپور، محمدرضا حامدی نیا صفحات 43-55
    زمینه و هدف
    با توجه به اثرات مثبت فعالیت ورزشی در بیماران MS و تاثیری که بر عناصر و اجزای مختلف سیستم ایمنی دارد و کمبود اطلاعات در زمینه تمرینات ترکیبی، هدف تحقیق حاضر بررسی اثر یک دوره 12 هفته ای تمرین ترکیبی بر سطوحBDNF ، عوامل هماتولوژیک و برخی از شاخص های سیستم ایمنی در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس بود..
    مواد و روش ها
    به این منظور، تعداد 24 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس 20 تا50 ساله با درجه ناتوانی(EDSS) بین 2 تا 5  به صورت تصادفی در دو گروه گواه(12 نفر) و آزمایش(12 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل12 هفته و 3جلسه در هفته(دو جلسه تمرین هوازی و یک جلسه تمرین مقاومتی) بود.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که در گروه تمرینی میزان لنفوسیت ها(0001/ 0 p=)، منوسیت ها(0001/ 0 p=) و نوتروفیل ها(003/ 0 p=) به طور معناداری افزایش یافتند، اما تغییر معنی داری در شمار پلاکت ها(11/ 0 p=)، میزان گلبول های قرمز(34/ 0 p=)، هماتوکریت(08/ 0 p=) و BDNF (10/ 0 p=) مشاهده نشد. همچنین در گروه گواه نیز هیچ گونه تغییر معنی داری دیده نشد.
    نتیجه گیری
    به طور کلی می توان گفت که انجام برنامه های تمرین ترکیبی شامل وهله های فعالیت هوازی و مقاومتی در 3 روز غیر متوالی در هفته، برای زنان مبتلا به MS سودمند بوده و پیشنهاد می گردد. اما به نظر می رسد که برای اثر گذاری بیشتر تمرین، به ویژه بر شاخص های هماتولوژیک و نوروتروفیک، بهتر است بار تمرینات، بیشتر در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، مالتیپل اسکلروزیس، BDNF، سیستم ایمنی
  • رزیتا فتحی*، فرزاد فعلی، پژمان معتمدی، حمید رجبی، علی اکبر محمودی صفحات 57-72
    زمینه و هدف
    در مبتلایان به دیابت به ویژه آنانی که به فعالیت ورزشی می پردازند، عوامل بازدارنده آنژیوژنز کنترل شده و عوامل پیش برنده آنژیوژنز تقویت می شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثرات تمرینات استقامتی با شدت متوسط و بالا بر برخی فاکتورهای محرک آنژیوژنز در بافت کلیه رت های نر دیابتی می باشد.
    مواد و روش ها
    60 سر موش صحرایی نر به 6 گروه (10 سر در هر گروه): کم تحرک کنترل (SC)، دیابتی کم تحرک (SD)، دیابتی تمرین با شدت متوسط (DMT)، تمرین با شدت متوسط سالم (MT)، دیابتی تمرین با شدت بالا (DHT) و تمرین با شدت بالا سالم ((HT تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 8 هفته تمرین هوازی با شدت متوسط و بالا، 5 جلسه در هفته و 60 دقیقه در هر جلسه بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، موش ها بیهوش شدند و خون گیری و برداشت بافت کلیه برای سنجش گلوکز، VEGF وVEGFR1 انجام شد.
    یافته ها
    هشت هفته تمرین هوازی با شدت متوسط و بالا باعث کاهش معنی دار گلوکز خون موش های دیابتی شد، اما این کاهش در گروه DMT بیشتر بود. همچنین هشت هفته تمرین هوازی با شدت متوسط و بالا در هر دو گروه دیابتی باعث افزایش معنی دار VEGF (به ترتیب 002/0 = P و 0001/0 =P) نسبت به SD شد ولی در خصوص VEGFR1 فقط بین DHT نسبت به گروه SD تفاوت مشاهده شد (007/0 =P).
    نتیجه گیری
    در مقایسه با تمرینات هوازی با شدت بالا، تمرینات هوازی با شدت متوسط موجب کاهش بیشتر سطوح گلوکز و افزایش VEGF می شوند.
    کلیدواژگان: آنژیوژنز، VEGF، VEGFR1، تمرین هوازی، شدت تمرین، دیابت
  • حمید رجبی*، رضا غنیمتی، فریناز نصیری نژاد، فاطمه رمضانی صفحات 73-87
    سابقه و هدف
    تمرین تناوبی شدید به عنوان یک روش تمرینی جدید از طریق مسیرهای مختلف می تواند موجب هایپرتروفی فیزیوژیک قلب و محافظت قلبی شود. از اینرو هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر دو هفته تمرین تناوبی شدید برG-CSF، G-CSFR و C-Kit در بافت قلب موشهای صحرایی نر بود.
    مواد و روش ها
    بر این اساس 10 سر موش 8 هفته ای نر با نژاد ویستار (با میانگین وزنی 7/8+75/234 گرم) در دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. فعالیت گروه تمرینی از چهار بخش شامل: بخش اول سه روز تمرین هر روز دو جلسه و هر جلسه شامل 4 تناوب شدید دو دقیقه ی با سرعت 35 تا 40 متر بر دقیقه و 3 تناوب آهسته 2 دقیقه ای با سرعت 25 تا 30 متر بر دقیقه بین دو تناوب شدید بود. بخش دوم: دو روز تمرین مانند بخش اول از نظر تعداد تناوب ها بود اما با این تفاوت که شدت تناوب های شدید به 40 تا 45 متر بر دقیقه و تناوب های آهسته به 28 تا 32 متر بر دقیقه رسید. بخش سوم نیز شامل سه روز تمرینی بود. تعداد تناوب ها در این بخش به 5 تناوب شدید و 4 تناوب آهسته با شدت بخش دوم انجام شد. بخش چهارم شامل دو روز تمرینی همانند بخش سوم اما با این تفاوت که تعداد تناوب های شدید و آهسته یک تناوب افزایش یافت. پروتئین های G-CSF، G-CSFR و C-Kit با روش وسترن بلات در بافت قلب اندازه گیری شدند.
    نتایج
    آزمون t مستقل نشان داد که مقادیر G-CSF و C-Kit در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشت(05/0P≤). اما در مقادیر G-CSFR تفاوتی معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    تمرینات ورزشی تناوبی شدید حتی در دوره کوتاه مدت با افزایش سطح G-CSF و C-Kit می تواند تشکیل میوسیت های جدید را تحریک کند و از این طریق مسیر هایپرتروفی فیزیولوژیک قلب و سازو و کار محافظتی قلب را در برابر آسیب های احتمالی فعال کند.
    کلیدواژگان: تمرینات تناوبی شدید، هایپرتروفی فیزیولوژیک، G-CSF، سازگاری قلبی، C-Kit، محافظت قلبی
  • سمانه شیرخانی، سید محمد مرندی*، فاطمه کاظمی نسب، کامران قائدی، فهیمه اسفرجانی، محمدحسین نصر اصفهانی صفحات 89-102
    زمینه وهدف
    هدف از این پژوهش بررسی اثر 8 هفته تمرین استقامتی و رژیم غذائی بر بیان ژنPgc1α وUcp1 در بافت چربی موش های نر چاق و نرمال C57BL/6 می باشد.
    مواد و روش ها
    48سرموش نرC57BL/6به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: 1. گروه تغذیه شده با رژیم غذایی پرچرب، 2. گروه تغذیه شده با رژیم غذایی کم چرب (به مدت 12 هفته).سپس هر دو گروه چاق و نرمالبراساس میانگین وزنی برابر به چهار گروه تقسیم شدند:رژیم غذایی پرچرب-تمرین (HF-E)، رژیم غذایی پرچرب-بی تحرک (HF-S)، رژیم غذایی کم چرب-تمرین (LF-E)، رژیم غذایی کم چرب-بی تحرک (LF-S). موش های گروه تمرینی به مدت 8 هفته و 5 روز در هفته، با سرعت متوسط 19 متر در دقیقه و به مدت 45 دقیقه، تحت تمرین روی تردمیل قرار گرفتند.24 ساعت پس ازآخرین جلسه تمرینی،موش ها قربانی شدند. بافت چربی سفید زیرپوستی و چربی قهوه ای جدا و برای اندازه گیری بیان Pgc1α وUcp1در نیتروژن مایع فریز شد و با استفاده از q-PCRبیان ژن کمی سازی وازآزمون آنالیز واریانس دوطرفه در سطح 05/0˂pاستفاده شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد رژیم پرچرب منجر به افزایش معنی دار در سطوح Pgc1α در بافت چربی سفید زیرپوستی و چاقی منجر به کاهش معنی دار آن شده است. علاوه بر این، چاقی و تمرین استقامتی منجر به کاهش معنی دار بیان Pgc1α در بافت چربی قهوه ای شده است. همچنین بیان Ucp1 در گروه های چاق به طور معنی داری کمتر از گروه های نرمال بوده است(05/0˂p).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که سطوح Pgc1α و Ucp1 در بافت چربی زیرپوستی و قهوه ای موش های چاق به طور معنی دار کاهش می یابد که بیان گر اختلالات متابولیک در اثر چاقی می باشد. در حالیکه تمرین استقامتی منجر به افزایش بیان Pgc1α و Ucp1 در بافت چربی سفید زیرپوستی می شود.
    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، چربی بژ، چربی قهوه ای، Ucp1، Pgc1α
  • عاطفه قربانی، مرضیه ثاقب جو*، مهدی مقرنسی، فرشته احمدآبادی صفحات 103-113
    سابقه و هدف
      هنگام انجام فعالیت ورزشی در دمای محیطی بالاتر و یا پایین تر از دمای طبیعی بدن، حفظ دمای مرکزی بدن مستلزم افزایش هزینه انرژی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر حاد فعالیت ورزشی تناوبی در آب معتدل، گرم و سرد بر سطوح پلاسمایی گرلین آسیل دار و پپتید YYبود.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش نیمه تجربی، 13 زن جوان دارای اضافه وزن به صورت تصادفی انتخاب شدند و سه جلسه فعالیت ورزشی تناوبی به مدت 40 دقیقه با شدت تقریبی 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هر جلسه را در سه روز جداگانه در آب معتدل، گرم و سرد (به ترتیب در دمای 25-24، 5/37- 5/36 و 5/17-5/16 درجه سانتی گراد) انجام دادند. نمونه گیری خون، قبل و بلافاصله پس از هر جلسه انجام گرفت.
    یافته ها: سطح گرلین آسیل دار متعاقب فعالیت در آب معتدل، گرم و سرد کاهش معناداری یافت (05/0≥P). همچنین کاهش معنادار سطح این پپتید متعاقب فعالیت در آب سرد نسبت به آب گرم مشاهده شد (05/0=P)، اما بین آب معتدل- گرم و آب معتدل-سرد تفاوت معنادار نبود (05/0<P). سطح پپتید YY نیز متعاقب فعالیت در آب معتدل، گرم و سرد افزایش معناداری یافت (05/0≥P) و این افزایش در آب سرد نسبت به آب معتدل بالاتر بود (04/0=P)، اما بین آب سرد- گرم و معتدل-گرم تفاوت معنادار نبود (05/0<P).
    نتیجه گیری: به نظر می رسد انجام فعالیت ورزشی در آب (مستقل از درجه حرارت آب) به ترتیب به واسطه کاهش و افزایش سطح هورمون های اشتها آور و ضد اشتها منجر به کاهش اشتها پس از فعالیت ورزشی می شود، اما از آن جا که دامنه این تغییرات در آب سرد بیش تر بود، انتظار می رود که اثرات ضد اشتهایی فعالیت در آب سرد شدیدتر باشد.
    کلیدواژگان: فعالیت ورزشی تناوبی، استرس دمایی، گرلین آسیل دار، پپتید YY، اضافه وزن
  • کریم آزالی علمداری*، یوسف صابری صفحات 105-118
    مقدمه و هدف
    معمولا در وضعیت سندرم متابولیک، یک حالت التهابی مزمن درجه پایین حاکم است که به علت متمرکزشدن به اندام های داخلی تشخیص آن دشوار است. ولی افزایش فعالیت های استیل کولین استراز(ACHE)، بوتریل کولین استراز(BCHE) علاوه بر اینکه نشانگر قابل اعتماد این نوع التهاب هستند، همچنین به عنوان شاخص زودهنگام سندرم متابولیک نیز شناخته شده اند. بنابراین هدف ما بررسی تاثیر تمرین هوازی بر فعالیت ACHE و BCHE سرمی و شاخص های خطر قلبی-متابولیک در زنان میانسال مبتلا به سندرم متابولیک یود.
    روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع تجربی بود که در آن 25 (40-65 سال) زن چاق غیرفعال داوطلب دارای حداقل سه شاخص خطر سندرم متابولیک به طور تصادفی در دو گروه تجربی (13) و کنترل (12) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته در برنامه تمرین هوازی شامل راه رفتن و دویدن (3 بار درهفته)، به مدت 40دقیقه در هر جلسه با شدت 60 تا70 درصد از ضربان قلب ذخیره شرکت کردند. مقدار ACHE، BCHE سرم و سطوح شاخص های خطر متابولیک در طول مداخله با استفاده از آزمون تی همبسته به طور درون گروهی مقایسه شدند.
    یافته ها
    در طول مداخله، تفاوت معنی داری در متغیرهای گروه کنترل مشاهده نشد(05/0<P). به دنبال تمرین هوازی، مقدار لیپوپروتئین پرچگال افزایش(001/0P=) و مقدار BCHE (008/0P=)، گلوکز خون(0001/0P=)، دور کمر(0001/0P=) و امتیاز z سندرم متابولیک(001/0P=) کاهش یافتند. ولی ACHE (34/0P=)، تری گلیسرید(052/0P=)، فشارخون متوسط سرخرگی(15/0P=)، تعداد عامل های خطر سندرم متابولیک(054/0P=)، پس از تمرین تغییر معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    تمرین هوازی علاوه بر کاهش وخامت کلی سندرم متابولیک، به طور همزمان شدت التهاب سیستمیک را نیز کاهش می دهد که تصور می شود در جلوگیری از عواقب نامطلوب سندرم متابولیک بسیار موثر باشد. ولی به نظر می رسد که تفسیر دقیق نتایج ACHE نیازمند بررسی گلبولهای قرمز به جای سرم در تحقیقات آینده است.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، التهاب، ACHE، BCHE، سندرم متابولیک
|
  • The effect of HIIT with supplementation of cinnamon on DPP4 concentration, insulin resistance, BMI and Vo2max in overweight boys
    Masoud Rahmati *, Abdolreza Kazemi, Hadi Kerendi, Alireza Sheibak Pages 7-8
    Background&
    Purpose
    Dipeptidyl peptidase‐4 (DPP4) is known to be an adipokine which associated with insulin resistance. The purpose of this study was to investigate the effect of intensity interval training (HIIT) with supplementation of cinnamon on DPP4 concentration, insulin resistance, insulin, blood glucose, body fat percentage, BMI and Vo2max in overweight boys.
    Methodology
    The subjects were divided into 4 groups: Training, training-supplementation, supplementation and control. Training groups completed HIIT for 6 weeks. Subjects in supplementation groups consumed 3 capsules daily containing 380 mg of cinnamon. The values of DPP4, insulin resistance, insulin, blood glucose, body fat percentage, BMI and Vo2max were evaluated 48 hours before/after the training program.
    Results
    Significant decrease in the levels of DPP4 in training-supplementation (P = 0.001) and training (P = 0.004) groups, insulin resistance in training-supplementation (P = 0.001) and training (P = 0.001) groups, insulin in training-supplementation (P = 0.005) and training (P = 0.004) groups, glucose in training-supplementation (P = 0.001) and training (P = 0.002) groups and BMI values of training-supplementation (P = 0.008) and training (P = 0.001) groups was observed compared to supplementation and control groups. Also significant increase in the amounts of Vo2max was observed in training-supplementation (P = 0.001) and training (P = 0.001) groups compared to supplementation and control groups.
    Conclusion
    It is recommended that HIIT to be used for decreasing in DPP4, insulin resistance, insulin, blood glucose, and improving the body composition and aerobic performance of overweight boys.
    Keywords: HIIT, DPP4, Cinnamon, Insulin Resistance, VO2max
  • Assessment of Changes in Autophagy Factors in Time Courses of Acute Exhaustive Endurance Exercise in Tibialis Anterior Skeletal Muscle of BALB/c Mice
    Afsaneh Jamali, Hoorieh Soleimanjahi, Mohammad Taher Afshoonpour Pages 7-8
    Autophagy has been introduced as a protective mechanisms in cell in recent years. Regarding to the changes induced in autophagy factors following an acute physical exercise. The purpose of this study was to investigate the changes in autophagy factors in time courses of acute exhaustive endurance exercise in Tibialis Anterior skeletal muscle of BALB/c mice. Regarding the purpose of the study, 12 BALB/c mice were divided into two groups of exercise and control. Subjects were anatomized immediately and 12 hours after the end of the exercise session. The Real Time-PCR method was used to determine the expression of autophagy factors. Independent t-test showed significant increases in autophagy activation immediately after exercise and significant decreases 12 hours following acute exhaustive endurance exercise (P≤0.05). Our results proposed that significant increases induced in autophagy factors immediately after acute exhaustive exercise. Possible correlations between autophagy activation and changes in oxidative stress, some immunological factors and metabolic responses could be some of mechanisms of autophagy activation following acute exercise.
    Keywords: Exhaustive Endurance Exercise, Autophagy, Skeletal muscle
  • Effect of Eight Weeks Plyometric Training on Hip Strength in Female Athletes with Dynamic Knee Valgus
    Farzaneh Saki *, Maryam Madhoosh Pages 9-10
    Background and aim
    Dynamic knee valgus (DKV) is an abnormal movement pattern visually characterized by excessive medial movement of knees during weight bearing. Reduced strength of hip muscles might correlate with increased knee valgus. The aim of this study was to investigate the effect of plyometric exercise on hip strength in female with dynamic knee valgus.
    Methods
    In this randomize controlled trial, 26 female with dynamic knee valgus were randomly assigned into experimental and control group. Hip extensor, abductor and external rotator strength have been measured using digital dynamometer. During 8 weeks, the experimental group participated in plyometric exercises, but the control group participated only in their routine training sessions. Data were analyzed by Mixed Repeated Measures ANOVA (p≤.05).
    Results
    The results of study showed hip extensor (F=18.367, P=0.003), abductor (F=23.271, P=0.000) and external rotator (F=14.631, P= 0.001) was improved in experimental group compared to the control.
    Conclusion
    The results of this study provide evidence of the positive effect of plyometric exercises on the hip strength in female athletes with dynamic knee valgus. Therefore, according to the results of this study, we can say that eight weeks of plyometric exercises in female athlete with knee dynamic valgus can increase the modifiable risk factor of ACL injury, such as strength factors.
    Keywords: : Dynamic knee valgus, Plyometric training, Hip strength, Knee injury
  • Presentation of lacto-resistance training method and comparing its effect on muscle hypertrophy with traditional resistance training in professional bodybuilders
    Rohollah Nikooie *, Mohsen Hatami, Ahmad Enhesari Pages 11-12
    Background &
    Purpose
    : Manipulating of training variables with the aim to augment muscle metabolic stress could result in muscle hypertrophy.The purpose of the current study was to present a lacto-resistance training method and to compare its effect on rectus femoris muscle hypertrophy with traditional resistance training.
    Methodology
    Twenty- four male professional bodybuilders were randomly divided into three groups based on muscle cross-section area: lacto-resistance (n=8), traditional-resistance (n=8) and control (n=8). The comparison of metabolic stress between two types of exercise was done using monitoring blood lactate and urea following squat exercise. Muscle cross-section area and strength were measured by sonography and one repetition maximum (1RM), respectively, before and after 4 weeks of resistance training.
    Results
    Compared to the baseline values, blood lactate levels significantly increased following squat exercise in both lacto-resistance (10.76±1.35) and traditional–resistance (7.70±1.16) groups, and the changes in blood lactate was significant between two groups (P˂0.05). After 4 weeks of resistance training, the changes in rectus femoris muscle cross-section had a significant difference only in lacto-resistance group in comparison to its own baseline values (P˂0.05) and the control group (P˂0.05). Compared to the baseline values, 1RM measured in squat exercise significantly increased in both experimental groups (P˂0.01), the difference between groups was significant, and lacto-resistance group had higher values than those from the traditional-resistance group (P˂0.05).
    Conclusion
    Compared to the traditional resistance training, Lacto-resistance training induces a higher metabolic stress and its effects on muscle hypertrophy and strength are more impressive.
    Keywords: Resistance Training, Lactate, Metabolic stress, Lacto-resistance training
  • Survey of accuracy of arterial CO2 pressure estimation from end tidal CO2 pressure at three exercise intensities of 30, 50 and 70 percentage of VO2max
    Roghayyeh Afroundeh, Meysam Irani, Meysam Shahi Pages 14-15
    Background &
    Purpose
    The aim of this study was investigation of the effect of exercise intensity on accuracy of arterial CO2 pressure estimation from end tidal CO2 pressure.
    Methodology
    Ten subjects were selected as samples. At first, the maximum oxygen consumption (VO2max) of each subject was obtained by performing progressive exercise protocol. Then, each subject performed three protocols with intensities of 30%, 50% and 70% of his own VO2max and duration of each exercise was 12-minute. Blood samples were taken during the rest, exercise and recovery periods, and data on respiratory gases were also collected.
    Results
    Correlation coefficient between PaCO2 and PaCO2pre and p value in exercise with intensities of 30%, 50% and 70% of VO2max were r = 0.807, p = 0.001; r = 0.822, p = 0.001 and r = 0.552, p = 0.003 respectively. The percentage of estimation error was higher in the intensity of 70% of VO2max than intensities of 30% and 50% of VO2max.
    Conclusion
    Based on the findings of this study, it seems that the accuracy of prediction of arterial CO2 pressure from end tidal CO2 pressure is lower in high intensities exercise than low intensities exercise.
    Keywords: arterial CO2 pressure, end tidal CO2 pressure, exercise intensity
  • Zeinab Rezaee, Mohammad Marandi *, Hojjatallah Alaei, Fahimeh Esfarjani Pages 15-26
    Background&
    Purpose
    Parkinson’s disease is a neurodegenerative disorder that is characterized by impairment on behavioral, cognitive and biochemical. This study investigated the effect of endurance training after the 6-OHDA induction, on PGC-1α, FNDC5 and BDNF expression.
    Methodology
    In this study, Parkinson’s rats were made by 8𝜇g injection of 6-OHDA into the Medial Forebrain Bundle using stereotaxic. Experimental groups were: 1. Saline, 2. 6-OHDA, 3. Saline+training and 4. 6-OHDA+training (n=8). Training groups 2 weeks after surgery started 14 consecutive days treadmill running. 4 weeks after the induction with 6-OHDA/Saline, mRNA expression levels for PGC-1α, FNDC5 and BDNF were measured through one way ANOVA in the striatum of rats.
    Results
    It was found that exposure to the 6-OHDA (6-OHDA group), resulted in increasing in the apomorphine-induced rotational asymmetry and significant decrease in mRNAs expression of PGC-1α/FNDC5/BDNF signalling pathway. However, endurance exercise in 6-OHDA+training group reduces these disorders, significantly (p≤0/05).
    Conclusion
    It seems that the endurance training can reduce behavioral and physiological disorders in Parkinson’s disease
    Keywords: Apomorphine, Parkinson ’s disease, Training, PGC-1α
  • Validollah Dabidi, Roshan *, Nafise Nasrollahi, Boroujeni Pages 27-41
    Background &
    Purpose
    Body mass index and waist circumference do not distinguish subcutaneous fat from visceral fat, which is associated with high levels of cardiovascular dysfunction. The aim of present study was to evaluate the non-invasive respiratory fitness (CRF) in men and women in Isfahan and the possible relationship between the new indicators of abdominal obesity with CRF.
    Methodology
    In a cross-sectional study on healthy subjects aged 25 to 65 years old in Isfahan, a total of 248 subjects were male and female with a mean age of 37.31 ± 11.39 men and 41.99 ±12.91 men volunteered for the study. Abdominal obesity data includes ABSI, BAI, WHR, cardiopulmonary function (maximum oxygen consumption derived from step by step protocols, rocket and Bruce) and physiological (systolic and diastolic blood pressure) and heart rate were collected and analyzed.
    Results
    The average number of daily steps in men and women was 6172 and 6341, respectively, which was lower in both groups than normal values. In contrast, visceral obesity indices were highly range than those in the same age group. In addition, pedometer Vo2max values were 30.58 ± 10.51, 59.59 ± 91.8 and Vo2max, respectively, were 38.04 ± 14.66, 43.13 ± 13.51, and Vo2max Bruce, and 32/45 ± 4/03 ,44/26 ± 5/51 It was found that almost all body composition indices other than ABSI were negatively related to VO2max by step-by-step protocols and rocket protocols.
    Conclusion
    Our data emphasizes the necessity to develop interventions to improve CRF and to prevent the increase of obesity. Longitudinal research will be required to confirm a potential link of causality between these variables.
    Keywords: Visceral Adiposity, Pedometer, VO2max, ABSI, Cardiorespiratory Fitness
  • Mitra Khademosharie *, Vahid Tadibi, Naser Behpoor, Mohammad Reza Hamedinia Pages 43-55
    Background and
    Purpose
    Considering the positive effects of exercise in multiple sclerosis patients and the effect on the elements and components of the immune system and the lack of information in the field of combined training, The purpose of the present study was to investigate the effect of 12-week resistance and endurance training program on the serum levels BDNF, hematological factors and some immune system indices in women with multiple sclerosis
    Methodology
    Twenty four 20-to-50-year-old women with multiple sclerosis and a disability level of 2-5 as measured by EDSS (Expanded Disability Status Scale) were randomly assigned to two groups of control (12 patients) and experimental (12 patients). The participants received exercise training three sessions a week for 12 weeks (two sessions of aerobic training and one session of resistance training).
    Results
    The results showed a significant increase in Lymphocytes (p=0.0001), Monocytes (p=0.0001) and Neutrophils (p=0.003) in the experimental group but there was no significant change in the number of platelets (p = 0.19), red blood cells (p=0.34), hematocrit (p=0.08) and BDNF (p=0.10). Also no significant changes was observed in the control group.
    Conclusions
    The combined exercise training, including aerobic and resistance training, in three non-consecutive days per week is helpful for women with MS. However, it seems that a more intensive exercise training is more effective.
    Keywords: Concurrent training, Multiple Sclerosis, BDNF, Immune system
  • Rozita Fathi *, Farzad Feli, Pezhman Motamedi, Hamid Rajabi, Aliakbar Mahmoudi Pages 57-72
    Background and
    purpose
    The angiogenesis inhibitors and the pro angiogenesis factors are enhanced in diabetic patients; especially those are involved in exercise. The purpose of this study was to compare the effects of endurance training with moderate and high intensities on some angiogenesis factors in renal tissue of diabetic rats.
    Materials and Methods
    Sixty male rats were divided into 6 groups (n=10 per group): Sedentary control (SC), Sedentary Diabetic (SD), Diabetic Moderate intensity training (DMT), Healthy Moderate intensity training (MT), Diabetic High intensity training (DHT) and Healthy High intensity training (HT). The exercise protocol performed 8 weeks of moderate and high intensity aerobic training, 5 sessions per week and 60 minutes per session.
    Results
    Eight weeks of moderate and high intensity aerobic training significantly reduced blood glucose in diabetic rats, but this decrease was higher in the DMT group. Also, eight weeks of moderate and high intensity aerobic training in both diabetic groups significantly increased VEGF (P = 0.002 and P = 0.000, respectively) compared to the SD, but for VEGFR1 was observed only between DHT compared to SD (P = 0.007).
    Conclusion
    compared to high intensity aerobic training, moderate aerobic training results in a decrease in the levels of glucose and an increase in VEGF.
    Keywords: Angiogenesis, VEGF, VEGFR1, Aerobic training, Training Intensity, Diabetes
  • Hamid Rajabi *, Reza Ghanimati, Farinaz Nasirinejad, Fatemeh Ramezani Pages 73-87
    Background &
    Purpose
    High intensity training as a new training method can cause physiological cardiac hypertrophy and cardio protection by different pathway. Therefore, the aim of this study was to determine the effect of two weeks of high intensity training on G-CSF, G-CSFR (CD114) and C-kit proteins in the myocardial of male rats.
    Methodology
    10 male Wistar rats (weight 23.75 ± 8.7 gr) were divided into two groups of control and training. The training group performed two weeks of high intensity training in four parts. First part included three days and every day were two training sessions and every session were 4 repetition two-minutes with speed of 35-40 m/min and three slow repetition were with speed of 25-30 m/min between two intense repetitions. Second part: two days training similar the first part in the repetitions number, but with the difference that intensity repetition increased to 40-45 m/min and slow repetition to 28-32 m/min. The third part included three days of training; the number of repetitions in this session was made up to 5-intensity repetition and 4 slow repetition with intensity of the second part. The fourth part included of two days of training, similar to the third part, but with the difference that number intensity and slow repetitions, one repetition increased. G-CSF, G-CSFR and C-Kit proteins were measured by western blot method.
    Results
    Independent t-test showed that there was a significant increase in G-CSF and C-Kit in the training group (P≥0.05). But, not significant difference in G-CSFR was shown between two groups.
    Conclusion
    Therefore, it seems that even a short period of high intensity training with the increase of G-CSF and C-Kit levels can stimulate the formation of new myositis and this way activated the pathway of physiological cardiac hypertrophy and cardio protection.
    Keywords: High Intensity Training, G-CSF, physiological hypertrophy, Cardiac Adaptation, C-Kit, Cardioprotection
  • Samaneh Shirkhani, Mohammad Marandi *, Fatemeh Kazeminasab, Kamran Ghaedi, Fahimeh Esfarajani, Mohammadhossein Nasr, Esfahani Pages 89-102
    Background &
    Purpose
    The aim of present study was to investigate the effect of eight-week endurance training and diet on the expression of Pgc1α and Ucp1 in adipose tissue of obese and normal C57BL / 6 mice.
    Methodology
    Accordingly, 48 male C57BL / 6 mice were randomly divided into two groups: high-fat diet group, low-fat diet group (12 weeks).Then, both obese and normal groups divided into four groups based on weight average: High-Fat diet Endurance (HF-E), High-Fat diet sedentary (HF-S), Low-Fat diet Endurance (LF- E), and Low-Fat diet sedentary (LF-S).Groups trained on treadmill for 8 weeks, 5 days a week, with 19 m/min for 45 minutes. 24h after the last training session, the mice were sacrificed. Subcutaneous and brown adipose tissue were isolated and frozen in liquid nitrogen to measure the expression of Pgc1α and Ucp1; using Q-PCR, for gene expression and two-way ANOVA (p˂0/05) as statistical analysis.  
    Results
    The results showed that the high-fat diet caused significant increase in Pgc1α levels in the subcutaneous adipose tissue, while obesity resulted in a significant decrease in it. Additionally, obesity and training resulted in a significant reduction of Pgc1α expression in the brown adipose tissue. Also, the expression of Ucp1 in the obese groups was significantly lower than in the normal groups (p˂0/05). Also it was found that Pgc1α and Ucp1 levels were decreased significantly in the subcutaneous and brown adipose tissues of obese, indicating disorders due to obesity.
    Conclusion
    Training led to increase in the expression of Pgc1α and Ucp1 in the subcutaneous adipose tissue.
    Keywords: beige adipose tissue, brown adipose tissue, Endurance training, Pgc1α, Ucp1
  • Atefeh Ghorbani, Marziyeh Saghebjoo *, Mehdi Mogharnasi, Fereshteh Ahmadabadi Pages 103-113
    Background&
    Purpose
    Maintenance of the core temperature requires additional energy for thermoregulation during and after exercise if environmental temperatures are outside the thermoneutral zone, either below (cold) or above (warmth/heat). The purpose of this study was to investigate the acute effect of interval exercise in temperate, warm and cold water on plasma levels of acylated ghrelin (AG) and peptide YY.
    Methodology
    In this quasi-experimental study, 13 overweight young women were selected randomly and performed three sessions interval exercise at ~65% of VO2max for 40min in temperate, warm and cold water (24-25, 36.5-37.5 and 16.5-17.5° C respectively) on three separate days. Blood sampling was done before and after each session.
    Results
    The AG level decreased significantly after exercise in temperate, warm and cold water (P≤0.05). This peptide level also decreased significantly in cold water compared to warm water (P=0.05), but there was no significant difference between temperate-warm and temperate-cold water (P>0.05). The level of peptide YY increased significantly in temperate, warm and cold water (P≤0.05), and this increase higher than in cold water compared to temperate water (P=0.04), but there was no significant between clod-warm water and temperate-warm water.
    Conclusions
    It seem that exercise in water (independent of water temperature), due to decrease and increase the levels of appetite and anti-appetite hormones respectively, result in decrease appetite after exercise, but since the range of these changes was higher in cold water, it is expected that anti-appetite effects of exercise be more severe in cold water.
    Keywords: Interval exercise, Temperature stress, Acylated ghrelin, Peptide YY, Overweight
  • Karim Azali , Alamdari *, Yousef Saberi Pages 105-118
    Background&
    Purpose
    There is a low grade inflammatory state in patients with metabolic syndrome (Mets) with internalization into deeper body organs which had made its diagnosis even more difficult. However, the activities of ACHE and BCHE were found as early indicators of Mets in addition to be as reliable markers of such inflammation. Therefore, we investigated the effects of aerobic training on serum ACHE and BCHE activities and cardiometabolic risk factors in middle aged women with Mets.
    Methodology
    The present study was an experimental study in which 25 volunteers (aged 40-65) who were volunteered for obesity with at least three indicators of metabolic syndrome were screened and randomly divided into experimental and control groups (12). The experimental group participated in the aerobic exercise program for walking and running (3 times a week) for 40 minutes and for 60 to 70 percent of maximum heart rate for 40 minutes. Data were analyzed by using t-test to compare the amount of acetylcholinesterase, butylcolinasease and metabolic syndrome indices between pre-test and post-test.
    Results
    Following to aerobic training, the plasma HDL (P=0.001) were increased and the serum BCHE activity (P=0.008), blood sugar (P=0.001), waist circumference (P=0.001) and Mets Z score (P=0.001) were decreased in the AT group.
    Conclusion
    After the aerobic exercise, the values of the boolean polysaccharide (p = 0.008), the high density lipoprotein (p = 0.001), the blood glucose (p = 0.0001), and the waist circumference (p = 0.0001) and the z score of the metabolic syndrome (p = 0.001) differed substantially. However, acetylcholinesterase (P = 0.34), triglyceride (p = 0.052), arterial blood pressure (p = 0.15), number of risk factors of metabolic syndrome (p = 0.054), after exercise were not significantly decreased.
    Keywords: Aerobic training, Inflammation, ACHE, BCHE, Metabolic Syndrome