فهرست مطالب

اقتصاد کشاورزی و توسعه - پیاپی 105 (بهار 1398)
  • پیاپی 105 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمد کیانی ده کیانی، سید حبیب الله موسوی*، صادق خلیلیان صفحات 1-34
    برقراری تجارت آزاد و حذف موانع گمرکی موجب ایجاد فضای رقابتی در سطح بین الملل می شود. بنابراین این احتمال وجود دارد که با آزادسازی تجاری، فعالیت هایی که در سایه سیاست های حمایتی شدید شکل گرفته اند دچار مشکل شوند. بخش کشاورزی ایران در قیاس با بسیاری از کشور های جهان و منطقه شدیدا با استفاده از ابزار تعرفه واردات حمایت می‏شود. از این رو، تحلیل آثار حذف تعرفه در راستای آزادسازی بخش کشاورزی و همچنین تحلیل آثار حادث شده بر پیوندهای بین بخشی ضروری می نماید. برای انجام این تحقیق میزان تعرفه واردات بخش کشاورزی تعیین گردید. بدین منظور، ابتدا معادل‏سازی کدهای HS با کدهای ISIC صورت گرفت و از بین 5473 قلم کالا با کد 8 رقمی HS در مجموع 210 قلم کالا برای بخش کشاورزی شناسایی شد. بعد از معادل‏سازی و مشخص شدن واردات بخش کشاورزی، نرخ تعرفه موزون در سال 1390 محاسبه گردید. نتایج نشان داد که نرخ تعرفه موزون بخش کشاورزی معادل 14/15 درصد است. در مرحله بعد، اثرات آزادسازی کامل تجاری بخش کشاورزی در چهارچوب جدول داده- ستانده به هنگام شده سال 1390 شبیه‏سازی شد. نتایج نشان داد تقاضای نهایی و ارزش افزوده در اقتصاد کشور همگام با آزادسازی تجاری بخش کشاورزی افزایش می یابد و متعاقب آن، ارزش ستانده نیز افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، پیوندهای پسین و پیشین سه زیر بخش زراعت و باغداری، پرورش حیوانات و جنگل داری کوچک تر خواهند شد. با این حال، بخش های کلیدی اقتصاد ایران، قبل و بعد از آزادسازی تجاری بخش کشاورزی، دچار تغییر نخواهند شد. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود آزادسازی از بخش هایی شروع شود که کمترین تغییرات را در پیوندهای پسین و پیشین از خود نشان می دهند.
    کلیدواژگان: موانع تعرفه ای، آزادسازی تجاری، پیوندهای پسین و پیشین، جدول داده- ستانده
  • طاهره رنجبر ملکشاه، سید علی حسینی یکانی*، فاطمه کشیری کلایی، خدیجه عبدی رکنی صفحات 35-58
    با توجه به اهمیت بهینه سازی استفاده از نهاده ها در افزایش تولید بخش کشاورزی، در مطالعه حاضر با به کارگیری روش تحلیل پوششی داده ها و با اعمال نوسان برای بررسی اطلاعات در شرایط عدم قطعیت، کارایی برنج کاران منطقه گهرباران ارزیابی شد. بدین منظور، برمبنای میزان ورودی و خروجی در دو وضعیت مطلوب و نامطلوب، 16 سناریو تعریف و مطابق با نتایج آن، احتمال کارایی برنج کاران منطقه در شرایط عدم قطعیت تجزیه و تحلیل شد. داده های مورد نیاز برای انجام این پژوهش از طریق تکمیل پرسش نامه و مصاحبه حضوری با 196 برنج‏کار منطقه، جمع آوری شد. همچنین برای شناسایی کاراترین واحدها، رتبه بندی با استفاده از نمرات کارایی انجام گرفت. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، میانگین کل کارایی در چهار وضعیت اصلی، خوشبینانه، بدبینانه و 16سناریو به ترتیب  65/0، 85 /0، 53/0 و 76/0 بوده است که تفاوت بین کارایی در حالت اصلی و سایر حالت های مورد بررسی  نشان‏دهنده اهمیت لحاظ عدم قطعیت در محاسبه کارایی است. همچنین نتایج نشان داد که بیش از 87 درصد از برنج کاران حتی در وضعیت خوشبینانه نیز کارا نبودند. بنابراین با توجه به پایین بودن کارایی کشاورزان منطقه مورد مطالعه، بررسی علل ناکارایی آنها و به کارگیری سیاست های مناسب در جهت افزایش کارایی کشاورزان ناکارا بسیار مهم است. اقداماتی همچون آموزش کشاورزان با هدف افزایش عملکرد و استفاده بهینه از زمین های کشاورزی می تواند در بهبود کارایی آنها اثرگذار باشد.
    کلیدواژگان: کارایی، تحلیل پوششی داده ها، عدم قطعیت، برنج، گهرباران ساری
  • معصومه رشیدقلم، قادر دشتی، اسماعیل پیش بهار* صفحات 59-90
    ارتقای کارایی محصولات کشاورزی عاملی بسیار مهم و تاثیرگذار در افزایش عملکرد آنها بدون نیاز به هزینه اضافی است. از اینرو، هدف مطالعه حاضر ارزیابی کارایی فنی استان‏های هدف در تولید پنبه براساس طیف گسترده ای از الگوهای ویژه داده های پانلی پارامتریک برای دوره زمانی 91-1379 است. مطابق یافته های حاصل از تمامی الگوها، کشش‏های جزئی مربوط به نهاده های سم، نیروی کار و کود شیمیایی معنی دار و دارای علامت مثبت مورد انتظار است. نتایج نشان داد که به کارگیری نهاده ها در ناحیه اقتصادی تولید صورت می گیرد. براساس این الگو ها، استان های خراسان، اردبیل و آذربایجان شرقی از لحاظ کارایی فنی، رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و جزء کاراترین استان ها در تولید پنبه کشورند. مطالعه توزیع کارایی فنی در طول دوره مطالعه نشان داد که کارایی فنی استان ها در سال های انتهایی کاهش یافته است. وجود اختلاف بین حداقل و حداکثر کارایی استان ها منعکس کننده این واقعیت است که تخصیص بهینه نهاده ها و مدیریت مناسب عوامل تولید به میزان زیادی امکان پذیر است. همچنین با وجود همه مشکلات و کاستی های موجود، الگو قرار دادن استان های کارا برای افزایش تولید پیشنهاد می شود. از طرف دیگر،با توجه به این امر که استان اردبیل با دارا بودن آب و هوای مناسب، خاک حاصلخیز و رطوبت مطلوب از بهترین شرایط برای کشت و عمل آوری بهره منداست، بنابراین توصیه می شود این استان نیز در استفاده از مواهب طبیعی و اعطایی ازسوی دولت، به عنوان یکی از شاخصهای توزیع امکانات و منابع مادی و غیرمادی، مورد توجه قرارگیرد. نتایج بررسی عوامل موثر بر کارایی فنی نشان داد که با افزایش استفاده از ماشین آلات در تولید پنبه،کارایی فنی استان ها نیز افزایش پیدا خواهد کرد، بنابراین استفاده بیشتر از ماشین آلات و تکنولوژی های جدید جهت ارتقای تولید پیشنهاد می گردد. در نهایت براساس نتایج ، توصیه می شود در مطالعات آتی برای محاسبه کارایی فنی از الگوی دوازدهم، که نسخه ای تعمیم یافته از سایر الگوهاست، استفاده شود.
    کلیدواژگان: پنبه، تابع مرزی تصادفی، تابع تولید ترانسلوگ، داده های پانل، ناکارایی فنی پایدار و باقیمانده
  • سید شهاب میرباقری، حامد رفیعی*، حامد اکبرپور صفحات 91-118
    با توجه به اهمیت منطقه بندی استان های کشور برای تولید هدفمند محصولات کشاورزی، هدف این تحقیق، گروه بندی استان های تولیدکننده گندم دیم و آبی براساس شاخص های مزیت فیزیکی و نوسان آن طی دوره 92-1362 با استفاده از روش تاکسونومی بود. نتایج نشان داد که در مجموع طی دوره 30 ساله، استان کرمانشاه با لحاظ شاخص های مزیت مقیاس و کارایی و نوسان این شاخص ها، حائز مناسب ترین اولویت در تولید گندم آبی بود و استان های کهگیلویه و بویراحمد، مرکزی، لرستان، گلستان، خراسان شمالی و ایلام در گروه دوم قرار گرفتند. استان های مازندران و به ویژه گیلان در تولید گندم آبی در گروه و اولویت آخر دسته بندی شدند. در خصوص گندم دیم، استان های کردستان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، کرمانشاه، همدان و زنجان حائز مناسب ترین اولویت بودند و استان های گیلان، مرکزی، سیستان و بلوچستان و خوزستان در گروه آخر اولویت تولید گندم دیم قرار گرفتند. درنهایت، نقشه الگویی مزیت تولید گندم به عنوان معیاری برای تخصیص حمایت ها و سیاست گذاری در آینده ارائه شد.
    کلیدواژگان: نقشه ملی، مزیت، گندم، ایران
  • سکینه شمس الدینی، حسین مهرابی بشرآبادی*، محمد علی یعقوبی، صدیقه نی ئیان، محمد رضا پورابراهیمی صفحات 119-140
    بررسی های انجام شده نشان می دهد که در استان کرمان توزیع اعتبارات کشاورزی از الگوی مشخصی پیروی نمی کند. هدف این پژوهش پیدا کردن شاخص هایی جهت توزیع اعتبارات کشاورزی در استان کرمان بوده است. برای تصمیم گیری نهایی از اطلاعات پرسش نامه ای وآمارهای رسمی و از روش FAHP و TOPSIS برای توزیع اعتبارات کشاورزی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد در شرایط موجود شهرستان های کرمان، رفسنجان و شهر بابک به ترتیب با ضریب نزدیکی 80/0، 291/0و 290/0 در رتبه های اول تا سوم و شهرستان های زرند و سیرجان در اولویت های آخر دریافت اعتبارات کشاورزی قرار دارند. با توجه به شاخص های 17گانه و محاسبات تحقیق باید شهرستان های بم، کرمان و بافت به ترتیب با ضریب نزدیکی 52/0 ، 51/0 و 24/0 در اولویت‏های اول تا سوم قرار گیرند. همچنین برنامه ساماندهی اراضی کشاورزی و حفاظت آب و خاک با ضریب 635/0 دارای بالاترین اولویت دریافت اعتباری است. در پایان توصیه می شود برای توزیع اعتبارات کشاورزی در استان کرمان به برنامه ساماندهی اراضی کشاورزی، حفاظت آب و خاک و شهرستان های اولویت دار سیاست برنامه ای یعنی شهرستان های بم، کرمان و بافت توجه شود.
    کلیدواژگان: اعتبارات کشاورزی، فرایند تحلیل سلسه مراتبی فازی، تاپسیس، کرمان
  • جواد شهرکی*، پری ناز جانسوز، محمد عبدالحسینی صفحات 141-170
    برنامه مبادلات مجوزهای آبی در دهه های اخیر به دلیل کارایی آن در برخورد با مسئله کمبود آب از طریق استفاده کمتر سیستم نسبت به برنامه عدم مبادله و ایجاد مازاد آب برای مصارف با ارزش بالاتر، به خصوص در مناطق خشک و نیمه‏خشک توسعه پیدا کرده است. لذا در این تحقیق، به منظور بررسی برنامه مبادله مجوزهای آبی بین کشاورزان، دو برنامه تخصیص آب، تحت سیستم عدم مبادله و مبادله براساس مدل برنامه ریزی تصادفی با پارامترهای بازه ای طراحی شد. سپس نتایج حاصل از دو برنامه براساس شاخص حجم آب مازاد و میزان کاهش در کمبود آب مقایسه گردید. برای این مطالعه، تعداد 40 مزرعه موجود در روستای یلمه سالیان و 30 مزرعه موجود در روستای شیخ‏آباد که همگی از آب سد وشمگیر واقع در شهرستان آق قلا تغذیه شده و با شرکت آب بران سد قرارداد دارند، انتخاب شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که تخصیص آب تحت برنامه مبادله منجر به آب مازاد در روستای یلمه سالیان، با حد پایین و بالای بازه برابر با] 71/374 ,69/261[هزار مترمکعب و کاهش در کمبود آب برابر با بازه]64/486 , 61/298[هزار مترمکعب با حفظ سودی معادل با بازه]57/351 ,91/237[میلیون تومان و در روستای شیخ‏آباد، منجر به مازاد آبی برابر با بازه]12/244 ,176[هزار مترمکعب و کاهش در کمبود آبی با بازه‏ای معادل با]04/317 ,44/228[هزار مترمکعب با حفظ سودی برابر با بازه]10/210 ,39/141[میلیون تومان نسبت به برنامه عدم مبادله مجوزهای آبی شده است. با توجه به نتایج فوق می توان گفت که برنامه مبادله مجوزهای آبی کشاورزان منجر به مازاد آب می شود و کمبود آب را تا حدی که از سود سیستم کاسته نشود جبران خواهد کرد و در صرفه جویی در مصرف آب و تخصیص کاراتر آن، به خصوص در فصل خشک، اثربخش خواهد بود.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی تصادفی با پارامترهای بازه‏ای، عدم حتمیت، کم‏آبی، یلمه سالیان، شیخ‏آباد
  • زینب امیدوار، رضا مقدسی* صفحات 171-204
    برآورد ارزش افزوده بالقوه زیربخش های کشاورزی و شکاف آن با مقادیر بالفعل، نقش مهمی در تنظیم سیاست های مرتبط با رشد بخش ایفا می کند. هدف اصلی در این مقاله تخمین ارزش افزوده بالقوه زیربخش های کشاورزی ایران بوده است. به این منظور از فیلترهای هودریک پرسکات، باکستر کینگ و کریستیانو فیتز جرالد و آمار سالانه برای دوره زمانی 1370 الی 1393 استفاده شد. پس از برآورد ارزش افزوده بالقوه و محاسبه شکاف آن با مقادیر بالفعل، به بررسی اثر مقدار تولید، قیمت، تسهیلات و یارانه بر شکاف ارزش افزوده در زیربخش ها پرداخته شد. نتایج نشان داد که ارزش افزوده بالقوه در دوره زمانی مورد بررسی اختلاف فاحشی با مقدار بالفعل دارد و در اکثر مواقع بیشتر از آن است. این امر نشان دهنده ظرفیت های بلااستفاده بخش کشاورزی است. نتایج حاصل از تحلیل های رگرسیونی نیز نشان داد که در زیربخش های دامپروری و شیلات میزان تولید اثر معنی دار و مثبتی بر شکاف دارد. در پایان، توجه بیشتر به تامین  زیرساخت ها و اعتبارات مورد نیاز جهت استفاده از ظرفیت های بالقوه زیربخش های مختلف پیشنهاد شد.
    کلیدواژگان: ارزش افزوده بالقوه، فیلتر هودریک پرسکات، فیلتر باکستر کینگ، فیلتر کریستیانو فیتز جرالد، کشاورزی
  • سید محمد خلیلی، زهرا ناجی عظیمی*، سمیرا حرثی صفحات 247-274
    یکی از مهم ترین بخش های آسیب پذیر از پدیده خشکسالی، کشاورزی بوده که تاثیر مهمی بر اقتصاد کشورها دارد. در بسیاری از پژوهش های پیشین، مدیریت ریسک خشکسالی به عنوان یکی از مناسب ترین روش های علمی مدیریت خشکسالی مطرح شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با اهداف شناسایی شاخص های تبیین‏کننده ریسک خشکسالی کشاورزی و ایجاد چارچوبی برای تدوین یک برنامه عملیاتی مقابله با ریسک خشکسالی کشاورزی در شهرستان فردوس استان خراسان جنوبی انجام شده است. در این پژوهش با تهیه لیستی از مهم ترین اقدامات پاسخ گویی به ریسک خشکسالی کشاورزی و تعیین اهمیت نسبی هر یک از آنها، اولویت بندی اولیه این اقدامات و سپس اولویتبندی نهایی آنها براساس اولویت بندی اولیه، هزینه اجرا و مشکلات اجرا صورت گرفت. با توجه به اولویت بندی شاخص های ریسک خشکسالی کشاورزی و اقدامات پاسخ گویی به ریسک براساس نظر خبرگان و متغیرهای کلامی، در این پژوهش از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی برای تعیین اوزان شاخص ها و از روش تاپسیس فازی برای اولویت بندی اقدامات پاسخ گویی به ریسک خشکسالی کشاورزی استفاده شد. با استفاده از رویکرد پیشنهادی این تحقیق در مورد مدیریت ریسک خشکسالی کشاورزی در شهرستان فردوس استان خراسان جنوبی مشخص شد مهمترین شاخص تبیین‏کننده این ریسک «کاهش آب های سطحی و زیرزمینی برای استفاده در بخش کشاورزی» و مناسبترین اقدام برای پاسخگویی به آن «آبیاری زیرسطحی» بوده است.
    کلیدواژگان: خشکسالی، مدیریت ریسک، تحلیل سلسله مراتبی فازی، تاپسیس فازی، شهرستان فردوس
  • مریم ریاضی*، مهدی کاظم نژاد صفحات 275-298
    بررسی روند توسعه قراردادهای دوجانبه نشان می‏دهد که در چند دهه اخیر، کشورها به انعقاد قراردادهای دوجانبه و منطقه گرایی نوین توجه فزاینده ای کرده اند. ایران نیز همانند کشورهای جهان با این جریان همسو شده و توافقات و موافقت نامه هایی را برای گسترش روابط تجاری با همسایگان خود منعقد کرده است. در این پژوهش، با استفاده از مدل اسمارت، به بررسی ابعاد گوناگون توافقنامه تعرفه ترجیحی با کشور ازبکستان، که در سال 1382 به امضای طرفین رسید، پرداخته شد. اطلاعات مورد بررسی در این پژوهش آمار واردات و صادرات دو کشور از سال 1382-1395 است. نتایج نشان داد که در مدت 5 سال اول توافقنامه، تراز مبادلات تجاری دوکشور به نفع کشور ازبکستان بوده و این توافقنامه نتوانسته برای کشور ایران تجارت به همراه داشته باشد که از دلایل آن می توان به انتخاب نامناسب کالاها برای دریافت تخفیفات تعرفه ای اشاره کرد. بنابراین می توان گفت که میزان تخفیف های اعمال شده دقت کارشناسی لازم نداشته و نتوانسته است کمکی به تجارت ایران بکند. از این رو، پیشنهاد می شود علاوه بر تغییر فهرست پیشنهادی کالاهای ایرانی، میزان تخفیفات تعرفه ای به نحوی طراحی گردد که به بهبود روابط تجاری هر دو کشور کمک شود. با توجه به نتایج این مطالعه، می توان از ظرفیت های صادراتی بخش کشاورزی ایران همانند مرغ، گندم، شکر و مشتقات آن و فراورده های غذایی در اصلاح فهرست کالاهای منتخب موافقتنامه مذکور استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تخفیفات تعرفه ای، تراز تجاری، ایجاد تجارت، انحراف تجارت
|
  • M, Kiani Dehkiani, Seyed H. Mosavi Mosavi *, S. Khalilian Pages 1-34
    Establishing the free trade and removing the customs barriers will create a competitive environment internationally. Therefore, it is likely that by the liberalization of trade, activities formed under the umbrella of strong supportive policies will be difficult. The Iranian agricultural sector is strongly supported by the import tariff tool, as compared to many countries and the region. Hence, the analysis of the effects of the removal of tariffs on the liberalization of agricultural sector and the impact of intergenerational links are essential. In order to carry out this research, the import tariffs for agricultural sector were determined. For this purpose, HS codes were initially equated with ISIC codes; and out of 5473 items with 8 digit HS codes, 210 items were identified for the agricultural sector. After equating and identifying the imports of agricultural sector, the tariff rate was calculated in 2011. The results showed that the agricultural sector's agricultural tariff was 15.14 percent. In the next step, the effects of full liberalization of the agricultural sector were simulated in the framework of the input-output table updated in 2011. The results showed that the final demand and value added in the country's economy would increase with the liberalization of agricultural trade; and consequently, the output value would increase. Additionally, the backward and forward linkages of the three subsectors of agriculture including horticulture, animal husbandry and forestry would be smaller. However, key sectors of the Iranian economy, before and after the liberalization of the agricultural sector, would not change. According to the results, liberalization begins with sections that show the slightest changes in past and present links.
    Keywords: Tariff Barriers, Final Demand, Trade Liberalization, Backward, Forward Linkages, Input-Output Table
  • T. Ranjbar Malekshah, Seyed, Ali Hosseini, Yekani *, Fatemeh Kashiri Kolaei, Khadijeh Abdi Rokni Pages 35-58
    Given the importance of optimizing the use of production factors in order to increase the agricultural production, this study used data envelopment analysis (DEA) model with statistical tolerance in the data to estimate efficiency scores for paddy rice farmers of Goharbaran region of Sari County of Iran in an uncertainty situation. For this purpose, 16 combinations were considered based on the amount of input and output in favorable and unfavorable situations and accordingly, the efficiency scores were analyzed. Required data were collected by questionnaires through interviews with 196 rice producers in the region. The study results showed that average efficiencies in four scenarios including original, optimistic, pessimistic and mean efficiency scores of 16 combinations with tolerance were 0.65, 0.85, 0.53 and 0.76, respectively; and the difference between the results of original and other scenarios showed the importance of consideration of uncertainty in the data. Also, the results showed that more than 87 percent of the farmers were not efficient even in optimistic situation. Therefore, given the fact that the majority of representative farmers had low efficiency scores, it is critical to investigate the causes of the inefficiencies and implement appropriate policies to enhance the farmers' performance. Finally, a number of solutions were suggested as the effective efforts to improve the farmers' efficiency, which included among others, training the farmers to increase their performance as well as optimal use of agricultural lands.
    Keywords: Efficiency, Data Envelopment Analysis, Uncertainty, Rice, Sari (County), Goharbaran (Region)
  • M. Rashidghalam, Gh. Dashti, Esmaeil Pishbahar * Pages 59-90
    Increasing the efficiency of agricultural products is an important factor affecting the high performance without additional cost. According to the limitations of the agricultural sector to increase production through the development of production factors, it seems the best way to achieve appreciate growth in agricultural production is to improve and increase the efficiency of agricultural crop producing provinces. In this regard, this paper applied a stochastic frontier analysis to measure technical efficiency of Iran’s cotton production using panel data for the period of 2000-2012. For all the models, the estimated output elasticity of inputs as pesticide, chemical fertilizer and labor was positive and significant. Results indicated that production process was applied in the economic zone. According to most of the models, Khorasan, Ardebil and East Azerbaijan were the most efficient provinces, standing on the first to third ranks, respectively. Time distribution of technical efficiency indicated that the technical efficiency of provinces had decreased during the study period. Differences between minimum and maximum efficiency rates of provinces reflected the fact that it was possible to reallocate proper input usage and management. On the other hand, due to suitable climate, fertile soil and favorable moisture conditions of Ardebil province for cotton production, this province has to be considered as one of the material and immaterial resources distribution indices by government. In addition, the results showed that machinery led to a significant increase in technical efficiency in cotton production; therefore, the usage of new technology and machinery was recommended in cotton production. Finally, it was recommended for further studies to use model twelve in efficiency measurement; furthermore, investigation of sources of technical inefficiency revealed that inorganic fertilizer resulted in reduction in the technical efficiency.
    Keywords: cotton, panel data, Persistent, Residual Technical Inefficiency, Stochastic Frontier Function, Trans log Production Function
  • S. Sh. Mirbagheri, Hame Rafiee *, H. Akbarpour Pages 91-118
    Considering the importance of zoning the provinces for the purposeful production of agricultural products, the aim of this study was regimentation of provinces based on the physical advantages of wheat production and its fluctuation during 1943-2013. Taxonomy method was used to rank the provinces in rainfed and irrigated wheat. The results showed that according to the scale advantage index (SAI) and efficiency advantage index (EAI) and their fluctuations, for 30 years, Kermanshah province had the best rank for producing irrigated wheat and Kohgiluyeh and Buyer-Ahmad, Markazi, Lorestan, Golestan, North Khorasan and Ilam provinces were in second group. Mazandaran and especially Guilan provinces were classified in the last group for producing wheat. For rainfed wheat, Kurdistan, Razavi Khorasan, Western Azerbaijan, Kermanshah, Hamedan and Zanjan provinces had the best rank and Guilan, Markazi, Sistan and Baluchistan and Khuzestan provinces were classified in the last group. Finally, template national map of wheat production advantage was presented as a criterion for allocating support and policy making in the future.
    Keywords: National Map, Advantage, Wheat, Iran
  • Sakineh Shamsadini, Hossein Mehrabiboshrabadi *, Mohammad Ali Yaghoobi, Sedighe Nabieian, Mohammad Reza Pourebrahimi Pages 119-140
    Studies show no clear pattern of credit distribution in provinces of Iran. This study aimed at identifying the criteria for the allocation of agricultural credits in Kerman province. To make final decisions, the questionnaire information and official statistics were used in FAHP and TOPSIS methods, for the first time, for optimal allocation of agricultural credits. The study results showed that in the present condition, Kerman, Rafsanjan, and Shahr-e Babak Counties with almost 0.80, 0.291 and 0.290 were placed in the first to third ranks, respectively; and Zarand and Sirjan were the last ranks in receiving the agricultural credits. According to the analysis of 17 indicators, Bam, Kerman and Baft Counties with about 052, 0.51 and 0.24, were placed in the first to third ranks. The study results also showed that the status quo Chapters of agricultural land organization program, conservation of soil and water with coefficient of 0.635 had the highest priority of credit distribution. In the end, for the distribution of agricultural credits in Kerman province, giving attention to the organization of the water resources and prioritized Counties of Bam, Kerman and Baft through the concerned policies was recommended.
    Keywords: Agricultural Credit, Fuzzy Analytic Hierarchy Process, TOPSIS, Kerman (Province)
  • Javad Shahraki *, P. Jansouz, M. Abdolhosseini Pages 141-170
    In Iran, over recent decades, trading program of water permits was developed due to their efficiency in dealing with water scarcity through the use of less water and the creation of released water for consumption with higher value, especially in arid and semi-arid regions. Therefore, in this study, in order to survey the trading program of water permits between farmers, two water allocation programs under non-trading and trading systems were designed based on Interval-Parameter Two-Stage Stochastic Program Model. Then, the obtained results of two programs were compared based on index of released water volume and decrease in water deficiency. For this study, 40 farmlands in Yolmeh-Salian village and 30 farmlands in Sheikhabad village were selected; all the villages used water from the Voshmgir dam located in Aq-Qala County. The study results showed that the water allocation under trading program led to released water in Yolmeh-Salian, with low and high limits of interval by [261/69, 374/71] ×103 m3 and decrease in water deficiency by interval of [298/61,486/64]×103 m3 with protection of benefit by [237/91, 351/57] million tomans (i.e. × 10 rials); and in Sheikhabad, it led to released water by interval of [176,244/12] ×103 m3 and decrease in water deficiency by [228/44,317/04] ×103 m3 with the protection of benefit by [141/39 , 210/10] million tomans, compared to the non-trading program of water permits.
    Keywords: Interval-Parameter Two-Stage Stochastic Program, Uncertainty, water scarcity, Yolmeh-Salian, Sheikhabad (Villages)
  • Zeynab Omidvar, Reza Moghaddasi * Pages 171-204
    Assessment of potential value-added of agricultural subsectors and the gap between the potential and actual value-added plays a significant role in setting the policies related to the growth of agriculture sector. This study aimed mainly at estimating the potential value-added of agricultural subsectors in Iran. For this purpose, Hodrick-Prescott, Baxter-King, and Christiano-Fitzgerald filters were applied on the annual statistical data for the period spanning from 1991 to 2014. Once finished with the assessment of the potential value-added and the gap between potential and actual value-added, the research went for an investigation on the effects of production level, price, facilities and subsidies on the value-added gap across the subsectors. The results indicated a significant difference between potential and actual value-added during the considered period, pointing out unused capacities across the agricultural sector. Regression analysis results also confirmed significant and positive contributions of production level to the gap in livestock and fishery subsectors. Accordingly, it was recommended to pay further attention to the provision of required infrastructures and credits for using potential capacities in different subsectors.
    Keywords: Potential Value-added, Hodrick-Prescott Filter, Baxter-King Filter, Christiano-Fitzgerald Filter, Agriculture
  • Seyed Mohammad Khalili, Zahra Najiazimi *, Samira Hersi Pages 247-274
    Agriculture is one of the most important vulnerable sectors regarding drought phenomenon with significant impacts on the economy of countries. In many previous studies, drought risk management has been mentioned as one of the best scientific methods of drought management. In this regard, this study was conducted in Ferdows County, South Khorasan province of Iran, aiming at both identifying the drought risk indexes to assess agricultural drought risk factors of the region and providing a framework to plan an operational risk response. Precise determination of these indexes and their relative importance makes it possible to assess and analyze drought risk of that region; moreover, a definite framework for agricultural drought risk management can be developed. In this paper, a list of possible drought risk response actions was provided and then they were prioritized. Based on this initial prioritization, cost and difficulties of executing each drought risk response action, the final prioritization of drought risk response actions were determined. Since the risk assessment indexes and drought risk response actions were evaluated based on opinions of experts and linguistic variables, Fuzzy Analytical Hierarchal Process was used to determine the weight of each risk index, and Fuzzy TOPSIS was applied to determine the priority of risk response actions. The study results indicated the pivotal role of “reducing the groundwater and surface water use of agricultural activities” in addressing the agricultural drought and “subsurface irrigation” as the best reaction treatment
    Keywords: Drought, Risk Management, Fuzzy Analytic Hierarchy Process, Fuzzy TOPSIS, Ferdows (County)
  • M. Riazi *, Mahdi Kazemnejad Pages 275-298
    An examination of the development of bilateral agreements has shown that countries have been paying increasing attention to concluding bilateral agreements and new regionalism over the last few decades. Iran, like all the countries, has been aligned with this trend and has signed agreements to expand its trade relations with the neighbor countries. One of these is the preferential tariff agreement with Uzbekistan, which was signed in 2003 by the concerned parties. After the conclusion of any agreement, it is important to consider the extent to which the agreement has been able to cover all the intended objectives or to what extent it has been effective in this regard. In this study, using the Smart model, various dimensions of this agreement were considered. The required data included the import and export statistics of the two countries from 2003 to 2016. The results showed that during the first five years of the agreement, the bilateral trade balance was in the interest of Uzbekistan, and this agreement could not work for Iran, due to the poor selection of goods for tariff rebates. In fact, the amount of applied discounts did not have the required degree of expertise, which failed to help Iran's trade. Therefore, in addition to changing the Iranian list of goods, it was suggested that the tariff reduction should be designed to help improve the business relations of both countries. According to the study results, it is possible to use the export capacities of the Iranian products in the agricultural subsectors (e.g. poultry, wheat, sugar and its derivatives and food products) in modifying the list of selected products of the agreement.