فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/27
  • تعداد عناوین: 8
|
  • احسان کاشانی، محمد آیت نیا، علی تاج آبادی* صفحات 1-2
    امروزه آموزش یکی از عوامل مهم در افزایش بهره وری کارکنان و سازمان ها است (1). در سیستم سلامت، باتوجه به این که پرستاران نقش مهمی در بهبود استانداردهای بهداشتی دارند، باید درباره ی دانش نظری، عملی و روش های آموزش به روز شوند (2). اعضای هیات علمی پرستاری، منبع اصلی یادگیری نگرش ها و فرهنگ حرفه ای هستند و   شکل گیری هویت پرستاری دانشجویان، مبتنی بر تعاملات اجتماعی با آن ها است که توسط ارزش ها و هنجارهای آموخته شده از طریق برنامه ی درسی رسمی و غیررسمی شکل می گیرد (3). یکی از رسالتهای دانشکده های پرستاری، توانمندسازی دانشجویان جهت پذیرش نقشهای خطیر حرفه ی پرستاری است (4). هدف از آموزش در دانشکده های پرستاری، ایجاد تفکر انتقادی و خلاق، یادگیری خودراهبر، ارتقای مهارت های روانی- حرکتی، توانایی مدیریت زمان، افزایش اعتماد به نفس، برقراری ارتباط مناسب و پیشگیری از انفعال دانشجویان می باشد(5). برای رسیدن به این اهداف از راهبردهای مختلفی می توان بهره برد که به چند مورد اشاره می گردد.

    1) سخنرانی: علی رغم این که این روش بعضی اوقات غیرفعال و خسته کننده است، ولی برای صرفه جویی در وقت و هزینه مناسب است و می توان اطلاعات زیادی را به گروه های یادگیرنده منتقل نمود. ازطرفی با توجه به ارائه ی هم زمان با اسلاید و فیلم، برای دانشجویان نیز سرگرم کننده است. 2) شبیه سازی: سناریوهای بالینی واقع گرایانه، به پرستاران کمک می کند تا شایستگی های فردی، کار گروهی و تفکر انتقادی را با کم ترین خطر آسیب رساندن به مددجویان ایجاد و توسعه دهند. تجربه ی بالینی مربی در واقعیت سازی موقعیت ها اهمیت زیادی دارد. 3) نقشه مفهومی: این راهبرد، به مربیان کمک می کند تا به راه هایی که بین ایده های مختلف ارتباط برقرار می کند، توجه کرده و دانش خود را به صورت منطقی سازماندهی یا پردازش کنند. با نقشه مفهومی، دانشجویان نیز ادراکات فعلی خود را تصدیق نموده و ایده های جدید خلق می نمایند تا شکاف موجود بین دانش خود و نیازهای آینده را پر نمایند. 4) دوره های آنلاین: یادگیری آنلاین به دلیل انعطاف پذیری، قابلیت دسترسی و هزینه کم همراه با بهره وری بالا، برای آموزش پرستاران مفید است. حجم گسترده ای از محتوای جدید و متنوع را از این طریق می توان انتقال داد. 5) بازی و سرگرمی: این روش در آموزش پرستاری، محیطی مثبت، سرگرم کننده و جذاب را ایجاد کرده و انگیزه و علاقه ی دانشجویان را افزایش می دهد. آن ها می توانند مهارت های تفکر انتقادی را تقویت نموده و با سایر تکنیک های یادگیری مانند سخنرانی ترکیب شوند. بازی را می توان با استفاده از فرمت های مختلف، حتی برنامه های تلفن همراه نیز اجرا کرد. 6) نقش بازی کردن: این روش مانند شبیه سازی نیست، زیرا آن ها به صورت متن پیاده نمی شوند و شامل بداهه سازی و ابتکار هستند. این روش در آموزش پرستاری بسیار مهم است زیرا رفتار، ارتباطات و مدیریت تعارض را تسهیل کرده و بازتابی از یادگیری می باشد. 7) کلاس درس مشارکتی (Jigsaw): این تکنیک شامل ساختن گروه های خانگی برای تکمیل وظایف است. یک عضو برای جمع آوری داده ها انتخاب شده و اطلاعات را به گروه اصلی منتقل می کند. این روش به دانشجویان کمک می کند تا مهارت گوش دادن، مشارکت و همدلی را افزایش دهند. همچنین ضروری است تا فرصتی برای کسب اطلاعاتدر مورد فعالیت وجود داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که حمایت، انعکاس و افزایش یادگیری می تواند حاصل شود. 8) مطالعات موردی: داستان هایی هستند که واقع بینانه و پیچیده هستند و معمولا شامل درگیری با مسئله ای می شود که باید توسط دانشجو حل شود. هدف این است که فاصله بین تئوری وعمل کاهش یافته، برنامه ریزی در مورد فعالیت و تفکر انتقادی را بهبود بخشد. پس از آن که دانشجویان فرصتی برای کار با مددجوی خود داشتند، مربی باید پیشنهادات یادگیرندگان را برای حل مسئله مورد بررسی قرار دهد. 9) بحث و مناظره: این رویکرد، باعث تسهیل تفکر انتقادی و دیدگاه های جایگزین شده و فرصتی برای تمرین ارتباطات کلامی فراهم می کند. مهارت های تحقیقاتی یادگیرندگان را ارتقاء می بخشد و به آن ها کمک می کند تا ایده ها و استدلال های خود را به روشنی بیان کنند. 10) آموزش مسئله محور: این رویکرد به یادگیرندگان فرصت یادگیری را از طریق مطالعه ی خود هدایتی و کار گروهی می دهد. مربی ممکن است در مورد سناریو سوالاتی نماید و بازخوردی برای آن ها ارائه کند.
    کلیدواژگان: آموزش، پرستاران، توانمندسازی
  • مریم بصیرت، صفا متوسلی، نسترن میرفرهادی، ماهدخت طاهری* صفحات 3-9
    مقدمه
    ارزشیابی مستمر از کیفیت تدریس استادان، می تواند در بهبود و اصلاح نحوه ی تدریس و درنهایت ارتقای کیفیت آموزشی دانشگاه سهم به سزایی داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه ارزشیابی استاد از دیدگاه دانشجویان دانشکده دندانپزشکی درحین و پایان ترم  تحصیلی بود.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی - مقطعی بر روی کلیه اعضای هیات علمی (30 نفر) در نیم سال دوم سال تحصیلی 95-1394 که برگه ارزشیابی آن ها حداقل توسط 15 دانشجو تکمیل گردیده، انجام گرفت. ابزار مطالعه، پرسشنامه ارزشیابی اساتید دانشگاه علوم پزشکی گیلان بود که در دو مقطع زمانی حین و پایان ترم مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های t- test و کروسکال والیس و از طریق نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین میانگین نمره ارزشیابی حین ترم (0/38 ±3/41) و پایان ترم اساتید (0/24±3/3) تفاوت معنی داری وجود ندارد (0/206=p). همچنین در میانگین نمره حین ترم وپایان ترم تحصیلی ارزشیابی اساتید در آیتم های تسلط علمی استاد (0/001=p)، نحوه ارائه مطالب (0/032=p)، رعایت توالی و اولویت در ارائه مطالب (0/020=p)، حضور به موقع استاد (0/007=p) و توانایی کنترل و مدیریت کلاس (0/032=p) تفاوت معنی داری مشاهده شد. نتایج نشان داد که بین سال تحصیلی دانشجو و میانگین نمره ارزشیابی اساتید (حین و پایان ترم تحصیلی) تفاوت معنی داری وجود ندارد.
    نتیجه گیری
     نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که در میانگین نمره ارزشیابی کسب شده اساتید در حین و پایان ترم تحصیلی تفاوت معنی داری وجود ندارد. با توجه به تفاوت در نمره کسب شده توسط اساتید در بعضی از سوالات به نظر می رسد که شاید عوامل مختلفی نظیر تاکسونومی سوالات پایان ترم و سخت گیری یا آسان گیری استاد در نمره ارزشیابی وی موثر باشد. لذا توصیه می گردد با توجه به نقش ارزشیابی دانشجویان به عنوان یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در ارتقاء اساتید، بهتر است از سایر شیوه های ارزشیابی نظیر ارزشیابی از همکار و خودارزیابی نیز استفاده شود.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، استاد، دانشجو، ترم تحصیلی
  • امینه محبی امین*، مهدی ربیعی صفحات 10-19
    مقدمه
    بهره گیری از روش های خلاقانه در تدریس نیازمند درک و شناخت استاد از توانایی های خود است. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه باورهای خودکارآمدی استادان و روش تدریس خلاقانه در دانشکده پرستاری و مامایی علوم پزشکی مشهد بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل استادان دانشکده پرستاری و مامایی مشهد به تعداد 55 نفر بود. نمونه گیری به روش سرشماری انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه استاندارد شده باورهای خودکارآمدی و پرسشنامه تدریس خلاقانه بود. داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) و از طریق نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمره دیدگاه استادان نسبت به تدریس خلاقانه برابر با 8/820±81/942 و باورهای خودکارآمدی 9/961±77/792 است. همچنین بین باورهای خودکارآمدی و مهارت های تدریس خلاقانه استادان رابطه معنی داری وجود داشت (N=41 r=0.411, p=0.008). نتایج پژوهش نشان داد که بین سنوات تدریس و خودکارآمدی (0/37=r)، مرتبه علمی و جنسیت (0/41=r) و سنوات تدریس و مرتبه علمی (0/46=r) نیز رابطه معناداری را وجود دارد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش به نظر می رسد باورها و تصورات استادان از توانایی های خود، منجر به نگرش مثبتی نسبت به بهره گیری از روش های خلاق در تدریس می شود. استادانی که به توانایی خود اعتقاد دارند، روش های خلاقانه تر و موثرتری را در تدریس به کار می گیرند.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی، تدریس، خلاقیت، استاد
  • فروزان صادقی محلی*، نسیم صادقی محلی، حسین خالق زاده آهنگر، فتانه عمویی، الهه محمودی صفحات 20-28
    مقدمه
    ارتقای مستمر کیفیت آموزش و پژوهش و نیز اعتبار هر دانشگاه مستلزم وجود سازوکارهای مناسب برای سنجش کیفیت و اعتبار است. ارزیابی درونی یکی از ابزارهایی است که به طور سیستماتیک می تواند وضعیت آموزش و پژوهش هر دانشگاه را برای رسیدن به شرایط استاندارد بسنجد. مطالعه حاضر با هدف بررسی کیفیت آموزشی و پژوهشی گروه های آموزشی علوم پایه دانشگاه علوم پزشکی مازندران با استفاده از ارزیابی درونی در دو سال متوالی تحصیلی انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی - مقطعی در گروه های آموزشی علوم پایه دانشکده های پزشکی، داروسازی، بهداشت و پرستاری مامایی نسیبه ساری دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال های تحصیلی 95-94 و 96-95 به انجام رسید. ابتدا داده های مربوط به 8 حوزه ارزیابی درونی از طریق چک لیست ارزیابی درونی که مورد تایید وزارت بهداشت و درمان بود، جمع آوری شد و سپس وضعیت گروه ها در 8 حوزه ارزیابی درونی (رسالت و اهداف گروه، دوره های آموزشی و برنامه های درسی و غیردرسی، هیئت علمی، دانشجو، راهبردهای یادگیری/ یاددهی، امکانات و تجهیزات آموزشی، پایان نامه ها، فرصت های مطالعاتی و سمینارها و حوزه دانش آموختگان) در رابطه با استاندارد هشت گانه به تفکیک حوزه ها در دانشکده و نیز به صورت کل در دانشگاه در دو سال متوالی تحصیلی تعیین شد. نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS با تاکید بر آمارهای توصیفی (محاسبه درصد میانگین امتیازات) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    وضعیت 8 حوزه در گروه های آموزشی علوم پایه نسبتا مطلوب بود. محاسبه امتیاز کل گروه های آموزشی به تفکیک دانشکده نشان داد که امتیاز کل ارزیابی درونی دانشکده بهداشت از 66/13 به 64/21 درصد و دانشکده داروسازی از 69/03 به 68/13 درصد کاهش یافت. دانشکده پرستاری- مامایی ساری از 66/13  به 70/05 درصد و گروه های علوم پایه دانشکده پزشکی از 60/44 به 63/32 درصد افزایش پیدا کرد. نتایج نشان داد که بالاترین مطلوبیت در سطح دانشگاه (سال های 95-94 و 96-95) به ترتیب در حوزه‎های هیئت علمی 76/77 درصد و راهبردهای یادهی/ یادگیری 73/38 درصد بود.
    نتیجه گیری
    اگرچه بیشتر حوزه ها در سطح نسبتا مطلوب بودند اما راه زیادی تا بهبود کیفیت آموزش وجود دارد که این امر به واسطه رفع نواقص و کاستی ها در حوزه های مختلف آموزش محقق خواهد شد. بنابراین، انجام دوره ای ارزیابی درونی می تواند به گروه های آموزشی در رسیدن به اهداف بلند مدت در راستای ارتقای کیفیت آموزشی کمک نماید.
    کلیدواژگان: ارزیابی درونی، گروه های علوم پایه، دانشگاه
  • محمدحسین رونقی*، فروغ سادات حسینی صفحات 29-36
    مقدمه
    دیجیتالی شدن آموزش به عنوان یک تحول اساسی در نظام آموزش عالی محسوب می شود. برنامه های آموزش الکترونیک به طور فزاینده ای تبدیل به شیوه ای جهت تحول آموزش در علوم پزشکی و دسترسی مستمر به یادگیری و آموزش بدون محدودیت زمانی و جغرافیایی شده است. فناوری ابزاری توانمند جهت آموزش اثربخش و یادگیری عمیق محسوب می شود. از همین رو هدف این پژوهش ارزیابی بلوغ آموزش الکترونیکی و رتبه بندی ابعاد آن در حوزه علوم پزشکی بود.

    روش
    این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع کاربردی در سال 97 در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول ابعاد آموزش الکترونیک مدل مارشال و میشل توسط گروهی ده نفره از خبرگان حوزه آموزش الکترونیک دانشگاه شیراز و تهران رتبه بندی و از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید و در مرحله دوم پژوهش به ارزیابی بلوغ آموزش الکترونیک در جامعه هدف با احتساب ضرایب ابعاد مدل (خروجی مرحله اول) پرداخته شد. نمونه آماری پژوهش شامل 365 نفر از دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی شیراز و تهران بودند که به روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری t مستقل، کولموگروف و اسمیرنوف و از طریق نرم افزار آماری SPSS صورت گرفت .
    یافته ها
     مطابق نظر خبرگان براساس خروجی های روش تحلیل سلسله مراتبی دو بعد برنامه ریزی و مدیریت دارای بیشترین ضریب 0/32 و 0/28 در بین سایر ابعاد آموزش الکترونیک شدند. با توجه به مقادیر آماره t (5/51، 4/22، 3/19، 4/53 و 4/16) و سطح معنی داری کمتر از 0/05 پنج فرایند اصلی آموزش الکترونیک یعنی آموزش (0/001)، توسعه (0/019)، پشتیبانی (0/002)، ارزیابی (0/00) و سازمان (0/002) در حوزه علوم پزشکی در سطح قابل قبولی  قرار گرفت. اما سطح بعد تحویل از فرایند آموزش (0/067) و بعد بهینه سازی از فرایند سازمان (0/055) با توجه به سطح معنی داری مورد تایید قرار نگرفت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج فرایندهای پنج گانه می توان در کل بیان داشت دانشگاه های مورد مطالعه در مسیر درست آموزش الکترونیک اثربخش حرکت کرده اند. ضرایب بدست آمده در مرحله اول و اهمیت دو بعد برنامه ریزی و مدیریت و نتایج آزمون آماری در مرحله دوم درخصوص بعد تحویل از آموزش و بهینه سازی از سازمان می توان نتیجه گرفت در ابتدا سیاستگزاران حوزه آموزش الکترونیک باید به نقش استانداردسازی و بهینه سازی فرایندها واقف باشند همچنین آگاهی از اهمیت نقش بهبود مستمر می تواند مدیران و سیاستگزاران را در مدیریت اثربخش فعالیت های آموزش الکترونیک یاری رساند.
    کلیدواژگان: یادگیری الکترونیکی، ارزیابی، دانشجویان، آموش، پزشکی
  • مینومیترا چهرزاد، امیرحسین محمودی*، کوروش فتحی واجارگاه، خورشیدی عباس، سید مهدی صمیمی اردستانی صفحات 37-49
    مقدمه
    اعتباربخشی موسسات و مراکز آموزشی درمانی به عنوان یک گام مهم در اجرای طرح تحول و نوآوری درآموزش علوم پزشکی طی سال های اخیر در حال انجام بوده و آسیب شناسی آن ضرورتی مهم برای تکمیل اهداف آن یعنی تضمین و ارتقاء کیفیت آموزش می باشد. هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی فرآیند اجرای اعتباربخشی موسسات و مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان و ارائه الگوی مناسب بود.
    روش ها
    این پژوهش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری و راهبرد خود ظهور (گلیزری) انجام شد. با استفاده از نمونه گیری هدفمند با 30 نفر از افراد درگیر اجرای اعتباربخشی آموزشی موسسات و مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق انجام و آسیب های اجرایی آن شناسایی شد. سپس الگوی اجرایی بر مبنای رفع آسیب ها طراحی شد.
    یافته ها
    براساس نتایج بخش کیفی سه طبقه اصلی یعنی آسیب های بستر فرهنگی دانشگاه، آسیب های ساختار دانشگاه و آسیب های طرح اعتباربخشی آموزشی شناسایی و الگوی تجویزی طراحی گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به الگوی ارائه شده، با ایجاد بستر فرهنگی مناسب برای پذیرش اهداف متعالی اعتباربخشی و نیز ایجاد ساختاری مناسب در دانشگاه برای اجرای مناسب اعتباربخشی و همچنین رفع نواقص اجرایی طرح می توان فرآیند اجرای آن را ارتقاء داده و به اهداف مورد نظر دست یافت.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، اعتباربخشی موسسه ای، الگو، دانشگاه علوم پزشکی
  • حجت حسینی مهر، غلامحسین انتصار فومنی، مسعود حجازی*، حسن اسدزاده دهرایی صفحات 50-61
    مقدمه
    فرآیند رو به رشد خلاقیت فراگیران در عصر حاضر، توجه پژوهشگران و برنامه ریزان آموزشی را به تحلیل و بررسی آن ها جلب کرده است. لذا، می توان برنامه های آموزشی مدارس را به گونه ای طراحی کرد که زمینه مناسبی را برای افزایش خلاقیت فراگیران فراهم آورند. پژوهش حاضر، با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مستقیم و غیرمستقیم تفکر بر افزایش خلاقیت فراگیران انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش طرح گسترش یافته تمام آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون چندگروهی با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل فراگیران پسر پایه دهم رشته تجربی دوره دوم متوسطه ناحیه 2 شهر رشت در سال تحصیلی 97-1396 بودند. 400 نفر از فراگیران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحله ای انتخاب و برای غربالگری آزمودنی های دارای خلاقیت پایین از پرسشنامه خلاقیت عابدی استفاده شد. درنهایت 60 نفر از فراگیران دارای خلاقیت ضعیف پس از هم ترازی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (40 نفره) و یک گروه کنترل (20 نفره) جایگزین شدند. به منظور تحلیل داده ها نرم افزار آماری SPSS استفاده و نتایج در قالب روش های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس گزارش شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین نمرات در آموزش مستقیم از (61/60) به (67/30) و در آموزش غیرمستقیم از (43/30) به (64/90) افزایش یافته و تفاوت معنی دار وجود دارد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات گروه کنترل در پیش آزمون (55/85) و در پس آزمون به (52/25) کاهش یافته است. در تحلیل کوواریانس داده ها، آموزش مستقیم و غیرمستقیم در مقایسه با گروه کنترل با اندازه اثر 0/92 باعث افزایش معنی دار خلاقیت در فراگیران گروه های آزمایش شد (0/001>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به این که به کارگیری روش های آموزش مستقیم و غیرمستقیم بر خلاقیت تاثیر مثبت دارد و موجب افزایش خلاقیت فراگیران می شود، بهره گیری از این روش های آموزشی در مراکز آموزشی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آموزش، خلاقیت، سخنرانی، حل مساله
  • مریم شهودی*، محمد حسنی، حسن قلاوندی، عباس عباس پور، غلامرضا شمس صفحات 62-71
    مقدمه
    امروزه شرکت های دانشگاهی به عنوان یکی از جلوه های کارآفرینی در کشورها ایجاد شده اند و بررسی عوامل موثر بر آن ها از مهم ترین اولویت های دانشگاه ها است. این مطالعه با هدف مقایسه اهمیت عوامل اثرگذار بر شکل گیری و توسعه این  شرکت ها در وزارت علوم و بهداشت انجام شد.
    روش ها
    روش پژوهش توصیفی- میدانی بود. جامعه آماری، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های شهید بهشتی، تهران، علامه طباطبایی و خوارزمی و دانشجویان سال سوم و چهارم دانشکده های پزشکی، پیراپزشکی، بهداشت و فناوری های نوین پزشکی دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و ایران در سال تحصیلی 97- 1396 بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران  331 نفر تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از تحلیل عاملی بررسی و تایید گردید.  تحلیل داده ها ابا آزمون t مستقل و از طریق نرم افزار آماری صورت گرفت.
    یافته ها
    در فاز شکل گیری شرکت های دانشگاهی، میانگین اهمیت عوامل فردی (2/795-= t)، آموزشی (2/061-=t)، زمینه ای (7/927 = t) و نهادی (4/409= t) و در فاز توسعه، میانگین اهمیت عوامل سازمانی (2/367 = t) در بین دانشجویان دو گروه متفاوت بود. درمورد بقیه عوامل نیز تفاوت معنی داری دیده نشد (0/05> p).
    نتیجه گیری
    با توجه به این که میانگین اهمیت عوامل فردی، آموزشی، زمینه ای و نهادی در فاز شکل گیری و عوامل سازمانی در فاز توسعه، بین گروه ها متفاوت بود، لازم است دانشگاه های مختلف باید با توجه به کارکردهای متفاوت خود، برنامه های خاصی را برای تسهیل فرایند شکل گیری و توسعه این شرکت ها داشته باشند و معیارهای ویژه ای را برای ارزیابی و بهبود عملکرد آن ها مورد توجه قرار دهند.
    کلیدواژگان: توسعه، شرکت های دانشگاهی، کارآفرینی، دانشجویان
|
  • E Kashani, M Ayatnia, A Tajabadi* Pages 1-2
  • M Basirat, S Motevasseli, N Mirfarhadi, M Taheri* Pages 3-9
    Introduction
    Regular assessment of teachers' quality of teaching has important role in improving and modifying teaching styles and finally promoting quality of education in the university. The purpose of this study is to compare the assessment results of the faculty members of dentistry school during and at the end of second semester in 2016 from the students´ viewpoints.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was carried out on 30 faculty members that were evaluated by at least 15 students through completing teacher evaluation questionnaire in the second semester in 2016. The instrument of the study was a questionnaire prepared by the educational development center of the university and evaluation has been done during and at the end of the second semester. Data were analyzed by Descriptive statistics, T-test and kruskal-Wallis tests through SPSS.
    Results
    there was no significant differences (p = 0.206) between the mean score of the faculty members assessment during (3.41 ± 0.38) and at the end of the second semester (3.3 ± 0.24). But there was significant differences in mean score of the questions (scientific expertise (p=0.001), presenting subjects (p=0.032), regulating sequence and priority in presenting subjects(p=0.020),  regular and on time attendance (p=0.007), ability to classroom management(p=0.032) during and at the end of semester. there was not any significant differences between the students' academic term and the mean score of professors during and at the end of the semester.
    Conclusion
    based on results, there was no significant differences between mean evaluation scores of faculty members during and at the end of semester. It seems that various factors such as taxonomy of the questions at the end of course and difficulty or easiness of exam questions are effective in evaluating the faculty members' assessment scores. By considering that student assessment is one of the effective factors in promoting professors, other effective complementary practices should be used to evaluate including peer evaluation, self-assessment.
    Keywords: assessment, Faculty Member, students
  • A Mohebi Amin*, M Rabiei Pages 10-19
    Introduction
    Using of creative methods in teaching requires teacher’s recognition of his/her own abilities. The purpose of this study was to investigate the relationship between teachers’ self-efficacy beliefs and creative teaching methods in Mashhad Nursing and Midwifery Faculty.
    Methods
    This is a descriptive study of correlation type. The statistical population included 55 faculty members of Mashhad Nursing and Midwifery Faculty. Sampling was done by census method. The tools used included a standardized self-efficacy beliefs questionnaire and creative teaching questionnaire. Data were analyzed using Descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (Pearson correlation coefficient) through SPSS.
    Results
    Findings showed that the mean and standard deviation of the teachers' viewpoints toward creative teaching and self-efficacy beliefs was 81.942±8.820 and 77.792±9.961 respectively. Also, there was significant relationship between self-efficacy beliefs and creative teaching skills of faculty members. (N=41 r=0.411, p=0.008). In this regards, there was a significant relationship between the years of teaching and self-efficacy (r=0.37), academic level and gender (r=0.41), and academic years and academic rank (r=0.46) too.
    Conclusion
    According to the research findings, it seems that teachers’ beliefs about his/her own abilities lead to positive attitude towards using of creative methods in teaching. A professor who believes his/her own abilities, use more creative and effective teaching methods.
    Keywords: Self-Efficacy, Teaching, Creativity, Faculty Member
  • F Sadeghimahalli*, N Sadeghimahalli, H Khaleghzadeh, Ahangar, F Amuei, E Mahmodi Pages 20-28
    Introduction
    Continuous quality promoting in education and research also validity of every university require adopting suitable mechanisms for evaluating quality and validity. Internal evaluation is one of tools that can evaluate systematically education and research status in universities to reach a standard situation. The present study with the aim of investigating research and education quality in basic sciences has been done in two consecutive academic years in Mazandaran University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive cross- sectional study was performed in basic sciences departments in different schools of Mazandaran University of Medical Sciences including: medicine, pharmacy, health, and Nasibeh nursing and midwifery during 94-95 and 95-96 Iranian academic years. At first, eight domains data of internal evaluation were collected through checklists approved  by Iran ministry of health and medical education and then the situation of groups in eight internal evaluation domains (mission and goals of the departments, courses and curriculum and non-curriculum programs, faculty members, students, learning/teaching strategies, educational facilities, theses, study opportunities and seminars, and graduates domain) were determined related to the eight standard, separated as domains in schools as well as totally in university for two consecutive academic years. Results were analyzed by SPSS with emphasis on descriptive statistics (mean and scores percent calculation).
    Results
    The status of eight domains of basic sciences departments was relatively desirable. The calculation of the total score of the school departments showed that the score of the school of Health decreased from 66.13% to 64.21% and the school of pharmacy decreased from 69.03% to 68.13% but the score of Sari Nursing and Midwifery school and the basic sciences department of medical school increased from 66.13% to 70.05%, and 60.44% to 63.32% respectively. Results show that the maximum desirability in the university during 94-95 and 95-96 Iranian academic years were in domains of the faculty members (76.77%), and teaching/learning strategies (73.38%), respectively.
    Conclusion
    Even though the most domains were in desirable level, but there is a long way to get progress in education quality by eliminating defects in different domains of education. Therefore, performing periodic internal evaluation can help the departments for achieving long-term goals for improving educational quality.
    Keywords: Internal Evaluation, Basic Sciences Departments, University
  • MH Ronaghi*, F Hosseini Pages 29-36
    Introduction
    Digitalization of education is considered  as  a major reforming in higher education. E-learning programs are increasingly seen as a way to reform in medical sciences education, giving access to ongoing learning and training without any time or geographical barriers.
    Technology is a powerful tool for effective teaching and deep learning. Therefore, the aim of this paper is evaluate e-learning maturity and rank e-learning dimensions in medical sciences.
    Methods
    This applied, descriptive- survey research has been done in two phases in 2018. In the first phase e-learning dimensions of Michael Marshall Model were ranked by a panel of e-learning experts including ten members and fuzzy analytic hierarchy process method is used in this regards. In the second phase, e-learning maturity was evaluated in the target population by calculating weight of models ´dimension (first phase output). The survey sample population consisted of 365 students of medical science Universities in Shiraz and Tehran that were selected by simple random sampling. Data were analyzed using one sample t test, kolmogorov and Smirnov through SPSS.
    Results
    according to the experts opinion by AHP planning and management as 2 dimensions of e- learning (0.32, 0.28) had respectively higher weight among other e-learning dimensions and by considering T-value (4.53,3.19,4.22,5.51,4.16) 5 basic E-learning processes (Learning(0.001), Development(0.019), Support (0.002), Evaluation(0.00) and Organization(0.002)) are located in acceptable level in medical education (Sig.<0.05) but delivery dimension of learning (0.067) and optimization dimension of organization (0.055) aren't located in acceptable level.
    Conclusion
    based on results, medical universities have true movement toward deployment of effective e-learning in medical education. The weights of dimensions (the importance of planning and management) and detailed results showed, at first policymakers who work in the area of e-learning should be aware of the role of standardization and optimization. Understanding the importance of continuous improvement may help managers and policymakers to manage e-learning activities more effectively.
    Keywords: Learning Electronics, Evaluation, Students, Education, Medical
  • MM Chehrzad, AH Mahmoodi*, K Fathivajargah, A Khorshidi, SM Samimi, Ardestani Pages 37-49
    Introduction
    Accreditation of educational institutions and educational therapeutic centers as an important step in the implementation of the” development and innovation of medical education plan “in recent years has been carried out and its pathology is an important necessity to achieve its goals, i.e. guaranteeing and improving the quality of education. The purpose of this study is to determine pathology of accreditation of institutions and educational centers in Guilan University of Medical Sciences and present suitable model.
    Methods
    This is a qualitative research based on grounded theory method and emergent strategy. Using Purposive sampling and semi-structured deep interviews with 30 people that involved in educational accreditation of educational institutions and educational therapeutic centers of Guilan University of Medical Sciences, its executive damages was identified. Then, a prescriptive model based on eliminating of injuries was designed.
    Results
    Based on results, three major category including "university Cultural context damage", "university structure damage" and accreditation pattern damages" were identified and a prescriptive pattern was designed.
    Conclusion
    Regarding the introduction of a new executive model, it is possible to improve accreditation process and achieve accreditation goals by creating a suitable cultural platform for accepting transnational accreditation goals and establishing a suitable university structure for proper accreditation and eliminating the operational imperfections of the plan.
    Keywords: Pathology, Institutional Accreditation, Model, University of Medical Sciences
  • H Hosseinimehr, GH Entesarfoomani, M Hejazi*, H Asadzadeh, Dahraei Pages 50-61
    Introduction
    learners’ creativity in this era has attracted researchers and educational planners’ attention to study about this subject and in this regards, educational plans can be designed in a way that provide an appropriate basis to increase Learners’ creativity. The present study with the aim of comparing the effectiveness of direct and indirect instruction on enhancing Learners’ creativity has been conducted.
    Methods
    This research was an extension of the whole pretest-posttest multi-group test with control group.The population included male Learners at 10th grade of experimental secondary school of Rasht city during 2017 to 2018. 400 students were selected through multi- phasic random cluster sampling method. For screening subjects with low creativity, Abedi’s creativity questionnaire was used.Finally 60 Learners with weak creativity randomly were divided into two groups containing 40 subjects (experimental group) and 20 subjects (control group). To analyze data SPSS was used and the results were reported in terms of descriptive statistical methods and covariance analysis.   
    Findings
    The results showed that the mean scores in direct instruction increased from (61.60) to (67.30) and indirect from (43.30) to (64.90), and there were a significant difference, but the mean scores of the control group in pre-test was (55.85) and in post-test was reduced to (52.25). In analyzing data covariance, direct and indirect instruction with effect size of (0.92) significantly increased Learners’ creativity in the experimental group in comparison of the control group (p<0.001).

    Conclusion
    Considering that, direct and indirect instructional methods have positive effect on creativity So that they enhance learners’ creativity thus using these methods are recommended to educational centers
    Keywords: Instruction, Creativity, lecturing, Problem Solving
  • M Shohoudi*, M Hassani, H Ghalavandi, A Abbasspour, Gh Shams Pages 62-71
    Introduction
    Nowadays, academic Spin off have been created as one of the entrepreneur phenomena in countries and study the factors affecting them is one of the most important priorities of universities. The purpose of this study was to compare the importance of effective factors on formation and development of these companies in Ministries of Science and Health.
    Methods
    This was a descriptive field study. Statistical population Were the Graduate students of Shahid Beheshti Universities, Tehran, Allameh Tabatabaei and Kharazmi, and third and fourth year students of medical faculties, paramedical, health and medical technologies of the universities of Shahid Beheshti, Tehran and Iran in academic year 2017-2018. With the Cochran formula, the sample size was 331. The research instrument was a researcher-made questionnaire. Validity and reliability of this questionnaire were confirmed using factor analysis.Data were analyzed by independent t-test through SPSS.
    Results
    In the phase of formation of academic spin off, the average importance of different  factors were as follow:  individual factors (t=-2.795), educational factors (t=-2.061), background factors (t=7.927), and institutional factors (t= 4.409). In the development phase, the average importance of organizational factors (t=2.367) was different between two groups of students. There was no significant difference in other factors (p< 05).
    Conclusion
    Considering that the average importance of different factors in the phase of formation including individual, educational and institutional factors as well as organizational factors in  the development phase was different among groups, it is necessary, different universities use specific programs according to their Different functions  in order to facilitating the formation and development of these companies and consider special criteria for evaluating and improving their performance.
    Keywords: Development, university spin-offs, Academic entrepreneurship, Student