فهرست مطالب

اخلاق پژوهی - پیاپی 3 (پاییز 1396)
  • پیاپی 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/22
  • تعداد عناوین: 6
|
  • احد فرامرز قراملکی، سید هدایت جلیلی، محمد هادی امین ناجی، هاجرخاتون قدمی جویباری * صفحات 5-26
    مسئله پژوهش حاضر، ترسیم قلمرو معرفتی ‌اخلاق تفسیر است. ‌اخلاق تفسیر شامل کدام حوزه‌‌های معرفتی می‌‌شود؟ «اخلاق باور»، «اخلاق پژوهش» و «اخلاق علم» ساحت‌‌هایی هستند که زیر چتر آموزه‌‌های اخلاقی و قلمرو دانش اخلاق کاربردی بالیده‌‌اند. «اخلاق تفسیر» نیز بخشی از اخلاق کاربردی است که بر اصول و ضوابط اخلاقی فرایند تفسیر تمرکز دارد. کنش «تفسیر» می‌‌تواند به‌‌مثابه عمل متعاقب باور تفسیری ‌‌مفسر ملتقای «اخلاق باور» باشد و از جهتی به‌‌مثابه فرایندی مسئله‌‌محور و دارای روش و چارچوب نظری با «اخلاق پژوهش» پیوند داشته باشد و نیز به‌‌ منزله یک رشته علمی با «اخلاق علم» در ارتباط باشد؛ به این‌‌معنا که گاهی مراد از تفسیر، مدلل‌‌نمودن باورهای ‌‌مفسر است، گاه تفسیر در مقام پژوهش قرار می‌‌گیرد و گاه در مقام علم.«اخلاق تفسیر» می‌‌تواند با‌ هر کدام از این ساحت‌‌ها، فضای کاربرد مشابهی داشته باشد. بنابراین، فرضیه این تحقیق این است که بر ‌‌اساس تلقی‌‌های گوناگون از دانش «تفسیر»، مقوله «اخلاق تفسیر» می‌‌تواند در ذیل «اخلاق باور»، «اخلاق پژوهش» و «اخلاق علم» قرار ‌‌گیرد. نسبت ‌اخلاق تفسیر به‌ هر کدام از این دانش‌‌ها مقتضی و مستلزم پیش‌‌فرض‌‌هایی است که این پژوهش عهده‌‌دار تبیین آن‌‌هاست.
    کلیدواژگان: اخلاق تفسیر، اخلاق باور، اخلاق پژوهش، اخلاق علم
  • محسن جوادی *، زینب عباسی صفحات 27-50
    بررسی و شناخت کنش‌های رفتاری در سده‌های اخیر همواره موضوع بحث اندیشمندان مختلف بوده است و این‌که چرا انسان‌ها به دیگران اهمیت می‌دهند و به دست‌گیری از دیگران روی می‌آورند؛ مایه و منشاء طرح این پرسش شده است که انگیزه و هدف نهایی این‌گونه رفتارها چیست؟ در این میان، خودگرایان انگیزه تمامی رفتارهای خیرخواهانه انسان را کسب منفعت شخصی می‌پندارند و در مقابل، دیگرخواهان/ دیگرگرایان بر این باور‌اند که انسان قادر به انجام کارهایی است که هدف نهایی آن تامین آسایش و رفاه دیگری است. در دهه‌های اخیر، دنیل بتسون - روان‌شناس دیگرگرای معاصر- با تاکید و تمرکز بر ویژگی همدلی و رفتارهای خیرخواهانه انسان‌ها، ضمن به چالش کشیدن ادعاهای خودگرایان، از نوعی دگرخواهی روان‌شناختی حمایت کرده است. بنا به ادعا و اذعان او، احساس نگرانی همدلانه برای دیگری، به ایجاد یک انگیزه دگرخواهانه برای کمک و تامین رفاه دیگری خواهد انجامید. بتسون با روش تحصلی، کوشیده تا فرضیه‌اش را از طریق آزمایش دقیق تجربی اثبات کند. فرضیه تجربی دگرخواهی ۔ همدلی بتسون ناظر به نوعی انگیزش است؛ نه عمل و لزوما به فعل اخلاقی نمی‌انجامد، اما یکی از الزامات جامعه نیک است. در این مقاله، با رویکرد توصیفی ‌۔ تحلیلی، ضمن بررسی رابطه همدلی و دگرخواهی، به تبیین و تحلیل دیدگاه بتسون پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: اخلاق و روان شناسی، دگرخواهی، خودگرایی، نگرانی همدلانه، دنیل بتسون، انگیزه اخلاقی
  • محمدتقی اسلامی * صفحات 51-68
    امروزه الزامات سازمانی تاثیری گریزناپذیر بر حیات و رفتار فردی و اجتماعی ما دارند و از این رهگذر، منشا بسیاری از کنش‌های اختیاری و صفات اکتسابی ما آدمیان خواهند بود. در چنین وضعیتی بسیار محتمل است که مسئولیت اخلاقی این کنش‌ها و صفات، نه بر عهده افراد و گروه‌ها، بلکه تا حدود زیادی بر عهده سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی باشد. سازمان‌ها و نهاد‌های اجتماعی با شخصیت حقوقی‌شان متعلق مسئولیت اخلاقی می‌شوند که وظیفه پی‌گیری و تامین الزامات این مسئولیت بر عهده مدیران آن سازمان‌ها و نهادهاست. به این ترتیب، مفهوم «اخلاق مدیریت» شکل می‌گیرد که در این مقاله نخست به روشی توصیفی ۔ تحلیلی و با نگاهی تازه این مفهوم را بازخوانی کرده‌ایم و با عنایت به ویژگی‌های کاربردی مسائل اخلاقی در مدیریت به اشکالاتی که ممکن است بر ضرورت اخلاق در عرصه مدیریت وارد شود، پاسخ گفته‌ایم و در ادامه، تقریرهای گوناگونی که از ضرورت اخلاقی بودن مدیران در متون اخلاق کاربردی این حوزه آمده‌ است را با اتخاذ رویکردی اسلامی، تحلیل و بررسی کرده‌ایم. در نتیجه این تحلیل، کوشیده‌ایم تا با اصلاح انگاره‌های کارکرد‌گرایانه و سود‌انگارانه محض، به نگاهی اصیل و نامشروط به ضرورت اخلاق برای مدیریت دست یابیم.
    کلیدواژگان: اخلاق، اخلاق کاربردی، اخلاق مدیریت، اخلاق هنجاری مدیران، اخلاق سازمانی، اخلاق کار و کسب
  • سید محسن اسلامی *، محمد سعیدی مهر صفحات 69-90
    در مباحث جاری درباره دلایل عمل، یکی از سوالات راجع به وجودشناسی دلایل است و این‌که دلایل چگونه چیزهایی هستند. اگر چه این بحث مستقیما و صرفا درباره عمل اخلاقی نیست، مبنای بعضی بحث‌های دیگری است و لوازم مهمی برای نظریه اخلاقی دارد. یکی از دیدگاه‌ها در این باره امر‌واقع‌گرایی (factualism) است. طبق این دیدگاه، دلایل عمل از مقوله امر واقع (fact) هستند. در مقابل، کسانی به روان‌شناسی‌گرایی قائل هستند که طبق آن دلایل عمل از مقوله امور روان‌شناختی‌اند. در این‌جا بعضی نقدها به امر‌واقع‌گرایی را معرفی و ارزیابی می‌کنیم. از نظر منتقدان، امر‌واقع‌گرایی به این دو لازمه ناپذیرفتنی متعهد است: 1) تبیین ناظر به واقع نیست؛ 2) دلایل نقش علی در عمل ندارند. در مقابل، از این پیشنهاد دفاع می‌کنیم که در نقدها به امر‌واقع‌گرایی، تفکیکی میان دلایل (انگیزشی و تبیینی) نادیده گرفته شده است. برای تقویت این پاسخ، توضیح می‌دهیم که تفکیک دلایل انگیزشی از دلایل تبیینی بنا به ملاحظاتی مستقل از نزاع وجودشناسی دلایل طرح می‌شود و از این‌رو، توسل امر‌واقع‌گرایی به تفکیک راهکاری موضعی (ad hoc) نیست. بدین ترتیب، هم از امر‌واقع‌گرایی در مقابل بعضی نقدها دفاع می‌کنیم و هم به اهمیت تفکیک دلایل انگیزشی از دلایل تبیینی توجه می‌دهیم.
    کلیدواژگان: دلایل عمل، دلایل هنجاری، وجودشناسی دلایل، فعل درست، امر واقع گرایی، عقلانیت
  • سید اکبر حسینی قلعه بهمن * صفحات 91-110
    نظام اخلاقی سامانه‌ای است که بر پیروان خود حاکم می‌شود و رفتار و اوصاف اختیاری آنان را در روابط چهارگانه‌شان (رابطه با خود، خداوند، دیگران و محیط زیست) تنظیم می‌کند و سامان می‌دهد. هر نظام اخلاقی، در درون خود عناصر و اجزایی دارد که کدهای اخلاقی از اصلی‌ترین عناصر نظام های‌اخلاقی تلقی می‌شوند. کد اخلاقی محبت، اصلی‌ترین دستور اخلاقی در نظام اخلاق مسیحی و کاتولیک است. این اصل حاکی از آن است که آدمیان باید به خداوند، خود و دیگران - بدون در نظر گرفتن پاداش - محبت کنند. به اعتقاد پیروان آئین کاتولیک، این اصل اخلاقی، انسان را از برده بودن خارج ساخته و او را به مقام فرزند خدا می‌رساند. شادی و صلح میان انسان‌ها نیز از فواید و مزایای این کد اخلاقی دانسته شده است. در این نوشتار، در گام نخست، کد اخلاقی محبت با بهره‌گیری از منابع دینی در آئین کاتولیک طرح و تبیین می‌شود و در ادامه، تحلیل و نقد می‌شود.
    کلیدواژگان: اخلاق مسیحیت، کدهای اخلاقی، کد اخلاقی محبت، اصل اخلاقی، قاعده اخلاقی
  • وحید پاشایی * صفحات 111-139
    غایت در اخلاق از مهم‌ترین موضوعاتی است که در اخلاق هنجاری و فرا اخلاق بررسی می‌شود. این مقاله با تکیه بر مباحث فلسفه اخلاق غربی و آیات قرآن کریم، از رهگذر مفهوم‌شناسی غایت و مباحثی نظیر تعدد یا وحدت غایت و تفاوت غایت در نظریه‌های هنجاری، به بررسی رابطه غایات متعدد و مختلف دست یازیده و در نهایت، غایت مورد اشاره قرآن کریم را تحلیل کرده و شاخصه‌های آن را بر‌شمرده است. به نظر می‌رسد که در فلسفه اخلاق غرب نظام رتبی بین مصادیق غایات به «لذت» ختم می‌شود، اما در ادبیات قرآنی، از آنچه در فلسفه اخلاق غرب، «غایت» خوانده می‌شود، با واژه‌هایی چون «فلاح» و «فوز» تعبیر شده است. با توجه به معناشناسی فلاح و فوز، «فلاح» مقدمه فوز است که از نظر رتبی، بالاترین وآخرین غایت قرآنی قلمداد می‌شود. فلاح، جنبه رهایی و خلاصی از شرور دارد و در مقام ارائه راهکار برای رسیدن به نتیجه مطلوب است، اما فوز همان نتیجه مطلوبی است که در پی فلاح می‌آید و رهایی از عذاب، نائل شدن به رحمت الهی و بهره‌مندی از نعمت‌های جاودانه بهشتی و خلود در آن را همراه دارد و بالاترین مصداق فوز رسیدن به مقام «رضوان الهی» است. البته، نباید از نظر دور داشت که می‌توان تحلیلی غیر غایت‌گرایانه از مباحث قرآنی نیز ارائه کرد.
    کلیدواژگان: غایت اخلاقی، لذت، فلاح، فوز، سعادت، رضوان الهی
|
  • Ahad Faramarz Qaramaleki, Sayyid Hedayat Jalili Jalili, Mohammad Hadi Amin Naji, Hajar Khatoon Ghadami Jooybari * Pages 5-26
    The problem of the present research is to outline the epistemic realm of ethics of interpretation. What epistemic domains are included in the ethics of exegesis? “Ethics of belief,” “ethics of research,” and “ethics of science” are domains developed within the moral doctrines and the realm of applied ethics. “Ethics of interpretation” is part of applied ethics focused on moral principles and maxims of the process of exegesis. The act of “interpretation” can, as an action consequent upon the interpreter’s exegetical belief, be in the domain of “ethics of belief,” and can, as a problem-centered process with its own theoretical framework and method, be relevant to “ethics of research.” Moreover, as a scientific discipline, it can be relevant to “ethics of science”. That is to say, interpretation sometimes means an argumentation for, or justification of, the exegete’s beliefs, and is sometimes a research, and sometimes a science! “Ethics of exegesis” can have a similar application space to any of these domains. Therefore, the thesis of this research is that, based on various conceptions of the science of “exegesis,” “ethics of exegesis” can be subsumed under “ethics of belief,” “ethics of research,” and “ethics of science.” The relation between ethics of exegesis and any of these disciplines involves presuppositions which we discuss in this research.
    Keywords: Law of will, rational knowledge, rational action, essence of the intellect, conduct of Men of Truth
  • Mohsen Javadi Javadi *, Zaynab Abbasi Pages 27-50
    In recent centuries, scholars of various strands have found interest in finding about behavioral actions. The fact that human beings care for others and tend to help them has led some scholars to ask what the ultimate motivation and goal of these human behaviors are. Thus, two intellectual approaches emerged: “egoism” and “altruism.” Egoists trace motivations for philanthropist human behaviors to personal interests, while altruists think that humans are able to do actions the ultimate goal of which is to provide the well-being and comfort of others. In this paper, we deal with the views of Daniel C. Batson, an altruist psychologist. Batson offers an empirical thesis of altruism-sympathy to account for human philanthropist behaviors, challenges egoistic views, and supports a version of psychological altruism. Batson claims that a feeling of sympathetic concern or care for the other leads to an altruistic motivation for helping and providing the well-being of the other. Batson’s method is positivistic. He tries to substantiate his thesis via a rigorous empirical experiment. Batson’s altruism is a type of motivation, rather than an action, and it does not necessarily lead to a moral action, although it is a requirement of a good society. In this paper, we explain and analyze Batson’s view with a descriptive-analytic approach.
    Keywords: Altruism, egoism, sympathetic concern, Daniel Batson, moral motivation
  • Mohammad Taqi Eslami * Pages 51-68
    Today, organizational requirements have inevitable effects on our individual and social life and behavior, and thereby, they will serve as grounds for many of our free actions and acquired characteristics. In such a situation, it is very likely that moral responsibility for such actions and characteristics is to a large extent on the shoulders of organizations and social institutes, rather than individuals and groups. Organizations and social institutes are morally responsible in virtue of their legal personality, and the obligation of pursuing and ensuring the fulfilment of the requirements of such responsibility is on these organizations and institutes. Thus, the notion of “management ethics” comes to be formed—a notion I revisit in this paper first with a descriptive-analytic method and a new viewpoint, and I will then reply to objections that might be levelled at the necessity of an ethics for management given practical features of moral problems of management, and then I consider and analyze various versions of the necessity of morality for managers in the literature of applied ethics in this area by adopting an Islamic approach. As a result of this analysis, I have sought to modify functionalist and purely utilitarian ideas to arrive at an authentic unqualified view of the necessity of an ethics for management.
    Keywords: Ethics, applied ethics, management ethics, normal ethics for managers, organizational ethics, business ethics
  • seyed Mohsen Eslami * Pages 69-90
    Ontology of reasons is a topic in the broader area of the theory of reasons and is concerned with the kind of things reasons are. Factualism is one of the main views here, which treats reasons as facts. After some preliminary points, considerations for and against Factualism are reviewed. Although an attractive view, critics ascribe some unacceptable commitments to Factualism, including the thought that explanation is non-factive and that reasons play no causal role in action. In response, it is argued that by distinguishing motivating reasons from explanatory reasons, Factualism can find some way to respond to these objections or explain them away. Then, some considerations behind this distinction are explored, showing that the distinction is interesting regardless of the current debate, and Factualism's recourse to the distinction is not an ad hoc solution. Though the distinction helps Factualism to deal with some objections, we do not claim that the distinction alone is enough to respond to all objections to Factualism. This is the task of the last and the main section. The paper is closed by some concluding remarks.
    Keywords: Reasons for action, normative reasons, ontology of reasons, right action, Factualism, rationality
  • Sayyed Akbar Hosseini Ghal’eh Bahman * Pages 91-110
    A moral system is a system governing its followers and organizing their behaviors and volitional characters in their four-way relationships (with God, with themselves, with others, and with the environment). Every moral system involves elements and components, the chief among which are moral codes. The main moral command in the Christian and Catholic moral system is the moral code of love. The code suggests that humans should love God, themselves, and others without a consideration of any reward. According to followers of Catholicism, the moral code emancipates humans from slavery and leads them to the position of children of God. The moral code is said to have as its advantage the happiness and peace among people. In this paper, I initially explain the moral code of love by drawing upon religious sources in Catholic Christianity, and then analyze and criticize it.
    Keywords: Christian morality, moral codes, the moral code of love, moral principle, moral rule
  • vahid pashaei * Pages 111-139
    End in ethics is an important issue investigated in normative ethics and meta-ethics. The paper considers the relation between numerous and various relations by drawing upon issues in Western moral philosophy and Quranic verses via a consideration of the concept of end and issues such as plurality or unity of end and difference of ends in normative theories. It finally analyzes the end as appearing in the Quran and enumerates its parameters. The hierarchical system of instances of ends in Western moral philosophy seems to culminate in pleasure, whereas what is referred to as an “end” in Western moral philosophy appears in the Quranic literature in terms of “falāḥ” (felicitousness) and “fawz” (success). Given semantics of falāḥ and fawz, the former is a preliminary to the latter, and hierarchically speaking, the latter counts as the highest and the last Quranic end. Falāḥ involves emancipation and liberation from evils, and serves as a solution for the desired result. However, fawz is the desired result that follows falāḥ. It leads to liberation from suffering, achievement of divine mercy, and eternal enjoyment of everlasting Heavenly blessings, and the highest instance of fawz is the achievement of the positon of “divine pleasure.” However, it is possible to offer a non-teleological analysis of such Quranic issues.
    Keywords: End, moral, pleasure, falāḥ, fawz, happiness, divine pleasure