فهرست مطالب

  • سال بیست و نهم شماره 42 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی آقاجانی* صفحات 9-28
    جایگاه راهبردی معروف و منکر در کلام سیاسی معتزله به گونه ای که امامت ذیل آن قرار می گیرد و تاثیرات ژرفی بر تاریخ سیاسی این گروه گذاشته است. مقاله حاضر با بهره گیری از چارچوب نظری مبتنی بر گونه شناسی مبارزه مثبت، منفی و مشارکت در قدرت، این تاثیر را کاویده است و در پاسخ به این پرسش که جایگاه و سطوح تاثیرگذاری معروف و منکر در تاریخ معتزله چیست، فرضیه خود را مبنی بر ظرفیت و گستردگی اصل پنجم معتزله نسبت به کنش اجتماعی فرهنگی و کنش سیاسی در گستره تاریخ به صورت مستقیم و غیرمستقیم در قالب سه رهیافت مبتنی بر چارچوب نظری به آزمون گذاشته است. بر این اساس، مقاله بر آن است که سه رهیافت تاریخی هم زمان در مواجهه با معروف و منکر در میان معتزله هویداست: رهیافت مبارزه مثبت، که درصدد مبارزه رویارو با حاکمان نامشروع است و به اعمال آخرین مرتبه امر به معروف و نهی از منکر یعنی قیام بالسیف دست می زند؛ نمونه آن شرکت در قیام حسنیان و مشارکت در قیام علیه ولید بن یزید است. رهیافت مبارزه منفی، که تا پایه خروج و قیام پیش می رود اما از آن پیش تر نمی رود و به اقدام عملی دست نمی زند که نمونه آن اقدامات واصل بن عطا و عمرو بن عبید است. رهیافت شرکت در قدرت که دست یابی به مراکز سلطه را وسیله لازمی برای نشر عقاید خود و امر به معروف و نهی از منکر می شمرد که نمونه آن ابن ابی دواد و ثمامه بن اشرس است. این سه رهیافت سه صورت بندی انقلابیون، اصلاحیون و منفعلان را در کنار دولت شبه ایدئولوژیک و اقتدارگرا در تاریخ سیاسی معتزله برمی سازد.
    کلیدواژگان: معتزله، تاریخ سیاسی، معروف و منکر، رهیافت مبارزه مثبت، رهیافت مبارزه منفی، رهیافت شرکت در قدرت
  • محمد مسعود آقایی، سید اصغر محمودآبادی، ابوالحسن فیاض * صفحات 29-51

    فردید فلسفه تاریخ مدنظر خود را علم الاسماء تاریخی نام می نهد. در تفکر فردید اندیشه تاریخی که حاصل تجلی و غیاب اسماءالله در عرفان ابن عربی آن گونه که در کتاب فصوص الحکم و در آثار شارحان او آمده است به همراه حوالت تاریخی در فلسفه هیدگر، فیلسوف شهیر قرن بیستم آلمان است درهم آمیخته می شود و با نوآوری هایی  به صورت علم الاسماء تاریخی درمی آید. بسیاری از اندیشمندان، جمع اندیشه تاریخی ابن عربی و هیدگر را که متعلق به دو سنت تاریخی متفاوت هستند کاری مهمل و بی معنی، و حاصل آن را ملغمه ای بی مبنا و بنیاد دانسته اند. نگارندگان هرچند به فلسفه تاریخ مدنظر فردید انتقاداتی را وارد دانسته، ولی معتقدند کار فردید بازاندیشی دو سنت متفاوت در شرق و غرب جهان و جمع آوری آن در دستگاه فکری مخصوص به خود است. پرسش اصلی تحقیق، این است که تفکر علم الاسماء تاریخی فردید دارای چه بصیرت هایی برای محققان رشته تاریخ دارد؟ مدعای این پژوهش آن است که هرچند می توان ایرادهایی به اندیشه تاریخی فردید وارد کرد، ولی برای کسانی که تاریخ را به صورت حرفه ای مطالعه می کنند، بصیرت های بنیادین و اساسی دارد که تاکنون در میان دانشگاهیان رشته تاریخ مغفول مانده و این مقاله سعی بر تبیین و وصف این نحوه تفکر دارد.

    کلیدواژگان: فردید، هیدگر، حکمت تاریخ، علم الاسماء تاریخی، ادوار تاریخی
  • یعقوب تابش* صفحات 53-77
    به کارگیری کارگزاران آشنا با ساختارهای حکومتی جدید یکی از نیازهای مبرم حکومت پهلوی اول بود. یکی از کارگزارانی که نقش مهمی در دگرگونی های ساختاری در این زمان داشت، علی اکبر داور بود، تکاپوهای پانزده ساله داور در شکل گیری و تداوم حکومت پهلوی سرانجام خوشایندی برای او نداشت. مدعای این پژوهش این است که خودکشی داور ریشه در روابط او با رضاشاه دارد. ازآنجاکه تاکنون پژوهش روشمندی در تبیین خودکشی داور و روابط رضاشاه با او انجام نشده، این پژوهش درصدد است برای اولین بار، با بهره گیری از مدل «تیپ بندی شخصیت» به این کار مبادرت ورزد. روابط میان رضاشاه و داور در بلندمدت بر اساس نیازهای متقابل و ویژگی های شخصیتی هردو بناشده بود. مادامی که رضاشاه نیاز به مهارت های تخصصی داور داشت و داور نیازمند یک حامی قدرتمند بود، همدیگر را تایید می کردند؛ اما ماهیت شخصیت پهلوی اول پس از بهره برداری از مهارت های مدیریتی داور در زمان تصدی وزارت عدلیه، نمایان تر شد. رضاشاه که برخلاف داور ازنظر تیپ شناسی «حسی» و «قضاوت تگر» به شمار می رفت و به گزاره های عینی و نتایج فوری علاقه بیشتری داشت مدام داور را به خاطر نتیجه ندادن پروژه های اقتصادی اش در زمان تصدی پست وزارت دارایی تحت فشار قرار می داد. داور که برخلاف رضاشاه ازنظر شخصیتی «شهودی» بود و به طرح های بلندمدت برای حل مشکلات اقتصادی باور داشت نتوانست در مقابل فشارهای مداوم شاه مقاومت کند و سرانجام دست به انتحار زد.
    کلیدواژگان: پهلوی اول، داور، روابط، شخصیت
  • میثم شهسواری* صفحات 79-100
    در منابع و متون کهن اعم از تاریخی و جغرافیایی به شهر جیرفت اشاره هایی اندک اما معتنابه شده است. اگر چه این مقدار به درک کامل و حتی ناقصی از اوضاع و شرایط این شهر در گذشته نمی انجامند اما دربر دارنده نکات مهمی هستند که در مسیر درک هر چه کامل تر اوضاع و احوال سرزمین جیرفت در گذشته تعیین کننده هستند. در مقاله پیش رو اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و مراجعه به متون دست اول گردآوری شده و روش پژوهش توصیفی تحلیلی از نوع «تحلیل محتوا» هستند. نتایج این پژوهش به طور کلی چنین هستند: شهر جیرفت پیش از حمله عرب نیز وجود داشته است. این شهر تا سده ششم هجری همچنان اهمیت خود را حفظ کرد و همواره از کانون های مهم تحولات منطقه جنوب شرق ایران بود. اما از این زمان به بعد رفته رفته و نه یکباره جیرفت، اهمیت خود را به عنوان یک مرکز شهری از دست داد و با اینکه این نام (جیرفت) بنا به متون همچنان مورد استفاده قرار می گرفت اما در همان متون هیچگاه نشانی از شهر جیرفت وجود ندارد؛ در حقیقت منظور از جیرفت در این متون نه یک شهر یا مرکز شهری که یک ناحیه جغرافیایی وسیع در جنوب ایالت کرمان بوده است.
    کلیدواژگان: جیرفت، محوطه باستانی شهر قدیم جیرفت، سده های اولیه تا میانی هجری، باستان شناسی
  • وحید عابدین پور*، معصومه سمایی صفحات 101-126
    سیاست تسامح گرایانه دولتمردان تیموری، پیوند تشیع با جریان تصوف و تلاش شیعیان به ویژه بعد از سقوط خلافت عباسی زمینه ای را فراهم ساخت تا مذهب تشیع در عصر تیموریان (771- 913ق) در ابعاد مختلف رشد پیدا کند. این موضوع سایر مولفه های هویت ایرانی و ازجمله هنر و معماری را هم تحت تاثیر قرار داد و از اسباب گسترش تدریجی رویکردهای شیعی در هنر و معماری ایرانی از این زمان گردید. در این ارتباط، تعریف و چگونگی شکل گیری این هنر به طورکلی و ارتباط معماری با مذهب تشیع در دوره تیموریان به صورت خاص، پرسش اصلی تحقیق حاضر است که به روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی میدانی و استناد به منابع کتابخانه ای به آن پرداخته شده است. یافته های مبتنی بر فرضیات تحقیق موید رواج مستمر و افزایش کاربرد نمادهای (بصری و نوشتاری حاوی مضامین و درونمایه های) شیعی در بناهایی نظیر بقاع امامزادگان، حرم امام هشتم(ع)، مساجد جامع، آرامگاه ها و دیگر بناها در قرن نهم ق بوده است. به عبارتی دیگر، تعریف هنر (معماری) شیعی در این زمان عمدتا شامل مضامین مذهبی متبلورشده در کالبد هنر(معماری) اسلامی است.
    کلیدواژگان: تیموریان، مذهب تشیع، هنر، معماری، هویت ایرانی
  • محمد عباسی*، عیدالرفیع رحیمی، حسین آبادیان، حجت فلاح صفحات 127-148

    این مقاله با استفاده از روش تحلیلی تاریخی و با استناد به منابع کتابخانه ای در پاسخ به پرسش های متنوع درباره علل بروز قحطی و بحران نان در دوره مظفری، این فرضیه را مطرح می نماید که علاوه بر خشکسالی و بلایای طبیعی، مهم ترین عامل بروز بحران نان عوامل سیاسی و اجتماعی و ناتوانی حکومت در مدیریت صحیح بازار داخلی و سوءاستفاده بعضی از حکومتگران از شرایط به وجودآمده بود. این مسئله خود پیامدهای ناگواری ازجمله رکود دادوستد و تجارت، کاهش شدید کشت و زرع، شیوع بیماری های واگیردار، مهاجرت، مرگ ومیر و ناامنی را درپی داشت. به همین دلیل شاهد اعتراض های شهری گوناگون و مستمری در دوره مظفری هستیم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که مشکلات اقتصادی عصر مظفری اساس جامعه و حکومت وابسته به آن را با چالش شدید و تغییرات بنیادین مواجه ساخت.

    کلیدواژگان: بحران نان، مظفرالدین شاه، تبعات اجتماعی و اقتصادی، اعتراضات شهری
  • جواد مرشدلو* صفحات 149-171
    اشغال نظامی تفلیس و ولایات ایرانی آن سوی ارس در ربع نخست سده سیزدهم/نوزدهم گام نخست روسیه تزاری در جهت تاسیس یک نظم جدید استعماری در جنوب قفقاز بود. این نظم جدید استعماری، زمینه ای فراهم کرد که در بستر آن روند تغییر نظام سیاسی، اداری و اجتماعی حاکم بر اراضی تصرف شده و الحاق ساختاری آن به امپراتوری تزاری مدیریت شود. در پژوهش پیش رو کوشش شده است ماهیت راهبرد استعماری روسیه تزاری در قبال حوزه مسلمان نشین جنوب قفقاز و سازوکار عملیاتی آن در مراحل آغازین، بر محور رفتار و اقدامات یک چهره محوری آن یعنی الکسی پترویچ یرملوف بررسی شود. پرسش محوری تحقیق ناظر بر تبیین رابطه ای است که می توان میان اقدامات یک فرماندار نظامی و سیاست کشور متبوع وی جهت ایجاد یک ساختار استعماری تشخیص داد. این بررسی با رویکرد تاریخ سیاسی و اداری و با تکیه بر اطلاعات موجود در گزارش ها و اسناد آرشیوی به زبان های مختلف از جمله روسی انجام شده است. مقاله در سه بخش تنظیم شده است: بخش نخست به اقدامات سیاسی و نظامی یرملوف اختصاص یافته، بخش دوم، سیاست وی در جهت پی ریزی یک ساختار اداری جدید را می کاود و در بخش سوم، تدابیر اقتصادی وی بررسی شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نظم استعماری روسی در جنوب قفقاز، به ویژه در مراحل نخست تاسیس آن، سرشتی نظامی، دستوری و شخصیت محور داشت. به بیان دیگر، فرماندهان نظامی روس و اقدامات شخصی آنها در شکل گیری و توسعه این نظم استعماری نقش محوری داشت.
    کلیدواژگان: استعمار روسی، روسیه تزاری، قفقاز، نظم استعماری، یرملوف
  • مهدی وزینی افضل* صفحات 173-197
    به چالش کشیده شدن چارچوب های قدرت سیاسی کهن در انقلاب مشروطه، منجر به تحولات عدیده در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی ایران شد که بخشی از نوگرایی و نوزایی آن، تشکیلات شهری را نشانه رفت. این پژواک تجددگرایی، شهرسازی قدیم را نماد عقب ماندگی می دانست که در هماهنگی با بخش های دیگر جامعه، می بایست ظاهری نو به خود می گرفت. اندیشه های تجددگرایانه در دوره رضاشاه، سنت زدگی را ترویج، و جایگزینی انگاره ها و طرح های نوین شهرسازی را دنبال می کرد. وجود زیرساخت های مدیریت شهری همچون بلدیه ها برای اجرای چنین طرح هایی الزام آور بود. بنابراین با تشکیل بلدیه شهر یزد در سال 1310ش، طرح های نوسازی شهری، که نماد آن خیابان های صلیب شکل بود، در نقاط مختلف شهر یزد اعمال شد که نمونه آن ساخت دو خیابان پهلوی و شاه و گذر این خیابان ها درست از وسط بافت تاریخی بود. شتابزدگی در پیاده سازی طرح های شهرسازی بخش مهمی از آثار تاریخی را از میان برد، کالبد تاریخی را مورد اهانت قرار داد و باعث چیرگی عناصر جدید در برابر هویت اجتماعی شد. این تحقیق سعی کرده است اقدامات دولت پهلوی در توسعه فیزیکی بافت تاریخی شهر یزد را با استفاده از اسناد تاریخی در قالب نرم افزار جغرافیایی GIS مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
    کلیدواژگان: پهلوی، خیابان کشی، توسعه شهری، یزد، آثار تاریخی، تغییر کاربری اراضی
|
  • Ali Aqajani * Pages 9-28
    The strategical position of vice and virtue in the political theology of Muʿtazila, as Imamat is next to it, has had extreme effects on the political history of this group. This research, using a theoretical framework of the typology of the positive and negative fight, and participation in power, has studied this impact. Responding to the question of the position and impact level of vice and virtue in history of Muʿtazila, the theory of capacity and dimension of the fifth element of Muʿtazila toward social-cultural act and political act in history, has been tested in the form of three approaches based on the theoretical framework. Therefore, the article shows that there are three historical approaches toward vice and virtue between Muʿtazilids: The approach of positive fight that is about to combat with illegitimate rulers, as taking part in the uprising of Hassanids and the uprising against Valid b. Zaid. Next is the approach of the negative fight that goes on close to an insurgency but does not make an effective action, as Wasil b. ‘Ata and ‘Amr b. Ubaid did. The third approach is cooperating in power as the think having access to the centers of authority is necessary for spreading their opinion, as Ibn Abī Duʾād and T̲h̲umāma b. As̲h̲ras did so. These three approaches show the formation of Revolutionaries, Reformists, and Indecisives beside the semi-Idealogic and authoritarian government in the history of Muʿtazila.
    Keywords: Muʿtazila, Political History, Vice, Virtue, Positive fighting approach, Negative fighting approach, Cooperating in power approach
  • Mohammad Masoud Aghaei, Seyyed Asghar Mahmoud Abadi, Abolhassan Fayyaz * Pages 29-51

    Fardid describes his contemporary philosophy as the knowledge of historical almos. In Fardid's thought, historical thought, the result of the manifestation and absence of the name of Allah in the mysticism of Ibn Arabi, as it appears in the book of Fusus alHikam and in the works of his commentators. Along with historic issues in the philosophy of Heidegger, the great philosopher of the twentieth century, Germany, and brought it together with its own kind of art as a historical knowledge. Many scholars consider the gathering of historical thought of Ibn Arabi and Heidegger, who belong to two different historical, as a worthless action. Although the writer has criticized Frdid's philosophy of history, he believes that Fardid's work is a rethinking of two different traditions in the East and West of the world and its collection in its own intellectual system. The main question of this research is that what fardid philosophical thinking of astrology has had for scholars in history? The claim of this research is that though there may be some flaws in fardid's historical thought, but for those who study history professionally, there are fundamental insights that have so far been missed by academics in the history field and this article tries to explain and describe this way of thinking.

    Keywords: Fardid, Heidegger, Wisdom of history, Historical knowledge, Historical period
  • Yaqub Tabesh * Pages 53-77
    The use of agents familiar with the new government structures was one of the urgent needs of the Pahlavi regime. One of the agents who played an important role in the structural changes at this time was Ali Akbar Davar. The 15years of Davar's attempts at the formation and continuation of the Pahlavi government were not happy ending of him at all. The claim of this research is that the suicide of Davar is based on his relationship with Reza Shah. Since methodological research has not been carried out in explaining suicide of Davar and his relations with Reza Shah, This research seeks to do this for the first time, utilizing the personality typing model.The relationship between Reza Shah and Davar in the long run was based on both the mutual needs and the personality traits of both. While Reza Shah needed specialist Davar skills and Davar needed a strong supporter, they confirmed each other; however, the nature of Pahlavi's personality became more evident after using Davar's managerial skills at the time of the Ministry of Justice. Reza Shah, who, unlike Davar, was considered “Sensor" and "Judger" typologically. He was more interested in objective propositions and immediate results which disrupted Davar for not having succeeded in his economic projects during the post of Ministry of Finance. Unlike Reza Shah, Davar who was "intuitive" and believed in long-term plans for solving economic problems, was unable to resist Shah's constant pressure and ultimately suicided.
    Keywords: Pahlavi I, Davar, Relations, Personality
  • Meysam Shahsavari * Pages 79-100
    In ancient sources and documents, geographic, historic or whatever, references to Jiroft are rare but remarkable. Although these fail to provide even a vague or fragmented portrait of Jiroft, they do include some really pivotal clues that decisively contribute to an accurate description of region as clearly as possible. Applying the librarian and field methodology, this essay set out to tap into such sources seeking out references to Jiroft. Generally speaking, the findings of this essay boil down to the following. Jiroft goes well back into pre-Muslem invasion era. Its name keeps coming up to the sixth century as a seat of incidents in south-eastern lran. All the same, Jiroft starts to gradually go down in significance as an urban center in the subsequent centuries and although, in the light of old documents, its name (Jiroft) kept comming up, no clear reference has ever been made to Jiroft itself in the very same documents. Infect, in such documents Jiroft is referred to not as a city or urban center, but a vast geographical region to the south of the state of Kerman
    Keywords: Jiroft, Ancient site of Old city of Jiroft, Early to Medieval centuries AH, Archeology
  • Vahid Abedinpoor *, Masoomeh Samaei Pages 101-126
    Tolerance policy of Timurid statesmen, Shi’it bond with Sufism flow and the effosrt of Shi’ites, especially after the fall of the Abbasid caliphate provided a ground for the Shi’ite religion to grow in the Timurid era (913-771 AH) in various dimensions. This point affects other components of Iranian identity, including art and architecture, and the causes gradual development of Shi’it approaches in Iranian art and architecture from this time omward (Some use the term "Shiite art"). Increasing the use of Shiite ornaments in buildings such as Imam Zadegan, the shrine of the Eighth Imam (Pbuh), important Iranian mosques and other monuments in the 9th century, confirms this point. In this regard, the definition and formation of this art in general, and the relationship of architecture and the Shi’ite religion in the Timurid era in particular is the main question of the present article. The research is done by the use of descriptive-analytical method, field study, and referring to library resources.
    Keywords: Timurids, Shi’a religion, Art, Architecture, Iranian identity
  • Mohammad Abbasi *, Abdorrafi Rahimi, Hossein Abadian, Hojjat Fallah Pages 127-148

    One of the important issues facing the government and the people In the Mozhafari era was a phenomenon called famine and the crisis of bread. This has endangering consequences, including trade and trade stagnation, severe decline in cultivation, the spread of contagious diseases, migration Caused mortality and insecurity to the people. This crisis has led to the spread of poverty, theft, and so on. As a result, there are many urban protests during the Mozhafi period, which led to the Constitutional Revolution. This paper aimes to study the causes and factors of the bread crisis in the Mozafari era, and its process and its consequences, based on the documents and historical sources. The main focus of this paper is based on the findings of the answer to the following questions: 1. what was the cause and frequency of famine in the mosquito period? What are the social and economic outcomes of the bread crisis?

    Keywords: Bread crisis, Mozaffaroddin Shah, Social, economic consequences, Urban protests
  • Javad Morshedloo * Pages 149-171
    Tsarist Russia's conquest of Southern Caucasia in the early 19th century was her first step toward establishing a new colonial order in the region. This colonial order prepared the situation for more extensive changes in political, social and administrative fields and was of crucial importance for structural integration of the region into the Russian empire. Focusing on the career of A. P. Yermolov and his policies, this paper aims to re-evaluate the earliest phases of these colonial changes.  With a political and administrative approach and based on contemporary sources and archival data, it aims to prepare an explanation of the nature of Russian colonialism in Transcaucasia. This paper is organized into three parts; the first one deals with the politico-administrative aspect of Yermolov policy, the second one surveys his policies to establish a new social and administrative order, and the last part sheds lights on his economic policies to strengthen the new colonial established order. As the results show, the nature of Russian colonial rule in Transcaucasia was apparently affected from the military-instructive approaches of its founders.
    Keywords: Caucasus, Colonial order, khanate, Russian colonialism, Yermolov
  • Mahdi Vazini Afzal * Pages 173-197
    The challenging framework of the old political power in the Constitutional Revolution led to many changes in the social and economic structures of Iran, which became part of urban renewal and renaissance. But due to political crises after the Constitutional Revolution and the outbreak of the World War I, practically new ideas in the physical change of cities were interrupted. With the reign of Reza Shah and the new order in which the Majles, the Army and the emerging bureaucracy formed its foundations, modernization was found in urban plans and designs. The ideas within the head followed the changing faces of the cities, whose type of structure was a symbol of backwardness and tradition, and which had to be quickly adapted to other parts of society, a new, and regular appearance. The existence of urban management infrastructure, such as Baladiah, was binding on such plans, so rules were quickly drafted to establish such institutions. The city of Yazd entered the changes relative to its population and history, although later than many other cities, but with the formation of Baladieh of Yazd in the year 1310, urban renewal projects, which symbolized cross-streets, were applied to various parts of that city, which an example was the construction of two main streets of Pahlavi and Shah and the passage of these streets right in the middle of the historical urban fabric.
    Keywords: Pahlavi, Street, Urban development, Yazd, Historical monuments