فهرست مطالب

  • پیاپی 38 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • جلال صادقی، محمد طالبی، اکبر عالم تبریز، محمدرضا کاتوزیان* صفحات 501-534

    هدف اصلی این مقاله طراحی سیستمی است که به بررسی احتمال در آستانه ورشکستگی قرارگرفتن بانک ها و پیش بینی زمان آن بر اساس چرخه های تجاری و اقتصادی می پردازد. همچنین در این مقاله تاثیر رویکردهای مختلف به تعریف آستانه ورشکستگی نسبت به پیش بینی زمان در معرض ورشکستگی قرارگرفتن بانک ها در ایران با به کارگیری الگوی کاپلان مایر و الگوی مخاطرات متناسب کاکس در چهارچوب تحلیل بقا مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور از صورت های مالی تجدید ارائه شده بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1385 تا 1395 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بقای بانک های ایران تحت تاثیر پنج متغیر نسبت سود عملیاتی به هزینه های عملیاتی، نسبت مجموع خالص درآمد بهره و درآمدهای عملیاتی به متوسط کل دارایی ها، درآمد کارمزد خدمات بانکی به کل درآمد، نسبت هزینه اداری و عمومی به کل هزینه ها و اندازه بانک است. همچنین، نتایج نشان می دهد بر اساس معیار آکائیک (AIC)، رویکرد شاخص ثبات Z-score بهترین معیار برای تعریف و شناسایی آستانه ورشکستگی بانک ها در مقایسه با رویکرد کفایت سرمایه و نسبت مطالبات معوق است. بر اساس این رویکرد، آستانه ورشکستگی بانک های مورد بررسی به طورمتوسط تا هفت سال، در شرایط رکود تا پنج سال و در صورت بازگشت دوران رونق به اقتصاد کشور، تا هشت سال آینده خواهد بود.

    کلیدواژگان: تحلیل بقا، آستانه ورشکستگی، شاخص ثبات Z-score، کاپلان میر، الگوی مخاطرات متناسب کاکس
  • احمد عزتی *، پریسا صحرایی صفحات 535-564

    اقتصاددانان و محققان پس از رکود و بحران های اخیر اقتصادی (بالاخص رکود 2007-2008)، به علت نقش بسزای بازارهای مالی در ایجاد و تشدید ادوار تجاری به بررسی نحوه تاثیر سیاست های پولی و مالی در شرایط بحران بانکی، مالی و یا در شرایط مختلف اعتباری پرداخته اند.  این مقاله در همین راستا و با استفاده از داده های فصلی اقتصاد ایران طی دوره زمانی 1397:1-1369:1 و با به کارگیری الگوی خودرگرسیون برداری نامتقارن آستانه ای به بررسی نحوه تاثیر تکانه های (مثبت و منفی) سیاست مالی بر تولید ناخالص داخلی طی ادوار اعتباری پرداخته است؛ نتایج حاصل از تخمین الگوی خودرگرسیون برداری آستانه ای نشان داد تکانه مثبت مخارج دولت نسبت به تکانه منفی مخارج دولت اثر بیشتری بر تولید ناخالص داخلی دارد. همچنین تکانه منفی مالیات نسبت به تکانه مثبت مالیات طی دوره رکود اعتبارات بانکی در اثرگذاری بر تولید ناخالص داخلی قوی تر است. به علاوه، تکانه منفی مخارج دولت نسبت به تکانه مثبت مخارج دولت و تکانه مثبت مالیات نسبت به تکانه منفی مالیات طی دوره رونق اعتبارات بانکی در اثرگذاری بر تولید ناخالص داخلی موثرتر است. بنابراین دسترسی به نتیجه مطلوب حاصل از اجرای سیاست مالی بدون هماهنگی و اجرای سیاست های پولی و بانکی مناسب توسط بانک مرکزی میسر نخواهد بود.

    کلیدواژگان: شوک های سیاست مالی، عدم تقارن، ضریب فزاینده سیاست مالی، ادوار اعتباری
  • مجید عینیان*، امینه محمودزاده، فاطمه نجفی صفحات 565-598

    شواهد متعددی نشان داده است چرخه های تجاری ارتباط تنگاتنگی با بازارهای مالی و عدم تعادل های مالی دارند. در این مطالعه، به شناسایی چرخه های اعتباری و ارتباط آن ها با چرخه های تجاری در اقتصاد ایران پرداخته می شود. مطالعه ادبیات نشان می دهد از شاخص های مختلفی برای شناسایی چرخه های اعتباری استفاده شده است. براین اساس، شاخص نسبت مانده بدهی بخش خصوصی به شبکه بانکی به تولید ناخالص داخلی اسمی بالقوه به عنوان شاخص وضعیت اعتباری انتخاب شده است. پس از حذف روندهای بلندمدت و نوسانات کوتاه مدت، دوره های انقباض و انبساط اعتباری شناسایی می شوند. همبستگی چرخه نسبت مانده تسهیلات به تولید ناخالص داخلی اسمی بالقوه بدون نفت با چرخه تولید ناخالص داخلی حقیقی بیش از 41 درصد است. بررسی آماری تطابق دوره های رونق و رکود تجاری (اقتصاد کلان) با دوره های انبساط و انقباض اعتباری نشان دهنده تطابق 70 درصدی این دوره ها (با تعریف چرخه رشد) است. وقتی نتایج را به محدوده زمانی 1376 تا 1393 محدود می کنیم، انقباض اعتباری یک فصل پیشرو رکود اقتصادی است. در نهایت، وضعیت اعتباری در بخش های مختلف اقتصاد و نیز در سمت تجهیز منابع یعنی سپرده های بانکی بررسی می شود. رفتار چرخه اعتباری بخش های اقتصادی و نیز رفتار چرخه ای سپرده ها نشان دهنده اثرپذیری چرخه های اعتباری از بخش حقیقی به دلیل نوسانات منابع بانکی است.

    کلیدواژگان: چرخه های تجاری، تطابق، چرخه های اعتباری
  • معصومه لبافی، رویا دارابی* صفحات 599-624

    در اقتصاد دانش محور، از سرمایه فکری به منظور ایجاد ارزش برای سازمان ها استفاده می شود. سازمان ها به دنبال ایجاد، مدیریت، گسترش، و بهره برداری بهینه از سرمایه های فکری در راستای ارزش آفرینی سازمانی و بهبود فرایند کسب وکارند. با توجه به رقابتی بودن عصر حاضر، به نظر می رسد بانک ها برای رسیدن به اهداف و انجام صحیح وظایف، بایستی عملکرد خود را بهبود بخشند تا بتوانند از رقبای خود پیشی بگیرند. یکی از عوامل موثر در عملکرد بانک ها سرمایه فکری است. هدف از این پژوهش بررسی اثر سرمایه فکری و ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری در عملکرد بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1391-1395 است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از روش تحلیل رگرسیون خطی چندگانه داده های پانلی استفاده شده است. یک بار اثر سرمایه فکری به طور کلی و یک بار اثر اجزای سرمایه فکری بررسی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد سرمایه فکری بیشتر تحت تاثیر سرمایه انسانی است و ضریب ارزش افزوده سرمایه انسانی بر عملکرد بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار رابطه مثبت و معنادار دارد.

    کلیدواژگان: اجزای سرمایه فکری، ضریب ارزش افزوده فکری، عملکرد مالی، بازده دارایی
  • مسلم نیل چی*، خشایار مقدم، علی رضا ناصر، علی فرهادیان صفحات 625-654

    یکی از شایع‌ترین علل که در ریسک اعتباری باید مورد توجه قرار ‌گیرد عدم ایفای تعهدات مشتریان است. با پیش‌بینی رفتار اعتباری متقاضیان تسهیلات، می‌توان نرخ رشد مطالبات غیرجاری را کاهش داد. به همین منظور، این پژوهش در خصوص صاحبان کسب‌وکار متقاضی تسهیلات در یکی از بانک‌های دولتی ایران انجام گرفته است. در پژوهش حاضر، پس از گزینش شاخص‌های اساسی شکل‌دهنده رفتار مشتریان، به کمک روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده، 521 نمونه تصادفی از بین پرونده‌‌های تسهیلاتی مشتریان صاحبان کسب‌و‌کار متقاضی تسهیلات انتخاب شد؛ سپس فرایند آماده‌سازی داده‌ها با تلخیص و یکپارچه‌سازی و درون‌یابی برخی داده‌های مفقود صورت پذیرفت؛ در گام بعدی، نهایتا 85 شاخص جهت الگوسازی انتخاب و به‌منظور سنجش درجه اهمیت عوامل موثر در رفتار اعتباری متقاضیان، از الگوریتم‌های درخت تصمیم، شبکه عصبی، و ماشین بردار پشتیبان بهره گرفته شد که الگوریتم درخت تصمیم با میانگین قدر مطلق خطای 14 درصد در بهترین حالت نرخ نکول را پیش‌بینی کرد. بر اساس داده‌های موجود و مطابق با نتایج به‌دست‌آمده، الگوریتم درخت تصمیم چاید و استفاده از شاخص‌های مدت قرارداد، مبلغ امهال، تعداد اقساط، سود عملیاتی به دارایی، نوع عقد، میانگین قرض‌الحسنه 3 ماه قبل و مبلغ وام می‌تواند پیش از اعطای تسهیلات، در تصمیم‌گیری و پیش‌بینی رفتار اعتباری مشتری نقش حائز اهمیتی داشته باشد.

    کلیدواژگان: ریسک اعتباری، مطالبات غیرجاری، درخت تصمیم، شبکه عصبی، ماشین بردار پشتیبان
  • مریم همتی*، حسین توکلیان صفحات 655-698

    با توجه به کمبود شواهد تجربی کافی در ارتباط با رفتار قیمت گذاری بنگاه ها در اقتصاد ایران، هیچ توافق کلی در مورد نحوه معرفی چسبندگی های اسمی در الگو های کلان پولی (نوکینزی) وجود ندارد. در این شرایط، انتخاب یک الگوی قیمت گذاری کاملا وابسته به نظر محقق است. نداشتن درک درستی از اینکه تفاوت در الگو های قیمت گذاری تا چه حد در تحلیل تاثیرات سیاست های پولی از اهمیت برخوردار است، می تواند ارزیابی سیاست ها را با چالش جدی مواجه کند. به منظور پرکردن این شکاف، در این مطالعه با استفاده از چهارچوب الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی و تحلیل بیزی، طیفی از الگو های قیمت گذاری شامل الگوی اطلاعات چسبنده (منکیو و ریس، 2002)، چسبندگی دوگانه (دوپور و همکاران، 2010)، و هایبرید مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفته است. به منظور مقایسه الگو های قیمت گذاری مختلف در این مطالعه از چهار معیار شامل 1- مقایسه احتمال پسین الگو ها، 2- مقایسه گشتاورهای داده های شبیه سازی شده الگو با داده های دنیای واقعی، 3- مقایسه خودهمبستگی نرخ تورم واقعی با میانه توزیع پسین هریک از الگو ها، و 4- بررسی توابع عکس العمل آنی استفاده شده است. بر اساس نتایج، منحنی فیلیپس تحت چسبندگی دوگانه (چسبندگی هم زمان قیمت و اطلاعات) نسبت به سایر تصریح های فیلیپس با واقعیات آشکارشده در اقتصاد ایران سازگاری و انطباق بیشتری دارد.

    کلیدواژگان: مدل قیمت گذاری، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی، مدل چسبندگی دوگانه، برآورد بیزی
|
  • Mohammad Talebi, Akbar Alam Tabriz, Mohammadreza Katouzian*, Jalal Sadeghi Pages 501-534

    The purpose of this paper is to design a prediction system for thresholds of the bankruptcy of banks based on the business cycle and examine the effects of different approaches in defining the bankruptcy threshold in predicting bankruptcy time of Iranian banks using the Kaplan-Meier and Cox Proportional-Hazards Models. So, the data of listed banks in Tehran Stock Exchange were used from 1385-1395. The results indicate that Iranian banks are affected by five leading variables, which bank supervisors can identify risky banks using these indicators. These variables are operating profit to operating costs ratio, the ratio of total net income of interest and operating income to the total assets, the income of banking services to total income ratio, the ratio of administrative and general expenses to total expenses and bank’s size. Although, results indicate that base on AIC, Z-score approach is the best criteria for defining and identifying banks' bankruptcy thresholds in comparison with capital adequacy ratio and non-performing loans ratio. Based on this approach, at overall, banks will be on the thresholds of bankruptcy for up to 7 years and this will be reduced to 5 years in recession and during the boom, banks' bankruptcy thresholds will increase to 8 years.

  • PARISA SAHRAIEE, AHMAD EZZATI * Pages 535-564

    After the recessions and recent economic crises (especially The Great Recession), many policymakers, economists and researchers have done the theoretical and empirical studies under the conditions of banking and financial crisis or various credit conditions to find out that how monetary and financial policies affect the macroeconomic system. This paper investigates the effect of fiscal policy shocks (positive and negative) on GDP during the credit cycles employing seasonal data of Iranian economy during the period 1990:Q2–2018:Q2 via asymmetric threshold vector auto-regression (TVAR) model. We used the Lee-Strazicich and nonlinear TAR unit root tests and the Johansen-Juselius and Saikkonen-Lutkepohl co-integration tests to investigate the degree of integration and co-integration of variables. The results of estimating TVAR model, considering the growth of bank credits to the private sector as a threshold variable, implies that the positive shock of government expenditures is more effective during the credit recession Than Positive while the negative shock of government expenditures is more effective during the credit boom Than negative. Besides, the positive shocks of tax on GDP are more effective in the period of bank credit boom Than negative while the negative shocks of tax on GDP are more effective in the period of bank credit recession Than positive. Hence, there is asymmetry in the effect of positive and negative shocks of fiscal policy during the credit cycles for the Iranian economy.

  • Majid Einian*, Fatemeh Najafi Ziarani, Amineh Mahmoodzadeh Pages 565-598

    There is a lot of evidence on the relationship between business cycles and financial. We study the credit cycles of the Iranian Economy and their relationship with the business cycles. The literature suggests using various indicators for credit cycles. We use the ratio of banking loan to the private sector to potential nominal GDP as the indicator of credit status. Contraction and expansion period are identified after removing the long run trend and short-term fluctuations. The correlation between the cycle of credit status indicator and the business cycles indicator is more than 41%. Statistical analysis of the concordance of the periods of recession and expansion of macroeconomics (business cycles) with the periods of contraction and expansion of credit show 70% concordance. When we limit the results to the 1376-1393 (1997-2014) period, credit contraction leads recession for one quarter. In the end, we study the credit status in different economic sectors and also in banking system resources (deposits). Credit cycles of economic sectors and deposits cycle show that real sector volatility may cause credit cycles through deposit volatility.

  • Masoume Labbafi, Roya Darabi* Pages 599-624

    In the knowledge-based economy, intellectual capital is used to create value for organizations. Organizations seek to create, manage, expand and exploit optimal intellectual capital in terms of organizational value creation and business process improvement. Considering the competitiveness of the present age seems that banks must improve their performance to achieve their goals and perform their duties correctly so that they can surpass their competitors. One of the factors affecting the performance of banks is intellectual capital. The purpose of this study is to investigate the effect of intellectual capital and the value-added intellectual coefficient on the performance of accepted banks in Tehran Stock Exchange from 2012 to 2016. To test the hypotheses of the research, multiple linear regression analysis of panel data has been used. One-time of intellectual capital is generally reviewed and once the effects of intellectual capital components were examined. The results of the research show that intellectual capital is more influenced by the human capital and the value-added human capital coefficient has a positive and significant relationship with the performance of accepted banks in the stock market.

  • MOSLEM Nilchi*, Khashayar Moghadam, Ali Farhadian, Alireza Naser Pages 625-654

    One of the most common causes or credit phenomenon that is taken into account for credit risk is the customer’s noncompliance with the commitments. Thus, by predicting the behavior of loan applicants, the growth rate of debts can be decreased. Hence, this study is conducted on corporate applicants for loans in one of the public banks in Iran. In this paper, the main elements comprising the customers’ behavior are selected with the help of categorized sample collection of 521 random samples from all corporate applicants. the process of data preparation, then, is accomplished by summarization, integration, and interpolation of some lost data. In the next step, 85 key performance indicators are selected for modeling. In order to measure the importance degree of the affecting elements on the customers’ behavior, the decision tree، neural net algorithms and Support Vector Machine were applied, the decision tree algorithm with 14 percent average absolute error, having the highest degree, was recognized as the top algorithm capable of assessing the probability of defaults. Finally, based on the available data and according to the results of the CHAID decision tree, contract maturity, amount of interest, number of installments, operating profit to asset, type of contract, average debt  in 3 months ago and loan amount are the most important indicators affecting the customers’ behavior. Taking these indicators into account, before granting the loans, could have a significant role in the prediction of the customers’ behavior and the related decision making.
     

  • Maryam Hematy*, Hossein Tavakolian Pages 655-698

    Despite the consensus on the importance of nominal rigidities, there is no general agreement among monetary economists regarding the most appropriate and consistent pricing model that must be used to assess the effects of monetary policies in the economy. Due to the lack of empirical evidence with relation to the pricing behavior of Iranian firms, there is no general agreement on how to introduce nominal rigidities in monetary macro models (New Keynesian). In this case, choosing a pricing model is entirely arbitrary and based on the researcher’s judgment. In the absence of an accurate understanding of the role of different pricing models in analyzing the impacts of monetary policy, we face serious challenges in policy assessment. In order to fill this gap, we compare sticky information (Mankiw and Reis, 2002), dual stickiness (Dupor et al. , 2010), and Hybrid using dynamic stochastic general equilibrium (DSGE) approach. In this study, four criteria used to compare pricing models: 1) Posterior model probability comparison, 2) comparing simulated moments with those of actual data, 3) autocorrelation of inflation and 4) impulse response function. Based on the result, dual-stickiness Phillips curve (Simultaneous price and information stickiness) can match the stylized facts of Iran’s economy in comparison to other pricing models.