فهرست مطالب

  • پیاپی 27 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • هادی غیاثی* صفحات 9-38
    جهان اسلام همواره از آتش تفرقه رنج برده است. یکی از راهکارهای غلبه بر نیروهای واگراکننده، ایده همگرایی عتبات مقدسه جهت استفاده از ظرفیت های عظیم نهاد زیارت است. همگرایی عتبات مقدسه آرمان توحید را از طریق ایده وحدت جهان اسلام پیگیری می کند. همگرایی از مفاهیمی است که به خصوص در روابط بین الملل به آن توجه زیادی شده است، اما این نوشتار نگاهی فرهنگی‎تمدنی به این مفهوم دارد و آن را نوعی همسویی و همنوایی در ارزش ها، سیاست ها و اقدام ها تلقی می‎کند. مسئله این پژوهش بررسی ابعاد همگرایی عتبات مقدسه به مثابه سازمان های شیعی متولی زیارت است. روش گردآوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و مصاحبه است و تحلیل اطلاعات با روش تحلیل مضمون انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش، با توجه به تحلیل مضمون اطلاعات جمع آوری شده می توان شش مضمون اصلی و سازمان دهنده «مزیت ها»، «مبانی»، «زمینه ها»، «موانع»، «پیامدها» و «راهبردها» را برای مضمون محوری و فراگیر «همگرایی عتبات مقدسه» شناسایی کرد. توجه به هدف نهایی از همگرایی سازمان های عتبات مقدسه، فهم همگرایی سازمانی عتبات مقدسه به عنوان گام اول از یک فرایند کلی تر که گام های بعدی آن همگرایی میان فرهنگی و تمدنی است، درک رابطه حقیقی زیارت و گردشگری، کنار گذاشتن منیت های سازمانی و توجه به نقش مکملی عتبات در فرایند همگرایی، توجه به جغرافیای تاریخی عتبات مقدسه، محور نشدن سازمان ها در فرایند همگرایی، دیپلماسی همگرایی و بسترسازی برای همراه‎کردن اهل سنت با این حرکت و در نهایت فهم راهبردی سازمان های عتبات از نقش خود در فرایند همگرایی، از مهم ترین راهبردهای همگرایی عتبات مقدسه به مثابه سازمان های شیعی متولی زیارت است.
    کلیدواژگان: سازمان، عتبات مقدسه، زیارت، همگرایی
  • خلیل بیگ زاده*، پریسا احمدی صفحات 39-56
    امام رضا (علی هالسلام) در برابر طاغوت های استبدادی و فکری زمانه ایستادگی کرده و آزاداندیشی و آزادی خواهی از جلوه های پایداری در سیمای مبارزاتی حضرت است. آشنایی شاعران دوران دفاع مقدس با سیمای مبارزاتی امام رضا (علی هالسلام) و آموزه های رضوی مبتنی بر فرهنگ پایداری از رخدادهای اثرگذاری است که مبانی و محتوای شعر دفاع مقدس را بازآفرینی کرده است؛ چنان‎که سیمای امام رضا (علی هالسلام) را با تکیه بر جلوه های پایداری در فرهنگ، اندیشه و آموزه های در شعر خود بازنمایی کرده اند. شعر دفاع مقدس از الهامات شاعرانه ای بهره مند است که بخشی از آن برگرفته از فرهنگ و آموزه های رضوی است. جستار پیش روی با هدف تبیین جلوه های پایداری با تکیه بر فرهنگ و آموزه های رضوی در شعر دفاع مقدس با رویکردی توصیفی تحلیلی انجام شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که سیمای مبارزاتی امام رضا (علی هالسلام) در آیینه شعر دفاع مقدس پژواکی ویژه دارد و جلوه هایی از استقامت و پایداری، شجاعت و شهامت، غربت و شهادت حضرت در این گونه شعری بازتاب یافته که الگویی ارزنده و الهام بخش برای رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده است.
    کلیدواژگان: امام رضا (علیه ‎السلام)، فرهنگ پایداری، آموزه های رضوی، شعر دفاع مقدس، سیمای مبارزاتی امام رضا (علیه‎السلام)
  • علی سلیمان پور*، امیر اکبری، محمد دارینی صفحات 57-85

    در مقاله حاضر برخی از وجوه غیریت‎سازی و ابعاد منازعه گفتمانی در فرایند پذیرش ولایتعهدی امام رضا (علیه‎السلام) بررسی و بازنمایی شده است. ازآنجاکه قبول ولایتعهدی از سوی امام (علیه‎السلام) در فضای خاص سیاسی صورت گرفت، تلاش های گسترده آن حضرت برای فاصله‎گرفتن از نظام فکری، معنایی و سیاسی اجتماعی دشمن (گفتمان رقیب) و نفی آن به شیوه های زبانی و عملی، حایز اهمیت است. آنچه مسلم است اینکه گفتمان سیاسی رضوی در چارچوب گفتمان کلی و کلان امامت و ولایت و متاثر از منازعات ریشه‎دار تاریخی و طولانی نسبت به گفتمان «خلافت و سلطنت» وجوه مختلفی از منازعه و غیریت‎سازی را به نمایش گذاشته است. بررسی نوع گفتمان از این منظر می‎تواند قالب دیگری از رویکرد امام نسبت به تفکر حاکم بر جامعه آن روز را نشان دهد ماحصل این بررسی نشان می‎دهد گفتمان رضوی به‎تبع از گفتمان کلی امامت از طریق غیریت‎سازی نسبت به عناصر مفهومی گفتمان رقیب تلاش کرده است نظام معنایی و اندیشه سیاسی خود را در افکار عمومی آحاد جامعه گسترش دهد و به گفتمان فراگیر (هژمونیک) تبدیل شود. بهره گیری از ادبیات و روش‎شناسی تحلیل گفتمان به‎ویژه رویکرد پیشنهادی «لاکلائو و موفه» وجه تمایز این مقاله است که تاکنون کمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: امام رضا (علیه‎ السلام)، گفتمان، نظام سیاسی، امامت، خلافت
  • منصوره فصیح * صفحات 87-111

    در کلیه نظام های حقوقی، حقوق معنوی کودک سازوکاری حمایتی به‎شمار می رود که درعین قوام بخشی به شخصیت کودک، تضمین کننده برخی از حقوق مادی وی نیز خواهد بود. در نظام حقوقی اسلام نیز حقوق متعددی برای کودکان در نظر گرفته شده که بخش اعظم آن بر پایه الگوی رفتاری ائمه معصوم (علیهم‎السلام) قابل تصور است. از آن جمله می توان به سیره رضوی اشاره کرد. با توجه به عدم تصریح سیره رضوی به حقوق معنوی کودک، چگونه می توان از آموزه های امام رضا (علیه‎السلام) حقوق معنوی کودک را احصاء کرد؟ و رویکرد نظام حقوقی ایران در این باره چیست؟ واکاوی آموزه های رضوی در نحوه نام گذاری، تاکید بر وضوح نسب و تابعیت کودک به‎روشنی بیانگر مصادیقی از حقوق  معنوی کودک است که امروزه از آن به‎عنوان «حق بر هویت» یاد می شود. همچنین از راهکارهای رفتاری ایشان در برخورد با کودکان به‎خوبی می توان به شناسایی حق بر محبت به‎عنوان یکی دیگر از حقوق معنوی کودک اشاره داشت. درخصوص چیستی این حق در نظام حقوقی ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تبعیت از اصل4 قانون اساسی، مبنای نوینی از این حقوق مبتنی بر موازین اسلامی شکل گرفته است. بی شک، حقوق معنوی کودک ساختار جامعی مبتنی بر حقوق مختلف در ابعاد آموزشی، عاطفی و اجتماعی است که در این مقاله تنها به مصادیقی از آن پرداخته شده و مبانی قابل احصاء از آموزه های رضوی، نظام حقوقی ایران و برخی از کنوانسیون های بین الملل به جهت لزوم الحاق ایران به آن ها  به روش تحلیلی توصیفی مورد مداقه قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: حقوق معنوی، هویت، نسب، تابعیت، محبت
  • حبیب صادقی، محمدحسن جوادی*، سید مهدی قریشی صفحات 113-141
    خانواده از مهم ترین نهاد‎های بشری است که در آن شخصیت انسانی شکل می‎گیرد و کمالات بشری شکوفا می شود و رشد می‎کند. در این جستار، نگارنده تلاش نموده تا از گفتمان رضوی در تبیین استحکام روابط زوجین کمک بگیرد. بر این مبنا، با تحقیق در کلام امام رضا (علی هالسلام) به احصای علت‎ها و مصداق‎های اختلاف‎های خانوادگی پرداخته که با رعایت هر یک از آن‎ها توسط زوجین، اختلاف‎های خانوادگی کمتر می‎شود. در ادامه، برای حل اختلاف‎های خانوادگی و با توجه به تاکید نص صریح قرآن کریم، نهاد داوری از منظر فقه و حقوق بررسی شده است. در نهایت، با بررسی و تحلیل آسیب‎شناختی، پیشنهادهایی برای تکمیل و تنقیح قوانین ارائه شده است. نهاد داوری به‎عنوان نهادی مبتنی بر مبانی فقهی حقوقی، مواد 454 تا 501 آئین دادرسی مدنی را به‎خود اختصاص داده است. بنابراین، در مقاله حاضر یکی از نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده از منظر فقهی حقوقی، بحث و بررسی تطبیقی شده است.
    کلیدواژگان: کانون خانواده، گفتمان رضوی، نهاد داوری، قانون حمایت خانواده، فقه امامیه
  • علی غلامی* صفحات 143-169
    سیاست جنایی در قبال جرایم علیه اخلاق با توجه به اهمیت ذاتی آن از یکسو و حاکی بودن نوع و میزان حمایت حاکمیت از آنها بر جایگاه اخلاق در نظام سیاسی از سوی دیگر، دارای جایگاه خاص و ویژه ای می باشد که تلاقی دو عنوان حریم خصوصی و حقوق عمومی در این حیطه باعث پیچیده تر شدن و در عین حال حساس تر شدن آن می شود.
    سوال اصلی این نوشتار مبانی الزام حکومت در برخورد با جرایم علیه اخلاق است؟ در پاسخ به این سوال با تعمق در منابع فقهی و حقوقی خصوصا روایت معروف فضل بن شاذان از امام رضا(علیه السلام) و با روش توصیفی - تحلیلی مشخص می گردد که سیاست مذکور، یک سیاست ترکیبی متشکل از مردم و حکومت می باشد که در مقام عمل می توان آن را در ذیل اصل امر به معروف و نهی از منکر مشاهده و در قالب قاعده فقهی «التعزیر لکل عمل محرم» تبیین نمود و مبانی دیگری چون فلسفه تشکیل و وظایف حکومت اسلامی، حرمت تظاهر به منکر و شمول حدود نسبت به متعدیان از مرزهای الهی را بدان افزود که با توجه به این مبانی حکومت اسلامی موظف به ورود به حیطه امنیت اخلاقی است.
    مستند اصلی این نوشتار عبارت است از روایت ابن شاذان از امام رضا(علیه السلام) که در آن حضرت در پاسخ به این سوال که اگر کسی بگوید چرا خداوند اولی الامر قرار داده و مردم را به اطاعت آنان فرا خوانده؟ مطالبی را ناظر به مبانی پیش گفته فرمودند.
    کلیدواژگان: کلام رضوی، امنیت اخلاقی، حکومت اسلامی، تظاهر به منکر
  • مژگان میرحسینی*، ابراهیم کنعانی صفحات 171-199
    نظام عاطفی از گفتمان هایی است که در نشانه معناشناسی، مطالعه و بررسی می شود. در گونه عاطفی، تعامل میان مجموعه های بزرگ نشانه ای که صورت های بیان (دال) و صورت های محتوا (مدلول) نامیده می شود، فرایند نشانه معنایی را تحقق می بخشد. همین تعامل اساس مباحث در این نظام را شکل می دهد. این رابطه تعاملی، زمینه ای فراهم می آورد تا شوش گران با حضور ادراکی حسی و عاطفی خود در فرایند معنادهی مشارکت کنند. بر این اساس، در هر گفتمانی با سازوکارهای عاطفی مختلفی مواجه می شویم که قابل مطالعه هستند. در واقع، دنیای عاطفی زبانی است که نظام خاص خود را دارد و کار نشانه معناشناسی، مطالعه همین نظام و بررسی شرایط تحقق و طغیان معنا در آن است. مسئله ای که طرح می شود این است که چگونه و مبتنی بر کدام شرایط گفتمانی می توان این نظام زبانی را مطالعه کرد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که فرایند عاطفی در گونه کودکانه رضوی زائر عبدالجبار کاکایی، تابع کدام سازوکار نشانه معناشناختی است. همچنین فرایند تحقق و طغیان معنا مبتنی بر کدام شرایط گفتمانی رخ می دهد. در واقع، هدف پژوهش پیش‎رو، بررسی نشانه معناشناختی نظام عاطفی در گفتمان حاکم بر گونه کودکانه زائر برای دست یافتن به چگونگی زایش و طغیان معنا در آن است. نتایج و یافته های تحقیق نشان می دهد که نظام عاطفی گفتمان در گونه کودکانه زائر تابع سازوکارهای ادراکی حسی، زیبایی شناختی، استعلایی، تنشی و جسمانه ای است و مبتنی بر گونه رخدادی شوشی تحقق می پذیرد. این پژوهش می تواند الگویی برای تحلیل و بررسی گفتمان های حاکم بر فرهنگ و ادبیات رضوی در گونه کودکانه های رضوی باشد.
    کلیدواژگان: نشانه معناشناسی، گفتمان، نظام عاطفی، زائر، فرهنگ رضوی
  • علی محمد ولوی، زهرا بختیاری* صفحات 201-230

    حدیث قدسی سلسله الذهب، حاوی گفتمان های توحید و امامت است که توامان، گفتمان تفکر شیعی را تشکیل می دهند و با رویکردی سیاسی-اجتماعی همه ذیل گفتمان مقاومت، جای می گیرند. این حدیث، در سال 200 ه.ق توسط امام هشتم شیعیان اثنی عشری، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)؛ زمانی که از سوی مامون خلیفه عباسی به مرو فراخوانده شده بود، در مسیر رفتن از مدینه به مرو، در نیشابور، در جمع عده ای از علما و اصحاب حدیث بیان شد.
    پژوهش حاضر، سعی دارد با بررسی حدیث مذکور با بهره گیری از الگوی روشی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به واکاوی و بررسی چرایی انتخاب، اهمیت و بازتاب های حدیث سلسله الذهب در آن مقطع مهم، حساس و تاریخی بپردازد.
    بررسی صورت گرفته نشان داد که؛ امام رضا (علیه السلام)، با نقل حدیث مذکور، به تایید، تقویت و آشکارسازی گفتمان تفکر شیعی پرداخته و الگویی راهبردی برای شیعیان و همه مسلمین ارائه فرمود.

    کلیدواژگان: امام رضا (علیه السلام)، حدیث سلسله الذهب، حدیث حصن، نیشابور، تحلیل گفتمان انتقادی
|
  • Hadi Ghiasi * Pages 9-38
    The Islamic world has always suffered from the fire of division. One of the solutions to overcoming the divergent forces is the idea of ​​convergence of the holy shrines to use the great capacities of the pilgrimage organizations.
    The convergence of the holy shrines pursues the ideal of unity through the idea of ​​the unity of the Muslim world. Convergence is one of the concepts that has attracted a lot of attention, especially in international relations, but this paper takes a cultural-civilizational view of this concept and considers it a kind of conformity in values, policies and actions. The purpose of this study is to examine the convergence dimensions of the holy shrines as Shiite pilgrimage organizations, which are responsible for pilgrimage. The method of data collection is documentary study and interview, and the analysis of the data was done with the content analysis method. Based on the findings, according to thematic analysis of collected data, the six major themes and organizer of the "advantages", "foundations", "backgrounds", "barrier", "consequences" and "strategy" for the central theme of "the convergence of the Holy Shrines" was identified. Given the ultimate goal of integration organizations of the holy shrines, understanding the organizational convergence of holy shrines as the first step of a more general process whose next step is the integration between cultures and civilizations, understanding the true relationship between pilgrimage and tourism, set aside organizational desires, and given the complementary role of the holy shrine in the convergence process, considering the historical geography of the sacred sites, not considering the organizations as central axis to the integration process, convergence and contextual diplomacy and paving the way to bring the Sunnis together, and finally the strategic understanding of the holy shrines organizations of their role in the convergence process, are the most important strategies for the convergence of the holy shrines as Shiite organizations, which are responsible for the pilgrimage.
    Keywords: Convergence, organization, Holy Shrines, Pilgrimage
  • Khalil Baygzade *, Parisa Ahmadi Pages 39-56
    Imam Riḍā (as) has stood against the tyranny of the times, and freedom-seeking and free-thinking is one of the effects of endurance in the manifestations of that imam's struggles. Familiarization of the holy defense poets with Imam Riḍā's struggles and Raḍavī teachings based on a culture of resistance is of influential events that recreated the foundations and content of sacred defense poetry; as the Imam Riḍā (as) style has depicted in their poetry, relying on resistance manifestations of culture, thought and doctrine. Holy Defense poetry benefits from poetic inspirations, some of which are derived from Raḍavī's culture and teachings. The purpose of this study was to explain the effects of resistance based on Raḍavī culture and teachings in holy defense poetry with a descriptive-analytical approach. The research results show that Imam Reza's struggles have a special reflections in the Holy Defense poetry, and manifestations of his resistance and courage, and martyrdom of the Imam are reflected in this poem that has been a valuable and inspiring role model for the warriors of the Holy Defense.
    Keywords: Imam Riḍā, Culture of resistance, Raḍavī teachings, Holy Defense Poetry, Effects of Imam Riḍā’s struggle
  • Ali Soleimanpour *, Amir Akbari, Mohammad Dareyni Pages 57-85

    This article attempts to present and examine some aspects of netilization and the dimensions of the discursive conflict in the process of accepting Imam Reza's viceroy. Since the acceptance of the Supreme Leader by Imam took place in a particular political atmosphere, his extensive efforts to get away from the intellectual, political and social system of the enemy (rival discourse) and its negation is important in linguistic and practical ways. What is certain is that Raḍavī's political discourse, in the context of the general discourse of Imamate and Wilāyat, and influenced by historical and prolonged conflicts over the discourse of "caliphate and monarchy," has shown various aspects of conflict and oppression. The results of this study show that Raḍavī's discourse has succeeded in expanding its semantic system and political thought in public opinion of the society and becoming a comprehensive discourse (hegemonic). The use of literature and the methodology of discourse analysis, especially the proposed approach by Laclau and Mufa, is a distinguishing feature of this article that has so far been less widely considered and used.

    Keywords: Imam Riḍā, Discourse, political system, Imamate, Caliphate
  • Mansoureh Fasih * Pages 87-111

    In all legal systems, the Children's Spiritual Rightsis a supportive mechanism that, while consolidating the child's personality, also guarantees some of his or her material rights. There are many rights for children in the Islamic legal system, most of which are conceivable based on the behavior pattern of the infallible Imams. One of them is the Raḍavī’s tradition. How can one infer from Imam Reza's teachings about the spiritual rights of the child, due to the lack of clarity of the child's spiritual rights in the Raḍavī’s tradition? In addition, what is the approach of the Iranian legal system in this regard? The analysis of Raḍavī’s teachings on naming, the emphasis on the child's kinship and nationality clearly illustrates some instances of the child's spiritual rights that are nowadays referred to as "rights to identity". Also, his behavioral approaches to dealing with children can well identify the right to love as another child's spiritual right. On the nature of this right in the Iranian legal system, following the victory of the Islamic Revolution in accordance with the fourth principle of the Constitution, a new basis has been formed for these rights based on Islamic standards. Undoubtedly, children's spiritual rights are a comprehensive structure based on various rights in the educational, emotional, and social dimensions, which only the examples of it are discussed in this article; and the inferred principles of Raḍavī’s doctrine, the Iranian legal system, and some international conventions have been studied in a descriptive-analytical manner to necessitate Iran's accession to them.

    Keywords: Spiritual rights, Identity, Kinship, Citizenship, affection
  • Habib Sadeghi, Mohammad Hasan Javadi *, Seyed Mehdi Ghoraishi Pages 113-141
    The family is one of the most important human institutions in which human personality is formed and human perfection flourishes and grows. In this research, the author has tried to ask help from Raḍavī discourse in explaining the strength of couple relationships. Accordingly, by researching the word of Imam Rīḍa (as), he explains the causes and instances of family disputes, which are lessened by the couple's observance of each of them. In the following, in order to resolve the family disputes and with regard to the explicit emphasis of the Holy Quran, the institution of arbitration has been examined from the perspective of jurisprudence and law. Finally, by pathological analysis, suggestions are made for completing and amending the rules.
    Arbitration institution as an institution based on legal-jurisprudence, has allocated to itself the articles from 454 to 501 of the Civil Procedure Code. Therefore, in the present article, one of the innovations of the new Family Protection Law from the jurisprudential-legal perspective has been comparatively discussed.
    Keywords: The family, Raḍavī Discourse, Arbitration Institution, Family Protection Law, Imāmīeh Jurisprudence
  • Ali Gholami * Pages 143-169
    Criminal policy for crimes against morality not only does have inherent importance, but also has special place because of its role in determination of the type and extent of sovereignty’s support from morality. Furthermore, conflict of privacy and public rights in this area makes it more implicated and at the same time more susceptible.
    The main question of this paper is the principles of the Islamic criminal policy in dealing with crimes against morality. In response, with respect to the legal and jurisprudential resources, in particular the famous narrative by Faḍl ibn Shāḍān from Imam Riḍā (as), and the descriptive-analytical method, the paper reveals that this policy is a mixture one in which government and people cooperate. In practical approach, this policy can be illustrated through conception of “Enjoining good and forbidding wrong” and Jurisprudential rule of “Al-Ta'zīr (punishment) for all offenses and forbidden acts”. Moreover; other principles like the philosophy of formation and duties of Islamic government, prohibition of pretending to committing offences and forbidden acts and possibility of implementation of Ḥudūd for norm-violation justifies the necessity of interference of government in the field of moral security. The most reliable proof of this article is hadith of Faḍl ibn Shāḍān from Imam Riḍā (as) in which, explains mentioned principles.
    Keywords: Crimes against morality, Al-Ta'zīr, Implementation of Ḥudūd, Pretending to committing offences, Enjoining good, forbidding wrong, Islamic Government
  • Mozhgan Mirhoseini *, Ebrahim Kanani Pages 171-199
    The emotional system is one of the discourses that are studied in the Sign-Semantic. In the emotional way, the interaction between large sets of signs, called forms of expression (sign) and content forms (signifying), fulfills the semantic-signification process. This interaction forms the basis of discussions in this system. This interactive relationship provides the opportunity for scholars to engage in a meaningful process with their perceptual, emotional, and emotional presence. Accordingly, in each discourse we come across different emotional mechanisms that can be studied. In fact, the emotional world is a language that has its own system, and it is the task of semantics, to study the system, and to examine the conditions of its realization and the outburst of meaning. The question that arises is how and under what discourse conditions this linguistic system can be studied. Based on this, The main question of the present study is which of the semantic mechanisms underlying the emotional process in the children of Raḍavī who are the pilgrim of ‘Abd al-Jabbār Kākāī? In addition, what process of realization and abundance of meaning is based on which discourse conditions occur? In fact, the purpose of the present study is to examine the sign-semantics of the emotional system in the discourse of the pilgrims' children in order to find out how meaning is created? The results and findings of the research show that the emotional discourse of pilgrim children is subordinate to the perceptual-sensory, aesthetic, transcendental, tension and physical mechanisms, and is based on a kind of emotional service. This research can be a model for analyzing and reviewing the dominant discourses on the Raḍavī culture and literature in the Raḍavī childhood.
    Keywords: Sign-Semantics, Discourse, Emotional System, Pilgrim, Raḍavī Culture
  • Ali Mohammad Valavi, Zahra Bakhtiari * Pages 201-230

    Ḥadīth Silsilat al-Dhahab which is a Qudsi Ḥadīth includes discourse about monotheism and Imamate which alongside each other form the discourse of Shiite thought and all are put under the issue of resistance. This ḥadīth, in 200A.H was stated by the 8th Imam of the Twelver Shiite, Imam Riḍā (as), when he was called to Marv by Ma’mūn, ‘Abbasī Caliph, on route from Medina to Marv in Neyshabur, in company of some scholars.
    This research tries, by investigating this ḥadīth through critical discourse analysis of Fairclough, to search why Imam chose that ḥadīth to state at that important and historical time and what was the significance of it and what were the consequences. Investigations showed that Imam Riḍā (as), by narrating this ḥadīth ratified, reinforced, and clarified the discourse of Shiite thought and he moved aside other discourse and rejected them.

    Keywords: Imam Riḍā (as) Ḥadīth Silsilat al-Dhahab, Ḥadīth Hiṣn, Neyshabur, critical discourse analysis