فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ماندانا نیکنام*، طه تاج صفحات 9-29
    هدف از پژوهش حاضر پیش بینی ناپایداری ازدواج بر اساس متغیرهای هوش هیجانی و هوش معنوی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه مربیان زن متاهل مهدهای کودک منطقه 3 تهران بودند که به روش نمونه گیری در دسترس، 93 نفر انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2008) و شاخص ناپایداری ازدواج (ادواردز و همکاران، 1987) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که رابطه معنادار و معکوسی بین ابعاد هوش هیجانی و ناپایداری ازدواج، همچنین وجود رابطه معنادار و معکوس بین ابعاد هوش معنوی و ناپایداری ازدواج وجود دارد همچنین نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که هوش هیجانی و هوش معنوی توان پیش بینی ناپایداری ازدواج را دارند. یافته های این پژوهش از اهمیت متغیرهای هوش هیجانی و هوش معنویی در پیش بینی ناپایداری ازدواج حمایت می کند، یعنی بالا بودن هوش هیجانی و هوش معنوی، ناپایداری ازدواج کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، هوش معنوی، ناپایداری ازدواج
  • عبدالحسین کلانتری، فرزانه همتی راد، حسن مومنی* صفحات 29-50
    پوشش به عنوان پدیده ای فطری و جهانشمول، اگرچه در دوران پیشامدرن مسئله ای اجتماعی نبود، اما در عصر پسامدرن دستخوش تغییرات بسیار زیادی شده و تبدیل به مسئله ای اجتماعی شده است. بر این اساس، مطالعه جامعه شناختی پوشش دانشجویان، هدف اصلی تحقیق حاضر است. چارچوب نظری این تحقیق بر اساس آراء و نظریات گیدنز، گافمن و وبلن و نظریات آسیب شناسی اجتماعی استوار است. جامعه ی آماری این تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه های مختلف شهرستان دهلران با جامعه آماری2524 نفر است و حجم نمونه نیز 320 نفر تعیین شده است. روش نمونه گیری تصادفی است و برای بررسی فرضیات از آزمون همبستگی، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که بین متغیرهای مستقل «ارزش های درونی شده»، «باورهای مذهبی»، «رسانه ها»، «گسیختگی روابط در خانواده»، «تعهد اجتماعی»، «گروه های مرجع» با پوشش دانشجویان (متغیر وابسته) رابطه معناداری وجود دارد. همچنین متغیرهای پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سطح تحصیلات با پوشش زنان رابطه ی معناداری نشان ندادند. در تحلیل رگرسیون متغیرهای باورهای مذهبی(26/0)، کنترل اجتماعی(21/0) و رسانه ها (18/0) به ترتیب بیشترین ضریب تاثیر رگرسیونی استاندارد شده را بر متغیر وابسته داشتند. در تحلیل مسیر نیز متغیرهایی چون باورهای مذهبی و کنترل اجتماعی دارای تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بودند و متغیر گسیختگی روابط در خانواده تنها دارای اثر غیرمستقیم می باشد.
    کلیدواژگان: مسئله اجتماعی، حجاب، زنان، پوشش دانشجویان
  • سیده فاطمه موسوی*، رقیه قلی نسب قوجه بیگلو صفحات 51-71
    پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش حمایت عاطفی و خودتعیین گری در رابطه زناشویی در پیش بینی تعارضات زناشویی زنان متاهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. به این منظور تعداد 150 نفر از زنان متاهل شهرقدس به روش نمونه گیری دردسترس و داوطلب برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند و به پرسشنامه-های فرم تجدیدنظرشده تعارضات زناشویی، پرسشنامه حمایت اجتماعی-مقیاس خانواده و مقیاس ارضای نیازهای اساسی در روابط پاسخ دادند. داده ها با روش همبستگی و رگرسیون همزمان با استفاده از نرم افزار SPSS.V20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد بین حمایت عاطفی خانواده و ابعاد خودتعیین گری در رابطه زناشویی با تعارضات زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که حمایت عاطفی خانواده، خودمختاری، شایستگی و ارتباط از نیازهای خودتعیین گری قادر بودند 34 درصد از واریانس تعارضات زناشویی را در زنان متاهل پیش بینی کنند. تقویت حمایت همسران از زنان و ارضای نیازهای خودتعیین گری در رابطه زوجین می تواند زمینه تعاملات مثبت و کاهش تعارض زناشویی در رابطه زناشویی را فراهم نماید.
    کلیدواژگان: خودتعیین گری، حمایت عاطفی، تعارضات زناشویی.‏
  • بیدا میرحسینی، حسین آقاجانی مرسا*، کرم حبیب پور گتابی صفحات 73-95

    الزامات جامعه کنونی ایران، نیازمند زنانی آگاه، فعال و پرتلاش می باشد که با حضور خود در عرصه های مختلف بتوانند مطالبه گرانی شایسته از حقوق خود باشند و شهروندی همراه با دانایی، تعهد عقلانی، رفتارهای مدنی، مشارکت و احساس تعلق و هویت ملی را کنشگرانه به نمایش گذارند. ضمن اینکه در این بین، عواملی مانند سرمایه اجتماعی و سبک زندگی می توانند بر ماهیت و نوع مطالبات اجتماعی زنان تاثیر بگذارند که شناسایی این رابطه اهمیت نظری و کاربردی بسزایی دارد. بنا به این ضرورت، تحقیق حاضر با پیمایش در بین 386 نفر از زنان 20 تا 55 ساله شهر قزوین، به بررسی مطالبات اجتماعی آنان براساس سه رویکرد اقتصادی، حقوقی و فرهنگی پرداخته است. یافته ها نشان داد که سطح سرمایه اجتماعی در بین زنان مورد مطالعه، پایین بوده و سبک زندگی غالب در بین آنها مدرن است. در ضمن، مطالبات با رویکرد اقتصادی شایع ترین و مطالبات با رویکرد حقوقی کمترین شیوع را در بین زنان داشتند. درعین حال که سرمایه اجتماعی بیش از سبک زندگی، روی مطالبات اجتماعی زنان موثر است، این دو متغیر به اتفاق هم توانسته اند 14.5% از واریانس مطالبات اجتماعی زنان را تبیین کنند.

    کلیدواژگان: مطالبات اجتماعی، مطالبه گری، شهروندی، سبک زندگی، سرمایه اجتماعی
  • منصوره سادات چاوشی*، سیده منور یزدی، سیمین حسینیان صفحات 97-115
    عملکرد مناسب خانواده، عامل بسیار تاثیرگذاری در شکوفایی و پیشرفت اعضای خانواده است که درنهایت رشد جامعه را در پی خواهد داشت.مداخلات آموزشی خانواده در تمامی زمینه ها به ویژه در حوزه عملکرد، باعث ارتقای سلامت روانی، اجتماعی و اخلاقی اعضای آن می شود. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مدل بومی خانواده شادی محور بر عملکرد خانواده بود که با استفاده از طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه انجام شد. از بین فرهنگیان متاهل داوطلب استان قم تعداد 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار داده شدند. سپس گروه آزمایش به مدت نه هفته متوالی ، در نه جلسه نود دقیقه ای ، تحت آموزش مدل بومی خانواده شادی محور قرار گرفت. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه شادکامی آکسفورد ، پرسشنامه سنجش عملکرد خانواده و پرسشنامه سلامت روان استفاده شد . نتایج تحلیل مانوا از طریق روش امیخته با اندازه گیری های مکررنشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و گروه انتظار (گروه کنترل) تفاوت معناداری وجود دارد همچنین نمرات در مرحله پیگیری از ثبات نسبی برخوردار بودند که نشانگر اثر بخش بودن برنامه مداخله مذکور می باشد. بر این اساس اینچنین نتیجه گیری می شود که از بسته آموزشی مبتنی بر مدل بومی خانواده شادی محور می توان برای افزایش عملکرد مثبت خانواده استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تاهل ، خانواده شادی محور، عملکرد خانواده
  • خسرو رشید*، فضل الله حسنوند، صفدر نبی زاده، عابده رشتی صفحات 117-137
    طلاق عاطفی یک پدیده پنهان در زندگی زوج هاست که می تواند منجر به پیامدهایی ناگوار برای خانواده شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی برخی عوامل برون فردی موثر بر طلاق عاطفی در زنان ایرانی انجام شده است. بدین منظور از میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر همدان که به سبب اختلافات زناشویی مراجعه کرده بودند، 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه پژوهشگر ساخته طلاق عاطفی و مولفه های اثرگذار بر آن پاسخ دادند. سپس داده های پژوهش به روش تحلیل رگرسیون سلسله‏مراتبی تجزیه و تحلیل شدند. میزان پایایی پرسش نامه بکار رفته در پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 95/0 محاسبه گردید. یافته ها نشان داد که همه گیری طلاق به عنوان یک متغیر اجتماعی بر طلاق عاطفی تاثیر مثبت دارد. همچنین، یکنواختی زندگی و کوشش برای داشتن حقوق مساوی به ترتیب دارای اثر مثبت و منفی بر طلاق عاطفی بودند. یافته ها نشانگر تاثیر مثبت اختلاف سطح خانوادگی بر میزان طلاق عاطفی بود. بر اساس آن چه که در این پژوهش بدست آمد می توان استنتاج نمود که در سال های اخیر به سبب همه گیر شدن طلاق در میان جوانان، نوعی اپیدمی گسستگی خانوادگی و تزلزل پیوندی ایجاد شده که موجبات جدایی عاطفی و احساسی بین زوجین شده است. از سویی مصرف گرایی و گرایش به تشریفات و تجملات در میان خانواده ها موجب شده تا تفاوت میان خانواده های غنی و فقیر نمود بیشتری بیابد و اختلاف سطح خانوادگی به عنوان یکی از عوامل جدایی ساز میان زنان و مردان هویدا گردد.
    کلیدواژگان: طلاق عاطفی، عوامل اجتماعی، عوامل زناشویی، عوامل خانوادگی
  • نیره آرین فر*، رویا رسولی صفحات 139-157
    هدف پژوهش حاضر آزمودن مدل سلامت خانواده ی اصلی ورضایت زناشویی با میانجی گری سبک های عشق ورزی بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری کلیه زنان متاهل دارای نارضایتی زناشوئی بود که در زمستان سال 1395 به مراکز مشاوره شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. 300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه های سلامت خانواده ی اصلی، الگوهای عشق استرنبرگ و رضایت زناشویی انریچ بودند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS/16 انجام گرفت. یافته ها نشان داد که اثر مستقیم سلامت خانواده ی اصلی و ابعاد (میل، صمیمیت، تعهد) بررضایت زناشوئی معنادار بود. همچنین، در رابطه بین سلامت خانواده ی اصلی و رضایت زناشوئی، ابعاد عشق (میل، تعهد، صمیمیت) نقش میانجی داشتند. بنابراین، با توجه به نقش معنادار سلامت خانواده ی اصلی و ابعاد عشق دررضایت زناشوئی، درمانگران می توانند در بحث بررسی و درمان مشکلات زناشویی به بررسی سلامت خانواده ی اصلی و ابعاد عشق بپردازند.
    کلیدواژگان: رضایت زناشوئی، سلامت خانواده ی اصلی، ابعاد عشق
  • رسول حشمتی، اصغر پور اسماعیلی، سارا خداپرست کازرونی* صفحات 159-178
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه آسیب پذیرهای بادوام: باورهای ارتباطی زوجین، عملکرد خانواده اصلی و روان رنجورخویی در بین زنان و مردان متقاضی طلاق می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زن و مردهای متقاضی طلاق در شهرستان اردبیل بود. بدین منظور در یک تحقیق مقطعی و گذشته نگر، از بین این زوجین متقاضی طلاق، تعداد 200 نفر (100 نفر زن و 100 نفر مرد) به روش هدفمند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و با در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی در تحقیق مشارکت کردند. خرده مقیاس روان رنجورخویی از پرسشنامه شخصیتی NEO-FFI، مقیاس خانواده اصلی و پرسشنامه باورهای ارتباطی جهت سنجش متغیرهای مورد نظر به کار گرفته شدند. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که در گروه مردان مسیر عملکرد خانواده اصلی با باورهای ارتباطی (21/0- =β)، مسیر عملکرد خانواده اصلی با روان رنجورخویی (29/0- =β) و مسیر روان رنجورخویی با باورهای ارتباطی (32/0 = β)، معنادار است. در گروه زنان، مسیر عملکرد خانواده اصلی با روان رنجورخویی (24/0- =β) و مسیر روان رنجورخویی با باورهای ارتباطی (29/0 = β) معنادار است. همچنین، نتایج آزمون بوت استروپ نشان می دهد که در هر دو گروه، روان رنجوری خویی بین عملکرد خانواده اصلی و باروهای ارتباطی زوجین نقش میانجی دارد. بر اساس یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت که مدل مفروض در هر دو گروه از برازش مطلوبی برخوردار است و عملکرد خانواده اصلی و روان رنجورخویی تعیین گرهای مهم باورهای ارتباطی زوجین می باشد.
    کلیدواژگان: طلاق، باورهای ارتباطی زوجین، عملکرد خانواده اصلی، روان رنجورخویی
  • سیمین فرو غ زاده، فرزانه رزاقیان*، جواد براتی، سحر سلطانی صفحات 179-203

    هدف این پژوهش بررسی کم و کیف سرمایه‏اجتماعی زنان خانه دار ساکن در یکی از سکونت‏گاه های غیررسمی(محله شهید قربانی واقع در منطقه چهار شهر مشهد) است.جامعه آماری،زنان خانه‏دار ساکن در این محله بوده اندکه از این گروه300 نفر به عنوان نمونه با روش خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند.در این پژوهش دو بعد شناختی و ساختاری سرمایه‏اجتماعی سنجیده شد.بعد شناختی شامل اعتماد بین فردی یا اعتماد به افراد آشنا، اعتماد اجتماعی یا تعمیم یافته که اعتماد به بیگانگان هم تعبیر می‏شود و بالاخره اعتماد مدنی یا اعتماد به سازمانها و نهادها است و بعد ساختاری شامل مشارکت رسمی ‏و غیررسمی‏ و شبکه ارتباطات اجتماعی زنان(فراوانی،شیوه و شدت رابطه) است. نتایج نشان داد وضعیت اعتماد زنان در سه گونه اعتماد بین فردی،تعمیم یافته و نهادی چندان مساعد نیست.مقایسه دو عرصه خصوصی و عمومی ‏مشارکت بیانگر آن است که بیش از دو سوم زنان به میزان زیادی در جامعه مشارکت رسمی‏دارند.این درحالی است که اکثریت زنان به میزان کمی‏وارد مشارکت غیر‏رسمی‏می‏شوند.زنان دچار ضعف در شبکه روابط اجتماعی اند و به ترتیب دو متغیر اعتماد بین فردی و مشارکت غیر رسمی مهم ترین تبیین کننده‏های شبکه روابط اجتماعی زنان هستند.

    کلیدواژگان: زنان، سرمایه اجتماعی، سکونت گاه غیر رسمی، محله شهید قربانی، مشهد
  • مهدی گنجی*، امیر مسعود امیر مظاهری، محمدمهدی لبیبی صفحات 205-245
    پژوهش حاضر به مطالعه تبارشناسی اجتماعی دستکاری بدن در زنان ایرانی می پردازد. در این راستا تلاش شده است با تاکید بر روش تبارشناسانه فوکویی و مراحل مهم کاربست این روش به بررسی و شناخت موضوع پرداخته شود. این تحلیل نشان می دهد که بدن زنان در طول تاریخ تحت تاثیر گفتمان ها و قدرت های موجود در بستر شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی مورد خوانش و دستکاری قرار گرفته است وبدن زنان منعکس کننده روابط قدرت وگفتمان در هر مقطع تاریخی بوده است.. در این پژوهش سعی برآن شده است تا دستکاری بدن را در سه دوره مختلف تاریخی(امپراطوری، مشروطیت و مدرنیته)مورد بررسی قرار داده و بیشترین تمرکز بر مراحل کشف گفتمانهای بدن، تحلیل قدرت، تحلیل مقاومت و تحلیل تصادف در روش شناسی فوکویی می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد بدن زنان در گفتمان امپراطوری حول دال مرکزی اعتدال، در مشروطیت حول دال مرکزی پیشرفت و غربی گری و در دوران مدرنیته حول دال مرکزی انضباط و تغییر مورد خوانش قرار گرفته است.نهایتا،دو گفتمان اصول گرایی واصلاح طلبی را به عنوان دو گفتمان رقیب در مرحله تحلیل قدرت ومقاومت وچگونگی تاثیر آنها بر دستکاری و بازنمایی بدن در زنان را مورد کاوش قرارداده ایم. این در حالی است که در گفتمان دینی بدن تحت تاثیر مذهب به سمت همذات پنداری، جمع گرایی و عدم نمایش و در دوران اصلاح طلبی بیشتر به سمت مصرف گرایی، نمایش فردیت ها و جراحی های پلاستیک حرکت کرده است.
    کلیدواژگان: اخلاق مصرفی، هویت، زیبایی، زنانگی
|
  • Mandana Niknam *, Taha Taj Pages 9-29
    The purpose of this study was to predict marital instability based on the variables of emotional intelligence and spiritual intelligence. The research method was descriptive correlational and the statistical population consisted of all married Married female kindergarten trainer in district 3 of Tehran, that 93 person were selected by convenient sampling method, In order to measure the variables of the research, Bar-on Emotional intelligence questionnaire, king spiritual intelligence questionnaire (2008) and Edwards et al. (1987) marriage Instability index marital instability indices were used.Pearson correlation and regression analysis were used to analyze the data using SPSS software. The findings of the research showed that there is a significant and inverse relationship between dimensions of emotional intelligence and marital instability, and there is a significant and inverse relationship between the dimensions of spiritual intelligence and marital instability Also, the results of regression analysis showed that emotional intelligence and spiritual intelligence can predict marital instability. The findings of this research support the importance of emotional intelligence and spiritual intelligence variables in predicting marital instability, That is, high emotional intelligence and spiritual intelligence, the marital instability decreases.
    Keywords: Emotional intelligence, Spiritual intelligence, Marital instability
  • Abdolhossein Kalantari, Farzaneh Hemati Rad, Hasan Momeni * Pages 29-50
    Coverage as a natural and universal phenomenon, although in pre-modern period was not socially, has undergone many changes in the post-modern period and has become social problem. Accordingly, the sociological study of university students coverage is the main purpose of this research. The theoretical framework of this research is based on the theories of Giddens, Goffman and Veblen, and the theories of social pathology. The statistical population of this research consists of students from different universities of Dehloran city with a population of 2524 people. The sample size is 320. The method of random sampling was used and the correlation test, regression analysis and path analysis were used to test the hypothesis. Findings show that there is a significant relationship between the independent variables including internal values, religious beliefs, media, relationships disruption in family, social commitment, reference groups and girls coverage (dependent variable). Also, there was no significant relationship between socio-economic variables and education level with girls coverage. In regression analysis, variables of religious beliefs (0.26%), social control (0.21%) and media (0.18%) had the highest effect coefficient of standardized regression on dependent variables, respectively. In the path analysis, variables such as religious beliefs and social control had direct and indirect effects, and the variance of relationships disruption in the family had only indirect effects.
    Keywords: Social Problem, Veil, university students, Coverage
  • Seyyedeh Fatemeh Mousavi *, Roghayeh Gholinasab Ghoje Beigloo Pages 51-71
    The current study was done with the aim of investigating the role of self- emotional support and self-determination to predict marital relationship in marital conflicts of married women. The research method was descriptive and correlation. For this purpose, 150 married women from Qods city were selected through convenient sampling and voluntary to participate. They completed revised form of Marital Conflict Questionnaire, family scale of Social Support Questionnaire, and the scale of Satisfaction of Essential Needs in Relationships. Data were analyzed using correlation and regression test by SPSS.V.20 software. The results showed significant correlation between family emotional support and self-determination in marital relationship with marital conflicts. Also, the results showed family emotional support, autonomy, competence and communication (the dimensions of self-determination) can predict 34% of variance of marital conflicts in married women. Strengthening spouses' support for women and satisfying the needs of self-determination in couples can provide a condition for positive interactions and reduce marital conflict.
    Keywords: self-determination, emotional support, marital conflicts.‎
  • Beida Mirhosseini, Hossein Aqhajani Mersa *, Karam Habibpour Pages 73-95

    Implications of the current Iranian society require informed, active and hardworking women who with their presence in various arenas can become eligible petitioners to claim their rights and actively display citizenship with knowledge, rational commitment, civil behaviors, participation, and sense of national belonging and identity. Meanwhile, factors such as social capital and lifestyle can influence the nature and type of women's social demands, which identification of this relationship has the great theoretical and practical importance. According to this necessity, the present study has reviewed their social demands by three economic, legal and cultural approaches by conducting survey among 386 women aged 20-55 in Qazvin city. The findings showed that the level of social capital among the studied women is low and the dominant lifestyle among them is modern. Meanwhile, demands with the economic approach were most prevalent and demands with the legal approach were the least prevalent among women. While social capital is more influential on women's social demands than lifestyle, these two variables have been able to explain 14.5% of the variance of women's social demands.

    Keywords: Social demands, Demanding, Citizenship, Lifestyle, social capital
  • Mansoreh Sadat Chavoshi *, Seyedeh Monavar Yazdi, Simin Hosseinian Pages 97-115
    The proper functioning of the family is very an influential factor in the flourishing and progress of family members which ultimately results in the growth of society. family educational interventions in all fields, especially in the field of performance, promote the mental, social and moral health of its members. The purpose of this study was to determine the effectiveness of teaching the native model of happiness-based family on the function of the family that using the semi-experimental pretest _ post test design with control group (waiting list group) and 3month follow-up. Among married volunteer teachers of Qom province, 30 teachers were selected and randomly assigned to the experimental and control group (waiting list group). The experimental group was then trained for ninth sessions of ninety minutes in nine-week consecutive under training of the native model OF happiness-oriented family. In order to gather the research data, the Oxford Happiness Inventory(HOI), Family Assessment Device (FAD) and Symptom Checklist-90 (SCL90) were used. The results of Mixed method MANOVA analysis with repeated measurements showed a significant difference between the mean scores of the pre-test and post-test of the experimental group and the waiting group (control group). .Also scores in the follow-up phase had a relative stability that indicated the effectiveness of the mentioned intervention program. Based on this, it is concluded that the Training program based on the native model of happiness-based family can be used to progress the family's positive performance.
    Keywords: marriage , happiness-oriented family, family function
  • Khosro Rashid *, Fazlollah Hasanvand, Safdar Nabizadeh, Abedeh Rashti Pages 117-137
    Emotional divorce is a hidden phenomenon in couples' lives, which can lead to disastrous consequences for the family. Therefore, the present study aimed to investigate some external factors affecting emotional divorce in Iranian women. For this purpose, 120 women were selected who were referred to Hamedan counseling centers due to marital conflicts through accessible sampling method and responded to a researcher-made questionnaire on emotional divorce and it’s effective factors. Data were analyzed by hierarchical regression analysis. The reliability of the questionnaire used in the research was calculated to 0.95 using Cronbach's alpha. Results showed that prevalence of divorce as a social factor has positive effect on Emotional divorce, Also, tediousness of life and effort for having equally rights, respectively, have positive and negative effect on Emotional divorce. The findings indicated positive effect of family level difference on emotional divorce. One the base of this study results, it can interference that, in recent years, Because of the pervasiveness of divorce among young people, an epidemic of family fragmentation and caused instability divide the emotional bonds between couples. On the one hand, consumption, formalities and luxury trends among families has led to differences between the rich and poor families and family level differences manifest as one of the factors of separation between men and women.
    Keywords: emotional divorce, social factors, marital factors, family factors
  • Nayere Arianfar *, Roya Rasouli Pages 139-157
    The purpose of this study was to test the model of the health of the main family and the marital satisfaction with the mediation of lovemaking styles. The method of research was correlational. Population was the all women are married with the marital unsatisfaction that were referred to counseling centers in Isfahan at the winter of 1395. 300 persons were selected by the method of multistage random sampling. The instruments were the health of main family questionnaire (FOS), triangular inventory of love Sterenberg, marital satisfaction questionnaire ENRICH. Data analysis was conducted by Structural equation modeling using the software AMOS / 16. The results showed that the direct effect of health of main family and dimensions of love on marital satisfaction was significant. Also, lovemaking styles (desire, commitment, intimacy) had the role of mediator in the relationship between health of main family and the marital satisfaction. So, Given the significant role of health of main family and dimensions of love in marital satisfaction, therapists can explore the health of main family and the dimensions of love in the study and treatment of marital problems.
    Keywords: marital satisfaction, health of main family, dimensions of love
  • Rasoul Heshmati, Asghar Pouresmaili, Sara Khodaparast Kazerooni * Pages 159-178
    The aim of this research was to comparison of durable vulnerable: couple’s relationships beliefs, original family function and neuroticism in Divorce- Asking men and women. Statistical population of this study contains all of the divorce- asking men and women in Ardabil. For this reason, in a cross-sectional and retrospective study, from these couples 200 people were chosen (100 men and 100 women) and with considering ethical consideration participated in the study. The instruments used were Neuroticism subscale of NEO- FFI, Family of origin scale (FOS) and relationship beliefs inventory (RBI). Structural equation modeling was used for data analysis. The findings showed that in the men's group, the pathway of original family function with relationship beliefs (β = -0.21), pathway of the original family with neuroticism (β = -0.29) and neuroticism with relationship beliefs (0.32) = β) are significant. In the female group, the pathway of the original family with neuroticism (β = -0.24) and neuroticism with relationship beliefs (β = 0.29) are significant. Also, the results of the bootstrap test indicate that in both groups, neuroticism has a mediocre role between the original family function and the couples' relationship beliefs. Based on the findings of this research, it can be concluded that the hypothesized model has good fitness in both groups and the original family function and neuroticism are important determinants of couples' relationships beliefs.
    Keywords: Divorce, Neuroticism, Relationship beliefs, Original Family Function
  • Simin Foroughzadeh, Farzaneh Razzaghian *, Javad Barati, Sahar Soltani Pages 179-203

    The purpose of this research is to study the social capital of housewives living in an informal residence (Shahid Ghorbani neighborhood located in the 4th district of Mashhad).The survey population consisted of housewives living in this neighborhood of which 300 pwesons were selected as the research sample using cluster sampling method.Cognitive and structural dimensions of social capital were measured. The cognitive dimension includes interpersonal trust or trust in familiar individuals, social or generalized trust that is trust to aliens, and finally civil trust or trusting in public organizations and agencies. The structural dimension involves women's formal and informal participation and their social relationship network (frequency, mode, and intensity). The results suggest that the status of women's trust in the three types of interpersonal, generalized and institutional trust is not much considerable. Comparison participation in public and private spheres suggests that more than two thirds of women significantly participate in the public realm while the majority of respondents have experienced private participation to small extent. Women suffer a weak social relationship network and, respectively, interpersonal trust and informal participation are the most important variables explaining the women's social relations.

    Keywords: Women, social capital, informal settlements, Shahid Ghorbani Neighbourhood, Mashhad
  • Mehdi Ganji *, Amir Masoud Amir Mazaheri, Mehdi Labibi Pages 205-245
    The presented study considers the social genealogy of body in Iranian women. In this regard, efforts have been made with an emphasis on genealogical methods of Fukui and important stages of implementation of this method pay to investigate the matter. New developments in the field of manipulating the body and the appearance of the layout from past to present, highlights the need for such a thing. In the field of culture, by searching historical sources, as well as new research, we see footprints of signs and symbols in which, human has created for himself from ancient times until now to convey meaning and exchange messages, with different practices and mechanisms, on his body. This analysis shows that women's bodies, historically have been influenced by discourses and powers in the context of social, cultural, political and religious context and have been read and manipulated and in this regard, we see changes in the realm of meanings and symbols of the body. In this study, we have tried to investigate the manipulation of the body in three different historical periods (Empire, Constitution, modernity), and in this regard, the focus is on the discovery of the body discourses, power analysis, strength analysis and accident analysis in Foucault's methodology. The results show that women's bodies in the discourse of the empire and in the modern era, is interpreted around the central slab of discipline and change.
    Keywords: consumption moral, identity, beauty, feminity