فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 3 (پیاپی 47، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/19
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد قراری*، امیرحسین یاوری صفحات 11-50

    مدیران آموزشی مهمترین عامل موثردر انتقال دانش نظری و مهارتی به کارکنان ناجا در توانمند نمودن آنها برای انجام ماموریت های محوله می باشند. این تحقیق باهدف تبیین روابط توانمندسازی و مدیریت دانش مدیران آموزشی ناجا وارائه یک الگو انجام شده است. این تحقیق ازنظر روش ازنوع تحقیق ترکیبی (آمیخته) بود. جامعه آماری دربخش کیفی شامل خبرگان، متخصصین و اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور به تعداد 25 نفر که بصورت روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. با به کارگیری تکنیک دلفی در سه مرحله، داده های مورد نیاز گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت ودر نهایت مدل مفهومی تعیین شد. بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه فرماندهان، معاونان، روسا، مدیران و مدرسین در حوزه آموزش ناجا در سراسر کشور بودند که تعداد کل آنها برابر با 1673 نفر بود. پس از آزمون مدل پیشنهادی با پرسشنامه محقق ساخته، با نتایج به دست آمده از معادلات ساختاری در نهایت الگوی توانمندسازی مدیران آموزشی ناجابا رویکرد مدیریت دانش طراحی گردید. یافته های تحقیق حاکی ازآن است که در این مدل، متغیر توانمندسازی با پنج بعد و مدیریت دانش با چهار بعد نهایی شدند.از بین ابعاد تشکیل دهنده مدیریت دانش، بعد تسهیم دانش و از بین ابعاد توانمندسازی، بعد فرهنگی- ارزشی، بیشترین میزان تاثیر را در ساخت مدل داشتند. یافته های این پژوهش نشان داد که مدیریت دانش با ضریب 94/0 برتوانمندسازی مدیران آموزشی ناجا تاثیرگذار بود.براساس یافته های تحقیق،سازمان می تواند بابکارگیری این الگو،درتدوین اهداف، برنامه ها، راهبردها، رشد و بالندگی در زمینه توانمندسازی مدیران آموزشی ناجا بهره برداری نماید.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، مدیریت دانش، مدیران آموزشی ناجا، تکنیک دلفی
  • حسین حسینی*، کوروش قهرمان تبریزی، اسماعیل شریفیان صفحات 51-68

    عوامل متعددی می توانند باعث افزایش میزان مشارکت ورزشی کارکنان شوند از جمله به عوامل مدیریتی و زیرساختی. پژوهش حاضر درصدد آن است تا تاثیر عوامل مذکور را بر مشارکت ورزشی کارکنان مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری تحقیق 3500 نفر تعیین گردید که شامل کلیه کارکنان اجرایی مرد ناجا در سراسر کشور بودند. نمونه تحقیق در این بخش 350 نفر (این تعداد براساس پیش فرض مدل معادلات ساختاری 10 برابر تعداد گویه ها) برآورد گردید. تعداد پرسشنامه های قابل استفاده 350 عدد بود. پرسشنامه شامل عوامل مدیریتی با 7 مولفه و زیر ساختی با 3 مولفه و در کل با 35 گویه تهیه گردید. سپس، پرسشنامه نهایی پس از تایید روایی بین 350 نفر نمونه تحقیق توزیع گردید. اطلاعات گردآوری شده با روش های آمار توصیفی، آمار استنباطی با نرم افزار SPSS 22 و مدلسازی معادلات ساختاری PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.براساس این یافته ها می توان گفت که مشارکت ورزشی کارکنان اجرایی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران توسط توان زیر ساختی و مداخله مدیریتی مناسب شکل می گیرد.هدف مدیریت ورزش ناجا باید برای ایجاد شرایط مناسب و متناسب تقاضا به عرضه و ارتقای سطح آن با توجه به نحوه اثر گذاری مذکور باشد.

    کلیدواژگان: مشارکت ورزشی، کارکنان اجرایی نیروی انتظامی، عامل مدیریتی، عامل زیرساختی
  • علیرضا نجفی*، ایمان محکم کار، محمد مهدی حلاج صفحات 69-93

    یکی از مهم ترین سطوح آموزش در مجموعه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، موضوع اجرای آموزش های یگانی می باشد؛ به گونه ای که اجرای این آموزش ها در سطح یگان های تابعه، منجر به ارتقای سطح مهارت های تخصصی کارکنان می گردد. از طرفی، اتخاذ تدابیر لازم به منظور ارزشیابی مستمر از نحوه اجرای سیاست ها، برنامه ها و شیوه های اجرای تربیت آموزش در مجموعه عناصر نظام آموزشی و عملی نمودن تدابیر مذکور به منظور سنجش میزان اثربخشی و تحقق هدف های آموزشی، امری لازم و ضروری محسوب می گردد. این پژوهش به منظور بررسی مولفه های اثرگذار در اجرای آموزش های یگانی در ناجا با محوریت پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا صورت گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش مورد استفاده روش توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش 24 مولفه اثرگذار در اجرای آموزش های یگانی در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر مبنای یافته های این پژوهش موثرترین مولفه ها در اجرای آموزش یگانی احصاء و در پایان الگوی بهینه به منظور اجرای آموزش های تخصصی یگانی در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ارائه گردیده است.

    کلیدواژگان: آموزش یگانی، اثربخشی، پلیس اطلاعات و امنیت عمومی، نیروهای مسلح
  • اکبر قاسمی پیربلوطی*، ایوب امیری، حمیدرضا محمدزاده مهنه صفحات 95-122

    مدیریت دانش و اطلاعات، به عنوان مهم ترین منابع ثروت در جوامع فراسرمایه داری کنونی، امری اجتناب ناپذیر است. همچنین، از آنجا که تسهیل و تسریع در فرایند تبدیل داده های پراکنده به اطلاعات، دانش، خرد، مهارت، تخصص و خبرگی و نیز، انتقال و به اشتراک گذاری آنها؛ زمینه ساز تولید محتوای آموزشی و مدیریت صحیح دانش بوده و ضمن افزایش بهره وری کارکنان، موجب ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می شود؛ اثربخشی و انعطاف پذیری خاص سازمان های امروزی در این زمینه، نیازمند درک مطلوب و شناخت مفهوم دانش، مدیریت دانش و فرآیند های مربوط به آن است. در این مقاله، که با رویکرد کیفی و استفاده از روش مطالعه اسنادی نگاشته شده؛ ضمن اشاره به مفاهیم مرتبط با دانش و تولید و انتقال آن؛ ملاحظات اساسی فرایند تبدیل دانش ضمنی و تجارب کارکنان به محتوای آموزشی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد، تحقق مطلوب فرایند مدیریت دانش در سازمان های امروزی، در گرو رفع موانع انتقال و به اشتراک گذاری دانش و توجه به الزامات ساختاری و ابعاد محتوایی آن است.

    کلیدواژگان: دانش، مدیریت دانش، سازمان، محتوای آموزشی
  • جعفرترک زاده*، مجیدشعبانی فرد، لیلاثواب، اسحاق فلاحی صفحات 123-142

    پژوهش حاضر؛ با هدف مدل سازی معادله ساختاری جهت گیری ارزشی، الگوهای نیاز و الگوی انگیزش ازدیدگاه معلمان آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد انجام گردیده است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی معلمان مدارس استان کهگیلویه و بویراحمد بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بوده است. با استفاده از این نوع روش نمونه گیری، تعداد 13 منطقه آموزش و پرورش استان انتخاب شدند و از بین 13 منطقه آموزش و پرورش تعداد چهار منطقه به صورت تصادفی انتخاب و در نهایت 30 درصد مدارس هر منطقه انتخاب شدند که 264 پرسشنامه گردآوری شد. در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته که بر اساس الگوی پرهیزگار (2002) تدوین گردیده، استفاده شد. روایی این پرسشنامه با استفاده از تحلیل گویه و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ محاسبه و مطلوب ارزیابی گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که بین ابعاد جهت گیری ارزشی و الگوی نیاز و الگوی انگیزش رابطه معناداری وجود دارد و جهت گیری ارزشی و الگوی نیاز پیش بینی کننده مثبت و معنادار الگوی انگیزش می باشد.

    کلیدواژگان: جهت گیری ارزشی، الگوهای نیاز و الگوی انگیزش، معلمان، آموزش و پرورش
  • رضا صالحی* صفحات 143-156

    این مقاله در مورد نقش اساسی تحصیلات تکمیلی در حرفه پلیس در انگلستان و ولز بحث می کند. ابتدا رابطه بین سرویس های پلیس و دانشگاه را در طول 20سال گذشته فراهم آورده و نقش آن را بررسی می کند. سپس در مورد پیشرفت های آتی که ما چندین پیشنهاد برای آن داریم بحث کرده است. معتقدیم که رابطه بین دانشگاه و سرویس های پلیس تمامی فعالیت های پلیس در انگلستان و ولز را تحت الشعاع قرار خواهد داد. با توجه به تجارب ما در یک طرف این پیوستار آموزش اولیه پلیس و در دیگر طرف آن تاکید بر ملزومات یادگیری پلیس های رده بالا قرار دارد. با این وجود اکثریت ماموران پلیس و فعالیت های آنان نشانگر ارتباط ضعیف بین دانشگاه و پیس می باشد. ما معتقدیم که اگر حرفه ای گری در فعالیت های پلیس ضرورت دارد، پس این امر نیازمند توجه بیشتری است.

    کلیدواژگان: آموزش، تربیت، تحصیلات تکمیلی و پلیس