فهرست مطالب

Iran Agricultural Research - Volume:38 Issue: 1, 2019
  • Volume:38 Issue: 1, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 11
|
  • امین حیدری، احسان بیژن زاده* ، روح الله نادری، یحیی امام صفحات 1-8

    رابطه بین دمای سایه انداز و رطوبت خاک از زمانی که پتانسیل استفاده از دمای سایه‌انداز به عنوان یک شاخصی از تنش خشکی شناسایی شد بسیار مهم شده است. یک آزمایش مزرعه‌ای در سال زراعی 1392-1393 در دانشگاه شیراز، ایران برای محاسبه شاخص تنش خشکی گیاه زراعی در دو رقم کلزای روغنی شامل آر‌جی‌‌اس و ساری‌گل اجرا شد. رژیم‌های آبیاری شامل آبیاری مطلوب (آبیاری برابر با 100% ظرفیت مزرعه)، تنش خشکی ملایم (75% ظرفیت مزرعه)، تنش خشکی شدید (50% ظرفیت مزرعه) و تنش خشکی خیلی شدید (25% ظرفیت مزرعه) بودند که در قالب یک طرح بلوک کامل تصادفی اجرا شد. در رقم آر‌جی‌اس، مقدار شاخص تنش خشکی گیاه زراعی از ماه فروردین (066/0 در آبیاری مطلوب) تا تیر ماه (0/711 در تنش خشکی شدید) روند افزایشی داشت که دلیل آن بالاتر بودن کمبود فشار بخار آب و افزایش تفاوت دمای سایه‌انداز و هوای اتمسفر بود. چنین روند مشابهی در رقم ساری‌گل نیز مشاهده شد. در هر دو رقم زمانیکه دمای هوا از فروردین تا تیر افزایش یافت تفاوت دمای سایه‌انداز با هوا افزایش یافت و بالاترین مقدار ماهیانه شاخص تنش خشکی گیاه زراعی برای همه تیمار‌ها در تیر ماه بدست آمد. با افزایش تنش خشکی، میزان نمره درجه‌بندی رنگ که نشان دهنده کیفیت رنگ گیاه است به سرعت از 6 به 3 کاهش یافت و در عدد 2 در ماه های خرداد و تیر ثابت باقی ماند. در تیمار تنش خشکی ملایم یک کیفیت رنگ قابل قبول (با نمره درجه بندی رنگ 5 تا 6) در خرداد ماه بدست آمد. همچنین یک رابطه منفی بین شاخص تنش خشکی گیاه زراعی با کیفیت رنگ گیاه (R2=0.94**) و عملکرد کلزا (R2= 0.97**) بدست آمد. می‌توان نتیجه گرفت در نواحی نیمه خشک، تنش خشکی ملایم می‌تواند بدون از دست دادن کیفیت رنگ در کلزا بهترین گزینه برای تولید کلزا باشد وقتی که میانگین فصلی شاخص تنش خشکی در کلزا در دامنه ای بین 1198/ 0 تا 0/294 باشد.

    کلیدواژگان: دمای سایه انداز، کیفیت رنگ، تنش خشکی، برنامه آبیاری
  • سیدعبدالرضا کاظمینی* صفحات 9-13

    این مطالعه با هدف بررسی اثر یک علف کش زیستی و کود نیتروژن بر گل جالیز مصری در مزرعه تحقیقاتی گوجه فرنگی (.L lycopersicum Solanum) در دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، ایران در سال 1393 انجام شد. تیمارها شامل نیترات آمونیوم (0 ،100 ،200 و 300 کیلوگرم در هکتار) و کود زیستی فسفونیتروکارا به عنوان فاکتور اول و علف کش زیستی (آغشته کردن ریشه به علف کش زیستی، کاربرد با آب آبیاری و شاهد (بدون علف کش زیستی)) به عنوان عامل دوم بودند. اثر متقابل علف کش زیستی و کود تنها بر زیست توده گل جالیز و عملکرد گوجه فرنگی اثر معنی داری داشت(05.0≤p .(استفاده از 200 کیلوگرم نیترات آمونیوم در هکتار باعث کاهش ارتفاع گل جالیز و زیست توده آن به میزان 18/7 و 33/7 درصد گردید. این تیمار باعث افزایش 8/26 درصدی در عملکرد گوجه فرنگی شد. علف کش زیستی نیز باعث کاهش معنی دار 44/5 و 58/6 درصدی به ترتیب در ارتفاع و زیست توده گل جالیز شد. نتایج نشان داد که استفاده از نیترات آمونیوم همراه با علف کش زیستی می تواند یک استراتژی امیدوارکننده برای کاهش اثرات زیان آور گل جالیز باشد.

    کلیدواژگان: کشاورزی پایدار، مدیریت غیر شیمیایی علف هرز، نیترات آمونیوم
  • مهدی نجفی قیری* ، حمیدرضا اولیایی صفحات 15-22

    کاربرد زئولیت در خاکهای رسی می‌تواند توزیع شکل‌های پتاسیم و آهنگ آزادسازی آن را تغییر دهد. جهت بررسی این امر، دو خاک آهکی با بافت سنگین و کانی‌شناسی متفاوت (اسمکتیتی و مخلوط) از جنوب ایران انتخاب گردید. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی بود. تیمارها شامل دو خاک و دو سطح زئولیت (0 و 5 درصد) و تیمار تری و خشکی بود. نمونه‌های خاک به مدت 90 روز در حالت 50 درصد رطوبت اشباع نگهداری گردیدند. سپس سه چرخه تری و خشکی روی نمونه‌ها انجام شد. شکل‌های مختلف پتاسیم و مقدار آزادسازی پتاسیم به‌وسیله عصاره‌گیرهای 0/01 مولار CaCl2، HCl و CH3COOH با 12 عصاره‌گیری پیوسته 15 دقیقه‌ای نمونه‌ها اندازه‌گیری گردید. زئولیت مقدار شکل‌های مختلف پتاسیم را در خاک 1 (اسمکتیتی) افزایش داد و شکل‌های محلول و تبادلی را در خاک 2 (کانی‌شناسی مخلوط) افزایش اما پتاسیم غیرتبادلی را کاهش داد. این در نتیجه ظرفیت تبادل کاتیونی بالا (189 سانتی‌مول بر کیلوگرم) و مقدار پتاسیم بالای آن (2/13 درصد اکسید پتاسیم) می‌باشد. چرخه‌های تری و خشکی مقدار پتاسیم غیرتبادلی را در خاک 1 و مقدار پتاسیم تبادلی را در خاکهای تیمار شده با زئولیت افزایش داد. عصاره‌گیر CaCl2 پتاسیم بیشتری را نسبت به عصاره‌گیرهای HCl و CH3COOH استخراج کرد (به‌ترتیب 682، 281 و 292 میلی‌گرم بر کیلوگرم)؛ زیرا یون‌های کلسیم کاراتر از یون‌های هیدوروژن در تبادل پتاسیم از سطوح کانی‌های پتاسیم‌دار هستند. زئولیت و چرخه‌های تری و خشکی تاثیری بر آزادسازی پتاسیم از خاک 1 نداشت اما سرعت آزادسازی پتاسیم از خاک 2 را به‌طور معنی‌داری کاهش داد.

    کلیدواژگان: آزادسازی پتاسیم، چرخه های تری و خشکی زئولیت، خاکهای آهکی
  • مجید راحمی*، نگار نوید پور، سحر صداقت صفحات 23-34

    تعیین نیاز سرمایی و گرمایی در ارقام بومی زیتون استان فارس یکی از عوامل مهم جهت رشد و نمو بهینه درخت زیتون می باشد. این پژوهش به منظور بررسی تعیین نیاز سرمایی جوانه گل زیتون و تعیین نیاز سرمایی ارقام زیتون با استفاده از روش یوتا و یوتا مثبت و مقایسه این مدل ها با نیاز سرمایی آزمایشگاهی و ارائه روشی کارا برای اندازه گیری نیاز سرمایی در منطقه انجام شد. دراین پژوهش نیاز سرمایی و گرمایی ارقام ’فیشمی تخم کبکی‘، ’دزفول ‘،’زرد‘، ’دهقان‘و’شیراز ‘ تعیین شد. جهت تعیین نیاز سرمایی، قلمه هایی از شاخه یک ساله ارقام زمانی که دمای محیط به 12 درجه سانتی گراد رسید، جمع آوری شدند. قلمه ها به مدت 0، 100، 200، 300، 400، 500، 600، 700، 800، 900، 1000، 1100، 1200، 1300، 1400، 1500، 1600، 1700و 1800 ساعت در دمای 5 درجه سانتی گراد قرار داده شدند. نیاز سرمایی ارقام فیشمی تخم کبکی، دزفول، زرد، دهقان، شیراز به ترتیب 900، 1000، 900 تا 1000، 1000 تا 1100 و 900 ساعت برآورد شد. روش یوتا مثبت روش کاراتری نسبت به روش یوتا برای تعیین نیاز سرمایی بود و داده های آن با نتایج به‌دست آمده از طریق روش آزمایشگاهی نزدیک تر بود. نیاز گرمایی ارقام از مرحله پایان خفتگی تا تمام گل به ترتیب 2/199، 1/272، 2/245، 321 و 3/209 درجه رشد روز (growing degree days) برآورد شد. نتایج نشان داد که رقم فیشمی تخم کبکی دارای کمترین نیاز سرمایی و رقم دهقان بیشترین نیاز سرمایی را داراست. بنابراین رقم فیشمی تخم کبکی با نیاز سرمایی و گرمایی کمتر را می توان در مناطق نیمه گرمسیر برای کاشت پیشنهاد نمود.

    کلیدواژگان: شکفتن جوانه، قلمه، جوانه گل، درجه رشد روز، (growing degree days)
  • محمد عبداللهی پور، علی اکبر کامگار حقیقی*، علیرضا سپاسخواه، شاهرخ زندپارسا، تورج هنر صفحات 35-46

    آبیاری تکمیلی در خشکسالی های طولانی، نقشی کلیدی در فراهم آوردن آب مورد نیاز جهت تعرق درختان انجیر دیم دارد.در این تحقیق، اثر زمان و مقدار آبیاری تکمیلی در فواصل متفاوت از تنه درخت بر کیفیت و کمیت انجیر دیم استهبان طی دو سال (1392 و 1393) بررسی شد. آزمایشات بر روی انجیر دیم رقم سبز، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آبیاری تکمیلی شامل سه فاصله از درخت: نزدیک به تنه درخت، در فاصله 1-1/1 متر از تنه درخت و در خارج از سایه انداز، سه مقدار آب آبیاری به صورت تیمار بدون آبیاری (شاهد)، 1000 و 2000 لیتر برای هر درخت و دو زمان آبیاری در اوایل بهار و وسط تابستان بود. نتایج نشان داد مقدار رطوبت خاک، برای آبیاری در ابتدای بهار، نزدیک تنه درخت و با 2000 لیتر برای هر درخت، حداکثر بود. علی رغم کاهش مقدار مواد جامد محلول، هر دو تیمار مقدار آبیاری باعث بهبود میزان محصول، رنگ پوست و اندازه میوه، در مقایسه با تیمار شاهد، شدند. آبیاری در فاصله سایه انداز، محصول کمتری در مقایسه با آبیاری نزدیک تنه درخت و بیرون سایه انداز نشان داد. آبیاری خارج از سایه انداز، میوه های بیشتری با کیفیت بالاتر تولید کرد. بر اساس نتایج، به منظور دستیابی به اهداف تجاری کشاورزان و نیز استفاده پایدار از منابع آبی منطقه در شرایط خشکسالی برای باغات دیم، کاربرد 1000 لیتر آب برای آبیاری تکمیلی هر درخت، در خارج از سایه انداز در اواسط تابستان توصیه می شود. 
     
     

    کلیدواژگان: رطوبت خاک، زمان آبیاری، محصول، کیفیت میوه، شرایط خشکسالی
  • امین الله طهماسبی* ، حبیب الله حمزه زرقانی، علیرضا افشاریفر، اکبر دیزجی صفحات 47-56

    وقوع آلودگی همزمان پدیده ای رایج در گونه های گیاهی است که می تواند منجر به تغییرات در آلودگی ویروس ها شود. در این مطالعه، پیشرفت بیماری در آلودگی های مخلوط و انفرادی ویروس موزائیک خیار و ویروس موزائیک زرد لوبیا توسط اندازه گیری گسترش علائم، شدت بیماری و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری در لوبیا و باقلا بررسی شد. آلودگی همزمان لوبیا به ویروس موزائیک خیار و ویروس موزائیک زرد لوبیا، شدت بیماری بالاتر میزبان را باعث شد، اما تفاوت معنی داری در باقلا مشاهده نشد. روش Abbottاثر هم افزایی در لوبیا بین ویروس موزائیک خیار و ویروس موزائیک زرد لوبیا نشان داد، در حالی که بر پایه پاسخ های رشدی میزبان، برهمکنش از نوع آنتاگونیست بود. در باقلا، روش Abbott و پاسخ های رشدی میزبان، برهمکنش ویروس‌ها را از نوع افزایشی نشان داد. به طور کلی، روش Abbott روشی مناسب برای تعیین نوع برهمکنش از نوع هم افزایی در این پاتوسیستم ها بود.

    کلیدواژگان: آلودگی مخلوط، پاسخ های رشدی، روش Abbott، ویروس موزائیک خیار، ویروس موزائیک زرد لوبیا
  • مریم حقیقی*، بهزاد عبدالهی پور صفحات 57-66

    این مطالعه به‌منظور بررسی تاثیر کاربردهای مختلف نیتروژن بر رشد، میزان فنل، آنتی‌اکسیدان و فعالیت آنزیم نیترات رداکتاز همراه با مایه‌زنی میکوریزا در رقم SuperN3 خیار به‌صورت فاکتوریل در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 6 تکرار با 3 سطح نیتروژنNO3-50 ، NO3-75  وNO3-100 و 3 سطح مایه‌زنی میکوریزا شامل مایه‌‌زنی 1000 اسپور (AM1)، مایه‌‌زنی 2000 اسپور (AM2) و بدون مایه‌زنی میکوریزا (AM0) موردبررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از ترکیبات نیتروژن با مایه‌زنی میکوریزا نشان داد که وزن‌تر ریشه با مایه‌زنی میکوریزا در تمام سطوح نیتروژن افزایش یافت، درحالی‌که وزن‌تر ساقه با سطوح نیتروژن و مایه‌زنی میکوریزا تحت تاثیر قرار نگرفت. FV / FM در گیاهان با سطحNO3-75  و مایه‌زنی میکوریزا در مقایسه با تیمار بدون مایه‌زنی میکوریزا بالاتر بود. همزیستی میکوریزا فعالیت آنتی‌اکسیدانی گیاه را در تیمار بدون نیتروژن افزایش داد، به‌طوری‌که AM1 و AM2  فعالیت آنتی‌اکسیدانی را به ترتیب در NO3-50 و NO3-75  نسبت به گیاهان بدون مایه‌زنی میکوریزا افزایش دادند. بالاترین فعالیت آنزیم نیترات رداکتاز در NO3- 50 و مایه‌زنی میکوریزا مشاهده شد و فعالیت آنزیم نیترات رداکتاز گیاهان در تمام سطوح نیتروژن کاهش یافت. در کل، می توان نتیجه گرفت که با مایه زنی میکوریزا، به ویژه تیمار 1000 اسپور (AM1)،  و سطح متوسط NO3 (NO3-75) می تواند مورد استفاده قرار گیرد و این میزان مصرف می تواند برای تولید خیار گلخانه ای بسیار موثر باشد.

    کلیدواژگان: فعالیت آنتی اکسیدانی، خیار، مایه زنی، میکوریزا، نیتروژن، فعالیت آنزیم نیترات رداکتاز
  • مهسا نظری فتح آباد، شهناز شهیدی نوقابی* صفحات 67-74

    کنترل شیمیایی یکی از مهمترین استراتژی ها در مدیریت آفات کشاورزی می باشد، چرا که به راحتی در دسترس بوده و به خوبی آفات کشاورزی را کنترل می کند. از طرفی محیط زیست در معرض انواع مختلفی از آفتکش ها قرار می‌گیرد و میزان آلودگی آنها روی محیط زیست هر روز بیشتر می شود. همچنین، بقایای آفتکش های متداول که پیوسته مورد استفاده قرار می گیرد مشکلات زیادی روی موجودات غیرهدف بخصوص پارازیتوئیدها و شکارگر ها بوجود می آورد.در این تحقیق، تاثیرات ایمیداکلوپراید و پایریپروکسی فن روی تخم کفشدوزک Cheilomenes Sexmaculata   با روش غوطه وری تخم مطالعه شد. غلظت های پایریپروکسی فن شامل بالاترین غلظت توصیه شده در مزرعه (mg/L 50 (، دو برابر و یک دوم آن و برای ایمیداکلوپراید نیز بالاترین غلظت مزرعه )mg/L 140)، یک دوم و یک چهارم آن استفاده شد. در بالاترین غلظت ایمیداکلوپراید تخمها تفریخ نشدند و بیشترین مرگ و میر لارو سن اول نیز در این غلظت مشاهده شد. اما، هیچ مرگ و میری در سنین بالاتر لاروهای باقی مانده دیده نشد. دوبرابر غلظت توصیه شده پایریپروکسی فن و بالاترین غلظت ایمیداکلوپراید به ترتیب با 55% و 44% کاهش در باروری نسبت به شاهد بیشترین تاثیر را داشتند. همچنین، در یک دوم بالاترین غلظت توصیه شده پایریپروکسی فن و غلظت های بالاتر آن رشد لاروها تاخیر معنی داری داشت. بعلاوه، هر دو آفتکش در مقایسه با شاهد تاثیر معنی داری در کاهش خروج حشرات بالغ از پوسته شفیرگی داشتند، به طوری که در بالاترین غلظت ایمیداکلوپراید 89% کاهش مشاهده شد. اگرچه نتایج به روشنی بیانگر این است که ایمیداکلوپراید اثرات سمی حاد برC. sexmaculata داشته است، اما با ادامه آزمایشات روی پارامترهای جدول زندگی ، نتایج نشان داد که پایریپروکسی فن نیز دارای اثرات سمی روی این شکارگر می باشد.

    کلیدواژگان: مدیریت آفات کشاورزیCheilomenes sexmaculata، روش غوطهوری، ایمیداکلوپراید، پایریپروکسی فن، سمیت
  • ستاره امانی فر* ، ناصر علی‏ اصغرزاد، نصرت‏ الله نجفی، مهناز استکی، شاهین اوستان، صاحبعلی بلندنظر صفحات 75-86
  • رضا ابوالقاسمی* ، مریم حقیقی، نعمت الله اعتمادی، ابوذر سورنی، پیمان جعفری صفحات 87-99

    یکی از مهمترین سبزیجات برگی سبز، اسفناج(Spinacia oleracea L.) است. صفات کیفی و کمی اسفناج بستگی به شرایط آب و هوایی محل رویش دارد. غربالگری توده های خارجی در مقایسه با توده های ایرانی ضروری است. به منظور مطالعه خصوصیات رویشی 44 توده بومی و خارجی اسفناج، آزمایشی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار و 18 مشاهده در شرایط کشت بهاره پایه ریزی شد. پارامترهای کمی و کیفی اسفناج براساس توصیف های تعریف شده توسط موسسه بین المللی تنوع زیستی گیاهی ارزیابی شد. به طورکلی شدت رنگ سبز در برگ های توده های خارجی بیشتر از اسفناج های بومی بود. در این تحقیق، بیشترین عملکرد متعلق به توده “Viroflay” به میزان 224/71 تن در هکتار و در میان گونه های ایران توده ورامین 88 به میزان 6/52 تن در هکتار بالاترین عملکرد را داشت. حداقل و حداکثر عملکرد از 71224 تا 8870 (کیلوگرم در هکتار) متعلق به گونه های “Viroflay” و Virginia Savoy blight بود. توده ی“D’inveno” طولانی ترین دوره رشد کشت بهاره را (66/89 روز) نشان داد و در میان توده های ایرانی، همدان 2 (77 روز)، ورامین 88 (72 روز) و ورامین خاردار (66/69 روز) به ترتیب طولانی ترین دوره ی رشد در شرایط محیطی اصفهان را نشان دادند. بالاترین درصد گیاهان ماده در توده ی “Monatol” مشاهده شد. در میان گونه های اندمیک، لرستان 5 بیشترین درصد گیاه ماده را نشان داد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که گونه های ایرانی مانند کاشان، لرستان 6 و ورامین پیشرفته خاردار برای برداشت های مکانیکی به دلیل فرم گیاه، برگ و دمبرگ مناسب هستند و می توانند برای اهداف باغبانی و اصلاحی مورد استفاده قرار گیرند. با توجه به تجزیه و تحلیل خوشه ای، توده های این مطالعه به دو دسته بزرگ 1 و 2تقسیم شدند که توده ورامین 88 در کنار سایر توده های مطلوب خارجی در خوشه ی 1قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: ارزیابی مورفولوژیکی، “Viroflay”، صلاح، عملکرد
  • محبوبه یوسفیان، افشین سلطانی، سلمان دستان* ، حسین عجم نوروزی صفحات 101-109

    مستندسازی فرآیند تولید برای تعیین عوامل محدود کننده تولید و ایجاد خلاء عملکرد دارای اهمیت زیادی است. به این منظور، همه عملیات زراعی برنج در اراضی شالیزاری منطقه ساری طی سال‌های 1394 و 1395 ثبت شد. انتخاب مزرعه‌ها به شیوه‌ای انجام شد که تنوع کافی از تمامی عملیات زراعی و مدیریتی در منطقه را نشان دهد. نتایج نشان داد دامنه مصرف بذر از 40 الی 95 کیلوگرم در هکتار متغیر بود. دامنه سن نشا بین 20 الی 50 روز بود. تراکم کاشت نیز 10 الی 66 بوته در متر مربع متغیر بود. مصرف نیتروژن توسط 30 درصد از کشاورزان از 46 الی 83 کیلوگرم در هکتار، و 40 درصد از کشاورزان 83 الی 138 کیلوگرم در هکتار مصرف نیتروژن داشتند. در 73 درصد از مزرعه‌ها، مصرف نیتروژن بعد از مرحله گلدهی گزارش نشد. دامنه عملکرد شلتوک بین 3100 الی 5430 کیلوگرم در هکتار بود و 60 درصد از مزرعه‌های مورد مطالعه، عملکرد شلتوک بین 4205 الی 5200 کیلوگرم در هکتار متغیر بود. در روش تحلیل مقایسه کارکرد (CPA)، عملکرد واقعی و عملکرد پتانسیل برابر 4495 و 6337 کیلوگرم در هکتار برآورد شد و خلاء عملکرد برابر 1841 کیلوگرم در هکتار بود. از پنج متغیر وارد شده در معادله تولید، اثر کاربرد پتاسیم و کنترل زیستی آفات قابل ملاحظه بود که به‌ترتیب افزایش عملکرد برابر 709 و 806 کیلوگرم در هکتار معادل 39 و 44 درصد را نشان دادند. بنابراین، با توجه به اینکه پتانسیل عملکرد محاسبه شده از طریق داده‌های واقعی هر مزرعه حاصل شد، می‌توان گفت که این پتانسیل عملکرد، قابل حصول است.

    کلیدواژگان: پتانسیل عملکرد، عملکرد دست یافتنی، عملکرد واقعی، عوامل مدیریتی، مدل CPA
|
  • A. Heydari, E. Bijanzadeh *, R. Naderi, Y. Emam Pages 1-8

    The relationship between canopy temperature and soil moisture is particularly important because of using canopy temperature as an indicator of crop water stress. A field experiment was conducted to calculate crop water stress index (CWSI) of two canola cultivars including RGS and Sarigol at College of Agriculture and Natural Resources of Darab, Shiraz University, Iran during 2013-2014 growing season. Irrigation regimes consisted of well watered [Irrigation equal to 100% field capacity (FC)], light drought (75% FC), moderate drought (50% FC), and severe drought (25% FC) stresses which were arranged in a randomized complete block design (RCBD) with three replications. In RGS and Sarigol, CWSI values showed an increasing trend from March (0.066 and 0.093 in well watered) to June (0.711 and 0.821 in severe drought) respectively, as a result of higher vapor pressure deficit (VPD) and increase in canopy-air temperature differences (Tc-Ta).In both cultivars, when the air temperature increased from March to June, Tc-Ta increased. The highest monthly average value of CWSI for all treatments was obtained in June. By increasing the drought stress, the color grading score decreased from 6 to 2 sharply in May and June. An acceptable color quality (6 -5) was sustained in May, under light drought condition. Also, a negative relationship was observed between CWSI with color quality (R2=0.94**) and grain yield (R2=0.97**). It could be concluded that in semi-arid areas, light drought is the best option for canola production while mean seasonal CWSI being ranged about 0.198 to 0.294 without any loss in visual color quality of canola.

    Keywords: Canopy temperature, color quality, drought stress, irrigation scheduling
  • M. Ghaznavi, S. A. Kazemeini *, R. Naderi Pages 9-13

    This study aimed to investigate the effects of nitrogen fertilizer and a bioherbicide on Egyptian broomrape in a tomato research field at College of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran in 2014. Treatments consisted of several levels of nitrate ammonium including 0, 100, 200 and 300 kg ha-1 and a biofertilizer as the first factor and how to use the bioherbicide including soaking seedling roots in bioherbicide, bioherbigation and no bioherbicide application (control) as the second factor. Application of 200 kg ha-1 nitrate ammonium reduced broomrape height and biomass up to 18.7 and 33.7 %, respectively. It increased tomato yield up to 26.8%. Bioherbigation also caused a significant decrease in broomrape height and dry biomass by 44.5 and 58.6 %, respectively. Our results showed that application of 200 kg ha-1 nitrate ammonium along with the bioherbicide can be a promising strategy to decrease the detrimental impact of broomrape and to increase tomato yield.

    Keywords: Nitrate ammonium, Non-Chemical weed management, Sustainable agriculture
  • M. Najafi, Ghiri *, H. R. Owliaie Pages 15-22

    Zeolite application to clayey soils may change potassium (K) pools distribution and its release rate. To test this hypothesis, two heavy-textured calcareous soils with different mineralogy (smectitic and mixed by XRD) from southern Iran were selected. Experiment was a completely randomized factorial arrangement. Treatments consisted of two soils and two zeolite levels (0 and 5%) and wetting-drying treatment. Soil samples were incubated in 50% of saturation percentage for 90 days. Then, three wetting-drying cycles were done on samples. Different forms of K and K release to 0.01 M CaCl2, HCl and CH3COOH by 12 successive 15 min extractions of soil samples were determined. Zeolite increased the content of different K forms in soil 1 (smectitic), while it increased soluble and exchangeable K and decreased non-exchangeable K in soil 2 (mixed mineralogy). This may be due to the high CEC (189 cmol(+)/kg) and K content (2.13% K2O) of the used zeolite. Wetting-drying cycles increased non-exchangeable K in soil 1 and exchangeable K in zeolite treated soils. CaCl2 extracted more K than HCl and CH3COOH solutions (682, 281 and 292 mg kg-1, respectively) because Ca ions are more efficient than H ions in replacing K from surface sites in the K-bearing minerals. Zeolite and wetting-drying had no effect on K release from soil 1 while they significantly decreased K release rate from soil 2.

    Keywords: K release, Wetting-drying cycles, Zeolite, Calcareous soils
  • M. Rahemi *, N. Navid Pour, S. Sedaghat Pages 23-34

    Determining of chilling and heat requirements of olive cultivars growing in Fars Province is important for the selection of cultivars that will exhibit satisfactory growth and development. The purposes of this study were determining the chilling and heat requirements of olive and comparison of Utah and Positive Utah Chill unit (PCU) models for determining the chilling requirements of olive cultivars. In this regard, chilling requirement of flower buds of ‘Fishomi’, ‘Dezful’, ‘Zard’, ‘Dehghan’ and ‘Shiraz’ cultivars were determined. Cuttings of these cultivars were taken during autumn when the mean temperature fell below 12ºC. Cuttings were kept at 5 ºC for periods of 0, 100, 200, 300, 400, 500, 600, 700, 800, 900, 1000, 1100, 1200, 1300, 1400, 1500, 1600, 1700 and 1800 h. Results indicated that the chilling requirements of ‘Fishomi’, ‘Dezful’, ‘Zard’, ‘Dehghan’ and ‘Shiraz’ were  900, 1000, 900-1000, 1000-1100 and 900 h, respectively. Results also showed that the PCU unit model was more efficient than the Utah for estimating chilling requirements under subtropical field conditions. Heat requirements from the end of dormancy to full bloom stage of these five olive cultivars were estimated as 199.2, 272.1, 245.2, 245.2, 321 growing degree days (GDDs), respectively. It was observed that ‘Fishomi’ had the lowest chilling requirement and ‘Dehghan’ obtained the highest one. Hence, ‘Fishomi’ can be recommended for cultivation in subtropical regions.

    Keywords: Bud break, Cutting, Flower bud, Growing Degree Days
  • M. Abdolahipour, A.A. Kamgar, Haghighi *, A. R. Sepaskhah, S. Zand, Parsa, T. Honar Pages 35-46

    Supplemental irrigation under prolonged drought conditions has a key role in providing water for transpiration of rain-fed fig trees. The effect of different times and amounts of supplemental irrigation at different distances from the tree trunk on quantity and quality of Estahban rain-fed fig production was evaluated during two years. A randomized complete block design with four replications on fig cultivars of Sabz was used to conduct the experiment. Treatments of supplemental irrigation included three different application positions including: close to tree trunks (NT); 1-1.1 m from tree trunk (UT) and outside of tree canopy (OT), using three different quantities of irrigation water as no supplemental irrigation (control), 1000 and 2000 liters irrigation water per tree, and with two different supplemental irrigation times in early spring and mid-summer. Results showed higher soil water content for irrigation during early spring, near tree trunk with 2000 liters irrigation water per tree. Despite the reduction in total soluble solids (TSS), supplemental irrigation improved the yield, size and skin color of fruits compared to the control. In both years, fig yield was higher in NT and OT treatments compared to UT. Irrigation out of canopy produced more fruits with higher quality. A non-significant difference between yields in irrigation water amount treatments during the second year indicated the adequacy of 1000 liters per tree. Application of 1000 liters, out of canopy in mid-summer would be recommended to fulfill marketing goals and sustainable use of regional water resource under drought conditions in rain-fed fig orchards.

    Keywords: Soil water content, Irrigation timing, Yield, Fruit quality, Drought conditions
  • A. Tahmasebi *, H. Hamzeh Zarghani, A. R. Afsharifar, A. Dizadji Pages 47-56

    The occurrence of viral co-infection is a common phenomenon in cultivated and native plant species and can alter the dynamics of virus infection. In this study, disease progress was examined in single and mixed infections of Cucumber mosaic virus (CMV) and Bean yellow mosaic virus (BYMV) by measuring the rate of symptom development, disease severity and area under disease progress curve on infected bean and broad bean. Simultaneous infection of bean to CMV and BYMV caused higher disease severity; however, no significant differences in disease severity were found on broad bean. In this study, a novel statistical approach (Abbott's approach) was used to recognize virus joint action in bean and broad bean hosts. Abbott's approach indicated synergistic effect between CMV and BYMV on bean only while the interaction was antagonistic when growth responses were considered on the same host. In broad bean plants inoculated with CMV+BYMV, CMV and BYMV, the two viruses affected disease severity and growth responses in an additive manner. Taken together, Abbott's approach was an appropriate method to determine synergistic interaction in these pathosystems.

    Keywords: Abbott&#039, s approach, BYMV, CMV, Growth responses, Mixed infection
  • M. Haghighi *, B. Abdolahipour Pages 57-66

    The effect of different nitrogen levels on plant growth, phenol content, antioxidant and Nitrate reductase )NR) activity of cucumber (Cucumis sativus cv. Super) inoculated with mycorrhiza was studied. A factorial experiment based on a completely randomized design (CRD) with 6 replicates was designed. Treatments were three levels of nitrogen (NO3-50, NO3-75 and NO3-100) and two mycorrhiza inocula (1000 spore (AM1), 2000 spore (AM2) and no mycorrhiza treatment (AM0) as the control. Results showed that the root fresh weight increased by mycorrhiza inoculation at all nitrogen levels, while it was unaffected by nitrogen levels and mycorrhiza inoculation. FV/FM was higher in NO3-75 mycorrhizal inoculated plants compared to that of AM0 ones. Antioxidant activity of plants increased due to mycorrhiza symbiosis in nitrogen deficiency treatments, so that AM1 and AM2 increased antioxidant activity in NO3-50 and NO3-75 treatments, respectively, as compared to the AM0 plants. The highest NR activity was observed in the NO3-50 treatment. However, mycorrhiza inoculation decreased NR activity of the plants at all nitrogen levels. Therefore, it can be concluded that mycorrhiza inoculation, especially the 1000 spores treatment (AM1), and a moderate level of NO3 (NO3-75) can be used and these application levels can be very effective for greenhouse cucumber production.

    Keywords: Antioxidant activity, Cucumber, Mycorrhiza inoculation, Nitrogen, Nitrate reductase activity
  • M. Nazari, Fathabad, S. Shahidi, Noghabi * Pages 67-74

    Chemical control is one of the important strategies in agricultural pest management because of easy operation, availability and fast control of pests. On the other hand, the environment has been exposed to various types of pesticides and pollutants which are growing daily. The persistent effects of residual pesticides commonly used cause numerous problems for non-target organisms especially parasitoids and predators. In this research, the effects of pyriproxyfen and imidacloprid on Cheilomenes sexmaculata (F.) (Coleoptera: Coccinellidae) were studied. The eggs of the ladybird beetle were treated with each pesticide in three concentrations by dipping method. Maximum field recommended concentration (MFRC=50 mg/L), 2/1 MFRC (to simulate multiple treatments) and 1/2 MFRC (to test the sublethal effects) were used for pyriproxyfen and 1/1 MFRC (140 mg/L), 1/2 MFRC (70 mg/L) and 1/4 MFRC (35 mg/L) were used for imidacloprid. The highest mortality of the first instar larvae was observed in imidacloprid at MFRC and pyriproxyfen at 2/1 MFRC. Also, maximum influence on fertility was observed at 2/1 MFRC of pyriproxyfen and MFRC of imidacloprid with 55% and 44% reduction compared to the control, respectively. Moreover, pyriproxyfen caused significant retardation on larval development at concentrations higher than 1/2 MFRC. Both insecticides initiated a significant effects on adult eclosion compared to the control and the greatest influence was observed by imidacloprid at 1/1 MFRC with 89% reduction in adult eclosion. Although results revealed that imidacloprid has higher acute toxicity to C. sexmaculata, further results obtained from the analysis of on the life cycle parameters of C. sexmaculata also indicated that pyriproxyfen also had toxic effects on this predator.

    Keywords: Agricultural pest management Cheilomenes sexmaculata Dipping method Imidacloprid pyriproxyfen, Toxicity
  • S. Amanifar *, N. Aliasgharzad, N. Najafi, M. Esteki, Sh. Oustan, S. Bolandnazar Pages 75-86

    Establishment of arbuscular mycorrhizal symbiosis in plant roots can affect plant physiological and morphological characteristics and may induce tolerance to heavy metals in plants grown in polluted soils; therefore, it can play an important role in phytoremediation. In present study, to investigate the effect of mycorrhizae on alfalfa growth and Pb uptake, a factorial experiment was designed with two factor: (1) plants non-inoculated (NM) or inoculated with Rhizophagus intraradices (Ri) or Funeliformis mosseae (Fm) and (2) soil non-contaminated (Pb0) and contaminated with 200 (Pb1), 400 (Pb2) and 600 (Pb3) mg kg-1 Pb2+. All plants were evenly inoculated with Sinorhizobium meliloti. The results showed that at high levels of Pb2+, both fungi compared to the NM controls enhanced root nodulation and phosphorus nutrition. Moreover, the dry weight of shoots, leaf area and chlorophyll index of the leaves were significantly increased in mycorrhizal plants compared to the NM plants. Mycorrhizal dependency increased by four- and three-folds in Ri and Fm plants, respectively, at Pb3 level in comparison with the non-polluted condition (p < 0.05).  Moreover, Pb translocation from root to the shoot was significantly declined at Pb3 level in Ri plants by 1.75-folds as compared with NM plants (p < 0.05). The comparison of the results obtained by principal component analysis demonstrated that R. intraradices symbiosis was more efficient for host plant protection against the phytotoxic effect of Pb. These results highlight the assisting role of AM fungi in protecting plants from metal toxicity and in plant establishment in Pb polluted soils.

    Keywords: arbuscular mycorrhiza, alfalfa, phytoremediation, principal component analysis, translocation index
  • R. Abolghasemi *, M. Haghighi, N. Etemadi, A. Soorni, P. Jafari Pages 87-99

    Spinach is one of the most important green leafy vegetables (Spinacia oleracea L.). The qualitative and quantitative trait of the spinach depends on the weather conditions. Screening the foreign accession compare with Iranian ones is necessary for breeding purposes. In order to study the vegetative characteristics of 44 endemic and foreign accessions, an experiment was conducted in a randomized complete block design (RCBD) with three replications and 18 observations in spring, 2018. Quantitative and qualitative parameters of spinach evaluated based on descriptors investigated by Bioversity International Plant Genetic Resources Institute. In general, the intensity of the green color in the leaf of foreign accessions was higher than of endemic spinach. In this study, the highest yield belonged to “Viroflay” (71.224 ton/ha) among foreign accessions and, “Varamin88” (52.6 ton/ha) among Iranian's accessions had the highest performance. Minimum and maximum yields from 71224 to 8870 (kg/ha) belonged to accessions “Viroflay” and “Virginia savoy blight”. “D’inverno” accession showed the longest period of spring growth (89.66 days) and among the Iranian accession, “Hamadan2” (77 days), “Varamin88” (72 days) and “Varamin Prickly” (69.66 days) showed the longest growth in Isfahan environmental conditions respectively. The highest percentage of female plants was observed in “Monatol” accession. Among the endemic accessions, “Lorestan5” showed the highest female plant percentage. The results of this study showed that Iranian's accessions such as “Kashan”, “Lorestan6” and “Varamin Advanced Prickly” are suitable for mechanical harvesting due to their plant form, leaf and petiole attitude and can be used for plant breeding purposes. According to the cluster analysis, the accessions in this study were divided into two large groups (I, II), which the “Varamin88” placed beside the foreign outstanding accession in cluster I.

    Keywords: Morphologic assessment, Viroflay, Breeding, Yield
  • M. Yousefian, A. Soltani, S. Dastan *, H. Ajamnoroozi Pages 101-109

    The documentation process is very important for identifying yield constraint factors and yield gap. For this purpose, all managing practices were recorded by monitoring of paddy rice fields in Sari region, Iran from 2015 to 2016. Field identifications were undertaken in such a way that they included all the main production procedures with variations in management viewpoints. The results revealed that seed consumption varied from 40 to 95 kg ha-1 and the range of seedling age varied from 20 to 50 days. Planting density was 10 to 66 plants per m2. Nitrogen application by 30% of the farmers ranged from 46 to 83 kg ha-1, and 40% of the farmers applied 83 to 138 kg of nitrogen per hectare. In 73% of the fields, nitrogen was not used after flowering stage. The range of yield varied from 3100 to 5430 kg ha-1, and in 60% of the studied fields, the paddy yield varied from 4205 to 5200 kg ha-1. In the comparative performance analysis (CPA) model, the actual yield and the yield potential were estimated to be 4495 and 6337 kg ha-1, respectively, and the yield gap was 1841 kg ha-1. Among the five variables entered in the model, the effects of potassium application and biological fight were remarkable, which the paddy yield increase by these variables was 709 and 806 kg ha-1, respectively, and equal to 39% and 44% of the total yield variation. Therefore, since the calculated potential yield was achieved through actual data in each paddy field, it seems this yield potential is attainable.

    Keywords: Actual yield, Attainable yield, CPA model, Management factors, Potential yield