فهرست مطالب

پژوهش نامه روانشناسی مثبت - سال پنجم شماره 1 (پیاپی 17، بهار 1398)
  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 17، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • شیرین ایرانی، ماهگل توکلی*، مریم اسماعیلی، علیمحمد فاطمی صفحات 1-16
    پذیرش بیماری، استرس و چگونگی کنار آمدن با آن از عوامل مهم پیش آگهی در بیماری های مزمن و بهزیستی جسمی و روانی مبتلایان می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر پذیرش بیماری و راهبردهای کنار آمدن با استرس در بیماران مبتلا به لوپوس اریتماتوی سیستمیک صورت گرفت . پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری یک ماهه، همراه با گروه کنترل بود. نمونه شامل 16 بیمار لوپوس مراجعه کننده به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان الزهرا در اصفهان بود که بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت8 جلسه درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و گروه کنترل مداخله دریافت نکرد. داده ها از طریق پرسشنامه های پذیرش بیماری مزمن بیچام و فرم کوتاه پرسشنامه راهبردهای کنار آمدن با شرایط پر استرس کالزبیک جمع آوری و با استفاده از تحلیل کروسکال والیس تحلیل گردید. نتایج نشان داد درمان باعث افزایش مشغولیت به انجام کار و فعالیت در حالت بیماری و افزایش استفاده از راهبرد مساله مدار شده ولی تاثیری بر رغبت و تمایل نسبت به تحمل بیماری نداشته است. همچنین درمان در کاهش استفاده از راهبرد هیجان مدار و راهبرد اجتنابی موثر واقع شده است. می توان نتیجه گرفت این درمان با تاثیر بر انعطاف پذیری شناختی بیماران و تنظیم هیجانات، می تواند در پذیرش و کنار آمدن با شرایط بیماری مزمن و کنار آمدن موثرتر با استرس موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، پذیرش بیماری، راهبردهای کنار آمدن با استرس، لوپوس اریتماتوی سیستمیک
  • رضا میرمهدی*، اصغر کامران، کمال مقتدایی، منصوره سلامت صفحات 17-28
    طی سالهای اخیر پژوهش های علت شناسی نقش ابعاد زیستی- روانی- اجتماعی و معنوی را در بروز و تشدید بیماری های قلبی عروقی بیش از پیش مورد تاکید قرار داده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش معنویت و بخشش در علائم روان شناختی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که در آن 96 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان های اصفهان و کلینیک های پزشکی با تشخیص عروق کرونر قلب درسال1396، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه گرایش های معنوی (شریفی و مهرابی)، پرسشنامه بخشش (ورثینگتون، هوک و ویتولیت) وفرم کوتاه پرسشنامه علایم روانشناختی (دورا) استفاده گردید. تحلیل داده ها با روش های آماری پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام انجام شد. نتایج نشان داد بین ابعاد معنویت و علائم روان شناختی همبستگی منفی وجود دارد. در زیر مقیاس های علائم روان شناختی با ابعاد باورهای معنوی، احساس کسب معنویت، خودشکوفایی معنوی و فعالیت های اجتماعی و مذهبی رابطه منفی مشاهده شد. همچنین در زیر مقیاس های علائم روان شناختی با ابعاد گذشت هیجانی و تصمیمی نیز رابطه منفی مشاهده شد. نتایج نشان داد متغیرهای معنویت و بخشش پیش بینی کنندهای معناداری برای کاهش علائم روان شناختی بودند. با الهام از یافته ها می توان ازبرنامه های آموزشی مبتنی بر معنویت و بخشش برای ارتقای سلامت روان در بیماران کرونری قلب بهره برد.
    کلیدواژگان: معنویت، بخشش، علایم روانشناختی، اختلال کرونری قلب
  • تورج سپهوند*، خلیل کرمی صفحات 29-40
    چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی روند تحولی امیدواری و مولفه های آن در کارکنان از 20 تا 60 سالگی بود. بنابراین، پژوهش در قالب یک مطالعه مقطعی و طرح علی-مقایسه ای انجام شد. برای این منظور، از بین کارکنان شرکت توزیع نیروی برق استان مرکزی، 250 نفر در 4 گروه سنی از نیمه اول جوانی تا نیمه دوم میانسالی به صورت در دسترس انتخاب گردید و پرسشنامه امیدواری اشنایدر در مورد آنها اجرا گردید. برای ایجاد تمایز سنی بیشتر بین گروه های مورد بررسی، افراد30، 40 و 50 ساله از بررسی حذف گردید و در نهایت افراد بین20 تا 30 سال (54 نفر)، بین 30 تا 40 سال (52 نفر)، بین 40 تا 50 سال (49 نفر) و بین 50 تا 60 سال (48 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که تفاوت معناداری در ترکیب خطی تفکر مسیر و عاملیت در گروه های مورد بررسی وجود داشت. تحلیل واریانس تک متغیره نیز نشان داد که تنها در تفکر مسیر و نه در تفکر عاملیت بین گروه ها تفاوت معنادار وجود داشت. مقایسه های زوجی کمترین تفاوت معنادار نیز نشان داد که نیمه دوم جوانی و نیمه اول میانسالی بالاترین میزان تفکر مسیر و نیمه دوم میانسالی کمترین میزان آن را دارد. در نتیجه ، تقویت امیدواری و تفکر مسیر در نیمه دوم میانسالی یا سال های پایانی دوران شغلی باید مورد توجه قرار گیرد، و برنامه ها و آموزش های لازم در این زمینه به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: امیدواری، تفکر مسیر، تفکر عاملیت، روند تحولی، کارکنان
  • خیرالنسا نادری، حمید طاهر نشاط دوست*، هوشنگ طالبی صفحات 41-54
    پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزش راهبردهای خودگردانی بر افزایش شادی دانش آموزان صورت گرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، بود. نمونه پژوهش 60 دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه اول بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه شادی آکسفورد بود که دانش آموزان در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند.گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش راهبردهای خودگردانی قرار گرفتند. نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد میانگین نمره شادی گروه آزمایش و گروه کنترل بعد از آموزش متفاوت است. نتیجه آزمون تعقیبی حاکی از این بود که میانگین نمره شادی در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیش آزمون افزایش داشته و همچنین میانگین نمره شادی دختران در مرحله پس آزمون و پیگیری بیشتر از میانگین نمره شادی پسران در همان مراحل بود. نتایج نشان دادند روش آموزش راهبردهای خودگردانی می تواند علاوه بر افزایش میزان شادی دانش آموزان به موفقیت تحصیلی آنها کمک موثری کند .
    کلیدواژگان: راهبردهای خودگردانی، شادی، آموزش.جنسیت
  • مریم بقولی کرمانی، غلامرضا نیک راهان*، معصومه صادقی صفحات 55-70
    بیماری های قلبی مهم ترین عامل مرگ و میر در زمان حال محسوب می شوند. عوامل روان شناختی مثبت مانند شادی با سلامت قلب و عروق مرتبط می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شادی بر سلامت عمومی و پروتئین واکنش دهنده ی سی فوق حساس (hs-CRP) در بیماران کرونری بود. طرح پژوهش حاضر از نوع آزمایشی، با انتخاب تصادفی 50 نفر از جامعه ی آماری بیماران کرونری در دو گروه آزمایش و کنترل توجه انجام گرفت. اندازه گیری ها در مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به انجام رسید. ابزارها شامل پرسشنامه ی سلامت عمومی (28 GHQ) و کیت تشخیص کمی hs-CRP بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس برای اندازه های مکرر استفاده شد. طبق نتایج سلامت عمومی تفاوت معناداری را در دو گروه آزمایش و کنترل توجه در مراحل اندازه گیری نشان داد ولی hs-CRP تغییرات معنا داری نداشت. مداخله شادی بر سلامت عمومی بیماران قلبی موثر بوده و باعث تغییرات در خرده مقیاس های آنها می شود. با توجه به اهمیت سلامت عمومی و خرده مقیاس های آن، یافته های پژوهش حاضر می تواند نتایج کاربردی برای بیماران قلبی و متخصصان در پی داشته باشد.
    کلیدواژگان: آموزش شادی، سلامت عمومی، پروتئین واکنش دهنده ی سی، بیماران کرونری
  • فاطمه ماه آورپور، سمانه اسعدی*، علیرضا بخشایش صفحات 71-88
    هدف این پژوهش، تعیین سیر تحول توانمندی های شخصیتی از دوره بزرگسالی در حال پیدایش تا بزرگسالی میانه در زنان و مردان شهر اصفهان بود. پژوهش در چارچوب پژوهش های تحولی مقطعی و در قالب طرح علی مقایسه ای برنامه ریزی شد. نمونه پژوهشی 340 نفر (170 زن و 170 مرد) در 4 گروه سنی 18 تا 29 ساله، 30 تا 39 ساله، 40 تا 49 ساله و 50 تا 59 ساله بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از سیاهه توانمندی ها و ارزش ها در عمل (پیترسون و سلیگمن، 2003) مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد میزان اکثر توانمندی های شخصیتی با گذر زمان دچار تغییر می شود. به عبارتی خلاقیت، روشن بینی و عشق به یادگیری، صداقت، پشتکار و سرزندگی، هوش اجتماعی، خودتنظیمی، آینده نگری و تواضع، امید، شوخ طبعی و قدرشناسی، انصاف و برابری و شهروندی در گروه سنی 30 تا 39 ساله افزایش یافته اما در گروه 50 تا 59 ساله کاهش یافت. همچنین میان توانمندی های شخصیتی در زنان و مردان تفاوت معنادار بود و زنان میانگین نمرات بالاتری داشتند. یافته ها نشان داد زنان به طورکلی در همه گروه های سنی نمرات بالاتری نسبت به مردان در توانمندی های شخصیتی کسب کردند. نتایج آزمون t مستقل در زنان و مردان نشان داد توانمندی های شخصیتی دلیری، آینده نگری و قضاوت (تفکر انتقادی) در گروه 18 تا 29، خودتنظیمی در گروه 30 تا 39 و دلیری، پشتکار، صداقت، عشق و بخشش در گروه 40 تا 49 ساله از لحاظ آماری معنی دار بود.
    کلیدواژگان: تحول، فضائل و توانمندی های شخصیتی، بزرگسال، بزرگسالی در حال پیدایش، جنسیت
|
  • Shirin Irani, MAHGOL TAVAKOLI *, Maryam Esmaeili, Alimohammad Fatemi Pages 1-16
    Illness acceptance, stress and how to cope with it, are some of the important issues playing a crucial rule in illness prognosis, physical and psychological wellbeing of chronic patients. The aim of this study was to investigate the effectiveness of Mindfulness-based Stress Reduction on illness acceptance and coping strategies in Systematic Lupus Erythematosus patients. This quasi-experimental study was carried out with a pre-test, post-test , and follow-up with the control group. The sample was included 16 Lupus patients who were referred to the Rheumatology clinic of Alzahra hospital in Isfahan.The sample was selected by using the available sampling method and patients were assigned randomly into two groups of experimental and control. The experimental group received 8 sessions of Mindfulness-based Stress Reduction. Control group had not been received the intervention.Chronic Illness Acceptance Questionnaire and the short form of Coping Inventory for Stressful Situations were used to collect data. After the end of intervention, both groups were tested again in post-test and 30 days afterward in follow-up phases. The data were analyzed by using Kruskal–Wallis one-way analysis of variance. The results showed that the intervention was effective in increasing activity engagement but it could not be effective for increasing willingness. The intervention was effective to increase the use of problem-focused coping and decrease the use of emotional-focused coping. The intervention was also successful in decreasing the use of avoidant coping. Overall, Mindfulness-based Stress Reduction can be a beneficial treatment to increase illness acceptance and enhancing coping strategies in patients with Lupus.
    Keywords: Mindfulness-based Stress Reduction, illness acceptance, coping strategies, Systematic Lupus Erythematosus
  • Reza Mirmahdi *, Asghar Kamran, Kamal Moghtadaei, Mansoreh Salamat Pages 17-28
    In recent years, causal studies have emphasized the role of biological, psychosocial, and spiritual dimensions in the emergence and exacerbation of cardiovascular disease. The purpose of this study was to investigate the role of spirituality and forgiveness in psychological symptoms in patients with coronary heart patients. The research method was a study in which 96 patients admitted to the hospitals and clinics of medical diagnosis of coronary heart disease in 1396, were selected by purposive sampling method. To collect information from questionnaires spiritual tendencies (Sharifi, Mehrabi), passed Questionnaire (Worthington, Hook & Witvliet) and a short form of Mental Indications (Dora) was used. Data analysis with statistical methods, Pearson correlation coefficient and stepwise multiple regression analysis to be performed. The results showed that therewas a negative correlation between the dimensions of spirituality and psychological symptoms. Psychological symptom subscales whit spiritual beliefs, a sense of achievement spiritual, and religious self-realization, spiritual and social activities had a significant negative relationship . Symptoms subscales as well as psychological and emotional dimensions of forgiveness decision had a significant negative correlation. Variables spirituality and forgiveness predict a significant role in reducing the symptoms were psychological. The Results can be inspired by spirituality and forgiveness-based training programs for mental health promotion in different patients benefited.
    Keywords: spirituality, forgiveness, psychological symptoms, coronary heart disease
  • Tooraj Sepahvand *, Khalil Karami Pages 29-40
    Abstract The purpose of the present research was investigating developmental trend of hope and its components in employees from 20 to 60 ages. Accordingly, the research was carried out in the form of a cross-sectional study and causal-comparative design. For this purpose, among the employees of Markazi Province Electeric Distribution Company 250 persons in 4 age groups from first half of young-age to second half of middle-age were selected based on convenience sampling, and Snyder Hope Scale performed for them. In order to create more age differentiation between under examination groups, people with 30, 40, and 50 ages were eliminated from examination, and finally persons between 20 to 30 ages (n=54), between 30 to 40 ages (n=52), between 40 to 50 ages (n=49), between 50 to 60 ages (n=48),were examined. The results of Multivariate Analysis of Variance indicated that there was significant difference in the liner composition of pathways and agency thinking of studied groups. Univariate analysis of variance also indicated that there was significant difference between groups only in pathways thinking and not in agency thinking. The pairwise comparisons of least significant differences (LSD) also indicated that second half of young-age and first half of middle-age have highest rate of pathways thinking, and second half of middle-age has lowest rate of it. In conclusion , empowering the hope and pathways thinking in second half of middle-age and terminal years of job period must be paid attention, and be applied necessary programs and educations in this field.
    Keywords: Hope, pathways thinking, agency thinking, developmental trend, employees
  • Kheironnesa Naderi, Hamidtaher Neshatdoost *, Hooshang Talebi Pages 41-54
    The purpose of this study was to investigate the effect of Self-Regulation strategies training on increasing students' happiness. The research method was quasi-experimental. It also utilized pretest-posttest and follow up design with control group. The sample consisted of 60 high school male and female students who were selected by multistage cluster sampling and were randomly assigned to experimental and control groups. The research instrument was Oxford happiness questionnaire which the students completed in three stages: pre-test, post-test, and follow-up. The experimental group received 8 sessions of 45 minutes Self-Regulation strategies training. The results of ANOVA with repeated measures showed that the differences between mean score of happiness of the experimental group and the control group after training was significant (p≤0.01). The results of the post hoc test showed that the mean score of happiness in the post-test and follow-up stages was higher than the pre-test and the mean score of girls’ happiness in the post-test and follow-up stages was higher than boys in the same stages. According to these results, it is concluded that training Self-Regulation strategies can be effective in enhancing students' academic achievement.
    Keywords: Methods Learning, self-regulation, Happiness.gender
  • Maryam Baghooli Kermani, Gholamreza Nikrahan *, Masoumeh Sadeghi Pages 55-70
    Cardiovascular diseases are the most important cause of mortality in the present. Positive psychological states related to positive outcomes for cardiovascular health. The aim of this study was to investigate the effect of happiness training on general health and hypersensitivity C-reactive protein (hs-CRP) in coronary patients. The present study was a randomized design with a random sampling of 50 subjects from the statistical population of the coronary arteries in two groups of experimental and attention control. Measurements were performed in the pre-test, post-test and follow-up stages. Instruments included the General Health Questionnaire (GHQ28) and the hs-CRP quantitative detection kit. Data were analyzed using, analysis of variance for repeated measures was used. According to the results, general health outcomes, there were significant difference between two groups in measurement stages, but hs-CRP had no significant changes. Happiness intervention is effective on the general health of the cardiac patients and could lead to changes in subscales of this variable. Considering the importance of general health and its subscales, the findings of the present study can lead applicable implications for cardiac patients and specialists.
    Keywords: Happening Training, general health, C-reactive Protein, Coronary Patients
  • Fateme Mahavarpoor, Samane Asadi *, Ali Reza Bakhshayesh Pages 71-88
    Development of changes in virtues and character strengths in Adulthood: Regarding gender differencesAbstractThe purpose of this study was investigating development of virtues and character strengths in adults during emerging adulthood through middle adulthood in women and men of Isfahan. Research was planned in the framework of cross-sectional research in the form of a comparative causal research design. Using available sampling method a sample of 340 (170 females and 170 males) was selected from four age groups (18-29, 30-39, 40- 49 and 50-59 year-olds) and completed the Valuse In Action Inventory of Strengths(Peterson and Seligman, 2003). Findings revealed that the majority of character strengths changed over time. In terms of creativity, perspective and love of learning, honesty, perseverance and zest, social intelligence, self-regulation, prudence and humility, hope, humor and gratitude, fairness and citizenship increased in the age group of 30-39, but decreased in the 50-59 year olds. Also, there was a significant difference between men and women; women had higher mean scores. The results showed that in all character strengths, women of all age groups scored higher than men. Independent t-test results showed that courageous, prosperity and judgment (critical thinking) were significant in 18-29 year olds, self-regulation in 30 to 39 year olds, bravery, perseverance, honesty, love and forgiveness in 40-49year olds.
    Keywords: Development, virtues, personality character strengths, adulthood, emerging adulthood, gender