فهرست مطالب

دانش حسابرسی - سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ساسان مهرانی، یحیی حساس یگانه، محمد ابویی اردکان، حمیدرضا گنجی* صفحات 5-38

    این مقاله به بررسی تردید حرفه ای از دیدگاه های مختلف ناشی از تعاملات اجتماعی و روابط بین حسابرس و صاحبکار در زمینه حسابرسی می پردازد. در این زمینه مواردی از جمله؛ آنچه که تردید حرفه ای را شکل می دهد؛ چگونگی بکارگیری آن توسط حسابرسان مستقل در خصوص صاحبکاران گوناگون؛ اینکه چگونه آن دیدگاه ها بین حسابرسان متفاوت می باشد؛ و چگونه حسابرسان مختلف در مورد آن قضاوت می کنند، مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت مدلی برای تردید حرفه ای حسابرسی با توجه به حرفه ای حسابرسی در ایران ارائه می نماید. با در نظر گرفتن رویکرد کیفی تحقیق و با استفاده از رهیافت نظریه مبنایی بر اساس 28 مصاحبه عمیقی که در سال 1395 و 1396 با مشارکت کنندگان اصلی حسابرسی یعنی حسابرسان مستقل در سطوح مختلف نظیر شریک، مدیر، سرپرست ارشد، سرپرست از بین موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی و سازمان حسابرسی انجام شد، داده های پژوهش جمع آوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مقوله های کلان، مقوله های اصلی و مفاهیم استخراج و نهایتا مدل تحقیق ارائه گردید. مهمترین دستاورد این تحقیق را می توان دستیابی به مدل پارادایمی از تردید حرفه ای حسابرس دانست و مولفه های مدل پارادایمی استخراج شده از پژوهش حاضر شامل 25 مقوله، 80 مفهوم از یکپارچگی و جامعیت نسبی برخوردار است و مدل تردید حرفه ای در حسابرسی در سطوح و ابعاد مختلف مورد بحث قرار گرفته است که بر اساس نظر خبرگان نیز مورد بررسی قرار و تایید گرفت. ضمن اینکه براساس یافته های پژوهش، داشتن «شک مبتنی بر گمان» به عنوان هسته اساسی تردید حرفه ای در حسابرسی، مهمترین یافته است.

    کلیدواژگان: تردید حرفه ای، حسابرسی، رویکرد کیفی، نظریه مبنایی
  • جعفر باباجانی*، وجه الله قربانی زاده، پیمان ایمان زاده صفحات 39-58

    در سال های اخیر، تقاضا برای گسترش حوزه های مسئولیت و رسیدگی حسابرسی عملکرد گسترش یافته است و تقاضای بالقوه ای درباره رسیدگی و ارزیابی سایر موارد از قبیل، اخلاق سازمانی، حفظ محیط زیست، ایفای مسئولیت اجتماعی و... نیز مطرح شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگویی برای استقرار نظام حسابرسی عملکرد در نهادهای بخش عمومی ایران است. به منظور دستیابی به هدف یاد شده، ابتدا مبانی نظری و پیشینه پژوهش های مربوط به حسابرسی عملکرد نهادهای بخش عمومی کشورهای توسعه یافته استخراج و قوانین و مقررات مربوط مطالعه و ابعاد، مولفه ها و شاخص های الگوی حسابرسی عملکرد تعیین گردید، سپس از طریق نظرخواهی از خبرگان همراه با به کارگیری روش دلفی فازی اجماع نظر عمومی آن ها کسب شد. پس ازآن به منظور تعیین رتبه بندی شاخص های مورد تایید خبرگان از آزمون فریدمن استفاده گردید تا مشخص شود که هریک از شاخص های مربوط به هر مولفه چه مرتبه ای را به خود نسبت می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که از 21 مولفه و 54 شاخص حسابرسی عملکرد مستخرج از مبانی نظری و پژوهش های انجام شده، تعداد 20 مولفه و 46 شاخص اجماع عمومی گروه دلفی را کسب نموده اند. طبق نتایج بعد فرهنگ سازی و مولفه حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیشترین وزن و اجماع را در ارتباط با اجرای بهینه حسابرسی عملکرد و افزایش ارزش افزوده آن دارند.

    کلیدواژگان: حسابرسی عملکرد، بخش عمومی، پاسخگویی عملیاتی، روش دلفی-فازی
  • افشین نخبه فلاح*، غلامرضا کردستانی، نظام الدین رحیمیان، جواد رضازاده صفحات 59-85

    ارزیابی صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی منابع بکار گرفته شده در برنامه ها، فعالیت ها، پروژه ها، عملیات و سیستم های مدیریتی و نیز ارزیابی پیامدهای محیطی، عدالت اجتماعی و اخلاق حرفه ای تصمیمات مدیریت، مبنایی برای انجام اقدامات اصلاحی فراهم می سازد و موجب بهبود پاسخگویی عملیاتی و شفافیت می شود. پژوهش حاضر به بررسی اطلاعات افشا شده در گزارش های حسابرسی عملکرد ارائه شده توسط سازمان حسابرسی طی برنامه پنجساله پنجم و ششم توسعه از سال 1390 تا سال 1397 می پردازد. در این پژوهش برای بررسی موارد افشا شده در گزارش های حسابرسی عملکرد از روش تحلیل محتوا استفاده شده و یافته های مشترک این گزارش ها در قالب اجزای کنترل های داخلی بر اساس چارچوب کوزو تقسیم بندی گردیده است همچنین یافته های مرتبط با صنایع نفت، آب و برق، بانکها و شرکت های بیمه نیز به صورت جداگانه تحلیل شده است. تحلیل یافته های گزارش های حسابرسی عملکرد نشان می دهد اقدامات اصلاحی قابل توجهی باید در سازمان های بخش عمومی صورت گیرد تا فاصله بین آنچه از مصرف منابع عمومی عاید می شود و آنچه باید بدست آید کاهش یافته و بهره وری، پاسخگویی و شفافیت افزایش یابد. این تحقیق به توسعه ادبیات حسابرسی عملکرد، شناخت حوزه های حسابرسی عملکرد و درک بهتر محتوای گزارش ها کمک می کند.

    کلیدواژگان: حسابرسی عملکرد، محتوای گزارش حسابرسی عملکرد، کنترل های داخلی
  • فرزین رضایی*، ثریا ویسی حصار، فرشین قندچی صفحات 87-126

    هدف اصلی این پژوهش، رابطه بین حق الزحمه حسابرسی با فرصت های رشد و بازده غیرعادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. فرضیه های پژوهش بر مبنای 73 شرکت طی دوره 8 ساله از سال 1388 لغایت 1395 و با استفاده از الگوی رگرسیونی چندمتغیره، مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که بین حق الزحمه حسابرسی و فرصت های رشد شرکت ها رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، این ارتباط غیرخطی می باشد. علاوه بر این، بین حق الزحمه حسابرسی سازمان حسابرسی و موسسه مفید راهبر و فرصت های رشد شرکت ها رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، این ارتباط نیز غیرخطی می باشد. در نهایت، نتایج نشان داد که بین حق الزحمه حسابرسی و بازده غیرعادی شرکت ها رابطه معناداری وجود ندارد. به منظور بررسی بیشتر نتایج، یکبار نیز الگوهای اصلی پژوهش با ورود متغیر مجازی نوع حسابرس به الگوها برآورد شدند که یافته ها غیر از "تایید ارتباط غیرخطی بین حق الزحمه حسابرسی و بازده غیرعادی شرکت ها"، نتایج مشابهی را نشان داد. نتایج بیانگر این است که اعتبار دادن به گزارش های مالی شرکت های دارای فرصت های رشد، نیازمند حسابرسی است که دارای اعتبار بالایی از منظر استفاده کنندگان صورت های مالی باشد.

    کلیدواژگان: حق الزحمه حسابرسی، فرصت های رشد، بازده غیرعادی، سازمان حسابرسی و موسسه مفید راهبر، سایر موسسات حسابرسی
  • کیومرث داودی*، حسین ایزدی، سینا خردیار صفحات 127-145

    بدون ابزار نظارتی مناسب، نمی توان کیفیت دستگاه های دولتی را سنجید. تمام دستگاه های اجرایی نیازمند سنجش تاثیر رویدادهای مختلف بر منابع تحت کنترل خود هستند. از طرفی برای تحقق پاسخگویی مدیران و شفافیت و برقراری انضباط مالی و مبارزه با فساد ضرورت دارد تا اجرای حسابرسی عملکرد در دستگاه های اجرایی استقرار یابد لذا در این تحقیق ارتباط بین پاسخگویی و حسابرسی عملکرد مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از جهت روش استنتاج، تحلیلی و از جهت طرح پژوهش، از نوع پیمایشی می باشد که برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق مدیران وزارتخانه های کشور می باشد. که به کمک آماره کوکران و در سطح خطای 1% و اطمینان 95% تعداد 210 مورد نمونه آماری در نظر گرفته شده است. همچنین در این پژوهش به منظور تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده می شود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که به نظر مدیران دولتی، اجرای حسابرسی عملکرد بر متغیرهای پاسخگویی (تعهد، تکریم، شفافیت، کنترل پذیری) تاثیر مثبت و معناداری داشته است به نحوی که در سطح اطمینان 95 درصد کلیه فرضیه های پژوهش پذیرفته شدند.

    کلیدواژگان: حسابرسی عملکرد، بخش عمومی، تعهد پاسخگویی، تکریم پاسخگویی، شفافیت پاسخگویی، کنترل پذیری پاسخگویی
  • مجید گلدوست، قدرت الله طالب نیا*، علی اسماعیل زاده مقری، فریدون رهنمای رودپشتی، رمضانعلی رویایی صفحات 147-168

    تصمیم به افشا یا سکوت در قبال یک تخلف مالی در سازمان که فرد شاغل در حرفه حسابداری شاهد آن بوده یک تنگنای اخلاقی است. این مسئله به ادراک و قضاوت اخلاقی حسابدار نسبت به هشداردهی بستگی خواهد داشت. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین ادارک اخلاقی و قضاوت اخلاقی حسابداران شاغل در بخش عمومی نسبت به هشداردهی تخلفات مالی با تاکید بر نقش هوش اخلاقی است. بدین منظور در یک پلات فرم مبتنی بر وب، سوالاتی در قالب پرسشنامه استاندارد و سناریو محقق ساخته با توجه به محیط حسابداری بخش عمومی در اختیار شاغلان حرفه در بخش عمومی استان گیلان قرار گرفت. اطلاعات گردآوری شده از مجموع 273 پرسشنامه تکمیل شده با استفاده از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (نسل دوم)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از مدل نهایی، بیانگر آن است که ادراک اخلاقی دارای رابطه مستقیم با قضاوت اخلاقی نسبت به انواع هشداردهی مورد بررسی در این تحقیق نمی باشد لیکن هوش اخلاقی این رابطه را تا حد قابل ملاحظه ای تعدیل می کند. علاوه برآن قضاوت اخلاقی بر انواع هشداردهی ها تاثیر قابل توجه داشته و هوش اخلاقی نیز می تواند نقش تعدیل گری مثبت در این بین ایفا نماید.

    کلیدواژگان: هشداردهی، تصمیم گیری اخلاقی، هوش اخلاقی، افشاگری تخلفات مالی
  • نوید جوادی، احمد یعقوب نژاد*، فریدون رهنمای رودپشتی، بهمن بنی مهد صفحات 169-194

    هدف این پژوهش بررسی رابطه سطح رقابت موسسات حسابرسی و حق الزحمه غیر نرمال حسابرسی است. این پژوهش از لحاظ نظری، جزء تحقیقات اثباتی حسابداری و از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی به حساب می آید.  در این راستا بر اساس معیارهای مشخص شده، با استفاده از روش غربالگری 120 شرکت از بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به عنوان جامعه آماری مورد مطالعه، برای بازه زمانی 1392 تا 1396  انتخاب و فرضیه های پژوهش بین آنها مورد آزمون قرار گرفت. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از مدل بومی سازی شده دیوش شارما استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه پژوهش نشان می دهد، رابطه معناداری بین سطح رقابت موسسات حسابرسی با حق الزحمه حسابرسی غیر نرمال وجود دارد . به عبارت دیگر، با افزایش سطح رقابت موسسات حسابرسی، حق الزحمه حسابرسی غیر نرمال نیز افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: سطح رقابت موسسات حسابرسی، حق الزحمه حسابرسی، حق الزحمه غیر نرمال حسابرسی
  • آرش درخشانمهر، سعید جبارزاده کنگرلویی*، جمال بحری ثالث، حسن قلاوندی صفحات 195-230

    اخلاقیات از جمله عوامل تاثیر گذار بر رفتار کارکنان در محیط کار می باشد، به همین علت امروزه توجه به اخلاقیات در محیط کار از اهمیت به سزایی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی روابط مولفه های اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی و مسوولیت اجتماعی با عملکرد حسابرسان مستقل می باشد. پژوهش حاضر بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. این پژوهش در سال 1396 انجام شده و جامعه آماری آن، کلیه حسابرسان مستقل شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشد، که از این تعداد 239 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های این پژوهش از طریق پرسشنامه های "بومی سازی شده" اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی، مسئولیتهای اجتماعی و عملکرد شغلی، جمع آوری شده و  در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفته اند. برای تائید روایی  پرسشنامه ها  از نظرات خبرگان حرفه، آزمون روایی محتوا و تحلیل عاملی تائیدی استفاده شده که نتایج حاکی از تائید پرسشنامه های مورد استفاده می باشد. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، نشان دهنده توان پیش بینی عملکرد حسابرسان مستقل از طریق مولفه های اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی و مسئولیتهای اجتماعی می باشد. همچنین نتایج نشان می دهد که رابطه بین اخلاق حرفه ای و عملکرد حسابرسان مستقل، از طریق رهبری اخلاقی و مسئولیتهای اجتماعی، میانجی گری می شود. در نهایت لازم به ذکر است نتایج این پژوهش با چند آزمون حساسیت پشتیبانی شده است.

    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی، مسئولیتهای اجتماعی، عملکرد حسابرسان مستقل
  • محمدحسین پاکساز، محمدرضا عبدلی* صفحات 231-272

    هدف این پژوهش طراحی مدل تفسیری-ساختاری (ISM) عوامل موثر بر بهبود کنترل های داخلی شرکت ها مبتنی بر رویکرد فراترکیب می باشد. در این پژوهش تعداد 12 نفر از متخصصان رشته حسابداری که همگی عضو هیات علمی دانشگاه بودند، در دو بخش تحلیل فراترکیب و تحلیل ساختاری-تفسیری مشارکت نمودند. این پژوهش در بازه زمانی شهریور ماه 1396 تا مهر 1397 به طول انجامید. روش پژوهش براساس نتیجه جزء پژوهش های کاربردی است و بر مبنای نوع داده جزء پژوهش های کیفی محسوب می شود. نتایج نشان داد در بخش فراترکیب بیش از 69 منبع مورد بررسی قرار گرفتند، که در نهایت 48 مقاله براساس سه معیار عنوان، محتوا و چکیده وارد مرحله ارزیابی انتقادی شدند که نتیجه ی آن شناسایی 3 مولفه اصلی تحت عنوان مکانیزم نظارتی کنترل داخلی، مکانیزم کیفی کنترل داخلی و مکانیزم ارزیابی کنترل داخلی بود که در قالب 16 مولفه فرعی از طریق تحلیل دلفی مورد بررسی قرار گرفتند. در تحلیل دلفی 6 مولفه فرعی در قالب دو مرحله تحلیلی حذف شدند و در نهایت 10 مولفه فرعی بهبود کیفیت کنترل داخلی براساس تحلیل ساختاری-تفسیری با استفاده از ماتریس دستیابی و خودتعاملی تحلیل شدند و در نهایت الگوی 8 سطحی از مولفه های تاثیرگذار بر بهبود کیفیت کنترل داخلی شرکت های بورسی ارائه شده، که براساس نتایج این بخش مشخص گردید، مولفه استقلال هیات مدیره به عنوان مولفه فرعی مکانیزم های نظارتی کنترل داخلی، با اهمیت ترین معیار در این رابطه می باشد و در سطح دوم معیار منشور اخلاقی حسابرسی داخلی قرار گرفت. در واقع نتایج نشان داد، وجود معیارهای نظارتی و کیفی در لایه های اولیه می تواند به معیارهای ارزیابی کنترل داخلی در لایه های و سطوح بالاتر به منظور افشای بهتر اطلاعات و عملکردهای داخلی کمک نماید.

    کلیدواژگان: کنترل داخلی، مکانیزم های نظارتی، مکانیزم های کیفی، مکانیزم های ارزیابی، تحلیل تفسیری-ساختاری (ISM)، تحلیل فراترکیب
  • عباس رضایی، عطاالله محمدی ملقرنی* صفحات 273-300

    هدف این پژوهش شناسایی و تدوین استراتژی مناسب برای حسابرسی دیوان محاسبات بر اساس ترکیب مدلهای SWOT-DANP-TOPSIS می باشد. روش این پژوهش براساس هدف کاربردی و براساس ماهیت یک پژوهش توصیفی و ازمنظرفرآیند اجرا یک پژوهش کمی می باشد. دراین پژوهش، از رویکرد تحقیق درعملیات استفاده شده است؛ لذا جامعه مورد بررسی راخبرگان و تعداد نمونه 16 نفر، روش نمونه گیری هدفمند و قلمرو زمانی 1397می باشد.برای جمع آوری داده های پژوهش ازمصاحبه و پرسشنامه و ازتکنیک DEMATEL وANP برای اولویت بندی شاخص های عواملSWOT و در نهایت از روشTOPSISبرای اولویت بندی استراتژی ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهدمعیارنقاط ضعف ازبیشترین اهمیت ازمیان معیارهای اصلی و شاخص تغییرات سریع،عدم شفافیت،رسوب قوانین ومقررات کشور ازبیشترین اهمیت در میان زیرمعیارهای موجود برخوردار است.براساس تکنیک تاپسیس استراتژی رقابتی (ST) یعنی استفاده از نقاط قوت و غلبه بر تهدیدات  ازبیشترین اهمیت در میان تمامی استراتژی های حسابرسی موجود برخوردار است.نتیجه اینکه لازمه افزایش کیفیت حسابرسی دیوان محاسبات کشور اصلاح و شفاف سازی و منطقی کردن قوانین و رویه های نظارتی همراه با بکارگیری فناوری های نوین و نیروی انسانی کارآمد و برقراری نظام پرداخت و قدردانی مناسب می باشد.

    کلیدواژگان: تدوین استراتژی، حسابرسی دیوان محاسبات، تکنیک سوات(SWOT)، تکینک فرایند تحلیل شبکه ای ودیمتل(DANP)، تکنیکTOPSIS
  • نوید شکری بناب، عسگر پاک مرام* صفحات 301-322

    سرمایه گذاران به اطلاعات معتبر، به موقع و قابل فهم، در قالب هائی که به راحتی قابل تجزیه و تحلیل باشد نیاز دارند. بنابراین تهیه اطلاعات مفید و قابل اتکاء جهت ارزیابی نظامهای حسابداری و گزارشگری مالی، نقش عمده و اساسی دارد و باعث مطلوبیت و سودمندی نظامهای حسابداری می شود. چرا که مقوله شفافیت گزارشگری مالی در سالهای اخیر نمود بیشتری پیدا کرده است و این اهمیت، باعث گردیده که موضوع شفافیت صورتهای مالی، بعنوان یک پدیده مورد لزوم، سهم بیشتری را بخود اختصاص دهد. پژوهش حاضر به دنبال ارایه مدل عوامل موثر بر شفافیت صورتهای مالی با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی در شرکت برق منطقه ای آذربایجان شرقی است. جامعه آماری این پژوهش کارکنان رسمی و پیمانی شرکت توزیع برق منطقه ای آذربایجان می باشد که نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران، 219 نفر بدست آمد. روش پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی و اکتشافی است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به بررسی پیشینه پژوهش پرداخته و سپس، اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. برای پاسخ به سوالات پژوهش از، تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی و آزمون فریدمن از نرم افزار های LISREL و SPSS 17 استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که عوامل موثر بر شفافیت صورتهای مالی در شرکت برق منطقه ای آذربایجان، عبارت اند از: عوامل فردی، عوامل قوانین و استانداردهای سازمان، عوامل سازمانی، عوامل نگرش کارکنان و  عوامل توانمند ساز.

    کلیدواژگان: شفافیت، صورت های مالی، شرکت برق
  • فاطمه ژولانژاد*، وحید بخردی نسب صفحات 323-355

    در دهه های اخیر، تنظیم کننده های موجود در سراسر جهان به صورت وسیعی مقررات تضمینی سخت گیرانه ای را برای گزارش های میان دوره ای، وضع نموده اند. در بسیاری از کشورها، شرکت ها باید صورت های مالی میان دوره ای خود را تحت بررسی حسابرس مستقل قرار دهند. البته شواهد اندکی در خصوص مطلوب بودن تضمین حسابرس برای صورت های مالی میان دوره ای، وجود دارد. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی محتوای اطلاعاتی صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی شده نسبت به صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی نشده، با توجه به اهداف مندرج در استاندارد شماره 22 با تمرکز بر پر کردن شکاف موجود است و بررسی می کند که آیا سرمایه گذاران به بررسی صورت های مالی میان دوره ای توجه دارند یا خیر. به این منظور، گزارش های مالی میان دوره ای 158 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال 1384 تا 1394 مطالعه گردید. شواهد نشان می دهد ارائه صورت های مالی میان دوره ای که با هدف گزارشگری بهنگام تر اطلاعات انجام می شود، می تواند به شفافیت بیشتر بازار سرمایه منجر شود. به عبارتی با بکارگیری موقعیتی که در آن شرکت ها می توانند به صورت داوطلبانه صورت های مالی خود را حسابرسی نمایند، می توان دریافت که انتشار صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی شده باعث نوسانات غیر عادی بازده سهام و همچنین حجم غیر عادی معاملات بیشتر از حالت انتشار صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی نشده، می گردد. تحلیل های بیشتر نشان می دهند که افزایش محتوای اطلاعاتی تا حد زیادی منجر به پدیده علامت دهی بازار نسبت به صورت های مالی حسابرسی شده نسبت به افزایش کیفیت سود می شود. همچنین نتایج دیگر پژوهش نشان می دهد که صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی شده، به طور متوسط، باعث نوسانات غیرعادی بیشتری در بازده سهام و همچنین حجم غیرعادی معاملات سهام بیشتری از صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی نشده، می شوند. از طرفی رابطه معکوس بین وجوه نقد عملیاتی صورت های مالی میان دوره ای حسابرسی شده با اقلام تعهدی اختیاری مشاهده شد که نشان می دهد که دخالت حسابرسان مستقل در طول سال مالی می تواند سبب افزایش کیفیت سود گردد و همچنین محتوای اطلاعات این صورت ها را بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: گزارشگری مالی میان دوره ای، محتوای اطلاعاتی، نوسانات غیرعادی بازده سهام، حجم غیرعادی معاملات سهام