فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 29 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • قادر احمدی، اصغر عبدینی، میثم ساکت حسنلویی* صفحات 5-24

    امروزه به دلیل افزایش جمعیت، گسترش روزافزون شهرنشینی و افزایش سطح پیچیدگی نیازهای بشری، ضروری است توزیع امکانات شهری جهت بهره مندی شهروندان از نیازهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و... بصورت عادلانه و هماهنگ صورت گیرد تا شرایط متناسب و متعادل برای زندگی سالم همه افراد جامعه فراهم گردد. توسعه پایدار شهری، برقراری حالت توازن، تعادل و یکپارچگی در میان پراکنش جمعیت و توزیع خدمات و تسهیلات شهری در ابعاد مختلف توسعه است که هدف اصلی آن تامین رفاه و آسایش و ارتقاء و بهبود سطح کمی و کیفی زندگی انسان است. عدم تعادل در ساختار فضایی-کالبدی مناطق یکی از رویدادهای اساسی کشورهای در حال توسعه محسوب می گردد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از تکنیک های توسعه یافتگی موریس (Morris) و شاخص ترکیبی توسعه انسانی (HDI)، سعی در سنجش سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان آذربایجان غربی بر اساس میزان برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی (تعداد 17 متغیر) و ارائه پیشنهاداتی جهت کاهش نابرابری ها و شکاف های موجود در منطقه می باشد. شیوه گردآوری اطلاعات از مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و با استفاده از داده های سالنامه آماری و دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان آذربایجان غربی در سال 1396 و سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 اتخاذ گردیده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده عدم تجانس و ناهماهنگی در سطح توسعه یافتگی و نحوه توزیع متعادل امکانات و تسهیلات بهداشتی و درمانی بر اساس فاکتور جمعیت در برخی از شهرستان ها می باشد. یافته های پژوهش بیانگر این است که  شهرستان ارومیه در میان سایر شهرستان ها بالاترین سطح توسعه یافتگی را به خود اختصاص داده است. همچنین شهرستان های خوی، میاندوآب، مهاباد، بوکان، سلماس، سردشت و نقده در رده های بعدی توسعه قرار دارند. شهرستان چایپاره نیز در پایین ترین سطح توسعه استان جای گرفته است. در نهایت جهت افزایش سطح تعادل و حذف نابرابری های توسعه یافتگی به ارائه پیشنهاداتی پرداخته می شود.

    کلیدواژگان: توسعه یافتگی، بهداشت و درمان، آذربایجان غربی، شهرستان، موریس، شاخص توسعه انسانی
  • علی اکبر عنابستانی*، زهرا مظفری، علی پیوند صفحات 25-38

    مبنای سنجش کیفیت محیط روستاهای گردشگری، معیار رضایتمندی از شاخص های کیفیت محیط از دیدگاه روستاییان و کارشناسان است. این تحقیق از نوع کاربردی و روش انجام آن توصیفی  - تحلیلی است. به منظورگردآوری داده های مورد نیاز از دو روش اسنادی و میدانی (ابزار پرسشنامه)  استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل شاخص های کیفی نشان می دهند که در مجموع از میان 7 شاخص، مقدار 6 شاخص(بصری و جاذبه های گردشگری، زیست محیطی، بافت و شبکه های ارتباطی، محیط اجتماعی و پویایی محیط) بالاتر از اندازه میانگین بوده است و معادل کیفیت نسبتا مطلوب ارزیابی می شود و شاخص (عملکردی - ساختاری،) از اندازه میانگین کمتر بوده و وضعیت مناسبی ندارد. همچنین اولویت بندی روستاهای هدف گردشگری دهستان فضل با استفاده از تکنیک ارزیابی تولید وزنی تجمعی (WASPAS)نشان می دهد محیط گردشگری بوژان و سمرقند در تمام ارزیابی ها وضعیت مناسبی را به خود اختصاص داده اند و در آخرین مرتبه روستای غار و روی قرار دارند. بنابراین، توسعه نماگر های عملکردی - ساختاری مانند امکانات و تسهیلات اقامتی، پذیرایی، خدمات مالی، خدمات فروشگاهی و... می تواند نقش مهمی در بالابردن مطلوبت کیفیت محیط و امکان رقابت با دیگر مکان های گردشگری و جذب گردشگران داشته باشند و زمینه توسعه پایدار منطقه را فراهم کنند.

    کلیدواژگان: تحلیل فضایی، ساکنان محلی، کیفیت محیط، گردشگری روستایی، WASPAS، دهستان فضل
  • اسدالله دیوسالار، سید قاسم کیانژاد تجنکی*، محمد عبدی بورا، مهدی خداداد صفحات 39-50

    شکل شهری بیانگر نحوه توزیع فضایی فعالیت ها در مناطق شهری می باشد. با توجه به تاثیرپذیری شکل شهری از مسائل مدیریتی و خصوصیات محیطی ، اقتصادی و اجتماعی جوامع ، سنجش ساخت و شکل شهر بابل می تواند یکی از عوامل تاثیرگذار در موفقیت برنامه ریزان شهری در مازندران و شهر بابل محسوب شود. رویکرد پژوهش به لحاظ هدف پژوهش توسعه ای می باشد. داده های پایه اغلب از طرح های توسعه شهری بابل استخراج شدند. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های مختلف، شکل شهری در شش منطقه شهر بابل انجام شد. تحلیل ها نشان داد که در مناطق با الگوی کاربری منظم تر (مناطق شمال و غرب) فشردگی و تراکم ناخالص شهری بیشتر است و اختلاف بارزی از حیث شاخصهای سنجش شکل شهری بخصوص فشردگی و پیچیدگی بین مناطق شهری بابل مشاهده نشد. تحلیل های همبستگی نیز را بطه قوی را میان بیشتر شاخص های فضایی نشان می دهد. در مجموع عواملی نظیر نقش غالب شهری (تجاری و دانشگاهی و بخصوص بازار)، ترکیب کاربری ها، مالکیت ، عدم اجرای دقیق ضوابط و آئین نامه های شهرسازی ، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری در حوزه کالبدی سبب ایجاد نوعی آشفتگی در بخش اعظم بافت شهری بابل شده شده اند و با توجه به روند پرشتابی که توسط ساخت و سازهای بی رویه ی عمودی و تقاضای روزافزون تراکم مازاد در پیش گرفته شد ، نشانه ای هایی از انحراف در ماهیت اصلی فرم جدید آنها دیده می شود.

    کلیدواژگان: بلوک شهری، شکل شهری، فشردگی، نسبت فضای باز، شهر بابل
  • محمد مهدی سروش، سنبل حاتمی* صفحات 51-64

    این مقاله به بررسی وضعیت خوابگاه های دانشجویی، به عنوان سکونتگاه موقت طبق مولفه های سکنی گزینی در پدیدارشناسانه و معماری اسلامی می پردازد. در گام نخست، با مطالعه و گردآوری مقالاتی با موضوعات و اهداف مربوط به سکنی گزینی و بررسی ساختار اقامتگاه های دانشجویی پرداخته شده؛ چرا که در معماری سنتی ایران وجود بناهای ارزنده ایی همچون مسجد- مدرسه آقابزرگ و دیگر بناهای به جامانده از گذشته، سکنی گزینی طلاب در مکتب خانه ها را برای مدتهای طولانی به دور از خانواده تایید می کند. گام دوم مورد مطالاتی، با مولفه هایی سکنی گزینی و اقامتگاه های موقت به دست آمد، از تحلیل محتوا مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. هدف تحقیق بررسی وضع موجود خوابگاه های دانشجویی دانشگاه آزاد همدان است و با کمک دانشجویانی که در خوابگاه ها اقامت دارند، مشکلات شناسایی شده است. برای این منظور، پرسشنامه ایی با هدف بررسی وضع موجود و با در نظر گرفتن مولفه های مذکور تهیه و میان دانشجویان به اشتراک گذاشته شد؛ و سپس نتایج حاصل با روش معادلات ساختاری تحلیل شده است. روش تحقیق پژوهش کمی - کیفی و تحلیل محتوا بوده و با استفاده از نرم افزار SmartPLS تحلیل شده است.

    کلیدواژگان: سکنی گزینی، اقامتگاه موقت، پدیدارشناسی، معماری اسلامی، خوابگاه دانشجویی
  • غزال رهسپارطلوعی*، فرح حبیب، زهرالسادات زرآبادی صفحات 65-76

    در قرن بیست و یک شهرها با آشفتگی های بسیاری روبرو هستند. مدل شکوفایی شهری که در سال 2012 توسط برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد معرفی شد، یک رویکرد تازه به رونق شهری و پایداری پیشنهاد می کند و به دنبال راه حلی اساسی برای بهبود کیفیت زندگی است. این مقاله بر اساس مدل توسعه یافته شاخص شکوفایی شهری CPI-QL)) که به ایجاد الگویی بومی برای توسعه و ارتقای کیفیت زندگی در شهر ها می انجامد، به سنجش کیفیت زندگی در محله نارمک تهران می پردازد. مدل پیشنهادی می تواند در تحقق توسعه شهری پایدار، بهبود وضعیت کیفیت زندگی و سنجش وضعیت شکوفایی در شهرهای ایران بسیار تاثیرگذار بوده و به عنوان نمونه ای بومی شده و توسعه یافته از مدل جهانی شکوفایی شهری ارایه شود که سنجه ای قابل اطمینان برای بررسی، تحلیل و الویت بندی اقدامات شهری باشد. روش جمع آوری داده از طریق پرسشنامه می باشد که در محله نارمک تهران سنجیده شده است. با توجه به ازدیاد شاخص ها در این پژوهش به منظور خلاصه سازی و دستیابی به اصلی ترین عوامل از روش تحلیل عاملی در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات داده ها  بهره گرفته شده است.

    کلیدواژگان: شاخص شکوفایی شهری، کیفیت زندگی شهری، محله نارمک، روش تحلیل عاملی
  • سعید ملکی*، فرشته شنبه پور صفحات 77-88

    شهرها و منطقه های خلاق رشد اقتصاد کشور را باعث می شوند. شهرهای خلاق به عنوان مراکز نوآوری، خلاقیت و تبدیل ایده به ثروت، قلمداد می گردند. حرکت به سمت ایجاد و تحقق شهر خلاق به دلایل جایگاه شهر به عنوان محل شکل گیری بسترهای جامعه دانایی محور، اهمیت و محور بودن شهرها در توسعه اقتصادی و اجتماعی امر بسیار مهم و ضروری است. این پژوهش با هدف رتبه بندی مناطق شهر اهواز به لحاظ برخورداری از شاخص های شهر خلاق انجام شده است، روش بررسی مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده، به منظور جمع آوری داده ها از نظرات کارشناسان با استفاده از پرسشنامه و همچنین آمارنامه شهر اهواز استفاده شد. جهت سنجش متغیرهای شهر خلاق از مدل تصمیم گیری واسپاس و جهت وزن دهی به شاخص ها از روش آنتروپی شانون استفاده شد. در پژوهش حاضر مناطق شهری اهواز بر اساس 14 معیار از شاخص های شهر خلاق سطح بندی شده اند. نتایج حاکی از آن است میزان برخورداری مناطق شهری اهواز از لحاظ شاخص های شهر خلاق متفاوت است و شکاف بسیاری بین مناطق وجود دارد. بهترین وضعیت از لحاظ شاخص های شهر خلاق بر اساس الگوی واسپاس را منطقه یک با وزن 416/0 دارد، به عبارتی در منطقه یک که معیارها در سطح بالا هستند، زمینه تحقق شهر خلاق به مراتب بالاتر است. در مقابل کمترین میزان برخورداری مربوط به منطقه هشت با وزن 224/0 است. بنابراین مناطق هشت گانه شهر اهواز به لحاظ برخورداری از شاخص های شهر خلاق از وضعیت یکسانی برخوردار نیستند.

    کلیدواژگان: خلاقیت، سطح بندی، شهر خلاق، مدل WASPAS، مناطق شهر اهواز
  • ملیحه تقی پور*، علی اکبر حیدری، محمدحسین جوانمردی صفحات 89-99

    ادراک به عنوان یک فرایند شناختی به عوامل مختلفی از محیط وابسته است. انگاشته های ذهنی کاربر می تواند ادراک، شناخت و رفتار او در محیط را متاثر گرداند. سازماندهی محیط یکی از عوامل مهم در شکل گیری ارتباطات فضایی عناصر است که می تواند عامل مهمی در درک فرد از محیط پیرامون خود باشد. در این پژوهش به بررسی ابعاد مختلف ادراک، که بر اساس دیدگاه های نظریه پردازانی نظیر سیته، کالن، اسمیت و... در چهار دسته شناختی، احساسی، تفسیری و ارزش گذاری تقسیم بندی شده، پرداخته شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی هندسه فضا به عنوان یکی از عوامل سازماندهنده محیط در ادراک کاربران است. لذا بر اساس آن، فضای باغ ارم شیراز که حاوی دو نوع هندسه منظم و نامنظم است مورد سنجش قرار گرفت. حضور کاربران بصورت مداوم در هر دو هندسه سبب شد تا بسیاری از متغیرهای مداخله گر زمانی و مکانی حذف گردند. روش تحقیق در این پژوهش از نوع ترکیبی کمی و کیفی و روش جمع آوری اطلاعات بر اساس برداشت های میدانی و پرسش نامه و مصاحبه می باشد. نتایج تحقیق نشان میدهد، ادراک بازدیدکنندگان در سه بعد احساسی، تفسیری و ارزش گذاری بین دو هندسه باغ متفاوت است. اما در بعد شناختی تفاوتی گزارش نشده است. همچنین بررسی ها نشان می دهد که در هندسه منظم بیشترین درک کاربران از نسبت مقیاس فضایی و میزان خوانایی محیط بوده در حالیکه در هندسه نامنظم عوامل احساسی و تنوع فضا بیشترین تاثیر را بر ادراک داشته است.

    کلیدواژگان: ادراک، باغ، شناخت، بعد تفسیری، بعد احساسی، بعد ارزش گذاری
|
  • Pages 5-24

    Today, due to population growth, increasingly expanding of urbanization and increasing the complexity level of human needs, it is necessary to distribute urban facilities in order to citizens benefit from the economic, social, environmental and... needs in a fair and harmonious in order to provide appropriate and balanced conditions for the healthy living of all members of society. Urban sustainable development is the establishment of parity, balance and integration attitude among the distribution of population and the distribution of urban services and facilities in different dimensions of development, whose main objective is to provide welfare, comfort and promotion and improvement of the quantitative and qualitative level of human life. The imbalance in the spatial-physical structure of the regions is one of the major events of developing countries. In this regard, the present study with applied goal and descriptive-analytical nature and using the Morris development techniques and Human Development Index (HDI) an attempt was made to measure the level of development of the townships of West Azarbaijan province based on the amount of health and therapeutic services (17 variables) and provide suggestions for reducing inequalities and existing gaps in the region. The method of collecting information from documentary-library studies and using the statistical yearbook data and the University of Medical Sciences and Health-therapeutic Services of West Azarbaijan Province in 2017 and the Population and Housing Census of 2016 were adopted. The results of the research indicate heterogeneity and inconsistency in the level of development and the balanced distribution of facilities and health and therapeutic amenities based on population factors in some townships. The findings of the research indicate that Urmia city has the highest development level among other cities. Also, the cities of Khoy, Miandoab, Mahabad, Bukan, Salmas, Sardasht and Naqadeh are in the next categories of development. Chaypareh County is also located at the lowest level of development of the province. Finally, suggestions are given to increase the level of balance and eliminate development inequalities.

    Keywords: Development, Health, therapeutic, West Azerbaijan, County, Morris, HDI
  • Pages 25-38

    Tourism plays an important role in directing economic activities and contributing to increasing the income of local communities. In these areas, high environmental quality creates a sense of positive development towards tourism destinations and, ultimately, tourism development. Among the issues to be considered, is the identification of factors that affect the quality of the tourist environments. Therefore, it seems necessary to step through the study of these factors in the development of tourism and the improvement of the quality of the environment in the villages where this activity is prevalent. Therefore, in this study spatial analysis of the environmental quality of villages of tourism destination in Fazl rural district of Neyshabour city has been investigated to provide the necessary grounds for tourism development. The present study is an applied and descriptive-analytical method. Data collection was done based on documentary and field studies. The statistical population of the study consisted of the villages of Fazl rural district, of Neyshabour city, which according to criteria such as population, distance and local reputation in tourism, 9 villages (Farkhok, Derakhsht, Rud, Bojhabad, Tahtmanzar, Ghar, Hesar, Sughand, Bojan) They were selected as sample, which according to the census of 1395 has 1325 households and 4527 people. The analysis unit in this study is 18 tourism experts and 260 villagers residing in the studied villages selected by the Cochran method and a 95% confidence level and 0.05 significance level by random and quotient sampling method. The dependent variable (environmental quality) Investigates seven dimensions of functional-structural, tourist attractions, visual, environmental, texture and communication networks, the social environment and environmental dynamics in a total of 7 indicators and 43 quantitative indicators. In the present study, data analysis was performed using a single sample t-test and prioritization of the target villages of Fazl rural district with the WASPAS estimation technique. The results of single-sample t-test in order to measure the quality of the environment of the tourism villages, considering the average, mean and significance level (less than 0.05) in each indicator, indicate that the environmental quality of the villages from the viewpoint of the research sample population is higher than the limit Average is evaluated. According to the amount of t, which shows the amount of deviation from the average, from the viewpoint of people, the texture index and communication networks and the functional-structural index are first and last, respectively. The calculated results of the WASPAS model showed that the villages of Bojan, Sukhand, and Farokhk have ranked first to third in terms of environmental quality indexes respectively, while the Rud River villages are under the landscape and the caves have the lowest environmental quality. In general, the WASPAS model shows that there is a significant and positive relationship between the environmental quality indicators used in tourism research and development.

    Keywords: Spatial Analysis, Local Residents, Environmental Quality, Rural Tourism, WASPAS, Fazl Dehestan
  • Pages 39-50

    The urban form represents the spatial distribution of activities in urban areas. Considering the impact of urban design on management issues and environmental, economic and social characteristics of communities, measuring the construction and form of the city of Babol can be one of the factors influencing the success of urban planners in urban areas of Mazandaran province and Babol city. The research approach in this research is development research. Data analysis was performed using various indicators, urban form in six areas of Babol city. The analysis showed that in areas with more regular use patterns (north and west), density and urban gross densities are higher and there is no significant difference in terms of indicators of urban form, especially compression and complexity between Babol urban areas. Correlation analyzes show a strong relationship between most of the spatial indices. In general, factors such as the primary role of the city (commercial and academic, and especially the market), land use pattern, ownership, lack of strict implementation of urban planning rules and regulations, the ineffectiveness of urban development plans, have caused a disturbance in most of the urban fabric of Babol and due to the accelerated trend taken by uncontrolled vertical construction and the ever-increasing demand for excessive compression, there are signs of deviation in the new form.

    Keywords: Compactness, Ratio of open space, urban block, urban form. Babol City
  • Pages 51-64

    This paper examines the status of student dormitories as temporary residences according to the components of Phenomenological and Islamic Architecture. Settlement or human being on earth and communicating with the environment is a kind of understanding of the world. Understanding what Settlement is and how it has impacted people's quality of life. Creating a sense of place is one of the most important factors that has received the least attention today. The important thing is a sense of place in traditional Iranian architecture. That is why the old buildings still retain their audience. This is undoubtedly one of the missing architectures used in the structure of student dormitories of modern universities. Thus, using a variety of art forms, the traditional architect inspired the spirit of the buildings to display the enduring effects of the imaginary world and to overcome the human spirit. This paper attempts to examine the current architecture of dormitories following the principles of the two approaches outlined in the text, and while identifying common problems, try to provide appropriate solutions to improve attendance and reach these locations. First, by studying and collecting articles related to settlements with the objectives and structure of student accommodation has been paid; Because in traditional Iranian architecture of buildings such as mosque valuable for Aqa- Bozorg school and other buildings surviving from the past, Home-schooling affirms homeschooling for a long time away from the family. The second step of the study, obtained with the components of housing and temporary residences, will be evaluated from the content analysis. The purpose of this study is to investigate the status of student dormitories in Hamadan Azad University; And with the help of students who stay in hostels, problems are detected. For this purpose, a questionnaire to assess the situation and to consider the preparation and shared among students; Then, the results are analyzed using structural equation method. The research method was quantitative-qualitative research and content analysis and analyzed using smart pls software. The results showed, that, Hamadan Azad University dormitories were weak in most of the components. Students tolerate place based on algebra and conditions, And they are indifferent to behavioral problems due to lack of satisfaction and lack of belonging. Even the cleaning in their territory does not have any sense of responsibility. These buildings are linearly constructed, And There are many problems with the physical performance of designing linear systems for hostels. This system made with low cost and time. But in practice, its performance is weak, and the need to support multiple high. Interior air-conditioning is very low. The research points mentioned are part of the dominant problem in dormitory spaces; And it is best to reduce many environmental issues and deficiencies by improving environmental conditions.

    Keywords: Settlement, Temporary Residence, Phenomenology, Islamic Architecture, Student Dormitory
  • Pages 65-76

    In the twenty-first century, cities face a lot of turmoil. The City Prosperity model, presented by United Nations Human Settlements Program (UN-Habitat) in 2012, offers a new approach to urban flourishing and sustainability, and it is looking for a fundamental solution to improve the quality of life. This article focuses on measuring the quality of life in the Narmak neighborhood of Tehran based on the extended model of City Prosperity Index (CPI-QL) which leads to the creation of an indigenous pattern for developing and improving the quality of life in cities. The proposed model can be very effective in fulfillment of sustainable urban development, improving the quality of life and measuring the prosperity situation of cities in Iran and it can be presented as an indigenous and developed example of the global City prosperity model, which is a reliable measure for reviewing, analyzing and prioritizing urban actions. The method of data collection is through a questionnaire that is measured in the Narmak neighborhood of Tehran. Considering the wide range of indexes in this research, to summarize and achieve the main factors, the factor analysis method has been used for analyzing the data.

    Keywords: City Prosperity Index, Quality of Life, Narmak Neighborhood, Factor Analysis Method
  • Pages 77-88

    Cities and creative regions are driving the country's economy. Creative cities are respected as the center of innovation, creativity, and transformation of ideas into wealth. Moving towards the creation and realization of a creative city is very important for reasons of the location of the city as a place of formation of knowledge-based communities, the importance and focus of cities in economic and social development is essential. This research is aimed at ranking the cities of Ahwaz in terms of having indicators of the creative city. The survey method is based on a descriptive-analytical approach. To collect data, experts' opinions were used using the questionnaire as well as the statistics of Ahvaz city. To measure the variables of the creative city, the decision making WASPAS model and weighting to indicators were used by the Shannon entropy method. In this research, urban areas of Ahwaz are ranked according to 14 indicators of the city's creative indicators. The results indicate that the level of accessibility of Ahwaz urban areas varies in terms of indicators of the city and there is a great gap between the regions. The best position in terms of indicators of a creative city based on the WASPAS model is the one with a weight of 0.416, which is a higher-than-high-level one in the area of ​​the first one, the criteria for which is high. In contrast, the lowest level of coverage is about 0.224. Therefore, the autogenous regions of Ahvaz do not have the same status in terms of having creative city indicators.

    Keywords: creativity, leveling, creative city, WASPAS model, Ahwaz city
  • Pages 89-99

    Perception is a cognitive process depends on various factors of the environment. The user's mentality can affect his perception, understanding, and behavior in the environment. Organizing the environment is one of the important factors in the formation of spatial communication of elements that can be an important factor in understanding the person from his or her surroundings. In this research, we examine the different dimensions of perception, which are divided into four categories of cognitive, emotional, interpretation, and valuation based on theories of theorists such as Cait, Cullen, Smith, and so on. The purpose of this research is to investigate the geometry of space as one of the environmental organizers in the perception of users. Therefore, the space of Eram Garden of Shiraz, which contains a regular and irregular geometry, was measured. The presence of users continuously in both geometries caused many time and space intervener variables to be eliminated. The research method in this research is a quantitative and qualitative combination and information gathering method based on field observations and questionnaires and interviews. The results of the research show that the perception of visitors is different in three dimensions of emotional, interpretation and valuation between the two garden geometries. But there is no difference in the cognitive dimension. Studies also show that in regular geometry, users have the highest perceptions of the spatial extent and degree of legibility, while in irregular geometry, emotional factors and diversity of space have had the greatest impact on perception.

    Keywords: perception, garden, cognition, interpretive dimension, emotional dimension, value dimension