فهرست مطالب

جستارهای تاریخی - سال نهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال نهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • بهروز افخمی*، زینب خسروی، خاطره گلابی صفحات 1-22
    راه ابریشم یکی از مهترین دستاورهای بشری در طول تاریخ  برای ارتباط همه جانبه انسان ها و فرهنگ ها  در شرق و غرب دنیای باستان بوده است. موجودیت راه ابرایشم از دوره اشکانی قابل اثبات بوده که نه تنها حرکت و چرخش اقتصادی و اجتماعی را در دنیای باستان ممکن ساخته؛ بلکه به یکی از مهم ترین ابزار تبادل فرهنگ، هنر  و زبان نیز در طول مسیر شده است. جاده ابریشم طی قرون متمادی شاهراه ارتباطی میان شرق و غرب آسیا بوده  و سرزمین ایران به عنوان سرزمین واسط مبادلات بین المللی؛ تسهیلات، تاسیسات و امنیت را برای راه ابریشم، فراهم کرده است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی - تحلیلی، مولفه های ابعاد اجتماعی راه ابریشم را بررسی کرده است.  برآیند نشان می دهد، تاثیر راه ابریشم جنبه های اقتصادی، فرهنگی را متاثر ساخته و در بعد اجتماعی منجر به رونق صنایع وایجاد اشتغال، استاندارسازی پول، افزایش درآمد به واسطه گمرک خانه ها، افزایش امنیت راه ها و ایجاد زیر ساخت ها  و... شده است.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: راه ابریشم، ابعاد اجتماعی، دوره اشکانی، شواهد باستان شناختی
  • زینب امیدیان، مریم عزیزیان* صفحات 2-25

    جریان غالب نخبگان ایرانی در عصر پهلوی به نقد دین می پرداختند و هدفشان زدودن آن از پیکره فرهنگ و هویت ایرانی بود. استدلال پدیدآورندگان این آثار این بود که مقوله ی دین سبب عقب ماندگی و مانع ترقی شده است. در مقابل، چندین سال بعد نگاهی واقع بینانه تر به عناصر این پیکره در میان روشنفکران و ادیبان شکل گرفت. اما تاکنون نوع نگرش ادبا به مسائل فرهنگ برخلاف نگاه روشنفکران به این موضوع مورد تحقیق جدی قرار نگرفته است. از این رو، این پژوهش درصدد است دیدگاه عباس زریاب خویی(م.1373ش) را به عنوان یک نماینده ی شاخص از این گروه نسبت به مقوله ی فرهنگ مورد کنکاش قرار دهد. بدین خاطر، این پژوهش به دنبال آن است که با روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که فرهنگ ایرانی، اجزا و معضلات آن چه تعریف و ویژگی هایی در تفکر زریاب  دارد و او تحت تاثیر چه فضای اندیشگانی چنین محدوده و ویژگی هایی را برای این اجزا درنظرمی گرفت؟ نتایج نشان می دهد رویکرد زریاب به مقوله ی فرهنگ متاثر از گروه ادبا و دانشگاهیانی که به آن تعلق داشت، رویکردی ایرانی-اسلامی می باشد که در تضاد با نگاه ناسیونالیست های رمانتیک است. در اندیشه ی خویی، مهم ترین معضل فرهنگ ایرانی عصرش همان بزرگ ترین عیب فرهنگ مغرب زمین یعنی غلبه ی دلبستگی های مادی می باشد. او راه برون رفت از این مشکل را اعاده ی دین و باروهای معنوی و تقویت مبانی فرهنگ ویژه ی ملت ایران می داند.

    کلیدواژگان: عباس زریاب خویی، فرهنگ، ایران، دین، زبان، تاریخ، ملیت
  • ذکرالله محمدی*، محسن پرویش صفحات 23-45
    ابوعلی مسکویه از مورخان معروف عصر آل بویه بوده که ضمن اثرپذیری ازپیشینیان خود نگاه متفاوتی نیز به تاریخ نگاری داشته است.چرا که وی با تالیف آثار خویش نگرش خاصی را در تاریخ نگاری اعمال کرده است.شیوه ای که او در تاریخ نگاری خود اتخاذ می کند در روند تکوین افق های تاریخ نگاری ایرانی تاثیر بسزائی برجای گذاشته است.وجود انگیزه های خاص و همچنین گزارش های ارزشمند در ابعاد سیاسی،اجتماعی و اقتصادی جامعه اهمیت ویژه ای به تاریخ نگاری او بخشیده است.در پژوهش حاضر فرض بر آن بوده است که مسکویه ضمن تاثیرگذاری از مورخان پیشین، به نقد و سنجش روایت دست زده است،به گونه ای که رگه هایی از جوانه های عقل گرایی در تاریخ نگاری او مشهود میباشد هدف از مقاله پیش روی، آن است که با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، تاریخ نگاری و تاریخ نگری مسکویه را تبیین و نشان دهد آیا بینش تاریخی مسکویه و فضای حاکم بر قرن چهارم و پنجم هجری، توانسته است بر تاریخ نگاری او تاثیر گذار باشد یا خیر؟ یافته های پژوهش نشان می دهند بینش و نگرش مسکویه به تاریخ، متاثر از تجربیات شخصی و روشی تجربه گرایانه در پژوهش های تاریخی است.روش او نیز آمیزه ای از شیوه های انتقادی وروایی با تکیه براستنادات وتبیین وتحلیل رویدادهاست.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی:ابوعلی مسکویه، تاریخ نگاری ایران، بینش و روش، آل بویه
  • مجیر جلیلیان، آرمین بهرامیان، نرگس دهقان*، فیض الله بوشاسب گوشه صفحات 27-48
    یکی از رویکردهای مهم در تدوین روایت تاریخ معماری، رویکرد روح زمانه است؛ این رویکرد سعی در ارائه تفسیری جامع پیرامون رخدادهای تاریخی دارد. اهمیت مساله در این است که عمده تاریخ نگاری های موجود معماری معاصر ایران دارای ماهیت توصیفی می باشند و فقدان نگاهی جامع که زمینه های گوناگون پیدایش آثار را مورد بررسی قرار دهد در آنها مشهود است. هدف این تحقیق ایجاد چارچوبی برای مطالعات دقیق تاریخ معماری معاصر ایران با الگو گیری از روش روح زمانه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش استدلال منطقی، ضمن استخراج الگویی از آثار تاریخ نگاران مطرح روح زمانه، امکان استفاده از این الگو به عنوان یک روش تحقیق در تاریخ نگاری معماری معاصر ایران ارزیابی می گردد. نتایج نشان می دهد ساختار چنین روشی دارای ماهیت کل نگر و تطبیقی بوده و طرح ریزی روایی آن مرکب از سه مرحله توصیف، تبیین و توجیه می باشد.
    کلیدواژگان: کلمات کلیدی روح زمانه، معماری معاصر ایران، تاریخ نگاری، روایت تاریخی
  • سیدمسعود سیدبنکدار*، اسماعیل سنگاری، علیرضا کرباسی صفحات 47-74
    گرایش ساسانیان به ثروت درباری و گنجینه های باشکوه در پیوند با نوع رویکرد آن ها به زندگی مادی و این جهانی بود که آن نیز در ساختار قدرت و جهان بینی این شاهنشاهی بازتاب یافته بود. این مسئله همچنین تحت تاثیر شرایط تازه جهانی هم عصر این امپراتوری و تحولات داخلی آن بود. مهم ترین پیامد این رویکرد در اواخر دوران ساسانی در گرایش به تمرکز قدرت و ثروت خود را نشان داد که با از میان برداشتن زمین داران قدرتمند محلی و تبدیل آنان به دهقانان یا زمین داران خرد رخ داد و این موضوع، دربار ساسانی را کانون تجمع ثروت از سرتاسر نقاط این شاهنشاهی ساخت، به گونه ای که در هیچ یک از ادوار پادشاهان این سلسله نمونه ای را نمی توان سراغ گرفت. این مسئله به ویژه در دوران خسرو دوم نمود می یابد که تمرکز ثروت به پدیدآمدن خزانه ای سرشار از گنجینه هایی منجر شد که نمونه هایی از آن در کتب مورخان دوران اسلامی آمده است. این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر شواهد مکتوب متعدد برجای مانده از عصر ساسانی و پساساسانی درباره گنجینه های شاهان این سلسله و خزائن امپراتوری و بررسی و نقد داده های متون فوق و پژوهش های جدید به روش توصیفی-تحلیلی، چگونگی رویکرد این امپراتوری را به مقوله ثروت و تجمل براساس باورهای دینی و اعتقادی بر مبنای رویکردهای نظری بررسی نماید.
    کلیدواژگان: کلیدواژه ها: ساسانیان، گنجینه های امپراتوری، دیانت زردشتی، زندگی این جهانی، دنیاگرایی
  • حسن کریمیان*، محمد غلام نژاد، علی نعمتی آبکنار، یاسر جعفری صفحات 49-79
    علیرغم توسعه علم باستان شناسی و تحقیقات مرتبط با آن در دهه های اخیر،  جایگاه "باستان شناسی تاریخی"، به عنوان یکی از پیشروترین شاخه های این علم، در پژوهش های مربوط به تاریخ ایران چندان برجسته نیست. بی تردید می توان بافت قدیم شهر تهران را کانون ظهور اصلی ترین رویدادهای تاریخی سده های معاصر ایران به حساب آورد. یکی از نهادهایی که در 14 خرداد 1329 در عرصه سیاسی ایران ظاهر شد «جمعیت ایرانی هواداران صلح» بود که ساختمان این نهاد موسوم به «خانه صلح» در درگیری های واقعه 14 آذر 1330 ویران و برای همیشه متروک گردید؛ لیکن هیچ یک از منابع تاریخی محل دقیق این خانه را مشخص نساخته بودند. درادامه عملیات مرمت و احیای بافت تاریخی تهران و به منظور خوانا سازی فضاهای تخریب شده شهری، کاوشهای باستان شناسانه در یکی از مشهور ترین مجموعه های تاریخی محله لاله زار (خانه اتحادیه) به انجام رسید. در عملیات مرمت و کاوش سال 1394 در این مجموعه تاریخی بقایای یک ساختمان تخریب شده به دست آمد که با توجه به شعارها و دیوارنوشته های موجود مشخص شد که این بنای تخریب شده همان باشگاه اعضای جمعیت ایرانی هواداران صلح (خانه صلح) است. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا در پاسخ به این پرسش که باستان شناسی تاریخی چگونه می تواند چشم اندازهای جدیدی از یک واقعه تاریخی را در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار دهد، گزارشی از کشف بنای گم شده مذکور ارائه شود.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: بافت تاریخی تهران، مجموعه تاریخی اتحادیه، باستان شناسی تاریخی، خانه صلح، واقعه 14 آذر
  • ابوطالب سلطانیان* صفحات 75-92

    پس از شکست شیبک‏خان در جنگ مرو در رمضان سال 916، دومین رویداد مهم تاریخی در منطقه ماوراءالنهر، لشگرکشی یاراحمد اصفهانی (نجم ثانی)، وکیل شاه اسماعیل یکم، در سال 918 به آن منطقه بود که منجر به شکست سنگینی در برابر ازبکان گردید. این لشگرکشی، صرفنظر از پیامدهای فاجعه بار آن، از آن‏روی درخور بررسی است که انگیزه و اهداف واقعی آن در آثار مورخان صفوی با تفاوت ‏ها و ضد و نقیض‏ه ایی بازتاب یافته است.  براین اساس، پرسش اصلی در این بررسی این است که از دیدگاه مورخان صفوی، انگیزه و اهداف واقعی این لشگرکشی چه بود؟ چه تفاوت‏ها و تضادهایی در این باره در نوشته ‏های آنان دیده می‏شود؟ در این رابطه، مورخان صفوی- براساس چگونگی بازتاب این مسائل در آثارشان- به دو دسته کلی تقسیم می‏شوند : دسته‏ای از مورخان، هدف این لشگرکشی‏‏را در آغاز، سرکوبی ظهیرالدین محمد بابر امپراتور هند دانسته ‏اند که بنا به نوشته آنان در صدد سرکشی و طغیان بود. اما دسته‏ای دیگر، برعکس، هدف این لشگرکشی را از همان آغاز- بی‏آنکه گفت گویی از سرکشی بابر نمایند- فتح ماوراءالنهر و دفع خطر ازبکان دانسته اند. با بررسی و تطبیق این دو دیدگاه با یکدیگر و نیز در نظر گرفتن دلایل و شواهد دیگری در منطقه ماوراءالنهر، مشخص می‏شود که دیدگاه مورخان دسته دوم به حقیقت نزدیک‏ تر بوده و قابل اعتماد است.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی : مورخان صفوی، لشگرکشی، میرنجم ثانی، ماوراءالنهر، محمد بابر، ازبکان
  • زهره عطایی آشتیانی* صفحات 81-112
  • شیما شمسی، میترا شاطری*، عباسعلی احمدی صفحات 93-121
    ایلخانان به منظور برپایی نظم اجتماعی و تحقق اهداف خود، ناگزیر به اجرای سیاست هایی بودند که مشروعیت آن ها را در برابر مردم و رقبای داخلی و خارجی تضمین کند. در همین راستا سکه ها نیز به عنوان ابزار انحصاری حکومت، دچار تغییراتی شد. چنان که در این دوره مفاهیم اسلامی و ایرانی در کنار مضامین مغولی، بر سکه های حاکمان بودایی مذهب مغول نقش بست. در پژوهش حاضر سکه های ایلخانی با هدف ارزیابی نظرات سکه شناسی و تحلیل فرآیند مشروعیت سازی در این دوره، به شیوه تحلیلی- تاریخی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که مشروعیت سازی ایلخانان در قالب شعارهای مغولی، ایرانی و اسلامی به واسطه مفاهیمی بر مبنای منابع قانونی- عقلانی، سنت و کاریزما بوده است. به این ترتیب که به کارگیری این مفاهیم بر سکه ها، بر حسب مضمون و میزان، از رقابت های سیاسی داخلی و خارجی دوره هر ایلخان تبعیت نموده است.
    کلیدواژگان: کلید واژه ها: مشروعیت سازی، ایلخانان، سکه ، سنت های اسلامی
  • عبدالله صفرزایی*، محمد تقی ایمان پور صفحات 123-145

    اندرزها و حکمت های اردشیر ساسانی از لحاظ تربیتی چنان ارزشمند بود که علاوه بر کاربرد و استفاده فراوان در دوره ساسانی، در دوره اسلامی نیز به منزله منشوری برای فرمانروایان و منبعی غنی برای نویسندگان ادب و اخلاق و تاریخ به شمار می رفت. قابوسنامه از نصیحت نامه های نگاشته شده در قرن پنجم هجری است.موضوعات متنوع تربیتی قابوسنامهنشانگر آن است که عنصرالمعالی در نگارش آن، به منابع متعددی نظر داشته؛ بنابراین، بازیابی اندرزهای اردشیر ساسانی در این اثر جای بررسی دارد. اهمیت بازیابی اندرزهای اردشیر در قابوسنامه، تبیین فرآیندی است که حکمت های دوره ساسانی، در سده های نخست اسلامی با آموزه های اسلامی در باب مسائل تربیتی درهم آمیخت و آثاری تحت این شرایط پدید آمد که تا سده های اخیر در آموزش کودکان و نوجوانان مورد استفاده قرار می گرفت. با توجه به چنین فرآیندی، این سوال مطرح است که اندرزهای اردشیر چگونه و در چه زمینه هایی، در قابوسنامه مورد استفاده قرار گرفته است؟ در این نوشتار اندرزهای اردشیر بر اساس بخش های سه گانه حکمت عملی در قابوسنامه مشخص شده است. این مقاله به روش تاریخی با تحلیل و مقایسه اندرزهای اردشیر و حکمت های موجود در قابوسنامه نگاشته شده است. بررسی ها نشان می دهد اندرزهای اردشیر ساسانی بخش قابل توجهی از محتوای قابوسنامه را شامل می شود. البته تعالیم اسلامی، تجربیات خود عنصرالمعالی و دیگر اندرزهای ایرانیان باستان نیز در نگارش قابوسنامه مورد استفاده قرار گرفته است

    کلیدواژگان: اردشیر ساسانی، بازنمایی اندرزها، قابوسنامه، عنصرالمعالی، حکمت عملی
|
  • Behroz Afkhami *, Zeynab Khosravi, Khatereh Ghoulabi Pages 1-22
    In ancient world, The Silk Road has been one of the greatest human achievements throughout history for the comprehensive communication of human beings and cultures in the East and West. Existence of Silk Road has proven Parthian period. In this era, Silk Road not only made possible the economic and social rotation in the ancient world, but also became one of the most important means of exchanging culture, art and language along the road. The Silk Road has been a crossroads between East and West Asia over the centuries, and the land of Iran as an intermediary land has provided of international exchanges, facilities, infrastructure and security for the Silk Road. This study, by collecting information in a library method and using a descriptive-analytic approach, has investigated the social dimension of the Silk Road. The results indicate that the effect of the Silk Road has affected the economic and cultural aspects and, in the social dimension, has led to the prosperity of industries and employment, the standardization of money, the increase of revenue through customs, the increase of road safety and the creation of infrastructure.
    Keywords: Silk Road, Social Dimension, Parthian Period, Archaeological Evidence
  • Massod Seyed Bonaakdar *, Esmaeil Sangari, Ali Reza Karbasi Pages 47-74
    The Sassanians’ tendency to the wealth of the court and magnificent treasures related with their approach to worldly life which was reflected in the structure of their power and their worldview. This issue was also influenced by the new global conditions and internal developments.The most important consequence of this approach at the end of Sasanian Empire was their tendency to concentrate the power and wealth by removing powerful local landowners and making them as peasants or small landowners. This issue made the Sasanian court as the focus of wealth accumulation, so that there is no instance in any other periods like this. This issue, especially during Khosrow II, shows that the concentration of wealth led to the emergence of a rich treasury. The examples are in the books of historians of the Islamic period.In this paper it is aimed to study the approach of this empire to wealthand pomp on the basis of religious beliefs, relying on numerous literary evidence from Sasanian and post-Sasanian period about the treasures with descriptive-analytical method.
    Keywords: Sasanians, Treasures of Empire, Zoroastrianism, Worldly life, Materialism
  • Abdolah Safarzaie *, Mohammad Taghi Imanpour Pages 123-145

    The Sasanid Ardeshir's Advices were so valuable in terms of training that besides much usage and application in Sasanid period, they were considered as a prism for commanders and a rich source for literature and ethic authors in Islamic period. Qabous-nameh is considered of written advices in fifth Hijri century. Various training subjects of Qabous-nameh represent that Unsur al-Maʿāli has utilized numerous sources in writing it; therefore, it needs to be surveyed to retrieve the Sasanid Ardeshir's Advicesin the work. The importance of retrieving Ardeshir's advices in Qabous-nameh, is to express the process which the mottos of Sasanid period mixed with Islamic Learnings in lslamic primary centuries about training matters and were made some works under the situations that they were used to educate children and teens until recent centuries. According to the process, this question is proposed how and where Ardeshir's advices have been used in Qabous-nameh? In this writing, Ardeshir's advices have been specified based on three parts of practical motto in Qabous-nameh. The article has been written historically by analyzing and comparing Ardeshir's advices and available mottos in Qabous-nameh. The surveys show that the Sasanid Ardeshir's Advicesinclude much part of Qabous-nameh content. Of course, it has also been used Islamic teachings, Unsur al-Maʿāli experiences and other advices of ancient Iranians in writing Qabous-nameh

    Keywords: The Sasanid Ardeshir's Advices were so valuable in terms of training that besides much usage, application in Sasanid period, they were considered as a prism for commanders, a rich source for literature, ethic authors in Islamic period. Qabou, therefore, it needs to be surveyed to retrieve the Sasanid Ardeshir's Advicesin the work. The importance of retrieving Ardeshir's advices in Qabous-nameh, is to express the process which the mottos of Sasanid period mixed with Islamic Learnings in ls