فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و هفتم شماره 9 (پیاپی 225، آذر 1398)
  • سال هفتاد و هفتم شماره 9 (پیاپی 225، آذر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مسعود محمدی، علی اکبر ویسی رایگانی، رستم جلالی، اکرم قبادی، نادر سالاری*، میترا همتی صفحات 539-547
    زمینه و هدف

    مرگ ومیر نوزادان به عنوان یک شاخص استاندارد برای توسعه سیستم های مراقبت بهداشتی هر کشور حایز اهمیت است. با توجه به اینکه در مطالعات انجام شده در کشور آمارهای متفاوتی از شیوع مرگ و میر در نوزادان در بخش مراقبت های ویژه را ارایه داده و شیوع کلی آن در کشور ایران همسان نیست، بنابراین هدف این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز تعیین شیوع کلی مرگ و میر نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های ایران می باشد.

    روش بررسی

    پژوهش کنونی با روش متاآنالیز و در بررسی پایگاه های Scientific Information Database (SID), Magiran، Medline (PubMed) و Scopus و ScienceDirect و Google Scholar از فروردین 1380 تا شهریور 1397 انجام شد. پس از بررسی، 12 مقاله انتخاب و با استفاده از مدل اثرات تصادفی به وسیله نرم افزار Comprehensive meta-analysis, version 3 (Biostat, Englewood, NJ, USA) تحلیل شد.

    یافته ها

     شیوع کلی مرگ و میر نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های ایران 21/8% (31/6-14/4% CI 95%)، بیشترین شیوع مرگ و میر در نوزادان بخش مراقبت های ویژه در اصفهان با 64/4% (70/9-57/5% CI 95%) و کمترین شیوع مرگ و میر در نوزادان بخش مراقبت های ویژه بابل با 5/1% (6/7-3/8% CI 95%) به دست آمد. با افزایش حجم نمونه در مطالعات مورد بررسی، شیوع مرگ و میر نوزادان کاهش معناداری یافت. همچنین با افزایش سال انجام پژوهش، فراوانی مرگ و میر نوزادان بخش مراقبت های ویژه افزایش پیدا کرد (0/05>p).

    نتیجه گیری

     با توجه به شیوع بالای مرگ و میر نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های ایران لازم است سیاستگزاران سلامت در زمینه افزایش آگاهی والدین و همچنین اقدامات موثر درمانی، تصمیمات موثری را مدنظر قرار دهند.

    کلیدواژگان: بیمارستان، نوزادان، مراقبت های ویژه، متاآنالیز، مرگ و میر
  • سپهر اسلامی، سید حمید موسوی*، کیوان قدیمی صفحات 548-552
    زمینه و هدف

    امروزه روش های جراحی در بیماران با پارگی رباط صلیبی قدامی کاربردهای فراوانی در درمان داشته است و به دنبال آن با نتایج موفقیت آمیز همراهی داشته است. بنابراین هدف از پژوهش کنونی تعیین و مقایسه نتایج بازسازی رباط صلیبی قدامی به دو روش لوپ ثابت و لوپ قابل تنظیم است.

    روش بررسی

    این مطالعه مقطعی بر روی 60 بیمار مراجعه کننده به مرکز درمانی و آموزشی کاشانی اصفهان (تحت نظارت و حمایت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان) از فروردین 1396 تا اسفند 1397 انجام گرفت. 30 بیمار با روش لوپ ثابت و 30 بیمار با روش لوپ قابل تنظیم تحت عمل جراحی بازسازی رباط صلیبی قدامی قرار گرفتند. نتایج پس از عمل در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.

    یافته ها

     میزان فراوانی استاتیک لاکسیتی زیر mm 8 در گروه لوپ ثابت 83/3% و در گروه دیگر 76/7% بود که اختلاف معناداری بین دو گروه از این نظر وجود نداشت. همچنین هیچ گونه عفونتی در دو گروه دیده نشد. اختلاف معناداری بین دو گروه از نظر دامنه حرکت و نمره زانو پیش و پس از عمل وجود نداشت. پس از عمل 96/7% از گروه لوپ ثابت و 86/7% از گروه لوپ قابل تنظیم به فعالیت عادی بازگشتند. بین دو گروه اختلاف معناداری از نظر بازگشت به فعالیت عادی و میزان رضایتمندی وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    استفاده از گرفت لوپ ثابت و لوپ قابل تنظیم روش های موثر، مفید و کم عارضه ای برای درمان بیماران با رباط صلیبی قدامی بود.

    کلیدواژگان: رباط صلیبی قدامی، پژوهش های مورد-شاهدی، ناپایداری مفصل، روش های جراحی ترمیمی، پارگی
  • رضا عبداللهی، بهمن وحیدی*، محمد کریمی صفحات 553-560
    زمینه و هدف

    آنوریسم مغزی موجب خونریزی درون جمجمه ای می شود که در نهایت می تواند به نقص عضو و یا مرگ بیمار بیانجامد. به همین دلیل، تحلیل بیماری و علل و خطرات ایجاد شده توسط آن از منظر بیومکانیکی اهمیت زیادی دارد. پژوهش کنونی با هدف شناخت خطر رشد و پارگی آنوریسم مغزی یک بیمار صورت پذیرفت.

    روش بررسی

    نوع مطالعه، شبیه سازی محاسباتی، زمان مطالعه از آذر 1395 تا شهریور 1397 در دانشگاه تهران است. در پژوهش کنونی، با هدف بررسی آنوریسم مغزی بیمار خاص، از روش برهمکنش سیال-ساختار استفاده شد. همچنین، با در نظر گرفتن سرعت سیستول به عنوان شرایط اولیه مساله، دامنه سیال خون در سه مدل سیال (نیوتنی (Newtonian)، غیرنیوتنی کار و (Non-Newtonian Carreau) و پاورلا (Non-Newtonian power-law)) حل شد. سپس نتایج فشار بر روی دیواره برای حل به ANSYS software, version 15.0 (ANSYS Inc., Canonsburg, PA, USA) انتقال یافت و براساس سه مدل (الاستیک خطی، هایپرالاستیک نئوهوکین و مونی- ریولین 5 پارامتری) حل شد.

    یافته ها

     تنش برشی، فشار، سرعت جریان، جابه جایی دیواره و تنش فون میزز (von-Mises stress) استخراج شد. با توجه به نتایج، دیواره به طور متوسط mm 1/8 جابه جا شد. همچنین، در میزان جابه جایی دیواره شریان با جنس دیواره ثابت و مدل مادی متفاوت برای خون، تفاوت چندانی مشاهده نشد. اما در صورت در نظر گرفتن مدل خون ثابت و جنس دیواره متفاوت در اندازه جابه جایی، تفاوت چشمگیری مشاهده شد.

    نتیجه گیری

     با توجه به میزان جابه جایی دیواره آنوریسم در این بیمار با هندسه و محل آنوریسم خاص، بافت اعصاب 3 و 6 مغز تحت فشار قرار گرفته و در معرض آسیب بود. کمترین تنش برشی نیز در نزدیک گردن آنوریسم بود که موجب تحریک سلول اندوتلیال در همین ناحیه آنوریسم می گردید.

    کلیدواژگان: گردش خون مغزی، شبیه سازی رایانه ای، تشخیص زودرس، همودینامیک، آنوریسم درون جمجمه ای
  • علیرضا ماهوری، نازلی کرمی*، سیده زهرا کریمی سرابی صفحات 561-567
    زمینه و هدف

    دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine) یک آگونیست α2 آدرنورسپتور است که آرامش بخشی عالی با کمترین ناپایداری قلبی-عروقی یا دپرسیون تنفسی را فرآهم می کند و ممکن است برای تسهیل خارج کردن لوله تراشه و جلوگیری از پاسخ های همودینامیک آن مفید واقع شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر دکسمدتومیدین بر روی پاسخ های همودینامیک در طی خارج کردن لوله تراشه بود.

    روش بررسی

    در یک مطالعه تحلیلی آینده نگر از اردیبهشت 1396 تا اردیبهشت 1397، پنجاه زن 20 تا 50 ساله کاندید عمل جراحی کوله سیستکتومی تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان امام خمینی (ره)، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، به طور تصادفی در دو گروه مساوی وارد مطالعه شدند. ده دقیقه پیش از پایان جراحی انفوزیون دکسمدتومیدین با دوز 0/8 میکروگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن (µg/kg) در گروه مطالعه شروع و در گروه کنترل نیز نرمال سالین به عنوان پلاسبو تجویز شد. پس از خروج لوله تراشه، فشارخون، تعداد ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن در دقایق 0، 1، 2، 3 و 5 و میزان آرام بخشی با استفاده از جدول رمزی در ریکاوری اندازه گیری و ثبت گردید.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک هنگام اکستوباسیون در بیمارانی که دکسمدتومیدین دریافت کردند به طور معناداری نسبت به گروه کنترل پایین تر بود. همچنین در بیماران گروه مطالعه 80% همکاری کننده، آگاه به زمان و مکان بودند در حالی که در گروه شاهد این مقدار 28% بود (0/001=p).

    نتیجه گیری

    انفوزیون وریدی دکسمدتومیدین با دوز µg/kg 0/8، 10 دقیقه پیش از خروج لوله تراشه باعث پایدار شدن همودینامیک بیماران و تسهیل اکستوباسیون شد.

    کلیدواژگان: دکسمدتومیدین، خارج کردن لوله تراشه، هیپرتانسیون، تاکیکاردی
  • الهام رجائی، امین حسام، کریم مولا، زینب دریس زایری* صفحات 568-571
    زمینه و هدف

    اسکلروز سیستمیک یک بیماری خودایمنی بافت همبند است که باعث درگیری عروق کوچک و رسوب کلاژن در پوست و احشای داخلی بدن می شود. بیماران براساس نوع درگیری پوستی به دو گروه محدود و منتشر تقسیم می شوند. براساس مطالعات، شیوع بیماری اسکلروز سیستمیک 15 مورد در صدهزار نفر برآورد شده است که از این میزان، زنان با نسبت سه برابر بیشتر از مردان، عمده ی بیماران را تشکیل می دهند. هدف این مطالعه بررسی علایم بالینی و آزمایشگاهی این بیماری می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه که به صورت توصیفی-مقطعی در سال های 1380 تا 1394 بر روی 200 بیمار مبتلا به اسکلرودرمی مراجعه کننده به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان گلستان اهواز صورت گرفت، علایم بالینی و آزمایشگاهی بیماران از طریق پرونده بیماران گردآوری شد.

    یافته ها

     از مجموع 200 بیمار مبتلا به اسکلرودرمی، 91/5% زن و 8/5% مرد بودند. میانگین سنی مبتلایان 44 سال بود. شایع ترین نژاد با شیوع 78/5%، نژاد لر بوده است. 68% بیماران مبتلا به نوع منتشر اسکلرودرمی و موارد محدود اسکلرودرمی 32% بود. پدیده رینود در 100% بیماران و اسکلروداکتیلی در 5/88% مبتلایان وجود داشت. 54/5٪ بیماران دچار عوارض ریوی و فیبروز بینابینی ریه بودند. موارد مثبت ویژگی های آزمایشگاهی به صورت آنتی بادی های ضد هسته ای (ANA) %93، آنتی توپوایزومراز (Anti-Scl-70) 77/5٪ و آنتی بادی آنتی سانترومر (ACA) 70% برآورد گردید.

    نتیجه گیری

    بیماران اسکلرودرمی در استان خوزستان بیشتر زنان میان سال و از نژاد لر بودند که در دو سوم موارد مبتلا به نوع منتشر این بیماری بودند.

    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، بیماری رینود، اسکلروز سیستمیک
  • امیرحسین موحدیان، محمد جهانگیری، مونا نبوتی، محمدرضا شریف، راحله مرادی، زیبا مسیبی* صفحات 572-578
    زمینه و هدف

    بیماری های مادرزادی قلبی، دومین دسته از آنومالی های شایع در نوزادان را تشکیل می دهند که تشخیص زودهنگام این بیماری ها به درمان بهتر آن کمک می کند. در این مطالعه به بررسی فراوانی و علل مشاوره های قلب در نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه نوزادان پرداخته شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی تمامی 250 مشاوره قلب انجام شده در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بیمارستان شهید بهشتی کاشان از فروردین 1392 تا پایان اسفند همان سال مورد بررسی قرار گرفت. داده هایی چون علت درخواست مشاوره، نوع زایمان، سن مادر، نوع ازدواج، سابقه ی فامیلی بیماری های مادرزادی قلبی، داروهای مصرفی مادر، بیماری های زمینه ای مادر، تشخیص نهایی و نیاز به پیگیری بیماران در پرسشنامه طراحی شده ثبت شد.

    یافته ها

     میانگین سنی نوزادان مشاوره شده، 5/14±4/84 روز و با سن بارداری 3/65±33/93 هفته بود. جنس مرد و زایمان سزارین بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. وضعیت و عملکرد قلبی در 84% از نوزادان طبیعی گزارش شد. شایع ترین بیماری قلبی تشخیص داده شده نقص های سپتوم با 27/5% و باز ماندن مجرای شریانی با 17/5% بود. ارتباط معناداری بین زایمان زودرس و تشخیص بیماری های مادرزادی قلبی وجود داشت (0/001<p)، افزون براین نارسی با سندرم دیسترس تنفسی و بارداری با روش های کمک باروری مرتبط بود (0/05<p).

    نتیجه گیری

     شیوع بالاتر بیماری های مادرزادی قلبی در پژوهش کنونی در مقایسه با سایر مطالعات، نشان دهنده ی این واقعیت است که درخواست مشاوره قلب بر مبنای شک بالینی منجر به شناسایی موارد بیشتری از بیماری های مادرزادی قلبی می گردد، یعنی ارجاع به موقع نوزادان نیازمند دریافت مشاوره با شیوع بالاتر تشخیص نواقص قلبی همراه است.

    کلیدواژگان: مادرزادی، پژوهش های مقطعی، بیماری قلبی، بخش مراقبت های ویژه نوزادان، نوزادان، ارجاع و مشاوره
  • علیرضا رای، شیرین آلرد، پریسا جانجانی، سیروس نوروزی* صفحات 579-585
    زمینه و هدف

    امروزه بیماری قلبی و عروقی یکی از شایع ترین علت های مرگ و میر در جهان به شمار می آید و به نظر می رسد جایگاه هورمون پاراتیرویید می تواند نقش مهمی در بیماری های قلبی و عروقی داشته باشد. بنابراین این مطالعه با هدف مقایسه سطح سرمی هورمون پاراتیرویید در بیماران مبتلا به سکته قلبی، آنژین ناپایدار و عروق کرونر نرمال انجام شد.

    روش بررسی

    روش انجام این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی است که جامعه پژوهش شامل افراد مبتلا به سکته قلبی، آنژین ناپایدار و کرونر نرمال مراجعه کننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر کرمانشاه بود که تعداد 120 نفر از بیماران واجد شرایط به صورت در دسترس از دی 1395 تا فروردین 1396 وارد مطالعه شدند و در سه گروه قرار گرفتند. سطح سرمی از طریق آزمایش خون در بیماران این سه گروه مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     براساس نتایج مطالعه، میانگین سطح سرمی پاراتیرویید در حالت کلی و بدون گروه بندی برابر با pg/dl 18/32 بود. بیشترین میزان سطح سرمی پاراتیرویید در گروه کرونر نرمال و کمترین آن در گروه آنژین ناپایدار بود. در افرادی که سابقه مصرف سیگار نداشتند تفاوت معناداری بین گروه های مختلف مطالعه از نظر میانگین سطح سرمی هورمون پاراتیرویید وجود داشت.

    نتیجه گیری

     نتایج به دست آمده از مطالعه نشان داد، میزان سطح سرمی پاراتیرویید با بیماری های قلبی-عروقی از جمله آنژین ناپایدار نسبت به گروه کنترل ارتباط دارد، می توان با بررسی آزمایشگاهی سطح سرمی هورمون پاراتیرویید در افراد مشکوک پیش بینی لازم در مورد سکته قلبی، آنژین ناپایدار و کرونر نرمال را انجام داد و از ابتلا به این بیماری ها با آزمایش جلوگیری نمود.

    کلیدواژگان: بیماری قلبی، سکته قلبی، هورمون پاراتیرویید، آنژین ناپایدار
  • نرگس زعیم زاده، شهیده جهانیان سادات محله، سعیده ضیایی*، آزاده متقی، مریم موحدی نژاد، ندا محمدزاده، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 586-594
    زمینه و هدف

    سندرم تخمدان پلی کیستیک شایع ترین اختلال آندوکرین در زنان سنین باروری می باشد. در صورت عدم درمان در طولانی مدت، احتمال ایجاد مخاطرات مزمن در فرد مبتلا، افزایش می یابد که سندرم متابولیک یکی از مهمترین آن هاست. پژوهش کنونی با هدف مقایسه دریافت غذایی درشت مغذی ها در زنان دچار تخمدان پلی کیستیک با یا بدون ابتلا به سندرم متابولیک انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش کنونی از نوع مورد-شاهدی لانه گزینی شده با روش نمونه گیری در دسترس از مرداد 1393 تا شهریور 1394 تحت حمایت دانشگاه تربیت مدرس در بیمارستان آرش و یک مطب خصوصی در تهران انجام شد. گروه مورد، 14 بیمار مبتلا به تخمدان پلی کیستیک به همراه سندرم متابولیک و گروه شاهد 28 بیمار با تخمدان پلی کیستیک بدون سندرم متابولیک را شامل می شدند. درشت مغذی های مورد بررسی شامل انواع چربی ها (تام، اشباع، تک غیراشباع، چند غیر اشباع، ترانس)، کربوهیدرات، پروتیین و فیبر بودند. دریافت غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی (168-item semi-quantitative food frequency questionnaire, FFQ) بررسی شد.

    یافته ها

     دریافت چربی تام (45/17±146/62 vs. 32/79±59/91 و 0/00<1p)، به طور معناداری در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بیشتر بود لیکن دریافت چربی اشباع (11/08±11/14 vs. 6/76±19/73 و 0/004=p)، چربی های تک غیر اشباع (12/66±14/15 vs. 7/76±26/16 و 0/00<1p) و چندغیراشباع (9/18±9/02 vs. 6/45±17/22 و 0/002=p)، کربوهیدرات (121/08±182/34 vs. 77/11±365/64 و 001/<0p)، پروتیین (42/85±42/74 vs. 24/04±78/06 و 0/00=1p)، فیبر تام (15/09±17/77 vs. 22/64±35/97 و 0/00<1p) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کمتر بود. تمامی نتایج برحسب گرم مصرفی در روز بیان گردیده اند.

    نتیجه گیری

     دریافت غذایی درشت مغذی ها در بیماران دچار تخمدان پلی کیستیک مبتلا و غیرمبتلا به سندرم متابولیک به طور معناداری با یکدیگر تفاوت داشت.

    کلیدواژگان: پژوهش های مورد-شاهدی، سندرم متابولیک، مواد مغذی، سندرم تخمدان پلی کیستیک
  • ثمیله نوربخش*، فهیمه احسانی پور، نیوشا مسئله گویان صفحات 595-599
    زمینه و هدف

    عفونت های داخل رحمی منجر به درگیری ارگان های مختلف بدن جنین از جمله چشم می شود. تعیین فراوانی و پاسخ بالینی ضایعات چشمی به داروهای اختصاصی در شیرخواران مبتلا به عفونت های مادرزادی توکسوپلاسما و سایتومگالوویروس هدف این مطالعه بود.

    روش بررسی

    این مطالعه کوهورت تاریخی از مهر 1390 تا آبان 1396، در بخش کودکان و چشم، بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران انجام شد. بیماران شامل 78 شیرخوار با عفونت داخل رحمی (اثبات شده) و درگیری چشمی (کاتاراکت، گلوکوم و رتینیت) بودند. شیرخوارانی که آزمایشات تکمیلی و تشخیصی، معاینات چشمی نداشتند، مراجعه و پیگیری نکردند و درمان موثر دریافت نداشتند، از مطالعه حذف شدند. سه نفر فوت کردند. درنهایت 37 بیمار (25 سایتومگالوویروس و 12 توکسوپلاسما) وارد مطالعه و تا یک سال پاسخ بالینی ضایعات چشمی ارزیابی شد.

    یافته ها

    از 12 توکسوپلاسما، پنج بیمار درمان کامل و چهار مورد پاسخ بالینی مناسب داشتند. از 25 سایتومگالوویروس، 18 بیمار درمان کامل و 9 بیمار پاسخ بالینی مناسب داشتند.

    نتیجه گیری

     ضایعات چشمی در 80% موارد توکسوپلاسما و 50% سایتومگالوویروس بهبود یافتند.

    کلیدواژگان: سایتومگالوویروس، شیرخواران، عفونت ها، ضایعات چشمی، توکسوپلاسموز، رحم
  • آرزو امیری، مریم عامری* صفحات 600-604
    زمینه و هدف

    قطع عضو، یکی از انواع شدید آسیب به خود است که به قصد صدمه به بدن، انجام می گیرد. چشم، دستگاه ژنیتال و دست، اعضای مهمی هستند که مورد هدف قرار می گیرند. تاکنون، قطع آلت تناسلی توسط خود، در جهان کمتر گزارش شده است و شایع ترین علت آن اختلالات سایکولوژیک و در راس آن ها سایکوزها هستند.

    معرفی بیمار

     مرد ساله مجرد، مبتلا به اختلال دوقطبی، که از دوران نوجوانی تحت درمان قرار داشت. وی سابقه سوء مصرف مواد و همین طور روابط جنسی متعدد را داشت. از دو ماه پیش، توهمات شنوایی بیمار مبنی بر قطع آلت تناسلی شروع شده بود که در نهایت در روز حادثه، منجر به این اقدام شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد مجموعه عواملی مانند ابتلای بیمار به سایکوز به دنبال اختلال دوقطبی، سوء مصرف مواد، عقب ماندگی ذهنی، داشتن روابط جنسی متعدد و همین طور رابطه قوی عاطفی با مادر می تواند به عنوان محرک برای اقدام به قطع آلت تناسلی باشد.

    کلیدواژگان: قطع اندام، گزارشهای موردی، آلت تناسلی، سایکوز
|
  • Masoud Mohammadi, Ali Akbar Vaisi Raygani, Rostam Jalali, Akram Ghobadi, Nader Salari*, Mitra Hemmati Pages 539-547
    Background

    Infant mortality is important as a standard indicator for the development of health, educational and social health systems in each country. Considering the fact that in different studies of the country there are different statistics on the prevalence of infant mortality in the intensive care unit and the general statistics on the prevalence of mortality in neonates in the country are unclear and unclear, the aim of this study was systematic review and meta-analysis for determine the prevalence of mortality in infants admitted to the intensive care unit (ICU) of hospitals in Iran.

    Methods

    A meta-analysis was performed for relevant articles in scientific databases including scientific information database (SID) and Magiran, ScienceDirect, Scopus, Medline (PubMed) and Google Scholar. Entrance criteria included cross-sectional studies between March 2000 to September 2018. The search process in these databases was performed using keywords: Neonatal, Intensive Care Unit, Mortality, and Iran. Non-relevant articles included review articles, interventions, cohorts and case-control studies, excluded from the study list. Heterogeneity of study was checked using I2 index and the possibility of publication bias by funnel plot and Egger test. Data were analyzed using the comprehensive meta-analysis software, version 3 (Biostat, Englewood, NJ, USA).

    Results

    The overall prevalence of infant mortality in ICU hospitals was 21.8% (95% CI 14.4-31.6%), the highest prevalence of infant mortality in Isfahan was 64.4% percentage (95% CI 57.5-70.9%) and the lowest mortality rate in babies in Babol's intensive care unit with 5.1% (95% CI 3.8-6.7%). The results of the study showed that the prevalence of infant mortality was significantly reduced with increasing sample size (P<0.05). Also, with an increase in years of research, the frequency of infant mortality in the intensive care unit increases, which is also statistically significant respectively (P<0.05).

    Conclusion

    Considering the high prevalence of infant mortality in ICU hospitals in Iran, health policy makers need to take effective measures to raise awareness of parents as well as effective measures to reduce infant mortality.

    Keywords: hospital, infants, intensive care unit, meta-analysis, mortality
  • Sepehr Eslami, Seyed Hamid Mousavi*, Keyvan Ghadimi Pages 548-552
    Background

    Recently, the surgical methods are used in patients with anterior cruciate ligament rupture and have been associated with successful results. There are different results in the term of using of the surgical methods for anterior cruciate ligament that often is associated with some complications such as infection, static laxity, remaining the pain, need to recurrence surgery, and limitation in the range of motion. Therefore, in this study, we aimed to compare outcomes of anterior cruciate ligament reconstruction with the fixed loop and the adjustable loop.

    Methods

    This cross-sectional study was done on 60 patients undergoing anterior cruciate ligament reconstruction referred to Kashani Hospital of Isfahan, Iran, from March 2017 to February 2019. Also, this study was approved in the Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran. 30 patients were assigned to a fixed loop and 30 patients under the adjustable loop method. Postoperative outcomes were compared with the fixed loop group and the adjustable loop group.

    Results

    The frequency of static laxity below 8 mm in the fixed loop group was 83.3% and the frequency of static laxity below 8 mm in the adjustable loop was 76.7%. There was no significant difference between the fixed loop group and the adjustable loop group based on static laxity. Also, no infection was seen in the fixed loop group and the adjustable loop group. There was no significant difference between the fixed loop group and the adjustable loop group in terms of range of motion and knee score before and after surgery. After surgery, 96.7% of the fixed loop group and 86.7% of the adjustable loop group returned to normal activity. There was no significant difference between the fixed loop group and the adjustable loop group in terms of return to normal activity and satisfaction.

    Conclusion

    Using the fixed loop is effective, useful, and with low-complication for the patients with anterior cruciate ligament and also using the adjustable loop grafts is effective, useful, and with low-complication for the patients with the anterior cruciate ligament rupture.

    Keywords: anterior cruciate ligament, cross-sectional studies, Joint Instability, reconstructive surgical procedures, rupture
  • Reza Abdollahi, Bahman Vahidi*, Mohammad Karimi Pages 553-560
    Background

    Cerebral aneurysm disease causes intracranial hemorrhage by rupturing, which can eventually, lead to organ failure or death. For this reason, it is important to anticipate the reasons for rupturing of a cerebral aneurysm from biomechanical point of view. Investigating this disease may even help the physicians to find treatments and predict the patient’s situation. This research was conducted to understand risks of development and rupture of a patient-specific cerebral aneurysm.

    Methods

    In a computational simulation, fluid-structure interaction method has been used for a patient-specific case. Also, considering the speed of the systole as the initial condition of the problem, the blood fluid domain has been solved in three types of fluid mathematical models (Newtonian, non-Newtonian Carreau, and non-Newtonian power-law). Then, the pressure results on the wall have been transmitted to ANSYS software, version 15.0 (ANSYS Inc., Canonsburg, PA, USA) and the structure has been solved based on three material models (linear elastic, hyperplastic Neo-Hookean and hyperplastic Mooney-Rivlin, with 5 parameters). The study was done in University of Tehran, Iran, from October 2016 to September 2018.

    Results

    Shear stress, pressure, flow velocity, wall displacement and von-Mises stress have been extracted from the simulations. The average wall displacement of the aneurysm was 1.8 mm. Also, no significant difference was found in the amount of arterial wall displacement, with constant wall material model and different blood models. However, a significant difference has been observed in the case of considering constant blood model and different wall material models in the value of displacement.

    Conclusion

    With regard to the amount of displacement of the aneurysm wall in this particular patient, with the geometry and location of the specific aneurysm, the brain nerves 3 and 6 were under stress and exposed to damage. The minimum shear stress was in the aneurysm neck, which stimulates the endothelial cells in the area of aneurysm. In addition, the blood model didn’t had a significant effect on the displacement calculations, while the wall material model played a more decisive role.

    Keywords: cerebrovascular circulation, computer simulation, early diagnosis, hemodynamics, intracranial aneurysm
  • Alireza Mahoori, Nazli Karami*, Seyedeh Zahra Karimi Sarabi Pages 561-567
    Background

    Emergence from general anesthesia and removing of tracheal tube can be associated with coughing, agitation, and hemodynamic disturbances. Dexmedetomidine is an alpha two adrenoceptor agonist that has effective sedation with less cardiovascular unstability and respiratory depression and may be useful for extubation and prevention of hemodynamic response during tracheal tube removing. The aim of this study was to evaluate the effect of dexmedetomidine on hemodynamic responses during endotracheal extubation and sedation level in recovery room.

    Methods

    In an analytical study, fifty women aged 20-50 years old candidate to cholecystectomy under general anesthesia and tracheal intubation were entered randomly to this study in two groups (no. 25) at Imam Khomeini Hospital, Urmia, Iran, and under support of Urmia University of Medical Sciences Urmia, Iran, from May 2017 to May 2018. Ten minutes before end of surgery, 0.8 µg/kg dexmedetomidine in the study group and for the other patients in control group normal saline as placebo were infused over ten minutes. During the emergence phase, blood pressure, heart rate and oxygen saturation were recorded at 0,1,2,3 and 5 minutes after extubation. Also, sedation index was evaluated via the Ramsay sedation score and recorded at recovery room.

    Results

    Heart rate, systolic blood pressure and diastolic blood pressure in patient with infusion of dexmedetomidine were lower significantly at 1,2,3 and 5 minutes after extubation than control group. Data for heart rate, systolic and diastolic pressure, at min 1 after extubation were 81±6 vs. 88±9, 120.64±13.21 vs. 137.52±11.06, 72.84±8.32 vs. 81.36±9.26 in dexmedetomidine and control groups respectively. Data for heart rate, systolic and diastolic pressure, at min 5 after extubation were 73±6 vs. 80±8, 110.64±10.68 vs. 119.88±10.01, 69.84±8.32 vs. 73.48±5.13 in study and control groups, respectively. As well as 80% of the patients in dexmedetomidine group had satisfactory sedation and cooperation in compare to the 28% in control group (P=0.001).

    Conclusion

    Intravenous infusion of 0.8 µg/kg dexmedetomidine 10 minutes before extubation of endotracheal tube and during emergence, facilitate extubation and lead to hemodynamic stability and satisfactory sedation.

    Keywords: dexmedetomidine_extubation_hypertension_tachycardia1. Peterson GN_Domino KB_Caplan RA_Posner KL_Lee LA_Cheney FW. Management of the difficult airway: A closed claims analysis. Anesthesiology 2005_103:33-9.2. Tanaka A_Isono S_Ishikava T_Nishin
  • Elham Rajaei, Amin Hessam, Karim Mowla, Zeinab Deris Zayeri* Pages 568-571
    Background

    Systemic sclerosis (SSc) is an autoimmune connective tissue disease characterized by vasculopathy and excessive collagen deposition in the skin and internal organs. Based on the skin damage we divide the patients into two groups: limited and diffuse SSc. In restricted type, the thickness of the skin is limited in the face and distal parts of the elbows and knees, with less involvement of internal organs, whereas in diffuse type, facial skin, organs, and trunk generally increase in thickness and internal visceral involvement is noticeable as renal failure, pulmonary artery pressure, and interstitial lung fibrosis. According to the prevalence studies, the prevalence of systemic sclerosis is estimated to be 15 cases per 100,000, of which the prevalence in women is 3 times more than men. Based on clinical evidence the prevalence of SSc is high in Khuzestan province. The aim of this article was to evaluate the demographic features of SSc in Khuzestan province, Iran.

    Methods

    This cross-sectional study conducted on two hundred SSc patients referred to Rheumatology Clinic of the Golestan University Hospital in Iran, from 2001 to 2015. Patients were selected based on the American College of Rheumatology classification criteria for SSc and were divided into diffuse and restricted types based on the site of skin involvement. Individual characteristics and clinical symptoms were extracted from the information in the patient records which were carefully compiled by physicians. Data on age, sex, race, duration of illness, and family history of SSc were collected orally.

    Results

    91.5% of the enrolled patients were female. The mean age was 44 years and the most common race in our study was Lor. The prevalence of the diffuse form of SSc was 68% and the limited form was 32%. The Raynaud's phenomenon was detected in 100% of patients. Sclerodactyly and interstitial lung disease were found in 88.5% and 54.5% of patients respectively. Laboratory features such as ANA (93%), Anti-Scl-70 (77.5%) and anti-centromere antibody (ACA) (70%) of SSc patients were reported.

    Conclusion

    According to the results of this article, the most systemic sclerosis patients in Khuzestan province were middle-aged Lor race females and the most common type was diffuse systemic sclerosis.

    Keywords: epidemiology, Raynaud disease, systemic scleroderma
  • Amir Hosein Movahedian, Mohammad Jahangiri, Mona Nabovati, Mohammad Reza Sharif, Raheleh Moradi, Ziba Mosayebi* Pages 572-578
    Background

    Congenital heart diseases are the second group of congenital anomalies in infants. These disorders are a major cause of death in the first year of a child's life. Early detection helps to treat these diseases better. In this study cardiology consultations of hospitalized infants in the neonatal intensive care unit were evaluated.

    Methods

    In this cross-sectional study, two hundred and fifty pediatric cardiology consultations conducted in Shahid Beheshti Hospital in the year 2012 were reviewed. Information such as the cause of consulting, delivery type, age of parents, relative couples, family history of congenital heart disease, maternal medications, maternal background diseases, the final diagnosis, and prognosis follow-up of the patients were recorded in a designed questionnaire. Finally, the data were entered into the SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) and analyzed using descriptive statistics and chi-square test. P-value of less than 0.05 was considered significant.

    Results

    The mean age of the consulted neonates was 4.845±5.14 days with a gestational age of 33.933±3.65 weeks. Male sex and cesarean section were the most frequent. Fifty-six percent of consulted infants were male. The present study revealed that prematurity (76%), murmurs (30.8%), respiratory distress syndrome (14.4%) and cyanosis (13.2%) were the most common causes of the cardiac consultation seeking among infants. Seventy-six percent of infants were consulted due to prematurity. Eighty-four percent of infants had a normal conditions. Septal defects (ventricular or atrial septal defect) and patent ductus arteriosus were the most common disease diagnosed with the prevalence of 27.5 and 17.5%, respectively. There was a significant relationship between preterm labor and congenital heart disease (P<0.001). Additionally, prematurity associated with respiratory distress syndrome and using assisted reproductive techniques.

    Conclusion

    The higher prevalence of congenital heart disease in the present study, compared with other studies, reflects the fact that cardiology consultation based on clinical suspicion leads to the more identification of congenital heart disease that means the right referral of newborns for consultation was accompanied with a higher incidence of heart failure.

    Keywords: congenital, cross-sectional studies, heart diseases, neonatal intensive care unit, neonates, referral, consultation
  • Alireza Rai, Shirin Alord, Parisa Janjani, Siros Norozi* Pages 579-585
    Background

    Nowadays, cardiovascular diseases (CVDs) are among the most common causes of mortalities worldwide. Parathyroid hormone (PTH) has an important role in the pathogenesis of CVDs. The aim of the current study was to compare serum PTH levels between patients with acute myocardial infarction (MI), unstable angina, and normal coronary function.

    Methods

    This descriptive and analytic study was performed on patients with acute MI, unstable angina, and normal coronary function visiting Imam Ali Hospital of Kermanshah city in Iran, during years 2016 to 2017. Data collection was done from December 2017 to March 2018. Of the patients who met inclusion criteria, 120 were selected by accessible sampling and were allocated into three groups. Serum level of PTH was determined in the three groups.

    Results

    Among the studied subjects, females and males comprised 43 (35.8%) and 77 (64.2%) respectively. Among those with normal coronary function, 22 (55%) and 18 (45%) were females and males respectively. In acute MI group, women and men comprised 8 (20%), and 32 (80%) respectively. Finally, males and females constituted 13 (32.5%) and 27 (67.5%) in unstable angina group. Based on this study, the overall mean serum PTH level was obtained 18.32 pg/ml. The highest PTH level was observed in individuals with normal coronary function, while the lowest level was recorded in patients with unstable angina. There was a significant difference in mean serum parathyroid hormone levels between the study groups in those with no history of smoking.

    Conclusion

    Our results indicated that parathyroid hormone serum level can be associated with cardiovascular diseases including unstable angina. There were significant differences in the means of parathyroid hormone level between the studied groups depending on the presence or absence of hyperlipidemia. In vitro evaluation of parathyroid hormone level in suspected subjects should be performed in the case of myocardial infarction, unstable angina and normal coronary, prevented from these diseases by testing.

    Keywords: coronary disease, myocardial infarction, parathyroid hormone, unstable angina
  • Narges Zaeemzadeh, Shahideh Jahanian Sadatmahalleh, Saeideh Ziaei*, Azadeh Mottaghi, Maryam Movahedinejad, Neda Mohamadzadeh, Anoshirvan Kazemnejad Pages 586-594
    Background

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is the most common endocrine disorder in reproductive age women. The prevalence of PCOS among Iranian women is 14.6% based on the Rotterdam definition. PCOS can increase the risk of chronic metabolic complications. Metabolic syndrome (MetS) is one of the most important of them. Insulin resistance is fundamental in PCOS and MetS pathophysiology. MetS is a collection of chronic metabolic derangements, which promotes the risk of serious diseases such as cardiovascular disturbances and diabetes. The quality of diet is inversely correlated with obesity, which is one of the consequences of PCOS and it is a risk factor for metabolic syndrome. As the first study, the present study aimed to compare the dietary intake of macronutrients in PCOS women with and without MetS.

    Methods

    In this nested case-control study, the convenience sampling method was used to select participants. The case group included 14 PCOS patients with MetS and the control group included 28 PCOS patients without MetS. The investigated macronutrients included fats (total fat, saturated fatty acids, mono and polyunsaturated fats, trans fatty acids), carbohydrate, protein, and fibers (total and soluble). The dietary intake assessment was carried out by a 168-item semi-quantitative food frequency questionnaire (FFQ). This study was performed on Arash Women's Hospital under support of Tarbiat Modares University, Tehran, Iran, from August 2014 to September 2015.

    Results

    Dietary intake of total fat was significantly higher in PCOS women with MetS than the control group (P<0.001, 146.62±45.17 vs. 59.91±32.79 g/d). Dietary intake of saturated fatty acids (P=0.004, 11.44±11.08 vs. 19.73±6.76 g/d), monounsaturated fats (P<0.001, 14.15±12.66 vs. 26.16±7.76 g/d), polyunsaturated fats (P=0.002, 9.02±9.18 vs. 17.22±6.45 g/d), carbohydrate (P<0.001, 182.34±121.08 vs. 365.64±77.11 g/d), protein (P=0.001, 42.74±42.85 vs. 78.06±24.04 g/d), total fiber (P<0.001, 17.77±15.09 vs. 35.97±22.64 g/d) was significantly lower in PCOS women with MetS than the control group. All results are expressed in terms of grams consumed per day.

    Conclusion

    Our results demonstrated that dietary intake of macronutrients was significantly different in polycystic ovary syndrome patients with and without metabolic syndrome.

    Keywords: case-control studies, metabolic syndrome, nutrients, polycystic ovarian syndrome
  • Samileh Noorbakhsh*, Fahimeh Ehsanipour, Niusha Masalegooyan Pages 595-599
    Background

    Intrauterine infections (TORCH) lead to the involvement of various organs of the body of the fetus, including the eye. The aim of this study was to determine the frequency and clinical response of eye lesions to specific drugs, in infants with confirmed TORCH induced ocular lesions.

    Methods

    This historical cohort study from 2011 to 2017, had done in Pediatrics and Ophthalmology Department of Rasoul Akram Hospital, Tehran, Iran. Cases included; 78 infants with confirmed intrauterine infection (TORCH) with ophthalmologic disorders (glaucoma, cataract, and retinitis), 3 cases died (without any treatment). The cases with incomplete diagnosis, no treatment or without follow-up excluded from study. Out of 74 children with confirmed TORCH induced ophthalmologic disorders, finally 37 children (25 cytomegalovirus, 12 toxoplasma) were treated with specific drugs, and clinical response to treatment was followed-up to 1 year by ophthalmologic examination.

    Results

    From 12 cases with ophthalmologic disorders due to congenital toxoplasmosis, 5 cases had full treatment, 4 cases had complete response. One case had not any improvement. From 25 cases with congenital cytomegalovirus (CMV), 18 patients continued treatment, 9 cases with complete clinical response, 9 cases had not response to antiviral treatment, indeed most non responder cases had central nervous system involvement from birth. The best response observed in CMV infected cases accompanied with sensory hearing loss (without CNS involvement).

    Conclusion

    Good clinical response of ophthalmic diseases in 80% of congenital toxoplasma; and 50% of congenital cytomegalovirus infected cases. Probably with initial diagnosis and rapid treatment of cases with TORCH induced ophthalmic disorders (especially cases without CNS involvement) it would lead to stopping ocular lesions.

    Keywords: cytomegalovirus, infants, infections, ocular lesions, toxoplasmosis, uterus
  • Arezoo Amiri, Maryam Ameri* Pages 600-604
    Background

    Self-mutilation is one of the most extreme types of self-harm, which is done deliberately to hurt the body, regardless of suicidal intent. In self-mutilation, the most important targets are the eyes, genital tract, and hands. So far, genital self-mutilation (GSM) has been less frequently reported around the world. According to our study, this is the first case of GSM reported in Iran. The most common cause of GSM is psychological disorder, especially psychosis.

    Case Presentation

    The patient was an unmarried 32-year-old man, who was hospitalized in Rasul-Akram Hospital in December 2018 for severe bleeding caused by GSM. He was diagnosed with type I bipolar disorder, which was treated from the late adolescence. Also, a history of drug abuse (amphetamine, opium, cannabis, alcohol) and multiple sexual relationships with different partners was reported. He abused tramadol tablets daily nowadays. His IQ was normal. He had lots of abrasions, scars and lacerations due to suicidal attempts in the past years. Two months before GSM, his auditory hallucinations about genital self-mutilation had started. He committed GSM after having sexual intercourse and was transferred to our hospital by an ambulance with severe hemorrhage, scrotum damage, and presentation of both testes, for which he received appropriate treatments.

    Conclusion

    It seems that a set of factors, such as patient's history of psychosis following bipolar disorder, substance abuse, mental retardation, multiple sexual relationships, and strong emotional relationship with the mother can contribute to self-injury that may lead to genital self-mutilation. It should be noted that genital self-mutilation cases are less likely to be reported in Iran, considering the cultural and religious background. Therefore, the pathology of this devastating phenomenon should be more thoroughly examined.

    Keywords: amputation, case reports, genitalia, psychosis