فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 11 (پیاپی 44، بهمن 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/09
  • تعداد عناوین: 21
|
  • جمیل منصوری، محمدعلی بشارت*، حمیدرضا غریبی صفحات 1-8

    دلبستگی یکی از سازه های روانشناختی است که تحت تاثیر ارتباط اولیه مراقب-کودک شکل می گیرد. انواع سبک های دلبستگی برحسب نوع تعاملی که کودک با مراقب داشته است دیگر ویژگی های روانشناختی را تحت تاثیر قرار می دهد. بهشیاری که به صورت توجه به زمان حال و آگاهی از حالت های درون فردی و برون فردی تعریف شده است از جمله این ویژگی ها است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبک های دلبستگی بود. تعداد 268 نفر (231 پسر، 36 دختر) از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به صورت نمونه گیری در دسترس از رشته های مختلف تحصیلی در این پژوهش انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI) و توجه آگاهانه بهشیارانه (MAAS) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن با بهشیاری همبستگی مثبت معنادار و دلبستگی ناایمن (اجتنابی/دوسوگرا) با بهشیاری همبستگی منفی معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانستند به طور معناداری بهشیاری را پیش بینی کنند، درحالی که سبک دلبستگی اجتنابی نتوانست بهشیاری را پیش بینی کند. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا می تواند بهشیاری را پیش بینی کنند.

    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، عاطفه، بهشیاری، توجه
  • مهدی مصباحی، گلناز رحیمی*، الهام ایران نژاد صفحات 9-18

    ظرفیت بالای خودمهارگری به طور نیرومندی سازگارانه است و افراد را قادر می سازد تا شادتر و سالم تر زندگی کنند. خودمهارگری به نتایج مثبتی مثل سبک زندگی سالم تر، وضعیت مالی بهتر و روابط بین شخصی بهتر می انجامد، درحالی که شکست در خودمهارگری می تواند به معنی تسلیم در برابر این تکانه ها و انجام رفتارهای آسیب رسان باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گر شفقت خود در رابطه بین سبک های دلبستگی و خودمهارگری انجام شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر 245 نفر (134 زن و 111 مرد) از افراد عادی جامعه بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند تا به پرسشنامه شفقت خود (SCS)، سبک های دلبستگی (RAAS) و  خودمهارگری (SCS) پاسخ دهند. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد سبک دلبستگی ایمن به صورت مثبت و معنادار و سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت منفی و معنادار، شفقت خود را پیش بینی می کنند. همچنین، نتایج نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار بین شفقت خود و خودمهارگری بود. در نهایت، نتایج نشان داد شفقت خود رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با خودمهارگری را به صورت مثبت و رابطه بین سبک های اضطرابی و اجتنابی را به صورت منفی میانجی گری می کند. بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده سبک های دلبستگی و اتفاقات کودکی می تواند در شفقت افراد نسبت به خود و همچنین خودمهارگری آن ها تاثیر بسزایی داشته باشد و در واقع کمک کننده تنظیم هیجانات و رفتار افراد در بزرگسالی باشند

    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، شفقت خود، خودمهارگری
  • نسرین خدمتی* صفحات 19-26

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجان با رفتارهای خود آسیب رسان دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397  به تعداد 224400 نفر بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 380 نفر برآورد شد و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه آسیب به خود سانسون، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر و مقیاس پاسخ های نشخواری نالن- هوکسما و مارو استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد، بین ابعاد دشواری تنظیم هیجان ازجمله عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی و دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی با رفتارهای خود آسیب رسان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. همچنین بین نشخوار فکری و رفتارهای خود آسیب رسان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. رگرسیون پیش بینی رفتارهای خود آسیب رسان بر اساس نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجان معنی دار است. از بین ابعاد دشواری تنظیم هیجان، عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری در کنترل تکانه و دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی به طور مثبت و معناداری رفتارهای خود آسیب رسان را پیش بینی می کنند. همچنین، نشخوار فکری به طور مثبت و معناداری رفتارهای خود آسیب رسان را پیش بینی می کند.

    کلیدواژگان: نشخوار فکری، دشواری تنظیم هیجان، رفتارهای خود آسیب رسان
  • اسدالله امیدی، نیما قربانی*، مژگان فروتن، امیرحسن جوادی، حامد کاشانکی صفحات 27-34

    اختلالات گوارشی با عنوان دسته ای از پربسامدترین شکایات جسمی، نمونه ی مشهوری از ارتباط اضطراب با سلامت جسمانی است. تخمین زده می شود که حدود 7 تا 12 درصد تمام مراجعات به پزشکان به علائم و اختلالات گوارشی مربوط است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی ارتباط اضطراب با  سرکوبی با توجه به نقش واسطه ای خود شناسی انسجامی بود. برای تحقق این هدف، 125 نفر بیمار گوارشی به پرسشنامه های سازش یافتگی واینبرگر (WAI)، خودشناسی انسجامی (ISK) و مقیاس خود سنجی علائم بالینی (Symptom Checklist) پاسخ دادند. نتایج همبستگی و تحلیل رگرسیون داده ها نشان داد که خودشناسی انسجامی نقش واسطه ای در رابطه بین سرکوبگری و اضطراب در بیماران گوارشی ایفا می کند. این یافته ها علاوه بر تائید ارتباط دوسویه ذهن و بدن و اهمیت فرآیندهای روانی در افراد با بیماری جسمانی،  مدل نظری فرایندهای خودنظم بخشی را گسترش داد و براساس مبانی نظری آن تدوین شد.

    کلیدواژگان: بیماری گوارشی، سرکوب، خودشناسی انسجامی
  • ازاده رجبی اسلامی، مهتاب سلیمی*، مرتضی شاه مرادی صفحات 35-46

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش هوش معنوی بر خودپنداره دانش آموزان دختر دوره متوسطه انجام شد. این مطالعه با روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه ناحیه یک آموزش وپرورش شهر کرج بود که تعداد آن ها 2325 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه هوش معنوی کینگ و پرسشنامه خود پنداره دولت آبادی استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هوش معنوی در بین ابعاد شش گانه خودپنداره بر ابعاد جسمانی، آموزشی، عقلانی و خلق و خوی دانش آموزان تاثیر معناداری داشته و بر ابعاد اخلاقی و اجتماعی تاثیر معناداری ندارد. در نتیجه می توان گفت هوش معنوی بر خودپنداره دانش آموزان تاثیر دارد و توجه به هوش معنوی در برنامه درسی به دانش آموزان در شکل گیری و بهبود خود پنداره مثبت کمک کند.

    کلیدواژگان: هوش معنوی، خودپنداره، دانش اموزان
  • عدنان اکبری*، حمید خانی پور صفحات 47-56

    پدیده ی اضطراب در میان روانکاوان همواره از اهمیتی اساسی برخوردار بوده است. فروید به عنوان بانی روانکاوی از همان ابتدا توجه خاصی به این پدیده مبذول داشت و همواره در پی یافتن تبیینی جامع از این مسئله بود. از همین رو او در نظریات خود حول این مسئله، جرح و تعدیل های فراوانی اعمال نمود و حتی یک بار تمام نظریه ی خود را از پایه تغییر داد. در این میان یکی از شاگردان محبوب او به نام اتو رانک، در اصلاحات او در نظریه ی اضطراب تاثیر بسزایی داشت. اتو رانک در سال 1924 کتابی تحت عنوان «ترومای تولد» منتشر نمود که بحث اضطراب را از نو پیش می کشید. هر چند که فروید در ابتدا نظر مثبتی نسبت به این کتاب ابراز داشت، اما رفته رفته با دیده ی شک و تردید در آن نگریست و در نهایت زیربنای نظریه ی اضطراب رانک را به نقد کشید. اما از طرفی این امر موجب شد فروید در نقد این کتاب، ضعف ها و رخنه های نظریه ی خود را نیز بار دیگر مورد مداقه قرار دهد و برای آخرین بار در نظریه ی اضطراب تجدید نظر نموده و صورت نهایی دیدگاه های خود حول این پدیده را ارائه نماید. در نوشته ی حاضر، ابتدا مروری بر نظریه ی اول فروید در مورد اضطراب خواهیم داشت و در ادامه به کتاب «ترومای تولد» رانک و نظریه ی اضطرابی که در آن ارائه شده بود، خواهیم پرداخت. در پایان نقدهای فروید بر این نظریه را شرح داده و صورت نهایی نظریه ی اضطراب او را ارائه خواهیم نمود

    کلیدواژگان: فروید، رانک، اضطراب، روانکاوی، ترومای تولد
  • مرضیه ح حبیبی* صفحات 57-66

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تعلل ورزی تحصیلی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود.  جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه سوم دوره دوم متوسطه شهر مشهد در نیم سال تحصیلی اول 98-1397 تشکیل دادند که از بین آنها 30نفر به روش نمونه گیری تصادفی و با توجه به ارزیابی های اولیه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر)  و کنترل (15نفر) گمارده شدند. دانش آموزان گروه آزمایش، برنامه آموزش کاهش استرس مبتنی ذهن آگاهی را در 8 جلسه 45 دقیقه ای (در هر هفته دو جلسه) دریافت کردند؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های تعلل ورزی تحصیلی سولومن و همکارن (1984) و انگیزه پیشرفت هرمنس (1970) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش در متغیرهای تعلل ورزی تحصیلی و مولفه های انگیزه پیشرفت شامل؛ اعتمادبه نفس، پشتکار، آینده نگری و سخت کوشی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0<p). به عبارت دیگر می توان گفت که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش تعلل وری تحصیلی و بهبود انگیزه پیشرفت دانش آموزان دختر تاثیر معناداری دارد.

    کلیدواژگان: کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، تعلل ورزی تحصیلی، انگیزه پیشرفت، دانش آموزان دختر
  • سحر صفرزاده*، حمدالله جایروند صفحات 67-76

    هدف از انجام این پژوهش بررسی پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی بر اساس سبک های یادگیری خودتنظیمی، راهبردهای فراشناخت و جهت گیری هدف-پیشرفت در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بوده است. تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود. بدین منظور از بین جامعه مذکور تعداد 400 نفر (200 دختر و 200 پسر)  به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه سبک های یادگیری خودتنظیمی پنتریج و دی گروت (1990) و فراشناخت انیل و عابدی (1997)، مقیاس جهت گیری هدف-پیشرفت پرسشنامه میگلی و همکاران (2000) و خودکارآمدی تحصیلی اوون و فرانمن (1988) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد و نتایج نشان داد بین مولفه های سبک های یادگیری خودتنظیمی (تکرار و مرور، یادداشت برداری، خلاصه نویسی، سازمان دهی، درک مطالب)، راهبردهای فراشناخت (برنامه ریزی، تلاش و پشتکار) و مولفه های جهت گیری هدف-پیشرفت (اهداف تسلط، اهداف عملکرد-رویکرد و اهداف عملکرد-اجتناب) با خودکارآمدی تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین تحلیل داده از روش رگرسیون نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین به ترتیب اهداف تسلط، اهداف عملکرد-رویکرد و اهداف عملکرد-اجتنابی پیش بینی کننده های مناسبی برای متغیر ملاک خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان می باشند

    کلیدواژگان: سبک های یادگیری خودتنظیمی، راهبردهای فراشناخت، جهت گیری هدف-پیشرفت، خودکارآمدی تحصیلی، دانشجویان
  • شهربانو عالی*، الهام درویشی لردی، سحر مسجدی صفحات 77-84

    هدف پژوهش حاضر مقایسه اختلالات رفتاری- هیجانی و نیمرخ تحول هیجانی-کارکردی در کودکان بی سرپرست و دارای سرپرست است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کودکان دارای سرپرست و بی سرپرست شهرستان مشهد است و نمونه پژوهش را 38 کودک بی سرپرست و 41 کودک دارای سرپرست 4 تا 6 ساله تشکیل دادند. در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ای برای کودکان دارای سرپرست و نمونه گیری در دسترس برای کودکان بی سرپرست استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر (RCBQ) و پرسشنامه تحول هیجانی-کارکردی گرینسپن (FEDQ) استفاده شد که توسط والدین کودکان تکمیل گردید. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین دو گروه در سطوح دوم و پنجم از سطوح تحول هیجانی- کارکردی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01)؛ اما تفاوت معناداری در اختلالات رفتاری - هیجانی بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد مشکلات رفتاری کودکان بی سرپرست با نیمرخ هیجانی-کارکردی آنها همبستگی منفی معنادار دارد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که کودکان بی سرپرست از نظر تحول هیجانی- کارکردی با کودکان دارای سرپرست متفاوت هستند و این امر می تواند در مشکلات رفتاری آنها نقش داشته باشد. یافته های این پژوهش می تواند به فراهم آوردن محیطی مناسب در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست جهت  ارتقاء توانمندی های هیجانی - کارکردی این کودکان یاری رساند.

    کلیدواژگان: اختلالات رفتاری، اختلالات هیجانی، تحول هیجانی-کارکردی، کودکان بی سرپرست، کودکان دارای سرپرست
  • بهناز شیدعنبرانی، علیرضا گل، سید امیر امین یزدی*، فاطمه فرهادیان، سجاد نامور طباطبایی صفحات 85-94

    این پژوهش با هدف پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه برمبنای بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری انجام شد. این پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی می باشد. جامعه هدف شامل تمام افراد بین 18 تا 50 سال بود. نمونه پژوهش حاضر 266 نفر بود که بصورت داوطلبانه و در دسترس پرسش نامه های طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ)، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسش نامه تجارب دوره زندگی (LEQ) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. داده های بدست آمده با SPSS-25 تحلیل گردید. براساس همبستگی پیرسون طرحواره های نقص/شرم (54/0)، انزوای اجتماعی/بیگانگی (52/0) و محرومیت هیجانی (53/0) بیشترین ارتباط و همبستگی را با بدرفتاری عاطفی دوران کودکی دارد که همه ی این طرحواره ها در حوزه طرد و بریدگی قرار دارند. طبق یافته های به دست آمده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، بدرفتاری عاطفی دوران کودکی (سوءاستفاده عاطفی) و سبک فرزندپروری (مستبدانه) بیشترین قدرت پیش بینی را برای طرحواره های حوزه طرد و بریدگی دارد که به ترتیب 8/26 و 8/3 درصد از حوزه طرد و بریدگی را پیش بینی می کنند و این دو متغیر به همراه هم 6/30 درصد از حوزه طرد و بریدگی را پیش بینی می کنند (05/0>P). بدرفتاری های عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری ناکارآمد تاثیر بسزایی در تعیین شخصیت بزرگسالان دارد زیرا بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک فرزندپروری مخصوصا مستبدانه در شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه مخصوصا در حوزه طرد باهم تعامل دارند و می توانند اثرات زیان بار یکدیگر را افزایش یا کاهش دهند.

    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار، سبک فرزندپروری، بدرفتاری عاطفی
  • اکبر شریفی، مریم قهرمانی* صفحات 95-102

    پژوهش حاضر با هدف تعیین  رابطه  بین ساختار خانواده، حمایتهای اجتماعی، گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی در بین مردان معتاد انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مردان معتاد مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد اعم از خصوصی و دولتی شهر رشت از خرداد  تا  شهریور سال 95  می باشد. 150 نفراز مردان معتاد به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها پرسشنامه های خانواده اپشتاین، بالدوین وپیشاپ (1983)، چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زمان و همکاران (1998) ، افکار خودکشی آنتون ورید (1991)، رضایت از زندگی داینر و همکاران (1987) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در محیط SPSS18 استفاده گردید.  یافته ها نشان داد که بین ساختار خانواده با رضایت از زندگی رابطه مثبت و معنادار و گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ساختار خانواده  72 درصد و گرایش به خودکشی نیز 74 درصد از تغییرات رضایت زندگی را پیش بینی می کنند. نتایج نشان داد که بین ساختار خانواده، حمایتهای اجتماعی، گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی در بین مردان معتاد رابطه وجود دارد.

    کلیدواژگان: ساختار خانواده، حمایتهای اجتماعی، گرایش به خودکشی، رضایت از زندگی
  • گلناز مظاهری نژاد فرد، فاطمه باقریان، الناز ملحی* صفحات 103-110

    نظریه صفات، یکی از نظریه های مطرح در روان شناسی شخصیت است که توصیف آن به خلاصه کردن، پیش بینی و تبیین رفتار می انجامد و توسعه ی آن حاصل تلاش های دو گروه از روان شناسان است: گروه اول با روش بالینی به نظریه پردازی درباره صفات پرداخته اند و گروه دیگر روش آزمایشی و آماری را اساس دستیابی به صفات دانسته اند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و نیز پس از مطالعه کتاب ها و مقالات متعدد صورت گرفته است، معرفی و مقایسه ی این رویکرد ها است که با تاکید بر آرای سه روا ن شناس بزرگ، آلپورت، آیزنک و کتل، و الگوی پنج عاملی صفات شخصیت، به عنوان نظریه ای که در دو دهه گذشته بیش از سایر نظریه ها مورد توجه و حمایت پژوهشگران قرار گرفته است، انجام می شود. با وجود جنبه های کاربردی بالینی و پژوهشی این نظریه، محدودیت ها و نقدهایی نیز در مورد آن مطرح شده است. بنابراین، استفاده از این رویکرد در تبیین تحولی شخصیت علاوه بر نکات مثبت، نیازمند در نظر گرفتن محدودیت ها و نقدهای وارد شده بر آن است

    کلیدواژگان: شخصیت، صفات، الگوی پنج عاملی
  • شهاب مرادی*، الهه اخانی صفحات 111-118

    هدف این پژوهش مقایسه اختلال های روانشناختی فرزندان طلاق با همتایان عادی بود. روش پژوهش علی مقایسه ای بود. جامعه آماری تمام کودکان طلاق و نیز همتایان عادی آن ها در شهرستان سمنان بودند. نمونه شامل 118 نفر از کودکان مطلقه و 223 نفر از همتای عادی بود. روش نمونه گیری در دسترس بود. ابزار پژوهش چک لیست بررسی مشکلات رفتاری کودکان 4-16 سال آخنباخ بود. داده به روش تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته های نشان داد که بین دو گروه کودکان مطلقه به طور معناداری میزان بیشتری از اختلال های روانشناختی اضطراب، گوشه گیری، مشکلات اجتماعی، مشکلات توجه و مشکلات تفکر تفاوت معناداری نسبت به کودکان عادی دارند (01/0<p). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت طلاق عاملی برای بروز یا تشدید اختلال های روانی رفتاری کودکان محسوب می شود بنابراین توجه و رسیدگی به فرزند مطلقه اهمیت دارد.

    کلیدواژگان: طلاق، اختلال های روانشناختی، کودکان طلاق
  • معصومه صیادی* صفحات 119-126

    اختلال شخصیت مرزی یکی از مشکلات پیچیده مربوط به حیطه سلامت روان است که با مشخصه هایی چون هیجانات منفی شدید، اختلال هویت، رفتارهای تکانش گرانه و ناپایداری در روابط بین فردی شناخته می شود. اقدامات درمانی متعددی با توجه به سبب شناسی این اختلال مورد استفاده قرارگرفته و از بین این درمان ها، رفتاردرمانی دیالکتیکی که توسط مارشا لینهان در سال 1993 مطرح شده است باعث بهبودی زیادی شده است. این درمان جزو درمان های شناختی رفتاری بوده و بی ثباتی عاطفی و تکانشگری را هدف قرار داده است. روش پژوهش حاضر از نوع مروری است و دربرگیرنده مقالات و مطالعات کاربردی درزمینه رفتاردرمانی دیالکتیکی برای اختلال شخصیت مرزی است. بر اساس مبانی نظری و پژوهشی می توان گفت که رفتاردرمانی دیالکتیکی یک مداخله امیدبخش برای درمان اختلال شخصیت مرزی است؛ بااین حال برای کارایی بیشتر، به کارگیری این روش درمان بر روی جمعیت بزرگ تر دارای اختلال شخصیت مرزی و سایر اختلالات شخصیت، با دوره های پیگیری طولانی تر توصیه می شود.

    کلیدواژگان: رفتاردرمانی دیالکتیکی، اختلال شخصیت مرزی، مطالعه مروری
  • احمد میرگل*، فرشته عسکری، سحر محسنی صفحات 127-132

    هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی هوش معنوی و  عزت نفس با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان متوسطه  دوم شهر زهک بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش 700 نفر  در سال تحصیلی 96- 97 و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه هوش معنوی (کینگ، 2008)، عزت نفس (کوپر اسمیت، 1967) و خودکارآمدی تحصیلی (جینگ و مورگان، 1999) را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده با روش های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون به روش گام به گام و آزمون t  مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که که نمرات میانگین هوش معنوی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر بیشتر از دختران است. میان هوش معنوی با خودکارآمدی تحصیلی (28/0= r) و  عزت نفس  با خودکارآمدی تحصیلی (19/0= r) ارتباط معناداری مشاهده شد (01/0 ≤  p). همچنین نتایج نشان داد که تفکر انتقادی و تولید معنای شخصی 11 درصد از واریانس خودکارآمدی تحصیلی را تبیین کردند.

    کلیدواژگان: هوش معنوی، عزت نفس، خودکارآمدی تحصیلی، دانش آموزان
  • راضیه کرامتی، فرهاد تنهای رشوانلو*، سید علی کیمیایی، رضا دل پسند صفحات 133-140

    هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت سازمانی مدرسه با کیفیت زندگی معلمان ابتدایی با تحلیل همبستگی کانونی بود. جامعه آماری پژوهش را معلمان ابتدایی خراسان شمالی تشکیل می دادند. سیصد و هشتاد و نه نفر از این معلمان با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت سازمانی مدارس (هوی و فلدمن، 1999) و زمینه یابی سلامت (ویر و همکاران، 1996) را تکمیل کردند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی و در نرم افزار SPSS.16 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میان سلامت سازمانی مدرسه با کیفیت زندگی معلمان ابتدایی رابطه معناداری وجود دارد. واریانس مشترک سلامت سازمانی مدرسه و کیفیت زندگی 14 درصد است. در مجموع به نظر می رسد، یگانگی نهادی، نفوذ مدیر و روحیه در مدرسه می تواند با سلامت روانی و جسمانی معلمان ابتدایی در ارتباط باشد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، سلامت سازمانی مدرسه، معلمان ابتدایی، همبستگی کانونی
  • نیلوفر میکاییلی، نسیم ذکی بخش محمدی، سید محمد بصیر امیر* صفحات 141-148

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بی ثباتی ازدواج، فاجعه نمایی و ماجراجویی در پیش بینی افکار خودکشی معتادان در حال ترک انجام شد. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه معتادان در حال ترک شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1396 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 70  نفر از معتادان در حال ترک به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل شاخص بی ثباتی ازدواج بوث، جوهانسون و ادوارز (1983)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی،کرایج و اسپینهاون (2001)، مقیاس هیجان خواهی زاکرمن (1971) و مقیاس افکار خودکشی بک (1961) بودند. داده ها با کمک ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری به روش همزمان تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین بی ثباتی ازدواج، ماجراجویی  و فاجعه نمایی با افکارخودکشی معتادان در حال ترک همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج بررسی تاثیر متغیرها نشان داد که متغیرهای  ماجراجویی با 16 درصد، فاجعه نمایی با 25 درصد و بی ثباتی ازدواج با 11 درصد قادر به پیش بینی افکار خودکشی معتادان درحال ترک هستند. این نتایج حاکی از آن است که بی ثباتی ازدواج، فاجعه نمایی و ماجراجویی نقش با اهمیتی در پیش بینی افکار خودکشی معتادان در حال ترک دارند،. بنابراین با توجه به یافته های پژوهش حاضر فرآهم آوردن آموزش های تنظیم شناختی هیجان، کنترل هیجانی و بهبود روابط بین فردی در حین ترک به منظور کاهش افکار خودکشی و اقدام به خودکشی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: بی ثباتی ازدواج، فاجعه نمایی، ماجراجویی، افکار خودکشی، اعتیاد
  • وحیده دهاقین، الهه حجازی* صفحات 149-158

    آموزش به روش معکوس، رویکردی نسبتا جدیدی در دنیا است. در کلاس درس معکوس، شیوه متداول تدریس وارونه می شود و به جای اینکه تکالیف در خانه و تدریس در مدرسه و کلاس درس انجام شود، دانش آموزان درس را در خانه و از طریق ویدیو یا پادکست می آموزند که معلم از پیش آماده کرده و در اختیار آن ها قرار داده است و در کلاس به انجام تکالیف و پرسش و پاسخ می پردازند. در کلاس، معلم موضوع کلی را مطرح می کند و دانش آموزان موظف اند درباره آن فکر و تحقیق کنند و مطالبی را که فهمیده اند در کلاس برای یکدیگر توضیح دهند؛ سپس معلم آن را تدریس می کند. انجام تکالیف، تکرار و تمرین، پرسش و پاسخ و بحث بر روی مباحث آموزشی بخشی از فعالیت کلاسی است که جایگزین تدریس در کلاس درس می شود و در نهایت تغییر چیدمان کلاس درس منجر به افزایش انگیزه، پویایی و ایجاد یادگیری عمیق تر می شود. در جهان امروز که شناخت و سواد مجازی و تکنولوژیکی دانش آموزان بالا رفته و در زمانی که انواع کتاب ها و ویدیوهای آموزشی مورد استفاده و استقبال هستند، یادگیری معکوس می تواند به راحتی وارد سیستم آموزشی ما شود. هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند یادگیری و انگیزش در کلاس معکوس است. در این مطالعه، به بررسی پیشینه پژوهش در ارتباط با متغیرها پرداخته شد و فرآیند یادگیری و انگیزش در کلاس معکوس مورد بررسی قرار گرفت. براساس یافته ها، می توان گفت که رویکرد معکوس با احتمال بیشتری نیازهای دانشجویان برای انگیزش، خودمختاری و رقابتی بودن را برآورده می کند و چون دانشجو باید خود به مشارکت و جست وجوی دانش بپردازد موجب ایجاد یادگیری پایدار می شود.

    کلیدواژگان: یادگیری، انگیزش، کلاس معکوس
  • صفورا جمشیدی*، حسین فرخی، سیدایمان سیدزاده دلویی صفحات 159-168

    پژوهش حاضر با هدف بررسی کارکرد‏های اجرایی کودکان دارای اختلال سلوک و مقایسه آنها با کودکان بهنجار در شهر مشهد انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه‏ای و نمونه آماری شامل 50 آزمودنی بود که از طریق نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند و در 2 گروه کودکان دارای اختلال سلوک (25 نفر) و بهنجار (25 نفر) گمارده شدند. جهت انتخاب افراد گروه نمونه، از مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات DSM-5 (SCID-5-CV) و پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) استفاده شد. داده‏ها با آزمون N-BACK و آزمون جامع عملکرد پیوسته دیداری و شنیداری (IVA+PLUS) جمع آوری و با روش تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در زمینه عملکرد حافظه کاری و توجه پایدار دیداری بین کودکان مبتلا به اختلال سلوک و بهنجار تفاوت معنادار وجود دارد؛ ولی از لحاظ متغیر بازداری پاسخ دیداری و بازداری پاسخ شنیداری تفاوت معناداری دیده نشد. بنابراین، عملکرد کودکان دارای اختلال سلوک در کارکردهای اجرایی ضعیف تر از افراد بهنجار است.

    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، توجه پایدار، حافظه کاری، بازداری پاسخ، اختلال سلوک
  • امید حسنی، آرش شهبازیان خونیق، سیاوش شیخ علیزاده* صفحات 169-176

    بهزیستی ذهنی یکی از سازه های مهم سلامت روانی است که شناسایی عوامل تاثیرگذار در آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش احساس تنهایی به عنوان پیش بین بهزیستی ذهنی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 98-1397، به تعداد 8286 نفر بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 255 نفر از آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های بهزیستی ذهنی وارویک- ادینبورگ (2007) و احساس تنهایی راسل و همکاران (1980) استفاده شد.. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تحلیل تشخیصی، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق آن متغیر احساس تنهایی توان تمایز بین گروه ها را داشت. همچنین، طبق این تابع تشخیص 5/78 درصد از دانشجویان به درستی در گروه های اولیه خود جایگزین شده بودند. بر اساس نتایج حاضر، در برنامه های آموزشی و پژوهشی برای افزایش بهزیستی ذهنی دانشجویان باید به احساس تنهایی توجه ویژه داشت.

    کلیدواژگان: بهزیستی ذهنی، احساس تنهایی، دانشجویان
  • فرهاد محمدی مصیری، زهرا سادات گلی*، صباسادات زنجانی صفحات 177-186

    هدف پژوهش حاضر رابطه صفات شخصیتی سرشت - منش و نگرانی با اضطراب اجتماعی نوجوانان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه نهم منطقه شش تهران در سال تحصیلی 96-1395 بود که تعداد302 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از سه پرسشنامه صفات شخصیت سرشت و منش کلونینجر، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا و مقیاس اضطراب اجتماعی لایبویتز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین ابعاد صفات شخصیتی سرشت (نوجویی، 51/0- = r؛ آسیب پرهیزی، 54/0= r؛ وابستگی به پاداش، 45/0- = r؛ پشتکار ، 59/0- =r) و اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (05/0<p). بین ابعاد صفات شخصیتی منش (خودراهبری ، 43/0- = r؛ همکاری ، 12/0- =r ؛ خودفراروی ، 13/0- =r ؛) و همچنین بین نگرانی و اضطراب اجتماعی (55/0=r) رابطه معناداری  وجود دارد (05/0<p). در مجموع می توان نتیجه گرفت که صفات شخصیتی سرشت و منش و نگرانی نقش مهمی در اضطراب اجتماعی نوجوانان دارند.

    کلیدواژگان: سرشت، منش، نگرانی، اضطراب اجتماعی
|
  • Jamil Mansouri, Mohammadali Besharat*, Hamidreza Gharibi Pages 1-8

    Attachment is one of the psychological constructs which is affected by early caregiver-child relationships — different kind of attachment styles -based on the relationship between child and caregiver- effect on other psychological characteristics. Mindfulness as an attention to the present moment and awarding from inter/intrapersonal states is one of those characteristics. The present study aimed to predict mindfulness according to attachment styles: two hundred and sixty-eight students (231 male, 36 female) selected from the University of Tehran and the medical university of Tehran using convenience sampling method. The participants completed Adult Attachment Inventory (AAI) and Mindfulness Awareness Attention Scale (MAAS). The results indicate that secure attachment had positive correlation significantly with mindfulness and insecure attachment (ambivalence and avoidance) had negative correlation significantly with mindfulness. Linear regression analysis showed that secure attachment and ambivalence attachment could predict mindfulness significantly, while avoidance attachment couldn’t predict. The findings indicate that secure and ambivalent attachment styles can predict mindfulness.

    Keywords: attachment styles, emotion, mindfulness, attention
  • Mehdi Mesbahi, Golnaz Rahimi*, Elham Irannejad Pages 9-18

    Owning the high capacity of self-control is an actively adaptive quality that enables people to live in a healthier and happier way. Self-control leads to positive outcomes like a healthier lifestyle, better financial situations, and better interpersonal relationships. In contrast, not having enough power of self-control can lead to adverse outcomes like having damaging behaviors. Hence, the present article has been done to determine the impact of the attachment styles on self-control, both directly and indirectly through the mediating role of self-compassion. Through available sampling, 245 psychologically healthy people, including 134 females and 111 males participated in the research. They answered the following questionnaires: self-compassion (SCS), attachment styles (RAAS) and self-control (SCS). Structural equation modeling was applied using AMOS software to analyze the data. The results showed that the secure attachment style predicts self-compassion positively and significantly, and anxious and avoidance attachment style negatively and significantly predict self-compassion. The results also showed a positive and significant relationship between self-compassion and self-control. The results also indicate that self-compassion mediates the relationship between secure attachment style and self-control positively and mediates the relationship between anxious and avoidant attachment styles negatively. Therefore, regarding the outcomes, attachment styles and childhood happenings can have an impact on individuals' self-compassion and self-control noticeably. And having a secure attachment style can help people regulate their emotions and behaviors in adulthood.

    Keywords: attachment styles, self-compassion, self control
  • Nasrin Khedmati* Pages 19-26

    The purpose of this study was to investigate the relationship between rumination and difficulty of emotion regulation with self-harm behaviors in students. The present research was a descriptive correlational study. The statistical population of the research consisted of all high school male and female students in Tehran during the academic year of 1397-98 that were 224400 people. The sample size was determined 380 people by Krejcie & Morgan table and selected by multistage cluster sampling. Data were collected by the Self-Harm Inventory Sansone, Difficulties in Emotion Regulation Scale Gratz & Roemer and the Ruminative Response Scale Nolen-Hoeksema & Morrow. Data were analyzed by the pearson correlation coefficient and multiple regression analysis. The results showed that there was a significant positive relationship between the dimensions of the difficulty of emotional regulation, such as the non-acceptance of emotional responses, the difficulties engaging in goal-directed behaviors, Impulse control difficulties, lack of emotional awareness and limited access to emotional regulation strategies with self-harm behaviors. There is also a significant positive relationship between rumination and self-harm behaviors. Regression prediction of self-harm behaviors based on rumination and difficulty of emotional regulation was significant. Among the difficulty dimensions of emotion regulation, the lack of acceptance of emotional responses, the difficulty in controlling impulse and limited access to emotional regulation strategies, positively and significantly predict self-harming behaviors. Also, rumination positively and significant predict self-harm behaviors.

    Keywords: rumination, difficulty of emotion regulation, self-harming behaviors
  • Asadalah Omidi, Nima Ghorbani*, Mojgan Forootan, Amirhasan Javadi, Hamed Kashanaki Pages 27-34

    Gastrointestinal (Digestive) disorders, as one of the most frequent physical complaints in the human population, are a well-known example of the association of anxiety with physical health. It is estimated that about 7 to 12 percent of all referrals to physicians are due to digestive disorders and symptoms. The main objective of this study was to identify the relationship between anxiety and repression regarding the mediating role of integrative self-knowledge. To achieve this goal, 125 patients with gastrointestinal disorders responded to Integrative self-knowledge (ISK), scaled form of disorder’s symptoms self-evaluation (Symptom Checklist) and Weinberger adjustment inventory questionnaires. The results of regression analysis and correlation of data showed that integrative self-knowledge has a mediating role in the relationship between repression and anxiety in patients with gastrointestinal (digestive) disorders.  These findings, as well as confirming the mutual relationship between mind and body and the importance of psychological processes in patients with physical illnesses, expanded the theoretical model of self-regulation processes and was developed based on its theoretical basis.

    Keywords: Gastrointestinal (Digestive) disorder, Repression, Integrative-Self-knowledge
  • Azadeh Rajabi Eslami, Mahtab Salimi*, Morteza Shahmoradi Pages 35-46

    The purpose of this study was to investigate the effect of spiritual intelligence training on the self-concept of highschool female students. According to the nature and objectives of the study, this study was carried out using a semi-experimental pre-test-post-test with the control group. The statistical population of the study consisted of all female students in district 1 in Karaj (2325 people (. Using convenience sampling method, 40 students were selected as sample and placed in experimental and control group. To collection data, the king's Spiritual Intelligence Questionnaire and Dolatabadi's Self-concept Questionnaire were used. For data analysis, covariance analysis test was applied. The results showed that spiritual intelligence training has a significant effect on physical, educational, rational and temperament dimensions of students' self-concept and has not a significant effect on ethical and social dimensions. As a result, it can be said that spiritual intelligence has an impact on students' self-concept, and paying attention to spiritual intelligence in the curriculum will help students to formulate and improve positive self-concept.

    Keywords: Spiritual Intelligence, Self-Concept, Students
  • Adnan Akbari*, Hamid Khanipour Pages 47-56

    Anxiety has always been a phenomenon of great importance among psychoanalysts. Freud, as the founder of psychoanalysis, took much notice of this phenomenon from the beginning of his career, and he was always trying to give a comprehensive explanation for this problem. Therefore, throughout his career, he modified his theories about anxiety frequently, and even one time, he changed his whole theory from its basis. Amid these modifications, one of his disciples, Otto Rank, had a significant influence on him. In 1924, Otto Rank published a book named “the Trauma of Birth,” which had a new theory about anxiety. Even though Freud first expressed a positive opinion about this book, but later on he doubted on his first take of the book, and finally he disagreed with Rank’s whole theory of anxiety and criticized it from the base. But on the other hand, This led Freud to recognize the flaws and defects of his theory and for the last time, try to modify it, and thus he reached his ultimate views on this topic. In this article, first, we review Freud’s first theory of anxiety, and then we discuss Rank’s book “The Trauma of Birth” and its theory about anxiety. Finally, we analyze Freud’s criticisms of this theory and present the ultimate form of his anxiety theory.

    Keywords: Freud, Rank, Anxiety, Psychoanalysis, Trauma of Birth
  • Marzieh H Habibi* Pages 57-66

    The purpose of this study was to investigate the mindfulness-based stress reduction program on academic procrastination and academic motivation of female students. The research method was pretest-posttest with the control group. The statistical population of the study consisted of all female students of the third grade of secondary school in Mashhad during the first half of the first academic year of 2018-19. Among them, 30 were selected by random sampling method, and according to the initial assessments, they were randomly selected In two experimental groups (15 people) and control (15 people). The experimental group received mindfulness-based stress reduction program in 8 sessions of 45 minutes (weekly two sessions); the control group was placed on the waiting list for two months. Solomon and Solomon Rothblum (1984) and (1970) questionnaires were used to collect data. To analyze the data, multivariate analysis of covariance analysis was used. The results of data analysis showed that by controlling the effect of pre-test, there was a significant difference between the mean scores of the post-test of the experimental group in the academic procrastination variables and  the components of progressive motivation including assertiveness, perseverance, futures, and hardiness There is (P <0.001). In terms of intervention, it can be concluded that the mindfulness-based stress reduction program  has a significant effect on reducing  academic procrastination and improving progressive motivation of female students.

    Keywords: Mindfulness-based stress reduction, academic procrastination, progressive motivation, female students
  • Sahar Safarzadeh*, Hamdollah Jayervand Pages 67-76

    The purpose of this study was to determine the prediction of academic self-efficacy based on self-regulated learning strategies, metacognition strategies and goal-progress orientation in students of Islamic Azad University branch Ahvaz. This research is correlational. For this purpose, the community of students, 400 people (180 boys and 180 girls) was selected based on stratified random sampling. The tool for collecting data in this research is through autonomous learning strategies questionnaire Pentrej and De Grote (1990), metacognition of O’neill and Abedi (1997), the scale of the goal-progress orientation Megli et al. (2000) and Owen and Franman's academic self-efficacy questionnaire (1988). Pearson correlation and regression analysis Multiple was used, and the results showed between the components of the self-regulated learning strategies (Repeat and review, note writing, abstracts, organizing, Comprehension of material), metacognitive strategies (planning, effort and perseverance) and the components of the goal-progress orientation (goals of mastery, performance-approach objectives and performance-avoidance goals) There is a meaningful relationship with academic self-efficacy. Also, analyze data from the regression method showed that among the predictor variables in the order of objectives of mastery, performance-approach objectives, and performance-avoidance objectives the proper predictors for the variable of academic self-efficacy criterion in students.

    Keywords: Self-regulated learning strategies, Metacognition, Goal-progress orientation, Academic self-efficacy, Student
  • Sahrbanoo Aali*, Elham Darvishi Lordi, Sahar Masjedi Pages 77-84

    This study aimed to compare the behavioral-emotional disorders and functional-emotional developmental Profile in orphans and children with caregiver. The statistical population consists of all orphans and children with caregiver in city of Mashhad. The sample included 38 orphans and 41 children with caregiver aged 4-6 years. In this study, the cluster sampling method was used for children with caregivers and convenience sampling method for the orphans. For collecting data, Rutter's Behavioral Disorders Questionnaire (RCBQ) and Greenspan's Functional-Emotional Developmental Questionnaire (FEDQ) were used. The results of multivariate variance showed a significant difference between the two groups in the second and fifth levels of functional-emotional development (p<0.01). However, there was no significant difference between the two groups in behavioral-emotional disorders. The results of Pearson correlation test showed that there is a negative significant correlation between behavioral problems and functional-emotional profile in orphaned children. According to the findings of the present study, it can be said that the orphans are different from children with caregivers in terms of functional-emotional development, and this may have a role in their behavioral problems. The findings of this study can contribute to provide an appropriate environment in the centers for orphaned children to improve their functional-emotional abilities.

    Keywords: behavioral disorders, emotional disorders, functional-emotional development, orphans, children with caregiver
  • Behnaz Shid Anbarani, Alireza Gol, Amir Amin Yazdi*, Fatemeh Farhadian, Sajjad Namvar Tabatabaee Pages 85-94

    The purpose of this study is predicting early maladaptive schemas based on childhood affective maltreatment and parenting styles. This investigation is descriptive and was done in the framework of correlational design. Purposeful population includes all people aged 18-50 years old. The sample of this study is 266 persons who were chosen in access (not random). Participants completed The Young Schema Questionnaire (YSQ), Baumrind Parenting Styles Questionnaire and the Lifetime of Experiences Questionnaire (LEQ) voluntarily. Descriptive statistics, Pearson correlation and step by step multiple regression analysis was used for analyzing data. Obtained data were analyzed by SPSS-25 software. Based on Pearson correlation, schemas of defectiveness/shame (0.54), social isolation/alienation (0.52) and emotional deprivation (0.53) which placed in disconnection and rejection area, have the most correlation and relation with childhood affective maltreatment. According to the findings acquired by step by step multiple regression analysis, childhood affective maltreatment (emotional abuse) and Parenting styles (arbitrary) have the most power in predicting schemas of disconnection and rejection area that respectively predict 26/8 and 3/8 percent of this area and these two variables together predict 30/6 percent of schemas of disconnection and rejection area (P<0.05). Affective maltreatments in childhood and maladaptive parenting styles play an important role in determining adults’ personality because affective maltreatment in childhood and parenting styles especially arbitrary interact together in the formation of early maladaptive schemas especially schemas of rejection area and can increase or decrease harmful effects of each other.

    Keywords: maladaptive schemas, parenting style, affective maltreatment
  • Akbar Sharifi, Maryam Ghahramani* Pages 95-102

    The purpose of this study was to determine the relationship between family structure, social support, suicidal tendency and life satisfaction among addicted men. The research method is descriptive-correlational. The statistical population includes all addicted men referring to addiction treatment clinics, both private and public in Rasht from June to September 2015. 150 addicted men were selected by simple random sampling. In order to collect data from the Epstein, Baldwin & Pishap (1983), Multidimensional Perceived Social Support Questionnaire of Time and Partners (1998), Anton vared Suicidal Thoughts (1991), Diener et al.'s Life Satisfaction (1987). Completed. Pearson correlation coefficient and multiple regression were used for data analysis in SPSS18. The findings showed that there is a positive and significant relationship between family structure and life satisfaction, and there is a negative and significant relationship between suicidal tendency and life satisfaction. There is a meaningful and positive relationship between social support and life satisfaction. Also, the results of regression analysis showed that the family structure of 72% and suicidal tendency also predict 74% of changes in life satisfaction. The results showed that there is a relationship between family structure, social support, suicidal tendency and life satisfaction among addicted men.

    Keywords: Family structure, social support, suicidal tendencies, life satisfaction
  • Golnaz Mazaheri Nejad Fard, Fatemeh Bagherian, Elnaz Melhi* Pages 103-110

    Trait theory is one of the major theories in personality psychology, which is described with summarizing, predicting and explaining behavior, and is developed by the efforts of two groups of psychologists: The first group, with a clinical approach, has been theorized about the traits, and the second group considered the experimental method as the basis for achieving the traits. The purpose of this descriptive-analytic study conducted after studying various related books and articles is to introduce and compare these approaches, with emphasize on the views of the three great psychologists, Allport, Eysenck and Cattell, and the big five-factor model of personality traits, as a theory that has been developed over the past two decades and has been researched and supported by researchers more than other theories. Despite the clinical and research implications of this theory, there are some limitations and criticisms about it. Therefore, the use of this approach in explaining the development of personality in addition to positive points requires consideration of the limitations and criticisms imposed on it.

    Keywords: Personality, Trait, Big five-factor model
  • Shahab Moradi*, Elahe Akhani Pages 111-118

    The aim of this study is the comparison of psychological disorders among the children of divorce and their typical peers through a comparative research method. The statistical society was all the children of divorce and their typical peers across the city of Semnan. The sample community consisted of 118 children with divorced parents and 223 children living with their parents (typical peers). All participants completed the questionnaires designed due to the Achenbach Child Behavior Problems Checklist for the children of 4 to 16 years old. Data analysis performed by Multivariable Analyze of Variance. The findings show that the children of divorce significantly suffer more psychological disorders such as anxiety, seclusiveness, social problems, thought problems and attention problems than others. According to the results divorce of parents could be considered as the main risk factor in the development or amplification of psychological and behavioural disorders among children. So, it is vital to pay attention to the children of divorce and can prevent some other difficulties in their future.

    Keywords: divorce, psychological disorders in children
  • Masomeh Sayadi* Pages 119-126

    Borderline personality disorder is a complicated problem in mental health domain which is characterized by intense negative emotions, identity disorder, impulsive behaviors, and instability in interpersonal relationships. Various therapeutic actions have been used based on the etiology of this disorder. Dialectic behavioral therapy is one of such actions, which has been developed by Marsha Linhan (1993). Dialectic behavioral therapy is a cognitive-behavioral therapy, targets emotional impulsivity and has caused considerable improvements in patients. The present paper is a review study which has considered practical research and studies on the effect of dialectic behavioral therapy on borderline personality disorder. Based on theoretical and research basics, it can be said that dialectic behavioral therapy is a promising intervention for borderline personality disorder. However, to increase efficiency, using this therapeutic approach in bigger populations with borderline personality disorder and other personality disorders with longer follow-up periods is recommended.

    Keywords: Dialectical Behavioral Therapy, Borderline Personality Disorder, Review Study
  • Ahmad Mirgol*, Freshteh Askari, Sahar Mohseni Pages 127-132

    This study aimed to investigate the relationship of spiritual intelligence and self-esteem with academic self-efficacy among senior high school students in Zahak. This descriptive study followed by a correlational design.  The current study had a population including 700 people in the academic year of 2018- 2019 and the sample size was 250 people selected by applying the Morgan table and using a stratified random sampling method. The sample completed the Spiritual Intelligence Questionnaire (King, 2008), the Self-Esteem Scale (Cooper Smith, 1967), and the Academic Self-Efficacy Inventory (Jing & Morgan, 1999). The collected data were analyzed using a Pearson correlation coefficient, stepwise regression analysis, and  Independent t-test . Results showed that the male students’ mean scores of spiritual intelligence and academic self-efficacy were greater than those of female students. There was a significant relationship between spiritual intelligence with academic self-efficacy (r = 0.28) and self-esteem with academic self-efficacy (r = 0. 19) (p <0.01).  Moreover, results indicated that critical thinking and producing a personal meaning positivly explained 11% of variances in academic self-efficacy.

    Keywords: Spiritual Intelligence, Self-Esteem, Academic Self-Efficacy, Students
  • Raziye Keramati, Farhad Tanhaye Reshvanloo*, Sayyed Ali Kimiaee S A, Reza Delpasand Pages 133-140

    The purpose of this study was to investigate the relationship between organizational health of schools and quality of life of elementary teachers by canonical correlation analysis. The statistical population of the study was elementary teachers in North Khorasan province. Three hundred eighty-nine teachers were selected by multi-stage cluster sampling and completed the Organizational Health Inventory (Hoy, & Feldman, 1999) and Short Form Health surveys questionnaire -SF-36 (Ware et al., 1994). Data were analyzed by the Pearson Correlation Coefficient and Canonical Correlation and SPSS.16 software. The results showed that there is a significant relationship between organizational health of schools and quality of life of elementary teachers. The explained variance of organizational health of schools and quality of life of primary teachers was 14%. In general, institutional integrity, significant influence, and morale may be related to the mental and physical health of elementary teachers.

    Keywords: quality of life, organizational health of school, elementary teachers, canonical correlation
  • Niloofar Mikaeili, Nassim Zakibakhsh Mohammadi, Seyed Mohamad Basir Amir* Pages 141-148

    The purpose of this study was to investigate the role of marital instability, catastrophes, and adventure in predicting suicidal thought for abandoned addicts. The present study was a descriptive- correlational study. The statistical population of the present study included all abandoned addicts of Astaneh Ashrafieh city in 2017. Using the available sampling method, 70 addicts were select as samples. Instruments used include Marital Instability Index Booth ‚ Johnson & Edwards (1983), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire Garnefski, Kraaij & Spinhoven (2001), Sensation-Seeking Scale Zuckerman (1971) and Beck Scale for Suicidal Ideation (1961). Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and simultaneous- entry multiple regression. The results showed that there is a significant positive correlation between marital instability, adventure and catastrophes with suicidal thoughts. Also, the results of studying the effect of variables showed that adventure with 16%, catastrophes with 25% and marital instability with 11% were able to predict the suicidal thoughts of abandoned addicts. These results indicate that the marital instability, catastrophes, and adventure play an important role in predicting the suicidal thoughts of abandoned addicts, therefore, according to the findings of this study, it is recommended to develop cognitive- emotional regulation training, emotional control and improvement of interpersonal relationships while leaving addiction in order to reduce suicidal thoughts and commit suicide.

    Keywords: Marital Instability, Catastrophes, Adventure, Suicidal Ideation, Addiction
  • Vahideh Dehaqin, Elaheh Hejazi* Pages 149-158

    Education with the flipped method is a new approach in the world. In a flipped classroom, the common practice of teaching is flipped, and students are doing their homework in the classroom and teaching was happening at home. Students learn with videos and podcasts in the home that the teacher prepared their before and gave them to students, and do their homework, ask and answer in the classroom. At the school, the teacher says the main topic and the students have to think and research about it, and explain their understanding together, and then the teacher teaches it. Doing homework, repeat, and exercise, asking and answering, and discussion about educational topics are part of classroom activities that replaced with teaching in the classroom, finally, changing the classroom layout leads to increased motivation, dynamism, and deeper learning. In the current that the students' cognitive and virtual literacy and technology have increased, and in the period that variety of books and educational videos were used and welcomed, flipped learning can enter to our education system quickly. The aim of this study is the investigation of the learning process and motivation in the flipped classroom. In this study, the research background in relation to variables and the process of learning and motivation in the flipped class was investigated. Based on the findings, it can be argued that the flipped approach most likely meets students' need for motivation, autonomy and competitiveness, and because the student is required to participate in the search for knowledge, it will lead to sustainable learning.

    Keywords: learning, motivation, flipped classroom
  • Safura Jamshidi*, Hossein Farrokhi, Seyed Iman Seyedzadeh Dalooyi Pages 159-168

    This study aimed to compare the executive functions of children with conduct disorder and the normal ones in the city of Mashhad. This research is descriptive and causal-comparative. The statistical sample included 50 subjects selected through convenience sampling and assigned to two groups of children with conduct disorder (25) and normal (25 persons). The structured interviews for DSM-V disorders (SCID-5-CV) and Child Symptom Inventory-4 (CSI-4) was used to select the sample group. Data collected using the N-back test and integrated visual and auditory Continuous Performance Test (IVA+ PLUS). The data analyzed by analysis of variance, MANOVA. The results showed that there was a significant difference in terms of working memory and visual sustained attention scores between two groups of children (p<0/05). But there was no significant difference in terms of visual-auditorial response inhibition.Thus, children with conduct disorder have a substantial deficit in executive functions compare to normal children.

    Keywords: Executive functions, sustained attention, working memory, response inhibition, conduct disorder
  • Omid Hasani, Arash Shahbaziyankhonig, Siavash Sheikhalizadeh* Pages 169-176

    Mental well-being is one of the essential constructs of mental health and identifying the factors affecting it is of paramount importance. Therefore, This study aimed to determine the role of loneliness as a predictor of mental well-being among students. It was causal-comparative research. The research population consisted of all male and female students studying in Tabriz University of medical sciences (N= 8286) in the 2018-2019 academic year that according to Krejcie and Morgan table, 255 students were selected by multistage cluster sampling method. For data collection from the Warwick–Edinburgh mental well-being scale (2007), Loneliness scale (1980) were used. Data were analyzed using statistical test discriminant analysis. The results of the discriminant analysis, leading to a significant discriminative function that according to this function, the loneliness variable had the ability in discriminating between groups. Also, Based on this discriminative function, 78/5% of the students were properly assigned in their initial groups. Based on the present results, in educational and research programs to increase the mental well-being among students, loneliness needs special attention.

    Keywords: Mental Well-being, Loneliness, Students
  • Farhad Mohammadi Masiri, Zahra Sadat Goli*, Saba Sadat Zanjani Pages 177-186

    The purpose of this study was to investigate the relationship between temperament and Character personality traits and worry with social anxiety in adolescents. The research method was descriptive-correlational. The statistical population of this research includes all 9th-grade girls in Tehran. The sample consisted of 302 female students who were selected through multi-stage random sampling. The instruments used in this study were Inventory Character and Temperament, Pennsylvania Worry Questionnaire, and Leibowitz Social Anxiety Scale. SPSS-22 software was used for data analysis. The findings  demonstrated that  there was a significant correlation between temperament personality traits (novelty seeking, r = -0.51; harm avoidance; r = 0.55; reward dependence; r = -.045 ; persistence,r = -0.59) and Social anxiety (p <0.05). There was a significant relationship between the Character personality traits (self-directiveness, r = -0.43; r, co-operativeness, r = -0.12; self-transcendence, r = -0.13) and social anxiety and worry (r = 0.55) (p <0.05). In summary, it can be concluded that temperament and Character personality traits and worry could play an important role in social anxiety.

    Keywords: temperament, character, worry, social anxiety