فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 12 (پیاپی 45، اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 18
|
  • نگین دری، رضا پورحسین* صفحات 1-10

    تشخیص و عوارض ناشی از درمان سرطان، تجربه استرس زایی برای بیماران مبتلا به سرطان است. نتایج مطالعات در مورد ارتباط بین استرس و میزان ابتلا به سرطان به عنوان یکی از مسایل حل نشده دارای نتایج ضد و نقیضی است. مطالعه حاضر باهدف بررسی ارتباط استرس و سرطان در مطالعات گذشته و مبتنی بر مرور نظام مند انجام شد. این مطالعه با استفاده از ابزارهای جستجو در پایگاه های الکترونیکی مجلات معتبر علمی - پژوهشی داخلی و بین المللی به بررسی نظام مند مطالعات انجام شده و جستجوی سابقه پژوهشی با استفاده از کلمات کلیدی فارسی "استرس" و "سرطان" و کلمات کلیدی انگلیسی “Stress”و “Cancer” از سال های 1395 تا 1398 (2016 تا 2019) صورت گرفت. گرد آوری مطالب در طی چند مرحله بررسی، خلاصه متن اصلی مقالات و حذف موارد غیر مربوط، درنهایت تحلیل نهایی بر روی 10 مقاله انجام گرفت. نتایج به صورت کیفی گزارش شد. از آنجایی که استرس در مقالات بررسی شده توسط مقیاس های مختلف بررسی شده بودند در این مطالعات همگونی لازم برای ترکیب کردن داده ها وجود نداشت، لذا تنها گزارش شدند. از بین این مطالعات، در 7 مطالعه ارتباط معناداری بین استرس روانی، آغاز و عود بیماری سرطان وجود داشت و در 3 مطالعه دیگر ارتباطی وجود نداشت. با توجه به یافته های مطالعه مروری حاضر، اتخاذ روش های مناسب جهت شناسایی عوامل خطر، پیشگیری، درمان و مدیریت استرس در این بیماران ضروری به نظر می رسد. در اکثر مطالعات بین استرس، میزان ابتلا و عود بیماری سرطان ارتباط وجود دارد. هرچند نیاز به مطالعات تحلیلی آینده نگر با کنترل متغیرهای مداخله گر جهت مشخص تر شدن این رابطه لازم است.

    کلیدواژگان: سرطان، استرس، مرور نظام مند
  • فاطمه شجاعی واژنانی، احمد سهرابی، آرمان عزیزی، مهشید محمدی رایگانی، غفار نصیری هانیس* صفحات 11-20

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر صمیمیت زناشویی و تنظیم هیجان زوجین بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی است و با به کارگیری طرح پیش آزمون - پس آزمون، همراه با گروه گواه انجام شده است. جامعه آماری دربرگیرنده همه دانشجویان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر سنندج است که از میان آن ها 20 زوج (40 نفر) با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. این زوجین به صورت تصادفی در گروه های 20 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. داده ها با پرسشنامه های صمیمیت زوجین اولیاء، فاتحی زاده و بهرامی و تنظیم هیجان گراتز و رومیر گردآوری و با آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. تحلیل داده ها نشان داد شرکت زوجین در جلسه های درمان مبتنی بر شفقت باعث افزایش صمیمت زناشویی (001/0 P<و 96/389 F=) و تنظیم هیجان (001/0 P<و 19/140 F=) زوجین شده است؛ یعنی میان نمرات گروه آزمایش که مداخله را دریافت کرده بودند و گروه گواه که هیچ گونه درمانی دریافت نکرده بودند تفاوت معنی داری وجود دارد. با توجه به برآیندها، به کارگیری درمان مبتنی بر شفقت صمیمیت و تنظیم هیجان زوجین را بهبود بخشید و این می تواند اقدامی ارزنده در راستای کاهش مشکلات زناشویی و طلاق به شمار آید.

    کلیدواژگان: صمیمیت زناشویی، تنظیم هیجان، درمان مبتنی بر شفقت
  • پژمان احمدی سرموری*، جواد مردانی کرانی، فرشید نظری سرمازه، زهرا صیادی شهرکی، مهدی امیدیان دهکردی صفحات 21-30

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش تکانشگری و رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش آزمایشی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شهرکرد در سال تحصیلی 96-1395 بود که به صورت نمونه گیری تصادفی 32 نفر انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برنامه درمانی رویکرد پذیرش و تعهد در طی 8 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه (هفته ای 2 بار) به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش انجام شد؛ در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی را دریافت نکردند. هر دو گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از اجرای روش درمانی، پرسشنامه تکانشگری (بارت و همکاران، 1995) و آزمون رفتارهای پرخطر (رشید و مارابی، 1391) را تکمیلی کردند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش تکانشگری (تکانشگری حرکتی، تکانشگری شناختی و عدم برنامه ریزی) و رفتارهای پرخطر (رفتار جنسی ناایمن، خشونت، مصرف مواد) دانش آموزان دختر تاثیر معنی داری دارد (05/0P<). با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد یک روش مناسب برای کاهش تکانشگری و رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر می باشد.

    کلیدواژگان: گروه درمانی، پذیرش و تعهد، تکانشگری، رفتارهای پرخطر
  • فاطمه ذبیح الله زاده*، پریسا رشوند، محترم نعمت طاوسی صفحات 31-38

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان رفتاری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی والدمحور بر تاب آوری و خودتنظیمی هیجانی مادران نوجوانان مبتلابه اختلال بیش فعالی بود. به این منظور بر اساس طرح نیمه آزمایشی 30 نفر از مادران کودکان مبتلابه اختلال بیش فعالی مراجعه کننده به مرکز مشاوره طلوع سپید در سال (1397-1396) به صورت نمونه برداری در دسترس در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی، مقیاس تاب آوری بر تمام افراد اجرا و داده ها جمع آوری شدند. بعدازاین مرحله افراد گروه آزمایش مورد آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی والدمحور طی 8 جلسه قرار گرفتند. سپس مجددا پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی، مقیاس تاب آوری بین آن ها توزیع شد. پردازش داده ها در سطح توصیفی با استفاده از شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی و در سطح استنباطی با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه های تکراری درون گروهی و با به کارگیری نرم افزار آماری SPSS-19 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد درمان رفتاری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی والدمحور بر تاب آوری و خودتنظیمی هیجانی مادران نوجوانان مبتلابه اختلال بیش فعالی اثر معناداری دارد.

    کلیدواژگان: درمان رفتاری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی والدمحور، تاب آوری، خودتنظیمی هیجانی و اختلال بیش فعالی
  • صادق کثیر*، مصطفی حسینی مهر، سمیه عقیلی راد، محمدعلی شرهانی صفحات 39-40

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه ی تاب آوری بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام گرفت. پژوهش حاظر نیمه آزماشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان متوسطه دوم ساکن خوابگاه مدرسه ی شبانه روزی علامه مجلسی شهر الوان در سال تحصیلی 96-95  تشکیل داده بودند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ،30 نفر که در پرسشنامه فرسودگی تحصیلی نمرات بالایی داشتند، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(15نفر) و کنترل(15نفر) جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش، برنامه ی تاب آوری را به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش دیدند، در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران(2007) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریspss  ورژن18 و روش آماری کوواریانس تک متغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل در پس آزمون به طور معناداری، فرسودگی تحصیلی کمتری داشتند(05/0>P). بنابراین توجه به اثربخشی آموزش برنامه ی تاب آوری در دانش آموزان  دارای فرسودگی تحصیلی اهمیت ویژه ای دارد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، فرسودگی تحصیلی، شهرالوان
  • سپیده وحید هرندی*، زهره رئیسی صفحات 47-56

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب و افسردگی افراد مبتلا به بدکارکردی جنسی انجام شد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی، و به لحاظ نحوه ی جمع آوری داده ها از نوع تجربی تک موردی است و در آن شرکت کنندگان به ترتیب در مراحل خط پایه، درمان و پس از درمان و پیگیری مورد سنجش قرار می گیرند. جامعه آماری این مطالعه را کلیه زنان می باشند که به تشخیص متخصص دارای اختلال کارکرد جنسی می باشند که در سه ماه اول سال 1397 به کلینیک مشاوره و روان درمانی مراجعه کردند. از میان جامعه آماری 2 نفر که در مقیاس افسردگی و اضطراب در طبقه شدید و خیلی شدید قرار داشتند با لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج پژوهش انتخاب شدند، هر دو بیمار به مدت 8 جلسه تحت درمان شناختی و رفتاری قرار گرفتند. سنجش در هر مرحله توسط پرسشنامه های افسردگی و اضطراب بک انجام شد. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-18 استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری با میزان اندازه اثر 64/1 (بیمار اول) و 57/0 (بیمار دوم) به ترتیب میزان اندازه اثر بالا و متوسط را برای کاهش علایم افسردگی در بیماران را نشان می دهد. همچنین نتایج دیگر نشان داد که درمان شناختی رفتاری با میزان اندازه اثر 58/1 (بیمار اول) و 55/1 (بیمار دوم) موجب کاهش علایم اضطراب در این بیماران شده است و هر دو اندازه اثر میزان بالایی از تاثیر درمان را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، اضطراب، افسردگی، بدکارکردی جنسی
  • رضا عبدی، غلامرضا چلبیانلو، سیده آرزو کاظمی* صفحات 57-64

    پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پشیمانی، خودتردیدی و افسردگی در پیش بینی خود انتقادی انجام شد. بدین منظور تعداد 457 نفر از جامعه آماری دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران در سال تحصیلی 97-96 به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و علاوه بر اطلاعات دموگرافیک، به مقیاس سطوح خودانتقادی (تامپسون و زاروف، 2004) و مقیاس سرشت و هیجان پذیری (واتسون و همکاران، 2014) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از همبستگی نشان داد که بین ابعاد پشیمانی، خودتردیدی و افسردگی با خود انتقادی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. همچنین متغیرهای پشیمانی، خودتردیدی و افسردگی توانستند 35 درصد از تغییرات خود انتقادی را به طور معناداری پیش بینی نمایند. در کل به نظر می رسد که ابعاد سرشت عاطفی منفی نظیر پشیمانی، خودتردیدی و افسردگی، نقش مهمی در خود انتقادی دارند و بنابراین بایستی در مداخلات بالینی آن ها را در نظر گرفت.

    کلیدواژگان: پشیمانی، خودتردیدی، افسردگی، خود انتقادی
  • محمد سجادیان خسروشاهی*، فرزانه میکائیلی منیع صفحات 65-72

    با توجه به تاثیر اضطراب اجتماعی بر جوانب مختلف زندگی افراد، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کنترل والدینی مادران و ترس از ارزیابی منفی در پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان بود. تعداد 395 نفر از دانشجویان پایه کارشناسی دانشگاه ارومیه به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNES) پرسشنامه کنترل والدینی(PCS) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی(SPIN) جهت جمع آوری داده های پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و داده های پژوهش با استفاده از شاخص های آماری توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام از طریق نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ترس از ارزیابی منفی و کنترل والدینی مادران با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری برقرار است. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از نقش معنادار ترس از ارزیابی منفی و کنترل والدینی مادران در پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترس از ارزیابی منفی و کنترل والدینی مادران توانایی پیش بینی اضطراب اجتماعی را دارند و باید در راهکارهای پیشگیری و مداخلات مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، کنترل والدینی، ترس از ارزیابی منفی
  • نواب کاظمی*، الهه حجازی، وحید رسول زاده، سیدتقی محمدی، ریحانه مرادی صفحات 73-80

    سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است که طی آن سالمندان در معرض تهدیدات بالقوه ای نظیر افزایش ابتلا به بیماری های مزمن، انزوای اجتماعی و عدم برخورداری از حمایت اجتماعی بوده و به دلیل ناتوانی های جسمی و ذهنی، در موارد زیادی استقلال فردی شان مورد تهدید قرار می گیرد. هدف این پژوهش، بررسی میزان اثربخشی درمان متمرکز بر خود-شفقتی بر احساس تنهایی و امید به زندگی زنان سالمند بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل سالمندان شهر زنجان بود که 30 نفر از آن ها که واجد شرایط شرکت در پژوهش بودند به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند و پرسشنامه های احساس تنهایی راسل و همکاران و امید به زندگی میلر را تکمیل نمودند. گروه آزمایش درمان 8 جلسه ای متمرکز بر خود- شفقتی را دریافت کرده و در این مدت گروه کنترل هیچ آموزش یا درمان روان شناختی دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس در برنامه SPSS نسخه 21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر خود- شفقتی می تواند در کاهش میزان احساس تنهایی و افزایش امید به زندگی زنان سالمند تاثیر معنادار داشته باشد (001/0=P). با توجه به ارزش و اهمیت قشر سالمند در هر جامعه، پیشنهاد می شود برای کاهش احساس تنهایی و افزایش امید به زندگی در این قشر از آموزش یا درمان متمرکز بر خود- شفقتی استفاده شود.

    کلیدواژگان: درمان متمرکز بر خود- شفقتی، احساس تنهایی، امید به زندگی، زنان سالمند
  • خدیجه همتی*، سیدجمال موسوی صفحات 81-90

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی با رویکرد اسلامی بر نشاط ذهنی و بهزیستی مدرسه دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم دوره متوسطه دوم شهر زنجان در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل داده اند، که از این بین 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت یکسان گمارده شدند. افراد گروه آزمایش، برنامه آموزشی ذهن آگاهی مبتنی بر رویکرد اسلامی را در 8 جلسه 120دقیقه ای به صورت گروهی (در هر هفته یک جلسه) دریافت کردند؛ گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های نشاط ذهنی حالتی (SVS) و بهزیستی مدرسه (SW-BQ) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. جهت تجزیه و تحیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات نشاط ذهنی و بهزیستی مدرسه و ابعاد آن در مرحله پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، آموزش ذهن آگاهی با رویکرد اسلامی، باعت افزایش نشاط ذهنی و بهبود بهزیستی مدرسه در دانش آموزان گروه آزمایش شده است. با استناد به یافته های این پژوهش، می توان از آموزش ذهن آگاهی با رویکرد اسلامی  به عنوان مداخله ای مناسب جهت افزایش نشاط ذهنی و بهبود بهزیستی دانش آموزان بهره برد.

    کلیدواژگان: رویکرد اسلامی، ذهن آگاهی، نشاط ذهنی، بهزیستی مدرسه
  • نغمه فاضل همدانی* صفحات 91-98

    مطالعه حاضر با هدف پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس سرمایه روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی) در نمونه ای از دانشجویان متاهل انجام شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی بود. دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال 1397جامعه آماری این مطالعه را تشکیل دادند. 270 (183 زن و 87 مرد) نفر از دانشجویان جهت شرکت در پژوهش به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بر اساس فرمول چو انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) و مقیاس بازنگری شده ابعاد سازگاری زناشویی باسبی و همکاران (1995) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی به روش گام به گام انجام شد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون  نشان داد که سازگاری زناشویی با متغیرهای امید (322/0=r)، خوش بینی (191/0=r)، تاب آوری (366/0=r) و خودکارآمدی (268/0=r) همبستگی مثبت و معنی دار دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که به ترتیب مولفه های تاب آوری، امید و خودکارآمدی قادر به پیش بینی 22% از تغییرات متغیر سازگاری زناشویی می باشند. مجموع نتایج این مطالعه از اهمیت مولفه های سرمایه روانشناختی در سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل حمایت می کند. بر این اساس پیشنهاد می شود که درمانگران خانواده، در اجرای مداخلات به سرمایه روانشناختی زوجین توجه ویژه داشته باشند.

    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، امید، خوش بینی، تاب آوری، خودکارآمدی
  • مرجانه دیهیمی*، نورالسادات کریمان، زهرا آزادفر صفحات 99-106

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نگرش های ناکارآمد و باورهای غیر منطقی زنان نابارور انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به یکی از مراکز باروری و ناباروی منطقه 3 شهر تهران در شش ماهه اول سال 1397 بودند. 30 نفر از زنان ناباروری که در آزمون های نگرش های ناکارآمد و افکار غیر منطقی نمره بالاتر از میانگین کسب کردند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) گمارده شدند. درمان شناختی رفتاری بر روی افراد گروه آزمایش به مدت 9جلسه 90 دقیقه ای (در هر هفته دو جلسه) به صورت انفرادی اجرا شد؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه نگرش های ناکارآمد ویسمن و بک و پرسشنامه عقاید غیرمنطقی جونز در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون متغیرهای نگرش های ناکارآمد و باورهای غیرمنطقی تفاوت معنی داری وجود دارد. با استناد به یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که این نوع درمان به عنوان درمان روان شناختی در جهت توانمندسازی روان شناختی و کاهش نگرش های ناکارآمد و اصلاح افکارغیرمنطقی زنان نابارور در کلینیک ها و مراکز درمانی ناباروری مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، نگرش های ناکارآمد، باورهای غیرمنطقی، زنان نابارور
  • سما جدیدی* صفحات 107-114

    پژوهش حاضر با هدف بررسی  رابطه بین کمک طلبی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان با نقش واسطه ای اشتیاق تحصیلی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر کرج در سال  تحصیلی1396-97 به تعداد حدود 1600 نفر بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، حجم نمونه 250 نفر با استفاده از جدول مورگان و کرجسی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های کمک طلبی تحصیلی ریان و پنتریچ، سازگاری تحصیلی سینها و سینگ؛ و اشتیاق تحصیلی پینتریچ و همکاران استفاده شد. از آزمون تحلیل مسیر به منظور تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که اشتیاق تحصیلی نقش واسطه گری بین کمک طلبی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دارد. همچنین، 40 درصد از تغییرات واریانس نمرات سازگاری تحصیلی با واسطه گری اشتیاق تحصیلی توسط کمک طلبی تحصیلی در بین دانش آموزان قابل تبیین است. علاوه براین، با توجه به یافته های پژوهش، میزان 30/0 واریانس اشتیاق تحصیلی و 62/0 از واریانس سازگاری تحصیلی توسط کمک طلبی تحصیلی در بین دانش آموزان تبیین شد. در مجموع می توان گفت که برنامه ریزی جهت ارتقای اشتیاق تحصیلی دانش آموزان می تواند نقش مهمی در افزایش کمک طلبی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان داشته باشد.

    کلیدواژگان: کمک طلبی تحصیلی، سازگاری تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، دانش آموزان
  • صدیقه حیدری*، شکیب لجمیری، مجید برزگر، مهرناز آزادیکتا، عاطفه توحیدی صفحات 115-122

    هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و همسانی درونی مقیاس نگرش نسبت به هیجان (ATES) هارمن-جونز (2011) در بین دانش آموزان متوسطه دوم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 98-1397 بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر تهران و نمونه انتخابی 252 نفر دانش آموز مقطع متوسطه دوم دبیرستان دخترانه فاطمیه از ناحیه 6 منطقه 14 شهر تهران بوده اند و ابزار مورد استفاده مقیاس نگرش نسبت به هیجان هارمن-جونز بوده است. یافته های تحلیل اکتشافی نشان داد این مقیاس متناسب فرهنگ نوجوانان ایرانی بوده، پوشش دهنده 5 عامل نگرش نسبت به خشم، غم، رنجش، ترس و لذت می باشد که روی هم رفته 92/58 درصد از واریانس کل را توضیح می دادند. گویه های مرتبط با این 5 عامل دارای مقدار T بالاتر از 96/1 و مقدار بار عاملی موثر بالاتر از 4/0 و بار استاندارد شده بالاتر از 3/0 بودند. شاخص های برازش نیز به مقادیر مطلوبی حاصل شد و از آنجایی که RMSEA کمتر از 08/0، کای اسکویر نسبی کمتر از 3 و نیز شاخص برازش GFI، NFI، CFI و IFI به میزان 9/0 بدست آمده بنابراین مدل 5 عاملی کشف شده در تحلیل اکتشافی، در تحلیل تاییدی مورد تایید قرار گرفته و متناسب با فرهنگ نوجوانان ایرانی بالاتر از 16 سال گزارش می شود. همچنین هر 5 عامل دارای مقدار آلفای بالاتر از 7/0 بوده اند که این امر دال بر وجود همسانی درونی متناسب می باشد.

    کلیدواژگان: نگرش نسبت به هیجان، روایی، همسانی درونی، تحلیل عاملی
  • سمیه زند*، مجید برادران، رضا نجفی، عاطفه ملکی، علی گلبازی مهدی پور صفحات 123-130

    رفتار غیر کلامی در روابط بین فردی افراد که از کشورهای مختلف و جنس متفاوت هستند نقش مهمی ایفا می کند. این مطالعه متقابل فرهنگی با هدف بررسی دانش نشانه های غیر کلامی در افراد ایرانی و ایتالیایی با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی نیز صورت گرفته است. به منظور سنجش آگاهی از نشانه های غیر کلامی در نمونه 360 شرکت کننده ایتالیایی و 360 ایرانی از پرسشنامه غیر کلامی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که ، گروه ایتالیایی در نشانه های غیر کلامی رتبه بالاتری نسبت به گروه ایرانی کسب کرده است ، این بدان معناست که پیشینه های فرهنگی مختلف بر دانش افراد از نشانه های غیر کلامی تاثیر می گذارد و همچنین در گروه ایرانی ، زنان نرخ بالاتری نسبت به مردان دریافت می کنند. این نشان می دهد که زنان نسبت به مردان از دقت رمزگشایی غیرکلامی بیشتری برخوردار هستند.

    کلیدواژگان: ارتباط غیر کلامی، تفاوت های فرهنگی، نشانه های غیر کلامی، تفاوت های جنسیتی
  • سیده سمیرا مدنی گیلوان*، لیلا مقتدر صفحات 131-140

    هدف پژوهش حاضر مقایسه کارکردهای اجرایی و مولفه های سازش یافتگی در دانش آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری بود.روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. نمونه پژوهش نیز شامل60 دانش آموز دوره ابتدایی (30 نفر دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و 30 نفر دانش آموزان بدون ناتوانی یادگیری) بود که با توجه به پیشینه پژوهش های مرتبط با این حیطه و ملاک ورود به پژوهش و خروج از آن به روش نمونه گیری دردسترس برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و هدفمند برای دانش آموزان بدون ناتوانی یادگیری انتخاب شدند و آزمون عصب-روانشناختی و شخصیتی کولیج، پرسشنامه سازگاری دانش آموز سینها و سینک و آزمون هوش وکسلر را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون هایt  گروه های مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین نمره کل کارکردهای اجرایی و مولفه های تصمیم گیری، برنامه ریزی و بازداری دو گروه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری  و دانش آموزان بدون ناتوانی یادگیری تفاوت معنی دار وجود دارد (01/0>P). همچنین، بین نمره کل سازش یافتگی و مولفه های اجتماعی و تحصیلی دو گروه دانش آموزان ناتوانی یادگیری و دانش آموزان بدون ناتوانی یادگیری تفاوت معنی دار وجود دارد (01/0>P). بر اساس یافته های بدست آمده دانش آموزان با ناتوانی یادگیری نسبت به دانش آموزان بدون ناتوانی یادگیری دارای سطوح پایین تری از کارکردهای اجرایی و مولفه های سازش یافتگی هستند.

    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، سازش یافتگی، ناتوانی یادگیری
  • جواد جهان*، الله یار آقایی صفحات 141-152

    پژوهش  حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان اثربخشی مدارس هوشمند و مدارس عادی از لحاظ بعد خلاقیت در دوره متوسطه شهر اراک انجام شده است. جامعه آماری شامل 6152 نفر دانش آموز  مدارس عادی و 2540 نفر دانش آموز مدارس هوشمند ، و حجم نمونه شامل 384 نفر است که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی - علی-مقایسه ای می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد است که ضریب اعتبارآن با روش آلفای کرونباخ برای بخشهای مختلف آزمون سنجش شده  است. تجزیه وتحلیل داده ها با روش های آماری، آزمونهای آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون  t برای گروه های مستقل و آزمون مقایسه میانگین گروه های مستقل انجام شده است. نتایج نشان می دهدکه بین مدارس هوشمند وعادی از نظر میزان خلاقیت رابطه معنی داری وجود دارد. بین  میزان خلاقیت در مدارس عادی و هوشمند بر اساس جنسیت تفاوت وجود ندارد. بین مدارس هوشمند و عادی بر اساس پایه های تحصیلی تفاوت وجود ندارد،اما بین دانش آموزان پایه سوم مدارس هوشمند و عادی تفاوت وجود دارد و نیز بین دانش آموزان پایه دوم مدارس تفاوت وجود ندارد.  بین مدارس هوشمند و عادی بر اساس رشته های تحصیلی تفاوت وجود ندارد ، همچنین دربین دانش آموزان علوم انسانی و تجربی تفاوت وجود ندارد اما در بین دانش آموزان علوم ریاضی مدارس از لحاظ بعد خلاقیت تفاوت وجود دارد.

    کلیدواژگان: خلاقیت، مدرسه هوشمند، اثربخشی، مدرسه
  • معصومه درویشی لرد*، رضا رستمی صفحات 153-164

    اعتیاد یک بیماری است که در آن فرد یک رفتار را با وجود آگاهی از عوارض مضر آن تکرار می کند. اعتیاد یک شرایط روانشناختی و جسمی است که همه جنبه های زندگی، سلامتی، خانوادگی، و اجتماعی را تهدید می کند و به دلیل بار اجتماعی و اقتصادی زیادی که بر دوش جامعه و فرد می گذارد همیشه یکی از خطوط اصلی پژوهش به شمار می رود. مطالعات مختلف، عوامل متفاوتی را در گرایش افراد به اعتیاد بررسی کرده اند، اما یکی از موارد مهم در بروز و حفظ اعتیاد، رابطه کودک با مراقب اصلی (مادر) در سال های اولیه رشد است که الگوی اولیه برای روابط بعدی، و همچنین ساختار اصلی روش های مقابله فرد در برابر استرس را شکل می دهد. آنچه اکنون در پژوهش ها مورد توجه قرار گرفته، استفاده از این متغیر در پیش بینی اعتیاد نوجوانان و همینطور در درمان افراد معتاد است. در این مقاله، با بررسی تمام جنبه های دلبستگی و همینطور بررسی انواع آن، مکانیزم اثر مشترک در اعتیاد و دلبستگی بررسی شده و همچنین درمان هایی که با توجه به نظریه دلبستگی برای اعتیاد تدوین شده اند، مورد مطالعه قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: اعتیاد، سبک دلبستگی، مغز
|
  • Negin Dorri, Reza Pourhosein* Pages 1-10

    Cancer diagnosis and side effects of treatment are stressful experiences for the patients. Moreover, as one of the unresolved issues, the results of studies on the association between psychological stress and cancer incidence rates have conflicting results. The present study was aimed to investigate the association between stress and cancer in previous studies. The current study has used systematic research tools in electronic databases of national and international research-scientific journals to systematically review studies and search for the research history through using the keywords “Stress” and “Cancer” from 2016 to 2019. Results have been reported qualitatively. The review first started by going through all summaries and the full text of the previous articles, followed by irrelevant omission papers, and the final analysis was performed on ten articles. Since stress in the reviewed papers had been investigated by different scales, there was no sufficient homogeneity in these studies to combine the data; hence, they were just reported. Among these studies, there was a significant association between mental stress and the onset of pain and recurrence of cancer in seven studies, and there was no association in the other three. Given the findings of the present paper review, it appears necessary to adopt appropriate methods for identifying risk factors, prevention, treatment, and stress management on the patients. Most studies have shown an association between stress and the incidence and recurrence of cancer. Nevertheless, prospective analytical studies with controlling the intervention variables are required to clarify this association.

    Keywords: Cancer, Stress, Systematic Review
  • Fatemeh Shojaei Vazhnany, Ahmad Sohrabi, Arman Azizi, Mahshid Mohammadi Rayegani, Ghaffar Nasiri Hanis* Pages 11-20

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of compassion-focused therapy on marital intimacy and emotion regulation of couples. The method of this research is semi experimental that was carried out by using a pre-test-post-test design with the control group. The statistical population consisted of all married students referring to Sanandaj counseling centers that 20 couples (40 people) of them were selected using with Convenience Sampling. These couples were randomly assigned in 20-member groups to the experimental and control group. Data collected by the couples' intimacy questionare of Olia, Fatehizadeh, and Bahrami and the emotion regulation of Gratz & Roemer, and analyzed by covariance analysis. The data analysis showed that participate in sessions of compassion-focused therapy increased the marital intimacy (P <0.001 and F = 389.96) and the emotion regulation (P <0.001 and F = 19.140) in couples. It means there was a significant difference between scores of the experimental group that receiving the treatment and the control group that received no treatment. According to the results, using compassion focused therapy can improve intimacy and emotion regulation, and this can be an essential step toward reducing marital and divorce problems.

    Keywords: marital intimacy, emotion regulation, compassion focused therapy
  • Pejman Ahmad Sermori*, Javad Mardani Karani, Farshid Nazari Sarmazeh, Zahra Sayyadi Shahraki, Mahdi Omidian Dehkordi Pages 21-30

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of acceptance and commitment group therapy on reducing impulsivity and high-risk behaviors of female secondary school students. The research method was experimental and its design was pretest-posttest with experimental and control group. The statistical population of the study consisted of all female high school students in Shahrekord in the academic year of 2015-2016. 32 students were selected by random sampling and were randomly assigned into two experimental and control groups. The Acceptance and Commitment Approach Therapy program was administered to the experimental group in 8 sessions, each session for 90 minutes (twice a week), while the control group did not receive any intervention. Both experimental and control groups completed impulsivity questionnaire (Bart et al., 1995) and risk behaviors test (Rashid & Marabi, 2012) before and after treatment. Multivariate analysis of covariance was used for data analysis. Findings showed that acceptance and commitment therapy had a significant effect on impulsivity (motor impulsivity, cognitive impulsivity and lack of planning) and high risk behaviors (unsafe sexual behavior, violence, substance use) in female students (P <0.05). Based on the findings of the present study, it can be concluded that acceptance and commitment group therapy is an appropriate method to reduce impulsivity and high risk behaviors of female students.

    Keywords: Group therapy, acceptance, commitment, impulsivity, high-risk behaviors
  • Fatemeh Zabihollahzadeh*, Parisa Rashvand, Mohtaram Nemattavosi Pages 31-38

    The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioural therapy based on mind-boggling consciousness on resilience and emotional self-regulation in mothers of hypertensive adolescents. For this purpose, based on a semi-experimental design, 30 mothers of hypertensive children who referred to the Told Sepid counselling centre (2017-2018) were selected by convenience sampling in two groups of experimental and control. Then, an emotional self-regulation questionnaire, resilience scale on all subjects, and data collected. After this stage, the experimental group trained in cognitive therapy based on the allegorical mindfulness in 8 sessions. Then, the emotional self-regulation questionnaire, resilience scale was distributed among them. The data were analyzed at a descriptive-level using central and scattering tendencies and inferiority indices using covariance analysis with intra-group repeated measures and analyzed by SPSS-19 software. The results of this study showed that Mental and behavioural cognitive behaviour therapy has a significant effect on the resilience and emotional self-regulation of mothers of hypertensive adolescents.

    Keywords: Cognitive Behavioral Therapy Based on Mindfulness, Resilience, Emotional Self-Regulation, Hyperactivity Disorder
  • Sadegh Kasir*, Mostafa Hoseinimehr, Someyyeh Aghilirad, Mohammadali Sharhani Pages 39-40

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of education programs on reducing the burnout of second-grade students in the dormitory of Allameh Majlesi School dormitory in Alwan. The research was a semi-experimental design with pre-test and post-test design with the control group. The statistical population of the study comprised of all second-grade students living in the dormitory of Allameh Majlesi School of Alavan in the academic year of 96-95. Among them, 30 students who had high scores in the academic burnout questionnaire were randomly selected and randomly divided into two groups (15 subjects) and control (15 people). The experimental group trained a resuscitation program for ten sessions of 90 minutes, While the control group did not receive any interventions. For data collection, the Burns Inventory of Burnout Questionnaire (2007) used. Data were analyzed using SPSS 18 software and one-variable covariance statistical method. The findings showed that the students in the experimental group had significantly lower academic burnout than the control group students in the post-test (P> 0/01).. Therefore, paying attention to the effectiveness of training curriculum in students with academic burnout is very important

    Keywords: Resiliency, Academic Burnout, Allvan town
  • Sepide Vahid Harandi*, Zohreh Raeisi Pages 47-56

    The present research was conducted aiming to check effectiveness of cognitive-behavioral therapy for anxiety and depression in people afflicted by sexual dysfunction. In terms of objectives, the present research is practical; and in terms of data collecting, it is a single-case experimental research. Participants are evaluated in all phases including basic line, therapy and post-therapy, and pursuit respectively. Statistical population of this study includes all the women who were diagnosed with sexual function disorder who had come to the psychotherapy and counseling clinic in the early months of the current year. Among this statistical population, two patients who were diagnosed with acute and very acute anxiety and depression were selected considering inclusion and exclusion criteria. Both patients received cognitive-behavioral therapy in 8 sessions. Evaluation was carried out using Beck`s Depression Inventory for every and each step. In order to analyze data, SPSS-18 Package was used. Results demonstrated that cognitive-behavioral therapy with effect size of 1.58 (the first patient) and 1.55 (the second patient) has alleviated symptoms of anxiety on these patients and both effect sizes show a high level of effectiveness in treatment.

    Keywords: cognitive-behavioral therapy, anxiety, depression, sexual dysfunction
  • Reza Abdi, Gholamreza Chalabianloo, SeyedehArezoo Kazemi* Pages 57-64

    This study aimed to determine the role of regret, self-doubt, and depression in predicting self-criticism.  457 students from statistical population of students of Iran University of Science and Technology in the academic year 2017-2018 were selected by multistage cluster sampling. They were assessed by the Levels of Self-Criticism Scale (Thompson &  Zuroff, 2004) and Temperament and Affectivity Inventory (Watson et al, 2014). Besides they completed a demographic survey. Data were  analyzed  by descriptive Statistics and Simultaneous Regression. The results of correlation showed that there is a positive and significant relationship between dimensions of regret, self-doubt, and depression with self-criticism. Also, The research findings showed that regret, self-doubt, and depression are predicted of 35 percent changes in self-criticism. In general, It seems that affective temperaments dimensions such as regret, self-doubt, and depression play an essential role in self-criticism, and therefore, should be considered in interventions related to clinical disorders.

    Keywords: Regret, Self-Doubt, Depression, Self-Criticism
  • Mohammad Sajjadian Khosroshahi*, Farzaneh Mikaeli Manee Pages 65-72

    According to the impact of social anxiety on various aspects of people's lives, present research is going to examine the role of mother's parental control and fear of negative evaluation in prediction of social anxiety in students. 395 undergraduate students of Urmia University selected by cluster sampling method. Brief Fear of Negative Evaluation Scale (BFNES), Parental Control Scale (PCS) and Social Anxiety Inventory (SPIN) were used to collect the research data. The research method was descriptive and correlational; also the data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation coefficient and stepwise regression with using SPSS. The results showed that there is a positive and significant relationship between the fear of negative evaluation and mother's parental control with social anxiety. The results of the regression analysis indicated a significant role of fear of negative evaluation and mother's parental control in predicting social anxiety. So it can be concluded that the fear of negative evaluation and mother's parental control can predict social anxiety.

    Keywords: social anxiety, parental control, fear of negative evaluation
  • Navab Kazemi*, Elaheh Hejazi, Vahid Rasolzadeh, S.Taghi Mohammadi, Reihaneh Moradi Pages 73-80

    Aging is a sensitive period of human life, in which aging people are at increased risk of chronic illness, social isolation and lack of social protection, and are often threatened in many cases, their autonomy by their physical and mental disabilities. The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of self-compassion-focused therapy on loneliness and life expectancy in senior women. The present study was a semi-experimental design with a pretest-posttest design with the control group. The statistical population consisted of the elderly in Zanjan city, 30 of whom were eligible to participate in the research, they were randomly selected as samples and subjected to exprimental and control in two groups of 15 and completed the questionnaire of the loneliness of Russell and Miller's life expectancy. The experimental group received an 8-session self-compassion treatment, during which time the control group did not receive any psychological training or therapy. Data were analyzed by SPSS 21 software using covariance analysis. The results of this study showed that self-compassion-focused therapy could have a significant effect on reducing loneliness and increasing the life expectancy of senior women (P = 0.001). According to the importance of the elderly population in each community, it is suggested that self-compassion-focused education or treatment be used to reduce loneliness and increase life expectancy in this group.

    Keywords: self-compassion-focused, loneliness, life expectancy, elderly women
  • Khadijeh Hemmati*, SeyedJamal Mosavi Pages 81-90

    The purpose of this study was to investigate the The statistical population of this study was 2nd- grade high school female studentsin Zanjan city in the academic year of 2018-19. Of these, 30 were selected by multi-stage cluster sampling method and randomly assigned to two groups of experiment and control. The experimental group received the mindfulness training with an Islamic approach in 8 sessions of 120 minutes) a session per week (; the control group did not receive any intervention. State vitality scale (SVS (and school well-being questionnaire (SW-BQ) were used for collecting data. Data were analyzed using one-way analysis of covariance. The results of the research showed that after controlling the effect of pre-test, there was a significant difference between the two groups in the post-test subjective vitality and school well-being. In other words, mindfulness with an Islamic approach increases subjective vitality and school well-being of students. According to the findings of this research, the training of mindfulness with an Islamic approach can be used as an appropriate intervention to increase subjective vitality and school well-being.

    Keywords: Islamic approach, mindfulness, subjective vitality, school well-being
  • Naghmeh Fazel Hamedani* Pages 91-98

    This study aimed to predict marital adjustment based on psychological capital (hope, optimism, resilience, and self-efficacy) in a sample of married students. This descriptive- correlational study was performed on married students Islamic Azad University, Tehran South Branch in the 2017 year. The sample consisted of 270 students (183 women and 87 men) who were selected through multistage cluster sampling method, based on the formula of Chow. Data collection tools were Luthans et al Psychological Capital Questionnaire (2007), and the Busby et al Revised Dyadic Adjustment Scale (1995). Data analysis was done using Pearson correlation and stepwise linear regression tests.The results of Pearson correlation coefficients showed that marital adjustment with variables hope (r = 0/322), optimism (r = 0/191), resiliency (r = 0/366) and self efficacy (r = 0/268) were positive correlation And significant (P <0/01). The results of the regression analysis showed that the components of resilience, hope, and self-efficacy were able to predict 22% of variance changes in marital adjustment. The total results of this study support the importance of the components of psychological capital in the marital adjustment of married students. Accordingly suggested that, the family therapists have specific attention to the psychological capital of couples in implementing interventions.

    Keywords: Marital adjustment, hope, optimism, resilience, self-efficacy
  • Marjaneh Dayhimi*, Nourossadat Kariman, Zahra Azadfar Pages 99-106

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral therapy on dysfunctional attitudes and irrational beliefs in infertile women. The research method was semi-experimental with pretest-posttest design and control group. The statistical population of the study consisted of all women referred to the fertility and Infertility Center of District 3 of Tehran during the first six months of 2018. 30 infertile women who scored higher than average in dysfunctional attitudes and irrational beliefs tests, were selected as a sample group and randomly assigned to two experimental groups (15cases) and control (15 cases). Cognitive-behavioral therapy was performed on individuals in the experimental group for nine sessions of 90 minutes (per biennial weekly) individually; the control group was placed on the waiting list for two months.  Weisman and Beck’s ineffective attitudes questionnaire and wrong ideas questionnaire of Jones were used to collect information in two stages of pre-test and post-test. Multivariate covariance analysis was used to analyze the research data. The results showed that with the control of the effect of pre-test, there is a significant difference between the mean post-test scores of dysfunctional attitudes and irrational beliefs. Based on the findings of this study, it is suggested that this type of treatment use as a psychological therapy for psychological empowerment and reduction of dysfunctional attitudes and correction of irrational beliefs in infertile women in and infertility treatment centers and clinics.

    Keywords: Cognitive behavioral therapy, dysfunctional attitudes, irrational beliefs, infertile wmen
  • Sama Jadidi* Pages 107-114

    The current research was conducted with the aim to investigate the relationship between academic help seeking and academic adjustment of students with mediating role of academic eagerness. This is a descriptive-correlational research done using path analysis. The statistical population of the research consisted of all female students of the second round of theoretical high schools of Karaj city in academic year 2017-2018 (n=1600). Using multistage cluster sampling method, a sample size of 250 was selected based on Morgan and Krejcie table. In order to collect data, Help-Seeking Questionnaire, Adjustment Inventory for School Students -AISS and Academic Eagerness Scale  were used. In order to analyze data, path analysis was used. The results from data analysis showed that academic eagerness plays a mediating role in the relationship between academic help seeking and academic adjustment. Additionally, 40% of variation of academic adjustment scores with the mediation of academic eagerness can be explained by help seeking among students. Moreover, considering the research findings, 0/30 of academic eagerness variance and 0/62 of academic adjustment variance were explained by academic help seeking among students. In conclusion, it can be said that planning to enhance academic eagerness of students can play an important role in increasing academic help seeking and academic adjustment among students.

    Keywords: Academic help seeking, academic adjustment, academic eagerness, students
  • Sadigheh Heydari*, Shakib Lajmiri, Majid Barzegar, Mehrnaz Azadyekta, Atefeh Tohidi Pages 115-122

    The purpose of the present study was to investigate the factor structure and internal consistency of the Harman-Jones (2011) attitude toward the emotion scale (ATES) among the highschool grade 2 students in the academic year of 2018-2019. The statistical population of this study includes all second-grade students in Tehran and a sample of 252 high school students in Fatemiyeh high school in the 6th area of 14th region city of Tehran and the tool used to measure Harman-Jones's attitude toward the emotion. The findings of the exploratory analysis indicated that this scale is by the culture of Iranian adolescents, covering five factors of attitude toward anger, sadness, agony, fear, and pleasure, which together account for 58.92% of the total variance. The items related to these five factors have a T value of above 1.96 and a useful load factor of more than 0.4 and a standard load of more than 0.3. The fitting indices were also reached to desirable proportions, and since RMSEA is less than 0.08, the relative chi-square is less than 3, and the GFI, NFI, CFI, and IFI fit index is 0.9, so the 5-factor model discovered in the analysis Exploration has been confirmed in the confirmation analysis and is consistent with the culture of Iranian adolescents over 16 years of age. Also, each of the five factors has an alpha value higher than 0.7, which is consistent with internal consistency.

    Keywords: Attitude toward Emotion, reliability, internal consistency, factor analysis
  • Somayeh Zand*, Majid Baradaran, Reza Najafi, Atefeh Maleki, Ali Golbazi Mahdipour Pages 123-130

    Nonverbal behavior plays an important role in the interpersonal relationships of people who are from different countries and different sex. This cross-cultural study aims to investigate the knowledge of nonverbal cues in Iranian and Italian people taking into account the gender differences as well. a non-verbal questionnaire was utilized in order to evaluate the knowledge of nonverbal cues in samples of 360 Italian and 360 Iranian participants. The results exposed that, the Italian group got a higher rating in nonverbal cues than Iranian one, which means different cultural backgrounds affect the individuals’ knowledge of non-verbal cues, and also in the Iranian group, the women received higher rates than the men, indicating that the women have more non-verbal decoding accuracy compared to the men.

    Keywords: nonverbal communication, Cultural differences, Nonverbal cues, Gender differences
  • SeyedehSamira Madani Gilvan*, Leyla Moghtader Pages 131-140

    The purpose of this study was to compare executive functions and adaptation components in students with and without learning disabilities. The research method was causal-comparative (post-event). The sample consisted of 60 students (30 students with learning disabilities and 30 students with learning disabilities) who according to the background of research related to this field and the criteria for entering and leaving the research by available sampling method. Students with learning disabilities and targeted students with learning disabilities were selected and Collage's Neuropsychological and Personality Test (2002) and the Sinn and Sink  Student Adaptation Questionnaire (1998) were completed. Data were analyzed using independent t-test and multivariate analysis of variance. The results showed a significant difference between the total score of executive functions and the components of decision making, planning and inhibition in the two groups of students with learning disabilities and students without learning disabilities (P<0.01). Also, there was a significant difference between the total score of adjustment and social and academic components of two groups of students with learning disability and students without learning disability (P<0.01). However, there was no significant difference between the mean of emotional adjustment component of two groups of students with learning disability and students without learning disability (P>0.05). Based on this, it can be concluded that students with learning disabilities have lower levels of executive functions and adaptation components than students without learning disabilities.

    Keywords: Executive Functions, Adaptation, Learning Disability
  • Javad Jahan*, Allahyar Aghaei Pages 141-152

    The present study aimed to compare the effectiveness of smart schools and ordinary schools from the creativity point of view in the Arak high school. The statistical population consisted of 6152 students in the ordinary schools and 2540 students in the smart schools, and the sample size is consisted of 384 persons who are selected by Morgan table and stratified ratio sampling method. The research approach is descriptive - casual - comparative. Data collection tools are standardized questionnaire which its reliability coefficient was measured with the Cronbach's alpha approach for different sections of the test. Data analysis with statistical methods, unilateral variance analysis tests, and t-test was carried out for independent groups and mean comparison test in the independent groups. The results show that between smart school and ordinary school is meaningful relationship from the amount of creativity viewpoint. There is no difference between the amount of creativity in the smart and ordinary schools according to gender. There are not any difference Between smart and ordinary schools based on scholastic levels , however, there are difference between smart and ordinary students in third grade and also there are not any differences between the second grade .There are not any difference between smart and ordinary schools based on fields of study and also there is no difference among human and experimental science, but there is difference between mathematical science students from creativity viewpoint in the schools.

    Keywords: creativity, smart school, effectiveness, ordinary school
  • Masoume Darvishi Lord*, Reza Rostami Pages 153-164

    Addiction is a kind of disease in which the patient repeats the behavior despite of knowing about the adverse effects. It is both a psychological and physical condition which threatens all aspects of life including health, family, and social relations. Because of the social and economic burden that it puts on society and the person him/herself, it has always been one of the main concerns in the research. Studies have found different risk factors as the reason why people have tendency toward addiction. One of the main reasons found to be responsible for emergence and perpetuation of addiction is the child and primary caretaker (mother) relationship in the very first years of development, which is going to be the pattern on which future relationships are based. It also forms the main strategy for coping with stress. It has now become the focus of attention in research to use this variable for predicting addiction in adolescent and treating it. I this paper, we investigated on all aspects of attachment, different kinds of it, common mechanisms of action in addiction and attachment. Addiction treatments which are formulated based on attachment theory were also studied.

    Keywords: Addiction, Attachment Style, Brain