فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 2 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 14
|
  • کامران عقیلی*، ولی الله جعفری، عباسعلی آقایی مقدم، سارا حق پرست صفحات 1-10

    این تحقیق در سال 1391 در خلیج گرگان و در حصار توری پرورش بچه ماهیان کپور دریایی (Cyprinus carpio) اجرا و از ایستگاه های مورد نظر طی 4 فصل نمونه برداری شد. بیشترین فراوانی در فصول بهار، تابستان، پاییز و زمستان به ترتیب مربوط به خانواده های P‏hyrgulidae  با 2430، Phyrgulidae  با 30451، Phyrgulidar با 390 و در نهایت Phyrgulidae با تعداد40 عدد در هر مترمربع بود. کمترین فراوانی آن ها مرتبط با خانواده های Nereidae وCardidae  وAmphartidae  به تعداد 288 عدد در فصل بهار، خانواده هایNereidae  وCardidae  وNeritidae  وChironomidae  به تعداد 288 عدد در تابستان،Nereidae  وCardidae  و Neritidae 39 عدد در پاییز و  Balanusبه تعداد 1عدد در هر مترمربع در زمستان بود. توده ی زنده به یک گرم در مترمربع در زمستان کاهش یافت. نتایج نشان داد که با کاهش دما از تابستان به زمستان از تعداد و توده ی زنده بنتوزها در خلیج گرگان کاسته می شود. شاخص های تنوع زیستی بر اساس شانون و سیمپسون محاسبه گردید. در تیمار1، (2 عدد ماهی در مترمربع) کمترین میزان شاخص شانون 13/0 در فصل زمستان و بیشترین آن در پاییز 55/0 بوده است. این در حالی است که کمترین و بیشترین شاخص شانون در تیمار2 به ترتیب، 18/0 در زمستان و 76/0 در بهار بود. بیشترین مقدار ثبت شده شاخص شانون در ایستگاه شاهد در فصل بهار به میزان 94/0 ثبت گردید که نشان داد تنوع در ایستگاه شاهد بدون حضور ماهیان پرورشی بیشتر بود.

    کلیدواژگان: بنتوز، تنوع زیستی، شانون، کپور
  • محدثه حیدری*، فرید فیروزبخش، حامد پاک نژاد صفحات 11-21

    در این تحقیق اثر تجویز خوراکی عصاره پونه کوهی بر عملکرد رشد، برخی فراسنجه های خونی و سرمی ماهی قزل آلای رنگین کمان در مواجهه با باکتری Yersinia ruckeri ارزیابی شد. به این منظور 360 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان (2/0 ± 48/10گرم) به 4 گروه تقسیم شدند و از جیره های مکمل شده با  صفر (گروه شاهد) ، 1/0، 2/0 و 3/0 درصد عصاره پونه کوهی به مدت 4 هفته تغذیه نمودند. در پایان 4 هفته، 20 عدد ماهی از هر تیمار، انتخاب و میزان 1/0 میلی لیتر (108  باکتری در هر میلی لیتر) باکتری به روش داخل صفاقی تزریق گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که وزن نهایی، ضریب رشد ویژه و کارایی تبدیل غذایی، تعداد گلبول سفید و قرمز خون، هماتوکریت، هموگلوبین، پروتیین کل، آلبومین و میزان فعالیت لیزوزیم سرم ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی عصاره هیدروالکلی پونه کوهی به ویژه غلظت های بالا (2/0 و 3/0 درصد)، افزایش معنی داری با تیمار شاهد نشان دادند. در معرض قرار گرفتن ماهی با باکتریYersinia ruckeri ، تیمار 3/0 درصد، کمترین درصد تلفات را به خود اختصاص داد. به طورکلی تجویز پونه کوهی در سطح 2/0 و 3/0 درصد به صورت خوراکی موجب افزایش مقاومت، بهبود عملکرد رشد، افزایش برخی شاخص های خونی و سرمی قزل آلای رنگین کمان می گردد.

    کلیدواژگان: پونه کوهی، رشد، فراسنجه های خونی، قزل آلای رنگین کمان
  • جمیله پناهی میرزاحسنلو*، زهره رمضان پور، جاوید ایمان پور نمین صفحات 22-31

    توالی فصلی فیتوپلانکتون های دریاچه سد یامچی که در استان اردبیل و بر روی بالیخلو چای احداث شده است، از پاییز 1392 تا پاییز 1393 مورد مطالعه قرار گرفت. برای این منظور، سه ایستگاه نمونه برداری تعیین شد و نمونه ها به صورت ماهانه از عمق های 0، 5 و 10 متر در ایستگاه اول و عمق های 0 و 5 متر در ایستگاه های دوم و سوم برداشت شدند. در این مطالعه 41 گونه متعلق به 35 جنس و 8 رده و 6 شاخه از جلبک ها بررسی شدند که بیشترین تعداد گونه ها متعلق به شاخه های Chlorophyta و Bacillariophyta به ترتیب با 14 و 13 گونه بود. بیشترین تراکم فیتوپلانکتون ها در عمق 10 متری ایستگاه اول در شهریور ماه (cell.ml -1 104× 4/2) و کمترین تراکم فیتوپلانکتون ها در عمق 5 متری ایستگاه اول در اردیبهشت ماه (cell.ml -1 103× 2) شمارش شد. به طورکلی بیشترین تراکم ها متعلق به شاخه کلروفیتا بود که بیشترین تراکم را در اواخر بهار و تابستان نشان دادند (بیشترین مقدار cell.ml -1 103× 2/1). از نظر توالی فصلی، دیاتومها در جمعیت پاییزی و اوایل بهار، جلبک های سبز و دینوفلاژلاها در جمعیت تابستانی و سیانوباکتری ها در اواخر تابستان غالب بودند. به طورکلی توالی فصلی مشاهده شده در دریاچه سد یامچی، مشخصه دریاچه های یوتروف قلیایی می باشد. نتایج آنالیز رسته بندی (PCA) نشان داد که پارامترهای دما، سیلیس، سولفات و BOD و COD مهم ترین پارامترهای تاثیر گذار روی پراکنش فیتوپلانکتونی در دریاچه بودند.

    کلیدواژگان: اردبیل، ایران، بالیخلو، تراکم فیتوپلانکتونی، رسته بندی
  • مریم فلاحی، سیامک باقری*، سپیده خطیب، حجت خداپرست، عظمت دادای قندی صفحات 32-45

    این مطالعه به منظور تعیین تنوع زیستی جامعه پلانکتونی دریاچه نیور در سال 1393 انجام گردید. بر اساس وضعیت دریاچه، نمونه ها از 5 ایستگاه در پیکره آبی جمع آوری گردیدند. در این مطالعه 68 جنس فیتوپلانکتونی شامل Bacillariophyta (24 جنس)، Chlorophyta  (25 جنس)، Cyanophyta (11 جنس)،Pyrrophyta  (2 جنس)، Chrysophyta (2 جنس) وEuglenophyta  (4 جنس) شناسایی گردیدند. دریاچه نیور دارای جنس های شاخص آلودگی شدید از شاخه اگلنوفیتا نظیرPhacus  ، Trachelomonas و Euglena  بود. همچنین از شاخه سیانوفیتا جنس های  Microcystis و Oscillatoria که دارای گونه های سمی هستند در طی مدت مطالعه در دریاچه حضور داشتند. یافته ها نشان داد، دریاچه شامل 37 نوع زیوپلانکتون؛ Arthropoda (3 جنس)، Ciliophora (3 جنس)، Rotatoria (21 جنس)،  Nematoda(1جنس)،Gastrotricha  (1 جنس)، Rhizopoda (8 جنس) است. تنوع گروه های زیوپلانکتون شاخص آلودگی آب، همچونCiliophora  و Rhizopoda چندین برابر بیشتر از مطالعات پیشین بوده است. به طور کلی دریاچه نیور بیشترین پلانکتون های شاخص آب های آلوده را در مقایسه با سایر دریاچه های آب شیرین ایران داشته است و در گروه دریاچه های یوتروف با سطح آلودگی زیاد قرار دارد.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی، دریاچه نیور، زیوپلانکتون، فیتوپلانکتون
  • پریسا نوروزی فرد، ثمر مرتضوی*، صدیقه اسد، نسرین حسن زاده صفحات 46-60

    رسوبات جزیی جدایی ناپذیر در یکپارچگی عملکرد اکولوژیکی بوم سازگان آبی به شمار می روند. در پژوهش حاضر، رسوبات هفت ایستگاه در سواحل استان هرمزگان در فروردین ماه سال 1396 مورد مطالعه قرار گرفت و آلودگی ناشی از عناصر سمی با استفاده از شاخص های مختلف بررسی شد. نمونه ها با ترکیب اسیدنیتریک و پرکلریک هضم شدند و سپس غلظت عناصر مس، سرب، روی، کادمیوم، نیکل و کروم با دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد بیشترین غلظت مربوط به عنصر روی و کمترین مربوط به کادمیوم می باشد. نتایج حاصل از شاخص های ERM-Q و TEL-Q بیانگر پتانسیل کم تا متوسط عناصر برای ایجاد اثرات بیولوژیکی ناسازگار بوده که با نتایج شاخص های PERI و Eir مطابقت دارد. شاخص Igeo در رابطه با عنصر نیکل، در ایستگاه های دوم، سوم و چهارم وضعیت نسبتا آلوده را نشان داد، ولی در سایر ایستگاه ها و عناصر، نشان دهنده وضعیت غیر آلوده است که به طورکلی با نتایج شاخص Cd مطابقت دارد. شاخص PLI بیانگر غیر آلوده بودن منطقه و مویدی بر نتایج شاخص های دیگر است. در نهایت می توان گفت نتایج شاخص های مختلف با مولفه ها و حساسیت های متفاوت، حاکی از وضعیت خطر اکولوژیکی کم و پتانسیل کم تا متوسط در ایجاد اثرات بیولوژیکی برای زیست مندان خلیج فارس است که با کمتر بودن میانگین غلظت ها از حد بیشینه استانداردهای کیفی رسوبات همخوانی دارد.

    کلیدواژگان: آلودگی، بندرعباس، رسوبات، ریسک اکولوژیک
  • حمیدرضا اکبرپور، سیدباقر میرعباسی*، احسان کامرانی صفحات 61-69

    تجارت و حمل و نقل از طریق راه های دریایی از روزگاران قدیم تا به امروز دارای اهمیت و جایگاهی ویژه بوده است. از سوی دیگر، امروزه با افزایش حمل و نقل دریایی، آلودگی دریایی و در خطر قرار گرفتن محیط زیست دریایی به ویژه در مناطق حساس، بیش از پیش مطرح است. سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) به عنوان نهاد متولی حفاظت از محیط زیست دریایی، کنوانسیون بینالمللی جلوگیری از آلودگی ناشی از کشتیها (MARPOL) را تدوین کرده است. در این پژوهش، با استفاده از روش کتابخانهای و شیوه توصیفی-استقرایی، اقدامات IMO در قالب MARPOL برای حفاظت از مناطق حساس دریایی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته های این پژوهش، IMO با تدوین MARPOL و گنجاندن مقررات نوآورانه برای شناسایی مناطق ویژه دریایی و سپس در سطحی بالاتر و با شناسایی مناطق به ویژه حساس دریایی، زمینه لازم را برای شناسایی و اقدامات حفاظتی از این مناطق فراهم آورده است. این امر به نوبه خود، باعث به وجود آمدن سازوکاری برای  پایداری اکوسیستم های منحصر به فرد و مناطق دریایی حساس شده است.

    کلیدواژگان: محیط زیست، مناطق ویژه دریایی، MARPOL، IMO
  • بیتا کلوانی نیتلی، محمد سوداگر*، محمد مازندرانی، احمد نوری، مرسدس گونزالس وانگومرت صفحات 70-77

    تخمک متوقف شده در مرحله پروفاز میوز I، کمی پیش از تخم ریزی به رسیدگی نهایی می رسد. از جدیدترین روش ها در زمینه تکثیر مصنوعی خیارهای دریایی، القای رسیدگی نهایی تخمک با تحریک عصاره بافت عصبی موجود است. از آنجا که زمان مناسب برای عصاره گیری در بازه زمانی محدودی از سال می باشد، ذخیره سازی عصاره به روش انجماد اهمیت بالایی دارد. هدف این تحقیق، مقایسه اثر القایی عصاره عصبی خیار دریایی در دو حالت تازه و منجمد در رسیدگی نهایی تخمک در گونه Holothuria arguinensis در شرایط in vitro می باشد. خیارهای دریایی از سواحل فارو- پرتغال برداشت و در آزمایشگاه عصاره بافت عصبی جانور در فصل تولیدمثل استخراج شد.. تخمک های خارج شده از بدن موجود ماده به مدت 90 دقیقه، در معرض عصاره تازه و یا در معرض عصاره ذوب شده پس از انجماد قرار گرفتند. هر یک از تیمارها با 3 تکرار صورت گرفت. میزان بروز پدیده GVBD در تخمک ها به عنوان شاخص عملکرد القایی عصاره بافت عصبی در القای رسیدگی نهایی تخمک در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج، عملکرد القایی عصاره بافت عصبی این گونه پس از انجماد کاهش نیافته و می توان از عصاره استحصال شده در فصل تولیدمثل، برای مدت طولانی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: اووسیت، تخمک، خیار دریایی، عصب شعاعی
  • نگین درخشش*، عبدالعلی موحدی نیا، نگین سلامات، محمود هاشمی تبار، وحید بیاتی صفحات 78-89

    مطالعه ی حاضر با هدف استفاده از کشت اولیه ی سلول های کبد ماهی هامور معمولی (Epinephelus coioides) به منظور ارزیابی اثرات سمی آلاینده ی نونیل فنول بر زنده ماندن سلول ها و بررسی تغییرات مرفولوژیک انجام شد. بدین منظور از 8 عدد ماهی هامور معمولی استفاده گردید. پس از جدا کردن و قطعه کردن کبد، سلول های آن با استفاده از روش هضم آنزیمی، جداسازی و شمارش شدند. در این روش با استفاده از آزمایش MTT، میزان  IC50در سلول ها پس از مواجهه با آلاینده ی مورد مطالعه به صورت جداگانه اندازه گیری شد. بر این اساس میزان IC50 در آلاینده برابر با M 4-10 محاسبه گردید. سپس کشت های سلولی کبدی در مواجهه ی غلظت های تحت کشنده شامل 10، 20 و 30 درصد از میزان IC50 (M 5-10، M 5-10×2 و M 5-10×3) قرار داده شدند. نمونه برداری برای سنجش اثرات آلاینده در مدت زمان 0، 6، 12 و 24 ساعت از زمان شروع مواجهه صورت گرفت. بر اساس نتایج، کم ترین غلظت استفاده شده، تاثیر قابل توجهی بر روند رشد سلول ها نداشت ولی میزان تخریب و آسیب سلولی به صورت وابسته به دوز و زمان قرارگیری در مواجهه با آلاینده ها، افزایش یافت. در مجموع آلاینده ی نونیل فنول دارای اثر سایتوتوکسیک در سلول های کبدی کشت داده شده ی ماهی هامور معمولی بود.

    کلیدواژگان: کبد، کشت سلول، نونیل فنول، هامور معمولی
  • محمود سینایی*، مهدی بلوکی، جواد قاسم زاده صفحات 90-107

    استفاده از میدان الکتریکی در روش بیوراک سبب افزایش رشد و میزان بازماندگی و مقاومت گونه های مختلف مرجان می شود. در این راستا، میزان و نرخ رشد و درصد بازماندگی مرجان Pocillopora damicornis و Acropora calthrata  با استفاده از روش بیوراک در خلیج چابهار در طول چهار ماه مورد ارزیابی قرار گرفت. به این منظور، قلمه های مرجان بر روی سازه های فلزی و تحت میدان الکتریکی با اختلاف پتانسیل 6 ولت قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که میانگین رشد مرجان گونه P.damicornis و A. calthrata در سازه بیوراک به ترتیب 3/0 ±68/10 و 29/0 ±12 و در سازه شاهد به ترتیب 2/0 ±27/5 و 23/0 ±25/5 سانتی متر بود. اختلاف معنی دار بین میزان رشد قلمه های مرجانی در سازه بیوراک با سازه فاقد بیوراک یافت گردید (05/0>p). همچنین رشد گونه A. calthrata  نسبت به  P. damicornis پس از قرارگیری در معرض میدان الکتریکی بیشتر بود. نتایج این بررسی بیانگر کارایی استفاده از تکنولوژی بیوراک در افزایش رشد و بازماندگی گونه های مختلف مرجانی دارد. استفاده از این تکنولوژی می تواند در حفظ تنوع زیستی و ژنتیکی مرجان ها نقش مهمی ایفا نماید.

    کلیدواژگان: اکوسیستم مرجانی، بیوراک، خلیج چابهار، Pocillopora، Acropora
  • مرتضی بهره مند*، فاطمه مقدس، صدرا محمودی، علیرضا رادخواه، آسیه سلیمانی راد صفحات 108-118

    به منظور تعیین بهترین تعداد دفعات غذادهی روزانه در پرورش ماهی کوی (Cyprinus carpio var. Koi)، تعداد 540 قطعه بچه ماهی در شش تیمار (1، 2، 3، 4، 5 و 6 بار غذادهی در روز) به مدت 75 روز، پرورش داده شد تا عملکرد رشد، تغذیه، بقا و ترکیبات لاشه آن ها ارزیابی گردد. بر اساس نتایج حاصل، تمامی پارامترهای مختلف مربوط به عملکرد رشد، تغذیه و بقا تحت تاثیر تعداد دفعات غذادهی قرار دارند. بالاترین و پایین تربن میزان وزن، طول، درصد افزایش وزن بدن و نرخ رشد ویژه به دست آمده به ترتیب به تیمارهای 5 و 1 تعلق داشت (05/0<p). پایین ترین و بالاترین میزان ضریب تبدیل غذایی، به ترتیب در تیمارهای 5 و 1 ثبت شد (05/0<p). تنها در تیمارهای 1 و 2 تلفات مشاهده شد. بالاترین و پایین ترین میزان پروتیین خام لاشه، به ترتیب به تیمارهای 5 و 1 تعلق داشت (05/0<p). اندازه گیری شاخص طول نسبی روده در تیمارهای مختلف نشان داد که با افزایش تعداد دفعات غذادهی روزانه، طول نسبی روده کاهش می یابد، هرچند این کاهش معنی دار نبود. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که با افزایش غذادهی تا 5 بار در روز، تمامی پارامترهای مربوط به عملکرد رشد، تغذیه، بقا و ترکیب لاشه در این ماهی، بهبود می یابند. بنابراین، پیشنهاد می شود حداقل تعداد دفعات غذادهی در بچه ماهیان کوی، در این دامنه وزنی، 5 بار در روز باشد.

    کلیدواژگان: ترکیب لاشه، دفعات غذادهی، رشد، ماهی کوی
  • مهدیه حسنی، حسین رحمانی*، خسرو جانی خلیلی، داریوش مقدس صفحات 119-128

    این مطالعه به منظور بررسی روند انتقال فلزات سنگین (کادمیوم و سرب) از آب به بی مهرگان کفزی و ماهی خیاطه (A. eichwaldii) در فصول بهار و پاییز در 5 ایستگاه در رودخانه تجن استان مازندران انجام شد. میزان فلزات سنگین سرب و کادمیوم در نمونه های آب، بی مهرگان کفزی و بافتهای عضله و کبد ماهی خیاطه توسط دستگاه ICP-OES قرایت شد. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین غلظت این فلزات در فصول و ایستگاه های مختلف در آب و بی مهرگان کفزی دیده نشد (p>0.05). در بی مهرگان کفزی میانگین غلظت فلز سرب در فصول بهار و پاییز به ترتیب 381/58±815/64 و 48/71±74/67 و فلز کادمیوم 32/3±249/5 و 53/4±148/7 میکروگرم بر گرم وزن خشک بود. بیشترین و کمترین میزان فلز سرب در بافت عضله ماهی 04/2 و 471/0 میکروگرم بر گرم وزن خشک بوده که در ایستگاه اول دارای اختلاف معنی داری با ایستگاه پنجم بود .(p<0.05) بیشترین و کمترین غلظت فلز کادمیوم در عضله ماهی به ترتیب 006/0 و 002/0 میکروگرم بر گرم وزن خشک به دست آمد .(p<0.05) در مطالعه حاضر، میزان انباشتگی فلزات سنگین سرب و کادمیوم در بی مهرگان کفزی بیشتر از عضله ماهی خیاطه است (p<0.05). روند انتقال فلزات سنگین در طول زنجیره غذایی مشخص گردید که تجمع فلزات سنگین با افزایش سطح غذایی روند معکوسی نشان می دهند و میزان فلزات سنگین در بی مهرگان کفزی بیشتر از بافت های مورد بررسی ماهی خیاطه بوده است.

    کلیدواژگان: بی مهرگان کفزی، رودخانه تجن، سرب، کادمیوم، ماهی خیاطه
  • زهرا قربانی رنجبری، یزدان کیوانی* صفحات 129-139

    در مطالعه حاضر به مقایسه ریخت سنجی هندسی جمعیت های سبیل ماهی بین النهرین، Barilius mesopotamicus، یکی از کپور ماهیان بومی حوضه رودخانه جراحی، پرداخته شد. به این منظور سه جمعیت از حوضه جراحی شامل 166 قطعه سبیل ماهی از رودخانه های زردماشین، اعلا و شاخه اصلی رود جراحی نمونه برداری شد. نمونه ها پس از بیهوشی در محلول گل میخک 1٪ و تثبیت در فرمالین 10٪ به آزمایشگاه منتقل شدند. سپس از سمت چپ و سطح جانبی نمونه ها عکس برداری شد و 15 لندمارک با استفاده از نرم افزار Tpsdig2 بر روی تصاویر دوبعدی قرار داده شدند. داده های حاصل پس از آنالیز پروکراست، با روش های آماری چندمتغیره PCA، CVA و آنالیز خوشه ای تحلیل شدند. مقایسه ریخت سنجی هندسی جمعیت ها اختلاف معناداری در بین رودخانه های مورد مطالعه نشان داد که ناشی از تفاوت در اندازه و شکل سر، ارتفاع بدن و طول ساقه دمی بود. آنالیز چندمتغیره کانونی جمعیت رود جراحی را کاملا از دو جمعیت دیگر جدا کرد. همچنین جمعیت های زردماشین و اعلا همپوشانی کمی نشان دادند. آنالیز خوشه ای نیز دو جمعیت زردماشین و اعلا را در یک خوشه گروه بندی کرد که نشان دهنده شباهت بیشتر این دو جمعیت به هم می باشد.

    کلیدواژگان: آنالیز پروکراست، آنالیز خوشه ای، حوضه جراحی، کپورماهیان
  • سیداحمدرضا هاشمی*، محمدرضا میرزایی صفحات 140-149

    هدف از این مطالعه، توسعه چارچوبی است که از روش های مختلف پیش بینی استفاده کرده و بهترین گزینه را با حداقل خطاهای احتمالی پیش بینی می کند تا برداشت از ذخایر ماهی یال اسبی در خلیج فارس و دریای عمان را پیش بینی کند. در این تحقیق، یازده روش پیش بینی مختلف شامل روش تجزیه (چندگانه و تجمعی)، میانگین متحرک، هموارسازی تصاعدی (تکی و جفتی)، روند آنالیز (خطی، تصاعدی، درجه دو و منحنی شکل)، روش وینتر (چندگانه و تجمعی) جهت پیش بینی روند تغییرات ماهی یال اسبی انجام گرفت. نتایج حاصل از مدل آنالیز روند درجه دو (MAPE = 2.77، MAD = 0.10,،MSD = 0.01,) بهتر از سایر مدل ها پیش بینی غیرترکیبی بر اساس مقادیر خطای کمتر بود و در نهایت پیش بینی در مدت پنج سال با استفاده از همان مدل انجام شد. مدل های پیش بینی ترکیبی مختلف اریما (ARIMA, (p , d, q)) بر اساس شاخص BIC, AIC امتحان شد و اریما مدل (0و1و1) بهترین تناسب را با روند تغییرات ماهی یال اسبی در آب های ساحلی جنوب کشور داشت. به نظر می رسد مدل پیش بینی ترکیبی بهتر از مدل پیش بینی غیرترکیبی، بازگوکننده آینده باشند و اعداد پیش بینی آن، نشان دهنده نوسانات صید کم این گونه در آب های جنوب کشور است.

    کلیدواژگان: روش وینتر، صید، ماهی یال اسبی، ARIMA
  • محمدعلی سالاری علی آبادی* صفحات 150-162

    به منظور بررسی پرتاران منطقه، نمونه برداری در بهمن ماه 1394 و شهریور 1395 در 5 ایستگاه در طول رودخانه بهمنشیر و به کمک دستگاه گرب ون وین برای نمونه برداری از پرتاران با سه بار تکرار در هر ایستگاه صورت گرفت. سنجش فاکتورهای محیطی شامل اکسیژن محلول، اسیدیته، دما، هدایت الکتریکی و شوری و همچنین آنالیز رسوبات بستر، شامل دانه بندی و درصد مواد آلی کل در هر ایستگاه انجام شد. در این مطالعه 6 گونه و 3 جنس از 6 خانواده شناسایی شد که بیش ترین درصد فراوانی نسبی متعلق به خانواده Nereididae با 43 درصد در تابستان و 18 درصد در زمستان بود. گونه های غالب منطقه شامل Nereis diversicolor (Müller, 1776)، Hypania invalida (Grube 1860) وNeanthes kerguelensis (McIntosh, 1885) می باشند. میانگین تراکم کلی پرتاران در فصل تابستان 78/73±49/99 فرد در مترمربع و در فصل زمستان 59/25±91/79 فرد در مترمربع شمارش گردید. شاخص تنوع شانون دامنه بین 05/1 تا 75/1 و مارگالف دامنه بین 39/0 تا 93/0 محاسبه شد که نشان دهنده فقر منطقه از نظر تنوع می باشد. شاخص تراز زیستی بین ایستگاه و فصول، اختلاف بسیار ناچیزی نشان داد که به دلیل تراکم پایین و تنوع کم منطقه می باشد. اطلاعات به دست آمده از این بررسی می تواند وضعیت منطقه مورد بررسی را از نظر آلودگی، از طریق مقایسه سوابق مشخص نماید.

    کلیدواژگان: ریخت شناسی، شانون، کارون، ماکروفون