فهرست مطالب

فقه - پیاپی 100 (زمستان 1398)
  • پیاپی 100 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید محمدکاظم رجائی* صفحات 6-30
    از نظر کلاسیک ها، بوم باورک، فیشر و بسیاری از نظریه پردازان دیگر، «بهره» زیاده مشروط در قرارداد قرض است؛ به عبارت دیگر، سه مقوم «زیاده»، «مشروط» و «قرارداد قرض» در تعریف بهره وجود دارد. همان تعریف با مقوم های گفته شده، بر ربای قرضی نیز صادق است. زیاده ممکن است مشروط و غیرمشروط و زیاده مشروط، ممکن است فیزیکی و ارزشی باشد و هریک اقسامی دارند که با قدری تسامح حدود 23 صورت پیدا می کند. پرسش اساسی این است که منظور از زیاده مشروط در قرارداد قرض و معیار ربا بودن زیاده چیست. آیا همه 23 مورد را دربرمی گیرد یا خیر؟ فرضیه مقاله که با روش «استنباط نظریه اقتصاد اسلامی» اثبات شده این است که در مسایل مالی، زیاده به معنای «انضمام مالی به مال» یا «اضافه شدن مال» است. به کالا یا خدمت اقتصادی که بازار و درنتیجه قیمت داشته باشد، مال گفته می شود. زیاده در اموال به معنای منفعت مالی است که با زیاده فیزیکی و ارزشی تحقق می یابد. آیات و روایات ربا، ظهور در «منفعت مالی» دارند. بنابراین، معیار در زیاده منفعت مالی و منظور از مشروط در قرارداد قرض، «الزام و التزام در قرارداد قرض» است.
    کلیدواژگان: بهره، ربا، ربای قرضی، معیار ربای قرضی، انواع زیاده
  • قاسم اسلامی نیا*، عادل ساریخانی صفحات 31-54
    تاثیر اظهار اسلام زانی غیرمسلمان بعد از ارتکاب جرم حدی بر امکان سقوط مجازات حدی به صورت مطلق یا امکان تبدیل آن به مجازات تعزیری یکی از موضوعات پیچیده فقهی به شمار می رود که ماده 224 قانون مجازات اسلامی 1392 نیز به آن نپرداخته است. بسیاری از فقها اصولا از طرح این مسیله مهم خودداری کرده اند؛ اما بعضی نیز موضوع را بررسی کرده اند و نظریات موافق و مخالفی در این موضوع وارد شده است. از جمع آوری مجموعه ادله ناظر بر بحث برمی آید که تغلیظ و تخفیف مجازات زانی غیرمسلمان، ناشی از حرمت اخلاقی جامعه اسلامی است. غیرمسلمان با رفتار ارتکابی خود حرمت اسلام را شکسته و مستحق مجازات اعدام گردیده و آن گاه که در موعد مناسب مسلمان می شود؛ به پاس حرمت اظهار اسلام، مجازات حدی از وی ساقط و در صورت صلاحدید مقام قانونگذاری قابل تعزیر است؛ بنابراین نوشتار با بررسی تحلیلی انتقادی ادله استنادی نظریات مزبور و با عنایت به ادله شرعی و عقلی دیگری که نوعا از نظرگاه بعضی از فقها در این زمینه مغفول مانده، در جهت تجمیع حداکثری بین آرای فقهی موافق و مخالف، به نظریه سقوط مجازات حدی قتل با امکان تبدیل به تعزیر، فقط در صورت احراز اسلام پیش از اثبات جرم در دادگاه های کیفری رسیده است و تصریح به آن را در قانون مجازات اسلامی ضروری می داند.
    کلیدواژگان: زانی، غیرمسلمان، اسلام، حد، سقوط
  • محسن ملک افضلی اردکانی* صفحات 55-78
    نیازهای ضروری جامعه از یک سو و بدون استفاده ماندن برخی اوقاف از دیگرسو، این ضرورت را آشکار می سازد که باید تدبیری اندیشید تا بتوان با اذن ولی فقیه، عایدات برخی اوقاف را در مواردی خاص، در رفع نیازها و در جهاتی غیر از آنچه واقفان اراده کرده اند، مصرف کرد. این تحقیق که با روش تحلیلی و توصیفی و با کمک ادله اجتهادی سامان یافته، بر این فرض استوار است که علاوه بر ادله ولایت مطلقه فقیه و حکم حکومی، دلایلی دیگری مثل ضرورت تشکیل حکومت اسلامی، ضرورت حفظ نظام و منافع مسلمانان، مصلحت اسلام و جامعه اسلامی و قاعده تقدیم اهم بر مهم، مبانی ولایت ولی فقیه بر اوقاف را تشکیل می دهند. روشن است رعایت مصالح موقوف علیهم و مصلحت قطعی جامعه اسلامی و مسلمانان تعیین کننده حدود و چارچوب کلی ولایت وی است. تحکیم اطلاق وجوب عمل طبق شرایطی که واقف تعیین کرده است و جایز نبودن تعدی از خصوصیات وقف به طور مطلق و در همه حالات، بر اساس قاعده «الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها»، فرضیه رقیب است که از آن عبور شده است.
    کلیدواژگان: ولایت فقیه، اوقاف عامه، اختیارات حاکم اسلامی، مصلحت
  • رحیم نوبهار*، سید جعفر حسینی صفحات 79-104
    زنازاده به باور برخی از فقیهان امامیه با سرشت و طینتی ناپاک آفریده می شود. مستند این باور، روایاتی چند است. این روایات بر استنباط احکام زنازاده از منابع فقهی اثر گذاشته اند. برخی فقیهان برای توجیه احکام تبعیض آمیز در زمینه ارث، قضاوت، شهادت، مرجعیت، امامت جمعه و جماعت انسان زاده شده از زنا در کنار دیگر ادله به پلیدی ذاتی او هم استناد می نمایند. این مقاله با رویکردی تحلیلی انتقادی و تاکید بر اشتراک همه آدمیان در پاکی فطرت در پی نقد نظریه پلیدی ذاتی زنازاده است. مقاله در پی تقویت این دیدگاه است که به موجب دلایلی از قرآن مجید، سنت و عقل، همه انسان ها از جمله زنازاده، با طینت و سرشتی پاک به دنیا می آیند. این دیدگاه انسان شناسانه درباره زنازاده، در ترسیم نظام حقوق و تکالیف وی موثر است؛ بدین سان تبعیض های پیش بینی شده برای طفل زاده شده از رابطه نامشروع، تا جایی که مستند آن ها نظریه خبث ذاتی زنازاده است، نیازمند بازاندیشی اند.
    کلیدواژگان: پلیدی ذاتی، زنازاده، برابری، عدالت، تبعیض
  • عبدالحسین رضائی راد* صفحات 105-128
    بر اساس تعریف رایج، دانش فقه، عهده دار بیان احکام و استنباط آنها با دلیل های معتبر است؛ اما تجربه عملی جوامع اسلامی ثابت کرده است اکتفا به بیان احکام و واگذاری چگونگی اجرا به غیرفقیه می تواند احکام شرعی را درعمل به بن بست و تعطیلی بکشاند یا در مسیری متضاد با هدف احکام به اجرا درآورد و به وهن اسلام و تحریف محتوایی آن بینجامد. این تحقیق در پی اثبات ضرورت توسعه موضوع دانش فقه به روش احکام و بررسی پیامدهای اکتفا به بیان احکام و واگذاری شیوه های اجرا به غیرفقهیان است و پیشنهاد می کند بررسی شیوه های اجرای احکام و نقد و بررسی و میزان تطبیق آنها با موازین شرعی و هدف شریعت نیز در شمار مباحث فقهی باشد یا به عنوان شاخه ای نوین از دانش فقه و در کنار آن به ایفای این مهم بپردازد. این تحقیق ضمن بررسی ضرورت ورود فقه به مبحث روش شناسی اجرای احکام، واردنشدن فقها به این مقوله را علت یابی و پیامد های منفی ورود به این حوزه را مطرح می کند و در انتها برای اثبات اینکه ابزار های علم فقه قابلیت ارزیابی روش احکام را دارند با استفاده از موازین فقهی معیارهایی را برای ارزیابی روش های اجرای احکام استنباط و به جامعه علمی پیشنهاد می کند: 1. امکان پذیر بودن؛ 2. موافقت با موازین شرعی و قواعد فقهی؛ 3. همسویی با هدف احکام.
    کلیدواژگان: علم فقه، اجرا، روش، ارزش، احکام، هدف
  • مرتضی متقی نژاد* صفحات 129-147
    نمایه سازی دانش فقه از چالشی ترین نمایه سازی های است که تاکنون درباره علوم گوناگون انجام گرفته است؛ چه اینکه مجموع خصوصیات علم فقه مانند گستردگی کتاب ها، سابقه زمانی و گستردگی ادله، همه سبب شده است نمایه سازی دانش فقه با چالش جدی مواجهه باشد. این مقاله که با روش تحقیق کتابخانه ای انجام شده و براساس توصیف و تحلیل است شرایط ذیل را برای روش نمایه سازی منابع فقهی بیان کرده است: 1. پیروی کامل از اصطلاح نامه فقه، چه در انتخاب اصل موضوع و چه در کیفیت نگارش؛ 2. در صورت نیاز به ترکیب اصطلاحات برای نمایه سازی، ملاک ترکیب، وحدت موضوع باشد نه چیزدیگر؛ 3. اجتناب از اخذ احکام فقهی در نمایه به جهت گستردگی احکام فقهی و تفاوت حکم ها در یک موضوع؛ 4. ذکر نام مولف در نمایه ها تا دسترسی به دیدگاه اندیشمندان آسان گردد؛ 5. اجتناب از استفاده اصطلاحات علوم دیگر در نمایه های فقهی. درضمن نگاهی نقادانه هم به طرح پیشنهادی مقاله «علل ترجیح نمایه موضوعی... موضوعات فقهی» شده است که نقدها عبارت اند از: 1. ضعیف بودن دلیل محقق محترم بر ضرورت نمایه سازی دانش فقه با وجود اینکه دلیل قوی تر بر ضرورت آن وجود دارد. 2. مقاله در اینکه نمایه سازی موضوع احکام فقهی را مطرح کرده یا همه مباحث دانش فقه را مبهم است. 3. نبود جامعیت و مانعیت در بازیابی و جستجو که تنهاترین فایده نمایه سازی است. 4. اشتباه مفهومی نمایه «وجوب زکات مال در انعام ثلاثه...» و مانند آن از نظر علمی.
    کلیدواژگان: نقد مقاله، مباحث فقهی، موضوع فقه، نمایه سازی منابع فقهی، نمایه موضوعی ترکیبی
  • مهدی فرمانیان*، ابراهیم کاظمی صفحات 148-164
    وهابیت در نقد تقلید از مذاهب اربعه، هرگونه تقلید از مفتیان را غیرمشروع می داند و آن را تبعیت از قول غیر خدا و رسول معرفی می کند. این فرقه درمقابل از نظریه اتباع طرفداری می کند. وهابیان اتباع را قسیم تقلید نام برده اند و تقلید را اخذ قول بدون دلیل و اتباع را به معنای «اخذ قول همراه با دلیل» معنا کرده اند. آنان مسیله اتباع را داخل در اقسام تکلیف مکلفان دانسته اند و سه قسم تکلیف «اجتهاد، اتباع و تقلید» را مطرح کرده اند. به نظر آنان، اتباع دایره بسیار گسترده ای دارد و اکثریت مردم را دربرمی گیرد. وهابیان با طرح مسیله اتباع، دایره اجتهاد و تقلید را محدود و تقریبا حوزه تقلید را تعطیل کرده اند و از باب اضطرار از آن سخن گفته اند. در این جستار بعد از تبیین دیدگاه وهابیت در باب اجتهاد و تقلید، نظریه اتباع آنان بیان و ادله شان در طرح این مسیله نقد و بررسی می شود.
    کلیدواژگان: اجتهاد، تقلید، اتباع، وهابیت
  • محمدحسین حکمت* صفحات 165-173
|
  • S. Mohammad Kazem Rajaei * Pages 6-30
    Based on the viewpoints of classics, Böhm-Bawerk, Fischer and many other theorists, the extreme interest is under the condition of the loan contract. In other words, there are three categories of "extreme", "conditional" and "loan contract" in the definition of interest. The same definition for the above-mentioned categories also applies to the loan usury. Extreme may be conditional, non-conditional and the conditional extreme can be physical and valuable and each of them has a category that has about 23 forms. The main question is "what is the meaning of conditional extreme in the loan contract and what is the criterion for the extreme to be as usury?" Does it include all the 23 items or not? The hypothesis of the study, proven by the method of "deducing Islamic economic theory", is that in financial issues, extreme means "financial attachment to property" or "the added property". Property is the goods or economic services that have a market and thus a price. Extreme in property means financial interest realized by value and physical extreme. The verses and narratives of the usury relate to "financial interest". Therefore, the criterion in extreme is the financial interest and the meaning of conditional in the loan contract is the obligation in the loan contract.
    Keywords: Interest, usury, loan usury, the criterion of loan usury, types of extreme
  • Ghsem Eslaminia *, Adel Sarikhani Pages 31-54
    The effect of the Non-Muslim adulterer expressing being Muslim after committing the hadd crime on the feasibility of abolition of hadd punishment in the form of absolute or the feasibility of its turning into ta'zir punishment (punishment for offenses at the discretion of the judge (Qadi) or ruler of the state), is one of the complex jurisprudential issues that Article 224 of the Islamic Penal Code of Islamic Republic of Iran has not dealt with. Many jurists have generally refrained from raising this important issue. However, some have also examined the issue, and there have been viewpoints for and against it. From the collection of arguments, it is clear that the expansion and mitigation of non-Muslim adulterer expressing being Muslim is due to the moral sanctity of the Islamic society. The non-Muslim person has violated the sanctity of Islam with his criminal behavior and has been sentenced to death; and when they become Muslims at the appropriate time, due to the sanctity of Islam, the hadd punishment for him will be abolished and he can be penalized at the discretion of the lawmaker. Therefore, by an analytical-critical examination of the documented arguments of these theories and considering other religious and intellectual arguments that have been typically neglected from the point of view of some jurists in this field in order to collect the most opposing and agreeing jurisprudential viewpoints, this study has come to the theory of murder hadd punishment with the feasibility of turning into ta'zir, only if Islam is expressed before the crime is proven in criminal courts, and has made it necessary to specify it in the Islamic Penal Code.
    Keywords: Adulterer, non-Muslim, Islam, Hadd, abolition
  • Mohsen Malekafzali Ardakani * Pages 55-78
    The essential needs of society on the one hand and some endowments as not usable on the other hand, shows the necessity that there should be some plans that with the permission of the Waliyeh Faqih, the income of some endowments in certain cases can be utilized to meet the needs and in other purposes. This study, which is carried out by analytical and descriptive methods and with the help of ijtihad arguments, is based on the assumption that in addition to the arguments of absolute jurisprudence and government rulings, there are other reasons such as the need to form an Islamic government, the need to preserve the system and interests of Muslims, the principle of preference of the most important over the important, that form the principles of guardianship of Waliyeh Faqih over endowments. It is clear that the observance of the benefits of the endowment takers and the definite expediency of the Islamic society and Muslims determine the limits and general framework of his guardianship. Considering the obligation of the action based on the conditions set by the endowment giver and the violation of the characteristics of the endowment completely as being not permissible, it can be seen that in all cases, it is the rival assumption that has been ignored according to the principle of "the action of waqf must be taken based on what the endowment giver has determined".
    Keywords: Wilayat Faqih, general endowments, the authorities of Islamic governor, expedi-ency
  • Rahim Nobahar *, Seyed Jafar Hosseini Pages 79-104
    According to some Imamiyah jurists, bastard (a child born of zina) is created with an impure nature. There are some narratives about this belief. These narratives have influenced the inference of bastard rulings from jurisprudential sources. Some jurists, in order to justify discriminatory rulings in the field of inheritance, judgment, martyrdom, authority, Friday prayer Imam and the congregation of the person born of adultery, along with other arguments, they also consider his intrinsic filth. This study seeks to criticize the theory of intrinsic filth of the bastard with an analytical-critical approach and an emphasis on the commonality of all human beings in the purity of nature. The paper tries to prove the view that all human beings, including bastards, are born with pure nature from the arguments of the Holy Qur'an, tradition and reason. This anthropological viewpoint on the bastard is effective in forming his system of rights and duties. Therefore, the predicted discriminations for a child born of an illicit intercourse need to be examined to the extent that they are related to the theory of intrinsic filth of the bastard.
    Keywords: Intrinsic filth, bastard, equality, Justice, Discrimination
  • Abdolhosseyn Rrezaei Rad * Pages 105-128
    Based on the popular definition, jurisprudence is charge of explaining the rulings and their inference through valid reasons, but the practical experience of Islamic communities has proven that simply stating rulings and how to execute them by a non-jurist can put religious rulings in deadlock and closure or execute rulings in an opposite path of the rulings objectives and then lead to Islam weakening and its content distortion. This research seeks to prove the necessity of developing the subject of jurisprudence by using the methods of rulings, and to examine the implications of the sufficiency of expressing the rulings and entrusting the enforcement ways to non-jurists. The current study suggests that examining the ways of rulings enforcement, and criticizing and comparing them with the religious rules as well as the purpose of the Sharia are all in the account of jurisprudential issues, or as a new branch of jurisprudence. In addition to these, the study deals with the important role it plays. This study, in addition to examination of the necessity of jurisprudence entering the methodology of rulings enforcement, finds the reasons that why jurists don't enter this field and brings up the negative consequences of this field and finally, in order to prove that jurisprudence tools are capable of evaluating the methods of rulings, using the jurisprudential principles, it deduces the following criteria for evaluating the methods of executing rulings and proposes them to the scientific community. 1. Feasibility 2. Agreeing with religious principles and jurisprudential rules 3. Adherence to the objectives of rulings.
    Keywords: jurisprudence, enforcement, method, value, rulings, Objective
  • Morteza Motaqinejad * Pages 129-147
    Indexing of jurisprudence is one of the most challenging indexing that has been done so far on various sciences; i.e., all the features of jurisprudence, such as the breadth of books, the history of time, and the breadth of arguments, has all caused the indexing of jurisprudence to face a serious challenge. This paper, which has been conducted through library research method and is based on description and analysis, has stated the following conditions for the method of indexing jurisprudential sources: 1. Full adherence to the terminology of jurisprudence, both in choosing the original subject and in the quality of writing; 2. If you need to combine terms for indexing, the criterion for the combination is the unity of the subject and nothing else; 3. Avoid taking jurisprudential rulings in the index due to the expansion of jurisprudential rulings and difference between the rulings in a subject; 4. Referring to the author's name in the indexes to make it easier for thinkers to have access; 5. Avoiding the use of terms of other sciences in jurisprudential indexes. In addition, a critical look has been made at the proposed design of the study "preferred reasons for thematic index ... jurisprudential issues", which the critiques are: 1. Weakness of the researcher's reason for the necessity of indexing of jurisprudence, although there is a stronger reason for its necessity. 2. The paper states indexing the subject of jurisprudential rulings or all subjects of jurisprudence is ambiguous.3. The lack of comprehensiveness and restriction in retrieving and searching, which is the only benefit of indexing. 4. The conceptual error of the index "obligation of zakat on property in An'am Thalathah" and the like scientifically.
    Keywords: Critique of the paper, jurisprudential topics, subject of jurisprudence, indexing of jurisprudential resources, thematic-combinational index
  • Mahdi Farmanian *, Ebrahim Kazemi Pages 148-164
    In criticizing imitation of the four religions, Wahhabism considers any imitation of the Muftis as illegal, and believes that the imitation is obeying the words of non-God and the Prophet, while it supports the theory of compliance. Wahhabis consider compliance as the pleasant Taqlid (imitation), imitation as adopting the words without arguments, and compliance as adopting the words with arguments. They have considered the issue of compliance within the different types of obligation of Mokalafs (one charged with a duty) and have proposed three types of obligations: "ijtihad, compliance and imitation". In their view, the compliance has a very wide circle and includes the majority of the people. The Wahhabis by talking about the issue of compliance, have narrowed the circle of ijtihad and imitation and have almost put away the imitation and they deal with that as an obligation. The current study, in addition to explaining the Wahhabism perspective on ijtihad and imitation, defines the theory of their compliance, and examines and criticizes the arguments of Wahhabism on this issue.
    Keywords: Ijtihad, taqlid, compliance, Wahhabism
  • MohammadHossein Hekmat * Pages 165-173