فهرست مطالب

  • پیاپی 36 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • لیلا ولیان، شهروز جمالی*، رضا صادقی شهپر صفحات 7-28

    مرزبان نامه یکی از مهم ترین آثاری است که در عهد سلاجقه روم در این سرزمین توسط مرزبان بن رستم بن شهریارنوشته شده است. این اثر که جزیی از آثار ارزنده زبان فارسی و طبری محسوب می شود، توسط محمد بن غازی ملطیوی اصلاح و ترجمه شده و «روضه العقول» نامیده شده است. مضمون این کتاب دربردارنده داستان های نقل شده از زبان حیوانات، داستان های اخلاقی و آموزنده ایی می باشد که به شیوه فنی و ادبی خاصی حکایت شده اند. قهرمانان این داستان ها غالبا از جانوران و گیاهان و جمادات هستند که نقش سمبلیک شخصیت های داستان را بازی می کنند و گاهی نیز انسان ها در قالب و نماد اشخاص واقعی داستان گذارده شده اند. یکی از مفاهیمی که در این کتاب به آن اشاره شده است، اتحاد دین و سیاست است که در بردارنده مضمون باستانی نظریه الهی سلطنت می باشد. این پژوهش که به شیوه کتابخانه ایی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است، به تبیین مضامین توصیفی سلطنت با چهار رویکرد؛ دین و سلطنت، فره ایزدی و ظل اللهی، هیبت سلطانی، خردورزی سلطانی در داستان های روضه العقول می پردازد. در نهایت، نتایج این مطالعه نشان دهنده این مطلب است که ملطیوی در روضه العقول با صراحت به لفظ پیوند دین و سلطنت اشاره نموده است، اما در جمع بندی کلی، این بعد از ابعاد نظریه الهی سلطنت با کمترین فراوانی بسامد دیده می شود. بنابراین، از منظر ملطیوی، سیاست سلطان پیش از آنکه پیوند و ارتباط محکمی با دین داشته باشد، باید دارای خصلت های فره ایزدی و ظل اللهی، هیبت سلطانی، خردورزی سلطانی همراه باشد که موجب پایداری نظام و ایجاد مقبولیت بین همگان گردد.  

    اهداف پژوهش:

    تبیین فراوانی بسامد اتحاد دین و سیاست در داستان های روضه العقول بررسی ابعاد دیدگاه نظریه الهی سلطنت در داستان های روضه العقول   سوالات پژوهش: ابعاد نظریه الهی سلطنت در داستان های روضه العقول در قالب حکایات و روایات چگونه تبیین می شود؟ چه شواهدی دال بر اتحاد بین دین و سیاست در داستان های روضه العقول در بردارنده دیدگاه الهی سلطنت می باشد؟

    کلیدواژگان: روضه العقول، دین و سلطنت، فره ایزدی و ظل اللهی، هیبت سلطانی، خردورزی سلطانی
  • فاطمه بهرامی نژاد، محمد هادی کابلی* صفحات 27-45

    فرهنگ به عنوان شکوه هنجارهای جامعه از جایگاه بالایی در نظام جمهوری اسلامی ایران برخودار می باشد. همچنین معماری به عنوان نمونه بصری قابل رویت، می تواند مهم ترین بستر اصلی فرهنگ یک ملت باشد. بدینوسیله الگویی کارآمد با موضوع فرهنگ اسلامی ایرانی در معماری نیاز مبرم می باشد. در این پژوهش به تبیین مولفه های فرهنگی الگوی معماری اسلامی - ایرانی پرداخته شده است. این مولفه ها سبب ایجاد فضاهای معماری بر اساس الگوی فرهنگ اسلامی - ایرانی و افزایش کیفیت فرهنگی فضا می شوند. فرآیند طی شده در پژوهش، پس از بیان مقدمات و مفاهیم ضروری پیرامون موضوع معماری اسلامی ایرانی و اشتراکات این مباحث با مفاهیم فرهنگی، با طراحی الگوی کاربردی و عملیاتی با رویکرد پیوست فرهنگی کامل می شود، برای تایید علمی این الگو و مولفه ها توسط جامعه متخصص از تکنیک دلفی استفاده شد و طی پرسش نامه ای به روش مقیاس لیکرت با جامعه آماری شامل نخبگان وابسته این مباحث، عناوین و شاخص ها اولویت بندی امتیازی شدند. پس از سنجش روایی و پایایی پاسخ ها در نرم افزار spss، که شامل تحلیل توصیفی واریانس، میانگین و آزمون کرونباخ است، مقدار آمار ها نشان می دهد که اولا سوال های پرسش نامه که شامل ارتباط مولفه های معماری و شاخص های فرهنگی هستند، همبستگی بالایی با یکدیگر دارند و دوما پرسشنامه از پایایی بالایی برخوردار است.

    اهداف پژوهش:

    1. تبیین مولفه های فرهنگیالگوی معماری اسلامی- ایرانی (مهندسی فرهنگی در معماری اسلامی ایران) 2.تبیین استانداردی برای طراحان و همچنین معاونت های مدیریتی معماری جهت نیل به اهداف و ارزیابی طرح های معماری سوالات پژوهش: 1. خصوصیات مشترک معماری اسلامی ایرانی و فرهنگ ایران اسلامی چیست؟ 2. مولفه های فرهنگی الگوی معماری اسلامی ایرانی بر اساس شاخصه های پیوست فرهنگی چیست؟

    کلیدواژگان: پیوست فرهنگی، معماری اسلامی، مهندسی فرهنگی، مقیاس لیکرت
  • محمد حسن دوستی، ملک محمد فرخزاد*، رضا حیدری نوری صفحات 46-63

    شادی، به عنوان حسی درونی، در غزلیات شاعرانی همچون سعدی که از جمله سرآمدان غزل فارسی است، نمودهایی دارد. سعدی در غزلیاتش عواملی را برای شادی برمیشمارد و انسانها را به دوری از غم و اندوه، و به سرور و شادمانی دعوت می کند. در غزلیات سعدی مولفه های شادی بیرونی و آفاقی و نیز شادی درونی و انفسی قابل بررسی است. مولفه های بیرونی شادی همچون بهره مندی از زیبایی های طبیعت و بهار، تفریح و گردش در آن، و در جمع دوستان بودن، آواز و موسیقی خنیاگران و رقص است و مولفه های درونی شادی احسان و نیکی، برقراری عدالت و... . در این بین مهمترین عامل شادی عشق است. در این مقاله علاوه بر عوامل شادی بیرونی ذکر شده تنها به عامل عشق به عنوان اصلی ترین نمود شادی درونی می پردازد. چرا که عشق را نگین نگارگری ایرانی دانسته اند. به گونه ای که جدا نمودن مضمون از ساختار نگاره غیرممکن می نماید. این مقاله تکیه بر مطالعات کتابخانه ای داشته و روش بررسی آن توصیفی و تحلیل محتوی است.

    سوالات پژوهش

    : 1. بررسی انعکاس شادمانی های ذکر شده در غزلیات سعدی در نگارگری ایرانی.  2. بررسی و آشکار ساختن درهم تنیده بودن فرم و محتوی نگاره هایی با مضامین شادی در نگارگری.       

    اهداف پژوهش:

    انعکاس و نمود شادی در نگاره های ایرانی در چه حد بوده است.؟ این مضمون در ساختار نگاره ها چه تاثیری بر جای گذاشته است؟

    کلیدواژگان: شادی، سعدی، غزل، نگارگری ایرانی
  • امیر حسین سلطانی، بهمن فیروزمندی*، رضا شعبانی صمغ آبادی، هایده خمسه صفحات 64-82

    مقاله تخت جمشید، نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان، پایتخت باشکوه پادشاهی ایران در زمان هخامنشیان بوده است. در این شهر باستانی کاخی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده و به مدت حدود 200 سال آباد بوده است. تخت جمشید، اگرچه همچنان در معرض خدشه عناصر مختلف طبیعی و غیرطبیعی قرار دارد و فرسایشی محسوس و نامحسوس را با تمام اجزایش تجربه می کند.این بنا یکی از بناهای مهم تاریخی جهان بشمار می رود. پیشینه عمومی تخت جمشید بارها نقل شده است.اما کمتر در مورد عوامل تخریب آن صحبت شده است ،این تحقیق از نوع بنیادی است که به روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی بر پایه روش های آزمایشگاهی مانند(XRD، XRF، SEM) انجام شده است. نتایج به دست آمده عبارت است از این مطلب که هیچ اثری از انهدام عمدی، نه در روزگار اسکندر و نه بعد از آن، وجود ندارد. کاخها به سبب سستی بنا و فاصله ی زیاد ابعاد شان رو به نابودی گذاشتند. این کاخها به طور طبیعی و به دلایل عملی از بین رفته اند . در عین حال عظمتی که در این کاخها تجلی می یافت محتملا به صورت یادمانهایی باقی مانده است.

    اهداف مقاله: 

    1- بررسی آسیب های وارده و نیز بررسی عوامل طبیعی که می توانسته باعث تخریب در محوطه ی تخت جمشید شود 2- بررسی صحت ادعای مورخین یونانی در مورد حمله اسکندر به ایران   سوالات مقاله 1-    آیا عوامل طبیعی در تخریب مجموعه تخت جمشید تاثیر گذار بوده است ؟ 2-    آیا حمله اسکندر باعث آسیب دیدن مجموعه تخت جمشید شده است ؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: تخریب، مجموعه تخت جمشید، باز شناسی
  • علیرضا عزیزی یوسفکند*، میثم براری صفحات 83-101

    انگاره های ترسیمی بر زمینه آثار هنری در قالب نقش مایه های نمادین کهن از دوران پیش از تاریخ تا امروز به صورت تجریدی، انتزاعی و طبیعت گرا ترسیم شده است. این انگاره ها اهدافی همچون سحر و جادو، حرز، تزیین، تمثیل، تجربه زیسته، روایی و... ترسیم دارند. کهن الگوی سه گانه نیز یکی از این نقش مایه های اصیل و نمادین است. این نقش مایه در هنر ایران در گذر زمان و در دوره های مختلف حکومتی، سیاسی و دینی، کالبد وجودی خویش را حفظ نموده است و از دوره ایی به دوره دیگر انتقال یافته است؛ همچنین با توسعه اقوام گسترده شده است. عناصر تشکیل دهنده سه تایی را گیاه (درخت یا گل)، انسان و حیوانات (چهارپایان و پرندگان) تشکیل می دهند که شامل یک نقش در مرکز و دو نقش به صورت قرینه در طرفین نقش مرکزی است. نکته قابل تامل چگونگی سیر تکوین و استحاله سه گانه مقدس از فضای تقدس به فضای تزیینی است. این انتقال به شیوه های مختلف حفظ شده و هنوز در بستر هنر معاصر ایرانی جاری است. پژوهش حاضر هدفی بنیادی دارد که با رویکرد آیکونوگرافیک به توصیف و تحلیل 58 نمونه قاب منتخب از نگاره های ایرانی می پردازد. این قاب ها از دوران پروتو ایلامی تا دوران معاصر با تاکید بر کهن الگوی سه گانه بر بستر فرش ایرانی انتخاب شده اند که تعداد 39 مورد را به خود اختصاص داده اند. نتایج پ‍ژوهش نشان می دهد ردپای نماد و تقدس در ترسیم انگاره ها بر بستر آثار هنری مشهود است که علی رغم تزیینی قلمدادکردن آن، تعلق خاطر هنرمند و مخاطب در آن به چشم می خورد. این تعلق همان حس زیبایی شناختی نهادینه در اجسام نمادین توتم است. نکته قابل توجه در این سه گانه ها جنسیت آن هاست که برخی نقش مایه مرکزی را مونث و نقوش هم گام را مذکر می دانند و برخی نیز مخالف این دیدگاه هستند.

    اهداف پژوهش:

    دستیابی به چگونگی مراحل تحول فرمی و محتوایی سه گانه ها با محوریت عنصر متغیر درخت در کاربرد نقش مایه ها در هنر ایران. تطبیق فرمی و محتوایی استحاله کهن الگوی سه گانه با تاکید بر نقش مایه درخت در فرش ایرانی. سوالات پژوهش: دلیل کاربرد کهن الگوی سه گانه از گذشته تا به امروز در زندگی مردمان در چیست؟ چه تحولی از منظر محتوایی و شکلی با تاکید بر نقش درخت در آن رخ داده است؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: فرش ایرانی، کهن الگوی سه گانه، نقش مایهه درخت
  • علی عرب خزائلی، مسعود روحانی*، احمد غنی پور صفحات 101-128

    کهن الگوها یکی از بخش های مهم دانش اسطوره شناسی است که مطالعه آن ها زمینه واکاوی اشتراکات ذهن بشر در تمامی‏ اعصار را ممکن می سازد و با بررسی این کهن الگوها می توان بین خودآگاه و ناخودآگاه ذهن بشر که آبشخور اسطوره هاست، ارتباط برقرار کرد. آنیما کهن الگویی بسیار مشهور در ادبیات فارسی است که ابتدا توسط روان شناسانی چون یونگ مطرح شد. کهن الگوی آنیما نیمه زنانه در وجود مردان است. این کهن الگو تحت تاثیر حضور مادر و پدر در وجود هر شخص شکل می گیرد و تحت شرایط اجتماع و زندگی هر شخص می تواند دچار تغییر و تحول شود. این تصویر بارها توسط پژوهشگران در اشعار شاعران مختلف بررسی شده است. هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) و سیاوش کسرایی از شاعران معاصری به شمار می آیند که کهن الگوها در شعرشان مجال بروز و ظهور فراوان یافته است و یکی از دلایل اقبال عمومی به شعر آن ها استفاده فراوان از موتیف ها، تصاویر و واژگانی است که در حافظه‏ی قومی مردم وجود دارد. زن از وابسته های جدایی ناپذیر شعر فارسی ست که در ادوار مختلف از آن سخن گفته شده است و گاه در مقاطعی، به تنهایی سنگ بنای شعر فارسی گشته است؛ از این رو بررسی کهن الگوی آنیما در اشعار ابتهاج و کسرایی می تواند به نقد و تحلیل افکار این دو شاعر کمک شایانی بکند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، روش تحلیل داده ها کیفی است و برای استدلال نیز از روش استدلال استقرایی (از جزء به کل) استفاده شده‏ است. نتایج پژوهش در بردارنده این مطلب است که در اندیشه شعری ابتهاج و کسرایی، به دلیل ویژگی های خاص زمانی و اجتماعی روزگارشان، این کهن الگو اشکال گوناگونی به خود گرفته است که قوام آن در دو هییت کلی آنیمای خیالی/ انتزاعی و عشق به طبیعت، بازنمودی از این تصویرگری های رمزآلوده است.  

    اهداف پژوهش:

    بررسی نقش ویژه کهن الگوی آنیما (زن و معشوق) برمبنای اندیشه های روان شناختی. پرداختن به اندیشه ورای افکار شعری ابتهاج و کسرایی و بررسی کهن الگوی «آنیما» (روان زنانه مردان) و اشکال مختلف بروز و ظهور آن در کلام این دو شاعر.

    سوالات پژوهش:

    چگونه می توان بین مبحث کهن الگوی آنیما با مباحث روان شناسی ارتباطی هماهنگ ایجاد کرد؟ کهن الگوی «آنیما» (روان زنانه مردان) به چه شیوه ایی در افکار شعری ابتهاج و کسرایی بروز و ظهور یافته است؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: روان شناسی، کهن الگوی آنیما، بانو و معشوق، سیمین بهبهانی، سیاوش کسرایی
  • بتول علی زاده ماهانی، محمد سلامتیان*، عبدالرضا مدرس زاده صفحات 129-149

    استعاره مکنیه یا کنایی از مسایل مورد مناقشه در علم بیان است. در آثار اولیه بلاغی خبری از عنوان استعاره مکنیه نیست و تنها جارالله زمخشری و جرجانی بدون اشاره به عنوان آن، توضیحاتی درباره آن ذکر کرده اند. بعدها سکاکی در مفتاح العلوم به تفصیل به این بحث پرداخته است. در حالی که، بر مبنای تعریف سکاکی و برخی دیگر از بلاغیون، «استعارگی» این ساختار پذیرفتنی است؛ برخی دیگر استعاره بودن آن را قبول ندارند و آن را تشبیه مضمر به حساب می آورند. گویا، سکاکی با توجه به حضور نداشتن لفظ عاریه و استعاره در استعاره مکنیه، تحلیل دیگری از این نوع استعاره ارایه داده است که براساس آن، لفظ مشبه برای مشبه به استعاره آورده شده است. در سبیکه الذهب، با وجود اینکه متن مختصر تفتازانی، ملاک سرایش این منظومه بوده است اما در بحث استعاره مکنیه، ضمن اشاره به اختلاف ها، نظر خطیب قزوینی برجسته شده است و نقد وی بر آرای سکاکی و تفتازانی آورده شده. خطیب قزوینی که شارح آرای سکاکی است، با رد نظر وی و با ریزبینی از استعاره مکنیه به «تشبیه مضمر در نفس» تعبیر کرد که با تسامح، به آن استعاره گفته می شود و بدین گونه، به اصلاح نظر دانشمندان متقدم پرداخته است؛ لذا در این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ایی صورت گرفته است، به شرح این مصادیق پرداخته شده است. نتایج این تطبیق نشان می دهد در منظومه سبیکه الذهب ضمن اشاره به این اختلافات، به اقوال مخالفی چون خطیب قزوینی اشاره شده است و در بحث استعاره مکنیه، بیشتر بر دیدگاه خطیب تاکید شده که انعکاس این استعاره ها در آثار هنری مشهود است.

    اهداف پژوهش:

    بررسی مضامین استعاره ها در سبیکه الذهب در تطبیق با آیات قرآن. انعکاس استعاره ها در سبیکه الذهب در مصداق های هنری. سوالات پژوهش: استعاره ها در سبیکه الذهب در تطبیق با آثار هنری چگونه بررسی شده است؟ چگونه می توان تاثیر استعاره ها را در سبیکه الذهب با مصداق های هنری بررسی کرد؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: سبیکه الذهب، استعاره مکنیه، آیات قرآن، مصداق های هنری
  • محمد رضا خبیری* صفحات 150-189

    در طول تاریخ نگارگری ایران چهره های برجسته ایی ظهور کرده اند که باعث ایجاد تحول و دگرگونی در عرصه نگارگری شده اند. کمال الدین بهزاد، سلطان محمد، رضا عباسی و... در زمره این هنرمندان خلاق هستند که کم و بیش اطلاعاتی درمورد زندگی نامه و شیوه کارشان در اختیار جامعه هنری قرار گرفته است اما «استاد محمد سیاه قلم» ازجمله هنرمندانی است که هویتش در هاله ایی از ابهام  است. شاید یکی از دلایل مهم آن به غارت رفتن آثار این هنرمند است که همراه دیگر آثار فرهنگی و هنری ایران به دربار عثمانی منتقل شد. بررسی و تحقیق پیرامون استاد محمد سیاه قلم و آثارش چند دهه است که دغدغه پژوهشگران و هنرشناسان شرق و غرب شده است؛ مقوله ایی که سال ها در مورد آن پژوهش های بی شماری انجام شده است و کتاب ها و تحقیقات زیادی درباره آن نوشته شده اما تا کنون نظریه ایی شفاف و روشن در باب این موضوع ارایه نشده است که شخصیت و تعداد آثار استاد محمدسیاه قلم را برای محققین مشخص کند؛ لذا، در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ایی صورت گرفته است، این مسایل مطرح شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد استاد محمد سیاه قلم همان «غیاث الدین محمد نقاش» است که در کتابخانه امیر علیشیر نوایی کار می کرده است و یکی از دلایلی که باعث شد تا نگارگران ایرانی در به تصویر کشیدن تصویر دیو از محمد سیاه قلم تاثیر نپذیرند، این بود که آثار محمد سیاه قلم توسط سلطان سلیم به ترکیه منتقل شده است و نگاره ایی از او در دسترس هنرمندان وجود نداشته است همچنین محمد سیاه قلم به دلیل تغییر شیوه کاری اش از حمایت دربار محروم شد و کم کم سبک کار او منسوخ شد.

    اهداف پژوهش:

    بررسی هویت محمد سیاه قلم و تحقیق درباره آثارش و به طور خاص نگاره هایی حاوی تصویر دیو. بررسی تاثیرات نقش دیو در نگاره های استاد محمد سیاه قلم بر دیوهای نگارگری ایران (معراج نامه و خاوران نامه)

    سوالات پژوهش:

    آیا محمد سیاه قلم در زمینه تصویرگری نقش دیو بر نگارگری ایرانی خصوصا بر دو نسخه خطی معراج نامه و خاوران نامه تاثیرگذار بوده است؟ چه وجوه مشترکی بین تطبیق تصاویر دیوهای محمد سیاه قلم با دیوهای نگارگری ایران (معراج نامه و خاوران نامه) دیده می شود؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: محمد سیاه قلم، تصویر دیو، نگارگری ایرانی، معراج نامه، خاوران نامه
  • نقش مساجد و مدارس مذهبی در بنیادگرایی مردم پاکستان
    علی اکبر امینی*، سیداسدالله اطهری، علیرضا نورا صفحات 221-245

    ابوالاعلی مودودی (1903-1979م) از متفکران و اندیشمندان برجسته شبه قاره هند است که افکار او تاثیر بلافصلی بر بنیادگرایی اسلامی در پاکستان داشته است. مودودی به تحقق آرمانی اسلامی باور داشته است و در اندیشه او مفاهیمی مانند «حاکمیت خداوند»، «نظام سیاسی اسلامی»، «مقابله با غرب»، «لزوم تحقق جامعه اصیل اسلامی»، «آموزش اسلامی»، «جهاد» و مفاهیم دیگری که رنگ و بوی اسلامی دارند، از جایگاه خاصی برخوردارند. با تشکیل کشور پاکستان در سال 1947 میلادی و بازخورد اندیشه های مودودی، این کشور تا به امروز مهدی برای بنیادگرایی اسلامی شناخته شده است. بنیادگرایی اسلامی به عنوان یک ایدیولو‍ژی دارای مولفه ها، گزاره ها و بنیان های فکری سیاسی خاصی است که آن را از سایر ایدیولوژی های قرن بیستم؛ همچون لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و مانند آن جدا می کند. بنیادگرایی اسلامی به رغم تعدد و تنوعش در عرصه نظریه و عمل در دنیای اسلام بنیان های فکری و سیاسی مشترکی دارد که عبارت اند از: جامعیت و شمولیت دین اسلام، پیوند میان دیانت و سیاست، لزوم بازگشت به اصول و مبنای دین اسلام، برقراری حکومت اسلامی و عمل گرایی و داشتن برنامه و راهبرد عملی برای گذار از وضع نامطلوب غیراسلامی به وضع مطلوب اسلامی است. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی که منابع آن براساس روش کتابخانه ایی جمع آوری شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی این مطلب است که اندیشه های مودودی باعث رشد بنیادگرایی اسلامی و بر گروه های مختلف بنیادگرای اسلامی در پاکستان تاثیرگذار بوده است. چنین تاثیرگذاری را می توان در روند هویت یابی اسلامی نظام سیاسی پاکستان، رشد و گسترش احزاب اسلامی، مدارس مذهبی و سازمان ها و گروه های بنیادگرا در این کشور جست و جو کرد.

    اهداف پژوهش:
    شناسایی جهت فکری ایدیولوژی بنیادگرایی اسلامی در نظام سیاسی پاکستان.
    تبیین نقش مستمرر مساجد و مدارس مذهبی در شکل گیری بنیادگرایی مردم پاکستان.

    سوالات پژوهش:
    اندیشه های مودودی چه تاثیری بر بنیادگرایی اسلامی در پاکستان داشته است؟
    چگونه می توان نقش مساجد و مدارس مذهبی را در بنیادگرایی مردم پاکستان تبیین کرد؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: پاکستان، ابوالاعلی مودودی، بنیادگرایی اسلامی، مساجد، مدارس مذهبی
  • عوامل تاثیرگذار بر وضعیت آموزش در قهستان(از سلجوقی تا صفویه)
    امیر کوچی*، محمود خواجه میرزا، اردشیر اسدبیگی صفحات 222-253

    قهستان منطقه ایی است در جغرافیای تاریخی ایران زمین که پیوندی عظیم و ناگسستنی با خراسان بزرگ دارد. گرچه که، امروزه بخش عمده ایی آن را خراسان جنوبی نامیده اند و برخی نواحی شمالی آن نیز جزء خراسان رضوی است، اما با این وجود، قهستان در سیر تاریخی خود شاهد وقایع مهم تاریخی بوده است. ولایت قهستان با توجه به موقعیت جغرافیایی و بافت فرهنگی اش در زمینه آموزش و تعلیم و تربیت نقش ویژه ایی در فرهنگ و تمدن اسلامی از سلجوقیان تا پایان صفویان داشته است، به گونه ایی که عالمان بزرگی همچون خواجه نصیرالدین توسی از این ولایت سر برآوردند. همچنین، عوامل مهمی چون سیاسی- اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی بر وضعیت آموزشی قهستان از دوره سلجوقیان تا صفویان تاثیرگذار بوده است. این ولایت که این تحقیق بر پایه روش توصیفی- تحلیلی در پی عوامل تاثیرگذار بر وضعیت آموزش در قهستان از سلجوقیه تا صفویه می باشد. یافته های پژوهش حاکی است از اینکه وضعیت آموزش قهستان تابع وضعیت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آن است که زمینه ساز تعالی و پیشبرد نهاد آموزشی شده است. به گونه ای که از نظر سیاسی تاسیس مدارس دولتی و از نظر اقتصادی، شاهراه بودن آن و به لحاظ فرهنگی تکثر فکری و قومی از عمده عوامل ترقی وضعیت آموزشی قهستان و ثبات در این ناحیه محسوب می شود و در نهایت، در چنین شرایطی، خاندانی همچون خزیمه و بزرگان و نخبگان علمی مانند خواجه نصیرالدین توسی و غیره از آنجا سر بر آوردند که خدمات عظیمی را در رشد فرهنگ و تمدن اسلامی ارایه دادند.

    اهداف پژوهش:

    بررسی عوامل سیاسی- اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی بر وضعیت آموزشی قهستان از دوره سلجوقیان تا صفویان.
    تبیین نقش ولایت قهستان در بالندگی بزرگانی چون خواجه نصیرالدین توسی.

    سوالات پژوهش:

    چه عواملی بر وضعیت آموزشی قهستان از دوره سلجوقیان تا صفویان تاثیر گذار بوده است؟
    ولایت قهستان چه نقشی را در بالندگی بزرگانی چون خواجه نصیرالدین توسی در طول تاریخ ایفاء کرده است؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: قهستان، سلجوقیان، صفویان، آموزش، خواجه نصیرالدین توسی
  • عیسی نجفی*، عسگر احمدی عالی بری صفحات 231-258

    نظریه های مکاتب زیبایی شناسی مکاتب فلسفی هر یک به تعریف مفهوم زیبایی و تبیین فرآیند ادراک آن پرداخته اند. در نظریه های زیبایی شناسی مکاتب فلسفی غرب، همگی با تحلیل معرفت شناختی مفهوم زیبایی، زیبایی را امری محسوس و سوبژکتیو دانسته اند. اما در عرفان اسلامی شاهد رویکردی متمایز به مساله زیبایی و ادراک آن هستیم. در نگرش عرفانی، حقیقت و هستی انسان و عالم که عالم را تجلی حسن و جمال الهی می داند. عالم یکپارچه زیباست و زیبایی نه امری معرفت شناختی و سوبژکتیو می باشد، بلکه امری وجود شناختی و ابژکتیو است. هنر و زیبایی برای شاعر عارفی همچون مولانا تجربه ایی است که در آن زیبایی نه یک مفهوم خاص بلکه عبارت است از حقیقت زنده یگانه ای که انسان را به ذات حق نزدیک می کند و وسیله ایی برای درک و شناخت حقیقت، آراء و نظریات مولانا درباره زیبایی صرفا دین مدارانه و اسلامی و هنر و زیبایی تحت الشاع نوعی خداشناسی عرفانی است. در این پژوهش که به شیوه کتابخانه ایی صورت گرفته است، با استناد و استشهاد به مثنوی و غزلیات شمس تبریزی، به اجمال این نگرش خاص را بیان شده است. نتایج پژوهش در بر دارنده این است که ادراک زیبایی نزد مولانا لذت حسی نیست بلکه راهی است به سوی هدایت و اتصال به مبدا وجود، خیر، و زیبایی. از نظر او، بحث هنر و زیبایی تحت الشعاع نوعی خداشناسی عرفانی است. همچنین، مولانا درک جایگاه حسن و زیبایی در عالم را برای کسی که انسی با آن ندارد و از آن عالم بی خبر است دشوار بلکه غیر ممکن می پندارد که وجود حقیقی و زیبایی را به مساوات هم می داند که در واقع عالم تجلی و ظهور خداوند در این عالم ناسوت است.  

    اهداف تحقیق:

    1-بررسی آراء و نظریات مولانا درباره زیبایی در مثنوی و غزلیات شمس. 2-بررسی مسیله زیبایی و ادراک آن در عرفان اسلامی. سوالات تحقیق: 1-برداشت ها و تعابیر مولانا درباره امر زیبا و زیبایی در مثنوی و غزلیات شمس چگونه است؟ 2-مسیله زیبایی و ادراک آن در عرفان اسلامی چطور بیان شده است؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: زیبایی شناسی، حسن وجمال، تجلی، مثنوی، مولانا
  • مژگان نیکوئی، علیرضا قوجه زاده*، معصومه خدادادی مهابادی، فاطمه کاکاوند قلعه نویی صفحات 259-278

    «نماد»، «رمز» یا «سمبل» کلمه ایی است که معانی مختلفی دارد. نمادها یا رموز (در معنای حقیقی آن) زندگی بشر را آکنده اند، به گونه ای که هیچ بخشی از زندگی انسان خالی از رمز نیست. نماد و سمبل از دیرباز در هنر و ادبیات جهان کاربردی گسترده داشته است به وسیله نماد، ظاهر کلمه، معنای پنهان و سمبلیکی می یابد که می تواند باعث تنوع در بیان اندیشه ها و آرا گردد. نماد در هنر و ادبیات هر ملتی ممکن است شکلی خاص با توجه به فرهنگ و سنت آن قوم و یا در مضامین متناسب هنری و ادبی، معنای متفاوت و گاه مشترک یابد. نماد ماهی از نمادهایی است که به طور گسترده در ادبیات اساطیری، دینی و ادب منظوم و منثور و همچنین، بر روی آثار هنری بسیاری از ملت ها با اهداف مختلف به کار رفته است. آثار هنری ایران از دوران پیش از اسلام و پس از آن، میزبان این نقش مایه بوده است. پژوهش پیش رو، با رویکرد توصیفی- تحلیلی داشته و گردآوری اطلاعات در آن به شیوه کتابخانه ایی صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشاندهنده این است که در اساطیر «ماهی» به طور کلی مظهر حاصل خیزی و باروری شناخته شده است و همچنین، در همه ادیان به کار رفته است. در قرآن نیز این نماد در داستان حضرت یونس و داستان موسی (ع) و خضر نشانه واکاوی و شناخت خویشتن خویش است. از بررسی و تطبیق نماد ماهی در اساطیر، قرآن و مثنوی معنوی و بر روی آثار هنری نیز، با تفسیر معانی آن در اساطیر، قرآن و ادبیات کاملا مطابق و هم سو و در ارتباط می باشد. این نماد در آرایه های تزیینی و هنر دستی از دیرباز کاربرد فراوانی داشته است.  

    اهداف پژوهش:

    1- شناسایی وجوه اشترک و افتراق نمادین ماهی در اساطیر، قرآن و مثنوی معنوی. 2-    بررسی چگونگی کاربرد نماد ماهی در آثار هنری.  

    سوالات پژوهش:

    1- نماد ماهی در اساطیر، قرآن و مثنوی معنوی چگونه به کار رفته است؟ 2-    کاربرد نماد ماهی در آثار هنری چگونه است؟

    کلیدواژگان: کلیدواژه ها: نماد ماهی، اساطیر، مثنوی معنوی، آثار هنری، ادبیات
  • مرتضی کریمی نیا، شهروز جمالی*، سیاوش مرادی صفحات 279-296

    فرهنگ و ادبیات عامه با اعتقادات و باورهای کهن جوامع بشری پیوندی دیرپا دارد؛ بنابراین، سرمایه عظیمی است که یادگار ذوق هنری و احوال و روحیات مردم روزگاران گذشته است و سندی استوار در اثبات هویت ملی و فرهنگی اقوام بشری  به شمار می رود. یکی از عناصر فرهنگ و ادب عامه، باورها و عقاید عامیانه است که از گذشته های بسیار دور تاکنون در فرهنگ اغلب ملل وجود داشته و هر قومی متناسب با فرهنگ و باورها و اعتقادات خویش به بررسی آن می پردازد. از جمله شاعرانی که در شبه قاره هند به بررسی این باورها و عقاید عامیانه پرداخته، بیدل دهلوی است. دیوان غزلیات بیدل این قابلیت را دارد که مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد؛ بنابراین در این جستار که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ایی انجام گرفته، نگارندگان بر آن هستند که به بررسی قلمرو این عقاید و باورهای جذاب و ابعاد و مصادیق عناصر ادب عامه در دیوان بیدل بپردازند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی با توانایی و مهارت های علمی، مذهبی و اجتماعی خود، عناصر فولکلوریک و عقاید عامه را در قالب صور خیال در غزلیاتش به کار بسته و در عین حالی که ریشه و بافت این صور بلاغی را از زبان مردم و فرهنگ مردم گرفته است و به سروده های خود در قالب آفرینش های بلاغی و هنرنمایی های ادبی، رنگ و صبغه باورمند بخشیده است و تا حدی که ادب عامه را مورد قبول محققان قرار می دهد تا بتوان از آن خاستگاه های فکری شاعر را بازشناخت.

    اهداف تحقیق:

    1- بررسی عناصر طبیعی و بصری در غزلیات بیدل دهلوی. 2-    بررسی عقاید و باورهای عامیانه در قالب صور خیال در غزلیات بیدل دهلوی.  

    سوالات تحقیق:

    1- عتاصر طبیعی و بصری چگونه در غزلیات بیدل دهلوی انعکاس یافته است؟ 2-    عقاید و باورهای عامیانه و ابعاد و مصادیق عناصر ادب عامه در دیوان بیدل دهلوی چگونه بیان شده است؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: بیدل دهلوی، فرهنگ عامه، غزلیات، کنایه، مثل
  • غلامعلی احمدی، محمد رضا شمشیری*، جهانبخش رحمانی صفحات 297-317

    یکی از اصلی ترین مسایل خداشناسی، مسیله فاعلیت خداست. فاعلیت خدا- همانند فاعلیت هر فاعل دیگری- ربطی کامل به علم او به فعلش دارد که آن نیز یکی دیگر از اساسی ترین مسایل الهیات است. موضوع فاعلیت الهی از مباحث مهم تاریخ فلسفه بوده است. در این مجال، اصل فاعلیت و آفرینش الهی که در ادیان آسمانی از آموزه های اولیه دینی است، مورد بحث است و خاستگاه فعل و فاعلیت خدا به ذات و صفات ذاتی خداوند برمی گردد. علامه طباطبایی یکی از بزرگانی که به مبحث فاعلیت خدا در نظام هستی پرداخته است و به منزله یک فیلسوف صدرایی و مفسر حکمت متعالیه و هم به مثابه یک فیلسوف صاحب نظر، ضمن توضیح عقیده صدرا به نقد آن و بیان رای خویش مبادرت می کند. از دیدگاه او، از میان اقسام شش گانه فاعل، خدا را فاعل بالعنایه می داند. این فاعل، فاعلی است که به فعل خود علم دارد و آن را از روی اراده و اختیار انجام میدهد و همان علم او به فعل منشا صدور فعل است. در این پژوهش که با روش توصیفی _ تحلیلی به اندیشه و نگرش علامه طباطبایی از فاعلیت خدا در نظام هستی و انعکاس آن در کتیبه های معماری اسلامی به عنوان آثار هنری اسلامی می پردازد، به شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان دهنده این دیدگاه است که پس از مکاشفه و درک دیدگاه و نظریه فاعلیت خدا در نظام هستی از نگاه علامه طباطبایی، به عنوان تیوری آفرینش و خلقت می توان به آفرینش های هنری همچون کتیبه نگاری ها در معماری اسلامی و انعکاس اندیشه های عرفانی در این آثار هنری رسید.

    اهداف تحقیق:

    1-  بررسی نگاه علامه طباطبایی در مورد فاعلیت خدا در نظام هستی. 2-    بررسی چگونگی انعکاس این نگاه در کتیبه های بناهای اسلامی.

    سوالات تحقیق:

    1- نگاه علامه طباطبایی به موضوع فاعلیت خدا در نظام هستی چگونه است؟ 2-    اندیشه های عرفانی چگونه در کتیبه های بناهای اسلامی انعکاس یافته اند؟

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: فاعلیت خدا، نظام هستی، علامه طباطبایی، کتیبه های بناهای اسلامی
  • غلامرضا میری*، مریم کریمیان بستانی، هانیه یازرلو صفحات 318-337

    چالش های موجود در زمینه بهسازی آثار تاریخی، از موضوع های بحث بر انگیز معماری است.  امروزه به دلیل هزینه های گزاف ساخت و ساز و عدم توان اقتصادی مالکین بافت های فرسوده یکی از روش های بهسازی و بازسازی این بافت، شراکت بخش های عمومی و خصوصی می باشد. در این پژوهش سعی شده است که تاثیر این نوع شراکت را در نوسازی بافت فرسوده مرکزی شهر گرگان بررسی گردد. جامعه آماری پژوهش 1040 پلاک، معادل 280 خانوار هستند که در بازسازی و بهسازی بافت های فرسوده بصورت مشارکت با بخش خصوصی و یا دولتی قرار است وارد عمل شوند. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 280 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. روش تحقیق دراین پژوهش بصورت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی و توسعه ای می باشد. نحوه جمع آوری اطلاعات بصورت اسنادی و پیمایش میدانی است . ابزار مورد استفاده جهت تحلیل، GIS   و SPSS ، نرم افزار Excel و تحلیل سلسله مراتبی AHP می باشد. نتایج نشان می دهند در صورت وجود زیرساخت های قانونی برای مشارکت عمومی و خصوصی، انطباق ضوابط شهرسازی مطابق با اهداف کلان بهسازی و باز زنده سازی بافت های شهری، کافی بودن تسهیلات و بسته های تشویقی، همکاری و مشارکت مالکین، افزایش نظارت نهادهای مربوطه بر مشارکت و همچینین استفاده از سرمایه گذاران متخصص، متمول و بومی منطقه، می توان به موفقیت این شراکت و باز زنده سازی و بهسازی بصورت پایدار امیدوار بود.

    کلیدواژگان: مشارکت، بهسازی، باز زنده سازی، بافت فرسوده، میراث معماری، شهر گرگان
  • اسدالله عربخانی، سید محمد سیدمیرزایی*، علیرضا کلدی صفحات 338-356

    اهمیت سهم زنان روستایی در نیروی انسانی، نه تنها در فعالیت های خانگی، بلکه در فعالیت های تولیدی بیرون از خانه نیز حایز اهمیت می باشد. با توجه به اینکه زنان هم در منزل و هم در بیرون از منزل، مشغول انجام فعالیت هایی می باشند، شایسته است که سهم آنان به طور دقیق و مبسوط تر در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی تعیین گردد. در این مقاله از روش گراندد تیوری و تکنیک های ارزیابی مشارکتی روستایی، مصاحبه نیمه ساخت یافته، مشاهده و قدم زدن در میدان پژوهش و بحث گروهی استفاده گردیده و با روش گلوله برفی نسبت به انتخاب نمونه های آماری تا مرحله اشباع نظری (در نفر بیست و پنجم) در داده ها پرداخته و پس از تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده در میدان از طریق کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) با انتخاب مقوله مرکزی «توانمندسازی زنان روستایی»، اقدام به استخراج نظریه ایی براساس داده های گردآوری شده از میدان نموده است. سپس، با توجه به تجزیه و تحلیل داده ها طبق اصول حاکم بر روش گراندد تیوری، نظریه «توانمندسازی زنان روستایی به مثابه عاملی  برای توسعه محلی» از داده ها به دست آمده است. در نهایت، برای برون رفت از این وضعیت، پیشنهاداتی ارایه گردیده است. محدوده مطالعاتی شامل پنج روستا از جمله: اردمه، محمودآباد، پیرگز، کوشکک و حصارنو، دهستان عشق آباد از بخش میان جلگه شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی که جغرافیای تحقیق را شکل داده است. نتایج حاصل نشان می دهد که برای دستیابی به اهداف توسعه همه جانبه، مشارکت روستاییان به ویژه زنان روستایی در برنامه های توسعه بسیار ضروری است. لذا، می توان در خصوص ارایه نظریه ایی که تمام عناصر یک پژوهش کامل را در خود داشته باشد، اقدام کرد و پیشنهادات راهبردی در جهت «توانمندسازی زنان روستایی به مثابه عاملی برای توسعه محلی» را ارایه داد.

    اهداف پژوهش:

    بررسی مشکلات و عوامل موثر بر توانمندسازی زنان روستایی در دهستان عشق آباد شهرستان نیشابور. بررسی مصنوعات صنایع دستی روستایی زنان در دهستان عشق آباد در ارتباط با توسعه محلی.  

    سوالات پژوهش:

    چه عواملی بر توانمندسازی زنان روستایی در دهستان عشق آباد شهرستان نیشابور موثر است؟ چگونه تولیدات مصنوعات صنایع دستی روستایی زنان در دهستان عشق آباد با توسعه محلی در این منطقه مرتبط است؟

    کلیدواژگان: صنایع دستی روستایی، توانمندسازی زنان روستایی، توسعه محلی، توسعه روستایی، دهستان عشق آباد
|
  • Laila Valian, Shahrooz Jamali *, Reza Sadeghi Shahpar Pages 7-28

    Marzban-nameh is one of the most imperative works written by Marzban bin Rostam bin Shahriar during the Sultanate of Rum dynasty. This valuable literary work which is considered as one of the most magnificent literary works of Persian and Tabari languages is translated and edited by Mohammad bin Ghazi Malatavi and has been titled as "Ruza-al Aqul”. The concept of the book contains stories told by animals bearing ethical and didactic morals which are narrated in a specific technical and literary manner. The heroes of these stories are often animals, plants, and creatures that play the symbolic role of the characters in the story; moreover, at times, humans are also applied as symbols of the actual personalities of the stories.  One of the concepts mentioned in this book is the unification of religion and politics which embodies the ancient theme of divine monarch theory. This library-based research with a descriptive-analytic approach explores the descriptive themes of monarchy with four approaches: religion and monarchy, Far-e-Izadi (divine divinity) and Zel-e-Elahi (divine reverence), dominion awe and wisdom in the stories of Ruza-al Aqul. Finally, the results of this study indicate that Malatavi explicitly refers to the connection between religion and monarchy in the Ruza-al Aqul; however, in the overall analysis, this aspect of the divine theory of monarchy is seen with the least frequency. Therefore, from his point of view, the sultan's policy, before it bears a strong connection with religion, must have the characteristics Far-e-Izadi (divine divinity) and Zel-e-Elahi (divine reverence), dominion awe and wisdom which will sustain the structure and create popularity among all.

    Keywords: Divine Ruling, Religion, Monarchy, Far-e-Izadi, Zel-e-Elahi, dominion awe, wisdom
  • Fatteme Bahrami Nejad, Mohammad Hadi Kaboli * Pages 27-45

    Culture as the norms of a society endures a significant role in the structure of the Islamic Republic of Iran. Also, architecture as a visual example can also be considered as the vital core of a nation's culture. Thus, creating an efficient model based on Iranian-Islamic culture is require in the field of architectural studies. In this study, the cultural components of Islamic - Iranian architecture are clarified and enlightened. These components create architectural spaces based on the pattern of Islamic - Iranian culture and thus increase the cultural quality of the phenomenon.  In the process of this research, after expressing the necessary prerequisites and concepts on the subject of Iranian Islamic architecture and the allocation of such topics with cultural concepts, through the design of models and approaches with the help of common cultural patterns and ideas, in order to scientifically prove such prototypes and expressions of the expert discourse community, the Delphi technique and a Likert scale questionnaire with a statistical population including elite scholars related to the mentioned topics, titles and indices were prioritized. After confirming the validity and frequency of responses in S PSS software, including descriptive analysis of variance, mean and Cronbach's statistics, the statistical results indicate that initially there is a high correlation between the questions proposed in the questionnaire and the relevance of architectural components and cultural indices. Also, the questionnaire has high reliability.

    Research objectives:

    1. Explaining the cultural components of Islamic-Iranian architecture model (cultural engineering in Islamic architecture of Iran) 2. Providing a standard for designers as well as architectural management assistants for the purpose of evaluating and assessing architectural designs. Research questions: 1. What are the common features of Iranian-Islamic architecture and Islamic-Iranian culture? 2. What are the cultural components of Iranian-Islamic architecture based on cultural attachment characteristics?

    Keywords: cultural attachment, Islamic architecture, Cultural Engineering, Likert Scale
  • Mohamad Hasan Doosti, Mohammadhassan Doosti *, Reza Heidari Nouri Pages 46-63

    Happiness, as an inner sensation, is featured in the verses of poets such as Saadi, who is one of the pioneers of the Persian sonnet. In his sonnets, Saadi points to features that create happiness and invites people towards serenity and contentment and far from sorrowfulness and grief. In Saadi's sonnets, the components of external and aphasic happiness as well as inner and infinitive happiness can be studied. The outer components of happiness, such as enjoying the beauties of nature and spring, pleasurable memories, being in the company of friends, songs, music and dance; also additionally, inner components of happiness comprising of goodness, justice, etc. Hence, the most imperative factor in regard to happiness is love. In this article, in addition to the external happiness factors mentioned, the main factor of the manifestation of joyfulness which is love will be discussed. Love is considered as the gem of Iranian painting in such a way that it is impossible to isolate the theme from the structure of the painting. This article relies on library studies and is based on a descriptive and content analysis method.

    Research questions:

    1. To what extent is happiness reflected and manifested in Iranian paintings? 2. What effect has the concept of happiness had on the structure of the paintings?

    Research aims:

    1. A study of the concept of happiness expressed in Saadi's sonnets manifested in Iranian painting. 2. To investigate and reveal the intertwined form and content of paintings with themes of joy in painting.

    Keywords: happiness, contentment, Saadi, sonnets, Iranian painting
  • Amir Hossein Soultani, Bahman Firouzmandi *, Rezza Shabanni Samghabadi, Haydeh Khamseh Pages 64-82

    Persepolis is the name of one of the ancient cities of Iran that has been the glorious capital of the Achaemenid kingdom for many years. In this ancient city there is a palace called Persepolis, built during the reign of Darius the Great, Khashayarshah and Ardashir I and has been around for about 5 years. Persepolis, though still exposed to various natural and abnormal elements, experiences tangible and intangible erosion with all its components. It is one of the most important monuments in the world. The general background of Persepolis has been cited many times. But less is known about its degradation factors, this is a fundamental research that has been done through library and field studies based on laboratory methods such as (XRD, XRF, SEM). . The results show that there is no evidence of deliberate destruction, neither in Alexander's day nor after. The palaces were destroyed due to the weakness of the building and the large distance. These palaces were destroyed naturally and for practical reasons. At the same time, the grandeur of these palaces is likely to remain as monuments.  

    Purpose of the article:

    1-Investigation of damages as well as natural factors that could have caused damage to Persepolis area 2.The validity of Greek historians' claims of Alexander's invasion of Iran   Article Questions 1. Have natural factors influenced the destruction of Persepolis complex? 2. Did Alexander's attack damage Persepolis complex?

    Keywords: Destruction, Persepolis Collection, recognition
  • Alireza Azizi Yusefkand *, Meysam Barari Pages 83-101

    Drawings on artwork in the form of ancient symbolic motifs from prehistoric times to the present day have been illustrated in abstract and naturalized manner. These concepts have purposes such as magic, amulet, ornament, allegory, lived experience, narrative, and so on. The triple archetype is also considered as one of such original and symbolic motifs. In Iranian art this motif has preserved its essence over time and in various governmental, political and religious circumstances and has moved from one era to another and has advanced with the development of ethnic groups. The three constituent elements of such an archetype consists of plant (tree or flower), human and animal (cattle and birds) elements which include a central pattern and two symmetrically patterns appearing on the two sides of the central feature. The pivotal point is how the Holy Trinity evolved from the sacred space to the decorative space. This transition has been maintained in various ways and is still present in the context of contemporary Iranian art. The purpose of this study is to describe and analyze 58 selected framed samples of Iranian paintings with an iconographic approach. These frames have been selected from Proto-Elamite to Contemporary with emphasis on the triple archetype on the Persian carpet which has 39 items. The results of the study show that traces of symbolism and sacredness are evident in the drawing of artifacts on the context of artworks, in spite of its ornamental decoration, the artist's and the audience's affection is evident. This attachment is the same aesthetic sense of the institutional in totemic symbolic objects. Notable in these trilogies are their gender, which some see as central to feminine and masculine motifs despite the disagreement of others.

    Research aims:

    1. Achievement of the developmental stages of form and content of the trilogy with focus on the variable tree element in the application of motifs in Iranian art. 2. Investigation on the form and content of the transformation of the triple archetype with emphasis on the motif of the tree in Persian carpets. Research questions: 1. What is the reason for applying the triple archetype from the past to present in the daily life of the people? 2. What developments have occurred in term of form and content on the tree motif?

    Keywords: Persian carpet, triple archetype, tree motif
  • Arab Khazaeli, Masoud Rouhani *, Ahmad Qanipur Pages 101-128

    Archetypes are one of the significant sections of mythological knowledge in which studying such features permits the analysis of the commonalities of the human mind in all ages; hence, by examining such archives, one can distinguish between the conscious and the unconscious mind, the essence of mythology. Anima is a famous archetype in Persian literature first introduced by psychologists like Jung. The ancient pattern of anima is semi-feminine in the presence of men. This archetype is shaped by the presence of the mother and father in every person's existence, and can evolve under the circumstances of one's life and society. This image has been repeatedly depicted by scholars in the poetry of various poets. Houshang Ebtehaj (H.F. Sayeh) and Siavash Kasraie are considered among contemporary poets in which archetypes have manifested in their poetry. The increase in public reputation in their literary works is due to the great deal of use of motifs, images, and words existing in people's ethnic memory. Since the role of a woman is an inseparable affiliate of Persian poetry which has been mentioned in various eras and at times has been the cornerstone of Persian poetry single-handedly, studying Anima's archetypes in the poems of Ebtehaj and Kasraie can aid to critique and analyze the thoughts and views of the two stated poets. In this descriptive-analytical study, data analysis method is qualitative and inductive reasoning method (from component to total) is used for reasoning. The results of this study suggest that due to the specific temporal and social characteristics of the poems of Ebtehaj and Kasraie, these archetypes take on various forms including significant features such as Anima of abstract/ imaginary and admiration towards nature which are reflections of these mysterious illustrations.

    Research aims:

    1. Investigating the distinctive role of the Anima archetype (woman and lover) based on psychological thoughts. 2. To think beyond the ideas of the poetry of Ebtehaj and Kasraie to study the archetype of "Anima" (the feminine psyche of men) and its various forms of appearance and presence in the words of these two poets.

    Research questions:

    1. How can one harmonize the ancient discourse of the Anima model with the topics of psychology? 2. In what way has the “Anima” (feminine psyche of men) archetype manifested in the poetic thoughts of Ebtehaj and Kasraie?

    Keywords: Psychology, symbols, Motifs, Simin Behbahani, Siavash Kasraie
  • Batoul Alizadeh Mahani, Mohammad Salamatian *, Abdolreza Modareszadeh Pages 129-149

    One of the controversial issues in the science of expression is the figure of speech of metaphor. In the early works of the rhetoric there is no mention of the metaphor and only Jarallah Zamakhshari and Jorjani have described it without any further mentioning. Later on, Sakaki elaborated on this in Muftah al-Alum. While according to Sakaki’s description and other rhetoric speakers, the metaphor of this structure is acceptable; others disapprove of its metaphor and regard it as a mockery and favor to refer to it as a simile and some merely repeat others’ views. Sakaki, as if observing that the metaphor was not a literal and metaphorical one, offered another analysis of such a metaphor, on the basis of which the metaphorical word the principals of simile were applied. Referring to these references, in the Sabikeh-al Zahab, although the brief Taftazani text is the criterion for this poem, but in the metaphorical discussion, by referring to the disagreements, the remarks of Khatib Qazvini is highlighted and his criticism of Sakkaki and Taftazani has been mentioned. Khatib Qazvini, an exponent of Sakaki's views, interpreted metaphor as "poetic simile in the soul" by refuting his point of view, which he called "metaphorical", thus refining the critics' view. Therefore, in this descriptive-analytical research these cases are described; furthermore, data is gathered via library research. The results of this adaptation imply that in the Sabikeh-al Zahab poetry, while referring to this divergence of views, opposing views such as Khatib Qazvin is mentioned and in the metaphorical discussion, the Khatib's point of view is more strongly insisted on and its reflection is evident in artworks.

    Research aims:

    1. Examine the themes of the metaphors in the style of Sabikeh-al Zahab poetry in accordance with the verses of the Qur'an. 2. Reflection of metaphors in the Sabikeh-al Zahab poetry in regard to artistic examples. Research questions: 1. How have metaphors been studied in the Sabikeh-al Zahab poetry in accordance with related artworks? 2. How can one study the effect of metaphors in Sabikeh-al Zahab poetry and artworks?

    Keywords: Sabikeh-al Zahab, Metaphor, Quranic verses, Artistic examples
  • Mohammadreza Khabiri * Pages 150-189

    Throughout the history of Iranian painting, prominent figures have emerged that each had a significant role in the advancement of Iranian painting. Renowned painters such as Kamal-al Din Behzad, Sultan Mohammad, Reza Abbasi among others are notorious figures that adequate information in regard to their biography and style of work is readily available. Nonetheless, "Master Mohammad Siah Qalam" is among the artists in which less information is available and his status is in a state of ambiguity. Perchance, one reason for this obscurity can be due to the prowling of Siah Qalam’s artwork that were transferred to the Ottoman court along with other Iranian cultural and artistic works. The study of the artworks of Mohammad Siah Qalam have been the focus of many Eastern and Western scholars for decades; a topic that has been the subject of research for many years. So far no clear theory has been put forward to determine the personality and the number of artworks of Master Mohammad Siah Qalam for scholars and researchers. Therefore, this paper, accomplished through a descriptive-analytical method and library data collection technique seeks to address such issues. The results of this study indicate that Master Mohammad Siah Qalam, is “Ghiyasuddin Mohammad, the painter” who worked at the Amir Alishir Navai Library; furthermore, one of the reasons that led Iranian painters not to intimate the drawings of the demon by Mohammad Siah Qalam was that the artworks of this artist was transferred to Turkey by Sultan Salim and no painting attributed to him was not available for artists. Correspondingly, Mohammad Siah Qalam was deprived of court support because of his modification in artistic preference; and hence, his style gradually demolished.

    Research aims:

    1. To examine the identity of Mohammad Siah Qalam and his works with emphasis on his depiction of the figure of the demon. 2. To Investigate the influence of the demon motif in the paintings of Master Mohammad Siah Qalam with the demons of depicted in Iranian paintings (Miraj-nameh and Khavaran-nameh)

    Research questions:

    1. Has Mohammad Siah Qalam's depiction of the demon motif influenced Iranian painting particularly the two manuscripts of the Miraj-nameh and Khavaran-nameh? 2. What are some commonalities between the comparison of the images of Mohammad Siah Qalam's images with Iranian painting artworks (Miraj-nameh and Khavaran-nameh)?

    Keywords: Mohammad Siah Qalam, demon motif, Iranian painting, Miraj-nameh, Khavaran-nameh
  • The Role of Mosques and Religious Schools in Pakistan's Fundamentalism
    Aliakbar Amini *, Seyed Asadolah Athari, Alireza Noura Pages 221-245

    Abul A’la Maududi (1903-1979) is one of the leading thinkers and philosophers of the Indian subcontinent whose ideas have had an immediate impact on Islamic fundamentalism in Pakistan. Maududi believed in the Ideological-Islamic realization, and in his thoughts concepts such as "God's sovereignty", "Islamic political system", "Confrontation with the West", "Necessity of the realization of the original Islamic society", "Islamic education", "Jihad" and other concepts with a distinctive Islamic essence were of importance. With the formation of Pakistan in 1947 and the feedback of Maududi s philosophies, this country has until today been renowned as a cradle for Islamic fundamentalism. Islamic fundamentalism considered as an ideology has certain philosophical-political components, propositions, and foundations that distinguish it from other ideologies of the 20th century such as liberalism, socialism and nationalism among others. Islamic fundamentalism, despite its diversity in opinion and practice in the Islamic world, has common intellectual and political foundations, including: the comprehensiveness and inclusiveness of the Islamic religion, the link between religion and politics, the necessity to return to the principles and foundations of Islam, the establishment of Islamic rule, pragmatism, and devising a practical plan and strategy for the transition from the non-Islamic conditions to the ideal Islamic situation. This article is a descriptive-analytic research study in which resources are gathered based on a library method. The results of this study indicate that Maududi’s notions have led to the growth of Islamic fundamentalism and have influenced various Islamic fundamentalist groups in Pakistan. Such influence can be traced to the process of Islamic identification of Pakistan's political system, the growth and expansion of Islamic parties, religious schools, and fundamentalist organizations and groups in the country.

    Research aims:

    1. Identifying the ideological orientation of Islamic fundamentalist ideology in the Pakistani political system.
    2. Explain the continuing role of mosques and religious schools in shaping Pakistan's fundamentalism.

    Research questions:

    1. What effect did Maududi’s ideas have on the Islamic fundamentalism in Pakistan?
    2. How can the role of mosques and religious schools be explained in the fundamentalism of the Pakistani people?

    Keywords: Pakistan, Abul A’la Maududi, Islamic Fundamentalism, mosques, religious schools
  • Factors Influencing the Education Status in Qahestan (From Seljuk to Safavid era)
    Amir Kouchi *, Mahmoud Khajeh Mirza, Ardeshir Asadbeigi Pages 222-253

    Qahestan is a region in the historical geography of Iran that has a huge and resilient connection with the Great Khorasan area. Although most of the mentioned region is divided between Southern Khorasan and parts of Razavi Khorasan, nevertheless, Qahestan has witnessed imperative past events in its historical course. Qahestan province, due to its geographical location and cultural context in the field of education and training, had a special role in Islamic culture and civilization from the Seljuks to the end of the Safavid era; hence, great scholars such as Khajeh Nasir al-Din Tusi emerged from this province. Also, important factors such as socio-politic, economic and cultural factors have influenced the educational status of Qahestan from the Seljuk period to the Safavids. This study which is based on a descriptive-analytical research, seeks to determine the factors affecting education in Qahestan from the Seljuk to Safavid eras. The findings of the study indicate that the status of Qahestan education is subordinate to its political, economic and cultural status, which underpins the excellence of educational institutions. In terms of politics, the establishment of public schools and from an economic point of view, the region is considered as a bridge in terms of culturally intellectual and ethnic pluralism; hence the mentioned features are among the major contributors to the improvement of educational status and stability in the area and, in due course, famous families such as Khazimah and scholars such as Khajeh Nasir al-Din Tusi among others emerged from this area accomplishing great achievements in the development of Islamic culture and civilization.

    Research aims:

    1. To Investigation of the socio-politic, economic and cultural factors on the educational status of Qahestan from the Seljuk period to the Safavids.
    2. To Explain the role of Qahestan province in the development of scholars such as Khajeh Nasir al-Din Tusi.

    Research questions:

    1. What factors influenced Qahestan's educational status from the Seljuk period to the Safavids?
    2. What role did the Qahestan province play in the development of scholars such as Khajeh Nasir al-Din Tusi throughout history?

    Keywords: Qahestan, Seljuks, Safavids, Education, Khajeh Nasir al-Din Tusi
  • Isa Najafi *, Asgar Ahmadi Alibori Pages 231-258

    The theories of aesthetic schools of philosophical schools each have defined the concept of aesthetics and explained its perceptional process. In the aesthetic theories of the Western philosophical schools, by the epistemological analysis of the concept of beauty, have considered aesthetics as tangible and subjective. But in Islamic theology we see a distinct approach to the question of beauty and its perception. In the theological attitude, the truth and the existence of man and the world around him is regarded as the manifestation of goodness and divine glory. The unified universe is beautiful and beauty is not an epistemological and subjective matter, but an ontological and objective one. Art and beauty for the mystic poet like Rumi is an experience in which beauty is not a specific concept but a unique living truth that brings man closer to the essence of truth and a means of understanding and perceiving Rumi's truth, ideas and theories about beauty is merely a religious and Islamic; moreover, art and beauty are dominated by a divine theology.In this research, which has been accomplished via library method, by citing and quoting Masnavi and Shams Tabrizi's sonnets the mentioned feature is regarded upon and summarized. The results of the study imply that Rumi's perception of beauty is not sensual pleasure but a way to guide and connect to the source of existence, goodness, and aesthetical beauty. For him, the discussion of art and beauty is outshone by a divine theology. Also, Rumi makes it challenging for anyone with no humanity to be aware of the place of goodness and beauty in the universe, but also considers it impossible to know the true and aesthetic existence on an equal footing, which is in fact the indicator and manifestation of God in this worldly universe.

    Research aims

    1- The examination of Rumi's views on beauty in Masnavi and Shams' sonnets. 2- To Study the concept of beauty and its perception in Islamic theology.

    Research questions:

    1. What are Rumi's conceptions and interpretations of the aesthetical beauty in Masnavi and Shams' sonnets? 2. How is the issue of beauty and its perception expressed in Islamic theology?

    Keywords: Aesthetics, beauty, manifestation, Masnavi, Rumi
  • Mojgan Nikoui, Alireza Ghoujezadeh *, Masoumeh Khodadadi Mahabadi, Fatemeh Kakavand Qalenoui Pages 259-278

    "Symbol", "Keyword" or "Sign" are words that have diverse connotations. Symbols or mysteries (in its true sense) have enriched human life, so that no part of human life is free of the enigmatic. Symbol has long been used extensively in the arts and literature; furthermore, by the use of symbolism, the appearance of a word finds a hidden and symbolic meaning, which can diversify the expression of philosophies and ideas. Symbols in world arts and literature may have a diverse meaning depending on the culture and tradition of that nation, or in appropriate artistic and literary themes. Fish symbols have been widely used in mythical, religious and poetic literature as well as on the artworks of worldwide nations for various purposes. The artworks of Iran from the pre-Islamic era and beyond have hosted this pattern. The present research follows a descriptive-analytical approach and data collection is accomplished via library means. The results indicate that in mythology, fish are generally recognized as symbols of fertility and productiveness and have been applied in all faiths. In the Holy Qur'an, in the stories of Prophets Jonas, Moses and Khezr (PBUH), this symbol represents the search for the inner-self. From the study and comparison of the symbol of fish in mythology, Qur'an and the Masnavi on artworks, it appears that its implied meaning is related and in correlation with all the mentioned sources. In addition, from past eras, this symbol has long been used in decorative elements and handicrafts.

    Research aims:

    1-To identify the commonalities and symbolic distinction of the fish symbol in mythology, Holy Qur’an and the Masnavi Manavi. 2- To examine how fish symbols are applied in artworks.

    Research questions:

    1- How has the symbol of fish applied in mythology, Holy Qur’an and Masnavi Manavi? 2- How is the symbol of the fish applied in artworks?

    Keywords: Fish Symbol, mythology, Masnavi Manavi, Artworks, Literature
  • Morteza Kariminia, Shahrooz Jamali *, Siavash Moradi Pages 279-296

    Folklore culture and literature have long been linked to the ancient beliefs and views of human societies, Hence, it has become a magnificent asset that is a reminder of the artistic tastes and moods of the people of the past and a solid evidence of the national and cultural identity of human beings. One of the elements of popular culture, folk beliefs and beliefs that has existed in the culture of most nations for so long, has been examined by each ethnicity in accordance with their culture and beliefs. Bidel Dehlavi is one of the poets who has explored these beliefs and opinions in the Indian subcontinent. Bidel's sonnets have the potential to be examined and analyzed; thus, in this descriptive-analytic study using library tools, the authors intend to explore the scope of these fascinating beliefs and dimensions, and the extents and instances of elements of popular culture in the poetry of Dehlavi. The result of this study shows that Bidel Dehlavi, with his scientific, religious and social abilities and skills, applied folklore elements and popular beliefs in the form of imagination in his sonnets while at the same time taking the roots and texture of these rhetorical forms from the language of the people and has added belief to his imaginative and literary artworks to the extent that he has permitted scholars to identify the intellectual origins of his poetry.

    Research aims:

    1- The examination of natural and visual elements in Bidel Dehlavi's sonnets. 2- The investigation of popular beliefs and principles in the form of imagination in Bidel Dehlavi's sonnets.

    Research questions:

    1- How is the natural and visual reflection reflected in Bidel Dehlavi's sonnets? 2. How are the popular beliefs, dimensions, and instances of elements of popular literature expressed in Bidel Dehlavi poetry?

    Keywords: Bidel Dehlavi, folklore, sonnets, irony, examples
  • Gholamali Ahmadi, Mohammadreza Shamshiri *, Jahanbakhsh Rahmani Pages 297-317

    One of the major issues of theology is the issue of God's agency. The agency of God - as the agency of every other agent - has a complete relation to his science, which is another of the fundamental questions expressed in theology. The subject of divine agency has been an important topic in the history of philosophy. In this occasion, the principle of divine agency and creation, which is one of the earliest religious teachings in the heavenly religions, is disputed, and the origin of God's action and agency goes back to the innate nature and attributes of God. Allameh Tabatabai, one of the great scholars who has dealt with the subject of God in the system of being, as a philosopher and interpreter of transcendent wisdom, as well as an expert philosopher, while explaining Sadra's beliefs and criticism. From his point of view, out of the six types of agents; God is considered as the superior. This agent is the agent who has knowledge of his verb and performs it by the will and authority of the agent, and all of his knowledge is the source of the act of issuing the verb. This research, which uses a descriptive-analytical approach to Allameh Tabataba'i's thought and attitude about the existence of God in the system of existence and its reflection in the inscriptions of Islamic architecture as Islamic artworks, has been done through library data collection. The results show that after the revelation and understanding of the viewpoints and theories of the agency of God in the system of existence from the point of view of Allameh Tabatabai, as a theory of creation and formation, one can make artistic creations such as inscriptions in Islamic architecture and reflecting mystical ideas.

    Research aims:

    1- To analyze the viewpoint of Allameh Tabatabai in regard to the agency of God in the universe. 2- To study the reflection of such a view in the inscriptions of Islamic structures.

    Research questions:

    1- How is the viewpoint of Allameh Tabatabai in regard to the agency of God in the universe? 2- How is such an outlook reflected in the inscriptions of Islamic structures?

    Keywords: Agency of God, Universe, Allameh Tabatabai, inscriptions of Islamic structures
  • Gholamreza Miri *, Maryam Karimian Bostani, Hanieh Yazarlu Pages 318-337

    Challenges in improving monuments are one of the most controversial issues in architecture. Today, due to the high cost of construction and the economic inability of owners of worn-out structures, one of the ways to improve and rebuild such areas is to partner with public and private sectors. Gorgan, a city that plays a central role in attracting tourism due to its special position in the northern tourist belt of Iran. Therefore, the statistical population for this research consists of 1040 houses equivalent to 280 households to participate in remodeling and refurbishment of worn-out structures in partnership with private or public sectors. The research method of this study is descriptive-analytical following a practical and developmental method and data collection is gathered via documentary and field survey. Also, statistical analysis is accomplished through GIS, SPSS, Excel software and AHP hierarchical analysis. The results show that if there are legal infrastructures for public and private partnerships, compliance with urban planning criteria in line with the major goals of urban renewal and remediation, adequacy of incentives and packages, co-ownership and participation of stakeholders, increased involvement of relevant institutions in participation; in addition, the use of specialist, wealthy and indigenous investors in the region can create a successful partnership in the sustainable revitalization and improvement of the city of Gorgan and further attraction of tourism.

    Research aims:

    1. Investigating the impact of public-private partnerships on renovating the worn-out structures of Gorgan. 2. Analyzing the effect of Gorgan's revitalization and improvement strategies on tourism attraction.

    Research questions:

    1. How can public-private partnerships play an important role in refurbishing the worn-out structures of central Gorgan? 2. What are the ways to revitalize and improve the city of Gorgan in attracting tourism?

    Keywords: Participation, improvement, revitalization, old structures, architectural heritage, gorgan city
  • Asadallah Arabghani, Sayyedmohammad Sayyedmirzaee *, Alireza Kaldi Pages 338-356

    The importance of the role of rural women in human resources is important, not only in domestic activities, but also in production activities outside the home.  according to women are engaged in activities both at home and abroad, and their share in economic and social activities needs to be determined more accurately and extensively. In this article, Has been used Grounded theory method and Participatory Rural Appraisal, Rapid Rural Assessment, Semi-structured interviews, observation and walking in the field and group discussion techniques, and has used snowball techniques for Selection of statistical samples up to theoretical saturation stage (In the twenty fifth person) in the data, and after analyzing the collected data in the field Through coding (open, axial, and selective), by choosing a central category of "Empowering rural women" a theory has been extracted based on collected data from the field. Then, according to data analysis based on the principles of the dominant theory of theory, the theory of "Empowering rural women as a factor for local development" was obtained from the data. Then a suggestion was made to get out of this situation. This article reviews the factors affecting rural women empowerment in Eshgabad Neyshabur District, specifically the rural handicrafts of these women in relation to local development. The results show that the participation of villagers, especially rural women, in development programs is essential to achieving the goals of comprehensive development. Therefore, it is possible to provide a theory that includes all the elements of a complete research and provide strategic suggestions for "empowering rural women as a factor for local development."  

    Research objectives:

    Investigating the problems and factors affecting the empowerment of rural women in Ashgabat village of Neishabour city. Investigation of artifacts of rural women's handicrafts in Ashgabat village in connection with local development

    Research questions:

    What factors affect the empowerment of rural women in Ashgabat village of Neishabour city? How are the products of women's rural handicrafts in Ashgabat rural district related to local development in this region?

    Keywords: Rural handicrafts, Empowerment of rural women, Local development, Rural Development, Ashgabat village