فهرست مطالب

  • پیاپی 25 (تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیمین حسینیان، زهرا نادری نوبندگانی، مهرآور مومنی جاوید صفحات 1-15

    پژوهش حاضر به منظور تبیین تفاوت وضعیت تنظیم شناختی هیجان در دو گروه فرزندان خانواده های طلاق و عادی بود. جامعه ی موردمطالعه دانش آموزان دختر و پسر پایه ی اول دبیرستان در سال 11 بودند؛ بنابراین، برای این منظور گروه نمونه ای شامل 01 دانش آموز از خانواده های - تحصیلی 10 طلاق و 01 دانش آموز از خانواده های عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور ارزیابی وضعیت تنظیم شناختی هیجان گروه های موردمطالعه، از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) استفاده گردید. به منظور مقایسه سبک های مختلف تنظیم شناختی هیجان در دو گروه موردمطالعه از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای  پس رویدادی بود. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره گویای آن بود که در متغیر ترکیبی تنظیم شناختی هیجان، تفاوت دو گروه دانش آموزان عادی و طلاق معنادار است. نتایج نشان داد که دانش آموزان خانواده های طلاق در تنظیم شناختی هیجان خود، بیشتر از دانش آموزان خانواده های عادی، از سبک های پذیرش، ملامت دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی استفاده و ملامت دیدگاه گیری می کنند. همچنین برحسب جنسیت در ملامت خویش وجود دارد. به عبارتی مقایسه میانگین ها نشان داد که دختران میانگین بالاتری در دیگران این متغیرها دارند. بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت که فرزندان خانواده های طلاق به دلیل شرایط تنش زایی که تجربه کرده اند بیشتر امکان دارد که از راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان استفاده کنند و دراین بین دختران ممکن است بیش از پسران تحت تاثیر قرار گیرند.

    کلیدواژگان: تنظیم شناختی هیجان، خانواده های طلاق، دانش آموزان
  • عباسعلی رستمی نسب، محمد همتی، مسعود فضیلت پور* صفحات 17-36

    هدف از این پژوهش بررسی میزان انطباق محتوای کتاب روانشناسی سال سوم متوسطه با نیازهای مادی و معنوی دانش آموزان شهرستان شهرکرد در سال 1391 بود. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش تحقیق زمینه یابی انجام شده است. جامعه های هدف شامل کلیه دانش آموزان سال سوم متوسطه رشته علوم انسانی به تعداد 255 نفر و دبیران روان شناسی به تعداد 6 نفر از شهرستان شهرکرد بودند که با توجه به حجم محدود آن ها، کل جامعه به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تمام شماری مطالعه شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته بود که پس از تعیین روایی و پایایی مورداستفاده قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون های مجذور کای و تی مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که تفاوت معناداری ازنظر انطباق میان محتوای کتاب روان شناسی و نیازهای مادی و معنوی دانش آموزان، وجود دارد. اکثر دانش آموزان معتقدند که میزان انطباق محتوای کتاب روان شناسی سوم متوسطه با نیازهای مادی در حد متوسط و با نیازهای معنوی و کل نیازهای آنان در حد زیاد بوده است. افزون بر آن، مقایسه میانگین ها نشان داد که بین دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر در مورد میزان انطباق محتوای کتاب روان شناسی سوم متوسطه با نیازهای آنان تفاوت معنادار وجود دارد. دانش آموزان دختر ارزیابی بهتری در مقایسه با دانش آموزان پسر داشتند. همچنین بین دیدگاه دانش آموزان با دبیران در مورد میزان انطباق محتوای کتاب روان شناسی با نیازهای دانش آموزان نیز تفاوت معناداری مشاهده شد که دانش آموزان ارزیابی بهتری در مقایسه با دبیران داشتند.

    کلیدواژگان: نیازها، کتاب درسی، محتوا، مقطع متوسطه
  • امید شکری* صفحات 37-60

    پژوهش حاضر باهدف آزمون روایی عاملی و تغییرناپذیری جنسی ساختار عاملی نسخه تجدیدنظر شده دوعاملی پرسشنامه فرایند مطالعه (R-SPQ-2F، بیگز، کمبر و لیونگ، 2001) در بین دانشجویان دختر و پسر ایرانی انجام شد. 419 دانشجوی کارشناس 214 پسر و 205 دختر به نسخه تجدیدنظر شده دوعاملی پرسشنامه فرایند مطالعه پاسخ دادند. به منظور بررسی تغییرناپذیری عاملی R-SPQ-2F در دو جنس از تحلیل عاملی تاییدی چندگروهی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی تک گروهی نشان دادند که در کل نمونه و در دو جنس، الگوی چهار عاملی مرتبه اول R-SPQ-2F شامل انگیزش عمیق، راهبرد عمیق، انگیزش سطحی و راهبرد سطحی برازش خوبی با داده ها داشتند. نتایج تحلیل عامل تاییدی چندگروهی، تغییرناپذیری بین گروهی باقیمانده های اندازه گیری، کوواریانس های ساختاری و وزن های اندازه گیری R-SPQ-2F را در دو جنس نشان دادند. درمجموع، نتایج مطالعه حاضر از به کارگیری R-SPQ-2F در نمونه های جنسی مختلط به طور تجربی حمایت می کند و گزارش تحلیل تفاوت های میانگین مبتنی بر جنس در مطالعات پیشین را تصدیق می کند.

    کلیدواژگان: تغییرناپذیری اندازه گیری، تحلیل عاملی تاییدی چندگروهی، نسخه تجدیدنظر شده دوعاملی پرسشنامه فرایند مطالعه، تفاوت های جنسی
  • ام البنین هاشمی گرجی، نورعلی فرخی، حسن اسدزاده صفحات 61-83
    پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش منبع کنترل بر تفکر انتقادی دانش آموزان دوم و سوم دبیرستان بر اساس جنسیت و رشته تحصیلی انجام شده است. آزمودنی های پژوهش 463 نفر از دانش آموزان دختر و پسر شهر ساری بودند که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند. گردآوری داده ها به کمک پرسش نامه منبع کنترل و پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا انجام شد. داده های پژوهش با بهره گیری از مستقل و تحلیل واریانس دوراهه تحلیل گردیدند. یافته ها نشان دادند که t شاخ های آماری آزمون بین دانش آموزان دارای منبع کنترل درونی و بیرونی ازنظر تفکر انتقادی تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما بین میزان تفکر انتقادی دانش آموزان رشته های علوم انسانی، ریاضی و علوم تجربی تفاوت معنی داری وجود دارد.
    کلیدواژگان: منبع کنترل، تفکر انتقادی
  • محمدرضا جلالی، محمد زرگر، مرجان طالشیان صفحات 85-104

    پژوهش حاضر، باهدف برسی تفاوت تفرد در افرادی که سبک های رفتاری جریت ورز و غیر جریت ورز دارند انجام شده است. گروه نمونه از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شدند و نمونه نهایی شامل 300 دانشجو- 137 پسر و 163 دختر - بود. جریت ورزی به واسطه آزمون تونند سنجیده شد. پرسش نامه ای که از سوی جلالی و همکاران ساخته شده، برای سنجش تفرد به کار رفت. تحلیل واریانس نشان داد تفاوت معنی داری در تفرد افرادی که فاقد و یا دارای سبک جریت ورزانه بودند وجود دارد. افرادی که سبک جریت ورزانه داشتند از تفرد فلسفی و روان شناختی بیشتری برخوردار بوده اند در متن به این معنای از تفرد اشاره شده است. همچنین پسران نسبت به دختران نمره بیشتری در تفرد داشتند.

    کلیدواژگان: تفرد و فردگرایی، جرئت ورزی، پرخاشگری، انفعالی، سلطه پذیر
  • حسین عبداللهی* صفحات 105-123

    هدف پژوهش حاضر تدوین مقیاس مناسب ارزشیابی از عملکرد آموزشی اعضای هییت علمی دانشگاه بوده است. در این راستا یک سوال پژوهشی مطرح شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هییت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 90-13891 بودند. افراد نمونه مطالعه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های موردنیاز پرسشنامه محقق ساخته با 46 گویه بسته پاسخ بود. از مجموع 200 پرسشنامه توزیع شده در دانشکده های موردمطالعه 126 پرسشنامه بازگشت داده شد. به منظور بررسی روایی مقیاس موردنظر از روش تحلیل عاملی استفاده شد. بر این اساس 7 عامل آمادگی، تسلط علمی و پیوستگی محتوای تدریس استاد؛ آماد ه سازی منابع درسی و مشارکت در برنامه های رشد حرفه ای و تخصصی؛ روابط انسانی و مدیریت کلاس؛ فرایند ارزشیابی از آموخته های دانشجویان و ایجاد رغبت به یادگیری؛ حجم کاری؛ سابقه تدریس و حجم دانشجو در کلاس؛ ایجاد انگیزه و استفاده از روش ها و منابع اثربخش در تدریس، استخراج شد. در کنار هفت عامل استخراج شده، استفاده از چهار منبع به منظور ارزشیابی از عملکرد آموزشی استادان شامل پوشه کار، خود ارزشیابی، ارزشیابی توسط مدیر و ارزشیابی همکاران، مناسب تشخیص داده شد. درنهایت مقیاسی پیشنهاد شد تا از طریق آن عملکرد آموزشی اعضای هییت علمی به طور نسبتا جامع مورد ارزشیابی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ارزشیابی عملکرد، اعضای هیئت علمی، تدریس و آموزش، مقیاس ارزشیابی عملکرد
  • رضا نوروزاده، زینب عظیمی سوران صفحات 125-154

    هدف پژوهش حاضر، بررسی شیوه های درست و کارآمد آموزش مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی در راستای کاهش آسیب های زندگی دانشجویان می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نوع توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دوره های کاردانی و کارشناسی دانشکده فنی دکتر شریعتی که در سال تحصیلی 91-90 در کلاس های آموزش مهارت های زندگی شرکت داشتند تعداد 500 نفر را شامل می شود. تعداد 217 نفربر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی محتوایی آن به تایید صاحب نظران رسید و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (89%) به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی درصد، فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد و رتبه درصدی(آزمون های t مستقل و t وابسته استفاده گردید. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از میان روش های آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی به دانشجویان، روش تلفیقی در اولویت اول و پس ازآن روش های الگوی ایفای نقش، بحث گروهی و حل مسیله قرار دارند. روش سخنرانی از پایین ترین رتبه در میان دانشجویان برخوردار است. همچنین نتایج اولویت بندی نوع ارایه آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی در میان دانشجویان بیانگر آن است که ارایه آموزش از طریق برگزاری کارگاه های آموزشی در دانشگاه ها و استفاده از فیلم و تیاتر به ترتیب با بالاترین اولویت و در مقابل ارایه آموزش مهارت ها از طریق انتشار جزوات و بروشورها در پایین ترین اولویت قرارگرفته است. بر این اساس برای آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی دانشجویان بایستی شیوه و نوع ارایه آموزش های مهارت های زندگی و اجتماعی مدنظر برنامه ریزان قرار گیرد

    کلیدواژگان: روش های آموزش مهارت های زندگی - مهارت های اجتماعی - آسیب های زندگی -دانشکده فنی شریعتی
  • طاهره میرساردو* صفحات 155-177

    در این مقاله تاثیر سرمایه فرهنگی بر پیشرفت آموزشی مطالعه شده است. بدین منظور، 710 نفر از دانشجویان منطقه ده دانشگاه آزاد اسلامی با روش پیمایشی موردبررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که در آن همبستگی متغیرهای سرمایه فرهنگی و پیشرفت تحصیلی اندازه گیری شد. نتایج تحقق حاکی از آن است که 1) سه شاخ سرمایه فرهنگی تاثیر مستقیم و مثبت بر پیشرفت تحصیلی دارند؛ 2) تحصیلات مادر بیش از تحصیلات پدر بر سرمایه فرهنگی و درنتیجه بر پیشرفت تحصیلی موثر است؛ 3) تاثیر سرمایه فرهنگی برحسب پایگاه اقتصادی - اجتماعی خانواده متفاوت است؛ 4) ساختار خانواده بر سرمایه فرهنگی و درنتیجه بر پیشرفت تحصیلی موثر است. نتایج تحقیق تاییدکننده نظریه بازتولید فرهنگی به ویژه در محیط مطالعه، عادات مطالعه و مشارکت در فعالیت های فرهنگی روشنفکرانه است.

    کلیدواژگان: سرمایه فرهنگی، بازتولید فرهنگی، مشارکت فرهنگی روشنفکرانه و پیشرفت تحصیلی
  • سارا اکبرزاده*، اسماعیل سعدی پور صفحات 179-191

    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت حل مسیله بر اجتناب از کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم راهنمایی است. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر مقطع سوم راهنمایی مدارس غیرانتفاعی منطقه چهار تهران در سال تحصیلی 92-91 تشکیل می دادند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، 39 دانش آموزی که نمرات اجتناب از کمک طلبی بالایی داشتند یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه، انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایشی، 10 جلسه مهارت حل مسیله آموزش داده شد؛ و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کمک طلبی ریان و پنتریچ استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد، بدین صورت که آموزش مهارت حل مسیله، بر کاهش اجتناب از کمک طلبی تاثیرگذار بود.

    کلیدواژگان: ابراز وجود، حل مسئله، اهمال کاری، کمک طلبی
  • حسین مرادی مخلص، روشن احمدی*، بهاره محمدی صفحات 193-204

    هدف پژوهش حاضر استفاده از راهبرد آموزشی 7 مرحله ای crdomlaer برای پرورش تفکر انتقادی در محیط های یادگیری الکترونیکی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر ر ا کلیه دانشجویان رشته آموزش الکترونیکی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی در سیستم الکترونیکی تشکیل می دهند که در سال تحصیلی 92-91 در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند. برای نمونه پژوهش حاضر به صورت تصادفی ساده 47 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش 34 نفر و گروه کنترل 24 نفر تقسیم گردیدند. برای آموزش گروه آزمایش از روش مداخله ای 7 مرحله ای crdomlaer شامل چالش، بازنمایی، ایجاد فرصت، ایجاد انگیزش، تحلیل منطقی، تشویق، مسیولیت و تعهد استفاده گردید و برای آموزش گروه کنترل از روش سخنرانی استفاده گردید. دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون و گلیزر جواب دادند و نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل گردید. نتایج تفاوت معنادار بین نمرات گروه آزمایش و گواه در تفکر انتقادی دانشجویان در مولفه های استنباط، شناسایی مفروضات، استنتاج، تعبیر و تفسیر و ارزشیابی استدلال منطقی در سطح 001/0 را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: راهبرد آموزشی 7 مرحله ای، پرورش، تفکر انتقادی، یادگیری الکترونیک