فهرست مطالب

پژوهش های روان شناسی اجتماعی - پیاپی 37 (بهار 1399)
  • پیاپی 37 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمیرا الوندی، هلن صدیق* صفحات 1-12
    مقدمه

    زندگی انسان از مجموعه باورهای مثبت و منفی تشکیل شده و این باورها در پیشبرد زندگی نقش مهم و اساسی ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی اجتماعی و اعتماد اجتماعی از طریق باور به دنیای عادلانه  است.

    روش

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش افراد مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره شهر تهران بود. نمونه پژوهش شامل 100 نفر بوده که به شیوه هدفمند انتخاب گردیدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های باور به دنیا عادلانه ساتون و داگلاس(2005)، بهزیستی اجتماعی کییز(1998) و اعتماد اجتماعی صفاری نیا و شریف(1392) استفاده شد. داده ها با روش همبستگی و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS23 مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین باور به دنیای عادلانه با بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (46/0r=، 01/0p<). اما بین باور به دنیای عادلانه و اعتماد اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که باور به دنیای عادلانه 27 درصد از تغییرات بهزیستی اجتماعی را تبیین نماید.

    نتیجه گیری

    با استفاده از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت باورهای افراد نسبت به دنیا می تواند در تامین بهزیستی و سلامت آن ها موثر باشد.

    کلیدواژگان: بهزیستی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، باور به دنیای عادلانه
  • فاطمه عیسی زاده*، شیما حیدری، سوسن آقاجان بگلو، مجید صفاری نیا صفحات 13-28
    مقدمه

    شیوع نسبتا کم اختلال هویت جنسی سبب شده است که تحقیقات کمی در این مورد انجام گیرد و این امر نیز موجب شده است که مشکلات مبتلایان حل نشده باقی بماند؛ بنابراین پژوهش حاضر درصدد بررسی تاثیر طرحواره درمانی بر بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در افراد ترنس سکشوال بود.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، افراد ترنس سکشوال(پسر به دختر) شهر تهران بود؛ که از طریق نمونه گیری در دسترس 40 نفر از افرادی که برای عمل تغییر جنسیت به مراکز و کلینیک های منطقه 3 مراجعه کرده بودند و یا در پارک دانشجو واقع در منطقه 11شهر تهران حضور داشتند، به طور داوطلبانه پرسشنامه سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی را تکمیل کردند و سپس به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه در معرض طرحواره درمانی کلاسیک قرار گرفت، سپس در مرحله پس آزمون هر دو گروه، به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری(MANCOVA) با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که طرحواره درمانی، باعث بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در گروه آزمایش و مرحله پس آزمون شد؛ همچنین مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون- پس آزمون سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی تفاوت معناداری را نشان داد.

    نتیجه گیری

    با توجه به این که طرحواره درمانی می تواند باعث بهبود سازگاری اجتماعی و سرمایه روانشناختی در افراد ترنس سکشوال شود، بهتر است که این شیوه درمان در برنامه های درمانی این افراد به کار برده شود.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، سازگاری اجتماعی، سرمایه روانشناختی، ترنس سکشوال
  • محمد رهدار، محمدسجاد صیدی*، علیرضا رشیدی صفحات 29-44
    مقدمه

    رشد اجتماعی می تواند، نقش بسیار با اهمیتی در کیفیت زندگی حال و آینده داشته باشد و دانش آموزان می توانند با موفقیت در رشد اجتماعی بر احساسات منفی و مثبت خود کنترل داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای ارتباط والد-فرزندی و ارتباط با همسالان در رابطه بین فراغت خانواده با رشد اجتماعی دانش آموزان در مقطع متوسطه دوم سال تحصیلی 98-1397 انجام گرفت.

    روش

    طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان پسر شهر زابل به تعداد 300 نفر به صورت تصادفی و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فراغت خانواده (زبریسکی، 2000)، رشد اجتماعی (الیس وایتزمن، 1990)، ارتباط والد-فرزندی (بارنس و اولسن، 1982) و ارتباط با همسالان (هادسون، 1997) بود.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که بین فراغت خانواده با ارتباط با همسالان (001/0P>؛2/0=β)؛ فراغت خانواده با ارتباط والد فرزندی (001/0P>؛24/0=β)؛ ارتباط با همسالان با رشد اجتماعی (001/0P>؛32/0=β)؛ ارتباط والد-فرزند با رشد اجتماعی (001/0P>؛33/0=β) رابطه معنادار وجود دارد. همچنین متغیرهای ارتباط والد-فرزندی و ارتباط با همسالان توانستند، نقش واسطه ای در رابطه بین فراغت خانواده و رشد اجتماعی ایفا کنند (002/0P>؛17/0β=).

     نتیجه گیری

    بنابراین می توان نتیجه گرفت که شرکت دسته جمعی و فعالانه اعضای خانوده در فعالیتهای فراغتی و تفریحی می تواند از طریق ارتقاء کیفیت ارتباط با همسالان و ارتباط با والدین باعث رشد اجتماعی  بالاتر در دانش آموزان شود.

    کلیدواژگان: فراغت خانواده، رشد اجتماعی، ارتباط والد- فرزندی، ارتباط با همسالان
  • صمد رحمتی*، رودابه هوشمندی، آرزو سادات موسوی انزهایی، وحیده دهاقین صفحات 45-64
    مقدمه

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل بر تحمل پریشانی و حل مسیله اجتماعی نوجوانان بزهکار انجام شد.

    روش

    روش پژوهش نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری، نوجوانان پسر بزهکار مقیم در کانون اصلاح و تربیت شهر اهواز بود که از این بین به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند و به مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و فرم کوتاه سیاهه حل مسیله اجتماعی (دیزوریلا و همکاران، 2004) پاسخ دادند. گروه گواه در انتظار ماند و آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل برای گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای به اجرا گذاشته شد. در پایان مداخلات درمانی و 2 ماه بعد، هر دو گروه مجددا با پرسشنامه های پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش تحمل پریشانی (0/01 >p) و توانایی حل مسیله اجتماعی سازنده(0/05 >p)و کاهش توانایی حل مسیله اجتماعی غیرسازنده(0/01>p) نوجوانان بزهکار موثر بوده است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش اثربخشی کاربست آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل را بر بهبود تحمل پریشانی و حل مسیله اجتماعی نوجوانان بزهکار تایید کرد.

    کلیدواژگان: تحلیل رفتار متقابل، تحمل پریشانی، حل مسئله اجتماعی، نوجوانان بزهکار
  • علی رضا عظیم پور*، فاطمه نعمتی هابیل، حبیب هادیان فرد صفحات 65-86
    مقدمه

    علی رغم تاثیر متغیرهای موقعیتی و بی ثبات بر پرخاشگری، ثبات نسبی این متغیر در طول زندگی نیز در برخی پژوهش ها تایید شده است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی پرخاشگری دانشجویان بر اساس متغیرهای فردی باثبات هوش، ابعاد خلق و خو و سبک های دلبستگی بود.

    روش

    جامعه ی آماری این پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون بود که 266 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه پرخاشگری باس و پری (1992)، پرسش نامه سرشت و منش (کلونینجر و همکاران، 1994)، پرسش نامه دلبستگی بزرگسالان بشارت (2011)، مقیاس آزمون هوش نابسته به فرهنگ کتل   (1957) و همچنین پرسش نامه مقبول نمایی اجتماعی کران و مارلو (1960) استفاده شد. پس از مهار اثر مقبول نمایی اجتماعی از طریق ضریب همبستگی تفکیکی، متغیرهای دارای رابطه ی معنی دار با پرخاشگری کلی بعنوان متغیر پیش بین پرخاشگری وارد تحلیل رگرسیون به روش گام به گام شدند.

    یافته ها

    ضرایب همبستگی نشان داد که پرخاشگری با متغیرهای نوجویی، آسیب پرهیزی، پشتکار، دلبستگی اجتنابی و دلبستگی دوسوگرا دارای رابطه مثبت معنی دار است. همچنین براساس خروجی رگرسیون دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا، متغیر خلق وخویی آسیب پرهیزی در کنار مقبول نمایی اجتماعی توانستند به میزان 47 درصد پرخاشگری را پیش بینی کنند که البته از این میزان 16 درصد مربوط به سبک پاسخدهی مقبول نمایانه ی اجتماعی بود.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت که در جمعیت بهنجار دانشجویی وزن متغیرهای با ثبات شخصیتی در پیش بینی پرخاشگری چندان هم زیاد نیست و شاید بقیه پراکنش پرخاشگری را بتوان با عوامل موقعیتی و اکتسابی تر تبیین نمود. با توجه به سهم کم متغیرهای دیرپای شخصیتی، انتظار از اصلاح پذیری و درمان پرخاشگری دانشجویان با مداخله افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: پرخاشگری، خلق و خو، سبک های دلبستگی، هوش
  • آرزو ذکایی فر، توکل موسی زاده* صفحات 87-100
    مقدمه

    این مطالعه با هدف بررسی نقش سبک های فرزند پروری والدین در پیش بینی رشد اجتماعی کودکان پیش دبستان 5 و 6 ساله انجام شده است. رشد و تکامل ابتدای کودکی یک پنجره فرصت برای ارتقاء سلامت است، بنابراین کیفیت مراقبت در این دوران نقش بسزایی در سلامت و رشد و تکامل مطلوب کودک دارد همچنین سن پیش دبستانی دوره مهمی برای رشد اجتماعی است.

    روش

    این پژوهش به روش همبستگی انجام شده است و رابطه بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مقطع پیش دبستان مهدهای کودک شهر تهران (والدین کودکان مقطع پیش دبستانی) شامل 3 شهرستان تهران، ری و شمیرانات در سال تحصیلی 1398-1397 است که تعداد 618 مهدکودک فعال را دارا می باشد.نمونه پژوهش شامل 236 نفر از کودکان و والدینشان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. افراد مورد پژوهش پرسشنامه سبک های فرزند پروری بامریند (1973) و پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند (1965) را تکمیل نمودند و داده های بدست آمده با نرم افزار spss و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون فرضیه های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میزان ضریب همبستگی مشاهده شده بین رشد اجتماعی و سبک های فرزندپروری والدین ارتباط دارد. از نظر آماری نتایج تحلیل داده ها نشان داد که ضریب همبستگی بین سبک های فرزندپروی سهل گیرانه و مقتدرانه با رشد اجتماعی در سطح معناداری 0/05>p مثبت و معنی دار است اما ضریب همبستگی پیرسون بین سبک فرزندپروری مستبدانه و رشد اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد، سبک فرزندپروری مقتدرانه در سطح معنی داری آزمون (0.0001) بهترین متغیر برای پیش بینی رشد اجتماعی کودکان است. با استناد به یافته های به دست آمده از این پژوهش می توان گفت، سبک های فرزندپروری یکی از پیش بینی کننده های مهم رشدی بویژه در حیطه اجتماعی کودکان است. لیکن تفاوتی که در این پژوهش با سایر پژوهش های انجام شده دارد، این است که نتایج ارتباط بین سبک سهل گیرانه و رشد اجتماعی را نشان می دهد.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد: زمانی که والدین در روش های تربیتی خود در مورد فرزندشان ثابت قدم هستند، رفتارهای ابراز وجود و اعتماد را به آنها ارایه می دهند، به گفته های کودکان خود گوش می سپارند و گفتگو با آنها را ترویج می دهند؛ همچنین روش انضباطی آنان توام با گرمی، منطق و انعطاف پذیری است  و تا حدی به کودکان خود آزادی (سبک سهل گیرانه که در پژوهش های دیگر ارایه نگردیده است) می دهند، کودکان رشد اجتماعی بیشتری را نشان می دهند.

    کلیدواژگان: سبک های فرزند پروری، رشد اجتماعی، کودکان پیش دبستان
  • لیلا جوادی علمی*، حسن اسدزاده صفحات 101-122
    مقدمه

    اشتیاق تحصیلی یکی از شاخص های مهم کیفیت دانشگاهی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری اشتیاق تحصیلی دانشجویان بر اساس کمک طلبی، تدریس تحول آفرین، حمایت اجتماعی با میانجیگری نقش سرزندگی تحصیلی انجام شد.

    روش

     جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دوره کارشناسی مجتمع آموزش عالی اسفراین در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 304 دانشجو (253 پسر، 51 دختر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی (فردریکز و همکاران، 2004)، سرزندگی تحصیلی (حسین چاری و دهقانی زاده، 1391)، کمک طلبی (ریان و پنتریچ، 1997)، حمایت اجتماعی ادراک شده(زیمت وهمکاران، 1988) و تدریس تحول آفرین (بوچامپ و همکاران، 2010) استفاده شد.

    یافته ها

    حمایت اجتماعی ادراک شده، کمک طلبی و تدریس تحول آفرین مستقیما بر اشتیاق تحصیلی اثر داشتند. همچنین حمایت اجتماعی، کمک طلبی و تدریس تحول آفرین به شکل غیرمستقیم و از طریق سرزندگی تحصیلی با اشتیاق تحصیلی ارتباط داشتند. سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگری  بین کمک طلبی تحصیلی، تدریس تحول آفرین، حمایت اجتماعی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان داشت. در مجموع متغیرهای پژوهش توانستند، حدود 31 درصد از واریانس اشتیاق تحصیلی را پیش بینی کنند.

    نتیجه گیری

    با تقویت کمک طلبی تحصیلی دانشجویان، حمایت اجتماعی و استفاده استادان از روش تدریس تحول آفرین می توان به دانشجویان کمک کرد تا بر مسایل و مشکلات تحصیلی خود غلبه کنند و  سرزندگی تحصیلی خود را افزایش دهند. این عوامل می تواند در تعامل با یکدیگر، اشتیاق تحصیلی دانشجویان را ارتقاء بخشند.

    کلیدواژگان: اشتیاق تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، تدریس تحول آفرین، کمک طلبی تحصیلی، حمایت اجتماعی
  • ابوالفضل بابایی، شهرام واحدی*، علی ایمان زاده، یوسف ادیب صفحات 123-139
    مقدمه

    با توجه به شیوع بالای قلدری و تاثیر مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی در افزایش نرخ ارتکاب به قلدری پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت حساسیت اخلاقی بر کاهش مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری تدوین یافت.

    روش

    مطالعه حاضر با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ابهر در سال تحصیلی 99-98 بودند و از میان مدارس مقطع متوسطه اول به روش تصادفی خوشه ای دو مدرسه انتخاب و پرسشنامه خودگزارش دهی رفتار اجتماعی کودکان - کریک و گروتپتر (1995) در آن ها اجرا شد، همچنین با همکاری کادر مدیریتی و مشاور مدرسه 31 دانش آموز برای هر گروه، انتخاب شدند. سپس یکی از مدارس به صورت هدفمند به عنوان گروه آزمایش جهت اجرای برنامه برگزیده شد و مدرسه دیگر به عنوان گروه کنترل هیچ برنامه مداخله ای دریافت نکرد. برنامه مداخله ای با محتوای مهارت حساسیت اخلاقی اندیکات، باک، میشل و نارواییز (2001) به مدت 9 جلسه 45 دقیقه ای در گروه آزمایش اجرا شد همچنین، پرسشنامه بی تفاوتی اخلاقی بندوراو همکاران (1996) و پرسشنامه خودگزارش دهی رفتار اجتماعی کودکان کریک و گروتپتر (1995) پیش و پس از برنامه مداخله ای اجرا گردید و داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل مانکوا نشان داد که دریافت آموزش حساسیت اخلاقی در گروه آزمایش، موجب کاهش نمرات پس آزمون های مکانیسم بی تفاوتی اخلاقی و ارتکاب قلدری نسبت به گروه کنترل گردید.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می گردد که موضوع رشد اخلاقی و مهارت های مرتبط با آن در جهت توسعه چندوجهی مهارت های کودکان و نوجوانان درزمینه پیشگیری و کنترل خشونت و قلدری مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بی تفاوتی اخلاقی، قلدری، حساسیت اخلاقی
|
  • Homira Alvandi Pages 1-12
    Introduction

    Human life is composed of a set of positive and negative beliefs that play a vital role in the advancement of life.Thus, the purpose of this study was to predict social wellbeing and social trust through belief in a just world.

    Method

    The present study was a descriptive-analytic study of correlation type. The population of the study was the people referring to counseling clinics in Tehran. The sample consisted of 100 people who were selected randomly. To collect data, questionnaires were used to question the beliefs of the just world: Satun & Douglas (2005),Keys social welfare (1998), and social trust of Safarinia and Sharif (1392). Data were analyzed by correlation and regression analysis using SPSS23 software..

    Results

    The results showed a positive and significant relationship between belief in just world and social wellbeing (r =0.46, p<0.01). But there is no significant correlation between belief in justly world and social trust. Moreover, the results showed that belief in just world explained 27 percent of social wellbeing changes.

    Conclusion

    Using the results we can conclude People's beliefs about the world can be effective in providing their health and wellbeing.

    Keywords: social well-being, Social trust, belief in just world
  • Fatemeh Eisazadeh *, Shima Heidary, Soosan Agajanbaglu, Majid Saffarinia Pages 13-28
    Introduction

    The present study sought to investigate the effect of schema therapy on improving social adjustment and psychological capital in transsexual persons.

    Method

    This was a semi-experimental study with pre-test and post-test of the control and experimental groups. The statistical population of this study was the transsexual persons (boy to girl) in Tehran; Available through sampling 40 people who visited the District 3 clinics and poly clinics for gender changing operation or in Student Park located in the district 11 of Tehran, voluntarily completed the questionnaire on social adjustment and psychological capital and then they were randomly assigned to the test and control group. The experimental group was subjected to schema therapy for 12 sessions, then responded to the questionnaires in both groups in the post-test. Data were analyzed using multivariate covariance analysis (MANCOVA) with repeated measurements.

    Results

    The results showed that schema therapy improved social adjustment and psychological capital (sig= 0.000) in the experimental group and the post-test phase; Also, the comparison of the mean scores of pre-test-post-test of social adjustment and psychological capital showed a significant difference. Counclusion:Regarding the fact that schema therapy can improve social adjustment and psychological capital in transsexuals, it is better to use this treatment method in their treatment plans.

    Keywords: Schema therapy, social adjustment, psychological capital, Transsexual
  • Mohamad Rahdar, Mohamad Sajjad Seydi *, Alireza Rashidi Pages 29-44
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the mediating role of parent-child relationship and relationships with peers in the relationship between family leisure and social development in secondary school students in the second grade of the academic year of 2018-19.  

    Method

    The research design was descriptive and correlational. The study population consisted of all male students in Zabol city of 300 individuals randomly selected by multistage cluster sampling. The research tools included Family Leisure Questionnaire (Zbarski, 2000), Social Development (Ellis Whitman, 1990), Parent-Child Relations (Barnes & Olsen, 1982), and Relationships with Peers (Hudson, 1997).  Rusalts: The findings of this study showed that there is a meaningful relationship between Family Leisure and Relationships with Peers (β=0/2, P<0/001), Family Leisure and Parent-Child Relations (β=0/24, P<0/001), Parent-Child Relations and  Social development (β=0/32, P<0/001), Relationships with Peers and Social development (β=0/33, P<0/001). parent-child relationship variables and relationships with peers played an intermediate role in the relationship between family leisure and social development (β=0/17, P<0/002).  

    Conclusion

    So the result is Active participation of family members in leisure activities by raising the quality of communication with peers and communicating with parents, it can promote higher social development in students.

    Keywords: Family Leisure, Social Development, Parent-Child Relations, Relationships with Peers
  • Samad Rahmati *, Roodabeh Hooshmani, Arezoo Sadat Mousavi Anzehaei, Vahideh Dehaghin Pages 45-64
    Introduction

    The purpose of this study was to examine the effectiveness of group training of transactional analysis on distress tolerance and social problem solvingof delinquent adolescents.

    Methods

    The study was quasi-experimental with a pretest-posttest and control group and follow-up period. The statistical population consisted of delinquent male adolescents who were resident in Ahwaz's correction and rehabilitation center. Participants included 30 people who were selected by purposeful sampling method. They were randomly assigned to experimental and control groups and respond to the Distress Tolerance Scale (Simons & Gaher, 2005) and the Social Problem Solving Inventory- Short Form (D’Zurilla et al., 2002). The experimental group received 10 90-minute sessions of transactional analysis sessions. After therapeutic interventions and two months later, both groups were evaluated with the research questionnaires. Data were analyzed using analysis of variance with repeated measures.

    Results

    The results showed that group training of transactional analysis has a significant effect on increased distress tolerance (p< 0.01) and constructive social problem solving (p< 0.05) and reduced unconstructive social problem solving (p< 0.01) of delinquent adolescents.

    Conclusion

    The findings suggested the effectiveness of group training of transactional analysis on increased distress tolerance and improved social problem-solving in delinquent adolescents.

    Keywords: transactional analysis, Distress tolerance, social problem solving, Delinquent Adolescents
  • Alireza Azimpour *, Fateme Nemati Habil, Habib Hadianfard Pages 65-86
    Introduction

    Despite the effects of inconstant and situational variables on aggression, relative constancy of aggression across life span was confirmed in some studies. The present study aimed to predict the university student’s aggression according to intelligence, temperament dimensions and attachment styles as constant individual variables.

    Method

    The population of the study was Salman Farsi University of Kazerun’s students, that 266 of them were selected by convenience sampling. For gathering data Buss-Perry Aggression questionnaire (Buss & Perry,1992), Temperament and Character inventory (Cloninger, et al., 1994), Adult attachment Inventory (Besharat,2011), The Cultural Fair Intelligence Test III (Cattel,1957) and Marlowe-Crown Social desirability scale (Crown and Marlowe,1960) were used. After controlling the effect of social desirability by partial correlation method, the variables with significant relationships to general aggression were considered for regression analysis with a stepwise method to predict the aggression.

    Results

    Correlation coefficients indicated that aggression positively correlated to avoidant and ambivalent attachment, novel seeking, harm avoidance, and persistence. Besides according to the output of the regression avoidant and ambivalent attachment, harm-avoidance besides social desirability could predict 47% of aggression, although 16% of it was pertinent to social desirably responding.

    Conclusions

    It can be concluded that among normal university students, the weight of constant individual variables to predict aggression is not so much, and perhaps the other residual variance of aggression could be explained by situational or more acquired variables. Considerable to the little role of long-term personality variables, the expectation of modifiability and treatment of student’s aggression by intervention would be increased.

    Keywords: aggression, Attachment Styles, Intelligence, Temperament
  • Arezo Zokaeifar, Tavakkol Mousazadeh * Pages 87-100
    Introduction

     The purpose of this study was to investigate the role of parenting styles in predicting the social development of preschool children 5 and 6 years old.The Early childhood development and equality of opportunity is a window of opportunity for health promotion, Therefore, the quality of care during this period plays a major role in the health of the child's development and development.

    Method

    This research is a correlational study. The statistical population of this study includes all parents and preschool children of kindergartens in Tehran - Rey and Shemiranat. It has 618 active kindergartens. The sample consisted of 236 children and their parents by cluster random sampling. The subjects completed the Baumrind parenting styles questionnaire(1973) and Wildland Social Development Questionnaire (Edgar 1965). Data were analyzed by SPSS software using the Pearson correlation coefficient and regression of research hypotheses.

    Results

    The results showed that the observed correlation coefficient was correlated between social development and parenting styles. Statistical analysis of data showed that the correlation coefficient between empowering and authoritative parenting styles with social development was positive and significant at the significant level p> 0.05. But there is no significant correlation between the authoritarian parenting style and social growth at a 95% confidence level. Multivariate regression results indicated that  the authoritative parenting style at the significant level of the test (0.000) is the best variable to predict children's social development.

    Conclusion

    According to findings can be concluded: when your parents about their child's educational methods are consistent, And show behaviors of assertiveness and confidence, listen to their children and talk to them, Also their disciplinary method is with warmth, logic  ,and flexibility And partly to give their children freedom Children show more social development.

    Keywords: parenting, Styles, Social Developmen, preschool children
  • Leila Javadi Elmi *, Hassan Asadzadeh Pages 101-122
    Introduction

    Academic engagement is one of the indicators of academic quality. The purpose of this study was to structural equation modeling of students' academic engagement based on academic help-seeking, transformational teaching, perceived social support with the mediation role of academic buoyancy.

    Method

    The statistical population was all undergraduate students of Esfarayen University of Technology, in 2016-2017 academic year.The sample included 304 students (253 boys, 51 girls) who were selected using random cluster sampling. Academic engagement scale (Fredericks et al., 2004), academic buoyancy (HosseinChari and Dehghanizadeh, 2012), Help-Seeking (Ryan and Pintrich, 1997), perceived social support (Zimet et al., 1988) and Transformational teaching (Beauchamp et al., 2010) were used to measure variables.

    Results

    Perceived social support, academic help-seeking and transformational teaching had a direct effect on academic engagement. Also, Academic help-seeking, transformational teaching and perceived social support had indirect effects through academic buoyancy on academic engagement. Academic buoyancy could predict the student academic engagement positively. Overall, finding suggested that academic buoyancy had a mediating role in the relationship between academic help-seeking, transformational teaching, perceived social support and academic engagement. In total, the variables of the research were able to predict about %31 of the variance of academic engagement.

    Conclusion

    By enhancing help-seeking, social support and teachers' use of transformational teaching, students helps them overcome their educational problems, and increase their academic buoyancy. These factors can enhance students' academic engagement to interact with each other.

    Keywords: academic engagement, Academic Buoyancy, Transformational Teaching, Academic Help-Seeking, perceived social support
  • Abolfazl Babaei, Shahram Vahedi *, Ali Imanzadeh, Yosof Adib Pages 123-139
    Introduction

    Due to the high prevalence of bullying and the effect of the moral disengagement mechanism in increasing bullying perpetration rate, this study is conducted with the aim of investigating the effectiveness of ethical sensitivity skill training on decreasing the moral disengagement mechanism and bullying perpetration.

    Method

    This study was conducted using the quasi-experimental method and a pretest-posttest design with a control group. The statistical population in this study consisted of all middle school girls in Abhar in the academic year of 2019-2020, and two schools from the middle schools were selected using random cluster sampling to conduct Crick-Grotpeter’s self-reporting children’s social behavior scale (1995) survey. 31 students from each group were also selected with the collaboration of each school’s management staff and consultant. Then, one of the schools was purposefully selected as the experimental group for conducting the program, and the other school, as the control group, did not receive any interventional program. The interventional program, consisting of ethical sensitivity skill of Endicott, Bock, Mitchell, and Narvaez (2001), was conducted in nine 45-minute sessions in the control group. Bandura’s moral disengagement survey (1996) and Crick-Grotpeter’s self-reporting children’s social behavior scale survey (1995) were as well conducted before and after the interventional program. Data were analyzed using the multivariate and univariate covariance analysis.

    Results

    MANCOVA analysis results show that receiving ethical sensitivity training in the experimental group leads to a decrease in the grades of moral disengagement and bullying perpetration post-tests in comparison to the control group.

    Conclusion

    Based on the results of this study, it is suggested that the topic of ethical growth and the related skills should be considered for development of multi-aspect skills of children and adolescents in prevention and control of aggression and bullying.

    Keywords: moral disengagement, Bullying, Ethical Sensitivity