فهرست مطالب

پژوهش های نقد ادبی و سبک شناسی - پیاپی 39 (بهار 1399)
  • پیاپی 39 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ثریا آقایی برزآباد، مهدی فاموری*، محمدرضا معصومی صفحات 11-34

    فرهنگ ها و باورهای هر منطقه برخاسته از شرایط اقلیمی و جغرافیایی خاص آن منطقه است. دریا از اساطیر مهم در باورهای مردم جنوب، ازجمله بوشهر است. در آثار داستان نویسان بوشهر، دریا به عنوان شخصیت محوری، نقش عمده ای در شکل گیری برخی داستان ها داشته است. در این مقاله کوشیده ‏ایم نقش و کارکردهای اسطوره‏ای دریا را در برخی آثار داستانی منطقه بوشهر، با هدف ردیابی حضور و ظهور تاریخی اسطوره دریا و تطور آن در ذهن و زبان مردم بوشهر، به روش تحلیلی و توصیفی بررسی کنیم. نتایج نشان می‏دهد در قصه ‏های بوشهر، انسان‏وارگی دریا با همه صفات مثبت و منفی، اصلی‏ترین فرم نمود است. کینه ‏توزی، مهربانی، عاشق ‏پیشگی، خودبینی و... از صفات این اسطوره در این داستان ‏هاست. در این داستان ها، شواهدی نزدیک به کارکردهای انسان واره دریا از متون اساطیری نیز حاصل و ذکر گردیده است. توجه به اسطوره ها و بازآفرینی و هماهنگ کردن آن ها با فرهنگ و نیازهای امروز علاوه بر تقویت نظام بنیادین فرهنگی، پاسخگوی ارزش ها و خواسته های معنوی ما نیز خواهد.

    کلیدواژگان: ادبیات اقلیمی، بوشهر، اسطوره، دریا
  • مرمر حسامی، بهرام پروین گنابادی*، اصغر دادبه صفحات 35-54

    تقدیرگرایی از موضوعات حوزه فلسفه است که به ادبیات راه یافته. برمبنای نظریات فرضیه پردازان، ساختارگرایی تحلیل زبان در کاربرد واژه هاست. در این روش، عناصر یک زبان، نشانه ها هستند و نظام زبان نمی تواند منحصر به توصیف صورت های زبانی مستقل از کارکردهای فرامعنایی باشد. با توجه‏‏‏ به بسامد بالای واژه بخت در آثار شعرا، این واژه ها باید به عنوان واژه هایی نشان دار در نظر گرفته شود که ریشه در ناخودآگاه گویندگان آن ها دارد. در این مقاله ارتباط این گونه واژه ها در مخزن الاسرار با تقدیرگرایی زروانی بررسی شده و شیوه تحلیل با توجه‏‏‏ به نظریه ساختارگرایی، بررسی واژه ها در سطح فرامعناییست. ضمن بررسی این واژه ها، پیرامون تاثیر تقدیرگرایی بر افکار شاعران و انتقالش به دوره های بعد بحث شده و در پایان با ارایه شواهد، نتیجه گرفته شده که اگرچه نظامی آرای کلامی اشعری را بیان می کند، ولی هنگام استفاده از واژه هایی نظیر بخت؛ از الگوی تفکر‏‏‏ زروانی پیروی می کند.

    کلیدواژگان: تقدیرگرایی، آیین های زروانی، بخت، ساختارگرایی، مخزن الاسرار نظامی
  • مجید دادفر، امین یعقوبی* صفحات 55-80
    مقاله حاضر کوششی است در راستای پیشنهاد یک شیوه نقد بر اساس معیارهای محسوس و سنجش پذیر. زبان ادبی از دیدگاه شکل گرایان، نشان دهنده نقش خاصی از زبان است که توسط عناصر شکلی برجسته شده است. بر این اساس به نظر می رسد تمام عناصر این گونه از زبان قابل شناخت و توصیف پذیر باشند. برای تعیین ادبیت یک متن، نخست باید عناصر شکلی آن را مشخص کرد و برشمرد. سپس با توجه به فاصله این عناصر از زبان خودکار، تراز ادبی هر عنصر را نسبت به دیگر عناصر تعیین کرد. پس از این مرحله باید مجموع تراز ادبی عناصر به کار رفته در متن را معیار تعیین تراز ادبی کل متن قرار داد. علاوه بر موارد یاد شده، این شیوه نقد راهکارهایی را برای بررسی متن در سه حوزه تناسب، خلاقیت و تنوع ارایه می دهد که عینی و قابل سنجش اند. این نوع نقد، می تواند به صورت قابل سنجش تراز ادبی متن را در واحد جمله یا بیت، با جملاتی ارجاعی ارایه دهد و به نقد و بررسی سه عامل تناسب، خلاقیت و تنوع به صورت معیارمند بپردازد.
    کلیدواژگان: شکلگرایی، ادبیات، نقد، ادبیت متن، تراز ادبی
  • راضیه شایان مهر، علی دهقان*، ناصر دشت پیما صفحات 81-109
    مردسالاری از مهم ترین موضوعات فمینیسم، است. فمینیست ها معتقدند فرودستی زنان، در روابط نابرابر مرد و زن ریشه دارد، تمدن بشری تحت کنترل مردان است و به گونه ای سازمان دهی می شود که زنان را در همه جنبه های فرهنگی و اجتماعی به مردان وابسته می کند. این مسیله در متون ادبی بازتاب چشم گیری دارد. در حوزه ادبیات نمایشی، اغلب نمایش نامه های بهرام بیضایی با محوریت نقش زن نوشته شده است. هدف این مقاله بررسی جایگاه زن در گفتمان مردسالاری، در نمایش نامه های «پهلوان اکبر می میرد» و «شب هزار و یکم» از بیضایی، با روش توصیفی-تحلیلی است. این بررسی نشان می دهد که در نمایش نامه های بیضایی، سوءاستفاده از نقش مادری و همسری زن، دور کردن زنان از امتیازات تحصیل دانش، سرکوب شدن تمایلات و اعتمادبه نفس، چالش امنیتی و هویتی، دیگربودگی و رتبه دوم جنسیتی، از نشانه ها و عوامل مردسالاری است که برساخته های فرهنگی، ارزش گذاری جامعه و همکاری زنان، آن ها را بازتولید می کند.
    کلیدواژگان: مردسالاری، فمینیسم، زن، بیضایی، نمایشنامه
  • تهمینه شجاعت زاده، نرگس اسکویی*، آرش مشفقی صفحات 109-126

    اهمیت رمان بیوتن از منظر مطالعات پسااستعماری در آن است که نویسنده توانسته است در قالب ادبیات پسامدرن و با بهره گیری از تبیین رخدادهای دنیای معاصر همچون سروری و سیادت امپریالیستی بر کشورهای دیگر، تقابل فرهنگی غرب و شرق و نفوذ نظام اندیشگانی و زبانی غربی بر شرق و نتیجتا بحران هویت شرقی را به چالش بکشد و ماحصل آن را در شکل افزایش روزافزون گستره نفوذ غرب بر شرق گزارش کند. پژوهش حاضر - با بهره یابی از روش تحلیلی و توصیفی- اختصاص داده شده است، به برجسته سازی مولفه های اندیشه شرق شناسی ادوارد سعید همچون: هویت سنتی و مدرنیته، فرودستی شرق در قیاس با سروری و بالادستی جهان غرب، تقابل مفهوم هویتی خود و دیگری در ساحت مطالعات پسااستعماری و در بستر رمان بیوتن.

    کلیدواژگان: مطالعات پسااستعماری، تقابل شرق و غرب، خود، دیگری، بیوتن، سنت، مدرنیته
  • زینه عرفت پور* صفحات 127-158

    مهدی اخوان ثالث شاعر پرآوازه ایرانی و صلاح عبدالصبور شاعر برجسته مصر، هریک با شیوه هنری خاص خود واقعیت های اجتماعی  را بازتاب داده و با اندوه و غربتی حزن آلود اعتراض خود را نسبت به جامعه ای ابراز می دارند که مردمانش با حقایق اجتماعی بیگانه هستند و نسبت به جایگاه روشنفکران اصلاح طلب توجهی ندارند. در این جستار هدف این است که پس از بررسی مختصر زندگی و شعر هر یک از دو شاعر، با تکیه بر شرایط اجتماعی و روحیات درونی دو شاعر و بررسی دغدغه های اصلی آنان در عرصه ادبیات، "شعر زمستان" (1955م) اخوان ثالث و قصیده "اغنیه للشتاء" (1964م) عبد الصبور مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرند و با هم مقایسه شوند و شباهت ها و تفاوت های این دو شعر از لحاظ محتوایی، موسیقایی، واژگان و ساختار بلاغی به روش توصیفی- تحلیلی برای مخاطبان تبیین گردد. نتایج این پژوهش گویای این است که هر دو شاعر به جهت شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه خود، به نوعی تنهایی، درد و اندوه، نا امیدی و شکست را تجربه می کنند و در شعر زمستانه خود به زیبایی و ظرافت با استفاده از موسیقی و ظرفیت های زبانی، تجربه تلخ خود را از شکست به تصویرمی کشند؛ با این تفاوت که شعر زمستان اخوان، شکست را در بعد اجتماعی با دردمندی خاص و کور سویی از امید بیان می کند، درصورتی که عبد الصبور در اغنیه للشتاء در نهایت نا امیدی شکست را در بعد فردی مطرح می کند.

    کلیدواژگان: شعر معاصر، اخوان ثالث، صلاح عبدالصبور، شعر زمستان، اغنیه للشتاء
  • علی نجفی ایوکی*، الهام صفری صفحات 159-182
    یکی از شاخص های شعر معاصر عربی، بازتاب میراث ادبی در آن است که در این میان، اسطوره های کهن جایگاه قابل توجهی را به خود اختصاص داده است؛ به گونه ای که شاعران در دفترهای شعری خود برای بیان خواسته ها و دل مشغولی های سیاسی - اجتماعی و با هدف اصالت بخشی به اثر ادبی خویش و خروج از غنایی گری از آن یاری جسته اند. پژوهش حاضر می کوشد با روش توصیفی- تحلیلی چگونگی حضور شخصیت اسطوره ای ادیپ و شیوه های فراخوانی و کاربرد آن را در شعر معاصر عربی از سوی دو شاعر نامدار فلسطین، محمود درویش (2008- 1941) و سمیح القاسم (2014- 1939) مورد تحلیل و نقد قرار دهد و در فرجام، با الهام از الگوی آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به نقد تطبیقی شیوه شاعران در الهام گیری از اسطوره یادشده بپردازد. چنین استنباط می شود که نامبردگان از اسطوره یادشده خوانشی سیاسی- اجتماعی داشته اند و برای القای مفاهیم ذهنی خود به مخاطب کوشیده اند با بهره گیری از این شخصیت کهن و همچنین با دخالت دهی گونه های مختلف ادبی به ترسیم دغدغه های شخصی و غیرشخصی خود بپردازند و از رهگذر آن، شرایط ناهمساز و ناهمگون محیط پیرامون را به چالش بکشند.
    کلیدواژگان: اسطوره، ادیپ، فلسطین، بحران سیاسی- اجتماعی
  • هما هوشیار، رضا صادقی شهپر*، قهرمان شیری صفحات 183-205

    یکی از کلیدها و راه های گشودن پیچیدگی ها و درک یا رفع ابهام داستان های مدرن، درک شیوه روایت گری و شگردهای روایت داستان است. هر داستان، پرسش ها و پاسخ های منحصربه فردی را در پیوند با شیوه های روایت گری می آفریند. انتخاب و آفرینش شیوه روایت گری، در میان مفاهیم و مضامین کهنه یا تکرار شده روایت؛ دنیای تازه ای بر روی نویسنده می گشاید. بیژن نجدی یکی از داستان نویسان مدرنیست معاصر است که تکنیک های خاصی در داستان نویسی دارد و همین شگردهای خاص، داستان هایش را از آثار دیگر داستان نویسان معاصر متمایز می کند. در مقاله حاضر، مجموعه داستان «یوزپلنگانی که با من دویده اند» اثر بیژن نجدی، از منظر تکنیک های روایی مدرن موردبررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که وی در این مجموعه داستان از شگردهای روایی مدرن مانند سیلان روایت، تکثر راوی، روایت هذیان گونه، چرخش در زاویه دید و... استفاده کرده است.

    کلیدواژگان: بیژن نجدی، داستان کوتاه، شگردهای روایت، مدرنیسم
|
  • Saorayya Aghaei Barzabad, Mahdi Famoori *, Mohammadreza Masuomi Pages 11-34

    The cultures and beliefs of each region are formed based on the specific geographical and climatic conditions of that region. The sea has long been perceived as an important myth by the people of The South, including Bushehr( the people of Bushehr). In the works of the storytellers of Bushehr, this element, as a pivotal character, has played a major role in the formation of some stories. The fictional function of the sea in these stories originates from the ancient mythology of The Region and in more general way, from Persia. This descriptive- analytical research examines the following works: Ahl-e Gharq,Siria Siria(short stories),Di Jacob and Abi, the novels written by Moniroo Ravanipour; "a sea that was always stormy", the novel that was written by Sadeq Chubak ; Ac-e Nahs, a novel written by Mohsen Sharif, Jasad Ghotevar(the float corpse) and Asal the daughter of Mokhtar, the novels written by Ahmad Aram. Also, we have attempted to provide some evidence regarding the human-like functions of the sea (some evidence that exist in mythological texts).

    Keywords: geographical literature, novel, Bushehr, Myth, Sea
  • Marmar Hesami, Bahram Parvin Gonabadi *, Asghar Dadbeh Pages 35-54

    Fatalism is one of the issues in the field of philosophy of science that has found its way into literature. Based on the assessments of the academics' hypothesis, structuralism is the analysis of language in the habit of words. In this method, the features of a language are codes, and the language system cannot be limited to describing linguistic forms independent of transnational functions. Given the high frequency of the word “Fortune” in the scripts of poets, these words should be considered as figurative words that are rooted in the subconscious of their utterers. In this article, the relationship between such words in "Makhzan –al asrar "and Zorvani's fatalism is observed and the method of analysis based on the theory of structuralism is the spotting of words at the meta-semantic level. While observing these words, the effect of fate on the thoughts of poets and their transfer to later periods has been discussed. In the end, it is concluded by presenting evidence that although Nezami expresses Ash'ari theological opinions, but when using words such as Bakht; It follows the pattern of Zorvani-Zoroastrian believed.

    Keywords: fatalism, Zorvanism -Mehri rituals, Structural linguistics, Fortune, Makhzan –al asrar
  • Majid Dadfar, Amin Yaghoobi * Pages 55-80
    The current essay is an effort to proffer a critical method based on concrete and measurable criterion. Formalists believe that literary language is a peculiar sort of language that is fore grounded by formal elements. Accordingly, it seems that all elements of this language are recognizable and descriptive. To determine the literariness of a text, initially its formal elements must be designated and ascertained. Then, concerning the alienation of these elements to atomized language, literary value of each element is stipulated in comparison with the others. Subsequently, the total literary levels of the applied elements in the text must be considered as a measure to delimitate literary level of the whole text. Besides the mentioned cases, this critical method suggests subjective and measurable strategies to study a text in three fields: consistency, creativity and variance. Deliberately proposing the text literary value in a sentence or verse, by referential sentences, this method contemplates and ponders these factors: consistency, creativity and variance.
    Keywords: Formalism_Literature_Criticism_literariness of a text_literary value
  • Raziyeh Shayanmehr, Ali Dehghan *, Naser Dashtpeyma Pages 81-109
    Feminists believe that in a male-dominated society men are in authority over women. According to Feminists, the causes of women’s subversion in the patriarchal society are men’s access to power structures, the unequal distribution of social privileges and inappropriate relations between men and women. Patriarchy is a notable issue in literary texts. Bahram Beyzaie is one of authors. He writes plays, and one of the main issues of his plays is gender inequality and differences in women and men’s roles. The purpose of this paper is to explore the position of female characters in the patriarchal world of Bahram Beyzai’s  "The Death of Akbar and Her One Thousand and One Nights" plays have been explored through a descriptive- analytical approach. This study shows that abuse of women, alienation from women, suppression of self-esteem, security and identity challenges, otherness, etc., are signs and factors of patriarchy.
    Keywords: Feminism, Patriarchy, woman, Beyzai, Drama
  • Tahmineh Shojaatzadeh, Narges Oskooei *, Arash Moshfeghi Pages 109-126

    One of the most important works of Reza Amirkhani – who can be considered a leading author and owning a style in the resistance and anti-colonial literature – is his “Bivatan” novel in which the author through an meaningful arrangement of west modern cultural demonstration beside eastern traditional, has represented the contrast between these two culture and hidden and apparent struggle between the very well to audience.  The importance of this novel is in that the author has been able in the form of post-modern literature, and utilizing the events of the contemporary world such as imperialism leadership and dominance on the other countries, challenge the cultural contrast of west and east, influence of the west language on the east and also the eastern identity crisis and report its result in the form of increasing development of west’s extensive influence on the east. The present research utilizing descriptive-analytical method highlights the components of Edward Said’s thinking such as: traditional identity and modernity, east inferiority compared to the leadership and dominance of the west world, contrast of the identity concept of self and other in the post-colonial area and in the base of the “Bivatan” novel.

    Keywords: Post-colonial Studies, east, west contrast, self-other, Bivatan, tradition, modernity
  • Zeyne Erfatpoor * Pages 127-158

    Mahdi Akhavan-Sales, a prominent Iranian poet, and Salah Abdul Saboor, a prominent Egyptian poet, each have their own role in reflecting on their social realities, expressing their grumbling grudge and grudge against a society whose people are alien to social truths and They do not care about the position of reformist intellectuals. The purpose of this essay is to investigate the poet's life and poetry, based on the social conditions and inner spirits of the two poets, and their main concerns in the field of literature, the "winter poetry" of Akhavan-Sales and the " Abdul Saboor are analyzed and compared, and the similarities and differences between these two poems are explained to the audience through content, form, music, linguistic structure and imagery. The results of this study indicate that both the poets are experiencing the political and social conditions governing their own society, in particular, loneliness, pain and disappointment, and failure, and in their winter poetry, by using their music and linguistic capacities, their bitter experience With the difference that the Brotherhood's winter poetry reveals a failure in the social dimension with a particular pain and disorientation of hope, while Abdul Sabur  poses a defeat in the individual's dimension.

    Keywords: Akhavan Sales, Abdul Saboor, Winter poem, Oghniyet alsheta
  • Ali Najafi Ivaki *, Elham Safari Pages 159-182
    One of the hallmarks of contemporary Arabic poetry is the reflection of literary heritage in that poetry, while ancient myths occupy a prominent place, so that poets in their poetry offices express their desires and hearts. Social-political activists, with the aim of authenticizing their literary work, have come out of it and exited from enrichment. The present study seeks to describe how the mythical personality of Oedipus came to be and how it was invoked and applied by a descriptive-analytical method in contemporary Arab poetry by two prominent Palestinian poets, Mahmoud Darwish (1941- 2008) and Samih al-Qasim (1939-2014). ) To analyze and critique and finally, drawing on the American model of adaptation, to make a comparative critique of the poets' style of inspiration in the aforementioned myth. It is understood that the aforementioned had a socio-political reading of the aforementioned myth and attempted to induce the audience to use their ancient personality as well as to draw on personal and impersonal concerns through the use of this ancient personality. Challenge themselves and, in turn, challenge the heterogeneous environment of the environment.
    Keywords: Myth, Oedipus, Mahmoud Darwish, Samih Al-Qasim, Palestine
  • Homa Hooshyar, Reza Sadeghi Shahpar *, Ghahreman Shiri Pages 183-205

    One of the keys to unraveling the complexities and understanding or obscuring of modern stories is to understand the narrative style and storytelling techniques. Each story generates unique questions and answers associated with narrative practices. Choosing and Creating the Narrative Style opens up to the author among the old or recurring concepts and themes of the narrative - a new world. Bijan Najdi is one of the contemporary modernist storytellers who has special techniques in storytelling, and these particular techniques distinguish his stories from those of other contemporary storytellers. In the present article, Bijan Najdi's collection of cheetahs that ran with me is examined from the perspective of modern narrative techniques. The research results show that he used modern narrative techniques such as: narrative narrative, plural narrative, and delirious narrative, use of cinematic techniques, angle of view rotation, and so on.

    Keywords: Bijan Najdi, Short story, narrative techniques, modernism