فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (پیاپی 48، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مرتضی مردیها* صفحات 1-27
    یکی از رایج ترین فعالیت های ذهنی افراد جست وجوی علل حوادث روزمره است. این فعالیت ممکن است متاثر از برخی رانه های غریزی و روانی و نیز برخی آموزه های اجتماعی به سمت ساده سازی اریب پیدا کند. ساده سازی در علت کاوی و علت یابی و تبیین های علی سهل انگار و اغراق گر در مسایل مختلفی از قبیل بهداشتی، محیط زیستی، اخلاقی، حوادث و غیره، و به تبع آن ساده سازی در مقصریابی می تواند تاحدودی ناشی از گرایش غریزی به غلبه بر تعارض ذهنی (ناسازگاری شناختی) و فرار از رنج ناشی از منسوب کردن حوادث به اتفاق یا به کوتاهی خود باشد، و نیز ناشی از پذیرش کلیشه های تعلیلی رایج در جامعه. از منظر پیامد، علت یابی ساده ساز، که لااقل دچار مغالطه جزء و کل است، ممکن است فرد را به رویارویی فکری- احساسی یا عملی با کسانی تحریض کند که علت یا علت اصلی (مقصر منفرد یا اصلی) مصایب آنها نبوده اند و از این رهگذر، تصورات و انتظاراتی برای فرد و جامعه ایجاد شود که به رادیکالیسم و بی اعتمادی و درنهایت رنج بیشتر و کارآمدی کمتر منجر شود. این مقاله در پی بررسی برخی شکل های این ساده سازی در مواجهات رایج انتقادی و تحلیلی در ایران امروز است و در پی تقویت ایده وجود ناسازگاری شناختی و میل به غلبه بر تعارض ذهنی در انگیزه ها، و خطر گسترش انتقاد غیرسازنده و تندروی و بی اعتمادی در عوارض است. محدوده جست وجوی داده ها برشی تصادفی از سایت های خبری-تحلیلی فارسی زبان و عامه پسند در فضای مجازی است که به نظر می رسد بازتابی از نوعی گرایش رایج فرهنگی جامعه را در مورد این موضوع خاص فراهم می کنند.
    کلیدواژگان: رانه های غریزی، آموزه های اجتماعی، مقصریابی، اصناف، طبقات
  • مرضیه خلقتی، حمیده مولایی* صفحات 29-50
    هدف این مقاله فهم خوانش کاربران رسانه های اجتماعی از گفتمان زن سنت گراست که به این منظور ویدیوی موسوم به «تشت شیر» مطالعه شد. این ویدیو بخشی از یک گفتگوی تلویزیونی با یک کارشناس است که به راهکار ابراز علاقه به همسر از طریق شستن پای او در تشت آب یا شیر می پردازد. سوالات اصلی مقاله این است که این ویدیو چه گفتمانی از زن ارایه می کند؟ و کاربران اینستاگرام چه خوانشی از این ویدیو براساس نظریه کدگذاری/کدگشایی هال دارند؟ برای پاسخ به سوال اول از تحلیل گفتمان انتقادی براساس مدل فرکلاف استفاده شده است که نشان می دهد تاکید آن بر گفتمان زن سنت گراست و برای پاسخ به سوال دوم به تحلیل محتوای کیفی پست ها و کامنت های اینستاگرام پرداخته شده است. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که از میان سه خوانش مسلط هژمونیک، مذاکره ای و متضاد در این رسانه اجتماعی، خوانش متضاد متنوع تر و دامنه دارتر از سایر خوانش هاست.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، زن سنت گرا، تحلیل دریافت، اینستاگرام
  • محمدتقی عباسی شوازی*، مریم دلاور صفحات 51-74
    رسانه ها نه تنها به واسطه محتوایشان، بلکه با توجه به ماهیت و ساختارشان می توانند عادات فکری، رفتاری و عاطفی مخاطبان را تغییر دهند. با ظهور رسانه های اجتماعی و گسترش تعاملات انسان ها در فضاهای مجازی، عواطف انسانی همچون عشق نیز در این فضای نوظهور، حیاتی جدید یافته اند؛ موضوعی که نظریه پردازان به نامی همچون باومن و گیدنز به آن پرداخته اند. مقاله حاضر با هدف مطالعه رابطه رسانه های جمعی و اجتماعی با مفهوم عشق (سیال) و پیامد آن در نگرش به ازدواج در بین دانشجویان دانشگاه شیراز انجام شده است. تعداد 386 نفر از دانشجویان با تکنیک نمونه گیری احتمالی طبقه ای انتخاب شده و به سوالات پرسشنامه محقق ساخته جواب داده اند که پایایی و روایی آن با تکنیک آلفای کرونباخ و اعتبار صوری تایید شده است. یافته ها نشان می دهد که بین شبکه های اجتماعی مجازی، رسانه های جمعی داخلی و خارجی رابطه معناداری با عشق سیال وجود دارد. همچنین متغیرهای شبکه های اجتماعی مجازی، رسانه های جمعی داخلی و خارجی و عشق سیال رابطه معناداری با نگرش به ازدواج دارند. در تحلیل مدل معادلات ساختاری که با استفاده از آموس انجام شد سه متغیر یعنی میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، میزان تماشای رسانه های جمعی داخلی، میزان تماشای رسانه های خارجی به ترتیب بیشترین تاثیر را بر عشق سیال داشتند. همچنین سه متغیر میزان تماشای رسانه های جمعی داخلی، میزان تماشای رسانه های جمعی خارجی و عشق سیال به ترتیب با ضرایب 199/0، 113/0- و 414/0- تاثیر معناداری بر نگرش به ازدواج داشته اند.
    کلیدواژگان: عشق سیال، نگرش به ازدواج، رسانه های اجتماعی، جمعی، دانشجویان
  • محمدرشید صوفی، اعظم راودراد* صفحات 75-103

    علیرغم وجود حجم زیاد مباحث نظری در خصوص فرهنگ تصویری، کمابیش با کمبود در روش های تحقیق و تحلیل متون تصویری به ویژه از نوع شهری آن مواجه هستیم. در مقاله حاضر روش تحقیق ترکیبی برای تحلیل، خوانش و تفسیر متون فرهنگ تصویری شهری معرفی شده است. برای دقیق ترشدن این معرفی، یکی از نقاشی های دیواری برجسته در شهر تهران، در قالب یک مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده است. تحلیل در دو سطح تحلیل نشانه شناختی و تحلیل گفتمان انجام گرفت: در سطح اول، از روش نشانه شناسی اتول، و در سطح دوم، از نظریه گفتمان لاکلو و موف استفاده شد. یافته های این روش ترکیبی نشان داد که نخست در سطح خرد در این نقاشی دال هایی نظیر طبیعت، شهر، مرد و زن به عنوان گره گاه های متن شناسایی و روابط تقابلی آنها به شکل دوگانه های طبیعت (روستا)/شهر و مرد/زن را برجسته کرده است؛ دوم، گفتمان های اصلی و رقیب شناسایی شده در متن عبارتنداز گفتمان حفاظت از محیط زیست در برابر گفتمان رشد شهری و گفتمان مردسالاری در برابر گفتمان برابری طلبی جنسیتی (فمنیسم) که از طریق دال های ویژه خود در حال نزاع و تخاصم و اعمال هژمونی بر یکدیگر هستند. گفتمان حفاظت از محیط زیست و گفتمان مردسالاری به کمک بازنمایی مثبت دال های کلیدی شان، نقش گفتمان های مسلط و غالب را در این متن بازی می کنند.

    کلیدواژگان: نشانه شناسی، تحلیل گفتمان، فرهنگ تصویری، شهر، نقاشی دیواری، تهران
  • نسرین عربی، محسن نوغانی دخت بهمنی*، غلامرضا صدیق اورعی صفحات 105-135
    نذرهای مالی از منظر جامعه شناختی کنشی اجتماعی، اقتصادی، مشارکتی و  معطوف به خیر جمعی هستند که با توجه به شرایط کنونی جامعه ما ظرفیت فراوانی برای توانمندسازی گروه های آسیب پذیر و مقابله با فقر دارند. بر این اساس، هدف این مقاله توصیف و تفسیر معنای پدیده نذر از منظر کنش گران، دلایل آن ها برای انتخاب روش های ادای نذر و در نهایت کشف موانع مسولیت پذیری و مشارکت اجتماعی کنش گران است. با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون و به کارگیری مصاحبه نیمه ساختاریافته و روایتی، و با مراجعه به 18مشارکت کننده داده ها در شهر مشهد جمع آوری شد. براساس یافته ها، مشارکت کنندگان از حیث تفسیر معنای نذر به دو گروه آگاه و نیمه آگاه تفکیک می شوند. از مقایسه کنش این دو گروه مشخص می شود که نوع کنش مشارکت کنندگان آگاه بیشتر عقلانی معطوف به هدف یا ارزش بوده و این دسته احساس مسیولیت پذیری بیشتری داشته ونذرهای مالی خود را به صورت اجتماعی و مشارکتی انجام می دهند. نوع کنش مشارکت کنندگان نیمه آگاه اغلب عاطفی معطوف به هدف یا ارزش بوده و روش های نذردهی انفرادی را برمی گزینند. یافته ها نشان می دهد که موانع مسیولیت پذیری و مشارکت اجتماعی در نذرهای مالی از دید مشارکت کنندگان در چهاردسته قرار می گیرند: آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی. در نهایت براساس یافته ها برای رفع موانع پیش روی کنش گران نذر، مدلی مفهومی پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: نذرمالی، مسئولیت پذیری اجتماعی، مشارکت اجتماعی
  • وکیل حیدری ساربان*، وحید خاجوی صفحات 137-169

    امروزه زیرساخت توسعه ملی را توسعه روستایی شکل داده و توجه به اقتصاد و پایداری معیشت روستا به طور روزافزونی احساس می شود. مطالعات نشان می دهد که مفهوم سنت های فرهنگی بر معیشت پایدار روستایی تاثیر معنی داری دارد. براین اساس، هدف این مقاله بررسی نقش سنت های فرهنگی در معیشت پایدار روستایی است. روش استفاده شده توصیفی تحلیلی بوده و داده ها به صورت مطالعه کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه ای) جمع آوری گردیده است. جامعه آماری پژوهش روستاییان شهرستان اردبیل با جمعیت 74536 نفر است. برای محاسبه حجم نمونه آماری این جامعه از فرمول کوکران استفاده شد. برای تعیین حجم نمونه روستاها، معیار تعداد خانوار مورد توجه قرار گرفت و حجم نمونه 358 نفر برآورد شد. روایی صوری پرسشنامه نیز توسط اساتید دانشگاه محقق اردبیلی و دانشگاه تبریز مورد تایید قرار گرفت. با استفاده از آلفای کرونباخ پایایی سوالات در بخش سنت های فرهنگی 79/0 و در بخش معیشت پایدار 78/0 به دست آمد که می توان گفت سوالات مطرح شده از ضریب پایایی قابل قبولی برخوردار هستند. تجزیه و تحلیل داده های این مقاله با استفاده از نرم افزار SPSS21 انجام شد و از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده گردید که نتایج نشان داد همبستگی مثبت و معناداری با ضریب 63/0بین متغیر سنت های فرهنگی و معیشت پایدار در مناطق روستایی وجود دارد. ضریب بتا نیز نشان داد که سنت های فرهنگی 63/0 از تغییرات مربوط به معیشت پایدار روستاییان را پیش بینی می کند و در بخش پایانی مقاله با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهادات کاربردی ارایه شد.

    کلیدواژگان: سنت های فرهنگی، معیشت پایدار، توسعه روستایی، اردبیل
|
  • M. Mardiha * Pages 1-27
    One of the most usual people’s activities is to opine about the causes of daily life events. Influenced by instinctive motivations and social habits and doctrines, this activity may have some bias. Simplification and exaggerating in finding causes in different subjects such as sanitary, environmental, ethical, accidental and so forth, and thereby simplification in determining the culprit, can be derived from two things: an instinctive tendency to the compensation of the cognitive dissonance and escaping from a suffering due to the attribution of happenings to accidents or oneself own mistakes, and also from acceptation  of commonplace stereotypical explanations of social affairs inspired deeply by antagonist ideologies.  Simplification in finding of cause, finding of cause suffered at least by fallacy of part and whole, can push people to confronting those who are not unique or main cause of their misfortune. Doing so, there will be some expectations for society which lead to radicalism and distrust, a source of more suffering and les function. This article tries to show some sorts of this simplification in Iran’s culture, and states that there are mistake in motivations and danger in effects and implications. The extent of examples is a range of virtual sites based on news and comment which seem to be a representation of the average of cultural orientation of Iran.
    Keywords: instinctive motivations, social doctrines, determining culprit, professions, classes
  • M. Khelghati, H. Molaei * Pages 29-50
    This study aims to investigate the discourse about traditionalist women on a popular social media platform, i.e. Instagram. Therefore, ‘Tašt-e Šir’ video which was part of a television program about family values was selected as the case study. In this video, a family counselor, advised women to express their love and affection to their husbands through washing their spouse’s feet in a tub of water or milk. The video became very controversial and was distributed vastly on different types of social media including Instagram. The main question of the paper is the discourse about women that are represented on this video. In addition, this study seeks to understand the reception of Instagram users from this discourse according to the Hall encoding-decoding theory. Critical discourse analysis based on the Fairclough model was conducted to answer the first question. A qualitative content analysis was used to answer the second question. The results of the study show ‘traditionalist women’ being the dominant discourse on the video. The results also show that ‘oppositional code' is the dominant reception among Instagram users.
    Keywords: Critical Discourse Analysis, traditionalist woman, Reception analysis, Instagram
  • M. Abbasi Shovazi *, M. Delavar Pages 51-74
    The media, along with the content they distribute, involve particular nature and structures that can transform patterns of thinking, behaviors, and emotions. With the emergence of social media and the increasing rate of human interactions in the virtual world, human emotions (including love) have been re-defined in this new space. This issue has been addressed by renowned theorists such as Giddens and Bauman. The present survey investigated the relationship between social/mass media and (liquid) love and the consequences of this relationship as perceived by Shiraz University students. To gather data, 386 students were selected through stratified, probability sampling and completed the copies of a researcher-made questionnaire. The reliability and validity of the questionnaire were confirmed through Cronbach’s alpha and face validity. Results revealed that there was a significant relationship between virtual social networks, domestic and foreign media, and liquid love. Furthermore, the variables of virtual social networks, domestic and foreign media, and liquid love showed a significant relationship to attitude toward marriage. In the structural equation model (processed in Amos), three variables, namely virtual social networks usage, domestic mass media usage, and foreign mass media usage, respectively, left the highest degrees of impact on liquid love. Moreover, three variables, namely domestic mass media usage, foreign mass media usage, and liquid love, significantly affected attitude toward marriage with coefficients of 0.199, -0.113, and -0.414, respectively.
    Keywords: Liquid Love, Social Media, Mass Media, Attitude to Marriage, students
  • MohammadRashid Soofi, A. Ravadrad * Pages 75-103

    This paper aims to introduce a mixed research method for the analysis, reading, and interpretation of urban visual culture texts. To reach this goal, mural have been chosen as the most outstanding urban visual text. In order to do a case study, one of the outstanding wall-paintings located in Tehran`s Vanak square, has been selected to be analyzed by a mixed method. The analysis of the visual text has been done in two stages including semiology and discourse analysis. For the first stage, we used O`Toole`s semiotic method suitable for analyzing urban murals, and for the second stage, we employed Laclau and Mouffe`s discourse theory. Findings of the case study for the micro level showed that, key signifiers - as nodal points - of the text have been recognized as nature, city, man, and woman and the relationship and interaction between them have been distinguished in the form of binary oppositions such as nature (village)/city and man/woman. At the macro level, the main competitive discourses identified in the text, are Environmental Protection vs. Urban Sprawl and Masculism vs. Feminism, that are lively and actively in an antagonistic situation using their key signifiers. Finally, the dominant and hegemonic discourses through positive representation of their key signifiers can be considered as Environmental Protection and Masculism.

    Keywords: Semiotics, Discourse Analysis, visual culture, City, mural, Tehran
  • N. Arabi, M. Noghani Dokht Bahmani *, Gh. Sedigh Ouraee Pages 105-135
    From a sociological perspective Financial vows are Socio-economic, participatory, and community-based actions that have the potential to empower vulnerable groups and address poverty, given the current conditions of our society. Accordingly, the purpose of the present study is to describe and interpret the meaning of the vow phenomenon from the perspective of the actors, the reasons for the actors to choose the methods of vow, and finally to discover the barriers to social responsibility and participation of the actors. Using qualitative approach and thematic analysis method and using semi-structured and narrative interviews, data were collected from 18 participants in Mashhad.According to the findings, the participants were divided into conscious and semi-conscious groups in terms of interpreting the meaning of the vow. By comparing the action of the two groups, it is recognized that the type of action of the conscious participants is more rationally focused on the purpose or value and that they feel more responsible and perform their social and participatory roles. The type of action of the subconscious participants is often emotionally focused on the goal or value and chooses individual non-attitudinal methods.
    Keywords: financial vow, Social responsibility, Social participation
  • V. Heidaei Sarban *, Vahid Khjavi Pages 137-169

    The method of this research is descriptive-analytic and the data of this research have been collected through a library and field study (questionnaire). The statistical population of the study is the rural population of Ardabil city with a population of 74536 people. To calculate the sample size of this society, Cochran formula was used and the family size criterion was used to determine the sample size of the villages and the sample size was estimated to be 358. The face validity of the questionnaire was confirmed by the professors of Mohaghegh Ardebili University and Tabriz University. Also, using Cronbach's alpha, the reliability of questions in the cultural traditions section was 0.79 and in the sustainable livelihoods section of 0.78, which can be said that the questions presented have an acceptable reliability coefficient. The data were analyzed using Spss 21 software. Pearson correlation test and regression were used. Results showed that there is a positive and significant correlation with coefficient of 0.63 between cultural traits variable and sustainable livelihoods in rural areas. Also, the beta coefficient showed that 0.63 percent of cultural trends predict the changes in the sustainable livelihoods of villagers.

    Keywords: development, Sustainable Development, rural sustainable development, Rural development, social justice, Ardabil County