فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 85، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/31
  • تعداد عناوین: 11
|
  • محمدامیر احمدزاده*، رحیم نیکبخت میرکوهی صفحات 5-32

    هدف نوشتار حاضر؛ بررسی این مساله است که جایگاه ترکیب بند محتشم کاشانی در هویت شیعه چه بوده و چه تاثیری در بسط هویت فرهنگی تشیع در جغرافیای آذربایجان و آران داشته است؟ روش؛ در این پژوهش ضمن کاربست روش تحلیلی به بررسی اسناد و نسخ تاریخی جهت تبیین مساله پرداخته شده است. یافته ها؛ دستاورد بحث نشان می دهد که ادبیات فارسی ضمن اتخاذ قالب بیانی و زبانی خاص(مداحی و روضه خوانی) به عنوان رسانه مهم فرهنگی جهت تبلیغ و ترویج آموزه های دینی- مذهبی توانست از هیجان اجتماعی نیز برای توسعه جغرافیای نفوذ و نشر خود بهره گیرد. به گونه ای که ترکیب بند محتشم کاشانی به سرعت به عنوان نماد هویت دینی- مذهبی در جغرافیای در آذربایجان و آران از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار شد و نقش مهمی در ترویج و تبلیغ تشیع در قلمرو ایران فرهنگی ایفا کرد. نتیجه گیری؛ استفاده عمومی از این متن در مجالس سوگواری، نقش آن بر کتیبه های مساجد و تکایا، ترجمه آن به آذری از جلوه های مشهودی است که به عمومی شدن و بسط جغرافیایی این متن شیعی انجامیده است.

    کلیدواژگان: محتشم کاشانی، ادبیات شیعی، آذربایجان، اران
  • پاکنوش تیموری، رحیم کوشش شبستری* صفحات 17-24

    یعقوب ابن مسعود قطیفی متخلص به(تسکین) فلک نازنامه را سال (1189 ه.ق1771 م) در قالب مثنوی و بحر هزج مثمن مقصورو(محذوف) به رشته نظم درآورد. تسکین شیرازی شاعر دوره بازگشت ادبی بوده و محتوای منظومه فلک ناز نامه ، علاوه برادب غنایی وحماسی، سخن تعلیمی وعرفانی  نیز هست..به جهت اینکه شاعر با بیان نکات اخلاقی واعتقادی، در پایان هرداستان، مخاطب را به اخلاق وکردار نیکو توصیه می کند .فلکنازنامه زبان فرهنگ و آداب اجتماعی ایران است .در این منظومه حادثه بشت حادثه پیش می آید وبرشاخ و برگ آن افزوده می شود، بطوری که فهم داستان بر خواننده دشوار می گردد. بیچیدگی وپرحادثه بودن این داستان،وآمیختگی با صحنه های عشق وعاشقی، ازویژگی های سبک تسکین در فلک ناز نامه است.از حیث داستان پردازی در میان آثار غنایی فارسی نیز بسیار قابل توجه است.  تسکین با اقتدا به نظامی و فردوسی در بیان مضامین تعلیمی و ترکیب معا نی متنوع در میان داستان های عاشقانه، موفق عمل کرده .ودر بیان جزییات صحنه ها اگرچه به درازا کشیده ولی موجب ملال خا طر خواننده نمی گردد .هدف در این مقاله، بررسی ویژگیهای سبک مثنوی فلک ناز نامه، در سطوح زبانی،ادبی وفکری ،و شناسایی جایگاه آن در میان آثارادبی است.

    کلیدواژگان: تسکین شیرازی، فلک نازنامه، سبک بازگشت، مختصات زبانی، ادبی وفکری
  • احمد بهنامی* صفحات 33-51

    تالیف آثاری به تقلید از گلستان سعدی، از همان روزگار نزدیک به تالیف این کتاب آغاز شد. یکی از آخرین آثار نوشته‌شده به تقلید از گلستان، شکرستان اثر علی‌محمد منشی متخلص به حکیم است که در گذشته، زندگی وی در هاله‌ای از ابهام قرار داشت و برخی از محققین درباره وی به حدس و گمان روی آورده بودند. در این مقاله ضمن بررسی تحقیقات پژوهشگران پیشین، زندگی علی‌محمد حکیم از خلال منابع عصر قاجار روشن شده است و در ادامه به بررسی سبک و محتوای کتاب  شکرستان او و مقایسه آن با گلستان سعدی پرداخته شده است تا میزان پیروی وی از سبک سعدی روشن شود.

    کلیدواژگان: شکرستان، علی محمد حکیم، تقلید از گلستان، علی اکبر فیض، سعدی، نثر عصر قاجار
  • حامد توکلی دارستانی* صفحات 53-74

    کتاب تاریخ بدن در ادبیات، نوشته ی سید مهدی زرقانی و همکاران(1398)، به سیر شکل گیری بدن های مختلف و طبقه ی بندی آن ها در تاریخ ادبیات فارسی می پردازد و تلقی های مختلف درباره ی بدن را در آثار شاعران، عارفان و هنرمندان بررسی می کند. از حیث مو ضوع، کتاب حاضر بسیار بدیع و  نو به شمار می آید، اما با توجه به همین نو بودن و عدم پیشینه ی پژوهشی مفصل، ناگزیر دچار برخی لغزش ها و نقصان های «محتوایی» و «ساختاری» شده است. از آن جا که ممکن است این اثر مورد استناد و استفاده ی دیگر پژوهشگران قرار گیرد، ذکر پاری از لغزش های کتاب ضروری می نماید. بنابراین مقاله ی حاضر با ابتناء بر تعاطی افکار و به دور از داوری های غرض ورزانه، نگاشته شده تا با تامل، درنگ و گفت وگو، برخی مسایل موجود در کتاب، مورد «بازنگری» و «اصلاح» قرار گیرند. از جمله لغزش های کتاب می توان به: خطاهای روش شناسانه، تناقض گویی، تقلیل گرایی، چارچوب نظری ضعیف، نظرگاه تک بعدی(ایدیولوژیک)، فقدان برخی منابع مهم، عدم انسجام و چندپارگی در اهداف پژوهش و...، اشاره کرد. در مقاله ی حاضر به تبیین و تنقیح برخی نکات مذکور و  نقد آن ها، می پردازیم.

    کلیدواژگان: تاریخ بدن، تصوف، تقلیل گرایی. گفتمان قدرت، میشل فوکو
  • بهجت سادات حجازی* صفحات 75-94

    ابوریحان‌بیرونی دانشمند، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و آگاه به مسایل تاریخی و اجتماعی در نیمه دوم قرن چهارم هجری در بیرون خوارزم چشم‌به‌جهان‌گشود. باوجود اشتغال به کارهای سیاسی از جمله وزارت خوارزمشاه و منجمی سلطان محمود، روحیه کنجکاوی، تیزبینی و جستجوگری خود را نسبت به حقیقت ازدست‌نداد و در خلق آثار ارزشمند، خلاقیت ذاتی خود را نشان‌داده‌است. مطالعه زندگینامه و ویژگی‌های اخلاقی شخصیت‌های برجسته، خصوصا کسانی که در گستره جهانی درخشیده‌اند؛ ضمن‌اینکه روشنی‌بخش راه نسل‌های جدید است، در دریافت و شناختی علمی‌تر از آثار ایشان بسیار تاثیرگذار است. هرچند که در حوزه نقد ادبی، بعضی از نظریه‌ها تاکید بر متن، فارغ از مولف و زندگینامه او دارند. مهم‌ترین ویژگی شخصیتی او آزاداندیشی، عدم تعصب و افکار فراملی‌گرایانه اوست که در بیشتر آثارش، خصوصا در کتاب «تحقیق ماللهند» تجلی پیداکرده‌است. بدون شک نظام فکری او متاثر از باورهای دینی و آیات قرآنی نیز بوده‌است. اساسی‌ترین پرسش نگارنده در این مقاله این است که چه نشانه‌هایی مبنی بر اندیشه آزادمنشانه و فراملی‌گرایانه او در «تحقیق ماللهند» وجود دارد؟ این پژوهش به روش تحلیل محتوای متن انجام‌شده‌است.

    کلیدواژگان: آزاد اندیشیو ابوریحان بیرونیو فراملی گرایی
  • مهدی خدادادی*، مهدی ملک ثابت، یدالله جلالی پندری صفحات 95-119

    افتخارنامه منظومه ای دینی است در شرح دلاوری های حضرت علی(ع) که در سال 1304ه.ق سروده شده است. سراینده منظومه، میرزا مصطفی صهبای آشتیانی از علمای عصر ناصری است. افتخارنامه در سال 1310ه.ق در دو جلد چاپ شده است. از ویژگی های منظومه این است که با رعایت ایجاز به طور کامل به زندگی حضرت علی(ع) پرداخته است. صهبا فقط به شرح جنگ هایی پرداخته که حضرت علی(ع) در آن ها حضور داشته اند چه در زمان حضرت پیامبر(ص) چه بعد از ایشان. وی با منظومه های دینی قبل از خود نیز آشنا بوده و بعضی مطالبش را از این منظومه ها بویژه حمله حیدری راجی اخذ کرده است. از یافته های پژوهش این است که منظومه های دینی در دوران قاجار رشد بسیار چشمگیری داشته اند. این منظومه برجستگی هایی دارد. از آن جمله، سره گرایی، که لحن حماسی منظومه را قوت بخشیده است. استفاده طبیعی و بجا از آرایه های ادبی و پایبندی به ماخذ اصلی(ناسخ التواریخ) از دیگر ویژگی های منظومه است. صهبا همچنین در پایان داستان ها به روش فردوسی نگاهی پندآمیز و حکمت آموز دارد. اغراق های منظومه درجهت بالابردن بار حماسی آن است. در ابیات این منظومه ایجاز، استعاره، تشبیه و  اغراق حماسی وجود دارد که آن را به منظومه های حماسی نزدیک ساخته است.

    کلیدواژگان: افتخارنامه، حماسه دینی، حماسه سرایی، صهبای آشتیانی، شعر دوره قاجار
  • سعید رادفر* صفحات 121-146

    تذکره‌نویسی مانند هر پدیده ادبی نقطه آغازی داشته است. در طول زمان بالیده و تحت تاثیر اتفاقات مختلف فراز و فرودهایی را تجربه کرده است. نهایتا، از نقطه اوجش فرود آمده و کمرنگ شده است. سنت تذکره‌نویسی در دوره‌ای (قرن ششم) آغاز شد و از قرن نهم تا اوایل قرن 14 در دوران اوج خود بود. با روی کار آمدن تاریخ ادبیات هایی که روش های نوینی را به خدمت گرفته بودند، از اوج افتاد و در شکل‌های دیگری به حیاتش ادامه داد. البته هنوز هم این سنت پابرجاست و تذکره‌هایی نوشته می‌شوند. بر مورخ ادبی است تا این تحولات را که بر یک مفهوم ادبی گذشته با شرایط تاریخی و سیاسی و فرهنگی در دوره های مختلف بسنجد و رابطه آن ها را با هم تبیین کند. در جستار پیش روی قصد بر آن است تا مفهوم معاصرنگاری در تذکره های فارسی نسبت به شرایط مختلف بررسی و تبیین گردد.

    کلیدواژگان: تذکره، تذکره ‌پژوهی، معاصرنگاری، تذکره‌ نویسی عصری، تاریخ ادبیات
  • سروش شعبانی*، ناصر نیکوبخت صفحات 147-169

    پژوهشگران تاریخ ادبیات در مواجهه با پدیده ادبی، ادبیت آن را  به‌عنوان ارزش مستقل و فراتاریخی در نظرگرفته‌اند و نقطه آغاز خود را پدیده ادبی در وجه حاضروآماده آن قرار داده‌اند؛ یعنی دقیقا آنجایی که پایان کار است، جایی که متن ازپیش آن چیزی را که تاریخ در پی تقویم و اثبات آن است، به پژوهشگر بخشیده است. درحالی‌که پدیده ادبی پیش از جلوه حاضر‌وآماده خود، از طریق قرار گرفتن در سطح تطور ساختار متن، سنت ادبی و وجه کلامی خود در برخورد با سیاست و اجتماع، مسیری تاریخی را طی کرده است. مسیر تاریخی یک پدیده‌ی هنری،  از  وحدت با زندگی تا خودآیین‌گشتن ساختار را دربرمی‌گیرد. قصیده جاهلی هنر در وجه وحدت با زندگی است و هر بخشی از  ساختار متن نشانه‌ای است به چیزی در حیات جاهلی و این امر خود برآمده از هم‌‌سازی هنر، اندیشه و زندگی در جاهلیت است.  بر این اساس، در پژوهش حاضر با فهم هرمنوتیک و روش ساختارگرا، آغاز قصیده در جاهلیت  به‌مثابه جایگاه ایجاد شکل‌های آن مورد بررسی قرار گرفته و سرشت آغازی نظام ادبی آن روشن گردیده است، و از این طریق تبیین شده است که ادبیت قصیده جاهلی برآمده از پیوند ضروری قصیده با زیست جاهلی است و همین پیوند در سطح دیگر موجب شده است فرم ‌و محتوای قصیده جاهلی پس از ظهور اسلام، به عنوان عنصر ضروری فرم قصیده درون‌ماندگار شوند و در ادب کلاسیک عربی و فارسی برای بیان اهداف  مغایر با زیست جاهلی، به کار روند.

    کلیدواژگان: قصیده جاهلی، پدیده ادبی، تاریخ ادبیات، دوره جاهلی، نظام ادبی، ساختار، هرمنوتیک
  • محمدرضا ضیغمی*، ابوالقاسم اسماعیل پور مطلق صفحات 171-194

    جام گیتی ‌نمای نمادی اسطوره‌ ای است که نخستین بار در شاهنامه ی فردوسی رخ نموده و سپس در گستره‌ ی ادبیات فارسی به ‌ویژه در شعر صوفیانه و غنایی بسامد بسیار یافته است. تا کنون تحقیقاتی درباره‌ ی منشا این اسطوره انجام شده‌ است که بیشتر شامل تحلیل‌ های توصیفی یا اشاراتی کوتاه است. از جمله جلال خالقی مطلق در نهایت ایجاز احتمال می‌ دهد که اسطوره‌ ی مرموز «پیمان (پیمانه‌ ی) گیتی» که در متون پهلوی از آن سخن رفته، همان جام گیتی ‌نمای باشد و آرش اکبری مفاخر این نظر را گسترش می ‌دهد و تایید می‌ کند. ما نیز در این مقاله بر پایه‌ ی همین نظر، با تحقیق در اسطوره‌ ی جم و تحلیل نمادشناختی آن و تطبیقش با «افسانه‌ ی گرال» و «سرود مروارید»، دلایل پیوند اسطوره ‌ای جام جم با «پیمان» را نشان خواهیم داد. طبق تحلیل ما، پیمانه که نماد اندازه و توازن است، در اسطوره‌ ی جمشید همان گوهری است که انسان را به تمدن راهبر می ‌شود و طبیعی است که نماینده‌ ی شاهی او باشد. با توجه به این که پیمانه رمز مشخص کردن اندازه‌ ها است و به عبارتی پدیده‌ های جهان را برای آدمی سنجش‌ پذیر و دریافتنی می‌ کند، خویشکاری جهان ‌نمایی جام جم را نیز می‌ توان حاصل تحول همین رمز بنیادی، در سایه‌ ی دیگر اسطوره ‌های «جهان ‌نمایی» انگاشت.

    کلیدواژگان: ارنست کاسیرر، اسطوره شناسی، جام جم، جام جهان نما، نمادشناسی
  • مسعود فرهمندفر*، عبدالرسول شاکری صفحات 195-215

    وقتی‌ چارچوب نظری مدونی‌ در زمینه تاریخ‌‌‌نگاری ‌ادبیات فارسی و‌جود ندارد، قدم نخست‌ می‌‌تواند این باشد‌ که از تجارب کشورهای پیشرفته‌‌‌تر بهره ببریم؛ سنت تذکره‌‌‌‌نویسی در ایران قوی بوده است ولی‌ تاریخ‌‌نویسی ادبیات، از منظری انتقادی‌ و‌‌ به‌شکلی‌‌ ‌روش‌‌مند، چندان پیشینه‌‌‌‌‌دار‌ نیست. اما در اروپا (به‌‌ویژه در سال‌‌های 1980)‌ تلاش‌های گسترده‌ای شده است تا چارچوب‌‌‌های‌ نظری‌ و انتقادی تازه‌ای ارایه شود.‌ نمونه‌‌‌‌ای‌‌ شاخص‌ از این تلاش‌‌ها در مجله‌ علمی تخصصی New Literary History [تاریخ ادبی جدید] دیده می‌شود. با تحلیل آماری‌ ‌مقاله‌‌‌های‌ این‌ مجله‌ می‌توان دریافت‌ که چه رویکردهایی، در چه دوره‌‌هایی، غالب بوده‌‌اند. آنچه به‌‌طور کلی دیده می‌شود نوعی‌ «چرخش پارادایم‌» در نظریه‌ تاریخ‌‌نگاری ادبی‌، به‌‌‌‌سمت برساخته‌‌‌انگاری روایی‌‌ و تاریخ‌‌گرایی‌‌ نوین است. 

    کلیدواژگان: تاریخ ادبی، تاریخ نگاری، برساخته انگاری، تاریخ گرایی نوین
  • زینب کرمی پور، وحید مبارک* صفحات 245-263

    تضمین و اقتباس در گستره مطالعات سبک شناسی، از جمله راه های هنری کردن متن است که شناسایی کارکردهای راستین آن ها، اهداف دیگری را نیز در ساختار و محتوای متن آشکار  می نماید. جامع التواریخ نیز از جمله متن های تاریخی است ک تضمین و اقتباس در آن بسامد چشمگیری دارد. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی انجام پذیرفته است، کوشیده ایم تا علاوه بر بحث درباره اهداف هنری تضمین و اقتباس در متن جامع التواریخ، به تحلیل و ارزیابی اهداف دیگر آنها نیز بپردازیم. دستاوردهای این مقاله بر آن است که برخورد متن های تاریخی با مقوله اقتباس می تواند در بردارنده این اهداف باشد: کارکرد نقل به مضمون، تکرار عین مطلب، تاثیر ماده تاریخ در نوع نثر، استفاده از رخدادهای تاریخی برای حالت داستان وارگی بخشیدن به متن. بررسی این اهداف نشان می دهد که جامع التواریخ در برابر مقوله اقتباس متنی خنثی است و در برخورد با مقوله تضمین، بنا به سنت رایج، از پویایی شایسته پذیرشی برخوردار است.

    کلیدواژگان: تضمین، اقتباس، جامع التواریخ، تاریخ، نقل به مضمون، تکرار
|
  • Mohammad Amir Ahmadzadeh*, Rahim Nikbakht Mirkohi Pages 5-32
    Purpose

    The purpose of this paper is to investigate the effect of Mohtasham Kashani’s tarkib-band verses (composite-ties) on the development of the Shiite literature and Shiite identity in Azerbaijan and Arran. Research

    Methodology

    In order to investigate its objective, this paper utilizes the analytical aspect of the library survey as its methodology for reviewing pertinent documents and historical manuscripts. Discussion and Research

    Findings

    The results of the discussion show that Persian literature utilizes the key significances of language (by using elegiac poetic forms) and geography, and turns both of them into its important cultural media for the allegorical promotion of religious teachings. In this sense, Kashani's compositeties can be regarded as religious symbols of Shiite identity and culture in Azerbaijan, Aran, and consequently Iran.

    Conclusion

    The general use of Kashani’s composite-ties in the Shiite mourning ceremonies, their aesthetic inscription on mosques’ walls, and their translation into Azeri attest to the undeniable significance of his poetry in furthering the Shiite religious identity and culture in the country, especially in Azerbaijan and Aran.

    Keywords: Mohtasham Kashani, Shiite Literature, Azerbaijan, Aran
  • Rahim Koshesh Shabestari, Paknosh Teymoori Pages 17-24

    Yaqub ibn Mas'ud al-Qatifi − (whose literary pseudonym was Taskine-Shirazi) − organized Falaknaz Nameh in the year (1189 AH 1771 AD) in the form of Masnavi and Bahr Hazj. In Persian literature, he is considered to be a revivalist, and therefore, his moralizing and mystical poetry reflects the linguistic elegance and social etiquette of his time. In Falaknaz Nameh, the speaker explicates some moral and doctrinal points, and advises the audience towards doing good deeds and observing virtue. Due to the occurrence of a mysterious accident, the narrative development of this simple moralizing work is interrupted, and this interruption makes the task of comprehension difficult. Falaknaz Nameh is filled with such accidents and coincidences, detailed and interesting descriptions and imageries, and romantic and allegorical episodes, making a prominent impact on lyrical poets.

    Keywords: Falaknaz Nameh, Taskin Shirazi, Linguistic, Literary, Intellectual
  • hmad Behnami* Pages 33-51

    Lots of literary compositions have been influenced by Saadi’s Golestan. Many writers have no reservations about directly imitating some stylistic aspects of Golestan in their own literary works. In Shekarestan, Ali Mohammad Monshi (with the literary pseudonym “Hakim) proves to be such a writer. Nothing of substance is known about his personal life. Through surveying previous scholarly studies and some pertinent sources survived from the Qajar Era, the present article gives a clearer picture of Monshi’s personal life. Furthermore, it focuses on the imitative significance of his literary style and content and identifies the instances where the stylistic aspects of Saadi’s Golestan are clearly imitated in Monshi’s poetry.

    Keywords: Shekarestan, Ali Mohammad Monshi, Golestan, Ali AkbarFeyz, Saadi
  • Hamed Tavakoli Darestani* Pages 53-74

    The History of the Body in Literature, by Seyyed Mehdi Zarghani et al. (1398), deals with the development of different types of the concept of the body and their classification in the history of Persian literature. The book examines the concept of body in the works of poets, mystics, and artists. The approach of the book towards its subject matter is novel, and it is this novelty that may explain the lack of detailed and structured research background. By critically focusing on the positive and negative aspects of the book’s novel approach towards the concept of the body, the present article sets to propose some revisions regarding some of book’s critical beliefs regarding the body. Some of the shortcomings of the book’s critical views towards the body can be listed as follows: Methodological, theoretical and bibliographical shortcomings and inconsistencies due to the book’s tendency to treat some issues one-sidedly, thematic contradictions due to the book’s incoherent and fragmentary treatment of the body, and the book’s inclination towards reductionism.

    Keywords: The History of the Body in Literature, Sufism, Reductionism, Discourse of Power, Michel Foucault
  • Bahjatol ssadat Hejazi* Pages 75-94

    Abureyhan-e-Biruni was a scholar, mathematician, astronomer, and was aware of historic and social issues of his time. He was born in Biroon of Kharazm in the mid Fourth Century AH. In spite of his engagement in the politics of Kharazm Shah’s court and his mandate as an astronomer to Sultan Mahmood’s court, he did not forego his critical way of thinking about social and philosophical issues. The publication of a number of philosophical and social treaties is a testament to his inclination towards such thinking, and also attests to his congenital excogitation. On the one hand, research on his life and works can shed light upon the critical genius which Biruni expressed through his reliance upon his individualized renditions of moral dictums. On the other hand, many scholars believe that one needs to keep Biruni’s biography out of academic and scholarly discussions, and should only concentrate on his works. In A Critical Study of What India Says, Whether Accepted by Reason or Refused, Biruni represented himself as a disinterested free thinker and transnationalist1 . There is no doubt that the Holy Quran and Islamic beliefs have played a key part in developing these characteristics in Biruni. Through reviewing A Critical Study of What India Says, Whether Accepted by Reason or Refused, The present study identifies the textual evidence of freethinking and transnationalist affinities in Biruni’s critical view points.

    Keywords: Abureyhan-e-Biruni, Transnationalism, Freethinking
  • Mahdi Khodadadi*, Mahdi Maleksabet, Yadolah Jalali Pandari Pages 95-119

    Eftekharnameh-e-Heydari is about the battles of Imam Ali (peace be upon Him). The book is composed in two parts: one covers the period of the Holly Prophet (peace be upon Him) and the other is about the period after His demise. Written by Mirza Mostafa Eftekhar al-Olama (1284-1327 AH) in 1304 AH, Eftekharnameh-e-Heydari is made up of about 17000 verses. Like all other instances of epic poetry in Persian literature, Eftekharnameh-e-Heydari has been heavily influenced by the Shahnameh. The research question of the present study is to identify whether Eftekharnameh has a proper and coherent structure as an epic poem. In answering this question, the study evaluates the epic inklings of the linguistic and rhetorical features of the poem and its literary position. In this evaluation, the analytical descriptive method is utilized. The analysis of epic features in this work is based on the fact that literarily and linguistically speaking, these features are those expressive components whose presence in a particular work can turn it into an a typical literary example of epic poetry. The study believes that compared to other religious epic, Eftekharnameh has a mediocre literary position, and this mediocrity is due to the poet‘s youth and literary immaturity at the time, it is thought, he was writing this work.

    Keywords: Eftekharnameh, Verbal, Epic, Rhetorical, Literary Position
  • Saeid Radfar* Pages 121-146

    The present study investigates the historical significance of contemporary developments of each period in composing Persian Tadhkiras. Throughout history, the historical significance of writing about contemporaneity of each period in literature has undergone internal and external changes. The study utilizes the descriptiveanalytic research methodology. The historical significance of writing about contemporaneity of each period through Persian Tadhkiras needs to be persuaded through the following categories: The Absence (covering the period before the 9th Century AH), the Beginning and the Rise (covering the years between 896 AH and the first half of the 14th Century AH), and the Fall (covering the second half of the 14th Century AH). It is of utmost importance to understand the significance of new frameworks for recording contemporaneity of each period in correspondence with these general categories so that all historical, political, and cultural factors can be considered in the study‘s academic pursuit.

    Keywords: Tadhkira, Contemporary Writing, Contemporaneity, Literary History, Persian Literature, Periodization
  • Soroush Shabani*, Naser Nikoubakht Pages 147-169

    In their encounter with a literary phenomenon, scholars of literary history consider the literariness of such a phenomenon to have an independent and trans-historical value. Scholars have regarded the present set of circumstances of the literary phenomenon as their starting point. Under such set of circumstances, the text can present scholars with what history has desired to prove in the first place. In its passing through a social, political and historical path, and before attaining its present position, the literary phenomenon has positioned itself towards attaining a textual evolution. The historical path of a literary phenomenon covers concepts such as unity with life and structural independence. Jāhili Qasida is a poetic form that is in unity with life forces of its time, and every part of its structure reflects an aspect of the age of Jāhiliyyat. Such reflection also attests to the interconstruction of the art, thought and life in Jāhillīyah. Through the utilization of its structuralist framework, the present research studies the beginning of the age of Jāhilīyah. Such an investigation can help the research reach a hermeneutic understanding of the age as well. The research explains that the literariness of Jāhili Qasida emerges from the relationship between Qasida as a poetic form and the historical inklings of the age of Jahilliyat. After the emergence of Islam, Qasida loses its original Jahili contours and becomes a key poetic in classical literatures written in Arabic and Persian.

    Keywords: Jāhili Qaṣīda, Literary Phenomenon, Literary History, Age of Jāhilīyah, Literary System, Structure, Hermeneutic
  • Mohammad Reza Zeyghami*, Abolghasem Esmailpour Motlagh Pages 171-194

    The Cup of Jamishid is a mythical symbol which first appeared in Ferdowsi's Shāhnameh, and subsequently frequently in other Persian literary works. This symbol has been heavily employed in mystical and lyrical poetry. Most studies about the significance and origin of this symbol have been either descriptive or quite short and inadequate. For instance, Jalal Khaleqi Motlaq presumed that there is pertinent and direct rapport between the Cup of Jamshid and ―the Covenant of the Universe‖ as two semiotic entities; a presumption that was later confirmed and elaborated by Arash Akbari-Mafakher. In this article, the rapport between the aforementioned semiotic entities is investigated. In order to render this investigation possible, the article utilizes a semiotic set of analytical methodology. In this utilization, the symbolic configurations of both of the semiotic entities are compared to ―The Legend (The Quest) of the Holy Grail‖ and ―The Hymn of the Pearl‖ as two Western semiotic entities. It is believed that the rapport between the Covenant of the Universe – which pertains to a mysterious form of measurement and balance – and the Cup of Jamshid – which is also a symbol of Jamshid‘s monarchical sovereignty over the world – is the drive behind mankind to further them towards forming civilization. As the Covenant of the Universe is the symbol of measurement and scaling of universal and cosmic truth, the Cup of Jamshid functions as a scrying object.

    Keywords: The Cup of Jamshid, Mythology, The Covenant of theUniverse, Semiotics
  • Masoud Farahmand*, Abdorrasoul Shakeri Pages 195-215

    Since no well-defined theoretical framework exists for Persian literary historiography, a scholar‘s reference to Western theoretical frameworks regarding this issue is inevitable. Although writing historical memorandums (known also as Tadhkirah) is an ingrained literary tradition in Persian literature, writing literary histories through a set of critical perspectives has rarely been practiced. However, in Western literatures, there have been copious attempts, especially in the 1980s, to offer new critical frameworks for writing literary history and literary historiography. In New Literary History, a series of considerable articles have been published regarding literary history and literary historiography. A statistical analysis of these articles can help the present study distinguish the dominant approaches and the durability of their critical success in proposing a critical framework for composing literary history and literary historiography. After reviewing and analyzing these articles, the study identifies a paradigm shift towards narrative constructivism and new historicism as new frameworks for composing literary history and literary historiography.

    Keywords: Literary History, Historiography, Constructivism, NewHistoricism
  • Vahid Mobarak*, Zeinab Karami Poor Pages 245-263
    Purpose

    Allusion and imitation considered to be the means with which texts can be literarily and aesthetically characterized. Utilized appropriately in both the thematic and structural aspects of texts, they can also assume other discursive functions. Jami al-tawarikh is one of the texts in which imitation and allusion have been utilized in the aforementioned manner. In this research − which has been done through descriptive-analytical methodology and library and documentary studies − we analyze structural, thematic and discursive significances of imitation and allusion within a comprehensive historical framework.

    Findings

    The findings suggest that embedding allusion and imitation in historical texts can result in the emergence of the following textual functions: materialization of allusive significances of quotations, textual repetition, introduction of a new set of raw materials for historical investigations, and the use of historical events in making texts more story-like.

    Conclusion

    A review of these goals shows that while Jami al-tawarikh utilizes imitation quite passively, its utilization of allusion is dynamic, and based upon the prevalent literary and historiographic tradition of his time.

    Keywords: Imitation, Allusion, Jami al-tawarikh, History