فهرست مطالب

علوم حدیث - سال بیست و پنجم شماره 1 (پیاپی 95، بهار 1399)
  • سال بیست و پنجم شماره 1 (پیاپی 95، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • امید قربانخانی*، محمدعلی تجری، محمدکاظم رحمان ستایش صفحات 3-28

    در میان روایات تفسیری، روایات تاویلی به جهت معرفتی جایگاه ویژه ای دارند. این روایات - که بازگو کننده دلالت های غیر ظاهر کلام الهی هستند - کمتر بررسی معناشناختی شده است و بیشتر تحت ‏تاثیر انگاره فراعرفی بودن، تحلیل محتوایی آن ها خارج از توانایی بشر تلقی می شود. چنین رهیافتی نه تنها شیعه را در موضع اتهام تعطیلی عقل در فهم کلام الهی قرار داده، بلکه راه دست‏یابی به بخش وسیعی از معارف قرآن را نیز مسدود کرده است. نظر به اهمیت ارایه تحلیل های خردپذیر از این روایات، جستار حاضر با هدف کشف ارتباطات مفهومی بین معانی باطنی ابتدا به بررسی مفهوم بافت ظاهر و پنهان پرداخته و سپس با ارایه نمونه های عینی در سه حوزه مفهومی «حیات و ممات»، «نعمت» و «نبا عظیم» نشان می دهد که معانی باطنی فاقد ارتباط مفهومی نبوده، بلکه در بافت پنهان دارای ارتباطات معنایی منطقی هستند که شبکه های مفهومی گسترده ای را شکل می دهند.

    کلیدواژگان: بطن، معانی باطنی، بافت پنهان، شبکه مفهومی، روایات تاویلی
  • حمید رفیعی هنر*، مسعود جان بزرگی، رحیم نارویی نصرتی، حمیدرضا حسن آبادی صفحات 29-61

    در منابع روایی با مفاهیمی مواجه می شویم که با اضافه شدن به واژه نفس، القاکننده کارکردهای نفس در حوزه های مهار، تنظیم، نظارت، نگهداری، و تغییر خود هستند. هدف پژوهش حاضر تحلیل مفاهیم مضاف نفس در روایات و تبیین سازه خودنظم‏جویی با روش پژوهش مفهومی- محتوایی است. یافته ها نشان داده که خود در منابع اسلامی انسان به اعتبار عامل تشخص بخش غیرمادی بوده و خودنظم جویی با تحلیل مفاهیم مضاف به «خود» (هفده مفهوم) و مفاهیم تحقق دهنده (دو مفهوم) قابل تبیین است. عام ترین مضاف های نفس اصلاح النفس و تزکیه النفس است که توسط دو برنامه فرایندی مجاهده النفس و ریاضه النفس پیگیری شده، و با ابزار نظارهالنفس، کف النفس، و ضبط النفس قابل دست‏یابی است. سازوکار تحقق، تمام مفاهیم مذکور به واسطه سه مفهوم هسته ای «شناخت»، «مهار»، و «انگیزه متعالی» است که از تحلیل دو مفهوم عقل و تقوا به دست می آید.

    کلیدواژگان: نفس، خودنظم‏جویی، عقل، تقوا، روان شناسی اسلامی، شناخت، مهار، انگیزه
  • ماریه سید قریشی*، ابراهیم نزهت، عبدالله عمادی صفحات 62-87

    در این تحقیق با بررسی یکی از ویژگی‏های منشی ‏هدایت‏گر‏ اخلاقی که درصدد راهنمایی دیگران به انجام کار خوب و ترک کار بد است؛ یعنی ‏خوش‏خلقی- تندخلقی، به تحلیل نقش آن‏ها در متقاعدسازی مخاطب پرداخته شده است. بررسی متون نقلی و تحلیل منطقی، این نتیجه را به دست داده است که هر یک از منش خوش خلقی و تندخلقی، در متقاعدسازی مخاطب نقش دارند. برای ‏خوش‏خلقی طبق اطلاعات به دست آمده از متون و مشارکت کنندگان در تحقیق، 25 کد رفتاری متقاعدکننده برشمرده شده و در میان مصادیق متعدد تندخلقی، پنج رفتار «واکنش اعراضی»‏، «عبوست»‏، «عدم مدارا»‏، «عتاب» و «مهار خشم»، از منظر آیات و روایات مورد تحقیق قرار گرفته است. این تحقیق بیان‏گر آن است که ‏خوش‏خلقی و تندخلقی - هر یک - از دو مسیر مرکزی و پیرامونی، به متقاعدسازی مخاطب منجر می‏شوند.

    کلیدواژگان: هدایت‏گر‏ اخلاقی، متقاعدسازی، ‏خوش‏خلقی، تندخلقی
  • محمدهادی خالصی مقدم*، محسن قاسم پور صفحات 88-113

    برخی عالمان شیعی - که به اخباریان معروف‏اند - عقاید مختلفی درباره آیات و روایات دارند. یکی از باورهای‏شان این است که منکر حجیت همه آیات‏اند و استدلال به قرآن را مشروط به در دست داشتن تاییدی از سوی اهل بیت: می‏دانند و تفسیر قرآن را مخصوص اهل بیت: می‏دانند. در رد باور آن‏ها، استدلال‏ها و کتب زیادی نوشته شده است، اما برآیند این مقاله، یکی از بهترین نقدهای این عقیده اخباریان محسوب می‏شود.در این مقاله با تکیه بر روایات تفسیر عصری و اثبات عصری بودن آن‏ها، به استخراج قواعد برآمده از آن‏ها پرداخته شده است. این قواعد عبارت‏اند از: لزوم پیوند تفسیر با قواعد زبان‏شناختی عربی، لزوم پیوند تفسیر با دیگر آیات قرآن، لزوم اعمال قواعد علوم قرآنی در تفسیر - که ارجاع متشابهات به محکمات، و لزوم توجه به زمان نزول آیات از جمله مکی و مدنی بودن آن‏ها از مصادیق این قاعده است -، لزوم استفاده از قرینه روایات اهل بیت:، عدم جواز تاویل به مصداق یا ذکر بطون برای آیات و لزوم استفاده از عقل و قوانین عقلی در تفسیر.از رهگذر این قواعد نتیجه می‏گیریم که اهل بیت: به وسیله اشاره به این قواعد تفسیری، راه را برای تفسیر قاعده‏ مند دیگران نیز بازکرده‏اند.

    کلیدواژگان: تفسیر، تفسیر عصری، قواعد تفسیری، اخباریان
  • فاطمه ژیان* صفحات 114-143

    در روایتی از پیامبر 6 اولین شب جمعه ماه رجب، به لیله الرغایب موسوم شده و برگزاری نمازی خاص در این شب سفارش شده است. بر پایه این روایت، از دیرباز اعمال خاص اولین شب جمعه ماه رجب مورد توجه بسیاری از متشرعان بوده و هست. از حدود قرن هفتم به بعد، در اصالت روایت، نام‏گذاری این شب به لیله الرغایب و برگزاری نماز آن، تردیدها و انتقاداتی شکل گرفت و گسترش یافت. تعداد قابل توجهی از حدیث پژوهان اهل تسنن در اثبات بی اعتباری این روایت کوشیده و برگزاری نماز رغایب را بدعت خوانده اند، اما شیعی مذهبان کمتر به مناقشه در این روایت پرداخته و بسیاری از آنان بر اساس قاعده تسامح به استحباب یا جواز برگزاری نماز رغایب حکم کرده اند. بررسی ها نشان می دهد که اگر چه طرق موجود از این روایت، متقن نیست، اما شواهدی گواه بر آن است که منابعی در قرون نخستین و پیش از قرن چهارم به نقل آن پرداخته اند و انتقادات وارد شده، بر محتوای این روایت استوار نبوده و دلالت روایت خالی از اشکال است.

    کلیدواژگان: لیله الرغائب، نماز لیله الرغائب، اعتبارسنجی روایات
  • علیرضا طبیبی، مجید زیدی جودکی *، مهیار خانی مقدم صفحات 144-168

    مهم‏ترین رویکرد دانش مصطلح الحدیث، جداسازی احادیث معتبر از غیر معتبر بوده و در این زمینه، اصطلاحات خاصی وضع شده که از جمله آن‏ها، «شاذ» و «منکر»، بیان‏گر معیوب بودن حدیث است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای تحلیل تعاریف و کاربرد اصطلاحات مذکور در آثار علمای متقدم و متاخر امامیه به دنبال واکاوی تطور معنا و استعمال اصطلاحات مذکور بوده و نتایج زیر را ارایه می‏دهد: 1. بیشترین کاربرد «شاذ» در روایات فقهی و بیشترین کاربرد «منکر»، در روایات اعتقادی است؛ 2. متاخران بدون دلیلی مقبول، قید «وثاقت راوی» را به تعریف متقدمان از اصطلاح «شاذ»- که دارای دو قید «تفرد در نقل» و «مخالفت با مشهور» بود- اضافه نموده ‏اند؛ 3. اصطلاح «منکر» نزد قدما مربوط به حوزه عقیدتی راوی و ناظر به ذکر روایاتی است که مباحث اعتقادی را مخالف با آنچه معقول و در نزد دیگران بود، بیان می‏داشت، اما متاخران علاوه بر مخالفت با عقل و مشهور، شخصیت راوی و مفرد بودن روایت را نیز در اطلاق «منکر» به حدیث، مدنظر داشته‏ اند، ولی هنگام استعمال و نقد روایت به همان شیوه قدما عمل کرده ‏اند.

    کلیدواژگان: شاذ، منکر، علمای متقدم، علمای متاخر، امامیه
  • الهه هادیان رسنانی* صفحات 169-189

    از دیدگاه شهید مطهری;، بر اساس روایات، حکم اولی ازدواج موقت، کراهت با هدف منع از تنوع‏طلبی (ذواقیت) و هوسرانی است؛ ولی در برخی دیگر از روایات، به عنوان حکم ثانوی، یعنی به قصد احیای سنت متروک اسلام، به آن ترغیب شده است. هر کدام از این نوع روایات در فضای خاص خود صادر شده است و بی توجهی به فضای صدور موجب تناقض‏نمایی روایات در این باب و برداشت احکام گوناگون از آن می گردد. این نوع نگاه به حکم متعه در کتاب صاحب جواهر و نیز روایات باب متعه کتاب الکافی‏ دیده می شود و به نظر می رسد که در میان فقها، تنها کلینی در الکافی و صاحب جواهر، حکم اولی متعه را بر خلاف دیگر فقها، منع (کراهت) می دانند که دیدگاه شهید مطهری; نیز مبتنی بر همین نوع نگاه فقهی روایی است.

    کلیدواژگان: ازدواج موقت (متعه)، صاحب جواهر، الکافی، شهید مطهری
  • صفحات 190-194