فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی ایران و اسلام - پیاپی 26 (بهار و تابستان 1399)
  • پیاپی 26 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ولی الله اسفندیار، گارینه کشیشیان سیرکی*، عبدالرحمن حسنی فر، محمدسالار کسرایی صفحات 1-18

    آزادی فرد و قدرت دولت از مفاهیم و موضوعات مورد بحث میان جریان های سیاسی و مذهبی مختلف در دوران مشروطه بوده است که متناسب با تعریفی که هر یک از جریان ها از آزادی و قدرت و حیطه آن در اسلام ارایه داده اند مواضع مختلفی در برابر نهضت مشروطیت که یکی از اصول اساسی آن آزادی فرد و قدرت دولت است اتخاذ کرده اند. شیخ فضل االله نوری و میرزای نایینی به عنوان نمایندگان دو جریان مهم فکری بودند که در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند و نظرات متفاوتی را ارایه دادند. این گونه به نظر می رسد که عمده ی اختلاف ها به مبانی و اندیشه های سیاسی افراد باز می گشت، ولی در واقع، اختلاف برداشتی که میان علمای عصر مشروطه وجود داشت، عمدتا در زمینه تجزیه و تحلیل جریان های سیاسی، اظهار نظر در مورد اشخاص و احزاب، انگیزه های آن ها و مواردی از این قبیل بود و طبیعی بود که در بحث از این گونه امور و اظهار نظر در این موارد، اختلاف نظر به وجود آید. این مقاله در یک بررسی تطبیقی و با بهره گیری از روش پژوهش تطبیقی به بیان اندیشه ها و مواضع جریان مشروطه ی مشروعه و رهبر اصلی آن، شیخ فضل الله نوری، در مقابل علمای مشروطه خواه و رهبر اصلی آن، علامه نایینی پرداخته است.

    کلیدواژگان: آزادی فرد، قدرت، قدرت دولت، آیت الله نائینی، شیخ فضل الله نوری
  • جهانبخش ثواقب*، انور خالندی، فرهاد پروانه صفحات 19-50

    یکی از جنبه های مهم روابط صفویان و عثمانی در کنار حالت دشمنی و ستیزه جویانه، روابط مسالمت آمیز بود که از آن به صلح طلبی یا صلح دوستی نیز تعبیر می شود. در اندیشه سیاست خارجی صفویان، صلح بر جنگ مقدم بود و سیاست نظامی، مبتنی بر ضرورت هایی بود که رخ می داد. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی سیاست صلح طلبی صفویان در سده دهم هجری/شانزدهم میلادی دربرابر دولت عثمانی و علل آن، با تکیه بر متن مکاتبات و معاهدات سیاسی طرفین و نقش مذهب بر این سیاست است که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که دولت صفوی به عنوان یک دولت اسلامی با ایدیولوژی شیعی، مبنای روابط خارجی خود را با همسایگان (به ویژه دولت عثمانی) براساس اصل صلح و هم زیستی مسالمت آمیز و نیز پای بندی به قراردادها و پیمان های منعقده با آن ها گذاشت و تا زمانی که ضرورت نداشت به جنگ مبادرت نمی ورزید. این سیاست صلح-دوستی صفویان، متاثر از آموزه های دینی در ضرورت رابطه صلح و دوستی میان مسلمانان و وفای به عهد و پیمان بود و البته واقعیت های پیرامونی و توان و امکانات موجود آنها در اتخاذ این رویکرد موثر بوده است.

    کلیدواژگان: صفویه، عثمانی، صلح طلبی، مکاتبات، معاهدات سیاسی
  • محمدامین زرگر، فاطمه جان احمدی*، محمدرضا حافظ نیا صفحات 51-72
    اقتصاد طلیطله یکی از مولفه های قابل توجه در شکل گیری و تداوم جنبش های اجتماعی و تحرکات اعتراضی مردمان آن شهر در دوره امویان اندلس بوده که بررسی آن با توجه به شرایط خاص طلیطله از نظر سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی، می تواند حایز اهمیت باشد. پیشینه پایتختی، موقعیت جغرافیایی، مجاورت طوایف مختلف بومی اسپانیا، بربرها و قبایل عرب مهاجر و مشارکت آنها در اقتصاد شهری و تحرکات اجتماعی، مناسبات پیچیده ای را میان این شهر و حاکمیت اموی در قرن دوم و سوم هجری رقم زد. چنانکه طی این دوره، طلیطله شاهد جنبش های اعتراضی و شورش های پی در پی بوده و نوع برخورد دولت اموی با این تحرکات عمدتا موجب تشدید آنها شده است. در تحقیق حاضر این پرسش محوری که وضعیت اقتصادی و بازار طلیطله، چه تاثیراتی بر شکل گیری، تداوم و افول جنبش های اعتراضی آن شهر داشته، مورد واکاوی قرار گرفته است. دستاورد تحقیق این است که رونق کشاورزی و بازار طلیطله متاثر از مرکزیت و پیشینه تجاری و سیاسی آن، امکان و انگیزه تقابل با حکومت را برای معترضان فراهم و زمینه جنبش های اعتراضی را مهیا ساخته و توقف رونق اقتصادی در دوره های خاص، به نسبت در افول جنبش ها موثر بوده است.
    کلیدواژگان: امویان اندلس، جنبش های اجتماعی، زمینه های اقتصادی، طلیطله
  • امیرحسین حاتمی* صفحات 73-92

    دهقانان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین گروه های اجتماعی در تاریخ ایران عهد ساسانی و نخستین سده های اسلامی بودند. دهقانان زمین داران اشرافی فرهیخته ای بودند که در گذار از عصر باستانی به عهد اسلامی که دگرگونی های سیاسی و دینی بزرگی رخ داد، نه تنها موقعیت و جایگاه اجتماعی شان تنزل نیافت بلکه در مواردی ارتقاء نیز یافت. در عصر فتوحات آنان عمدتا حاکمان و والیان بسیاری از مناطق مختلف ایران عصر ساسانی بودند که با مصلحت اندیشی با فاتحان عرب به صلح و توافق رسیدند و همچنان اشرافیت ارضی خود را تا چند سده بعد حفظ نمودند. اما آنچه در تاریخ پرفراز و نشیب این گروه اجتماعی بسیار حایز اهمیت است، تحولی است که در مفهوم دهقان از سده ششم هجری به بعد رخ داد. در واقع از این سده به بعد شاهد تحول تدریجی مفهوم دهقان از زمین دار اشرافی به روستایی کشاورز هستیم. پژوهش حاضر به دنبال چرایی این تحول بسیار مهم و البته شگرف است. بنابر یافته های پژوهش این تحول نه معلول تحولات سیاسی (سقوط نظام ساسانی) و نه محصول دگرگونی های دینی (اسلام آوردن ایرانیان) بلکه ناشی از تغییرات اقتصادی و نظام زمین داری بود.

    کلیدواژگان: دهقان، زمین دار اشرافی، نظام زمین داری، اقطاع، روستایی کشاورز
  • صباح خسروی زاده*، نصرالله پور محمدی املشی، حجت فلاح توتکار صفحات 93-114
    "آگاهی" پروسه ای اکتسابی است که انسان در تعامل با دیگران و در فرآیند آموزش کسب می کند. با توجه به حاکمیت قواعد سنتی بر حوزه ی مناسبات دیپلماتیک ایران، نیاز به بروزرسانی این قواعد ضروری می نمود. روند تدریجی تشکیل و نهادینه شدن وزارت دول خارجه در طول دوره ی قاجار، این فرصت را فراهم آورد تا با برداشتن گامی در راستای این انسجام، منابع آگاهی بخش دیپلماتیک آن نیز تحول یافته و با سیر مدرنیزاسیون اداری این نهاد منطبق گردد. منابع آگاهی دیپلماتیک به منشا دانش در این حوزه اطلاق می شود؛ سیر تحول این منابع مساله پژوهش حاضر است. منابع آگاهی دیپلماتیک کدامند؟ و مسیر تحول آن در طول دوره ی قاجار چگونه بود؟ سوالی اساسی است که مساله ی پژوهش حاضر را شکل می دهد. بنابراین فرضیه ی تحقیق اینگونه تنظیم شد: سیر تحول منابع آگاهی دیپلماتیک در ایران سیری است از کسب آگاهی شفاهی به سمت آگاهی مبتنی بر آموزش. تحول منابع آگاهی در دوره ی قاجار ارتباطی دوسویه با رشد نهاد دیپلماتیک دارد یعنی تحول در منشاهای آگاهی، تحول در نهاد را نیز به دنبال داشته است و بالعکس؛ یافته های پژوهش نشان می دهد در دوره ی اول قاجار منشاهای آگاهی عموما شفاهی هستند و با گسترش مناسبات خارجی، آگاهی تجربی نیز شکل می گیرد. در دوره ی تحول تشکیلات دیپلماتیک، شاهد رشد آگاهی تجربی و گام های آن به سوی آگاهی مبتنی بر آموزش هستیم؛ این پروسه در دوره ی آخر قاجار با تشکیل مدرسه ی عالی علوم سیاسی تکمیل و منشا آگاهی های دیپلماتیک به آموزش مدون تغییر می یابد. در جستار حاضر با روش توصیفی-تبیینی به سیر این تحول پرداخته می شود.
    کلیدواژگان: قاجاریه، آداب دیپلماتیک، آگاهی دیپلماتیک، نظام نامه، مدرسه ی عالی علوم سیاسی
  • سید مسعود شاهمرادی* صفحات 115-140

    پریخان خانم دختر طهماسب اول صفوی از شخصیت های تاثیرگذار دوران صفویه (دوران طهماسب تا محمد خدابنده) به شمار می آید.او در تحولات سیاسی این دوران نقشی بسیار مهم ایفاء نمود؛در دوران پدرش طهماسب هیچ امر مهمی بدون مشورت او انجام نمی یافت.پریخان خانم در تعیین دو جانشین بعدی طهماسب (اسماعیل دوم و محمد خدابنده) و تحولات سیاسی دوران آنان نیز نقشی تاثیرگذار داشت.پریخان خانم بر تحولات فرهنگی و اجتماعی دوران خویش نیز اثر گذار بود؛او به علم آموزی علاقمند بود تا بدانجا که به تاسیس مدرسه ای اقدام نمود و عالمان و شعرا نیز مورد توجه او قرار می گرفتند.از جنبه اجتماعی نیز حضور پریخان خانم در مناسبات آن عصر قابل توجه است زیرا با وجود محدودیت های شدید جامعه دوران صفوی برای زنان،پریخان خانم نشان داد زنان نیز می توانند بر تحولات جامعه موثر باشند.پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی،نقش آفرینی های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی پریخان خانم را بررسی و تحلیل نماید.فرضیه پژوهش این است:پریخان خانم یکی از زنان قدرتمند و جسور خاندان سلطنتی صفوی و از بازیگران مهم تحولات دوران صفویه بویژه در عرصه سیاسی، از اواخر حیات شاه طهماسب اول تا روی کار آمدن محمد خدابنده به شمار می آید بگونه ای که می توان او را در زمره زنان تاثیرگذار این بخش از تاریخ ایران محسوب نمود.

    کلیدواژگان: صفویه، پریخان خانم، طهماسب، اسماعیل دوم، محمد خدابنده
  • رضا صحت منش* صفحات 141-162

    قوم کوچ (قفص) از ابتدای دوره اسلامی تا قرن هفتم قمری در زمینه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی نقش محوری در جیرفت داشتند. در این فاصله زمانی منابع تاریخی و جغرافیایی ایران به نقش این قوم و ویژگی های آنان توجه ویژه ای نموده و آنان را به عنوان قومی خشن و راهزن معرفی نموده اند. به همین دلیل پژوهش پیش رو نظریه غالب نسبت به قوم قفص را به بحث گذاشته است و با بازخوانی گزارش های منابع قرون نخستین اسلامی، با روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، در پی پاسخی برای این پرسش است که: چرا منابع تاریخی و جغرافیایی دوران اسلامی غالبا نگرش منفی مبنی بر خشونت و راهزنی نسبت به کوچ ها داشتند؟ با مطالعه منابع تاریخی و جغرافیایی و آزمون فرضیه مبنی بر این که در منابع تاریخی و جغرافیایی قرون نخستین اسلامی نگاهی یک سویه و حکومتی نسبت به جامعه و قوم کوچ وجود دارد، این نتیجه حاصل شد که می توان بین دو نوع دیدگاه بیرونی و درونی نسبت به قوم کوچ تمایز قایل شد. دیدگاه بیرونی که در منابع بازتاب یافته است، کوچ ها را دارای ویژگی هایی چون تمرد، راهزنی و خشونت می داند. این دیدگاه درباره کوچ ها، از عصر آل بویه در منابع منعکس شد. از منظر دیدگاه دوم کوچ ها را می توان از درون جامعه آنان و با شیوه ای همدلانه مورد بررسی قرار داد. بر اساس این دیدگاه کوچ ها در بحث قومی و نژادی از ویژگی های زندگی قبیله ای مبنی بر روحیه تفرد و استقلال طلبی برخوردار بودند و تن به اطاعت از حکومت ها نمی دادند.

    کلیدواژگان: منابع تاریخی و جغرافیایی، قرون نخستین اسلامی، کوچ، جیرفت
  • داراب ظفریان، ناصر جدیدی*، سهیلا ترابی فارسانی صفحات 163-184

    اصفهان، شهری با سابقه کهن در مرکزفلات ایران، هزار سال تجربه شهرنشینی به شیوه اسلامی- ایرانی را پشت سرگذاشته و در این گذر طعم ویژه سه دوره برجسته (آل بویه، سلجوقیان، صفویه) را آزموده است ؛ که اوج آن در دوره صفویه رغم خورد. یکی از نمادهای بالندگی شهرنشینی در این دوره توسعه «اقتصاد شهری» اصفهان بود که عوامل گوناگونی در تحقق آن نقش داشتند. دراین پژوهش نقش شاخص های «جمعیت»،« زیرساخت های حمل و نقل» و«مکان یابی» که از مولفه های علم «اقتصاد شهری» به شمار می روند، مورد بررسی قرار می گیرند. در این راستا، این سوال مطرح می شود که این شاخص ها تحت تاثیر چه عواملی شکل گرفتند و چه نقشی در توسعه سازمان «اقتصاد شهری» اصفهان در این دوره داشتند. پژوهش حاضر تحقیقی تاریخی است که به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی نظیر «تراکم جمعیت»، « توسعه زیر ساخت های حمل ونقل» و «مکان یابی مناسب عناصر شهر» تاثیر بسزایی در توسعه «اقتصاد شهری»اصفهان دوره صفوی داشته اند.

    کلیدواژگان: اصفهان، اقتصاد شهری، عصر صفوی، شاه عباس، توسعه
  • سامان فرزین*، مجتبی جانفدا، حسین کوهستانی، محمدامین حاجی زاده صفحات 185-206

    خراسان جنوبی (قهستان) در طول تاریخ به دلیل موقعیت استراتژیک خود، همواره مورد تهدید دشمنان قرار داشته است. توجه به این موضوع و توجه به سیاست دفاع غیرعامل و شناخت مولفه های دفاعی آن امری ضروری است. با بررسی و مطالعه قلاع شاخص اسماعیلیه در منطقه خراسان جنوبی که می تواند به کشف رمز ماندگاری آنها بیانجامد و الگو گرفتن از آنها به ایجاد بناهای ماندگار منجر شود و نتیجه ای جز یک مدیریت واحد در قلاع منسوب به اسماعیلیه در این منطقه نیست (وحدت در عین کثرت).این مقاله ضمن تعریف اصول دفاع غیرعامل، به بررسی نحوه استفاده از آن در قلعه شاهدژ نهبندان واقع در استان خراسان جنوبی به روش توصیفی- تحلیلی پرداخته می شود. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش مبتنی بر روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. مولفه های مورد مطالعه در این پژوهش نشان دهنده موقعیت استراتژیک قهستان برای انتخاب قلاع اسماعیلیان در دوره سلجوقی و حمایت حاکمان محلی (سیمجوری) از فرقه اسماعیلیه در منطقه است که اصلی ترین مولفه غیر عامل آن مکانیابی است. نتایج حاصل از تحقیق ضرورت مطالعه و بکار گیری مولفه هایی است ضرورت بگارگیری آن برای جلوگیری از آسیب های احتمالی گروه ها و اقلیت های حکومتی در گذشته منطقه خراسان جنوبی (قهستان) است.

    کلیدواژگان: دفاع غیرعامل، قلاع منسوب به اسماعیلیه، مولفه های دفاعی، خراسان جنوبی
  • علی فتح قبادپورجهان آباد*، حسین مفتخری صفحات 207-222
    پژوهش پیش رو، در پی آن است تا به روش تاریخی و بر پایه اسناد و مدارک تاریخی و منابع کتابخانه ای به بررسی و تبیین منازعات فرقه ای در ری عصر سلاجقه بپردازد و پاسخی به این پرسش که چالش ها و تعارضات فرقه ای میان چه گروه هایی بوجود آمده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است؟ در شهر ری، از یکسو پیروان تسنن با حمایت حاکمان و وزرای سلجوقی در اکثریت و اولویت قرار داشته و با شیعیان از گروه های مختلف در تضاد و آن ها را مورد آزار و اذیت قرار می دادند و در نقطه مقابل، دیدگاه و تفکر شیعیه امامیه و اسماعیلیه حضور داشته و توسط سلاطین سلجوقی متهم به رافضی می شدند. بر اساس یافته های حاصله، گسترش مجادلات فقهی و کلامی، تالیف کتب و رساله های متعدد در اثبات یا رد عقاید و دیدگاه های فرقه ای، رکود معتزله، و گسترش صوفی گری از مهمترین پیامدهای این تعارضات می باشد.
    کلیدواژگان: منازعات فرقه ای، سلجوقیان، شیعه، حنفی و شافعی، ری
  • زهرا کرانی*، قدرت احمدیان، سیاوش قلی پور صفحات 223-244

    ادوارد سعید در «شرق شناسی» ویژگی های گفتمانی آن بخش از دانش را توضیح می دهد که در قرن نوزدهم توسط محققان، سفرنامه-نویسان، شاعران و رمان نویسان پدید آمد، دانشی که عملا شرق را نه به عنوان جامعه و فرهنگی که بر اساس خود عمل می کند، بلکه همچون مخزنی برای دانش غربی ساخت.این مقاله بر مبنای نظریات پسااستعماری (با تاکید بر آرای ادوارد سعید) و با استفاده از روش تحلیل گفتمان به بررسی سفرنامه هایی می پردازد که جغرافیای فرهنگی کرمانشاه را مورد توصیف قرار داده اند. هدف این پژوهش شناخت کرمانشاهی است که در آثار شرق-شناسان معرفی شده است.به عبارتی به این دلیل که مطالعات موجود جنبه کلی داشته و هیچ گاه مناطق مختلف به صورت مستقل و محلی مورد بررسی قرار نگرفته است، بر آنیم که به شکلی بومی کلیشه های شرق شناسانه به کار رفته در متون و نوشته های غربی در خصوص منطقه ی کرمانشاه را از طریق روش تحلیل گفتمان مورد کنکاش قرار دهیم. یافته ها حاکی از تسلط لایه های مضاعفی از سویه های شرق شناسانه نسبت به منطقه کرمانشاه است زیرا هم شامل مواردی است که به ایرانیان داده شده و هم شامل صفاتی است که به کردها (به دلیل داشتن جمعیت کردزبان) نسبت داده شده و هم خصایص اعراب (به دلیل هم مرز بودن و داشتن عبور و مرور سهل و فراوان با اعراب) را در خصوص مردم منطقه به کار برده اند.

    کلیدواژگان: تاریخ، پسااستعماری، شرق شناسی، گفتمان، کرمانشاه
  • محمد مشهدی نوش آبادی، خدیجه کاردوست فینی* صفحات 245-266
    با ورود ایلخانیان به ایران این کشور به یکی از مراکز گسترش افکار وجریانه بودایی تبدیل گشت. این مذهب با تصوف نیز برخورد کرده و تاثیر و تاثراتی بر جای نهاد. در این مقاله سعی شده است ضمن واکاوی نقش بودیسم در دوره ایلخانی به ویژه در دوران ارغون شاه، به تعاملات بین بودیسم و تصوف با تاکید بر شخصیت علاءالدوله سمنانی پرداخته شود. سمنانی که بحران های روحی، وی را از خدمت در دستگاه مغول به عزلت و عبادت و خانقاه تصوف کشانید، در مدت همکاری با ارغون، با بخشیان و کاهنان بودایی حشر و نشر داشت و گر چه منتقد افکار ایشان بود، خواسته یا ناخواسته زیر تاثیر آراء آنان قرار داشت. سوال اصلی این است که تصوف علاءالدوله سمنانی چه تاثیراتی احتمالی از بودیسم تنتره ای، پذیرفته است؟ حاصل پژوهش نشان می دهد تاثیرات سمنانی از بودیسم در آثار وی بازتاب منفی داشته است مانند مخالفت وی با اصل تناسخ و نقد وی بر وحدت وجود ابن عربی که می تواند پیامد مواجه با افکار بوداییان باشد، اما در بحث لطایف سبعه نیز گر چه اصل آن را از منابع کبرویه اخذ کرده، اما ممکن است در برخی جزییات زیر تاثیر آموزه چاکره های هفتگانه در یوگای کوندالینی باشد.
    کلیدواژگان: ایلخانان، علاءالدوله سمنانی، بودایی، بخشیان، تصوف
|
  • Valliolah Esfandiar, Garineh Keshishyan Siraki *, Abdolrahman Hassanifar, Mohammadsalar Kasraei Pages 1-18

    The individual freedom and government power have been among the concepts and issues discussed between the various political and religious currents during the constitutional period. Against the constitutional movement, one of the basic principles of which is the individual freedom and government power. Sheikh Fazlullah Nouri and Mirza Naeini, as representatives of the two important currents of thought, confronted each other and offered different views. It seems that most of the differences go back to the political foundations and ideas of individuals, but in fact, the differences between the scholars of the constitutional era are mainly in the analysis of political currents, comments on individuals and parties, motives. There were such cases, and it was natural that there would be disagreement in discussing such matters and commenting on these cases. In a comparative study using this method of comparative research, this article discusses the ideas and positions of the legitimate constitutional current and its main leader, Sheikh Fazlullah Nouri, against the constitutionalist scholars and its main leader, Allameh Naeini.

    Keywords: Individual Freedom, Power, Government Power, Ayatollah Naeini, Sheikh Fazlullah Nouri
  • Muhammadamin Zargar, Fatemeh Janahmadi *, Muhammadreza Hafeznia Pages 51-72
    Toledo's economy during the Umayyad period of Andalusia, was One of the significant components in the formation and continuity of social movements and protest actions, that Checking it can be important, due to Toledo's special circumstances politically, socially and geographically. The specific conditions of that city, including the capital background, geographical centrality, the presence of various native tribes of Spain in the vicinity, next to the barbarians and immigrant Arabs, and their participation in urban economy and social actions in the second and third century AH, determined the city's special relationship with Umayyads. As during this period, Toledo was the site of protest movements and consecutive riots, while often the way the Umayyad government deals with these movements had exacerbated it. That's the main question in the present study that how did Toledo's economic situation and its market affect the formation, continuation and decline of the protest movements in that city? The research hypothesis is that given the geographical centrality and political and commercial background of Toledo, the prosperity of agriculture and its market enabled it to confront the government, and provided the possibility and the impetus for the protest movements, while the economic decline in specific periods, was relatively effective in declining movements.
    Keywords: Andalus, economic contexts, social movements, Toledo, Umayyads
  • AmirHossein Hatami * Pages 73-92

    The Dehgans were one of the most important and influential social classes in Iranian history during the Sassanid and early Islamic centuries. The social position of the Dehgans who were educated and aristocratic landowners, in the transition from the ancient times to the Islamic era, when great political and religious changes took place, did not decrease but also improved in some cases. During conquests, Dehgans were mainly rulers and governors of many different regions of Sassanid Iran. They reached peace and consensus with Arab conquerors and maintained their aristocracy for several centuries. But what is important in the history of this social class, is a change in the concept of Dehgan from the sixth century AH onwards. In fact, from this century onwards we are witnessing the gradual evolution of the concept of Dehgan from aristocratic landowner to poor rural. This research seeks to explain why this very important evolution occurred. According to the research findings, this evolution was not caused by political changes (the fall of the Sassanid regime) or religious changes (the conversion of Iranians to Islam), but rather by economic changes and the land system.

    Keywords: dehgan, aristocratic landowner, rural farmer, iqta, Land system
  • Sabah Khosravizadeh *, Nasrollah Pourmohammadi Amlashi, Hojat Fallah Totkar Pages 93-114
    "awareness" is an acquired process that one acquires in interacting with others in the process of education. Given the rule of traditional rules in the field of diplomatic relations with Iran, it was necessary to update these rules. The gradual process of formation and institutionalization of the State Department during the Qajar era provided the opportunity to transform its diplomatic awareness resources and adapt to the administrative modernization of the institution by taking a step towards this cohesion. The sources of diplomatic awareness refer to the origin of knowledge in this field; the evolution of these sources is the problem of the present study. What are the sources of diplomatic awareness? And how was it during the Qajar era? It is a fundamental question that shapes the problem of the present study. Thus, the research hypothesis was adjusted as follows: The evolution of the sources of diplomatic awareness in Iran is a shift from acquiring oral awareness to education-based awareness. The evolution of the sources of knowledge in the Qajar period has a two-way relationship with the growth of the diplomatic institution, namely the change in the sources of consciousness has also led to the transformation of the institution; Empirical consciousness is also formed. In the period of the evolution of diplomatic organizations, we are witnessing the growth of empirical awareness and its steps towards education-based awareness. The present study deals with the evolution of this process through a descriptive-explanatory method.
    Keywords: Qajar, Diplomatic Rites, Diplomatic Awareness, Rules of Procedure, Higher School of Political Science
  • Reza Sehatmanesh * Pages 141-162

    From the beginning of the Islamic period to the seventh century, Tribe of Kuch (Qofs) played a pivotal role in Jiroft in the political, economic, military and cultural fields. During this period, the historical and geographical sources of Iran have paid special attention to the role of this people and their characteristics and introduced them as a violent and bandit people. For this reason, the present study has discussed the dominant theory of the Qofs people and by re-reading the reports of the sources of the first Islamic centuries, with a descriptive-analytical method and library books, seeks an answer to the question: why historical and geographical sources of the time often had a negative attitude towards violence and robbery towards the Kuch people?By studying the historical and geographical sources and testing the hypothesis that in the historical and geographical sources of the first Islamic centuries there is a one-sided and governmental view of society and Tribe of Kuch (Qofs), it was concluded that between two types of external and internal views of Tribe of Kuch (Qofs) made a distinction. The external view reflected in the sources considers the Kuch people to have characteristics such as rebellion, robbery and violence. This view of the Kuch people has been reflected in sources since the Ale-Buyeh era. From the second point of view, Kuch people can be examined from within their community and in empathetic ways. According to this view, Kuch people in the ethnic and racial debate had the characteristics of tribal life based on the spirit of individualism and independence and did not submit to obedience to governments. In addition, they did not pay taxes and were religiously at odds with the official and state religion. Hence, they were introduced by the opposition as a rebellious, violent and bandit ethnic group, and this attitude was reflected in the sources.

    Keywords: Historical, Geographical sources, the first Islamic Centuries, Kuch people (Qofs), Jiroft
  • Zafrian Darab, Naser Jadidi *, Soheila Torabi Farsani Pages 163-184

    Isfahan, an ancient city in the center of the Iranian plateau, has had a thousand years of Islamic-Iranian urbanization. It has benefited from three prominent dynasties (Al-Buyeh, Seljuks, Safavid) Which peaked during the Safavid Era.One of the large features of urbanization during this period was the Isfahan “urban economics" development which the various factors have contributed to its realization. In this research, the role of indicators of "urban economy" components such as 'population', 'transport infrastructure' and 'location', are examined.In this regard, the question is as to What factors influenced on these indicators and What role did these indicators play in the development of the Isfahan Urban Economy Organization?The current study is historical research that has been conducted by a descriptive-analytical method.The research results show that factors such as "population density", "development of transportation infrastructure" and "proper location of urban elements" have had a significant impact on the development of Isfahan's "urban economics".

    Keywords: Isfahan, Urban Economy, Safavid, Shah Abbas, Development
  • Saman Farzin *, Mojtaba Janfada, Hoosein Koohestani, MohammadAmin Hajizadeh Pages 185-206

    Defending history has taken place as a factor and inactive. The defensive agent that is directly in front of the enemy and the defensive defense is a way to reduce the damage caused by wars in the cities and castles of different regions of Iran. Looking at the history of human civilization, it can be seen that the advent of early civilizations has been accompanied by war. South Khorasan (Qehistan) has been threatened by enemies because of its strategic location in the Middle East. It is necessary to pay attention to this issue and to pay attention to inactive defense policy and to identify its defense components. By studying and studying the Ismaili index in the southern Khorasan region, which can lead to the discovery of their sustainability code. And the pattern of them will lead to the creation of permanent buildings The result is not a single unit at the Ismaili-related level in this region (unity at the same plurality). This research, while defining the principles of inertial defense, examines how it is used in some South Khorasan tribes through descriptive-analytical method. The data collection tool of this research is based on library and field studies. The results of this research indicate the necessity of studying the use of inertial defense principles at the Ismaili-based index in the South Khorasan region.

    Keywords: Inactive Defense, Ismaili Cemetery, Defense Components, Unit Management, South Khorasan
  • Ali Fath Ghobadpor Jahan Abad *, Hossein Moftakhari Pages 207-222
    The present study seeks to examine and explain the sectarian conflicts in the Seljuk era in a historical way based on historical documents and library resources, and to answer the question of what are the sectarian challenges and conflicts between them? What groups have emerged and what have been the consequences? In the city of Rey, on the one hand, the Sunni followers, with the support of the Seljuk rulers and ministers, were in the majority and priority, and opposed the Shiites from different groups and persecuted them, and on the contrary, the Shiite view and thinking of the Imams. And the Ismailis were present and were accused by the Seljuk sultans of Rafidi. Based on the findings, the expansion of jurisprudential and theological debates, the compilation of numerous books and treatises in proving or rejecting sectarian beliefs and views, the Mu'tazilite recession, and the spread of Sufism are among the most important consequences of these conflicts.
    Keywords: Religious conflicts, Seljuks, Shiites, Hanafis, Shafi'is, Ray
  • Ghudrat Ahmadian, Siavash Gholipoor Pages 223-244

    Edward Said in "Orientalism" explains the discursive features of Edward Said in "Orientalism" explains the discursive features of that part of science, which in the nineteenth century arose by scholars, travel writers, poets and novelists, a knowledge that practically does not regard the East as a community or a culture that It acts as a basis for itself, but as a reservoir for Western knowledge. This article, based on post-colonial views (with emphasis on Edward Saeed's views), uses the discourse analysis method to study travelogues describing the cultural geography of Kermanshah. The purpose of this research is to identify the Kermanshah, which has been introduced in the works of Orientalists. The findings indicate that the double layers of the Orientalist (in comparison with the central studies) dominate the writting, which is due to the specific cultural and geographic features of the region.key words : Post colonialism, Orientalism, Discourse, kermanshah

    Keywords: History, Post colonialism, Orientalism, Discourse, Kermanshah
  • Mohammad Mashhadinoushabadi, Khadijeh Kardust Fini * Pages 245-266
    During the Ilkhanid era, Iran was one of the centers for the expansion of Buddhism opinions, especially Vajrayana sect.This religion has been associated with Sufism and had some effects on it. In this article with descriptive and historical research method, we tried not only to examine the role of Buddhism in the Ilkhanid period, especially during the Arghoun Shah era, but also to study the interactions between Buddhism and Sufism, with emphasis on the personality of ʿAla al-DolehSemnani. Due to psychological problems, he left serving in Mongolian system and went toward isolation, worshiping and Sufism. During the collaboration with Arghoun, he was in contact withBuddhists and although he was a critic of some of their thoughts but he was under their influence. The result of this study shows that the effects of Buddhism on his works were negatively reflected, such as his opposition to the principle of reincarnation and criticism on the unity of Ibn Arabi, which could be the consequence of the consequences of Buddhists, but in the debate, the principle of which the original is obtained from the sources, but it may be influenced by the teachings of the seven in the kundalini.
    Keywords: : Ilkhanid, Buddhism, Bakhshian, Sufism, ʿAla al-DolehSemnani