فهرست مطالب

جغرافیا و توسعه فضای شهری - سال هفتم شماره 1 (پیاپی 12، بهار و تابستان 1399)
  • سال هفتم شماره 1 (پیاپی 12، بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1400/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عیسی پیری*، مینا شیرمحمدی صفحات 1-16

    هدف کلان و مهم تحقیق عبارت از مفهومینه کردن اولویت امر اجتماعی و ظرفیت سازی رشد اجتماعی در فرایند توسعه پایدار شهری است.  تحقیق حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و روش اجرای آن پیمایش میدانی است. متغیرهای وابسته تحقیق از طریق یک پرسشنامه بسته و در طیف لیکرت مورد سنجش آماری قرار گرفته است. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه سرپرستان خانوار در دو محله ی شهر، کارمندان و اسلام آباد بوده است که  جمعیت شهرک کارمندان 13368 نفر و جمعیت اسلام آباد 35820 نفر بوده است. این دو محله دارای زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی و محیطی متفاوتی هستند. آزمون T تک نمونه ای بر رابطه معنی داری بین توسعه پایدار و ظرفیت سازی توسعه اجتماع محلی تاکید می کند و همچنین در تحلیل عاملی برای فرضیه دوم محققان متوجه شدند که عامل اقتصادی با میانگین700/0 و عامل نهادی با 736/0 بیشترین تاثیر را در بستر فضایی و مکانی ظرفیت سازی اجتماع محلی در دو محله گذاشته است. همچنین آزمون T این فرضیه نیز بر رابطه معنی داری بین متغیر های عوامل هشتگانه موثر در زمینه ظرفیت سازی تاکید می کند. برنامه ریزی فضایی - مکانی خرد محلات شهری با توجه به زمینه های متنوع فرهنگی و اجتماعی - اقتصادی و بهبود مکانی محلات فقیر و تجمیع قطعات خرد برای بازآفرینی محلات به عنوان پیشنهادات مقاله مطرح هستند.

    کلیدواژگان: اجتماع محلی، توسعه پایدار، زنجان، ظرفیت سازی، همبودی
  • سیما محمدزاده خانی*، براتعلی خاکپور، سید مهدی مداحی صفحات 17-34

    از آنجایی که تعیین جهات مطلوب برای رشد و توسعه شهر در برنامه ریزی های شهری کمتر مورد بررسی قرار گرفته و بسیاری از مشکلاتی که در حال حاضر در شهرها با آن روبه رو هستیم، ریشه در سیاست های رشد و توسعه شهری دارد، پژوهش حاضر با هدف ارایه گزینه ها و تعیین مناسب ترین جهت گسترش آتی شهر بجنورد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی سعی در حل این معضل دارد. در این مقاله ضمن توصیف ویژگی ها و صفات، در تجزیه و تحلیل معیارها از مدل فرآیند سلسله مراتبی (ANP)،  فن تحلیل شبکه ای، منطق فازی و فن همپوشانی لایه ها جهت ارایه سمت توسعه مناسب استفاده شده است. بدین منظور ابتدا شاخص های طبیعی، کالبدی، اقتصادی و انسانی مورد نیاز و تاثیر گذار در دو بعد توسعه درون زا با 10 شاخص و توسعه برون زا با 17 شاخص شناسایی شدند. عملیات استاندارد سازی و تلفیق لایه ها با استفاده از روش های همپوشانی و ترکیب نقشه ای و وزن دهی به روش تحلیل شبکه ای ANP انجام شده است و در نهایت پس از تلفیق نقشه های به دست آمده با استفاده از نرم افزار GIS، نقشه نهایی جهات مناسب گسترش آتی شهر بجنورد در دو اولویت توسعه درونی و توسعه بیرونی بهینه گزینی و ارایه شده است.

    کلیدواژگان: تحلیل شبکه ای ANP، توسعه درون زا و برون زا، توسعه فیزیکی، جهات بهینه، منطق فازی
  • مجتبی حاتمی، حسین سلیمانی*، امیر گندمکار، حمید صابری صفحات 35-53

    امروزه شهرها با چالش های بسیاری در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی مواجه شده اند. در عین حال افزایش جمعیت به همراه نسبت روزافزون شهرنشینی پیامدهای زیان باری برای شهرها به ارمغان آورده است. تداوم این گونه رشد شهرنشینی با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی ، بحران آفرین است و هشداری بر ناپایداری شهرها می باشد. در این میان، مشکلاتی دیگر، کیفیت زندگی در شهرها را به شدت کاهش می دهد. بنابراین ضرورت و اهمیت بحث کیفیت زندگی در تمام شهرها ، از جمله شهر ابرکوه ، کاملا نمایان است. شاخص امروزه پیشرفت یک اجتماع، کیفیت زندگی است. طی دهه های اخیر کیفیت زندگی یکی از اساسی ترین نکات مورد توجه در جغرافیای شهری بوده است و  مطالعات تجربی فراوانی به منظور سنجش کیفیت زندگی در شهرهای مختلف دنیا انجام گرفته است. این مهم به دلیل اهمیت روز افزون مطالعات کیفیت زندگی در پایش سیاست های عمومی و نقش آن به عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت و برنامه ریزی شهری است.  هدف مقاله حاضر، ارزیابی شاخص های کیفیت  زندگی در شهر ابرکوه ، است. روش پژوهش بر اساس هدف ، از نوع کاربردی است و بر اساس ماهیت ، از نوع توصیفی - موردی است که  با استفاده از نرم افزار Spss و Excel و روش های آماری از قبیل تحلیل عاملی و رگرسیون، توزیع و تکمیل پرسشنامه (300 مورد)، مطالعات پیمایشی شهر ابرکوه ، مطالعه تاریخی مفهوم کیفیت زندگی و با استفاده از نظریه های گوناگون، به بررسی وضعیت کیفیت زندگی شهروندان در شهر ابرکوه  پرداخته شده است. بخشی از نتایج تجربی این تحقیق نشان می دهد که : به طور کلی 9/45 درصد شهروندان شهر ابرکوه از کیفیت زندگی راضی و 9/32 درصد از کیفیت زندگی ناراضی بودند، و 2/21  درصد پاسخگویان نیز در طبقه خنثی قرار گرفته اند. در پایان ، راهکارها و پیشنهاداتی ، ارایه  شده است.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، شهروندان، زیست پذیری، شهر ابرکوه
  • سهیلا حقانی، صدیقه لطفی*، رحیم بردی آنامرادنژاد صفحات 55-77

    درسال های اخیر شهرها، هم به لحاظ فرم فیزیکی و هم از نقطه نظر عملکردی، به یک پدیده ی منطقه ای بدل شده اند از این رهگذر، با تغییر جایگاه هستی شناسانه از فضا، منطق و معنای «مکان» در متنی جدید، یعنی در فضای جریان ها تفسیر شده است. فقدان استراتژی های توسعه یکپارچه منطقه ای، عدم توجه به رقابت یا همکاری کانون ها را در شبکه شهری مازندران مرکزی با چالش های تفرق عملکردی روبه رو کرده است. به نظر می رسد تحت فضای جریانی موجود، پژوهش های صورت گرفته قادر نخواهد بود تمامیت، کارکرد و ساختار شبکه شهری استان را توصیف کند. هدف پژوهش این است تا با بهره گیری از روش توصیفی_تحلیلی و ابزار تحلیل شبکه، ضمن تبیین مولفه ها و شاخص های تحلیل تعامل فضایی، الگوی فضایی عملکردی شبکه شهری مازندران مرکزی را با تحلیل داده های مبدا- مقصدی سال 1397 مورد مطالعه قرار دهد. نتایج حاصل گواه  شکل گیری نظام چند مرکزیتی و حتی شبکه ای متعادل در این منطقه است. بنابراین با شکل گیری و تکوین این الگوی جدید در منطقه، تغییر در نحوه برنامه ریزی فضایی این مناطق مبتنی بر مزایای اقتصادی شبکه نیز ضروری است. روابط بین شهرهای بزرگتر نه تنها صرفا رقابتی دیده نمی شوند بلکه آنها باید مکمل یکدیگر هم باشند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل رهیافت های نوین (شبکه مبنا) در شبکه شهری چند مرکزیت مازندران مرکزی، بیانگر آن است که، مورفولوژی منطقه ی چند مرکزیت مازندران مرکزی، دخالت محسوسی در ریخت شناسی این منطقه دارا می باشد. زیرا فرم منطقه به گونه ای است که شهرهای مجاور از الگوی خوشه ای پیروی می کنند و شکل شبکه ای به منطقه الحاق کردند.

    کلیدواژگان: ساختار فضایی، شبکه ی شهری، چند مرکزیتی، داده های مبدا-مقصدی، مازندران مرکزی
  • ایمان غلامیان مقدم*، ساناز سعیدی مفرد صفحات 79-98

    شهرهای دوران مدرن از نیازهای معنوی انسان روی برگردانده و شهر بستری برای عبور اتومبیل و تسهیل عبور سرمایه و کالا شد. بدنبال از بین رفتن آرامش در شهرها، انسان به بیماری هایی نظیر افسردگی، استرس، ترس و... دچار شد. مطالعات نشان می دهد که استرس شهری روز به روز در حال افزایش است به طوری که قرن 20 را قرن مدیریت و ارتباطات و قرن استرس و اضطراب و نابسامانی های عصبی نامیده اند. از جمله مهمترین محیط های شهری که باید برای کنترل اضطراب در آنها باید به طور جدی تفکر نمود بافت مرکزی و قدیم شهرهاست. بافت قدیم شهرها که بر اساس اصول ناب معماری و شهرسازی بومی شکل گرفته زمانی در نوع خود اصیلترین و آرام ترین بافت شهری بوده که با شکل گیری تحولات اخیر دچار دگرگونی و تضاد گشته است و آرامش گذشته خود را تا حدودی از دست داده است. این مقاله به دنبال ارزیابی تاثیر عوامل محیطی در ایجاد استرس در محله سیرده سبزوار واقع دربافت قدیم این شهر از طریق ابزار پرسشنامه و سپس تحلیل نتایج حاصل از آن بوده . با تحلیل یافته های به واسطه سنجش همبستگی بین متغیرها نشان داده شده که بین عوال محیطی با ایجاد استرس در محیط ارتباط معنی داری وجود دارد و نیز عامل کیفیت های محیطی بیشترین رابطه و نیز عوامل اقلیمی محیط کمترین رابطه با استرس شهروندان را دارد.  محله سیرده با  وجود عوامل متعدد استرس زا چون کیفیت محیط، امنیت و ازدحام جمعیت ، در مجموع محله ای با بحران حاد استرس و نامنی در شهر قلمداد نمی گردد و با توجه بیشتر به منظور رفع فرسودگی و افزایش کیفیت ها و امکانات محیطی و امنیت محله می توان محله ای پویا امن و آرام را مطابق با اصالت گذشته آن بازآفرینی و تجربه کرد.

    کلیدواژگان: آرامش، استرس، شاخصه های محیطی، فضای شهری، محله سیرده
  • مهدی مودودی ارخودی*، احمد اسدی، یونس غلامی بیمرغ صفحات 99-120

    مسجد به عنوان اولین و بااهمیت ترین نهاد اجتماعی مسلمانان دارای وظایف و کارکردهای چندی است؛ به گونه ای که افزون بر مهم ترین کارکرد آن عبادت، فعالیت های آموزشی، اجتماعی و فرهنگی نیز در آن جریان دارد. مسجد به علت عرضه عملکردها و فعالیت های متنوع مذهبی و اجتماعی از توانایی لازم برای تقویت تعاملات اجتماعی و گسترش شبکه های عملکردی و افزایش ظرفیت های اجتماعی برخوردار است. هدف این تحقیق، بررسی نقش مساجد در پایداری اجتماعی شهر قاین است. در این تحقیق، نقش مسجد در ارتباط با پایداری اجتماعی از منظر عدالت، مشارکت، آگاهی و همبستگی اجتماعی، و کیفیت زندگی بررسی شده است. رویکرد کلی پژوهش، از نوع پژوهش های کمی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، مبتنی بر داده های کتابخانه ای و میدانی می باشد. به منظور توزیع پرسشنامه، نمونه ای به تعداد 100 نفر مورد بررسی قرار گرفت. جهت توزیع پرسشنامه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. تحلیل داده ها، با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آزمون های آماری استنباطی از جمله آزمون تی تک نمونه ای، خی دو و فریدمن انجام شده است. به طورکلی نتایج نشان می دهد که مساجد شهر قاین موجب ارتقاء کیفیت زندگی، بهبود عدالت، و افزایش مشارکت میان مردم شده است. همچنین نتایج نشان داد که مساجد شهر قاین بر ارتقاء آگاهی های مردم و همبستگی اجتماعی، تاثیری نداشته است.

  • ابوالفضل خسروی*، مهدی فرمانی، مصطفی زندی نسب صفحات 121-144

    رویدادهایی مانند جشنواره های فرهنگی هنری و جشنواره های آیینی از عوامل مهم جذب گردشگر به شمار می روند. هر ساله در فصل بهار، در مناطق کوهستانی شهرستان کاشان، جشنواره های فرهنگی و آیینی گل و گلاب برگزار می شود که هزاران گردشگر را به سوی خود جلب می کند. لذا جشنواره گلاب گیری به عنوان رویدادی تاثیرگذار در توسعه گردشگری هر ساله در مناطق گردشگری شهرستان کاشان برگزار می شود و بدین روی گردشگران زیادی را به خود جلب می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات تبلیغات رویدادی بر نگرش های بازدیدکنندگان نسبت به شهر و همچنین مقاصدشان جهت بازدید از شهر میزبان می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است و از نظر روش، توصیفی می باشد. ابزار اصلی جهت گردآوری داده ها، پرسشنامه بوده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه گردشگران داخلی و خارجی شهر قمصر کاشان است که در جشنواره گلاب گیری اردبیهشت ماه 1397 شرکت کرده اند و با روش نمونه گیری در دسترس 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و  LISRELاستفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مطابقت بالای تصویر بین رویداد خاص و شهر میزبان در تبلیغات رویدادی بر نگرش نسبت به شهر میزبان و قصد بازدید از شهر میزبان تاثیر معنادار دارد و نگرش نسبت به شهر میزبان بر انتخاب شهر معروف در تبلیغات رویدادی تاثیر معنادار دارد؛ همچنین، قصد بازدید از شهر میزبان بر انتخاب شهر معروف در تبلیغات رویدادی تاثیر معنادار دارد.

    کلیدواژگان: تبلیغات رویدادی، تناسب تصویر، قصد بازدید از شهر، نگرش نسبت به شهر
  • هادی سروری*، آذین مستوفی صفحات 145-163
    یکی از روش های پیشبرد توسعه شهری، مشارکت در امور شهری است و آموزش مشارکت به کودکان در راستای تاثیرگذاری درست در پیشبرد برنامه های توسعه شهری امری بسیار حیاتی می باشد. هدف اصلی این مقاله شناسایی زمینه هایی از مشارکت است که کودکان در آن آماده تر می باشند تا مورد استفاده برنامه ریزان شهری قرار گیرد. اهمیت موضوع تا اندازه ای است که در صورت عدم آموزش صحیح مشارکت به کودکان نمی توانیم در آینده انتظار مشارکت صحیح این قشر را در امور توسعه شهری داشته باشیم. بدین منظور برای تحلیل قابلیت مشارکت کودکان، از تحلیل محتوای کتب درسی دوره دوم ابتدایی به عنوان مهمترین مرحله آموزش عمومی در سطح کشور، استفاده شد. مولفه های مشارکت کودکان در این پژوهش شامل شناخت شهر، آموزش حقوق شهروندی و آموزش نحوه مشارکت و ارتباط با دیگران می باشند. روش شناسی مورد استفاده به صورت تحلیل محتوای کمی و به کمک روش ویلیام رومی انجام گرفته است. واحدهای تحلیل نیز فحوای متن درس، سوالات و تصاویر می باشد. جامعه آماری شامل سه جلد کتاب مطالعات اجتماعی در پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی سال تحصیلی 96-97 است. یافته های مقاله بیانگر آن است که به مولفه های مشارکت در پایه های مختلف دوره دوم ابتدایی به یک میزان پرداخته نشده است و ضریب درگیری در ارتباط با واحدهای تحلیل به یک میزان نیست. در مجموع از میان موضوعات موثر در مشارکت، به شناخت شهر بیشتر از سایر موضوعات پرداخته شده است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیشترین قابلیت کودکان در مشارکت مشورتی است، گرچه این مشارکت پایین ترین درجه مشارکت است.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی شهری، تحلیل محتوا، کتب درسی، کودکان، مشارکت
  • الهه ذوقی حسینی، داراب دیبا*، حامد کاملنیا، مصطفی مختاباد عامری صفحات 165-185
    منطقه گرایی، دیدگاهی انتقادی است که بر حفظ خصوصیات مکان تاکید داشته و نوعی فلسفه ی ارجاعی در برقراری هماهنگی میان مردم، دست ساخته های آنها و طبیعت به شمار می رود. این رویکرد تلاش می کند تا با بی مکانی در مدرنیسم از طریق بکارگیری نیروهای متنی برای بدست آوردن معنا و حس مکان مقابله نماید و در صدد پر نمودن این خلاء است که ریشه در شکاف میان اندیشه و احساس در طول سده اخیر دارد. این مقاله تلاش دارد تا اهمیت این بحث و ابعاد مختلف آن و سنتزی که تحت عنوان منطقه گرایی ارایه شده را نشان دهد و اینکه چگونه این بخش از مفاهیم با ابعاد مختلفش با گفتمان های محلی از یکسو و چالش های جهانی از دگرسو شکل گرفته است. لذا مرور ویژگی های منطقه گرایی مبتنی بر آراء پیشگامان این جنبش و رویکردهای آن بواسطه نقش میانجی آن بین سنت و مدرنیسم در بناهای معاصر مشهد می تواند انتظامی برای بحران مکان در مشهد قلمداد شود، به طوری که هدف اصلی این نوشتار را شکل می دهد. طراحی پژوهش، برمبنای روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی مبتنی بر منطق قیاسی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و موردپژوهی شکل گرفته است. 27 اثر از بناهای شاخص شهر مشهد که رویکرد میانجی گرایانه ای به تقابل سنت و مدرنیته داشته اند به عنوان جامعه آماری انتخاب و از طریق پرسشنامه که به صورت طیف پنج گزینه ای لیکرت تنظیم و توسط 25 نفر از کارشناسان حوزه منطقه گرایی مشهد بکار گرفته شده و در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های موردپژوهی حاکی از عدم سازگاری اصول منطقه گرایی در مشهد با نیازهای دوره معاصر است چرا که بیشتر تبدیل به الحاقات نمادین و تاریخی روی پوسته مدرن گشته و می توان آن را بدترین شکل منطقه گرایی دانست که به پوسته ای تاریخی تبدیل شده و در آن تصاویری از سنت گرایی با تقلیدی از کلیشه های گذشته ترکیب و بر روی بدنه ساختمان های مدرن کشیده شده است.
    کلیدواژگان: ابنیه معاصر مشهد، بوم گرایی، جهانی سازی، مدرنیسم، منطقه گرایی، هویت مکانی
  • شقایق پارسا*، ناصر برک پور صفحات 187-207

    امروزه مدیریت شهری یک ضرورت در ایجاد یکپارچگی و هماهنگی در نظام شهری است. از الزامات مدیریت شهری کارآمد و اثربخش حرکت در راستای حکم روایی خوب شهری است که این امر، بدون توجه به سه مولفه شفافیت، پاسخگویی و مشارکت امکان پذیر نخواهد بود. یکی از راهکارهایی که برای افزایش اعتماد عمومی و تعامل بیشتر با شهروندان برای نهادهای مدیریت شهری و به طور ویژه شهرداری و شورای اسلامی شهر پیشنهاد می شود، ارایه دستورالعملی برای شفاف سازی عملکرد سیستم مدیریت شهری است. به عبارت دیگر شفاف سازی یک عنصر سازنده برای افزایش اعتماد به نهادها قلمداد شده که قادر به بر طرف کردن شکاف بین مسیولین مدیریت شهری و شهروندان خواهد بود. در این دستورالعمل دسته بندی اطلاعات برای انتشار شامل: اطلاعات اقتصادی، شهروندی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل، منابع انسانی و شهرسازی است. پژوهش حاضر از حیث هدف یک تحقیق کاربردی و روش انجام آن پیمایشی است. برای انجام این تحقیق پس از مطالعه منابع و اسناد کتابخانه ای، برای جمع آوری داده ها، مصاحبه با متخصصین و اساتید حوزه مدیریت شهری صورت گرفته است، همچنین روش تحلیل داده ها تفسیری است و برای تحلیل داده ها از نرم افزار  MAXQDAاستفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که میزان شفافیت در سیستم مدیریت شهری کشور و شهر مشهد نامناسب است و به نظر می رسد تدوین دستورالعمل جامع شفاف سازی یکی از تدابیر اولیه برای شفاف سازی است. در نهایت دستورالعمل نهایی با انجام مصاحبه ها، تحلیل داده های حاصل از مصاحبه و بررسی اسناد، قوانین و مقررات، برای کاربرد در نظام مدیریت شهری مشهد مناسب سازی شده است.

    کلیدواژگان: دستورالعمل، شفاف سازی، مدیریت شهری، مشهد
  • حجت فرقانی، محمدرحیم رهنما*، رستم صابری فر، حسین رحیمی صفحات 209-229

    مکانیابی و نحوه توزیع فضایی ساختمان های بلندمرتبه، نقش زیادی در پایداری شهر داشته و می تواند در کاهش یا افزایش اثرات این ساختمان ها بر فضای شهری، تاثیر داشته باشد. با توجه به شکل گیری 220 ساختمان بلندمرتبه 10 طبقه به بالا طی دهه 197-1385 در کلان شهر مشهد و افزایش تعداد آنها که عمدتا در طی دهه اخیر اتفاق افتاده است، این مقاله با هدف بررسی و تحلیل توزیع فضایی ساختمان های بلندمرتبه احداث شده در کلان شهر مشهد (طی دهه 1397-1385) و تاثیر آن بر فرم شهری کلانشهر مشهد انجام گردید. پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش، پیمایشی بوده و از شیوه تجزیه و تحلیل توصیفی- تحلیلی بهره برده است. به این منظور از آمار و اطلاعات موجود و مدل خود همبستگی فضایی و سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده شد. نتایج بیانگر آن است که ساختمان های بلندمرتبه شهر مشهد در طی این دوره زمانی، از الگوی خودهمبستگی فضایی برخوردار بوده و می توان آن را دارای الگوی خوشه ای دانست. مطالعه تاثیرات این ساختمان ها بر فرم شهری، نیز بیانگر الگوی چندمرکزی با مرکزیت غالب در هسته مرکزی (پیرامون حرم مطهر) با کاربری تجاری و اقامتی می باشد. که ایجاد چند هسته فرعی نقش هسته اصلی را کاهش داده است و با توجه به مرکزیت اصلی و پراکنش خوشه های مختلف در سطح شهر، با پایداری فرم شهری ارتباط مثبتی دارد زیرا از طریق پخشایش چندمرکزی سبب شده است که از مشکلات و مسایل زیاد پیرامون هسته مرکزی شهر و الگوی تک مرکزی کامل کاسته شود.

    کلیدواژگان: بلندمرتبه سازی، توزیع فضایی، فرم شهری، کلانشهر مشهد
  • لیلی بختیاری، فرزانه ساسان پور*، علی شماعی، محمد سلیمانی مهرنجانی صفحات 231-259

    بخش مرکزی شهرها، به دلیل برخورداری از مرکزیت جغرافیایی، مرکزیت ثقل اقتصادی و ویژگی های تاریخی- فرهنگی دارای توان بالقوه بالایی است. علیرغم ویژگی های مثبت بخش مرکزی شهرها، محلات مسکونی آن با مشکلات کالبدی، زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، ازجمله فرسودگی، درهم پیچیدگی بافت و ضعف زیرساخت ها مواجهند. یکی از مراکز شهری با چنین مشخصه ای، بخش مرکزی شهر همدان می باشد. یکی از رویکردهای نوینی که توانسته با دید یکپارچه همه ابعاد مطروحه را در حل مسایل بخش مرکزی شهرها داشته باشد، رویکرد «بازآفرینی شهری پایدار» است. هدف از این مقاله بررسی و تحلیل وضعیت شاخص های بازآفرینی پایدار و دستیابی به سناریوهای پیش رو در بخش مرکزی همدان می باشد. اطلاعات برای مطالعه وضع موجود از طریق اسناد فرادست و پرسشنامه شهروندان به دست امد در ابتدا رتبه بندی قطاع های شش گانه بخش مرکزی همدان از منظر شاخص های بازآفرینی شهری پایدار بر اساس مدل الکتر فازی بدست آمد. بطوریکه قطاع اول، پنجم و چهارم به ترتیب با تعداد چیرگی 5، 4 و 3 وضعیت بهتری از نظر شاخص های بازآفرینی پایدار به خود اختصاص داده اند. در ادامه برای دستیابی به آینده های پیش رو بخش مرکزی همدان با استفاده از نرم افزار سناریو ویزارد، با تشکیل ماتریس اثرات متقابل 30×30 در مجموع 2 سناریو قوی، 12 سناریوی باور کردنی و 242 سناریوی ضعیف به دست آمد. نتایج پژوهش نشان می دهد که 3 سناریو (هگمتانه، دارینه و عراق عجم) با احتمال وقوع بسیار بالا در شرایط پیش روی آینده بخش مرکزی شهر همدان است. مطلوب ترین سناریو، سناریوی هگمتانه است.

    کلیدواژگان: الکتره فازی، بخش مرکزی همدان، بازآفرینی پایدار، سناریونویسی، هگمتانه
|
  • Isa Piri *, Mina Shirmohammadi Pages 1-16

    Coexistence of poverty and geographical space is a conceptual formation implying the importance of capacity building in producing space for sustainable development. Capacity building is a procedural concept. Practice of democracy and production of civil living space for participation and transition to the social development are more important in contemporary modern urban planning. Now we know communities and civil societies are the main factors making democratic space to growing actors and private sector institutions. This study aimed at conceptualizing social matter priority and social development capacity building in the sustainable urban development process. The approach is descriptive-analytic and the method is survey. The independent variables of the study were tested through a close-ended questionnaire on a Likert scale. The population consisted of all households in Karmandan and Islamabad neighborhoods of Zanjan city with a population of 13368 and 35820, respectively. These two neighborhoods are of different social, economic, cultural, physical, and environmental backgrounds. Results of one sample T-test shows significant relationship between sustainable development and the local community development capacity building. The factorial analysis addressing the second hypothesis indicates that the economic factor with an average of 0.700 and institutional factor with 0.736 have the highest impact on the spatio-locational context of the community capacity building. Second hypothesis T-test also signals a significant relationship among the variables of eightfold factors affecting capacity building background. The findings suggest micro spatio-locational planning of the urban neighborhoods with special emphasis on cultural, social, and economic backgrounds, locationally improving poverty-stricken neighborhoods, and collecting micro-components to regenerate the neighborhoods.

    Keywords: local community, Sustainable development, Zanjan, capacity building, coexistence
  • Sima Mohammadzadeh Khani *, Barat Ali Khakpour, Seyed Mehdi Madahi Pages 17-34

    This study was conducted with the aim of providing different options and determining the most appropriate direction for the future development of Bojnourd city as determining the appropriate direction for urban development in urban planning is under-studied and many of the problems of cities seem to be the result of urban development policies. The study applied a descriptive-analytical method and described the characteristics. For analyzing the criteria and to provide the appropriate development direction, Analytic Hierarchy Process (ANP) model, network analysis technique, fuzzy logic and layer overlap technique were used. For the purpose, in the first place, all required natural, physical, economic, and human indicators with two dimensions of internal development having ten indicators (route, population density, land price, brown lands, heritage privacy, impenetrability, construction density, building floors, and grading) and external development including seventeen indicators (fault, slope, height, river, water well, rural settlements, land use, cemetery, slaughterhouse, airport, factories, communication roads, surrounding towns, energy zone, and conservative green spaces) were identified. Standardization and integration of layers were done using overlap methods and a combination of maps and weighting by ANP network analysis method. Combining the obtained maps using GIS software, the final map of appropriate directions for future development of Bojnourd was determined and presented in two priorities of internal development and external development (that is, in the southern and southwestern directions of the city with priority in four proposed sites).

    Keywords: ANP Network Analysis, Internal, External Development, Physical Development, Optimal Directions, Fuzzy logic
  • Hosein Soleimani *, Amir Gandomkar, Hamid Saberi Pages 35-53

     Cities today face many challenges in terms of economic, social and environmental issues. Meanwhile, population growth along with an ever-increasing proportion of urbanization has had a damaging effect on cities. The continuation of this urbanization with social, economic and environmental problems is a crisis and a warning to the unsustainability of cities. Meanwhile, other problems greatly reduce the quality of life in cities. Therefore, the necessity and importance of discussing the quality of life in all cities, including the city of Abarkuh, is quite evident. Today's indicator of the progress of a community is the quality of life. In recent decades, quality of life has been one of the most important points in urban geography, and numerous experimental studies have been conducted to assess the quality of life in different cities of the world. This is due to the increasing importance of quality of life studies in monitoring public policies and their role as an effective tool in urban management and planning. The aim of this article is to evaluate the quality of life indicators in Abarkouh city. The methodology of the research is based on the purpose of the application. By nature, a descriptive-case is a case that is distributed by SPSS and Excel software and statistical methods such as factor analysis and regression, distribution and completion of the questionnaire (300 items) Surveying studies in Abarkuh city, the historical study of the concept of quality of life, and using various theories, has examined the status of citizens' quality of life in the city of Abarkuh. The experimental results of this study show that: 45.9% of Abarkouh citizens were satisfied with the quality of life and 32.9% were dissatisfied with the quality of life, and 21.2% of the respondents were in the neutral category. In the end, solutions and suggestions are presented. 

  • Sohaila Haghani, Sedigheh Lotfi *, Rahimberdi Anamoradnejad Pages 55-77

    Cities have become a regional phenomenon both physically and functionally in recent years. Thus, by the change of the ontological status of space, logic and meaning of place in a new context have been interpreted in the new context. Central Mazandaran has faced the challenges of functional segregation due to lack of integrated regional development strategies, lack of attention to competition or cooperation of centers and urban areas in the network. It seems that under the existing direction of spaces, the conducted researches will not be able to describe the integrity, function and structure of the urban network in the province. The study used descriptive-analytical method and network analysis tools to explore the components and indicators of spatial interaction analysis and to study the spatial pattern of central Mazandaran urban network by analyzing the origin-destination data for the year 2018. The results showed the formation of a multi- base centered system and even a balanced network in the region. Therefore, by evoluting the new pattern in the region, there is a need for change in approach of spatial planning based on the economic advantages of network. The relations among the bigger cities are not seen only competitive but they should be complementary with each other. Moreover, the results of social network analysis indicated that the morphology of the polycentric region of Central Mazandaran has a significant influence on the area as the form of the region is such that the adjacent cities follow the cluster pattern and have a network structure.

    Keywords: Spatial Structure, Urban network, Polycentric, Data Flow, Central Mazandaran
  • Iman Gholamian Moghaddam, Sanaz Saeidi Mofrad * Pages 79-98

    Studies show that stress in cities is increasing, so that the 20th century has been called the century of management and communication, and the century of stress and anxiety and nervous disorders. In this regard, the old fabric of cities, which is based on the pure principles of local architecture and urban planning, has undergone changes and contradictions with the formation of recent developments, and has lost much of its past peace. The study sought to evaluate the impact of environmental factors on stress in the Sirdeh neighborhood in the old fabric center of Sabzevar. Data was collected through a questionnaire of environmental factors in creating stress in urban environment and also the standard Dass questionnaire for measuring the received stress. Relying on Cochran's formula, 365 residents of the neighborhood were selected to complete the questionnaire. Analysis of the results by measuring Pearson correlation coefficient showed that there is a significant relationship between environmental factors and stress in the environment. It also showed that the environmental quality factor has the highest relationship and environmental climatic factors have the lowest relationship with citizens’ stress. The results of regression analysis indicate that environmental qualities along with the quality of visual elements and the regulation of environmental conditions together overshadow 64% of citizens' stress. Analysis of variance also showed that young people aged 20 to 40 years were more affected by environmental stressors. Overall, despite numerous stressors such as poor environmental quality, low security and overcrowding, with proper planning for solving problems and increasing the quality and environmental facilities and security of the neighborhood, it is possible to recreate dynamic, safe and quiet neighborhoods in accordance with its originality.

    Keywords: Stress, relaxation, Environmental Characteristics, Urban Spaces, Sirdeh Neighborhood
  • Mahdi Mowdodi Arkhudi *, Ahmad *, Yones Gholami Pages 99-120

    The mosque as the first and most important social institution of Muslims has many duties and functions, in addition to the most important function of worship, there are educational, social and cultural activities in it. Due to the supply of various religious and social functions and activities, the mosque has the ability to strengthen social interactions and expand the functional networks and increase social capacities. The purpose of this research is investigating the role of mosques in the social sustainability of the Qaen city. In this research, the role of the mosque in relation to social sustainability from the standpoint of justice, participation, awareness and social solidarity, and quality of life has been investigated. The overall research approach is a type of quantitative research, and in terms of data collection method, is based on library and field data. In order to distribute the questionnaire, a sample of 100 people was examined. A simple random sampling method has used to distributing the questionnaire. Data analysis was performed using descriptive statistics indices such as frequency distribution and inferential statistical tests such as single sample T-test, Chi-square and Friedman. In general, the results indicate that the mosques in Qaen city have promoted quality of life, have improved justice, and have increased participation among the people. Also, the results showed that the mosques in Qaen city did not affect the promotion of public awareness and social solidarity.

  • Mahdi Farmani, Mostafa Zandi Nasab Pages 121-144

    Events such as artistic cultural festivals and ritual festivals are among the most important factors for attracting tourists. Every year in spring, in the mountainous areas of Kashan, cultural and ritual festivals of flowers and rose water attract thousands of tourists. Therefore, the festival will be held as an effective event in the development of tourism every year in the tourism areas of Kashan and this attracts many tourists. The purpose of this study is to investigate the effects of event advertising on visitor's attitudes toward the city as well as their purposes for visiting the host city. The present research is applied in terms of purpose and is descriptive in terms of method. Questionnaire has been the main tool for collecting data. The statistical population of this research includes all inner and foreign tourists of Qamsar city of Kashan who participated in the festival of rose water in May, 2018 and 384 people were selected for sample size by sampling method. Data were analysed using SPSS and LISREL software. The results of the research show that the high image matching between the special event and the host city in event advertising has a significant effect on the attitude toward the host city, the intention to visit it and selection of it as a famous city.

  • Hadi Sarvari *, Azin Mostofi Pages 145-163
    Children are experts regarding their needs in the city and will become the future urban designers and decision makers. Planners should pay more attention to the process of urban planning. Urban planning for children and adolescents is currently regarded as planning for a majorly unimportant part of the society. The main question posed in the present study is on the effectiveness of contents of educational system courses in student’s understanding of urban affairs and planning concepts. To find a proper answere this question, the Social Studies Textbooks of the fourth, fifth and sixth grades in 2017-18 academic year were examined using content analysis. Content analysis is used for objective and systematic description of the contents of a particular text; here, these contents were analyzed using William Romey’s method. To examine and analyze the data, subjects related to participation were identified by studying Social Studies Textbooks. Accordingly, the most important effective components of participation are knowing the city and its primary parts, and instruction of citizenship rights, the way of participating and communicating with others.  Based on the analytical findings of the study, the most effective educational category for children at the second grade with the highest conflict coefficient was “how to communicate with others”. Furthermore, in association with “citizenship rights instruction” with average level conflict coefficient, cooperative participation can be expected due to its emphasis on attendance at events and presence in public projects. Finally, in the category of “knowing the city and its primary parts” which is related to children’s familiarity with the concept of city and its development process, subjects that should be taught to children are assigning projects to children, actual practices, and participation in design. Nevertheless, this category involves the lowest conflict coefficient and lowest educational system impact.
    Keywords: Children, Participation, Urban planning, Content analysis, Textbooks
  • Elahe Zoghi Hosseini, Darab Diba *, Hamed Kamelnia, Mostafa Mokhtabad-Amrei Pages 165-185
    Regionalism is a critical view to architecture that tries to stand up as preservation of the characteristics of a place and can be seen as theory of reference to establishing harmony between people, built environment, and nature. Using textual forces, this approach saught to confront the placenessless of modernism to obtain meaning and a sense of place, and at the same time saught to fill this void, which is deeply rooted in the gap between thought and feeling over the last century. The current study attempted to present the importance of this issue, its different aspects and an approach called regionalism in architecture to show why and how this concept with its different aspects, is shaped through local discourses, on the one hand, and the global challenges, on the other hand. Therefore, reviewing the characteristics of regionalism based on the pioneers’ view and its approaches due to its mediation role between tradition and modernism in contemporary buildings in Mashhad can be considered as a discipline for identity crisis in Mashhad. Employing a mixed method, research design was based on deductive logic and through library sources and case studies. In this line, 27 prominent bulidings in Mashhad were selected as statistical population. A questionnaire was designed in a Likert scale and were answered by 25 experts in the same field in Mashhad. Data were analyzed using SPSS software. The results indicate that the principles of regionalism in Mashhad are not compatible with the contemporary needs because they are more of a symbolic and historical extensions to the modern facade and can be considered as the worst kind of regionalism in which images of traditionalism are combined with the imitations of past stereotypesand draw on the bodies of modern buildings.
    Keywords: Contemporary Buildings of Mashhad, Globalization, Modernism, Regionalism, Place identity
  • Shaghayegh Parsa *, Naser Barakpur Pages 187-207

    Urban management is a necessity in integrating and coordinating the urban system. One of the requirements of efficient and effective urban management is moving towards good urban governance, which is impossible without the three components of transparency, accountability and participation. One of the proposed solutions in order to increase public trust and create greater interactions with citizens for municipal management bodies and specifically municipality and the Islamic council of the city, is preparing a set of transparency instructions for the performance of urban management system. Instructions promotes transparency and raises public awareness towards governmental and nongovernmental organizations. In other words, transparency is a constructive element in raising trust in organizations, which will be able to bridge the gap between urban management authorities and the public. The main components of this instruction are economic information, citizenship, laws, regulations supervision, control, human resources, and urban studies. The research saught to do an applied study through survey research method. In this research, interview with experts and professors in urban management was used to collect data, and MAXQDA software was used for data analysis. The findings of the study indicate that the level of transparency in urban management of the country and the city of mashhad is inadequate, and to solve this problem, preparing a comprehensive instruction for transparency is manatory. Finally, the aforementioned transparency instruction was adapted for use in Mashhad’s urban management system by conducting interviews, analyzing interviews data, and reviewing documents, laws, and regulations.

    Keywords: Transparency, urban management, Instruction, Mashhad
  • Hojjat Forghani, MohammadRahim Rahnama *, Rostam Saberifar, Hossein Rahimi Pages 209-229

    Acceleration in the construction of high buildings in Mashhad over the past 17 years has caused confusion and concern in the proper implementation of rules and regulations. This study evaluated the correspondence of the implementation of 220 buildings of Mashhad having more than ten floors during the period 2001-2018 with the rules and regulations of 28 approved detailed plans and high construction Part plan. For this purpose, using descriptive and survey research method and correlation analysis, four important issues of criteria including the number of floors, density, occupation level, and land use were analyzed. The results indicate that two criteria of number of floors and density of buildings are three times the approved standard and the use is not very adaptable and is only lower than the approved amount in terms of the level of occupation of the existing conditions. A comparison of existing high buildings with the approved high-level criteria of Mashhad city also indicates that the criteria of the number of floors, density, and percentage of occupation level have not been observed. They are meaningful. Therefore, despite the approval of the high-rise plan of Mashhad in 2006, this plan is not based on the needs of high construction and needs to be modified according to the criteria of these plans. Finally, improving the criteria for making high buildings in Mashhad, determining the skyline of existing buildings and preparing a plan based on it, and determining the appropriate areas for high constructions and preventing scattered construction were suggested.

    Keywords: High Construction, rules, regulations, urban development plan, Mashhad Metropolis
  • Leili Bakhtiari, Farzaneh Sasanpour *, Ali Shamaei, Mohamad Soleimani Mehranjani Pages 231-259

    Central part of cities have high potential for enjoying the geographical and economic centrality, and historical cultural characteristics. The central parts of cities are usually encountered with fabric, environmental, social, and economic exhaustion intricacy as well as weak infrastructure. Hamedan's central part is faced with such problems. A novel approach with an integrated view which covers all raised aspects is the stable urban recreation approach. This study aimed at analyzing the situation of stable recreation indicators and access to prospective scenarios in the central part of Hamedan. Data was obtained using documents and questionnaires. First of all, six parts of the city were ranked based on the perspective of sustainable urban regeneration indicators using fuzzy ELECTRE model. In a way that parts 1, 4, and 5 have higher sustainability regeneration status. Examining the current situation, to achieve prospects in the central part of Hamedan via Wizard Software scenario through forming, a 30 by 30 interaction matrix, in general, two powerful scenarios, twelve unbelievable scenarios, and two hundred and forty two weak scenarios were obtained. Results revealed that three scenarios of Hegmataneh, Darineh, and Eraq-E Ajam with extremely high probability of occurrence are the conditions encountering Hamedan in the future. In the first scenario called Hegmataneh, there are desirable conditions based on the urban resilience, timely raising of the budgets and credits, quick and cheap construction technology, and guaranteed residence security. And the Hegmataneh scenario is the most optimal scenario for sustainable regeneration of the central section of this city.

    Keywords: Fuzzy Electro, Central Part of Hamedan, Sustainable Regeneration, Scenario Writing, Hegmataneh