فهرست مطالب

تولیدات گیاهی - سال چهل و چهارم شماره 1 (بهار 1400)
  • سال چهل و چهارم شماره 1 (بهار 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/03/28
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سیروس صفی پور، اسمعیل خالقی*، نورالله معلمی صفحات 1-12

     پژوهش‎ها نشان داده‎اند که برخی از صفات مورفولوژیکی میوه، هسته و برگ گیاه زیتون نظیر کمتر تحت تاثیر محیط قرار می گیرند و هر گونه تغییری در این صفات نتیجه تغییر در خزانه ‎ژنی گیاه است لذا پژوهشی به منظوربررسیتنوعژنتیکی 50 ژنوتیپ زیتون در شهرستان های باغملک، اندیکا، ایذه و لالی استان خوزستان با استفاده از خصوصیات مورفولوژیکی میوه، هسته و برگ در قالب طرح آماری لانه آشیانه ای در سال 1395-1394 به اجرا درآمد. نتایج نشان داد که دامنهوسیعیازتغییرات مورفولوژیکیدر بینژنوتیپ ها وجود داشت. نتایج تجزیه به عامل ها نیز نشان داد که 12 مولفه در مجموع 7/78 درصد از واریانس کل صفات را توجیه نمودند. اولین مولفه 42/13 درصد از واریانس کل را توجیه نمود و در این عامل، طول میوه (63/0)، عرض میوه (61/0)، وزن تر میوه (61/0)، شکل هسته (7/0-)، عرض هسته (66/0)، طول هسته (44/0-)، تعداد شیار (40/0) و طول برگ (5/0) ضریب بالایی داشتند. همچنین صفاتی نظیر طول و عرض میوه، هسته و برگ، شکل هسته و برگ، خمش برگ، تعداد شیار هسته، قاعده میوه در موقعیت A، وزن هسته، سطح هسته در موقعیت B، تقارن هسته در موقعیت A، اندازه عدسک روی میوه، توزیع شیار روی هسته، تقارن هسته در موقعیت B از جمله مهم ترین صفات در تفکیک ژنوتیپ ها و گروه بندی شهرستان های مورد مطالعه از یکدیگر بودند. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه خوشه ای، ژنوتیپ ها به شش گروه مجزا تقسیم شدند. ژنوتیپ‎های متعلق به شهرستان باغملک دارای بیشترین یکنواختی اما ژنوتیپ‎های متعلق به شهرستان لالی، ایذه، اندیکا دارای بیشترین غیریکنواختی بودند.

    کلیدواژگان: تجزیه بای پلات، تجزیه به عامل ها، تجزیه خوشه ای
  • میترا خادمی، فرهاد نظریان فیروزآبادی*، احمد اسماعیلی صفحات 13-24

    تولید ریشه مویین به کمک Agrobacterium rhizogenesیکی از مهم ترین روش های بیوتکنولوژی برای تولید متابولیت های ثانویه و پروتئین های نوترکیب است. یکی از چالش های مهم ریشه مویین، تولید کم زیست توده است. به منظوربهینه سازی محیط کشت ریشه مویین در گیاه توتون، تاثیر فاکتور نیتروژن با نسبت های مختلف نیترات به آمونیوم (NO3/NH4) در سه غلظت 19/20، 1/5/1/5و 1/5/30میلی مولار، میزان پتاسیم دی هیدروژن فسفات (KH2PO4) به عنوان منبع تامین کننده فسفر(3، 6 و 12 میلی مولار) در محیط MS به صورت کشت جامد و مایع در قالب یک طرح کاملا تصادفی در آزمایشگاه بیوتکنولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه لرستان در سال 1395 انجام شد. تراریخت بودن ریشه ها به کمک واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) با آغازگر های اختصاصی ژن rolC تایید شد. تجزیه واریانس داده های میزان وزن خشک و تر ریشه های مویین نشان داد که نیتروژن، فسفر و نوع محیط کشت روی میزان تولید زیست توده اثرات معنی دار (05/0<P) دارند. بیشترین زیست توده، مربوط به محیط کشت MS حاوی میزان بالای از نسبت نیترات به آمونیوم و12 میلی مولار پتاسیم دی هیدروژن فسفات با حداکثر وزن تر و خشک بعد از یک ماه به ترتیب با 66/11 و 47/0 گرم بود. کمترین وزن خشک و وزن تر در محیطی با میزان کمتری (1/5/1/5 میلی مولار) از نسبت نیترات به آمونیوم و 6میلی مولار پتاسیم دی هیدروژن فسفات مشاهده شد. همچنین در محیط کشت MS مایع همراه با میزان بالای نسبت نیترات به آمونیوم بیشترین میزان تولید زیست توده حاصل شد. با توجه به اهمیت تولید بیشتر زیست توده، از روش القاء ریشه مویین این مطالعه می توان برای افزایش زیست توده برای تولید ترکیبات دارویی و صنعتی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اگروباکتریوم رایزوژنز، ریشه مویین، زیست توده
  • فاطمه حسینی، نسرین مشتاقی*، احمد شریفی، عبدالرضا باقری، حسن مرعشی، فاطمه کیخا آخر صفحات 25-36

    بگونیا یکی از رایج ترین گیاهان زینتی در سراسر جهان می باشد که به عنوان گیاه باغی، گلدانی، آویز و گلخانه ای پرورش می یابد. تکنیک های کشت بافت گیاهی روش جایگزینی برای تولید انبوه گیاهان یکسان بگونیا می باشد و می تواند بر مشکلات ناشی از روش های تکثیر رویشی غلبه نماید. تحقیق حاضر با هدف ارایه یک سیستم ریزازدیادی مناسب برای سه گونه بگونیا (Begonia soli-mutata،  B. tiger و B. elatior) در سال 1395 و در آزمایشگاه بیوتکنولوژی گیاهان زینتی جهاد دانشگاهی مشهد انجام شد. در این بررسی اثر سیتوکنین های TDZ و Kin با غلظت های 2/0، 1 و 2 میلی گرم در لیتر در ترکیب با NAA (صفر و 2/0 میلی گرم در لیتر) بر ریزازدیادی سه گونه مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه ریشه زایی شاخه ها در محیط کشت حاوی سه نوع اکسین بررسی شده و به بستر سازگاری منتقل شدند. نتایج نشان داد بیشترین درصد باززایی گیاهچه (100 درصد) در گونه  B. soli-mutataدر غلظت یک و دو میلی گرم در لیتر Kinو در گونه B. elatior در غلظت یک و دو میلی گرم در لیتر TDZ و در گونه B. tigerدر غلظت دو میلی گرم در لیتر هر دو نوع سیتوکنین به دست آمد. در همه غلظت های سیتوکنین استفاده از 2/0 میلی گرم در لیتر از NAA تاثیر مثبتی بر باززایی گیاهچه داشته است. همچنین در فرآیند ریشه زایی کاربرد IAA با غلظت یک میلی گرم در لیتر در ترکیب با 30 گرم در لیتر ساکارز بیشترین درصد ریشه زایی را به همراه داشته و سازگاری مطلوبی از گیاهچه ها در بستر حاوی مخلوط کوکوپیت و پرلیت و یا پیت ماس به تنهایی به دست آمد.

    کلیدواژگان: بگونیا، ترکیب محیط کشت، کشت درون شیشه ای
  • سید جواد موسوی زاده*، مصطفی خوشحال سرمست، کامبیز مشایخی صفحات 37-50

    ویژگی های کاریوتایپی توده های محلی سیر شمال ایران (سیر سفید گرگان، صورتی ساری و ارغوانی رشت) در سال 1397 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام آزمایش مریستم انتهایی نوک ریشه با 002/0 مول 8-هیدروکسی کینولین به مدت چهار ساعت در دمای چهار درجه سانتی گراد تیمار شد و با استفاده از اورسیین دو درصد رنگ آمیزی گردید. سلول ها در مرحله متافاز میتوز عکس برداری و شاخص های کروموزومی محاسبه شدند. تعداد کروموزوم پایه هشتx=8  (2n=2x=16)و دیپلویید مورد تایید قرار گرفت. بزرگترین طول کروموزوم (51/169 میکرومتر) متعلق به توده گرگان و کوچک ترین طول کروموزوم در توده رشت (57/136 میکرومتر) ثبت گردیدند. آنالیز کاریوتایپ متافاز نشان داد که سانترومرها به طور عمده در وسط (متاسنتریک) یا نزدیک وسط (ساب متاسنتریک) کروموزوم قرار دارند. کروموزوم ها در جهت کاهش طول بازوی کوتاه مرتب شدند و فرمول کاریوتایپ12m+4sm  برای تمام توده ها به دست آمد. کروموزوم های 13 تا 16 برای دو توده گرگان و رشت ساب متاسنتریک بود. کروموزوم های ساب متاسنتریک روی کروموزوم های شماره 11-12 و 15-16 برای توده ساری مشاهده شد. با توجه شاخص های عدم تقارن از نظر تیپ کروموزوم، درصد شکل کلی و قرارگیری در کلاس  2Bطبقه بندی استبینز، سه توده مورد بررسی از نظر تکاملی در یک سطح قرار می گیرند. داده های کاریوتایپی، منبع جامع از اطلاعات سیتوژنتیکی فراهم می کند که در برنامه های اصلاحی برای درک بهتر طبقه بندی، تکامل و شکل گیری در جنس آلیوم استفاده می شود.

    کلیدواژگان: دیپلوئید، سیتوژنتیک، کروموزوم، متاسنتریک، میتوز
  • فاطمه ناظوری*، سید حسین میردهقان، آرزو رفیعی صفحات 51-64

    ازدلایل محدودیت انبارداری میوه انار کاهش وزن و صدمه سرمازدگیاست. در سال 1395 به منظور بررسی اثر واکس کارنوبا بر انبارمانی میوه انار آزمایشی در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی و با چهار تکرار در دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان انجام شد. تیمارها شامل واکس کارنوبا در سه غلظت صفر، 5/0 و 1 درصد و دوره انبارمانی در دو سطح (45 و 90 روز) در سردخانه با دمای 1±4 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 5 ± 85 درصد انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که واکس کارنوبا قادر به جلوگیری از سرمازدگی، کاهش وزن و حفظ اسید کل، پ هاش و آنتوسیانین تا پایان دوره انبارمانی شد ولی نشت یونی را فقط تا روز 45 انبارمانی کنترل کرد. سفتی پوست میوه و آریل ها در تیمار کارنوبا بیشتر از نمونه شاهد بود. بیشترین میزان سفتی پوست میوه مربوط به هر دو تیمار کارنوبا در روز 45 انبارمانی (8 درصد بیشتر نسبت به نمونه شاهد) بود. افزایش غظت واکس کارنوبا منجر به کاهش میزان ویتامین ث شد ولی تاثیری بر خاصیت آنتی اکسیدانی نداشت. بر اساس نظر پانلیست ها عطر و طعم، تازگی پوست و پذیرش کلی میوه های انار در هر دو تیمار کارنوبا بهتر از نمونه شاهد بود.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، پوشش دهی، دوره انبارمانی، سرمازدگی، کیفیت میوه
  • مصطفی عیدی کهنکی*، غفار کیانی، بهرام علیزاده، قربانعلی نعمت زاده، حسن امیری اوغان صفحات 65-76

    به منظور تجزیه ژنتیکی تحمل به ریزش خورجین در ژنوتیپ های کلزای زمستانه، یازده ژنوتیپ ایرانی و خارجی کلزا به صورت "دای آلل یک طرفه" با یکدیگر تلاقی داده شدند. والدین به همراه نتاج F1 (جمعا 66 تیمار) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 97-1396 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج کشت و شاخص تحمل به ریزش خورجین و برخی از صفات مرتبط اندازه گیری شدند. تجزیه واریانس ژنوتیپ ها تنوع ژنتیکی بالایی را از لحاظ صفات مورد بررسی نشان داد. به همین ترتیب واریانس ترکیب پذیری عمومی و خصوصی برای اکثر صفات ازجمله عملکرد دانه و همچنین شاخص تحمل به ریزش خورجین معنی دار به دست آمد که مبین سهم اثرات افزایشی و غالبیت ژنی در کنترل ژنتیکی این صفات بود. بنابراین به نظر می رسد انتخاب دوره ای همراه با آزمون نتاج، روش اصلاحی مناسبی برای بهره گیری از هر دو جزء افزایشی و غیرافزایشی باشد. میزان وراثت پذیری عمومی صفات بررسی شده در دامنه 87/93-81/78 درصد برآورد شد که بیانگر سهم بالای واریانس ژنتیکی در کنترل این صفات بود. بررسی همبستگی صفات نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین صفت شاخص تحمل به ریزش خورجین با صفات عملکرد دانه (449/0=r) و میزان روغن (313/0=r) وجود دارد. در مجموع والدین Zarfam و ES Artist با عملکرد مطلوب و شاخص تحمل به ریزش بالا به عنوان بهترین ترکیب شونده های عمومی و دورگ های Okapi × Zarfam،Nafis × ES Artist ، Ahmadi × Nafis، Ahmadi × ES Neptune،Zarfam× ES Neptune ،Nafis × ES Natalie، وNima × ES Natalie به عنوان بهترین ترکیب شونده های خصوصی برای برداشت مکانیزه کلزا و بهبود صفت تحمل به ریزش خورجین توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: اثرات ژن، ترکیب پذیری، دای آلل، ژنوتیپ، کلزا
  • ساره خواجه حسینی، فرزاد فنودی*، سید علی طباطبایی، رستم یزدانی بیوکی، جعفر مسعود سینکی صفحات 77-88

    به منظور بررسی اثر مواد ضدتعرق و محافظت کننده های گیاهی روی عملکرد و برخی ویژگی های رشدی گیاه دارویی زوفا (Hyssopus officinalis L.) تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در مزرعه ی تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان یزد انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در سه سطح شاهد (25 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک)، متوسط (50 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک) و شدید (75 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک) در کرت های اصلی قرار داشت و محلول پاشی در چهار سطح آب مقطر (شاهد) و کایولین (5/2 درصد)، کیتوزان (4/0 گرم در لیتر)، اسید آمینه گلایسین (5/2 در هزار) و زمان محلول پاشی (رویشی و گلدهی، گلدهی) در کرت های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در سطح آبیاری شاهد محلول پاشی با آب بیشترین میزان وزن خشک برگ (3/81 گرم در مترمربع)، عملکرد وزن خشک اندام هوایی (5/140 گرم در مترمربع)، عملکرد اسانس (40/9 گرم در مترمربع)، عملکرد اقتصادی (3/81 گرم در مترمربع) را دارا بود و کاربرد کایولین در زمان رویشی + گلدهی سبب بیشترین میزان وزن خشک گل (53 گرم در مترمربع) شد. در سطح آبیاری تنش متوسط، محلول پاشی با آب در زمان رویشی + گلدهی بیشترین میزان قند محلول (0396/0 میلی گرم در گرم وزن تر) و میزان پرولین (585/8 میکرومول بر گرم وزن تر) در زمان گلدهی و رویشی + گلدهی را باعث گردید. همچنین محلول پاشی کایولین در زمان رویشی + گلدهی بیشترین میزان عملکرد اقتصادی (73 گرم در مترمربع) و محلول پاشی کیتوزان در زمان رویشی + گلدهی بیشترین میزان عملکرد وزن خشک اندام هوایی (111 گرم در مترمربع) و عملکرد اسانس (55/7 گرم در مترمربع) را سبب شد.در سطح تنش شدید نیزگلایسین در زمان گلدهی تولید بیشترین میزان شاخص برداشت (79 درصد) را داشت.در مجموع، نتایج این تحقیق بیانگر تاثیر مثبت کایولین، کیتوزان و گلایسین در کاهش اثرات تنش خشکی بود.

    کلیدواژگان: پرولین، شاخص برداشت، قند، کائولین، گلایسین، محلول پاشی
  • کیانوش صفری، یوسف سهرابی*، عادل سی و سه مرده، شهریار ساسانی صفحات 89-102

    پرایمینگ بذر تکنیکی نسبتا جدید، ساده و کم هزینه برای بهبود صفات مرتبط با جوانه زنی و استقرار گیاهچه در شرایط تنش و عدم تنش می باشد. هدف اصلی از انجام این تحقیق، بررسی اثر تیمارهای مختلف پرایمینگ بذر روی برخی ویژگی های مورفوفیزیولوژیک سه رقم گندم نان در شرایط کاشت لوله های گلدانی داخل مزرعه بود. در این تحقیق، سه رقم گندم نان (ریژاو، سرداری و کریم) و 11 تیمار پرایمینگ بذر، شامل پرایمینگ هورمونی: جیبرلیک اسید با غلظت 100میلی گرم بر لیتر و 24- اپی براسینولید با غلظت 1 میلی گرم بر لیتر، اسموپرایمینگ: کلرید پتاسیم با غلظت 100 میلی مول در لیتر و پلی اتیلن گلیکول 4000 با پتانسیل های 3/2- و 9/2- بار، پرایمینگ غذایی شامل سولفات روی آبدار با غلظت های 1/0 و 3/0 درصد وزنی-حجمی، اوره با غلظت های 2 و 4 گرم در لیتر، آسکوربیک اسید با غلظت 100 میلی گرم بر لیتر، تیمار هیدروپرایمینگ با آب مقطر یک بار تقطیر شده و تیمار شاهد بدون پرایم در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی ماهیدشت کرمانشاه مورد مطالعه قرار گرفت. اثر رقم و تیمارهای مختلف پرایمینگ بذر بر همه صفات اندازه گیری شده، در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. رقم کریم بیشترین محتوای نسبی آب برگ (58/79 درصد)، سطح برگ پرچم (19/15 سانتی مترمربع)، حجم ریشه (9/30 سانتی مترمکعب)، وزن خشک ریشه (6/4 گرم در لوله)، وزن خشک شاخساره (7/26 گرم در لوله)، نسبت وزن خشک ریشه به شاخساره (17/0) را نسبت به ارقام دیگر داشت. رقم سرداری با ارتفاع بوته 4/98 سانتی متر و طول ریشه 118 سانتی متر نسبت به دیگر ارقام برتری نشان داد. رقم ریژاو بیشترین شاخص سبزینگی (3/46) را داشت. بیشترین محتوای نسبی آب برگ، ارتفاع بوته، سطح برگ پرچم و شاخص کلروفیل به ترتیب مربوط به تیمارهای غذایی اوره با غلظت چهار گرم در لیتر (51/81 درصد، 9/89 سانتی متر، 84/16 سانتی مترمربع و 47) و سولفات روی با غلظت 3/0 درصد (75/80 درصد، 8/88 سانتی متر، 13/16 سانتی مترمربع و 46) بود. در این تحقیق، تیمارهای پرایمینگ بذر با اوره در غلظت چهار گرم در لیتر و سولفات روی با غلظت 3/0 درصد، به عنوان تیمارهای برتر پرایمینگ بذر گندم برای شرایط دیم شناسایی گردیدند و به کارگیری این تیمارها احتمالا می تواند در بهبود عملکرد دانه گندم در شرایط دیم مفید باشد.

    کلیدواژگان: پرایمینگ بذر، شاخص سبزینگی، صفات ریشه، محتوای نسبی آب برگ
  • هانیه شهرکی، نفیسه مهدی نژاد*، براتعلی فاخری صفحات 103-114

    با توجه به افزایش روزافزون زمین های شور به واسطه کم آبی و آبیاری با آب های شور به نظر می رسد بررسی راهکارهای افزایش تحمل به تنش شوری ضروری می باشد. یکی از راهکارها استفاده از نانوذرات نقره سبز تولید شده توسط گیاهان دارویی می باشد که با ریسک کمتری میتواند در موارد متعددی از جمله محلول پاشی بر روی گیاهان کاربرد داشته باشد. در راستای بررسی این موضوع آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1397 درگلخانه ی پژوهشکده دانشگاه زابل اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل تنش شوری در سه سطح (صفر، 6 و 12 میلی مولار) و نانو ذرات نقره در سه سطح (شاهد، 40 و 80 میلی مولار) بود. نتایج به دست آمده نشان داد که محلول پاشی نانو ذرات نقره سنتز سبزموجب بهبود ویژگی های رشدی از جمله وزن بوته، وزن تر و خشک ریشه، تعداد و طول برگ و همچنین ویژگی های فیزیولوژیکی از قبیل فلاونوییدها، فنل و انتی اکسیدان ها شد. همچنین نتایج نشان داد میزان کربوهیدرات وپرولین در تنش شوری بدون نانو ذرات نقره (به ترتیب 51/0 میکرومول برگرم وزن تر و 59/0 گلوکز برگرم وزن تر) افزایش می یابد. نتایج به دست آمده نشان می دهد نانو ذرات نقره مقاومت گیاه در مقابل تنش شوری را افزایش می دهد

    کلیدواژگان: تنش اسمزی، پرولین، فلزات سنگین، ویژگی های رویشی، ویژگی فیزیولوژیک
  • وحید چمنی، الناز فرج زاده معماری تبریزی* صفحات 115-128

    این مطالعه برای بررسی تاثیر اختلاط مقادیر مختلف بقایا (صفر، 50 ، 100 و 150 گرم در مترمربع) سه گیاه دارویی زیره سبز، مریم گلی و مرزنجوش بر پتانسیل بانک بذری علف های هرز منطقه ملکان  در سال 1397 در دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی ملکان انجام شد. در کل در هر مترمربع 53915 بذر علف هرز شناسایی شد که بیشترین بذر موجود در خاک متعلق به علف هرز تاج خروس و سلمه تره به ترتیب با 33254 و 12457 عدد بذر در مترمربع از خاک بود. بذور این دو علف هرز 4/95 درصد از بانک بذری علف های هرز خاک را شامل بودند. در این بررسی بقایای مریم گلی و مرزنجوش کاهش قابل ملاحظه ای را در خصوصیات جوانه زنی و رشد گیاهچه های این علف های هرز را باعث شدند. بقایای زیره سبز تاثیر کمی بر صفات مورد بررسی داشت. جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه های این علف های هرز تحت تاثیر بقایای گیاهان دارویی مورد بررسی تا 7/44 و 9/84 درصد کاهش نشان داد. با افزایش مقدار کاربرد بقایا، کاهش بیشتری در جوانه زنی و رشد گیاهچه علف های هرز به دست آمد. در کل بقایای این گیاهان دارویی می تواند بانک بذری علف های هرز خاک را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: بانک بذر، جوانه زنی، گیاهان دارویی، گیاهچه
  • زهرا جماعتی، مریم دهستانی اردکانی*، علی مومن پور، مصطفی شیرمردی صفحات 129-142

    انار (Punica granatum L.) یک گونه گیاهی میوه ای تجاری مهم از خانواده Punicaceae، می باشد. شوری آب آبیاری یکی از مشکلات محدودکننده کشت و کار آن است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و معرفی متحمل ترین رقم تجاری انار به شوری آب آبیاری بود. طی یک آزمایش گلدانی در یک دوره نه ماهه ارزیابی و مقایسه تحمل به شوری سه رقم انار تجاری در سال های 97-1396 در سایت مرکز ملی تحقیقات شوری صورت گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور 1- شوری آب آبیاری در پنج سطح 1، 3، 5، 7 و 9 دسی زیمنس بر متر و 2- رقم انار در سه سطح ("شیشه کپ فردوس"، "ملس ساوه" و "ملس یزدی") و با چهار تکرار و در مجموع 60 گلدان انجام شد. نتایج نشان داد که رقم و سطح شوری اثر معنی داری بر صفات مورفولوژیک، فیزیولوژیک و غلظت عناصر غذایی داشتند. در تمامی ارقام مورد مطالعه با افزایش سطح شوری، شاخص های رشدی، محتوی نسبی آب برگ و میزان کلروفیل کاهش و درصد برگ های نکروزه و ریزش یافته افزایش یافت. بیشترین ارتفاع، تعداد انشعابات نهایی، قطر شاخه و کلروفیل کل در شوری 3 دسی زیمنس برمتر و در رقم "ملس یزدی" مشاهده شد. همچنین با افزایش سطح شوری میزان سدیم، کلر و نسبت سدیم به پتاسیم به طور معنی داری افزایش یافت. در بالاترین سطح شوری (9 دسی زیمنس برمتر) بیشترین میزان شاخص های رشدی، وزن تر و خشک برگ، برگ سبز، محتوای نسبی آب، کلروفیل و پتاسیم و کمترین میزان برگ نکروزه، غلظت سدیم، کلر و نسبت سدیم به پتاسیم در رقم "ملس یزدی" حاصل شد. به طور کلی در میان ارقام مورد بررسی "ملس یزدی" و "ملس ساوه" به ترتیب متحمل ترین و کم تحمل ترین رقم به شوری بودند.

    کلیدواژگان: خصوصیات رشدی، سدیم، کلر، ملس یزدی
  • رحیم نورآفتاب، علی منصفی*، افراسیاب راهنما قهفرخی، امیر آینه بند صفحات 143-156

    جهت بررسی جمعیت علف های هرز و میزان جذب عناصر غذایی توسط گندم و علف های هرز در کشت گندم این پژوهش به صورت کرت های خرد شده و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال زراعی 98-1397 اجرا شد. خاک ورزی در سه سطح شامل شخم مرسوم، شخم حداقل و بدون شخم به عنوان کرت اصلی و مهار علف های هرز در شش سطح بدون مهار، وجین دستی، علفکش بروموکسینیل + ام سی پی آ، بقایای گیاهی+آتلانتیس، آتلانتیس و متریبیوزین به صورت پس رویشی در کرت های فرعی، بر روی گندم رقممهرگان اعمال شدند. با توجه به نتایج، بیشترین جمعیت علف های هرز در سیستم بدون شخم مشاهده شد. همچنین در تیمار بدون مهار، بیشترین جمعیت علف های هرز با میانگین 3/16، 2/14 و 5/12 بوته در متر مربع به ترتیب در بازه زمانی 30، 60 و 90 روز پس از کاشت مشاهده شد. بررسی برهم کنش تیمارهای آزمایشی نشان داد که در هر سه سیستم شخم، بیشترین میزان نیتروژن، فسفرو پتاسیم جذب شده توسط علف های هرز در تیمار بدون مهار بود، که به واسطه تولید ماده خشک بیشتر و رقابت بالاتر با گیاه گندم به صورت تصاعدی افزایش یافت. با توجه به نسبت بالاتر جمعیت علف های هرز در سیستم بدون شخم در مقایسه با سیستم شخم مرسوم، به نظر می رسد مهار علف های هرز در روش بدون شخم و شخم حداقل در اهواز از نظر کاهش هدررفت رطوبت، تخریب ساختمان خاک و برداشت عناصر غذایی توسط علف های هرز، سیستم شخم مناسبی در زراعت گندم می باشد.

    کلیدواژگان: آتلانتیس، شخم مرسوم، بقایای گیاهی، متریبیوزین
|
  • Syrus Safipour, Esmaeil Khaleghi *, Noorollah Moallemi Pages 1-12
    Background and Objectives

    Olive (Olea europaea) is compatible with Mediterranean and Mediterranean-like climates. Due to its high adaptability to different environmental conditions, this plant has adapted well to the varied climates in the world. It has extensively been cultivated in some regions of Iran to the extent that some cultivars do not have any identification. Therefore, a genotype/variety may be classified under several names and several varieties under a single name. Also, lack of garden information, re-naming of imported cultivars, and non-standard morphological traits for naming has led to fundamental problems in the pomology industry. Accordingly, it is necessary and inevitable to eliminate these ambiguities and accurately identify different olives’ genotypes in Iran. Hense, the first step in identifying the genotype is morphological identification. To this aim, the present research was conducted to investigate the genetic diversity and the relationship between the olive trees cultivated in some of the cities of Khuzestan through exploring morphological traits.

    Materials and Methods

    This study was conducted in Indica, Baghmalek, Izeh, and Lali in 2015-2016. Fifty genotypes were collected from the orchards of the Andika, Baghmalek, Izeh and, Lali. The morphological traits of fruit, stone, and leaf were measured according to the IOOC guidelines and the Seed and Plant Certification and Registration Institute for Research (2007) guidelines. The variance analysis of the traits was performed using SAS 9.1 software as a nested design. Cluster analysis was used for the determination of the degree of relationship between genotypes. The main components and biplot analysis were used to reduce the number of variables.

    Results

    The results showed that there was a wide range of morphological variations among genotypes. Factor and principal components analysis showed that 12 components could justify 87.7% of the variation among genotypes. The first component explained 13.42% of the total variance. In this factor, fruit length (0.63), fruit width (0.61), fruit weight (0.61), stone shape (-0.7), stone width (0.66), stone length (-0.44), and leaf length (0.5) had a high coefficient. Moreover, traits such as length and width of fruit, stone and leaf, stone and leaf shape, curvature of leaf, stone number grooves, fruit base in position A, stone weight, stone surface in position B,  stone symmetry in position A, fruit size of lenticels, stone distribution of grooves, stone symmetry in position B, were the most important traits in genotyping and grouping of the cities studied. Based on the results of cluster analysis, the genotypes were divided into six distinct groups.

    Discussion

    In general, it was found that most of the genotypes in Baghmalek city are located in a separate cluster. In contrast, several genotypes in Lali, Izeh, and Indica are situated in a single cluster, which can be due to atmospheric differences in precipitation rates in these cities. Izeh, Lali, and Indica have lower temperatures and more atmospheric precipitation than Bagmalek. This important difference can cause the genotypes of these cities to be different compared to Baghmalek city.

    Keywords: Biplot Analysis, Cluster analysis, Factor Analysis
  • Mitra Khademi, Farhad Nazarian Firouzabadi *, Ahmad Ismaili Pages 13-24
    Background and Objectives

    Hairy root culture obtained via Agrobacterium rhizogenes-mediated genetic transformation is considered an essential strategy for in planta enhancement of secondary metabolites/or recombinant protein production. High growth rates and genetic stability characterize hair roots compared to ordinary plant root systems. Low root biomass is one of the significant challenges in any hairy root establishment. To this end, the hairy root culture medium was supplemented with various nitrogen and phosphorus sources and combinations to increase the total biomass production.

    Materials and Methods

    Sterile leaf explants were excised from 10-day old tobacco plants and inoculated with Agrobacterium rhizogenes to induce hairy roots formation. Inoculated leaf explants were kept in dark conditions for two days at 25±2 ˚C. Leaf explants were washed and transferred to the MS culture medium supplemented with cefotaxime at sterile conditions. The inoculated explants were kept in the tissue culture room at 25±2 ˚C until hairy roots appeared. Different ratios of nitrate to ammonium (5.1/5.1, 19/20, and 30/5.1 mM) and three potassium dihydrogen phosphate (KH2PO4) as a source of phosphorus (3, 6, and 12 mM) in two types of solid and liquid culture media were used to optimize hairy roots formation and compared in a factorial experiment based on a completely randomized design with three replications, each containing ten explants. The fresh and dry weight of hairy root was recorded 30 days after hairy root formation.

    Results

    Transgenic hairy roots were confirmed by PCR analysis using the rolC gene-specific primers. No bacteria contamination was found following PCR analysis of transgenic hairy roots. Analysis of the variance of hairy roots dry and fresh weight data showed that nitrogen, phosphorus, and culture media had a significant (P<0.05) effect on hairy roots biomass production. The highest biomass accumulation (11.66 gr/FW and 0.47 gr/DW) was recorded in the media containing 30/5.1mM ratio of NO3/NH4 ratio and 12 mM of KH2PO4, respectively. The lowest dry and fresh weight were obtained when 5.1/5.1 mM of NO3/NH4 and 3 mM KH2PO4 were used.

    Discussion

    This study suggested that a higher NO3/NH4 ratio and KH2PO4 can lead to the highest hairy roots biomass production. Therefore, it is recommended to use a higher proportion of NO3/NH4 to produce more in planta biomass needed for pharmaceutical and industrial products. Furthermore, it can be concluded that it is possible to optimize the hairy root production if hairy roots are used to scale up the amount of metabolite/recombinant proteins production in tobacco.

    Keywords: Agrobacterium rhizogenes, Biomass, Hairy root
  • Fateme Hosseini, Nasrin Moshtaghi *, Ahmad Sharifi, Abdolreza Bagheri, Hasan Marashi, Fateme Keykha Akhar Pages 25-36
    Introduction

    Begonia is one of the most important ornamental plants around the world. Begonia species are grown for their attractive leaves and flowers in indoor and outdoor conditions. The tissue culture technique is an alternative method for the propagation of begonia species. It can overcome the difficulties of vegetative propagation and lead to high-quality and uniform planting material under disease-free conditions irrespective of the season and weather. In begonia tissue culture, different species showed diverse responses to the medium composition, especially plant growth regulators. Also, lack of information on large scale micropropagation of begonia in Iran highlights research on optimization of begonia species propagation on in vitro culture condition. Thus, in this study the effect of plant growth regulators on shoot regeneration and proliferation of three begonia species (B. elatior‌, B. soli-mutata, and B. tiger), the impact of Auxin and sucrose on rooting of B. elatior‌and diferent pot substrate on acclimation were survived.

    Materials and Methods

    In this experiment, petioles of three begonia species (B. soli-mutata, B. elatior, and B. tiger) were used as explant sources. So explants were washed under tab water for 30 mins and sterilized with 1.5% sodium hypochlorite for 15 mins. After sterilization, thin Cell Layers (TCL) with 2 mm thickness were prepared from petiols and cultured in MS medium with different concentrations (0.2, 1, 2 mg/L) of kinetin (kin) or thidiazuron (TDZ) in combination with NAA (0, 0.2 mg/L). Next, the effect of auxin type (1 mg/L of IAA, IBA, and NAA) and sucrose concentration (30 and 40 g/l) on rooting of B. elatior plantlets were determined on in vitro condition. For plantlet acclimation, sand, CocoPeat perlite mixture (1:1 ratio), and Peat moss as pot substrate were evaluated.

    Results

    The results showed the shoot regeneration response of begonia species to the plant growth regulators of the medium, and there was a significant difference between them in all of the species adding the Auxin to the medium increased shoot regeneration. In B. elatior and B. tiger lacking of NAA to the medium caused no shoot regeneration. Maximum shoot regeneration (100%) was achieved in B. soli-mutata species in medium containing 1 or 2 mg/L of kin and 0.2 mg/l NAA, in B. elatior at 1 or 2 mg/L of TDZ in combination with 0.2 mg/l NAA and in B. tiger at 2 mg/L of both plant growth regulator (TDZ and Kin) and 0.2 mg/l NAA.

    Discussion

    For rooting B. elatior, MS medium containing 1 mg/L IAA plus 30 g/L sucrose was the best and favorite acclimation was acheived in cocopeat perlite mixture and peat moss pot substrate.

    Keywords: Begonia, In vitro culture, Medium composition
  • Seyyed Javad Mousavizadeh *, Mostafa Khoshhal Sarmast, Kambiz Mashayekhi Pages 37-50
    Background and Objectives

    Allium sativum is one of the most important, mostly used economical vegetable plants in Iran. Chromosome analysis or karyotyping is a test that evaluates the number and structure of chromosomes to study evolution. The present study was carried out to explore the cytological features, including chromosome number and karyotypic characteristics in a local cultivar of Allium sativum L., north of Iran (Gorgan, Sari, and Rasht accessions).

    Materials and Methods

    The root tip cells were treated first with 0.002 mol·L−1 8-hydroxyquinoline for 4 h at 4°C and then fixed for 24 h in fixative (1:3 glacial acetic acid/absolute alcohol) at 4°C. Finally, the root tips were softened with 1 M hydrochloric acid at room temperature for 8 min and stained for 10 min with acceto orcein 2% before being squashed between a glass slide and a coverslip. Root tip cells photographed at mitosis metaphase, which had well-separated chromosomes and a clear centromere. Long arm, short arm, the ratio of long arm to short arm, and chromosome index of mitotic chromosomes were calculated from metaphase plates. Figures summarized the idiogram for the three garlic accessions, based on the eight pairs of chromosomes’ short arm order length.

    Results

    Basic chromosome number was confirmed as x = 8 (2n = 2x = 16). All the studied accessions cytotypes were diploid. The largest chromosome length belonged to Gorgan accesion as amount 169.51 micrometers, and the smallest chromosome length was obtained in Rasht accesion as amount 136.57 micrometers. The long arm of the chromosome was recorded between 4.85 to 6 micrometers. The short arm of the chromosome was measured between 3.18 to 3.80 micrometers. The Metaphase karyotype analysis revealed that centromeres were mainly located at the middle (metacentric - m) or near the middle (submetacentric - sm) of chromosomes. The chromosomes are arranged in decreasing order for short arm length, and the karyotype formula was obtained 12m+4sm for all accessions. Chromosomes 13 to 16 were submetacentric for both Gorgan and Rasht accessions. Submetacenteric Chromosomes were observed on chromosomes number 11-12 and 15-16 for Sari accesion. Three of the studied accessions were evolutionary located in one level according to asymmetrical karyotype, the value of TF% and separating to 2B classes based on Stebbins categories.

    Discussion

    Regarding asymmetric karyotype and according to interchromosomal asymmetry (A2) as well as difference between the range of relative length (DRL), the most were found in Rasht accession (A2=0.34; DRL=6.99). A2 and DRL are two aspects of karyotype asymmetry related to shifts of the centromere position from the median to terminal or subterminal. The karyological data provide a comprehensive cytogenetic resource useful in cytotaxonomic research and assessment of their role in the evolution of Garlic. This resource can help better understand the taxonomy, evolution, and speciation in the genus Allium and identify candidate species for breeding programs.

    Keywords: Chromosome, Cytogenetic, Diploid, Metacentric, Mitosis
  • Fatemeh Nazoori *, Seyed Hossein Mirdehghan, Arezoo Rafie Pages 51-64
    Background and Objectives

    Pomegranate (Punica granatum L.) is one of the most important fruits grown on a commercial scale in Iran. It has gained popularity worldwide due to its high economic, nutraceutical, and therapeutic values. Chilling injury and weight loss are the most important limiting factors for pomegranate fruit storage. Application of an edible coating such as carnuba wax on the fruit surface imparts a glossy appearance and better color, reduces fruit weight loss, extends storage life, and prevents microbial spoilage, which is extremely important to perishable fruit. Edible coatings create a modified atmosphere around the fruit by providing a semipermeable barrier to water vapor and gases, and their use offers an effective alternative to film packaging due to their environmentally friendly characteristic.

    Material and Methods

    The present study conducted a factorial design based on completely randomized design with four replications to evaluate the effect of carnuba wax on pomegranate fruit storage. The treatments included carnuba wax in three concentrations 0, 0.5%, and 1%, and storage time in 3 levels (0, 45, and 90 days). After immersion and drying, the fruits were packed in plastic baskets and kept in a cold room at 4 ± 1 °C with 85 ± 5% of relative humidity. In each sampling removal, quantitative and qualitative characteristics such as weight loss (%), electrolyte leakage (percentage), chilling index, tissue firmness, total acidity, pH, color indices (aril and skin), fruit flavor, anthocyanin, skin freshness, and overall fruit acceptance were examined.

    Results

    The results showed that carnuba wax prevented weight loss until the end of the storage period (90 days) but controlled ion leakage until 45 days of storage. The skin firmness of fruits and arils was higher in carnuba than in control samples. Increasing the concentration of carnuba wax resulted in lowering vitamin C but did not affect the antioxidant capacity. According to the panelists', the flavor, skin freshness, and pomegranate fruits' appearance in both carnuba treatments were better than the control samples.

    Discussion

    The results of this study showed that carnuba-coated fruit has protective quantitative and qualitative characteristics during cold storage. Moreover, exogenous application of carnauba wax showed improvement in pomegranate storability at 4 °C, which otherwise leads to chilling injury and reduction in quality. The treatment with carnauba wax preserves fruit weight, total acidity, and skin freshness. Pomegranate carnuba-coated fruit exhibited a significantly lower chilling rate as compared to the control samples. According to the results, carnuba 0.5% maintained most qualitative and quantitative properties of pomegranate fruit until 90 days at 4°C.

    Keywords: Antioxidant, Chilling, Coating, Fruit quality, Storage period
  • Mostafa Eidi Kohnaki *, Ghaffar Kiani, Bahram Alizadeh, GhorbanAli Nemat Zadeh, Hassan Amiri Oghan Pages 65-76
    Background and Objectives

    Although the opening of the silique is a valuable mechanism for the distribution of seeds in nature, it is also a significant problem in oilseed rape cultivation. Seed shedding from siliques at and after maturity is commonly referred to as pod shatter, and it reduces the grain yield of oilseed rape (Brassica napus). This factor, also called dehiscence, can cause losses of up to 50% of potential grain yield if harvesting is delayed and in adverse weather conditions. As a general consideration, canola is susceptible to shattering, and there is little genetic diversity associated with silique shattering tolerance in its commercial lines hence, increasing shatter tolerance is an important breeding objective.

    Materials and Methods

    In the present study, eleven parents were used to generate 55 hybrids. The experiment was carried out as a complete randomized block design with three replications at the seed and plant improvement institute. Silique Shattering Tolerance Index (SSTI) using Random Impact Test (RIT) and other related traits were measured during 2018. Griffing's model I of method II was used for the analysis of variance and the estimation of genetic parameters. Correlation coefficients for the studied traits and other calculations were performed using the SPSS software and Excel program.

    Results

    Analysis of variance of genotypes showed high genetic diversity for the studied traits. Similarly, the general and specific combining ability variances were significant for most traits such as grain yield and the silique shattering tolerance index. This indicates the contribution of additive and non-additive effects in the genetic control of these traits. The general heritability of the studied traits was observed in the range of 78.81% to 93.87%. Correlation coefficients of traits showed a positive and significant correlation between silique shattering tolerance index with grain yield and oil content. Moreover, Zarfam and ES Artist with a good performance and silique shattering tolerance index are considered the best general combiners. Okapi×Zarfam, Nafis×ES Artist, Ahmadi×Nafis, Ahmadi×ES Neptune, Zarfam×ES Neptune, Nafis×ES Natalie, and Nima×ES Natalie are recommended as the best specific combinations for mechanized oilseed rape harvest and improvement of the shattering tolerance trait.

    Discussion

    Low specific heritability of grain yield can be due to the more outstanding contribution of non-additive effects than additive effects. Various research studied variable estimation for general and specific combining ability and other parameters due to the difference in genetic materials and different weather conditions.

    Keywords: Combining ability, Diallel, Gene effects, genotype, oilseed rape
  • Sarah Khajeh Hosseini, Farzad Fanoodi *, S.A Tabatabaee, Rostam Yazdani Biouki, Jafar Masoud Sinaki Pages 77-88
    Background and Objectives

    Hyssop (Hyssopus officinalis L.) is a perennial and belongs to the Lamiaceae family. Drought is the most critical environmental stress that adversely affects crop plant performance. The use of anti-transpiration and plant protective materials is one way that has recently been raised to improve plant resistance under stress conditions. The purpose of this experiment was to investigate the effect of anti-transpiration and plant protective materials on vegetative and physiological traits of Hyssop under drought stress and foliar application time.

    Materials and Methods

    This research was conducted as a split-plot factorial experiment based on a completely randomized design with three replications in 2016-2017. The experimental treatments included irrigation in three levels: 25% water available from the soil (control), 50% water available from the soil (mild stress), and 75% water available from the soil (severe stress) Were the main plots. Foliar application in four levels: water (control), kaolin (2.5%), chitosan (0.4 g/ l) and glycine amino acid (2.5 per thousand), and foliar application time: (vegetative and flowering, flowering) were the subplots. In the present study, dry leaf weight, flower dry weight, essential oil yield, shoot dry weight, economic yield, harvest index, proline, and soluble sugar were measured.

    Results

    The results showed that at control stress level, the foliar application of water had the highest leaf dry weight (81.3 g/m2), shoot dry weight yield (140.5 g/m2), essential oil yield (9.40 g/m2), economic yield (81.3 g/ m²), and proline content (8.558 (µM/g FW). Moreover, during flowering and vegetative + flowering, kaolin's foliar application during vegetative+flowering had the highest dry flower weight (53 g/m2). At mild stress level, the foliar application of water during vegetative+flowering included the highest amount of soluble sugar (0.396 mg/g FW), and glycine foliar application at the flowering time had the highest harvest index (79%). Also, kaolin spraying during vegetative+flowering had the highest economic yield (73 g/m), and chitosan foliar application during vegetative+flowering had the highest shoot dry weight (111 g/m²) and essential oil yield (7.55 g/m2).

    Discussion

    Due to the beneficial effects of antiperspirants and plant protection, they can be used as suitable solutions to increase plant production and reduce drought stress in arid and semi-arid regions.

    Keywords: Folier application, Harvest index, Soluble Sugar, Proline, Kaolin, glycine
  • Kianoush Safari, Yousef Sohrabi *, Adel Siosemardeh, Shahryar Sasani Pages 89-102
    Background and Objectives

    Seed priming is a relatively new, inexpensive, and straightforward technique to improve germination percentage, germination rate, early seedling establishment, and other plant's morphophysiological characteristics under normal and stress conditions. The main objective of this study was to investigate the effect of different seed priming treatments on some morphophysiological characteristics of three bread wheat cultivars in potted planting conditions on the farm.

    Materials and Methods

    In this study, three bread wheat cultivars (including "Rijaw," "Sardari," and "Karim") and 11 seed priming treatments (including hormonal priming, osmo-priming, nutritional priming, and hydro-priming with distilled water) and one untreated control treatment were investigated using an experiment conducted as factorial based on Completely Randomized Design (CRD) with three replicates at Mahidasht Agricultural Research Station, Kermanshah (AREEO) during 2016-2017 cropping seasons.

    Results

    Cultivar and different seed priming treatments were significant on all the studied traits at a 1% probability level. "Karim" cultivar had the highest leaf relative water content (79.58%), flag leaf area (15.19 cm2), root volume (30.9 cm3), root dry weight (4.6 g/tube), shoot dry weight (26.7 g/tube) and root/shoot ratio (0.17) compared to the other cultivars. "Sardari" cultivar was superior to other cultivars regarding the plant height (98.4 cm) and root length (118 cm). "Rijaw" cultivar with plant height, root length, and flag leaf area equal to 84.4 cm, 113.7 cm, and 13.53 cm2 was identified as a suitable cultivar for dryland conditions which can be recommended along with "Sardari" as drought stress-tolerant cultivars. "Rijaw" cultivar had the highest chlorophyll index (46.3). The highest leaf relative water content, plant height, flag leaf area, and chlorophyll index belonged to nutritional treatments of urea with 4g/L (81.51%, 89.9 cm, 16.84 cm2, and 47) and zinc sulfate with 0.3% concentration (80.75%, 88.8 cm, 16.13 cm2 and 46), respectively.

    Discussion

    The cultivar "Karim" had the highest values of the all shoot and root measured traits. In the current study, seed priming treatments of urea with 4 g/L concentration and zinc sulfate with 0.3% concentration were identified as suitable and superior seed priming treatments in wheat for dryland conditions. It is suggested that appropriate and ideal treatments obtained from the experiment and other bread and durum wheat varieties should be tested for further studies in different countries with similar climates.

    Keywords: Chlorophyll index, Leaf relative water content, Root traits
  • Hanieh Shahraki, Nafiseh Mahdi Nezhad *, Barat Ali Fakheri Pages 103-114
    Introduction

    Salinity stress is one of the environmental factors limiting the growth of plantsand has a negative effect on their physiological processes. The harmful effects of salinity appear in plants in various ways such as death or reduction of production. Artichoke is a plant with lowdemand and resistance to salinity. The Artichoke is a perennial plant; the height of the stem is about 2 meters. Its leaves are wide, long and white in color. One of the pillars of sustainable agriculture is the use of nano fertilizersin crop ecosystems to remove or reduce the use of chemical input. Using nano fertilizers Compared to traditional fertilizerscan lead to benefits like efficiency and quality increase due to high absorption velocity, prevention of leaking waste, availability even during growth and complete absorption by plants because of appropriately fast nutrition release, reduction of plants toxicity and any other stress deriving from high concentration of local salty areas in soil, yield increase due to efficient nutrition condition of plants. Salinity stress disturbs nutritional balance in plants. Iron is one of the essential elements in plants. The balanced consumption of this element increases the yield and quality of plants.Using micronutrients through soil or sprayingimproves plant growth under stress conditions. Foliar application of elements, which prevents soil contamination, is a useful method for rapidly absorbing elements in plants.

    Material and methods

    In order to investigate the effects of salinity and nanosilver on morphological and physiological traits of artichoke, a factorial experiment was conducted in a completely randomized design (CRD) with three replications in the greenhouse of Zabul University Institute. Salinity stress in 3 levels (0, 6, and 12 mM) and nanosilver spraying in 3 levels (0, 40, and 80 mM) were considered as treatments. The nanosilver spraying was performed at seedling stage (6-8 leaves).The control was distilled water. Application of salinity stress began in the seedling stage and continued until sampling. Sampling and evaluation of the fresh weight plant, and fresh and dry weight of root were done at the beginning of the flowering. Analysis of variance (ANOVA) was performed by SAS software (version 9.1) based on all data. Then means of results were compared with LSD test at P < 0.05 level.

    Results and discussion

    The main effects of salinity stress, nanosilver and their interaction on all traits were significant at 1% probability level. Maximum numbers of leaves (5 numbers), fresh weight of plant, fresh and dry weight of root (8.82, 5.93, 0.64 g per plant, respectively) and plant height were obtained by using nanosilver and lack of salinity.

    Conclusion

    Nanosilver foliar application reduced the effects of salinity and increased the physiological and morphological characteristics of Artichoke.

    Keywords: Osmotic stress, Proline, Heavy metals, vegetative characteries.physiologic characteries
  • Vahid Chamani, Elnaz Farajzadeh Memari Tabrizi * Pages 115-128
    Background and Objectives

    Weed seed bank in the soil is an essential source of weeds that enables them to be present in the fields. The seed bank density in a crop may reach a million seeds per square meter. Depending on the crop operation, crop rotation, and herbicide selection, the weed seed bank differs according to the location and time. Due to the economic benefits and improved crop ability, plant remains have become an attractive and acceptable way in agriculture. Allelopathic plant remnants can have a beneficial effect on weed control. The allelopathy of these plants plays a vital role in controlling the seed bank of weed soils. Therefore, this study was conducted to investigate the effect of mixing different amounts of residues of three medicinal herbs on the potential of the weed seed bank in the Malekan region.

    Materials and Methods

    This study was carried out at Malakan Azad University labs in 2018. Treatments included mixing different amounts of residues (0, 50, 100, and 150 g / m2), and three medicinal plants were cumin, seaweed, and marjoram. Samples had taken from a depth of 0 to 20 cm in an ocher system (7 cm radius) to measure the soil's seed bank. Weeds were isolated, and their species were identified. Laboratory studies were conducted to determine the germination strength of these seeds. This part of the experiment was carried out with three replications in a completely randomized design.

    Results

    In total, 53915 weed seeds were detected per square meter. The highest seeds in the soil belonging to weed carnivorous and lambspeed were 33254 and 12457 seed per square meter of soil, respectively. The seeds of these two weeds included 95.4% of the seed bank of soil weeds. In this study, the remnants of seaweed and marigold caused a significant decrease in germination characteristics and the growth of seedlings of these weeds. Remains of cumin have little effect on the traits studied. Seed germination and seedlings growth of these weeds decreased by 44.7% and 84.9%, respectively.

    Discussion

    By increasing the amount of application of the remains, a more significant reduction in germination and weed growth was achieved. The remnants of the two herbs had a similar effect on germination and seedling growth. Overall, this study showed that the remnants of medicinal plants could reduce the diversity and abundance of seed banks of soil weeds.

    Keywords: Germination, Medicinal plants, seed bank, Seedling
  • Zahra Jamaati, Maryam Dehestani Ardakani *, Ali Momenpour, Mostafa Shirmardi Pages 129-142
    Background and Objectives

    Pomegranate (Punica granatum L.) is an economically important commercial fruit plant species belonging to the family of Punicaceae. Saline irrigation water is currently one of the most severe limiting factors in the cultivation area. In recent years, nearly 7% of the global cultivated lands are affected by salinity, and soil salinization aggravating has been a more significant threat to the healthy and sustainable development of agriculture worldwide. Therefore, the study aimed to determine the effects of salt stress on physiological and biochemical characteristics in pomegranate cuttings to better understand the salt resistance of pomegranate and offer a reference for pomegranate cultivation on saline lands.

    Materials and Methods

    A pot experiment was conducted for nine months to evaluate and compare three Iranian cultivar salinity tolerance of commercial pomegranate in 2017-2018. The experiment was arranged in factorial based on a completely randomized design with two factors included water salinity in 5 levels of 1, 3, 5, 7, and 9 dSm-1 and three commercial pomegranate genotypes (‘Shishehcap Ferdos,’ ‘Malas Saveh’ and ‘Malas Yazdi’) in 4 replications and generally with 60 pots. At the end of the experiment, the vegetative yield and fresh and dry weight of leaves, ion leakage, relative water content, chlorophyll a, b and total were also measured. In addition, leaves were analyzed for Na+, K+, Cl–, and Na/K ratio elements.

    Results

    Results showed that cultivar and salinity levels were affected by morphological and physiological characteristics, and concentration of nutritional elements. In all the three studied cultivars, an increase in the salinity levels led to a significant decrease in the growth characteristics, the relative water content of leaves, and chlorophyll. Moreover, the percentage of leaf necrosis, fall, and ion leakage increased considerably. Also, with increasing salinity levels, Na+, Cl- and Na+/Cl- significantly increased. In the highest level of salinity (9 dS.m-1), the maximum growth characteristics, fresh and dry weight of leaves, green leaves, the relative water content of leaves, chlorophyll, and potassium, and the lowest percentage of leaf necrosis, ion leakage, Na+, Cl- and Na+/Cl- were obtained in a cultivar of ‘Malas Yazdi.’

    Discussion

    Generally, among the investigated cultivars, ‘Malas Yazdi’ and ‘Malas Saveh’ were the highest and the lowest tolerants, respectively. Our study showed that the adverse effects on physiological and morphological indexes aggravated over stress time. We inferred that it was one of the mechanisms for pomegranate alleviating the detrimental effects of salt stress. This study would provide a theoretical basis for the cultivation and utilization of pomegranate plants on saline soil.

    Keywords: Chlorine, Growth Characteristics, Malas Yazdi, Sodium
  • Rahim Nor Aftab, Ali Monsefi *, Afrasiyab Rahnama Ghahfarokhi, Amir Aynehband Pages 143-156
    Background and Objectives

    Weeds often pose severe constraints in the potential yield of wheat, if not controlled at a critical period of the first 30 days after sowing. Several methods are developed to control weeds, viz. cultural, mechanical, and chemical have their own merits and demerits. Tillage is an age-old practice to control weeds. Tillage influences weed infestation, and thus interactions between tillage and weed control practices are commonly observed in crop production. Good tillage delays the emergence of weeds and provides a more favorable environment for early crop establishment. So, the competition for nutrients will be less.

    Materials and Methods

    This study was conducted to investigate the weed population and evaluate the nutrients uptake by wheat and weed in a split-plot design with three replications in the research farm of the Shahid Chamran University of Ahvaz in the year 2018-19. Tillage at three levels, including conventional tillage, minimum tillage, and zero tillage, as the main plot and weed control at six levels (uncontrolled, hand weeding, bromoxynil + MCPA herbicide, crop residue + Atlantis, Atlantis, and metribusin) as Post-emergence were considered in sub-plots applied on wheat of Mehregan cultivar.

    Results

    In terms of the weed population, the highest weed population was observed in the zero tillage compared to conventional tillage and minimum tillage. In this regard, under uncontrolled treatment, the highest weed populations with an average of 16.3, 14.2, and 12.5 plants per square meter were observed at 30, 60, and 90 days after sowing, respectively. In the case of an interaction effect, it was found that in all three tillage systems, the highest amount of nutrients, including nitrogen, phosphorus, and potassium, absorbed by weeds was in the uncontrolled treatment. The reason was due to higher dry matter production and higher competition with wheat as it was incremental.

    Discussion

    In general, considering the higher weed population in the zero tillage as compared to the conventional tillage, it seems that weed control in the zero tillage and minimum tillage, at least in Khuzestan province, is preferable to prevent moisture content and soil structure. Nutrient depletion by weed is less in conservation tillage so that nutrient availability will be as much as plant requirements.

    Keywords: Atlantis, Conventional tillage, Crop residue, Metribuzin