فهرست مطالب

جغرافیا و توسعه فضای شهری - سال هشتم شماره 1 (پیاپی 14، بهار و تابستان 1400)
  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 14، بهار و تابستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/10/14
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید هادی حسینی* صفحات 1-18

    این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی تاثیر اختلاط کاربری اراضی بر سلامت عمومی افراد در شهر مشهد می باشد. نوع پژوهش، کاربردی - توسعه ای است و در تقسیم بندی کلان، جزء پژوهش های توصیفی و در زیر مجموعه پژوهش های موردی، پیمایشی و همبستگی جای می گیرد. برای سنجش اختلاط کاربری از روش های هرفیندال - هریشمن، فرانک و آنتروپی شانون استفاده گردید. جامعه آماری تحقیق، شهروندان 25 سال به بالای شهر مشهد و حجم نمونه برابر با 1022 نمونه می باشد. داده-های مورد نیاز از 16 محله شهر مشهد گردآوری گردید. نتایج پژوهش نشان داد که که در محلات مورد مطالعه این انتظار که اختلاط کاربری اراضی بتواند تاثیرات مثبتی را سلامت عمومی افراد و همچنین فعالیت بدنی و پیاده روی شهروندان داشته باشد، محقق نگردید. بر مبنای یافته ها، رابطه ی معنی داری میان اختلاط کاربری اراضی با فعالیت بدنی و پیاده روی روزانه افراد وجود ندارد و در سوی مقابل نتایج نشان داد که رابطه ای معنی دار اما معکوسی میان اختلاط کاربری اراضی با سلامت عمومی افراد مشاهده گردیده است، بدین معنی که با افزایش امتیاز اختلاط کاربری اراضی در محلات هدف، از کیفیت سلامت عمومی افراد کاسته شده است. با توجه به نتایج متفاوت این پژوهش با نتایج پژوهش های بین المللی که عمدتا در شهرهای کشورهای پیشرفته غربی انجام شده است و همچنین فقر جدی مطالعات تجربی در این خصوص در ارتباط با شهرهای ایران و از سوی دیگر جدید بودن پژوهش های مرتبط با برنامه ریزی سلامت شهری در ایران، قطعا نمی توان نتایج این پژوهش را به سایر شهرهای ایران تعمیم داد.

    کلیدواژگان: محیط مصنوع، اختلاط کاربری اراضی، سلامت عمومی، مشهد
  • سعید تابش*، میثم نوری، داود حسینی صفحات 19-36
    هدف

    اهمیت و نقش اساسی ورزش در جذب گردشگر، سرمایه و همچنین ارتقاء جایگاه شهر  بسیار مورد توجه است. با این حال، پتانسیل برندسازی ورزشی در تعداد زیادی از شهرهای کشورهای در حال توسعه واقعیت پیدا نکرده است. بنابراین مسئله اصلی این است که چه عواملی برای برندسازی شهرها از طریق ورزش نیاز است. لذا، پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتبار سنجی پرسشنامه برندسازی شهری- ورزشی انجام شده است.

    روش شناسی

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی- تحلیلی و از نظر ماهیت داده ها کیفی-کمی است. جامعه آماری این پژوهش شامل اعضای هیات علمی در حوزه های مدیریت ورزشی، بازاریابی شهری، جغرافیا و برنامه ریزی شهری، مدیران ورزشی، اعضای هییت علمی متخصص در زمینه برندسازی و بازاریابی، مدیران شهری(شهرداری و استانداری)، مربیان ورزشی و قهرمانان ورزشی و همچنین اعضای هیات علمی کشورهای همسایه که در زمینه برندسازی تجربه داشتند و چندین بار به ایران سفر داشتند، بود. نمونه گیری در این مطالعه هدفمند و دردسترس بود. در مرحله دوم (مصاحبه) پس از اشباع نظری، 21 نفر و در مرحله سوم، 18 نفر برای نمونه پژوهش انتخاب شدند. سرانجام عوامل استخراج شده در پرسشنامه تهیه و به گروهی از متخصصان ارسال شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که پرسشنامه برندسازی شهری- ورزشی دارای 6 بعد ، 16 دسته و 76 شاخص است.

    نتیجه گیری

    با توجه به اهمیت برندسازی شهری از طریق ورزش، مدیران شهری و سیاست گذاران می توانند با در نظر گرفتن این عوامل، شهرهایی را که دارای پتانسیل هستند شناسایی کنند و نفوذ، اعتبار و توسعه شهر را افزایش دهند.

    کلیدواژگان: توسعه شهری، بازاریابی شهری، برندسازی شهری، ورزش
  • الهام حاتمی گلزاری*، علیرضا سلطانی صفحات 37-55

    امروزه برنامه ریزی و توسعه ی شهری روندی پایین به بالا بوده که از مقیاس خرد یعنی محله شروع می شود و هدف اولیه ی آن، ایجاد مکان های (محلات) مطلوب برای زندگی از طریق پیوند انسان با مکان و به عبارتی ارتقای حس تعلق مکانی محسوب می گردد. در این راستا، با توجه به اهمیت برنامه ریزی و توسعه ی محله محور در دست یابی به توسعه ی شهری و نقش تاثیرگذار ارتباط و پیوند انسان با محلات و توسعه ی آن، هدف از تحقیق حاضر شناسایی مولفه های تبیین کننده ی حس تعلق مکانی در محلات نوبنیاد کلان شهر تبریز (محله ی یاغچیان) می باشد. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل حداقل مجذورات جزیی در نرم افزار Warp-PLS استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق نیز ساکنان محله ی یاغچیان تبریز (حدود 150000 نفر) می باشد که حجم نمونه بر مبنای فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردیده و بر اساس فرمول اصلاح شده ی کوکران به تعداد 340 نفر تقلیل یافته است. یافته های تحقیق بر مبنای مدل ساختاری حاکی از آن است که در محله ی مورد مطالعه مولفه های تبیین کننده ی حس تعلق مکانی در وهله ی اول تعلق کارکردی: انعطاف پذیری، آسایش و جذابیت به ترتیب با ارزش 0/65، 0/59 و 0/44، در وهله ی دوم تعلق حسی و عاطفی: سیمای بصری و اجتماع پذیری به ترتیب با ارزش 0/41 و 0/38 و در وهله ی سوم تعلق مفهومی: هویت و شخصیت مکان، خوانایی و قابلیت ادراک و تصور مکان به ترتیب با ارزش 0/32، 0/27 و 0/22 می باشند.

    کلیدواژگان: حس تعلق مکانی، محلات نوبنیاد، محله ی یاغچیان تبریز
  • ابوالفضل مشکینی*، مرتضی نصرتی هشی صفحات 57-76

    با شکل گیری دیدگاه قطب رشد و تمرکزگرایی شهری پس از اصلاحات ارضی دهه 40 قبل از انقلاب و ادامه روند افزایش جمعیت و مهاجرت روستاییان به شهرها بعد از انقلاب، شاهد تمرکز سرمایه گذاری ها به ویژه در شهرهای بزرگ و بی توجهی به توزیع عادلانه قدرت، ثروت و امکانات در سایر نواحی شهری کشور میباشیم. بر این اساس، هدف این پژوهش شناسایی متغیرهای کلیدی و اثرگذار و روابط حاکم میان متغیرها در سیستم شهری ایران به منظور تحقق عدالت اجتماعی طی بازه زمانی کوتاه مدت در افق 1410 است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و بر حسب رهیافت تحقیق، توصیفی-اکتشافی است. داده ها به کمک تکنیک پویش محیطی و با مشارکت 16 متخصص رشته برنامه ریزی شهری در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی به عنوان اعضای پانل خبرگان گردآوری شده که برآیند آن، شناسایی 21 متغیر اولیه جهت بررسی وضعیت آینده عدالت اجتماعی در شهرهای ایران است. در ادامه، جهت شناسایی متغیرهای اثرگذار و اثرپذیر و روابط  حاکم بر میان متغیرها با یکی از روش های پرکاربرد در آیندهپژوهی، روش «تحلیل ساختاری»، متغیرها تجزیه وتحلیل شده است. نتایج تحقیق مبین آن است، متغیر «آموزش حقوق شهروندی»، در محیط سیستم از ثبات و اثرگذاری بسیار بالایی برخوردار است. متغیرهای «ایجاد فرصت برابر» و «دموکراسی شهری» به عنوان متغیرهای دو وجهی، «توزیع عادلانه قدرت و ثروت» به منزله متغیر ریسک و متغیرهای هدف شامل «تخصیص عادلانه منابع و امکانات» و «استحقاق»، دارای اثرگذاری و اثرپذیری بسیاربالایی هستند. این متغیرها از ظرفیت بسیار زیادی جهت تبدیلشدن به بازیگران کلیدی سیستم جهت تحقق عدالت اجتماعی در شهرهای ایران برخوردار می باشند.

    کلیدواژگان: عدالت، عدالت اجتماعی، مسایل شهری ایران، آینده پژوهی، میک مک
  • شیما عابدی، تکتم حنایی*، زهرا باقرزاده گلمکانی صفحات 77-99

    اهمیت بررسی رشد در حیطه ی رشته روانشناسی کودک تبلور می یابد. از سویی دیگر مقوله ی رشد شناختی به عنوان منبع آگاهی بخش در زمینه رشد کودکان می باشد و در فرآیند مسیریابی کودکان تاثیر دوچندان دارد. توجه به این امر در فضاهای شهری می توانند سبب سهولت مسیریابی موفق کودکان شود. هدف از این پژوهش تحلیل الگوی مسیریابی با تاکید بر رشد شناختی کودکان 10 تا 14سال می باشند روش تحقیق در پژوهش حاضر کاربردی است. در این راستا به منظور گردآوری داده ها از مشاهدات میدانی، پرسشنامه و بازدید از محدوده استفاده شده است. روش نمونه گیری بصورت تصادفی با استفاده از فورمول کوکران است و تکمیل پرسشنامه توسط 106 نفر از کودکانی در بازه ی سنی 12-10سال و 106نفر از کودکان در بازه ی سنی 14-12 تکمیل گردیده است. تحلیل داده ها برای تحلیل الگوی مسیریابی کودکان با تاثیر پذیری از رشد شناختی در محله لشگر به صورت کمی از روش تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزر لیزرل محاسبه گردیده است. در تحلیل داده ها برای ارزیابی ارتباط مابین مسیریابی و رشد شناختی پس از جمع آوری داده ها، اطلاعات حاصل با روش های آماری آزمون تی وابسته، آزمون فرضیات کلموگروف-اسمیرنف تحلیل گردیده است. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که کودکان در بازه ی سنی 12-10سال، بیشتر به رنگ نماها، فرم بنا و ساختمانهایی که فرم و عملکرد شاخصی دارند اشاره کرده اند، همچنین کودکان در بازه سنی 14-12سال به نشانه های شاخص که دارای کالبد متمایز نسبت به سایر ابنیه در محله داشته اند.

    کلیدواژگان: رشد شناختی، کودک، مسیریابی، محله لشگر
  • محمد قنبری*، محمد اجزاء شکوهی، محمدرحیم رهنما، امیدعلی خوارزمی صفحات 101-121

    امروزه رویکردهای گوناگونی برای حل مسایل و مشکلات موجود در شهرها مطرح و به کار گرفته شده اند که برخی از آنها شامل زیست پذیری، شهر هوشمند، شهر ایده آل، شهر تاب آور، شهر دوستدار کودک، شهر دوستدار سالمند، شهر یادگیرنده، شهر خلاق، شهر امن می باشد. عوامل متعددی در زیست پذیری یک مکان تاثیر دارند که از جمله آنها می توان به حضور مردم، کاربری مختلط، مسکن، ایمنی و امنیت، حس تعلق، کارایی و محیط زیست اشاره کرد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل زیست پذیری شهری کلانشهر مشهد با تاکید بر شاخص مسکن می باشد. روش تحقیق این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. از نرم افزارهای GIS، SPSS و مدل ویکور و آنتروپی برای تحلیل اطلاعات استفاده شده است. براساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1390، تراکم نفر در واحد مسکونی در شهر مشهد 4/3 نفر می باشد. بیشترین سرانه مسکونی با 9/56 و 8/56 مترمربع مربوط به منطقه 13 و 8 بوده است. همچنین کمترین سرانه با 7/20 و 1/20 در منطقه 4 و 5 مشاهده می شوند. به لحاظ شاخص های قدمت، دوام، مالکیت، دسترسی به فاضلاب شهری و قیمت مسکن بهترین وضعیت به ترتیب مربوط به مناطق 12، 12، 1، 11 و 1 می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که منطقه 11 کلانشهر مشهد، بهترین منطقه از نظر شاخص مسکن می باشد. پس از منطقه 11، مناطق 10 و 9 به لحاظ مسکن دارای بهترین شرایط می باشند. بدترین منطقه هم به لحاظ مسکن، به ترتیب مناطق 5، 4 و 13 می باشند. حدود 38 درصد مناطق شهر مشهد در سطح بسیار نامطلوب مسکن به لحاظ زیست پذیری شهری قرار دارند.

  • مژگان شیخی نصب*، مهری اذانی، مهدی مومنی مهدی مومنی، مصطفی محمدی ده چشمه صفحات 123-144

    رهیافت بازآفرینی رجوع معناداری به هویت بافت تاریخی دارد که دستیابی به آن تنها در گرو توجه به گردشگری خلاقانه شهری است. توجه به بافت فرسوده و رفع ناپایداری آن ها به موضوع محوری در شهرها بدل شده به گونه ای که بازآفرینی شهری با رویکرد توسعه گردشگری به عنوان چاره ای برای حفظ این گونه بافت های ارزشمند توصیه می گردد. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر بازآفرینی بافت های تاریخی از منظر توسعه گردشگری انجام گرفته شد. تحقیق حاضر با توجه به هدف، کاربردی و بر اساس روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. مولفه های مورد مطالعه در این تحقیق در 7 عامل اجتماعی، کالبدی و زیرساختی، اقتصادی، سیاسی، ضوابط، فرهنگی و بافت فرسوده تقسیم بندی شدند. برای دستیابی به اهداف پژوهش، از روش دیمتل فازی بهره گرفته شد. نتایج پژوهش در مقدار (Di+Ri) نشان داد که بعد اقتصادی با امتیاز نهایی 3.159 بااهمیت ترین مولفه در بین مولفه های مورد مطالعه جهت توسعه گردشگری در بافت های قدیمی شهر اهواز می باشد. همچنین نتایج در مقدار (Di-Ri) نشان داد که در گروه علی مولفه های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و سیاسی قرار دارد و اثرگذارترین آن ها بعد اجتماعی با امتیاز نهایی 0.615 و در گروه معلول مولفه های فرهنگی، بافت فرسوده و ضوابط قرار دارد که اثرپذیرترین آن ها بافت فرسوده با امتیاز نهایی 0.4723- شناسایی شد.

    کلیدواژگان: بازآفرینی، بافت تاریخی، گردشگری، اهواز
  • فاطمه دانشور، حمید صابری* صفحات 145-164

    این پژوهش با هدف شناخت چالشهای آینده در حوزه برنامه ریزی شهری کلانشهر اصفهان و شناخت راهبردهای اجرایی به منظور کاهش چالش ها از دیدگاه متخصصان و مدیران اجرایی نگاشته شده است. در این تحقیق در گام اول با استفاده از نظر خبرگان و کارشناسان اجرایی حوزه مدیریت شهری و مدل دلفی ، تعداد 16 عامل به عنوان چالش های کلیدی شهر اصفهان در آینده تبیین گردید. درگام دوم از روش دیمتل به منظور تجزیه و تحلیل و رتبه بندی عوامل علی و معلولی استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل علی و معلولی دیمتل نشان می دهد که عدم مدیریت یکپارچه و کارآمد شهری، الحاقات به شهر اصفهان و تراکم فروشی توسط شهرداری اصلی ترین و تاثیرگذارترین عوامل در ایجاد بحران های آینده شهر اصفهان هستند و در نهایت با استفاده از نظر خبرگان و استفاده از مدل دلفی کارآمدترین راهکارها با توجه به معضلات مطرح شده تعیین و با استفاده از مدل آنتروپی شانون رتبه بندی شده است. نتایج نشان می دهد که مهمترین راهبردهای برون رفت از معضلات کلانشهر اصفهان برنامه ریزی و دیدگاه یکپارچه به مسایل شهری و استقرار مدیریت یکپارچه شهری، تهیه و تدوین طرح جامع شهری با رویکرد های نوین و برنامه ریزی با مشارکت مردم (مردم برای مردم) است.

    کلیدواژگان: آینده پژوهشی، برنامه ریزی شهری، مدل دلفی، دیمیتل، اصفهان
  • فرزام الله ویسی، فرزین چاره جو* صفحات 165-184

    ایجاد زمینه های دلبستگی به مکان در فضاهای مسکونی وتقویت مولفه های موثر بر آن، ضمن برآوردن نیازهای روزمره افراد میتواند به نیازهای آنها در سطوح بالاتر نیز پاسخگو باشد که این امر با توجه به اهمیت اجتماعی فضاهای مسکونی، به ضرورت توجه به دلبستگی به مکان و شناخت عوامل تقویت کننده آن در این فضاها می افزاید. تحقیق حاضر که با هدف بررسی عوامل موثر بر ارتقای دلبستگی به مکان در سه مقیاس خانه، محله و شهر در میان ساکنین بافت های شهر سنندج انجام شده است، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش، 321 نفر از ساکنین بافت های چهارگانه سنندج می باشد. جهت بررسی مقایسه ای بین محدوده های پژوهش در سه سطح از آزمون های پس از تجربه به کمک آزمون توکی؛ برای ارزیابی اثرگذاری عوامل کالبدی، اجتماعی و فردی بر دلبستگی به مکان؛ و همچنین دلبستگی به مکان در سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری نیز از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که از میان متغیر های بعد روانشناسی، عناصر عاطفی، شناختی و رفتاری دلبستگی، عوامل کالبدی و اجتماعی و متغیر های مستقل ویژگی های فردی رابطه ی معناداری با متغیر وابسته ی دلبستگی به مکان دارند. بررسی نتایج و مقایسه عوامل دلبستگی در بین چهار محدوده نشان می دهد که محله نایسر با کمترین میزان دلبستگی به محله، از میان ابعاد دلبستگی، بعد عاطفی و ازمیان عوامل دلبستگی، عامل کالبدی نقش موثرتری بر دلبستگی به محله دارد.

    کلیدواژگان: حس تعلق، بافت شهری، معادلات ساختاری، سنندج
  • رقیه صمدی، محمدتقی رضویان*، جمیله توکلی نیا، مرتضی قورچی صفحات 185-203

    تحقیقات جغرافیایی از زمانی که گسترش یافته است، مسایل اخلاقی را در گستره ای از زمینه ها، از جمله شیوه های مصرفی، مورد بررسی قرار داده است. یکی از مباحث اخلاقی مورد تاکید در جغرافیا، مصرف محصولات محلی است که درباره مسافت غذایی و حفاظت از محیط زیست، عدالت اجتماعی و دموکراسی غذایی بحث میکند. در کشور ایران نیز مناطق مختلف اقلیمی، زمینه های متنوعی را برای رشد محصولات محلی ایجاد کرده است اما مصرف کنندگان تحت تاثیر عوامل مختلفی در مصرف این نوع از محصولات با چالشهایی مواجه هستند. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی نگرش، تمایل و رفتار مصرف کنندگان در خصوص مصرف محصولات غذایی محلی با توجه به ارزش های اخلاقی آنها نسبت به این محصولات است. در این راستا، با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس از 197 نفر از شهروندان ساکن در مناطق یک و بیست تهران سوالاتی در قالب پرسشنامه بعمل آمد. نتایج نشان میدهد با توجه به ارزش های اخلاقی مصرف کنندگان در خصوص سلامت فردی، حمایت از تولیدات محلی و حفاظت از محیط زیست، در هر دو منطقه با افزایش فاصله جغرافیایی از محل تولید و عرضه محصولات محلی، میزان تمایل به خرید این محصولات را در میان ساکنین کاهش می یابد. بنابراین یکی از ضرورتهای توجه به مصرف اخلاقی در برنامه ریزی شهری، ایجاد فضاهای اخلاقی تولید و مصرف با توجه به عامل "فاصله جغرافیایی" میباشد چرا که برنامه ریزان می توانند اجتماعات محلی را برای مصرف مواد غذایی محلی پایدارتر و حفظ منابع کشاورزی محلی تشویق کنند.

    کلیدواژگان: محصولات محلی، اصول اخلاقی، مسافت غذایی، تجارت منصفانه، منطقه یک و بیست شهر تهران
  • صفیه دامن باغ*، ناهید سجادیان، مرتضی نعمتی صفحات 205-224

    شهر اهواز با چالش های محیطی و تفاوت های مکانی- فضایی(نابرابری فضاهای نشاط آفرین) اثرگذاری در وضعیت نشاط شهروندان روبروست. تفاوت های مکانی و احساس نشاط شهروندان از مهمترین متغیرهای مورد بررسی این پژوهش هستند. برنامه-ریزی عدالت محور و کاهش نابرابری های مکانی و فضایی در برخورداری از فضاهای نشاط آفرین مهم ترین پیشنهاد این پژوهش است. پژوهش حاضر نظری-کاربردی و به لحاظ روش شناسی"توصیفی-تحلیلی" است. جامعه آماری شامل شهروندان اهواز (اعم از زن و مرد) در محدوده سنی 15 سال به بالا است که برابر با 887280 نفر از کل جمعیت شهر اهواز است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 385 نفر و روش نمونه گیری نیز تصادفی ساده و پرسش نامه ها در شش محله منتخب تکمیل گردید. تحلیل داده ها با روش های آماری از جمله میانگین پاسخ ها، رگرسیون خطی، آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس یک راهه و نرم افزارArcGIS انجام شده است. بر اساس نتایج، سطح نشاط شهروندان اهوازی، پایین تر از حد میانگین و مطلوب است. میان دو گروه زنان و مردان شهر اهواز از نظر سطح نشاط تفاوت معناداری وجود ندارد اما بین گروه های سنی از نظر سطح نشاط تفاوت معنادار وجود دارد. تفاوت سطوح مکانی در تفاوت سطح نشاط شهروندان در محله های مختلف شهر اهواز نقش دارد و سطح نشاط شهروندان از مکان ها و محله های با سطوح بالاتر به سمت مکان ها و محله های سطوح پایین تر متغیر و سیر نزولی دارد. در واقع تفاوت ها و نابرابری های فضایی و مکانی منجر به نابرابری سطح نشاط در بین شهروندان می شود و توزیع نشاط در بین شهروندان بر اساس تفاوت های مکانی دارای یک الگوی عادلانه نیست.

    کلیدواژگان: نشاط، جغرافیای رفتاری، محیط شهری، تفاوت فضایی- مکانی، شهر اهواز
  • کسری آشوری، کیومرث حبیبی*، میلاد دوستوندی صفحات 225-257

    مسکن، مسئله ای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فراتر از آن مسئله یک حق است که به دلیل برتری منافع شخصی بر نفع جمعی (سیاست های بازار آزاد) این حق در اختیار صاحبان قدرت و سرمایه قرار گرفته و به عنوان یکی از چالش های اساسی نظام شهرنشینی جهانی بدل شده است. تحلیل این مسئله مندی ضرورت نگاهی همه جانبه به ابعاد مختلف مسکن را می طلبد. در ایران نیز ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر مسئله مندی مسکن موثر بوده و تقاضاهای سوداگرانه در بازار سرمایه، مسکن را به کالایی سرمایه ای بدل کرده است. ازاین رو در این پژوهش با نگاهی همه جانبه پس از بررسی بنیان های نظری و پیشینه ی پژوهش، شاخص هایی کمی و کیفی مسکن مورد بررسی قرار گرفت و چارچوب مفهومی موضوع استخراج شد. سپس در سطح کشور، رتبه بندی استان ها براساس شاخص های موجود توسط مدل تاپسیس و فازی صورت گرفت. افزون براین نتایج پژوهش نشان می دهد که مسئله مسکن ریشه در ساختارهای مدیریتی دارد و تا زمانی که میان الیگارشی سیاسی و اقتصادی هم پوشانی باشد، امکان برون رفت از بحران فراهم نیست. همچنین توجه به رویکردهای نوین و نیز سلسله قوانین مالیاتی همراه با نظرات می توانند به عنوان یکی از گزینه های مهم در حل مسئله مسکن راهگشا باشد؛ چراکه افزایش هزینه های مالی عدم عرضه و نبود چشم انداز رشد برای عرضه کنندگان از ارزش مبادله ای و سوداگری در بازار مسکن می کاهد.

    کلیدواژگان: چالش مسکن، شاخص های مسکن، ابعاد کمی و کیفی ایران، ابعاد سیاسی
|
  • Hadi Hosseini * Pages 1-18

    The purpose of this research is investigate the effect of land use mix on public health in Mashhad city. Research is a developmental-applied research. Methodologically, and in the category of macro, it falls into descriptive researches and in subdivisions of case studies, surveys, and correlations. Data collection was based on documentary and surveys (Questionary) methods. Herfindahl-Hirschman, Frank et al (2006) and Shannon entropy used for analysis land use mix. Statistical Society includes citizens up to 25 years and sample size is equal to 1022 sample. The date gathered from 16 neighborhoods of Mashhad. The results showed that 19.7% of people were healthy and the rest were in mild to severe disorders. According to findings, in the case stidies, there was no significant correlation between land use mix with physical activity and daily walking. Studies also show that there is no significant relationship between land use mix with public health and its subdivisions in general and if there is a significant relationship in some cases, this relationship can be inversely correlated. In fact, the findings of this study showed that, contrary to previous studies, especially at international level, about the impact of land use mix on improving individual health in different dimensions, in Mashhad and the studied areas, such results were not obtained and vice versa, In some cases, land use mix has had a negative impact on citizens' health in some respects. 

    Keywords: Built Environment, Land Use Mix, Public Health, Mashhad
  • Saeid Tabesh *, Davood Hoseiny Pages 19-36
    Introduction

    The importance and crucial role of sports in attracting tourists, capital, and also improving the position of the city are very important. However, the potential for sports branding has not materialized in many cities in developing countries. So the main question is what factors are needed to brand cities through sports. Therefore, the present study was conducted with the aim of constructing and validating the urban-sports branding questionnaire.

    Methodology

    This study is applied in terms of purpose, descriptive-analytical in terms of methodology, and qualitative-quantitative in terms of the nature of its data. The statistical population of this study consisted of faculty members in the domains of sports management, city marketing, geography, and urban planning, sports managers, faculty members specialized in branding and marketing, urban managers (municipal and provincial), sports coaches, and sports champions, and faculty members who had experience in branding and had traveled to Iran several times. The sampling in this study was purposeful and convenience. In the second stage (interview) after theoretical saturation, 21 people and in the third stage, 18 were selected for the research sample. Finally, the extracted factors were prepared in a questionnaire and submitted to a group of experts.

    Results

    The results showed that the urban-sport branding questionnaire has 6 dimensions, 16 categories, and 76 indicators.

    Conclusion

    Considering the importance of urban branding through sport, urban managers and policymakers can identify the cities that have the potential and increase the city's influence, credibility and development by considering these factors.

    Keywords: Urban development, Urban Marketing, City branding, Sport
  • Elham Hatami Golzari *, Alireza Soltani Pages 37-55

    Nowadays, urban planning and development primary goal is to create desirable places (neighborhoods) for life through human connection with place, in other words, to promote a sense of spatial belonging. In this regard, considering the importance of neighborhood-based planning and development in achieving urban development and the effective role of human connection with neighborhoods and its development, the purpose of this study is identify the components that explain the sense of spatial belonging in in urban new neighborhoods of Tabriz (Yaghchian neighborhood). The research method is applied in terms of application and descriptive-analytical in terms of nature, which in order to analyze the information, has been used the model of the minimum partial inputs in the Warp-PLS software. Also, the statistical population of the study is residents of Yaghchian neighborhood (about 150,000 people), which the sample size is estimated at 384 people based on Cochran's formula and 340 has been reduced based on Cochran's modified formula. Findings of the research based on the structural model indicate that in the study neighborhood, the components that explain the sense of spatial belonging are in the first place: flexibility, comfort and attractiveness with a value of 0.65, 0.59 and 0.44, respectively, in the second place: sensory and emotional belonging, visual and social appearance with a value of 0.41 and 0.38, respectively, and in the third place: conceptual belonging, place identity and personality, readability and perceptual ability and perception of place with a value of 0.32, 0.27, and 0.22, respectively.

    Keywords: Spatial belonging sense, new neighborhoods, Tabriz Yaghchian neighborhood
  • Meshkini Meshkini * Pages 57-76

    With the formation of the pole of urban growth and centralism after the land reforms of the 1940s before the revolution, as well as the continuing population growth and rural migration to cities after the revolution, witnessed the concentration of investments, especially in large cities and neglect of equitable distribution of power. , Wealth, and facilities in other urban areas of the country. Accordingly, the purpose of this study is to identify key and effective variables and the prevailing relationships between variables in the Iranian urban system to achieve social justice in a short period of time on the horizon of 1410. Therefore, the present research process is applied in terms of purpose and descriptive-exploratory in terms of the research approach. Data were collected using environmental scanning techniques and with the participation of 16 urban planning experts in universities and research centers as members of the panel of experts. The result is to identify 21 primary variables to examine the future status of social justice in Iranian cities. To identify the effective variables and the relationships between the variables with one of the most widely used methods in futures studies, the method of "structural analysis", the variables have been analyzed. The results of the research show that the variable "citizenship rights education" has very high stability and effectiveness in the system environment. Also, .

    Keywords: Justice, Social justice, Urban Issues in Iran, Futurology, Mick Mac
  • Shima Abedi, Zahra Bagherzadeh Golmakani Pages 77-99

    The importance of exploring growth in the field of child psychology is crystallized. On the other hand, cognitive development is an informative source of information on children's development and has an enormous impact on the routing process of children. Paying attention to this in urban spaces can make it easier for children to navigate successfully. The purpose of this study was to analyze routing patterns with emphasis on cognitive development in children 10-14 years oldThe research method is applied in the present study. For this purpose, field observations, questionnaires and site visits were used. The method of sampling was randomly using Cochran formula and questionnaire was completed by 106 children aged 10-12 years and 106 children aged 12-14 years. Data analysis was performed to analyze the routing patterns of children affected by cognitive development in the Lashkar neighborhood using factor analysis using LISREL software. Data analysis was performed to evaluate the relationship between routing and cognitive development after data collection. Data were analyzed using dependent t-test, Kolmogorov-Smirnov hypothesis test.The results indicate that children in the age range of 10-12 years, mostly refer to the colors, forms of buildings and buildings that have a marked form and function, as well as children in the age range of 12-14 years to the indications that the body has They had a distinct advantage over other buildings in the neighborhood.

    Keywords: Cognitive development, child, wayfinding, lashkar neighborhood
  • Mohammad Ghanbari *, Mohammad Ajzae Shokuhi, Mohammad Rahim Rahnam, Omid Ali Kharazmi Pages 101-121

    Today different approaches are proposed and used for solving the current issues and problems in cities, some of which are livability, smart city, ideal city, resilient city, child-friendly city, age-friendly city, city of learning, creative city and secure city. Multiple factors affect the livability of a place, of which can note the presence of people, mixed use, housing, safety and security, sense of belonging, efficiency and the environment. The main goal of this research is the analysis of urban livability with emphasis on housing indicator in Mashhad metropolis. The research method of this research is practical in terms of goal, and is descriptive – analytical in terms of methodology. GIS and SPSS software, and Vikor and Entropy models were used for analysis of the data. The person density in residential unit of Mashhad metropolis was 3.4 based on population and housing census in 2011. Zones 13 and 8 had the highest residential per capita with 56.9 and 56.8 m2, respectively, whereas zones 4 and 5 had the lowest residential per capita with 20.7 and 20.1 m2, respectively. Zones 12, 12, 1, 11 and 1 had the best situation in terms of oldness, durability, ownership, access to municipal sewage and housing price indicators, respectively. The results of this research show the zone 11 of Mashhad metropolis is the best zone in terms of housing indicator, followed by zones 10 and 9, respectively. By contrast, zones 5, 4 and 13 had the worst conditions in terms of housing indicator, respectively. About 38% of Mashhad's zones are at housing very unfavorable level with respect to the urban livability.

  • Mehri Azani, Mehdi Momeni Mehdi Momeni, Mostafa Mohammadi Dehcheshmeh Pages 123-144

    The regeneration approach has a significant reference to the identity of the historical context, the achievement of which depends only on the attention to creative urban tourism. Paying attention to worn-out structures and eliminating their instability has become a central issue in cities, so that urban regeneration with a tourism development approach is recommended as a solution to preserve such valuable structures. Therefore, the present study was conducted with the aim of identifying and analyzing the factors affecting the regeneration of historical contexts from the perspective of tourism development. The present study is applied according to the purpose and based on a descriptive-analytical method. The components studied in this study were divided into 7 factors: social, physical and infrastructural, economic, political, criteria, cultural and worn texture. To achieve the research objectives, fuzzy dimtel method was used. The results of the research in the amount of (Di + Ri) showed that the economic dimension with a final score of 3.159 is the most important component among the studied components for the development of tourism in the old contexts of Ahvaz. Also, the results in value (Di-Ri) showed that in the causal group there are social, economic, physical and political components and the most effective are the social dimension with a final score of 0.615 and in the disabled group are cultural components, worn texture and criteria, the most effective of which Worn tissue was identified with a final score of -0.4723.

    Keywords: reconstruction, Historical context, Tourism, Ahvaz
  • Hamid Saberi * Pages 145-164

     This research, future studies in Urban Planning and Management, with the approach of recognizing future challenges in the urban planning of metropolitan area of Isfahan, and the identification of executive strategies to reduce challenges from the viewpoint of experts and executives have been written. In this research, in the first step, 16 factors were identified as key challenges in Isfahan city in the future using experts and experts in the field of urban management and Delphi model. In the second step, the Dimetal method was used to analyze and rank the causes, causality and disability. The results of Dimetal's causal and demographic analysis show that the lack of integrated and efficient urban management, extensions to the city of Isfahan and municipality concentration are the main and most influential factors in creating crises in the future city of Isfahan. Finally, using expert opinion and use The Delphi model has been ranked the most effective solutions with respect to the problems and has been ranked using Shannon's entropy model. The results show that the most important strategies out of the problems of the metropolitan area of Isfahan are the planning and integrated approach to urban issues and the establishment of integrated urban management. Draft Cup Design New approaches to urban planning and public participation (people to people) is.

    Keywords: Future studies, Urban Planning, Delphi model, Dimetal Method, Isfahan
  • Farzam Allahveisi, Farzin Charehjoo * Pages 165-184

    The present study is applied in terms of purpose and in terms of the nature and method of research is a survey that is a researcher-made questionnaire and almost standardized in Iranian society has been used. The statistical population of this study is the inhabitants of the four tissues of Sanandaj, which has been calculated using the Cochran's formula to 321 people. In order to compare the studied areas in the three levels of house, neighborhood and city, post-experimental tests using Tukey test were used. Structural equation modeling has been used to evaluate the effect of physical, social and individual factors on attachment to place in three scales of home, neighborhood and city, as well as attachment to place in three dimensions: cognitive, emotional and behavioral. The results of the questionnaire analysis show that among the variables of psychological dimension, emotional, cognitive and behavioral elements include attachment and physical and social factors and independent variables of individual characteristics have a significant relationship with the dependent variable of place attachment. Examining the results and comparing the attachment factors between the four areas shows that Naysar neighborhood with the lowest level of attachment to the neighborhood, among the dimensions of attachment, emotional dimension and among the attachment factors, the physical factor has a more effective role on neighborhood attachment.

    Keywords: sense of belonging, Urban Context, structural equations, Sanandaj
  • Roghayyeh Samadi, Mohammadtaghi Razavian *, Jamileh Tavakoliniya, Morteza Ghourchi Pages 185-203

    Geographical Research has been examining ethical issues in a wide range of areas including consumption patterns. One of the ethical issues in geography is consumption of local food products which refers to food miles and environmental issues, fair trade, social justice, and food democracy. Although in recent years, local food consumption has become more prevalent in developed countries, but recently it has been widespread in developing countries. In Iran, different climatic zones have created various opportunities for growing local food products, but due to various factors, consumers are facing many challenges in consumption of this kind of products. This study aims to investigate consumer’s attitude, intention and behavior regarding to local food products. In this regard, 197 consumers have been selected in district 1 and 20 of Tehran city to fill the questionnaires by using convenience sampling method. The results of data analysis show that despite the ethical values of the respondents, including their health- related issues, supporting local producers and protecting the environment, there is a positive correlation between long distance to buy local food and unwillingness of local product’s consumption. In addition, long distance is one of the most important challenge for consumers to buy local one. Therefore, due to issues such as food miles and environment pollution, food safety, etc., the intervention of urban planners in local food systems should be considered. Urban planners should encourage local communities to produce and consume more sustainable local food and protect local agricultural resources.

    Keywords: local food products, ethical issues, food miles, fair trade, district 1, 20 of Tehran city
  • safiyeh Damanbagh *, Nahid Sajadian, Morteza Nemati Pages 205-224

    Today, the spread of urbanization and issues such as the increase of mental illnesses have made happiness in urban environments one of the most important issues. Geography also examines the relationship between humans and the environment therefore, in the database of this science, addressing the environmental happiness of the citizens of Ahvaz as the seventh metropolis of Iran is an important issue. The present study is theoretical-applied and methodologically "descriptive-analytical" in the field of behavioral geography. The tool used in this study is Oxford Happiness Standard Questionnaire. The statistical population includes the citizens of Ahvaz (both men and women) in the age range of 15 years and above, which is equal to 887,280 people. The sample size is 385 persons. The questionnaires were completed in six selected neighborhoods. According to the results, the level of happiness of the citizens of Ahvaz is lower than the average. There is no significant difference between the two groups of men and women in Ahvaz in terms of level of happiness. Comparative comparison of age groups based on vitality level confirms a significant difference between age groups in Ahvaz city in terms of happiness level. The difference in spatial levels plays a role in the difference in the level of happiness of citizens in different neighborhoods of Ahvaz and the level of happiness of citizens changes from places and neighborhoods with higher levels to places and neighborhoods of lower levels and has a declining trend.

    Keywords: Happiness, behavioral geography, Urban Environment, spatial difference, Ahvaz City
  • Kasra Ashouri, Kayomars Habibi *, Milad Doostvandi Pages 225-257

    Housing is a social, economic, political and beyond issue, a right that has been given to those in power and capital due to the superiority of personal resources over the collective interest (free market policies) and as one of the basic challenges of the system. Global urbanization has become, and the one-dimensional approach to this challenge will simultaneously lead to the neglect of the issue in a comprehensive way, because different quantitative and qualitative dimensions affect the formation of this problem. In Iran, various economic, political, social and cultural issues have increased the housing problem and speculative demand in the housing market has led to housing being seen as a capital rather than a shelter. Quantitative and qualitative indicators of housing were examined by examining the various theoretical foundations of the subject and the framework of the concept of the subject was extracted. Then, at the national level, the provinces were ranked based on the available indicators by TOPSIS and fuzzy models. Finally, it can be said that as long as there is an overlap between the political and economic oligarchy, it is not possible to get out of the crisis. Also, paying attention to new approaches and a series of strict tax laws can be an important option in solving the housing problem; Because the financial costs of non-supply in the market increase, and when there is no growth prospects for the housing market supplier, the housing market does not move towards exchange value and speculation.

    Keywords: Housing challenge, housing indicators, quantitative, qualitative dimensions, Iran, political dimensions