فهرست مطالب

گردشگری فرهنگ - پیاپی 7 (زمستان 1400)
  • پیاپی 7 (زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/11/03
  • تعداد عناوین: 6
|
  • اشرف بستانچی*، پروانه پرچکانی صفحات 5-12

    اکوتوریسم با پیروی از فلسفه توسعه پایدار گردشگری بر ارزش های ذاتی و درونی تاکید دارد. تقاضای گردشگران برای کسب تجربه های جدید مقصد، مفهومی فراتر از گذراندن تعطیلات دارد و انجام فعالیت های خلاقانه در مقاصد اکوتوریستی منجر به خلق تجارب جدیدی از گردشگری طبیعی با عنوان اکوتوریسم خلاق می شود. ازآنجاکه صنعت گردشگری در موج سوم خود (گردشگری خلاق) به سر می برد و همواره با تنوع تقاضای مشتریان، تاثیر تکنولوژی و درخواست های جامعه محلی مواجه است، ارایه راهبردهای موثر برای اکوتوریسم خلاق از ضرورت های اجتناب ناپذیر محسوب می شود. هدف اصلی این پژوهش، ارایه راهبردهای توسعه اکوتوریسم خلاق مبتنی بر رویکرد پایداری با رهیافت توسعه پایدار است که این امر با توجه به ظرفیت های بالقوه و بالفعل در دره کن و سولقان تهران انجام گرفته است. این پژوهش ازنظر روش شناسی توصیفی-تحلیلی است که بخش توصیفی-تحلیلی آن مبتنی بر شیوه اسنادی و خبرگان و بخش کمی آن مبتنی بر استفاده از پرسش نامه در سطح خبرگان است. گردآوری داده ها به روش اسنادی، کتابخانه ای و میدانی از طریق مشاهده و پرسش نامه انجام شده است و جامعه آماری را 30 نفر از خبرگان تشکیل داده اند. در این پژوهش، برای تدوین راهبردهای توسعه اکوتوریسم خلاق با تلفیق مولفه های پایداری و شاخص های گردشگری پایدار، گردشگری خلاق، خلاقیت و اکوتوریسم، وضعیت موجود ترسیم و عوامل موثر داخلی و خارجی مشخص و درنهایت راهبردها با تکنیک SWOT استخراج شدند و با تکنیک QSPM به ترتیب جذابیت اولویت بندی شدند. نتایج این تحقیق حاکی از این است که «تاکید بر طراحی تورهای ترکیبی طبیعت گردی و آموزشی»، «برگزاری تورهای اکوتوریستی و آموزشی جهت تجربه شیوه زندگی ساکنان بومی به وسیله گردشگران»، «بازنگری بر سیاست های اجرایی و مشارکت با جوانان جهت راه اندازی کسب وکارهای نوین در عرصه گردشگری» و «استفاده از ابزارهای تبلیغاتی مناسب جهت تشویق جوانان به فراگیری صنایع دستی گردشگری» در منطقه کن و سولقان تهران به عنوان راهبردهای جذاب استخراج شده اند.

    کلیدواژگان: گردشگری پایدار، اکوتوریسم، اکوتوریسم خلاق، دره کن و سولقان
  • سیده معصومه فتوکیان*، محمدرضا واعظی صفحات 13-24

    یکی از شاخصه های مهم حضورپذیری شهروندان در فضاهای شهری، امنیت در مکان های عمومی است که سبب رونق و پویایی محیط شهری می شود و در خلق فرهنگ تعامل، حیات شبانه، کاهش استرس، حضور فعال مردم و گروه های مختلف سنی و جنسیتی نمود دارد. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می یابد که تفاوت های فرهنگی، سنی و اقتصادی در بین کاربران یک مجموعه تنوع بیشتری یافته و عملکرد محیط، نیازمند تعامل دوسویه میان کاربران باشد و از این حالت می توان، فضاهای گردشگری را دارای این خصوصیت دانست. این مقاله به بررسی نیاز به افزایش امنیت در فضاهای گردشگری شهرستان رامسر می پردازد که به دلیل توسعه و تنوع فضاهای گردشگری از دیرباز و سفرهای مکرر گردشگران در روزهای مختلف سال در این منطقه، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش پس از مطالعات کتابخانه ای در حوزه امنیت و پارامترهای آن، به منظور تدقیق یافته های حاصل و بررسی شاخص های کالبدی موثر بر امنیت فضای گردشگری از راهکارهای تکنیک نحو فضا استفاده می شود. در مرحله بعد پرسشنامه اولیه، جهت شناسایی مناطق مختلف مجموعه گردشگری طراحی شده که منطقه بندی بر اساس نقشه برداری رفتاری از آن حاصل شده و مورد برداشت میدانی قرار می گیرد؛ سپس با استفاده از نرم افزار Depth Map،  به تحلیل مولفه های چیدمان فضایی در فضاهای برداشت شده پرداخته می شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوالات است که چه بخش هایی از محیط گردشگری در شهرستان رامسر دارای احساس امنیت بیشتر یا کمتری است؟ چه شاخص هایی از تکنیک نحو فضا، قرابت بیشتری با نظر کاربران این سایت در شناخت امنیت مکان دارد؟ در نتیجه این پژوهش به نظر می رسد هر کدام از شاخص های نحو فضا به بخشی از مسئله های امنیت فضای باغ سی وسه هکتاری شهرستان رامسر پاسخ دادند و در این میان شاخصه تقعر و تحدب فضا و عمق، نقش موثری در راهکار نظارت طبیعی و حریم فضایی دارد.

    کلیدواژگان: فضای شهری، گردشگری، نحو فضا، امنیت، باغ سیوسه هکتاری رامسر
  • مهدی باصولی، سعیده درخش* صفحات 25-32
    حسینیه ها و تکایای ایرانی بعد از مساجد، از مهم ترین پایگاه های معنوی شیعیان به حساب می آیند. این مکان ها مظهر پیوند بین تاریخ، مردم و فرهنگ هستند و به دلیل ویژگی های خاصشان نه تنها در قیاس با مکان های هم عملکرد خویش در سایر کشورها، هویتی متمایز می یابند، بلکه به عنوان تنها فضاهای باز شهری با عملکرد مذهبی در فرهنگ شهرسازی منحصربه فرد هستند. در این پژوهش با هدف کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و از منابع مختلف مانند مجلات معتبر و کتاب برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. در این تحلیل کارکردهای مختلف حسینیه مورد بررسی قرار گرفته است تا بتوان این فرضیه را بررسی کرد که حسینیه ها و تکایا تا چه اندازه ظرفیت تبدیل شدن به جاذبه مهمی در گردشگری مذهبی را دارا هستند. برخی کارکردهای شناسایی شده عبارت اند از کارکردهای اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، مذهبی و... شناخت محتوای عملکردی این عنصر معماری و روایت منظرین آن می تواند در تعریف این جاذبه و روایت آن اهمیت بسزایی داشته باشد. با توجه به کارکردهای متفاوت این مکان های مذهبی و روح مقدس حاکم، می توان از آنها به عنوان منظری انحصاری در گردشگری مذهبی در شیعه که با معنا و مفهومی غنی در ارتباط است، اسم برد و راهبردهایی را برای معرفی آن به گردشگران طراحی کرد.
    کلیدواژگان: حسینیه، تکیه، گردشگری مذهبی شیعی، منظر
  • مریم اسماعیل دخت، محمدرضا اسماعیل دخت* صفحات 33-42

    ی و ادراک شهروندان از شهر روی داده است. اساس مدیریت شهری شهرهای سنتی و مداخله در آن اجتماع محور و مبتنی بر نظامی اجتماعی بود که پیرو انتقال صورت گرفته جای آن را متخصصین و مدیران مبتنی بر قدرت/دانش در شهرهای معاصر گرفتند. محله به عنوان یکی از مهمترین ارکان شهر سنتی و اساس شکل گیری شهر تحت کل های کوچک، بستر مداخلات اجتماعی و حس تعلق به مکان را برای ساکنین ایجاد کرده و در واقع وطن هر فرد محسوب می شد. با توسعه های معاصر و تغییرات بنیادین در نظام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و گذار به جامعه مدرن، مفاهیم نوینی نظیر منطقه و ناحیه با تقسیمات تخصص محور به منظور مداخله در شهر جایگزین مفهوم محله شد و برساخت اجتماعی شهر تحت مفهومی برخواسته از زمینه با مشارکت مردمی جای خود را به برساخت سیاسی فضاهای شهری تحت نفوذ حکومت مرکزی داد. در حال حاضر پژوهشگران و مدیران در نظر و عمل به دنبال احیای مفاهیمی همچون محله هستند. هدف از این پژوهش بررسی منظر محلات شیراز در دوران گذار از شهر سنتی به شهر معاصر است. پژوهش در پی پاسخ به این سوال اساسی است که آیا شکل گیری فضاهای شهری در دوران قاجار مبتنی بر نظام محله ای، منجر به مرزبندی اجتماعی تحت عنوان محله بود؟ آیا تقسیمات محله در ادراک ساکنین و بازتولید فضا موثر بود؟ به منظور پاسخگویی به سوال پژوهش با روش پژوهش اسنادی، نقطه عطف انتقال از شیراز سنتی به معاصر بررسی شده و با رویکردی پدیدارشناسانه، نمود ادراک شهروندان از شهر سنتی شیراز بر مبنای آثار به جای مانده از قبیل اسناد و اشعار، مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که منظر شهر سنتی و تجارب زیسته ساکنین تا اواخر دوران قاجار متفاوت از شیراز امروزی است که در پژوهش ها و اقدامات تخصصی، صرفا به جنبه کالبدی بافت تاریخی شیراز توجه شده و تنها آثار تجسمی به جای مانده از مقیاس کلان شهری تا مقیاس خرد هنرهای مستظرفه بدون توجه به تجارب زیسته ساکنین قدیم بررسی می شود. احیای مفاهیمی مردمی نظیر محله و حراست از بافت تاریخی در درجه اول مستلزم نگاهی پدیدارشناسانه به کالبد و معناست که پژوهشگر در فضایی مشابه مخاطب حلول کند و به طور عمیق با پدیده های شهر سنتی نظیر محله مواجه شود.

    کلیدواژگان: منظر شهر سنتی، منظر شهر معاصر، محله، شیراز
  • دلارام سبک رو*، زهره بختیاری صفحات 43-48
    امروزه گردشگری بخش مهمی از فعالیت ها و درآمدهای جوامع را به خود اختصاص داده است و نقش آن هر روزه پررنگ تر می شود. در همین راستا، معماری منظر به عنوان رشته ای نوپا در عرصه طراحی محیط های طبیعی و مصنوع، باعث ایجاد خصوصیات ویژه ای برای این عرصه شده است. در واقع مهم ترین پرسش پیش رو چگونگی ایجاد تلفیق و هماهنگی میان موضوعات گوناگون و دانش وسیع مرتبط با معماری منظر است و این که چگونه می توان به این گستره دانش نظم بخشید و آن را به کار گرفت؟ لذا در این پژوهش ساز و کارهایی با تکیه بر مفهوم نگرش سیستماتیک، مدل سازی و الگو برای غلبه بر مشکل پیچیدگی و گستردگی مفاهیم در جریان طراحی، مورد بررسی قرار گرفته است تا با پیوند آن ها بتوان در نهایت چارچوبی مناسب و قابل تعمیم جهت به کارگیری در طراحی منظر مکان های دارای توانمندی گردشگری پیشنهاد نمود. روش تحقیق در این نوشتار توصیفی-تحلیلی است و با کدگذاری مفاهیم و داده های گرد آوری شده از منابع کتابخانه ای و بررسی متون و اسناد موجود در پایگاه های اطلاعات علمی انجام شده است. در نهایت این پژوهش در پی آن است تا از ورای نقد و نگاه به فرایند طراحی و ایجاد هماهنگی میان دانش های وسیع مرتبط با معماری منظر، کلیات طرح منظرین موزه معدن روی نروژ و لایه های منظرین آن را به عنوان یک پروژه گردشگری و منظرین طبیعی-اجتماعی با دو ایده کلان طراحی یعنی زمینه گرایی و نمایش رد پای تاریخ بررسی کند. این ایده ها به واسطه ابزارهایی مانند بهره گیری از مصالح بومی، کمترین مداخله در حین ساخت و اجرای طرح، چشم انداز های متنوع، رنگ و بافت های برگرفته از کالبد و تضاد های نوری در معدن، پیش ساخته سازی در تمامی قطعات و بررسی فرایند کار در معدن، در این موزه تحقق یافته اند.
    کلیدواژگان: فرایند طراحی، زمینه گرایی، ردپای تاریخ، موزه معدن روی نروژ
  • مرتضی همتی* صفحات 49-56

    شهرها مهم ترین بستر سکونتی انسان معاصر هستند از این روی تحولاتی که بر منظر شهری اثرگذار باشد ، بر زند گی بخش عمد ه ای از افراد تاثیر می گذارد . متاورس به عنوان رسانه ای جد ید قاد ر است از طریق ابزارهای واسط امکان حضور افراد در جهان مجازی سه بعد ی را فراهم آورد . از آن جهت که این فناوری امکانات ارتباطی بی بد یلی به د ست خواهد داد که پیش تر برای انسان ممکن نبود ، می توان تصور نمود که ظهور این رسانه زمینه ساز تحولاتی شگرف در تمام مناسبات انسانی جوامع ایجاد کند . با توجه به آنکه متاورس در پی بازسازی جهان است، یکی از جنبه هایی که به نظر می رسد تحت تاثیر حضور آن متحول شود ، منظر شهری به عنوان ما حصل تعامل اد راکی انسان و شهر است. این پژوهش در پی پاسخ این پرسش است که «ظهور شهرهای مجازی که مابه ازای شهرهای فیزیکی هستند ، چه تاثیری بر ادراک این شهرها -یا به عبارت دقیق تر منظر شهری- خواهد گذاشت؟». به همین منظور این جستار با روشی کیفی و با اتکاء به داده های کتابخانه ای، ابتد ا به تبیین مفهوم منظر از دیدگاه صاحب نظران و تشریح وجوه مختلف آن می پرد ازد ، سپس با معرفی مبانی رسانه و رسانه متاورس، اثرگذاری این رسانه را بر منظر شهری تشریح می نماید . یافته های این پژوهش نشان می د هد رسانه بالذات به عنوان یک واسطه مد اخله گر د ر پی ایجاد تصویری هد فمند از واقعیت د ر ذهن مخاطب است و متاورس به عنوان ابزاری که جهان را به طور سه بعد ی تناظر می بخشد توانایی خلق تصاویر باورپذیرتر از واقعیت را د ارد که احتمال پذیرش آن توسط مخاطب را بیش از گذشته افزایش می د هد . از این روی این رسانه قادر است تصویری از شهر ارایه بدهد که بر انباشت های ذهن مخاطب بیافزاید و در هنگام مواجهه با نماد های شهری، ایجاد تد اعی -از تجربیات د ر جهان بازسازی شد ه مجازی- نماید . از آنجا که در این فرایند اد راک مخاطب متحول می گردد ، بنابراین می توان اذعان د اشت که متاورس می تواند بر منظر شهری اثرگذار باشد .

    کلیدواژگان: متاورس، منظر شهری، رسانه، اد راک، واقعیت مجازی
|
  • Ashraf Bostanchi *, Parvaneh Parchekani Pages 5-12

    In accordance with the philosophy of sustainable tourism development, ecotourism emphasizes intrinsic and inner values. The demand of tourists to gain new experiences is beyond a desire to simply spend their holidays in a tourist destination. By participating in creative activities in ecotourism destinations, tourists can gain new experiences in natural tourism, called creative ecotourism. The third wave of the tourism industry, called creative tourism, is influenced by factors such as diversity of customer demand, impact of technology, and demands of local communities; therefore, introducing effective strategies for creative ecotourism is an unavoidable necessity. The main objective of this study was to introduce creative ecotourism development strategies based on the sustainable development approach by considering the potential and actual capacities of the Suleghan & Kan Valley in Tehran, where the research was carried out. In this descriptive-analytical study, the data were collected using the desk study (documentary) and field (questionnaire) methods and expert opinions. The study population consisted of 30 experts. To develop creative ecotourism development strategies, the sustainability components were first integrated into the indicators of sustainable tourism, creative tourism, creativity, and ecotourism. The authors then outlined the current situation and identified effective internal and external factors. In the next step, the strategies were extracted using SWOT (Strengths, Weaknesses, Opportunities, and Threats) analysis. Finally, the Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM) was used to prioritize the identified strategies based on their degrees of attractiveness. The attractive strategies for developing creative ecotourism in the Suleghan & Kan Valley included “Emphasizing the design of tours that combined learning and nature tourism”, “Holding ecotourism and educational tours for the tourists to experience the lifestyle of local people”, “Revising executive policies and collaborating with the youth to start new tourism businesses”, and “Using effective advertising tools to encourage the young people to take courses in handicrafts and tourism.”

    Keywords: Sustainable Tourism, Ecotourism, creative ecotourism, Suleghan & Kan Valley
  • Seyedeh Masoumeh Fotokian *, Mohamadreza Vaezi Pages 13-24

    One of the important characteristics of citizens' presence in urban spaces is security in public places, which causes prosperity and dynamism of the urban environment and reduces stress in creating a culture of interaction, nightlife. This becomes even more important when cultural, age, and economic differences between users of a set become more diverse and the performance of the environment requires two-way interaction between users. This article examines the need to increase security in the tourist spaces of Ramsar city. In this study, after library studies in the field of security and its parameters, in order to verify the findings and examine the physical indicators affecting the security of the tourism space, the solutions of space syntax technique are used. In the next stage, a preliminary questionnaire has been developed to identify the areas of the tourism complex, from which the zoning of behavioral mapping is obtained and is harvested in the field; It is then analyzed using Depth Mape software. This study seeks to answer the question of which parts of the tourism environment in the city of Ramsar have a greater or lesser sense of security? And what features of spatial syntax technique play a greater role in understanding space security? As a result of this study, it seems that each of the indicators responded to some of the challenges of urban space security, and in the meantime, the concavity and convexity of space and depth, has an effective role in the strategy of natural monitoring and space.

    Keywords: urban space, Tourism, Space Syntax, Security
  • Mehdi Basouli, Saeedeh Derakhsh * Pages 25-32
    Iranian Hosseiniyeh and Tekiyeh are considered to be the most significant sacred places of Shiites after mosques. These places are the manifestation of the relation between history, people, and culture, as owing to their special characteristics, they are considered as unique urban open spaces with religious function in urbanism culture, beyond having a distinct identity in comparison with their counterpart places in other countries. This study is applied research based on a descriptive-analytical method. To collect the data, frequent resources including reliable journals and textbooks were used to analyze various functions of Hosseiniyeh and answer the following research question: To what extent do Hosseiniyeh and Takayas have the potential to turn into important tourist attractions in religious tourism? Some of the identified functions address social, cultural, educational, and religious areas. Recognizing the functional content of this architectural feature and representing its landscapes characteristic can be of great importance in defining and manifesting this attraction. Given the various functions of these religious places and the holy spirit prevail over them, they can be considered as a distinct landscape in Shiite religious tourism, which is associated with an enriched meaning, concept, and design strategies for introducing them to potential tourists.
    Keywords: Hosseiniyeh, Tekiyeh, Shiite religious tourism, Landscape (Manzar)
  • Maryam Esmaeeldokht, MohammadReza Esmaeeldokht * Pages 33-42

    In the transition from a traditional urban society in Iran to a modern one, there has been an epistemological transfer of the concept of the urban landscape and residents’ perception of the city. The urban management of traditional cities and intervention in the decisions used to be community-based driven from a social system. After the transition, urban management was replaced by experts and executives chosen based on their power/knowledge in modern cities. Mahalle1 or neighborhood, as one of the most important pillars of the traditional city and the basis of the formation of the city under small groups, created a platform for social intervention and increased the sense of belonging of its inhabitants, and turned into the homeland of each individual. With contemporary developments and fundamental changes in the political, social, cultural, and economic system, and the transition to modern society, new concepts such as region and district replaced the concept of the neighborhood with specialization-oriented divisions. This intervention in the city and its social construction gave way to the political construction of urban spaces under the influence of the central government. At present, researchers and managers are seeking to revive concepts such as neighborhoods in thoughts and actions. The purpose of this study is to examine the landscape of the neighborhood of Shiraz during the transition from a traditional city to a contemporary city. The research seeks to answer the fundamental question of whether the formation of urban spaces in the Qajar period based on the neighborhood system, led to social demarcation known as a neighborhood? Did the divisions of the neighborhood affect the perceptions of the residents and the reproduction of the space? To answer the research question, documentary research was conducted to identify the turning points in the transition from traditional to contemporary Shiraz. Then a phenomenological approach was employed to examine the citizens’ perception of the traditional city of Shiraz based on available documents, poems. The results indicate that the view of the traditional city and the lived experiences of the inhabitants until the end of the Qajar period is different from today’s Shiraz. The reason is that in specialized studies and actions, only the physical aspect of Shiraz’s historical context is considered. These studies have been limited to the visual works of the abandoned arts from macro to micro-scale. In addition, they have overlooked the lived experiences of the old residents. However, the revival of popular concepts such as neighborhood and protection of historical context requires a phenomenological look at the form and meaning of the city and needs the researcher to attend a similar atmosphere to the audience’s one and deeply deal with the phenomena of a traditional city such as the neighborhood.

    Keywords: Traditional Urban landscape, Contemporary Urban landscape, Neighborhood, Shiraz
  • Delaram Sabokro *, Zohreh Bakhtiari Pages 43-48
    Tourism is now a major element of many communities’ activities and revenues, and its importance is growing day by the day. Landscape architecture, as a fledgling subject in the field of natural and artificial environment design, has generated unique characteristics for this field. Currently, the most pressing challenge is how to bring together and harmonize the diverse themes and extensive knowledge of landscape architecture, as well as how to manage the scope of this knowledge and apply it? For this purpose, this study attempts to investigate strategies based on the concepts of a systematic approach, modeling to overcome the problem of complexity and breadth of concepts in the design process. In addition, this study aims at linking the strategies to suggest a suitable framework for landscape design of places with tourism potential. this study used a descriptive-analytical research approach. The bibliographic data for this study was gathered from available texts and documents in scientific databases and analyzed using a conceptual coding process. Finally, this study takes a critical look at the design process and shows how the coordination between the vast knowledge of landscape architecture can be created. Then, this study examines the general landscape design of the Zing Mining Museum in Norway and its landscape layers in Norway as a tourism project and scrutinizes the natural-social landscapes with two macro ideas of design, contextualism, showing the traces of history, which are achieved through the use of tools and local materials, resulting in the least amount of interference during construction and maintenance, as well as the mine’s work procedure that has been achieved.
    Keywords: Design Process, Contextualism, history traces, Zing Mining Museum in Norway
  • Morteza Hemmati * Pages 49-56

    Cities are the most important places wherein contemporary human beings settle. For this reason, the changes affecting the urban landscape can influence the lives of most people. As the new media, the Metaverse can enable people to be present in the 3D virtual world through mediums. Since this technology will provide unparalleled communicative amenities, which did not use to be available to humans, it is expected to pave the way for dramatic changes in all human relations in societies. Given that the Metaverse seeks to reconstruct the world, the urban landscape, which is a product of the perceptual interactions between humans and the city, seems to be influenced by its emergence. This study seeks to answer this question: “What effects will the emergence of virtual cities versus physical ones, have on the perceptions of these cities, or more precisely, the urban landscape?” For this purpose, this study employs a qualitative method and uses bibliographic data to explain the concept of landscape from the perspective of experts and describe its various aspects. This study also attempts to introduce the fundamentals of the media and explain its impact on the urban landscape. The findings of this study show that the media, as an intervening tool, seeks to create a purposeful image of reality in the minds of the audience, and the Metaverse, as a tool presenting the world in three dimensions, can create more believable images than reality. This increases the likelihood of its reception by the audience more than ever. Thus, this media can present an image of the city that adds to the accumulations of the schemata of the audience. Therefore, in their confrontation with urban symbols, the schemata represent an association driven from the experiences in a reconstructed virtual world. Since in this process, the perceptions of the audience change, it can be acknowledged that the Metaverse can affect the urban landscape.

    Keywords: Metaverse, Urban landscape, Media, Perception, Virtual Reality