فهرست مطالب

بیماری های پستان ایران - سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 56، بهار 1401)
  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 56، بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • افسانه فندرسکی، ابراهیم حاجی زاده*، شهپر حقیقت، علی اکبر راسخی صفحات 4-17
    مقدمه

    سرطان پستان یکی از شایع‏ترین سرطان ها در بین زنان است. امروزه با پیشرفت شیوه های درمانی پزشکی، اقدامات درمانی برای بیماران مبتلا به سرطان تنها جهت افزایش مدت زمان زنده ماندن آنان انجام نمی شود بلکه با هدف درمان کامل بیماری نیز همراه است. در این مطالعه، علاوه بر بررسی بقای بیماران مبتلا به سرطان پستان، شانس بهبود کامل بیماری و عوامل پیش آگهی آن با استفاده از مدل های شفای آمیخته مورد بررسی قرار گرفته است.

    روش بررسی

     این مطالعه از نوع کوهورت گذشته‏ نگر بوده که بر روی 1310 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان که طی سال های 1374 تا 1392 به پژوهشکده سرطان معتمد مراجعه نموده و تا سال 1397 مورد پیگیری قرار گرفتند، انجام شده است. منحنی کاپلان- مایر و مدل نیمه پارامتری شفای آمیخته بر داده ها برازش شدند. در این مدل، بیماران به دو دسته شفایافته و شفانیافته تقسیم شده، سپس میزان شفایافتگی (نرخ بیماران درمان شده) و بقای بیماران شفانیافته محاسبه شده و عوامل مرتبط با آن شناسایی شدند.

    یافته ها

    از بین 1310 بیمار حاضر در مطالعه، 235 نفر (1/18%) فوت کرده و باقی افراد سانسور شدند. بر اساس منحنی کاپلان- مایر، نسبت شفایافتگی 68% بود و آخرین پیامد مرگ حدود 12 سال پس از تشخیص مشاهده شد. ابتلا به چاقی، درگیری غدد لنفاوی، انجام جراحی ماستکتومی و عدم دریافت هورمون درمانی به ‏عنوان عوامل خطر احتمال شفای بیماران در بلند مدت شناسایی شدند در حالی که اندازه تومور بزرگتر، مرحله پیشرفته ‏تر بیماری و عدم دریافت شیمی درمانی از عوامل خطر بقای کوتاه مدت بیماران بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج حاصل از مطالعه حاضر بسیاری از عوامل پیش ‏آگهی سرطان پستان علاوه بر اینکه در کوتاه مدت برای انتخاب استراتژی درمانی اهمیت دارند، در طولانی مدت نیز برای شناسایی بیماران پرخطر و بیمارانی که همچنان نیاز به پیگیری دارند اهمیت ویژه ‏ای دارند.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، مدل شفای آمیخته، آنالیز بقا
  • رویا سلیمانی، مریم کوشکی جهرمی*، آمنه محمودی، جواد نعمتی صفحات 18-32
    مقدمه

    سرطان پستان و درمان های مربوطه عوارض مختلفی بر دستگاه ایمنی بدن دارد. تمرینات ورزشی به عنوان روشی برای کاهش برخی عوارض و بهبود کیفیت زندگی این بیماران پیشنهاد می ‏شود. یکی از ورزش ‏های پیشنهادی به بیماران سرطان پستان تمرینات پیلاتس است که اگرچه از برخی جوانب مفید بوده اما تاثیر آن بر سیستم ایمنی مشخص نیست. هدف این تحقیق بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات پیلاتس بر فاکتورهای ایمنی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود.

    روش بررسی

    شرکت کنندگان در این تحقیق 30 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان در دامنه سنی بین 30 تا 57 سال بودند که به‏ طور داوطلبانه و با توجه به معیارهای ورود در این پژوهش شرکت کردند و به شکل تصادفی به دو گروه تمرین (18نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند و نهایتا با توجه به معیارهای خروج در دو گروه تمرین (15 نفر) و کنترل (8 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. گروه تمرین، تمرینات پیلاتس را به مدت 8 هفته و 3 روز در هفته به مدت 60 دقیقه در جلسه انجام دادند و گروه کنترل به فعالیت‏ های عادی روزانه خود ادامه دادند. 48 ساعت قبل و بعد از دوره مطالعاتی (8 هفته) از هر دو گروه تمرین و کنترل جهت اندازه‏ گیری لنفوسیت و مونوسیت، خونگیری انجام شد. از آزمون آماری تحلیل کوواریانس به منظور تحلیل یافته ها استفاده شد.

    یافته ‏ها

    متغیرهای مورد نظر در دو گروه تمرین (15 نفر، سن: 30/6±66/40 سال، شاخص توده بدنی: 27/5±67/26 کیلوگرم/مترمربع) و کنترل (8 نفر، سن: 31/7±12/49 سال، شاخص توده بدنی: 03/4±96/28 کیلوگرم /مترمربع) مقایسه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که تغییرات میزان نوتروفیل در پیش ‏آزمون (77/5±58/51) و پس ‏آزمون (69/8±75/56) در مقایسه با گروه کنترل در پیش‏ آزمون (11/5±87/53) و پس ‏آزمون (22/3±87/52) تفاوت معنی‏ داری نداشت (19/0=P). تغییرات لنفوسیت‏ ها در گروه تمرین در پیش ‏آزمون (50/7±25/40) و پس ‏آزمون (04/10±75/37) در مقایسه با گروه کنترل در پیش‏ آزمون (74/6±86/36) و پس ‏آزمون (64/5±87/37) تفاوت معنی‏ داری نداشت (84/0=P). نسبت نوتروفیل به لنفوسیت‏ ها نیز در گروه تمرین در پیش ‏آزمون (37/0±34/1) و پس ‏آزمون (59/0±64/1) در مقایسه با گروه کنترل در پیش ‏آزمون (40/0±52/1) و پس ‏آزمون (25/0±42/1) تفاوت معنی‏ داری نداشت (23/0=P).

    نتیجه‏ گیری

    با توجه به نتایج تحقیق بیماران مبتلا به سرطان پستان می ‏توانند بدون تاثیر منفی بر شاخص‏ های بررسی شده در سیستم ایمنی در تمرینات پیلاتس شرکت کنند، اما احتمالا شدت این تمرینات برای بهبود عملکرد سیستم ایمنی کافی نبوده است.

    کلیدواژگان: تمرینات ورزشی، سرطان پستان، پیلاتس، نوتروفیل، لنفوسیت
  • نجمه ناظری، شهپر حقیقت، عاطفه جورابیان، سارا دری* صفحات 33-45
    مقدمه

    با توجه به شیوع بالای سرطان پستان و میزان ابتلا و مرگ و میر ناشی از آن در سراسر دنیا به‏ نظر می‏ رسد بهترین روش برای کنترل آن، پیشگیری است. برای پیشگیری، همواره آموزش و توانمندسازی زنان به عنوان ابتدایی‏ترین و موثرترین راه‏کار پیشنهاد شده است. امروزه، موثرترین روش‏ های آموزش، استفاده از نرم ‏افزارها، سایت‏ ها، شبکه‏ های اجتماعی و سایر ابزارهای به‏روز و در دسترس است. جهت ارایه آموزش به شیوه الکترونیک نیاز به محتوای مناسب، قابل استفاده و اثربخش وجود دارد. در این مقاله محتوای آموزش الکترونیک «پیشگیری از سرطان پستان» طراحی و ارزیابی شد.

    روش بررسی

    این پژوهش در سه فاز اصلی انجام شد. در فاز اول با استفاده از منابع علمی موجود، کتاب‏ ها و متون تخصصی سرطان پستان (مورد تایید متخصصان و مبتنی بر شواهد علمی) موارد آموزشی تهیه شد. در فاز دوم در طی جلسات متعدد مصاحبه و اجماع نظرات که با متخصصان رشته ‏های مختلف برگزار شد، به تدوین و بومی ‏سازی بسته آموزشی پیشگیری از سرطان پستان پرداخته شد.در فاز سوم محتوای آموزشی توسط تیم متخصصان حوزه آموزش، انفورماتیک پزشکی، سرطان‏ شناسی، تغذیه و ورزش مورد ارزیابی قرار گرفت و بسته پیشگیری از سرطان پستان جهت استفاده در روش ‏های مختلف آموزش الکترونیک ارایه شد. همچنین بسته آموزشی در اختیار تعدادی از کاربران بالقوه آن قرار گرفت و توسط آن‏ها نیز ارزیابی شد.

    یافته‏ ها

     محتوای آموزشی در زمینه روش‏ های تشخیص زودرس، ریسک فاکتورها، نقش تغذیه در پیشگیری، نقش فعالیت بدنی در پیشگیری و نشانه‏ های اولیه سرطان پستان مورد تایید متخصصان با روایی بالا قرار گرفت و در نهایت در هر زمینه محتوای الکترونیک آن با توجه به نظر متخصصین حوزه آموزش در فرمت ‏های انیمیشن، گیف و اینفوگرافیک طراحی شد و پس از بازبینی‏ های مکرر نسخه نهایی در هر زمینه تولید شد. ارزیابی محتوای تولید شده توسط گروه هدف نیز نشان داد محتوا از لحاظ ساده و قابل فهم بودن، حجم و کیفیت فایل‏ ها، کافی و به موقع بودن اطلاعات ارایه شده، به‏ روز بودن اطلاعات و قابل اعتماد بودن نمره عالی کسب کرد.

    نتیجه ‏گیری

    با توجه به ارزیابی‏ هایی که از بسته آموزشی انجام گرفت، این بسته می‏ تواند به‏ عنوان یک محصول قابل قبول و مبتنی بر شواهد علمی به ‏روز در حیطه پیشگیری از سرطان پستان مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش از راه دور، آموزش الکترونیک، سرطان پستان، پیشگیری، زنان، ایران
  • احمد عبدعلی شیهاد*، بهاء الدین عدنان یوسف الکمالی، هارا عبدالکحام ناصر صفحات 46-58
    مقدمه

    سرطان پستان سه‏ گانه منفی (TNBC) نوعی سرطان پستان است که گیرنده استروژن (ER)، گیرنده پروژسترون (PR) و گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی انسانی 2 (HER2)، همگی منفی هستند. این وضعیت 10 تا 15 درصد از کل سرطان‏ های پستان را تشکیل می ‏دهد. هدف از این مطالعه بررسی پیامد بالینی و پیش‏ آگهی کوتاه مدت سرطان پستان سه ‏گانه منفی در مقایسه با سایر زیرگروه‏ های سرطان پستان است.

    روش بررسی

    مطالعه مقطعی بر روی نمونه‎‏‏های مناسب از 108 بیمار زن مبتلا به سرطان پستان مهاجم تشخیص داده شده توسط FNAC، CNB یا نمونه ماستکتومی انجام شد. بیماران به‏ طور تصادفی به دو گروه TNBC و غیرTNBC تقسیم شدند. مقایسه بین این دو گروه از نظر متغیرهای آسیب شناسی بالینی متعدد، گزارش روش های تشخیصی، بقای بدون پیشرفت و بقای کلی انجام شد.

    یافته‏ ها

    نتایج مطالعه نشان داد که بین بیماران گروه TNBC و غیرTNBC از نظر میانگین سن، میانگین شاخص توده بدنی و وجود سابقه خانوادگی سرطان پستان تفاوت معنی داری وجود ندارد. در گروه TNBC در مقایسه با گروه غیرTNBC درجه III بیماری و وجود تهاجم لنفی عروقی به ‏طور معنی‏داری بیشتر بود (به ‏ترتیب 02/0=P-value، 0/014=P-value). میانگین دوره بدون پیشرفت بیماری برای گروه‏ های TNBC و غیرTNBC به ‏ترتیب 4/81% و 9/90% و میانگین بقای کلی (OS) به‏ترتیب در دو گروه 8/93% و 93% بود.

    نتیجه‏ گیری

    در این مطالعه درجه III بیماری و وجود تهاجم لنفی عروقی در گروه TNBC به‏ طور معنی ‏داری بیشتر از گروه غیرTNBC بود. این مسئله می ‏تواند نشانگر وخامت بیشتر بیماری در گروه TNBC باشد. تفاوت معنی‏ داری بین دو گروه در بقای بدون پیشرفت و بقای کلی وجود نداشت که با توجه به کوتاه بودن دوره پیگیری، نیاز به مطالعات طولی بلندمدت‏ تر دارد.

    کلیدواژگان: پیش آگهی، سه گانه منفی، مهاجم، سرطان پستان، عراقی
  • میلاد طاریمرادی، رامیار رحیمی دره باغ، میدیا باباحاجیانی، بایزید قادری* صفحات 59-70
    مقدمه

    سرطان دومین عامل شایع مرگ و میر در کشورهای توسعه یافته و سومین عامل مرگ در کشورهای در حال توسعه است. سندروم متابولیک یا سندروم مقاومت به انسولین به صورت چاقی شکمی، دیس لیپیدمی، قند خون ناشتای بالا و فشار خون بالا توصیف می‏شود. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین سندروم متابولیک و سرطان پستان در زنان مراجعه ‏کننده به بخش‏ های رادیوتراپی و شیمی ‏درمانی بیمارستان توحید سنندج انجام شده است.

    روش بررسی

    این مطالعه مورد-شاهدی بر روی 222 زن سرطانی و غیرسرطانی (سرطان پستان) (هر گروه 111 نفر) مراجعه‏ کننده به بیمارستان توحید و بعثت شهر سنندج در سال1393 انجام شد. پس از جمع ‏آوری اطلاعات و ورود آن به نرم ‏افزار SPSS، متغیر سن با استفاده از میانگین و انحراف معیار (SDs) و همچنین عوامل سندروم متابولیک به صورت فراوانی و درصد در بین دو گروه افراد با و بدون سرطان پستان گزارش می شوند. برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیر کمی سن از آزمون کولموگروف- اسمیرنف استفاده شد. با بکارگیری آزمون کای اسکویر، آزمون دقیق فیشر و آزمون تی مستقل به ‏ترتیب عوامل سندروم متابولیک و میانگین سن در بین دو گروه مورد و شاهد مقایسه می‏ شوند و همچنین جهت بررسی ارتباط سندروم متابولیک با سرطان پستان از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد و  نسبت شانس با حدود اطمینان 95% محاسبه شد.

    یافته ‏ها

     نتایج نشان داد که شیوع سندروم متابولیک در افراد با و بدون سرطان پستان به‏ ترتیب (6/76%)85 و (1/54%)60 است که به لحاظ آماری دارای تفاوت معنی‏ داری است. شیوع اختلال هایپر لیپیدی، تری‏گلیسرید و فشار خون بالا در بین دو گروه با و بدون سرطان پستان تفاوت معنی‏ داری داشتند. همچنین نسبت شانس ابتلا به سرطان پستان در افراد دارای سندروم متابولیک  ((063/5-528/1),CI95%  782/2)؛ برابر افراد بدون سندروم متابوک است. 001/0=P).

    نتیجه‏ گیری

     بررسی مقالات و نتایج مطالعه حاضر نشان داد که خطر ابتلا به سرطان به خصوص سرطان پستان در زنان، در افراد دارای سندروم متابولیک بالاتر است و باید اقداماتی جهت کاهش این خطرات در گروه‏ های در معرض خطر اتخاذ نمود.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، سندروم متابولیک، زنان
  • شقایق وجدانی نژاد یزدی، هادی زارع زردینی، سید محسن میراسماعیلی، فرزانه فصاحت* صفحات 71-86
    مقدمه

    استفاده از سیستم های تحویل دارو می تواند کارایی شیمی درمانی را افزایش و عوارض جانبی آن را در درمان سرطان پستان کاهش دهد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر نانوذرات فیبرویین ابریشم حامل داروی دوکسوروبیسین (NF-DOX) بر بیان ژنp53 در رده سلولی مبتلا به سرطان پستان و سنجش میزان سمیت آن در محیط آزمایشگاهی است.

    روش بررسی

    نانوذرات فیبرویین ابریشم حاوی داروی دوکسوروبیسین سنتز و مشخصه ‏یابی شدند. رده سلولی سرطان پستان MCF-7 و رده سلولی نرمالHFF تحت تیمار با غلظت های مختلف NF-DOX قرار گرفتند و سمیت آن و بیان نسبی ژن P53 اندازه گیری شد.

    یافته ها

    بررسی و مشخصه‏ یابی ترکیب سنتز شده NF-DOX نشان دهنده بعد نانومتری آن بود. میزان سمیت سلولی بر روی سلول‏های سرطانی MCF-7 در مقایسه با سلول‏ های HFF و گروه کنترل افزایش معناداری را نشان داد (001/0 P<). همچنین، مقادیر IC50 (50% رشد سلولی) به‏ دست آمده از تیمار دارویی سلول‏ های MCF7 و HFF با NF-DOX به‏ ترتیب 229، 647 میکروگرم بر میلی ‏لیتر به‏ دست آمد. میانگین و انحراف معیار p53 در رده ‏های سلولی MCF7 و HFF در مقایسه با گروه کنترل به ‏ترتیب 51/0± 09/27، 07/0±57/0 اندازه‏ گیری شد. میزان بیان نسبی ژن p53 در رده ‏های سلولی MCF7 (0001/0 P<) و HFF (0006/0 P<) در مقایسه با سلول‏ های کنترل به‏ ترتیب افزایش و کاهش معناداری را نشان داد.

    نتیجه گیری

     تغییرات متمایز و معنادار بیان ژن P53 در رده های سلولی نشان دهنده آن است که NF-DOX احتمالا در مهار متاستاز در سلول‏ های سرطانی پستان نقش موثری ایفا می کنند. نتایج تحقیق نشان دهنده اثر ضد سرطانی وابسته به دوز و زمان NF-DOX بود و به دلیل اثرات سیتوتوکسیک در سلول‏ های سرطانی، می توان آن را به عنوان کاندیدای یک دارویی جدید ضدسرطان در نظر گرفت.

    کلیدواژگان: بیان ژن، پروتئین ضد توموری 53، سمیت سلولی، سرطان پستان، نانو فیبروئین ابریشم، دوکسوروبیسین، کشت سلول
  • مریم احمدی نسب، سعید ملیحی الذاکرینی*، فتح الله محقق، شیدا سوداگر، مهرداد ثابت صفحات 87-102
    مقدمه

    امروزه تعامل پیچیده فرایندهای روان ‏شناختی، عصبی و ایمونولوژی بیش از هر زمان دیگری در تعریف سلامت دیده شده است. تشخیص سرطان می‏ تواند تجربه ای به شدت اضطراب آور باشد که مسایل روان‏ شناختی، اجتماعی و زیستی بسیاری را موجب می‏ شود. اضطراب می ‏تواند تاثیر مخربی بر عملکرد سیستم ایمنی داشته باشد. فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (TNFα) یک سیتوکین التهابی است که بیان آن در انواع سرطان‏ ها افزایش می یابد و به‏طور خاص، در سرطان پستان با تکثیر سلول‏ های توموری تقویت شده، درجه بدخیمی بالاتر، افزایش وقوع متاستاز و پیش ‏آگهی عمومی ضعیف برای بیمار ارتباط دارد.

    روش بررسی

    این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده، با طرح پیش ‏آزمون - پس‏ آزمون با پیگیری و گروه گواه با هدف بررسی اثر بخشی روان‏ درمانی وجودی گروهی مبتنی بر معنا بر میزان اضطراب و میزان سرمی فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شده است. 24 بیمار مبتلا به سرطان پستان از بیمارستان آیت الله خوانساری اراک با دارا بودن معیارهای ورود، به‏ صورت نمونه ‏گیری در دسترس انتخاب و به‏ صورت تصادفی در دوگروه 12نفره آزمایش و کنترل گروه‏ بندی شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ‏‏ای تحت مداخله وجودی مبتنی بر معنا قرار گرفت و گروه کنترل در این مدت از هیچ درمان روان‏ شناختی استفاده نکردند. هر دو گروه قبل، بعد و سه ماه پس از پایان مداخله به وسیله پرسشنامه اضطراب بک (فرم 21 سوالی با درجه‏ بندی لیکرت) و آزمایش سنجش سطح سرمی فاکتور نکروزدهنده تومور مطابق با دستورالعمل کیت انسانی TNFα ارزیابی شدند و داده‏ ها به وسیله تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل گردید.

    یافته‏ ها

    گروه آزمایش پس از دریافت برنامه روان ‏درمانی در مقایسه با گروه گواه در نمرات اضطراب و میزان سرمی TNFα کاهش نشان داد. نتایج نشان می دهد میانگین TNFα 22/1± 19/47 و اضطراب 30/9± 75/21 در گروه آزمایش کمتر از میانگین TNFα 71/1± 95/50 و اضطراب 27/12± 73/44 در گروه گواه بود و همچنین این میزان کاهش در مرحله پیگیری هم مشهود بوده است. این در حالی است که این مولفه در گروه گواه تغییری نیافته است. بر اساس این یافته ‏ها و تحلیل معناداری حاصل از تحلیل اندازه گیری مکرر بر میزان اضطراب و میزان سرمی TNFα اثر کاهشی معنادار داشته است (001/0≥p).

    نتیجه ‏گیری

     بر اساس یافته ‏های به دست آمده، روان ‏درمانی وجودی مبتنی بر معنا با کاهش میزان اضطراب بیماران و کمک به معنادهی مجدد به زندگی می‏ تواند در کاهش درجات اضطراب و کاهش میزان سرمی TNFα تاثیر داشته باشد. بر همین اساس می توان از این روش درمانی در کنار درمان های پزشکی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، اضطراب، فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا، روان درمانی
|
  • Afsaneh Fendereski, Ebrahim Hajizadeh*, Shahpar Haghighat, Aliakbar Rasekhi Pages 4-17
    Introduction

    Breast cancer is the most common cancer among women. Today, with advancements in medical sciences, increasing the cure probability of patients as well as increasing survival time is an important goal of cancer treatment. Therefore, in this study, in addition to examining patients’ survival, we investigated the cure probability of breast cancer patients and its prognostic factors using the semiparametric mixture cure model.

    Methods

     This is a retrospective cohort study of 1310 breast cancer patients admitted to Motamed Cancer Institute from 1995 to 2013 and followed up until 2018. The Kaplan-Meier curve and a semiparametric mixture cure model were fitted to data. In this model, patients were divided into two categories of cured and uncured, then the cure rate and the survival rate of uncured patients were calculated, and related factors were identified.

    Results

     Of the 1310 women with breast cancer in the study, 235 (18.1%) cases died and others were censored. Based on the Kaplan-Meier curve, the cure rate was 68%, and the last death case was observed about 12 years after diagnosis. Obesity, lymph node involvement, and mastectomy were identified as risk factors for patients' long-term survival, while larger tumor size, more advanced stage of the disease, and lack of chemotherapy were risk factors for short-term survival.

    Conclusion

     These findings indicate that many prognostic factors for breast cancer are not only important when choosing a treatment strategy in the short term, but they also play an important role in the long-term to identifying high-risk patients and those who still need further follow-up.

    Keywords: Breast Cancer, Mixture Cure Model, Survival Analysis
  • Roya Soleimani, Maryam Koushkie Jahromi*, Amene Mahmoodi, Javad Nemati Pages 18-32
    Introduction

    One of the recommended exercises for breast cancer patients is Pilates, which, although is useful in some aspects, but its effect on the immune system is not clear. The aim of this study was to evaluate the effect of eight weeks of Pilates exercises on immune factors in women with breast cancer.

    Methods

    Participants of the study included 30 breast cancer patients aged 30–57 years who participated in the study voluntarily and were randomly divided into two groups of exercise (n = 18) and control (n = 12). Finally, according to the exclusion criteria, participants were studied in two groups of exercise (n = 15) and control (n = 8). The exercise group performed Pilates training for eight weeks, three days a week, for 60 minutes per session. Blood samples were taken from the two groups at baseline and 48 hours after the exercise training.

    Results

    The variables in the two groups of exercise (n= 15, age: 40.66± 6.30 years, BMI: 26.67± 5.27 kg/m2) and control (n= 8, age: 49.12± 7.31± 31 years, BMI: 28.96± 4.03 kg/m2) were compared. The results showed that Pilates training had no significant effect on neutrophil at baseline (51.58± 5.77) and post intervention (56.75± 8.69) compared with the control group at baseline (53.87± 5.11) and post intervention (52.87± 3.22) (P= 0.19). Pilates training had no effect on Lymphocyte at baseline (40.25± 7.50) and post intervention (37.75± 10.04), compared with the control group at baseline (36.86± 6.74) and post intervention (37.87± 5.64), (P= 0.84). Also, Pilates training had no significant effect on the ratio of neutrophils to lymphocytes in the exercise group at baseline (1.34± 0.37) and post intervention (1.64± 0.59) compared to the control group at baseline (1.52± 0.40) and post intervention (1.42± 0.25) (P= 0.23).

    Conclusion

    Breast cancer patients can participate in Pilates exercises without any side effects on the immune system. Still, the intensity of these exercises may not have been enough to improve immune function.

    Keywords: Exercise Training, Pilates, Breast Cancer, Neutrophils, Lymphocytes
  • Najme Nazeri, Shahpar Haghighat, Atefeh Jourabian, Sara Dorri* Pages 33-45
    Introduction

    Given the high prevalence of breast cancer and its incidence and mortality worldwide, it seems that prevention is the best way to control it. The challenge facing e-learning is the production of appropriate, usable, and effective content. In this study, an electronic educational package titled “Breast Cancer Prevention” was designed and evaluated.

    Methods

    This research was conducted in three main phases: (1) preparation of educational content, (2) evaluation and localization of evidence-based content, and (3) evaluation from experts’ and end users’ point of view.

    Results

    The educational content in the field of early detection methods, risk factors, the role of nutrition in prevention, the role of physical activity in prevention, and the early signs of breast cancer were approved by experts with high validity. The evaluation of the electronic content in different formats produced by the target group also showed that the content scored above 4.3 of 5.

    Conclusion

    According to the evaluations of the training package, this package can be used as an acceptable product based on up-to-date scientific evidence in the field of breast cancer prevention.

    Keywords: Distance Learning, E-learning, Breast Cancer, Primary Prevention, Women, Iran
  • Ahmed Abd Ali Shihad*, Bahaulddin Adnan Yousif Alkamolei, Hawraa Abdulkadhum Nasser Pages 46-58
    Introduction

    Triple-negative breast cancer (TNBC) is a type of breast cancer that is negative for estrogen receptor, progesterone receptor, and HER2. This study aimed to evaluate the clinical outcomes and short-term prognosis of this type of cancer compared with other subtypes of breast cancer.

    Methods

    A cross-sectional study was conducted on 108 women with invasive breast cancer. The patients were divided into a TNBC or a non-TNBC group. Multiple clinicopathological variables, diagnostic modality reports, progression-free survival, and overall survival were assessed.

    Results

    The results showed no statistically significant difference between the TNBC group and the non-TNBC group in age, BMI, or family history of breast cancer. In the TNBC group, compared with the non-TNBC group, the presence grade 3 tumor and lymphovascular invasion were significantly higher (P = 0.02 and P = 0.014, respectively). Progression-free survival rates in the TNBC and non-TNBC groups were 81.4% and 90.9%, and overall survival in the two groups were 93.8% and 93%, respectively.

    Conclusion

    There was a significant difference between the two groups in the form of histologic grade and presence of lymphovascular invasion. Non-significant differences in progression-free survival and overall survival between the two groups may be due to the short duration of follow-up.

    Keywords: Prognostic, Triple Negative, Invasive, Breast Cancer, Iraqi
  • Milad Tarimoradi, Ramyar Rahimi Darehbagh, Media Babahajiani, Bayazid Ghaderi* Pages 59-70
    Introduction

    Metabolic syndrome or insulin resistance syndrome is described as abdominal obesity, dyslipidemia, fasting blood sugar, and high blood pressure. This study aimed to investigate the relationship between metabolic syndrome and breast cancer.

    Methods

    This case-control study was performed on 222 women with cancer and non-cancer (breast cancer) (111 participants in each group) referred to Tohid and Besat Hospital in Sanandaj in 2014.

    Results

    The results showed that the prevalence of metabolic syndrome in people with and without breast cancer was 85 (76.6%) and 60 (54.1%), respectively, which was statistically significant.

    Conclusion

    The results showed that the criteria for defining metabolic syndrome increase cancer risk, especially breast cancer in women, and measures should be taken to reduce these risks in high-risk groups.

    Keywords: Breast Cancer, Metabolic Syndrome, Women
  • Shaghayegh Vojdani Nejad Yazdi, Hadi Zare-Zardini, Seyed Mohsen Miresmaeili, Farzaneh Fesahat* Pages 71-86
    Introduction

    The use of drug delivery systems can increase the effectiveness of chemotherapy and reduce its side effects in the treatment of breast cancer. This study aimed to evaluate the effect of doxorubicin-containing silk fibroin nanoparticles (NF-DOX) on P53 gene expression in breast cancer cell lines and to measure its toxicity in vitro.

    Methods

    NF-DOX was synthesized and characterized. The breast cancer cell line MCF-7 and normal HFF cell line were treated with different concentrations of NF-DOX, and its toxicity and relative expression of P53 were measured.

    Results

    Examination and characterization of the synthesized compound of NF-DOX indicated its nanometer dimension. The drug’s cytotoxic effect on MCF-7 cells was significantly greater compared with HFF cells and the control group (P < 0.001). The IC50 values (half-maximal inhibitory concentration) for MCF-7 and HFF cells treated with NF-DOX were 229 and 647 µg/ml, respectively. The relative gene expression levels of P53 in MCF-7 and HFF cell lines compared with the controls were measured as 27.09 ± 0.51 and 0.57 ± 0.07, respectively. The relative gene expression of P53 in MCF-7 and HFF cell lines showed a significant increase (P < 0.0001) and decrease (P < 0.0006) compared with controls, respectively.

    Conclusion

    Differential and significant changes in P53 gene expression in cell lines indicate that NF‑DOX may play an effective role in inhibition of breast cancer metastasis. The results showed a dose- and time-dependent anticancer effect of NF‑DOX, and it can be considered as a candidate for a new anticancer drug.

    Keywords: Gene Expression, Tumor Protein 53, Cytotoxicity, Breast Cancer, Silk Nanofibroin, Doxorubicin, Cell Cultur
  • Maryam Ahmadinasab, Saied Malihialzackerini*, Fathollah Mohaghegh, Sheida Sodagar, Mehrdad Sabet Pages 87-102
    Introduction

    Diagnosing cancer can be a very anxious experience, and anxiety can disrupt immune system function. Tumor necrosis factor-alpha (TNFα) is an inflammatory cytokine that is associated with amplified tumor cell proliferation, higher malignancy, increased metastasis, and poor general prognosis for the patients who suffer from breast cancer.

    Methods

    This study is a randomized clinical trial with follow-up and control group. The experimental group underwent meaning-based existential intervention. Both groups were assessed by Beck Anxiety Questionnaire and serum levels of tumor necrosis factor before, after and three months after the intervention, and data were analyzed by repeated measures analysis of variance.

    Results

    The experimental group showed a decrease in anxiety scores and serum TNFα levels after receiving a psychotherapy program/interventions compared to the control group. The results show that the mean of TNFα was 47.10± 1.22 and the mean of anxiety was 21.75± 9.30 in the experimental group, while the mean of TNFα was 50.75± 1.71 and the mean of anxiety was 44.7± 12.27 in the control group, this reduction has also been observed in the follow-up phase (0.001≥ p).

    Conclusion

    Based on the findings, meaning-based existential psychotherapy can reduce anxiety and serum TNFα levels by reducing patients' anxiety and helping to give meaning to life again. Accordingly, this treatment can be used along with medical treatments.

    Keywords: Breast Cancer, Anxiety, Alpha Tumor Necrosis Factor, Psychotherapy