فهرست مطالب

نوآوری های آموزشی - پیاپی 86 (تابستان 1402)

فصلنامه نوآوری های آموزشی
پیاپی 86 (تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • خلیل جوادیار، رضا ساکی*، پریوش جعفری صفحات 7-42

    نظام آموزش وپرورش ایران، مانند بسیاری از نظام های آموزشی دنیا، با مسیله کمبود رهبران آموزشی توانمند و کارآمد روبه روست. یکی از شیوه های تعدیل تاثیر منفی این مسیله، بهره گیری از «نظام جانشین پروری» است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر «ارایه مدل جانشین پروری رهبران آموزشی در نظام آموزش وپرورش رسمی عمومی ایران» است. این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی؛ از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است. برای رسیدن به اهداف سه گانه ذیل هدف اصلی، سه سوال مطرح شده است: 1. ابعاد و مولفه های جانشین پروری متناسب با نظام آموزش وپرورش رسمی عمومی ایران کدام اند؟ 2. مدل پیشنهادی براساس این ابعاد و مولفه ها چگونه است؟ 3. میزان اعتبار این مدل از نظر خبرگان چقدر است؟برای پاسخ به پرسش های سه گانه، از روش های مرور نظام مند و تحلیل محتوا استفاده شد. نمونه گیری ها با روش هدفمند و دردسترس انجام شدند. در پرسش اول، برای مرور نظام مند، انتخاب نمونه از میان منابع اولیه و ثانویه از 58 منبع اسنادی انجام شد. در پرسش دوم از نمونه گیری های خوشه ای چندمرحله ای در سطح کلان و فرد متخصص در سطح خرد برای انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته از 34 نفر از صاحب نظران استفاده شد و برای پرسش سوم از نمونه گیری فرد متخصص برای گروه کانونی با تعداد 12 نفر استفاده شد.یافته های مرتبط با پرسش اول، به شناسایی سه بعد عوامل سازمانی، فردی و فرایندی و 61 مولفه ذیل آن ها منجر شد. در پرسش دوم به تثبیت مولفه های نوزده گانه در ابعاد سه گانه سازمانی (شامل پنج مولفه)، فردی (شامل نه مولفه) و فرایندی (شامل پنج مولفه) منجر شد که برای ارایه مدل پیشنهادی جانشین پروری، جایابی و ارایه شد. به منظور پاسخ به پرسش سوم اعتبار مدل به دست خبرگان گروه کانونی بررسی و تایید جمعی شد.

    کلیدواژگان: رهبران آموزشی، جانشین پروری، مولفه های جانشین پروری، نظام آموزش و پرورش
  • محمد جاودانی*، ساجده صالحی، مجید بذرافکن صفحات 43-80
    هدف از پژوهش حاضر، واکاوی تجارب زیسته معلمان ابتدایی از تلفیق بازی در فرایند یاددهی یادگیری است. رویکرد پژوهش کیفی و روش انجام آن پدیدارشناسی است. انتخاب مشارکت کنندگان هدفمند و از نوع معیار است که از میان معلمان دوره ابتدایی با تجربه استفاده از بازی در آموزش، دارای دست کم دو سال تجربه تدریس و علاقه مند به شرکت در پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد. داده ها در مصاحبه دوازدهم به اشباع رسید و برای اطمینان، با دو نفر دیگر هم مصاحبه شد. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد و اعتباریابی یافته ها ازطریق دقت پژوهشگر، ارجاع به همکاران پژوهشگر و بازبینی مشارکت کنندگان انجام شد. برای اطمینان یابی نیز از روش هدایت دقیق جریان مصاحبه، خودبازبینی پژوهشگر و کدگذاری مصاحبه ها به دست پژوهشگر دیگری استفاده شد. تحلیل داده ها به استخراج 10 مضمون اصلی و 62 مضمون فرعی انجامید. ازجمله این مضامین اصلی، انواع بازی از نظر تعداد مشارکت کننده، شکل اجرا، هدف خاص، دستاوردهای جسمی، روانی، مهارتی و آموزشی بازی ها، محدودیت های اجرا، واکنش های مثبت و منفی اولیا، نقش معلمان در جریان بازی و موقعیت های استفاده از بازی بود. با توجه به یافته ها، گفتنی است که اجرای بازی ها دستاوردهای متعددی برای دانش آموزان و حتی معلمان دارد، اما با محدودیت هایی مانند کمبود وقت، محتوای زیاد کتب درسی و فضا و محیط نامتناسب مواجه است. معلمان سعی می کنند در موقعیت های گوناگون مانند رفع خستگی، ایجاد انگیزه، تثبیت یادگیری و... از بازی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: تجارب زیسته، معلمان ابتدایی، تلفیق بازی، فرایند یاددهی یادگیری
  • سعید خانمرادی* صفحات 81-106

    هدف از این تحقیق، طراحی مدل درآمدزایی ازطریق ورزش با تاکید بر سند تحول بنیادین آموزش وپرورش است. این پژوهش کاربردی با رویکردی آمیخته (کیفی و کمی) انجام شده است. در بخش کیفی نمونه متن کامل سند تحول بنیادین آموزش وپرورش است. نمونه گیری هدفمند است و تا به اشباع نظری برسیم ادامه می یابد. در بخش کمی، جامعه آماری را کارشناسان و معلمان تربیت بدنی تشکیل دادند که به صورت هدفمند 200 نفر برای نمونه انتخاب شدند. در بخش کیفی، از رویکرد داده بنیاد با نرم افزار مکس کیودی ای در سه بخش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده شد. در بخش کمی، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد روش حداقل مربعات جزیی و نرم افزار اسمارت پی. ال. اس2 استفاده شد. نتایج نشان داد اثر شرایط علی (منابع انسانی ورزش، سیاست ها و رویه ها، بسترسازی و زیرساخت ها) و زمینه ای (مقررات و نیروی انسانی) بر درآمدزایی مثبت و معنادار است. اثر شرایط مداخله گر بر درآمدزایی منفی و معنادار است. اثر درآمدزایی بر راهبردها و درنهایت اثر راهبردها بر پیامدها مثبت و معنادار است. چهار پیامد نهایی شامل بهینه سازی نظام پرداخت ها، تخصیص بهینه منابع، توسعه اماکن ورزشی، و بهسازی و تحول در نظام مالی هستند. آموزش وپرورش با به کارگیری راهکارهای درآمدزایی این پژوهش و درنظرگرفتن شرایط علی، زمینه ای و مداخله ای با ارایه راهبرد مناسب می تواند به پیامد های مطلوب دست یابد.

    کلیدواژگان: آموزش وپرورش، سند تحول بنیادین، درآمدزایی، تربیت بدنی، ورزش
  • فاطمه رمضانی* صفحات 107-124
    هدف از این پژوهش استحصال و رتبه بندی ویژگی های شخصیتی و روش های تربیتی ابوسعید ابوالخیر و ابن خفیف شیرازی است. در بخش اول، با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش تحلیل محتوای عرفی، دو کتاب کهن اسرارالتوحید و سیرت ابن خفیف بررسی شد. در بخش دوم، با رویکرد کمی و روش نمونه گیری دردسترس، 22 مدرس و عضو هییت علمی رشته علوم تربیتی در شهر قم گزینش شدند و اهمیت و رتبه هریک از مضامین به دست آمده را برای معلمان امروز مشخص کردند. این رتبه بندی با بهره گیری از آزمون فریدمن به نتیجه رسیده است.از مطالعه حاضر، هجده مضمون فرعی به دست آمد: عشق به تعلم و آموختن، توجه به خودسازی، زهد و بی اعتنایی به دنیا، رفق و مدارا، شوخ طبعی، تواضع و فروتنی، هم سازی رفتار و گفتار، رفتار محبت آمیز با شاگردان، تربیت بدون چشمداشت، توجه به نیازها و سرگرمی شاگردان، توجه به فرص تربیت، آموزش به اشارت، بهره جویی از تشویق، بهره وری از حکایت و داستان، آموزش با تکیه بر تمثیل، استفاده از شعر، آموزش در عمل، موجز و خلاصه گویی. این هجده مضمون در پاسخ به دو سوال اول پژوهش و در قالب سه مضمون اصلی منش فردی و تربیتی و تعلیمی خلاصه و تجمیع شد. در پاسخ به سوال سوم، مشخص شد که مهم ترین خصلت های فردی و تربیتی ای که بهتر است معلمان امروز به آن ها توجه کنند بدین ترتیب ند: هم سازی رفتار و گفتار، رفتار محبت آمیز با شاگردان، توجه به خودسازی و فروتنی، و بهره جویی از تشویق و تمثیل.
    کلیدواژگان: اسرار التوحید، سیرت ابن خفیف، روش ها، ویژگی های شخصیتی، معلم
  • سمیه نیک تخسمی، مریم دانای طوس*، محمدامین صراحی صفحات 125-145

    خواندن مهارت زبانی مهمی است؛ زیرا بخش عظیمی از یادگیری از این طریق است. برای بهبود مهارت خواندن باید نوع و سطح متنی که آموزش داده می‏شود با دانش ‏آموزان متناسب باشد. به همین دلیل، محققان از دیرباز به تعیین سطح دشواری متن (خوانش ‏پذیری متن) توجه داشته ‏اند. یکی از شاخص‏های خوانش ‏پذیری متن، انسجام در سطح خرد است. هدف پژوهش حاضر، بررسی معناداری فراوانی انواع شاخص‏های انسجام خرد در سطوح مختلف بازنمایی متن (روساختی و متن پایه و الگوی موقعیتی) کتاب‏های‏ فارسی دوره ‏های ابتدایی (پایه ششم) و متوسطه اول (پایه نهم) و متوسطه دوم (پایه دوازدهم) در چارچوب الگوی ساخت تلفیق کینچ (1998-1988) است. این مطالعه پژوهشی ترکیبی است. در بخش کیفی، انواع شاخص‏های انسجام خرد در سطوح گوناگون بازنمایی متن این کتاب‏ها مشخص شدند. سپس، در بخش کمی، فراوانی این شاخص‏ها در متن این کتاب‏ها تعیین شده و معناداری فراوانی آن‏ها با مجذور کا محاسبه شد. نتایج حاکی از تفاوت معنادار میان فراوانی شاخص ‏های انسجام خرد در سطوح مختلف بازنمایی متن کتاب‏های فارسی در هر سه دوره تحصیلی است. با طولانی‏ترشدن متن کتاب‏ها از پایه ششم به پایه ‏های نهم و دوازدهم، فراوانی بیشتر شاخص‏ها افزایش یافت؛ اما این افزایش قاعده ‏مند نبود. ظاهرا رویکرد آموزشی این کتاب‏ها، رویکردی مهارتی است؛ به این معنا که بر آموزش و تقویت مهارت‏های زبانی (خواندن) تاکید دارد؛ ولی با توجه به نتایج این مطالعه شاید بتوان گفت در عمل و به‏ ویژه در تدوین متن کتاب‏های فارسی به این مهارت چندان توجه نشده است.

    کلیدواژگان: خوانش ‏پذیری، الگوی ساخت تلفیق کینچ، دوره‏ های مختلف تحصیلی، کتاب‏ های فارسی
  • یوسف گلی، کوروش فتحی واجارگاه*، سعید صفایی موحد، کامبیز پوشنه صفحات 155-190

    پژوهش حاضر، با هدف طراحی الگوی برنامه درسی توسعه رهبری مدیران متوسطه براساس رویکرد حل مسیله انجام شده است. ازنظر روش، این پژوهش کیفی و از نوع سنتزپژوهی است که براساس مدل روبرتس انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق و بررسی اسناد و مقاله هاست. مقاله هایی که پس از چهار مرحله پالایش از میان 595 مطالعه، 493 تحقیق حذف و 102 مقاله برای تجزیه وتحلیل اطلاعات انتخاب و با استفاده از نرم افزار ان ویوو دسته بندی و سازمان دهی شده اند. نتایج نشان داد در الگوی پیشنهادی، مولفه های اصلی در مرکز قرار گرفته اند و فعالیت های یاددهی یادگیری با مضامین سازمان دهی محیط کار، ساختار محیط کار، تفکر آموزشی محیط کار و فراگیری آموزش محیط کار مشخص شده اند. تمامی عوامل اجرایی براساس اصول حاکم و مفروضات مشخص شده اند. اصول حاکم بر برنامه درسی را نیازسنجی، فهم مشترک فردی و سازمانی، بازبینی و بازاندیشی مشخص می کند که از پایه های اصلی الگوی برنامه درسی اند. همچنین مولفه های انسان محوری، ارزیابی، توانمندسازی و مشارکت مشخص کننده مفروضات اند که بدون لحاظ کردن مفروضات، نمی توان به الگوی برنامه درسی رسید. این الگو غیرخطی طراحی شده است. همچنین تمامی ابعاد فردی و سازمانی را بررسی و مولفه های موثر و ارزیابی کننده را مشخص کرده است. علاوه بر ویژگی های مشترک، به تفاوت های ناشی از محیط کار، فرهنگ، شهر و تفاوت های فردی مدیران (استعدادها، توانایی، نیازها و علایق) توجه کرده و از انعطاف لازم برخوردار بوده است.

    کلیدواژگان: برنامه درسی محیط کار، توسعه رهبری مدیران متوسطه، رویکرد حل مسئله، سنتزپژوهی
  • فرزانه عسکری، محمد جوادی پور* صفحات 191-220
    هدف پژوهش حاضر شناسایی عناصر برنامه درسی استم در دوره ابتدایی است. داده ها براساس پژوهشی کیفی از نوع سنتزپژوهی و با استفاده از گام های هفت گانه نیومن و گاف (2020) جمع آوری شده اند. قلمرو پژوهش شامل همه مقالات علمی معتبر مرتبط با موضوع در بازه زمانی 2001-2023 است که در پایگاه های تخصصی و علمی داخل و خارج کشور ثبت شده اند و از میان آن ها، پس از چند مرحله غربالگری و معیار مهارت های ارزیابی حیاتی، 40 منبع به صورت هدفمند انتخاب و کدگذاری و تحلیل شدند. همچنین، عناصر برنامه درسی استم براساس الگوی تارعنکبوتی اکر بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که منطق رویکرد استم یادگیرنده محور و همسو با نظریه سازنده گرایی است که به دنبال ساختن دیدی کل نگر در دانش آموز به منظور درک و فهم ارتباط بین چهار حوزه علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات است. هدف این رویکرد، کسب مهارت های قرن 21 و پرورش دانش آموزانی است که با مهارت تفکر و حل مسیله بتوانند بر مسایل واقعی دنیای کنونی فایق آیند و راهکارهای موثر ارایه دهند. اجرای این روش، نیازمند تغییر نگرش معلمان از رویکردهای سنتی به نوین و آموزش و آماده سازی معلمان است. افزون براین، اجرای گام به گام و تدریجی این رویکرد، حتی در ساختار کنونی، امکان پذیر است. درنهایت، پس از معرفی عناصر برنامه درسی، پیشنهادهایی برای اجرای آن در دوره ابتدایی ارایه شد.
    کلیدواژگان: رویکرد استم، سنتزپژوهی، دوره ابتدایی، عناصر برنامه درسی
  • محسن شاکری نسب، حسین مهدیان*، مهدی قاسمی مطلق صفحات 221-239
    هدف مطالعه حاضر، مقایسه تاثیر آموزش بازسازی شناختی و راهبردهای یادگیری خودگردان بر سبک های اسناد دانش آموزان است. این مطالعه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری از دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر بجنورد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 45 نفر آن ها با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به تصادف در سه گروه مساوی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسش نامه سبک های اسناد سلیگمن و همکاران (1982) بود. به گروه های آزمایش به تفکیک هشت جلسه 60دقیقه ای رویکرد بازسازی شناختی و راهبردهای یادگیری خودگردان آموزش داده شد. درحالی که گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شد. نتایج حاکی از اثربخشی هر دو روش بازسازی شناختی و راهبردهای یادگیری خودگردان بر سبک های اسناد بود (0/001>P). هر دو رویکرد، موجب کاهش اسناد منفی و افزایش اسناد مثبت در دانش آموزان شد. آموزش بازسازی شناختی هم در پس آزمون و هم در دوره پیگیری پیش از آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان اثربخش بود (0/05>P). بر همین اساس، می توان از این دو روش در زمینه اصلاح سبک های اسناد دانش آموزان در مدارس استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بازسازی شناختی، راهبردهای یادگیری خودگردان، سبک های اسناد
|
  • Khalil Javādyār, Rezā Sāki *, Parivash JaFari Pages 7-42

    Iran's educational system, like many educational systems in the world, is facing the challenge of lacking mighty and efficient educational leaders. One of the ways to moderate the negative impact of such a challenge is to use the "succession system". The aim of this research is presenting a succession model of educational leaders in Iran's educational system. In terms of the method and nature, it was a qualitative research, and in terms of objective, it was an applied and analytical one. In order to achieve the goals, three questions were raised: What are the dimensions and components of succession that are suitable for Iran’s educational system, how was the proposed model based on these dimensions and components, and how valid is this model according to the experts’ opinions? To answer these research questions, the systematic review and content analysis methods were used. The research sample was selected using purposeful and convenience sampling methods. Data collection methods for the first question was documentary (58 sources); for the second question, the multi-stage cluster sampling was used at the macro level and expert sampling at the micro level for doing the semi-structured interview (with 34 people) and also for the third question, expert sampling was used with 12 people in the focus group. Findings on the first research question led to the identification of the three dimensions of organizational, individual and process factors and 61 components.  Findings on the second question led to the stabilization of nineteen components in the three dimensions: organizational (five components), individual (nine components) and process (five components). And finally, the related succession model was presented. The validity of the model was checked by the experts and they had consensus on it.

    Keywords: Educational leaders, Educational Leaders, Succession, Components of Succession, education system
  • Mohammad Jāvdāni *, Sājede Sālehi Nodez, Majid Bazrafkan Pages 43-80
    The aim of the present study was to analyze the lived experiences of primary school teachers in integrating game into the teaching-learning process. The research approach was qualitative with phenomenological design. The selection of participants was purposeful and criteria-based. The research sample were selected from among the primary school teachers with experience of using games in education, with at least 2 years of teaching experience and interested in participating in research. In-depth semi-structured interviews were used to collect data. The data were saturated in the twelfth interview and two other people were interviewed to ensure the data saturation. Data was analyzed using the 7-step Colaizzi method and findings were validated by the researcher accuracy, referring to fellow researchers and review of findings by the participants. to ensure the credibility, the method of accurate guidance of the interview flow, researcher self-review and coding of interview transcripts by another researcher were used. Data analysis led to the extraction of 10 main themes and 62 sub-themes. Among these main themes were the types of games in terms of the number of participants; form of the performance; specific goal; physical, psychological, skill and educational achievements of games; performance limitations; positive and negative reactions of parents; teachers' roles during the game and situations of using the game. Considering the findings, it can be said that the implementation of games has different achievements for students and even teachers, however it faces with limitations such as lack of time, high content of textbooks and disproportionate space and environment. Teachers try to use the game in different situations such as relieving fatigue, motivating, consolidating learning, and so on.
    Keywords: Lived experiences, Primary school teachers, Game Integration, teaching-learning process
  • Saeid Khānmoradi * Pages 81-106

    The purpose of this study was designing a model of revenue generation through sport with an emphasis on the fundamental transformation document of education. It was an applied study with a mixed-methods approach. In the qualitative part, the sample was the full-text of fundamental transformation document of education. The research sample was selected using purposeful sampling method and the selection continued up to the point of the theoretical saturation. In the quantitative part, the research population included the physical education experts and teachers, and the research sample consisted of 200 of such experts who were purposefully selected. In the qualitative part, the grounded theory approach was used with MAXQDA software and three types of coding, i.e., open, axial and selective coding were used. The quantitative data was analyzed using structural equation modeling (SEM) with partial least squares (PLS) approach and Smart PLS software was used. The results showed that the effect of causal (human resources of sports, policies and procedures, and infrastructure) and contextual (regulations and human resources) conditions on revenue generation is positive and significant. Interventional conditions have a significant negative effect on the revenue generation through sports. The effects of revenue generation on strategies and the strategies' effect on the outcomes are positive and significant. The four final outcomes include optimization of the payment system, optimal allocation of resources, development of sports complexes and facilities, and improvement and transformation of the financial system. Education system of Iran can achieve the appropriate results by presenting an appropriate strategy through applying the revenue-generating strategies of this research and considering the causal, contextual and interventional conditions.

    Keywords: Education, Fundamental Transformation Document, revenue generation, Physical Education, sport
  • Fāteme Ramezāni * Pages 107-124
    The purpose of this research was to extract and rank the personality traits and educational methods of Abu Saeed Abul Khair and Ibn Khafif Shirazi. In the first part, two books, Asrar al-Tawheed and Sirat Ibn Khafif, have been investigated with the conventional content analysis method. In the next part, 22 professors in the field of educational sciences in Qom, who were selected by convenience sampling method, determined the importance and rank of each of the obtained themes for today's teachers. Friedman's test was used for this ranking. Interest in learning, attention to self-improvement, asceticism, tolerance, humor, humility, coordination of the behavior and speech, loving behavior with students, education without expectations, attention to the needs and hobbies of students, attention to the educational opportunities, teaching by pointing, the use of encouragement, the use of anecdotes, teaching with parables, the use of poetry, teaching in practice, summarizing" are the eighteen sub-themes obtained from the present study. These sub-themes were summed up in the form of three main themes of individual character, educational character and educational methods. The results of the search for the answer to the third question were as follows: the most important personal and educational traits that can be considered for today's teachers are coordination of behavior and speech, loving behavior with students, and attention to the self-improvement and humility, respectively. Also, the best educational feature is the use of encouragement and illustration.These themes are gathered in the form of three main themes of individual character, educational character and educational methods.The results of the search for the answer to the third question are as follows: the most important personal and educational traits that can be considered for today's teachers are, in order: coordination of behavior and speech, loving behavior with students, attention to self-improvement and humility; The best teaching methods are the use of encouragement and examples.
    Keywords: Asrar al-Tawheed, Sirat Ibn Khafif, Methods, personality traits, teacher
  • Somayye Nik Takhsami, Maryam Dānāye Tous *, MohammadAmin Sorāhi Pages 125-145

    Reading is an important language skill, as most learning occurs through it. To improve reading, the type and level of text difficulty should be in accordance with the mental ability of students. Therefore, determining the level of text difficulty (so-called readability) have been considered by researchers for a long time. One of the indicators of readability is related to text’s local cohesion. The present study aimed at investigating the significance of frequency of different types of indicators of local cohesion in Persian textbooks at different levels of its representation (surface, text-base and situation model) at primary school (6th grade), secondary school first cycle (9th grade) and second cycle (12th grade) based on Kintsch’s construction-integration model (1988-1998). It was a mixed-methods study. At the qualitative section of study, different types of local cohesion’s indicators of these textbooks were determined. Then, at the quantitative section of the study, the significance of their frequency was calculated by Chi-square. The results indicated a significant difference among the frequency of different types of such indicators in the Persian textbooks at all 3 levels of school education. As the text of books became longer from 6th grade to 9th and 12th grades, all indicators increased, however, such increase was not regular. Apparently, the educational approach of these textbooks is a skill-based one, meaning that they emphasize on education and strengthening the language skills (including reading), however, considering the results of the present study, perhaps it could be said that they have not been considered in practice, especially when developing the Persian textbooks.

    Keywords: readability, Different Levels of School Education, Kintsch’s Construction-Integration Model, Persian Textbooks
  • Yousef Goli, Kourosh Fathi Vājārgāh *, SaEed Safāyi Movahhed, Kāmbiz Poushane Pages 155-190

    The present research was conducted with the aim of designing a curriculum model for the leadership development of secondary school principals based on the problem-solving approach. In terms of the method, it was a qualitative study of the research synthesis type. In addition, this study has been done based on the Roberts model. The research tools included in-depth interviews as well as review of the documents and articles. After four stages of filtering, 493 articles were omitted from 595 ones, and 102 articles were selected and organized using NVIVO software. The results showed that in the proposed model, the main components have been placed in the center and the teaching-learning activities with the themes of organization of workplace, structure of workplace, educational thinking of workplace, as well as learning the training of the workplace have been specified. All the executive factors have been specified based on the governing principles and assumptions. The needs assessment determines the individual and organizational common understanding, as well as revision and rethinking of the principles governing the curriculum model and it is considered as the main base of the curriculum model. Human-centeredness, evaluation, empowerment and participation define the assumptions. It is worthy to mention that without considering the assumptions, the curriculum model could not be achieved. This model has been designed in a non-linear way. Also, this model has dealt with all the individual and organizational dimensions and it has identified the effective and evaluative components. And, in addition to the common features, it pays attention to the differences due to the work environment, culture, urban and individual differences of the principals (talents, abilities, needs and interests) and it has the necessary flexibility.

    Keywords: workplace curriculum, Leadership Development of the Secondary School Principals, problem solving approach, research synthesis
  • Farzāne Askary, Mohammad Javādipour * Pages 191-220
    The aim of the current research was to identify the elements of the STEM curriculum at the primary school level. Data were collected based on a qualitative research of the synthesis type, using the seven steps of Newman and Gough (2020). The research population included all the valid scientific articles related to the topic in the period between 2001-2023, which have been registered in the specialized and scientific databases inside and outside the country. After several stages of screening and using the Critical Appraisal Skills Program (CASP) criteria, 40 sources were purposefully selected, coded and analyzed, and the elements of the STEM curriculum were analyzed based on Aker's spider web model. The results showed that the logic of the STEM approach is learner-oriented and in line with the theory of constructivism, which seeks to create a holistic view in the student in order to understand the relationship between the four fields of Science, Technology, Engineering and Mathematics. The aim of this approach is to acquire the skills of the 21st century, to train students who can overcome the real problems of the current world with thinking and problem solving skills and also to provide effective solutions. The implementation of this method requires a change in the teachers' attitudes from traditional to modern approaches and training and preparation of teachers, which makes possible the step-by-step and gradual implementation of this approach, even in the current structure. Finally, after introducing the elements of such a curriculum, suggestions were made for its implementation at the primary education level.
    Keywords: Curriculum Elements, STEM approach, Primary Education, Synthesis
  • Mohsen Shākeri Nasab, Hossein Mahdiyan *, Mehdi Ghāsemi Motlaq Pages 221-239
    The purpose of this study was to compare the effect of cognitive restructuring training and self-regulated learning strategies on the students' attributional styles. It was a quasi-experimental study with a pre-test post-test control group design. The statistical population included the second cycle high school male students of Bojnord city in the academic year 2022, 45 of them were selected by purposive sampling and they were randomly divided into three equal groups. The research tool was Seligman et al. (1982)'s Attributional Styles Questionnaire. The experimental groups were given 8 sessions of cognitive restructuring training and self- regulated learning strategies, and the control group received no training. Data were analyzed by Repeated Measures Analysis of Variance and Ben Feroni post hoc test. The results indicated the effectiveness of both cognitive restructuring methods and self- regulated learning strategies on attributional styles (P<0.001), in such a way that both approaches led to a decrease in the negative attributions and an increase in the positive attributions in students. And the effectiveness of cognitive restructuring training both in the post-test and in the follow-up period was more than self- regulated learning strategies training (P<0.05). Accordingly, these two methods can be used to improve the attributional styles of students at schools.
    Keywords: Cognitive Restructuring, self-regulated learning strategies, Attributional styles