فهرست مطالب

نشریه زراعت و فناوری زعفران
سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/04/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسین صحابی*، فاطمه معلم بنهنگی، علی باقری صفحات 119-133

    پایش شاخص های عملکرد همچون ارزیابی روند و ثبات عملکرد، می تواند راه گشای سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های آینده به منظور حفظ و ارتقای عملکرد محصولات کشاورزی مهم در سیستم های زراعی ایران باشد. این پژوهش با هدف بررسی و تعیین میزان ثبات عملکرد زعفران در برخی شهرستان های استان خراسان رضوی در سال 1401-1400 در دانشگاه تربت حیدریه اجرا شد. برای این منظور تمامی آمار قابل دسترس مربوط به سطح زیر کشت و عملکرد زعفران از شهرستان های مختلف استان خراسان رضوی برای دوره 34 ساله (1399-1365) از آمارنامه های منتشر شده و موجود وزارت جهاد کشاورزی استخراج شده  و مورد استفاده قرار گرفت. پس از بررسی داده ها، شش شهرستان مشهد، تربت حیدریه، نیشابور،کاشمر، گناباد و تایباد که آمار کامل تری برای آن ها موجود بود انتخاب شد و اطلاعات تکمیلی مورد نیاز با مراجعه حضوری به مراکز جهاد کشاورزی و مراکز تحقیقات کشاورزی هر شهرستان و بر اساس پرسشنامه و فرم های مربوطه، تهیه و جمع آوری شد. با تحلیل رگرسیون روند بلندمدت عملکرد و سطح زیر کشت، باقی مانده نسبی و باقی مانده مطلق عملکرد، ضریب تغییرات عملکرد مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاصل از پژوهش نشان دادند که سطح زیرکشت زعفران تا حدود سال 1385 و 1386 در تمام شهرستان های مورد بررسی افزایش یافت اما در سال های پایانی مطالعه شهرستان های گناباد و تربت حیدریه که بالاترین میانگین عملکرد زعفران را داشتند با کاهش شدید سطح زیرکشت مواجه شدند. بررسی نتایج نشان داد در شهرستان تربت حیدریه این کاهش سطح زیرکشت تحت تاثیر تقسیم بندی های جدید این شهرستان و تفکیک بخش های رشتخوار و زاوه از این شهرستان نیز بوده است. در طی 34 سال گذشته در شهرستان های تربت حیدریه، گناباد و کاشمر عملکرد زعفران کاهش چشمگیری داشت. شهرستان گناباد که بیشترین میانگین عملکرد را در طی 34 سال گذشته داشت، بیشترین شیب کاهش عملکرد (سالانه 09/0 کیلوگرم در هکتار) را نیز نشان داد. میزان ثبات عملکرد بوم نظام های کشت زعفران در شهرستان های مورد بررسی از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. در مجموع شهرستان های مختلف بررسی شده میزان باقی مانده نسبی عملکرد بین 01/0 تا 1/159 درصد متغیر بودکه نشان دهنده ی بی ثباتی بالادر بوم نظام های کشت زعفران در استان خراسان رضوی بود. در تمام شهرستان های مورد بررسی به جز گناباد، روند تغییر ضریب تغییرات عملکرد با کاهش روبه رو شد. میانگین سرعت کاهش ضریب تغییرات در این شهرستان ها بسیار کم (005/0- درصد در سال) محاسبه شد به طوری که به نظر می رسد در این شهرستان ها میزان افزایش ثبات عملکرد با سرعت بسیار ناچیز در حال انجام بود.

    کلیدواژگان: پایداری، باقی مانده نسبی، ضریب تغییرات، عمکلرد
  • الهام عزیزی*، شهین فارابی صفحات 137-161
    زعفران (Crocus sativus) با قدمتی دیرینه از دوره باستان تا دوره معاصر برای ایرانیان، کاربرد خوراکی و دارویی داشته است و عوامل متعددی بر میزان تولید آن در استان های مختلف تاثیر گذار بوده است. به منظور بررسی روند سطح زیر کشت، تولید و عملکرد کلاله زعفران و همچنین اثر پارامترهای اقلیمی نظیر ارتفاع از سطح دریا، میانگین دما و میانگین بارش بر کشت و تولید این گیاه در شهرهای مختلف استان خراسان رضوی، مطالعه ای در بازه زمانی سال های 1363 تا 1399 با استفاده از داده های جهاد کشاورزی صورت گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار تولید، و سطح زیر کشت در بازه مورد بررسی به ترتیب مربوط به زاوه، تربت حیدریه و رشتخوار بود. همچنین زاوه و تربت حیدریه به ترتیب با 3/13 و 4/9 درصد از کل، بیشترین سهم را از تولید کل استان داشتند. مقایسه عملکرد هر شهر نسبت به میانگین استان نشان داد که گناباد و تربت حیدریه به ترتیب دارای رتبه های اول و دوم از این نظر بودند. همچنین کلات دارای کمترین درصد سطح زیر کشت، تولید آبی و نسبت عملکرد به میانگین استان بود. مطالعه تاثیر عوامل اقلیمی بر زعفران نشان داد که با افزایش ارتفاع از سطح دریا، سطح زیر کشت و تولید زعفران، روند افزایشی داشت. با افزایش بارندگی سالانه نیز، سطح زیر کشت و تولید کل روند کاهشی غیرخطی نشان داد ولی عملکرد زعفران افزایش یافت. همچنین با افزایش میانگین دما، سطح زیر کشت و تولید زعفران افزایش یافت ولی عملکرد زعفران روند کاهشی داشت. بررسی درصد تشابه شهرهای مختلف استان خراسان رضوی از نظر خصوصیات مورد بررسی در سطح 75 درصد نشان داد که در کل، مناطق مختلف استان به 5 خوشه قابل تفکیک است. شهرهای باخرز، گناباد، کاشمر، مه ولات و رشتخوار در خوشه اول و شهرهای بجستان، خواف، تربت جام، نیشابور، بردسکن و تایباد در خوشه دوم قرار گرفتند و هر کدام از شهرهای تربت حیدریه و زاوه نیز دو شاخه مجزا را تشکیل دادند و بقیه شهرها در یک خوشه قرار گرفتند. به طور کلی روند افزایشی سطح زیر کشت و تولید زعفران در استان خراسان رضوی حاکی از تمایل بیشتر به کشت این گیاه توسط کشاورزان با توجه به شرایط اقلیمی و خاکی این استان است.
    کلیدواژگان: ارتفاع از سطح دریا، بارندگی، درجه حرارت، سطح زیر کشت، عملکرد
  • احمد جعفرزاده*، عباس خاشعی سیوکی، علی شهیدی صفحات 163-182
    مدل سازی گروهی به عنوان یک مقوله نوظهور در بسیاری از رشته های مهندسی به خصوص زمینه های مختلف مهندسی آب در حال گسترش است. تخمین دقیق نیاز آبی زعفران به عنوان محصول راهبردی شرق کشور یکی از مهم ترین اقدامات تاثیرگذار در برنامه ریزی منابع آب منطقه خواهد بود. از این رو، این پژوهش اقدام به بررسی عملکرد مدل سازی گروهی در بهبود مدل سازی نیاز آبی زعفران در منطقه بیرجند استان خراسان جنوبی کرد. داده های واقعی نیاز آبی زعفران در سال دوم کشت در گام نخست در محل آزمایشگاه لایسی متری دانشگاه بیرجند جمع آوری شد. مدل سازی نیاز آبی زعفران با استفاده از داده های اقلیمی و نیاز آبی زعفران در بستر ماشین یادگیری درخت تصمیم انجام شد. همچنین، از دو روش Boosting و Bagging جهت ارتقای نتایج مدل درخت تصمیم استفاده شد. به منظور کمی کردن اثر مدل سازی گروهی آزمون های مقایسه ای متعددی نظیر شاخص های ارزیابی (RMSE و MAE)، مقایسه توزیع پراکنش داده ها (تحلیل وایولین Violin assessment)، ارزیابی کم/بیش تخمینی، مقایسه سری زمانی و تحلیل بهبود خطا استفاده شد. نتایج نشان داد که علی رغم دقت و کارایی نسبی مدل درخت تصمیم در شبیه سازی نیاز آبی زعفران، امکان بهبود نتایج همچنان وجود دارد. همچنین، نتایج اثبات کرد که مدل سازی گروهی ظرفیت بالقوه ی خوبی در زمینه ارتقای نتایج دارد. به طوری که یادگیری گروهی بانظارت (Boosting) دقت مدل درخت تصمیم را بیش از 30 درصد بهبود بخشید (کاهش قدر مطلق خطا از 36 میلی متر به 65/23 میلی متر) و این موضوع عامل کاهش RMSE را از 44/0 میلی متر به 07/0 میلی متر شد. علاوه بر این، نتایج آزمون های مقایسه ای تایید کرد که خروجی تولید شده توسط روش Boosting از کیفیت بسیار بهتری نسبت به خروجی مدل درخت تصمیم و روش Bagging برخوردار است.
    کلیدواژگان: بهبود خطا، تحلیل وایولین، لایسی‎متر، یادگیری گروهی نظارتی، هوش مصنوعی
  • مهدی حسنلو، محمدرضا عظیمی مقدم*، سید علیرضا سلامی، احسان محسنی فرد صفحات 183-197

    زعفران زراعی (Crocus sativus L.) به واسطه وجود سه متابولیت کروسین، پیکروکروسین و سافرانال دارای ارزش اقتصادی بالایی است. دست یابی به متابولیت های مذکور به ویژه کروسین، در منابعی غیر از زعفران زراعی رویکردی است که با وجود گونه های وحشی بومی در ایران اهمیت بسیاری دارد. در تحقیق حاضر کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) به عنوان ابزار موثر در شناخت سه متابولیت مذکور در دو گونه ی زعفران وحشی خزر (C. caspius) و زیبا (C. specious) در کنار گونه ی زراعی بکار گرفته شد. همچنین از ابزار بیوانفورماتیکی برای استخراج توالی نوکلیوتیدی، پروتیینی و پیش بینی ساختارهای پروتیینی ژن های درگیر در فرایند ساخت آپوکاروتنوییدهای گفته شده به صورت In silico استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، وجود کروسین در هر سه نمونه ی مورد مطالعه، با مقادیر متفاوت تایید گردید. مقدار این متابولیت در گونه زراعی 76/26 درصد وزن خشک و در گونه های وحشی زیبا و خزر به ترتیب  8/2 و  74/0 درصد تعیین شد. از طرفی میزان  پیکروکروسین و سافرانال در گونه ی زراعی به ترتیب 4/8 و 03/0 درصد بود، ولی در گونه های وحشی مورد مطالعه، مقادیر قابل تشخیصی از آپوکاروتنوییدهای مذکور حاصل نشد. وجود کروسین در گونه های وحشی، امیدواری برای انجام تحقیق و جستجوی بیشتر، برای یافتن مواد موثره و نیز اجرای برنامه های اصلاحی یا دست ورزی ژنتیکی را ایجاد کرده است.

    کلیدواژگان: کروسین، پیکروکروسین، سافرانال
  • محمد ناطق گلستان*، آرش هنرمند صفحات 199-208

    زعفران یا طلای سرخ یکی از  محصولات استراتژیک کشاورزی است که پتانسیل صادرات غیرنفتی بسیار بالایی برای کشور دارد. با توجه به ممنوعیت استفاده از سموم شیمیایی مصنوعی علیه آفات زعفران و روند رو به رشد کاشت این محصول در کشور و همچنین اهمیت تولید بذر گواهی شده محصولات کشاورزی، یافتن راه های کنترل غیر شیمیایی آفت و تولید پیاز سالم زعفران، اجتناب ناپذیر می باشد. در این میان، کنه زعفران Rhizoglyphus robini Claparède  یکی از مهم ترین آفات زعفران بوده که هرساله خسارت زیادی به پیاز و محصول زعفران وارد می سازد. در مطالعه ی حاضر سمیت اسانس های گیاهی از خانواده کاسنی (Compositae) شامل گیاه درمنه Artemisia sieberi Besser، تلخه Acroptilon repens (L.)، کاسنی Cichorium intybus L. و بومادران Achillea millefolium L. روی کنه ماده بالغ زعفران در شرایط آزمایشگاه ارزیابی شد. زیست سنجی به روش تدخینی در داخل پتری دیش 5 سانتی متری در تاریکی مطلق، رطوبت نسبی 70 درصد و دمای 26 درجه به مدت 24 ساعت انجام شد. برای هر اسانس 6 غلظت و برای هر غلظت 3 تکرار در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اسانس درمنه با  ppm09/160=LC50 دارای بیشترین و اسانس کاسنی با ppm 12/440=LC50 دارای کمترین میزان سمیت بر کنه بنه زعفران بودند. همچنین بیشترین شیب رگرسیون غلظت- مرگ و میر در اثر اسانس تلخه (719/0±801/5) و کمترین آن در اثر اسانس های درمنه و بومادران مشاهده گردید. بر اساس نقطه شروع سمیت، اسانس درمنه با بیشترین مقدار عرض از مبداء (323/0±177/2-) سریعترین سمیت اولیه را بر کنه در غلظت ppm21/33 ایجاد نمود.

    کلیدواژگان: آفتکش های زیستی، اسانس، تدخین، زیست سنجی، کنه بنه زعفران
  • اعظم رضایی*، مرتضی یعقوبی صفحات 209-224

    تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرات تغییرات اقلیم بر رانت زمین های کشاورزی زعفران در استان خراسان رضوی انجام شد. بر این اساس آمار و اطلاعات مورد نیاز از سازمان هواشناسی کل کشور و جهاد کشاورزی استان خراسان رضوی در دوره زمانی 99-1390 جمع آوری شد. به منظور تحقق اهداف تحقیق، از روش ریکاردین و تکنیک داده های تلفیقی استفاده شد. در نهایت ارزش حال رانت محاسبه گردید. جهت پیش بینی اثر نهایی تغییراقلیم بر رانت زعفران در استان خراسان رضوی از سه سناریوی تغییر اقلیمA1، B1 و AB (بدبینانه، خوش بینانه و میانی) هیات بین الدولی تغییر اقلیم تا افق 2100 استفاده شد. بر اساس نتایج، همه شهرستان های استان خراسان رضوی در دوره مورد بررسی دارای رانت مثبت زعفران هستند. تربت جام با 5350794560 ریال و کاشمر و رشتخوار با 1600794560 ریال به ترتیب بیشترین و کمترین ارزش حال رانت زعفران را دارند. همچنین روند تغییرات رانت در برخی شهرستان ها مثبت و در برخی شهرستان ها منفی است. شهرستان های بجستان، تربت جام، جوین و خوشاب دارای روند افزایشی ارزش رانت هستند. به علاوه، روند رانت شهرستان های باخرز، تایباد، بردسکن، تربت حیدریه، جغتای، چناران، خلیل آباد و خواف کاهشی است. بر اساس نتایج مدل اثرات ثابت، متوسط دمای سالیانه و متوسط بیشینه دما اثر مثبت و معنادار در سطح احتمال یک درصد، بارش تجمعی اثر مثبت و معنادار در سطح احتمال پنج درصد و اثر متقابل دما و بارش و متوسط کمینه دما اثر منفی و معنادار در سطح احتمال یک درصد بر رانت زعفران در استان خراسان رضوی دارند. با توجه به سناریوهای اقلیمی تا سال 2025، رانت 11/0 درصد در هر هکتار کاهش خواهد یافت. همچنین تا سال 2100، تغییرات رانت ناشی از سناریوهای اقلیمی دما و بارش 326/0 درصد است. با در نظرگرفتن رانت میانگین و سطح زیرکشت کل استان خراسان رضوی در زعفران، 937 میلیارد ریال کاهش در رانت به وجود خواهد آمد. لذا با توجه به اجتناب ناپذیر بودن تغییرات اقلیم، ارزیابی اثرات آن می تواند در مدیریت این پدیده موثر باشد.

    کلیدواژگان: تکنیک داده های تلفیقی، رهیافت ریکاردین، سناریوهای اقلیمی، مدل اثرات ثابت، زعفران
|
  • Hossein Sahabi *, Fatemeh Moallem Banhangi, Ali Bagheri Pages 119-133

    Monitoring of yield indicators, such as evaluating the trend and yield stability, can open the way for future policies and decisions in order to maintain and improve the yield of important agricultural products in Iran's agricultural systems. The aim of this study was to investigate and establish the stability of saffron yield in selected cities of Khorasan-Razavi province during the years 1400-1401 was conducted at Torbat Heydarieh University. To achieve this objective, data regarding saffron cultivation area and yield from various cities in Khorasan-Razavi Province were gathered from available statistics published by the Ministry of Agriculture Jihad, Iran, over 34 years (1365-1399). Following data validation, five cities – namely Torbat Heydarieh, Neishabur, Kashmir, Gonabad, and Taibad – were chosen based on the availability of comprehensive statistics. Additional information was then collated through questionnaires and forms by liaising with the agricultural jihad and research centers in each city. Utilizing regression analysis, this research delved into the long-term trends of yield and cultivated area, exploring relative and absolute yield residuals and investigating coefficients of yield changes. The study unveiled that the cultivated saffron area expanded across all surveyed cities until 2007-2008. However, in the latter years of the study, specifically in cities with high average saffron yield, such as Gonabad and Torbat Heydarieh, a marked decline in cultivated area was observed. Over the past 34 years, a notable decline in saffron yield has been observed in Torbat Heydarieh, Gonabad, and Kashmar. Notably, Gonabad, which had the highest average yield over this period, experienced the most substantial decrease in yield, amounting to 0.09 kg per hectare per year. Unfortunately, the degree of yield stability in the saffron cultivation ecosystems of the studied cities was not favorable. In particular, the relative residual yield across different cities ranged from 0.01% to 159.1%, indicating significant instability in saffron cultivation ecosystems within Khorasan Razavi province. The coefficient of variation of yield trends exhibited a decline in all surveyed cities except. The average rate of change in these cities was computed to be very low at -0.005% per year, implying that the enhancement of yield stability in these regions was occurring at a notably sluggish pace.

    Keywords: CV, Relative residual, Stability, Yield
  • Elham Azizi *, Shahin Farabi Pages 137-161
    Saffron (Crocus sativus L.) has been used as food and medicine for Iranians for a long time, from the ancient to the modern period, and several factors have influenced its production and consumption in different provinces, especially Razavi Khorasan. In order to investigate the trend of cultivated area, stigma production and yield of saffron and also the effect of climatic parameters such as altitude above sea level, average temperature, and precipitation on the cultivation and production of this plant in different cities of Khorasan Razavi Province, a study was conducted by using data of Agricultural Jihad Organization during 1984 to 2020. Results indicated that the highest production and cultivated area in the province of Razavi Khorasan in the studied period were related to Zaveh, Torbat Heydarieh, and Roshtkhar, respectively. Zaveh and Torbat Heydarieh also had the largest portion of irrigated production in the province, with 13.3 and 9.4 %, respectively. Upon comparing the yield of saffron across different cities to the provincial average, it became evident that Gonabad and Torbat Heydarieh secured the first and second positions, respectively, in this comparison. Conversely, Kalat exhibited the lowest percentage in terms of cultivated area, irrigated production, and yield ratio compared to the provincial average. Further analysis revealed that elevation above sea level is positively correlated with both cultivated area and saffron production. Interestingly, there exists a non-linear inverse relationship between annual rainfall and cultivated area, production, and yield of saffron. Moreover, the study found that higher average temperatures are associated with increased saffron production, although the average yield of saffron tends to decrease. Regarding similarities across different cities in Khorasan-Razavi province, an investigation at a 75% similarity threshold indicated the possibility of classifying the province's various regions into five distinct clusters. The cities of Bakharz, Gonabad, Kashmer, Mahvalat, and Roshtkhar were in the first cluster, and the cities of Bajastan, Khaf, Torbat Jam, Neishabur, Bardaskan, and Taibad were in the second cluster, and each of the cities of Torbat Heydarieh and Zaveh also formed two separate branches. The rest of the cities were placed in a cluster. In general, the increasing trend of saffron cultivation and production in Khorasan-Razavi province indicates a greater desire to cultivate this plant by the farmers, considering the climatic and soil conditions of this province.
    Keywords: altitude above sea level, Cultivated area, Rainfall, Temperature, Yield
  • Ahmad Jafarzadeh *, Abbas Khashei Siuki, Ali Shahidi Pages 163-182
    Ensemble modelling is expanding in several areas of engineering, especially different aspects of water engineering. Accurate estimation of saffron water requirement (SWR), an essential strategic production of the agriculture sector, is a crucial and influencing act in local water planning of this region. Hence, this study aimed to check the applicability of ensemble modelling in enhancing SWR at Birjand, Southern Khorasan, Iran. The actual water requirement of saffron was recorded in the field lysimetric laboratory at the University of Birjand. The simulation of water requirement was conducted utilizing Decision Tree Regression (DTR) with input climate features. Additionally, Boosting and Bagging methods were employed to establish and enhance the ensemble process of soil water requirement (SWR) simulations. To track the effectiveness of any method, some comparative tests were designed, such as statistical criteria (RMSE and MAE) detection, Violin plot analysis, over/underestimation, times series comparison, and error improvement test. Results indicated that although the acceptable performance of DTR in simulating SWR, the probable improvement was potentially felt. Derived results confirmed that supervised ensemble modelling (Boosting) could enhance the accuracy of DTR by more than 30 percent (reducing absolute error from 36 mm to 23.65 mm), resulting in declining RMSE from 0.44 mm to 0.07 mm. Further, different experiment outcomes revealed that the Boosting algorithm quality is more appealing than DTR and Bagging outputs.
    Keywords: Artificial intelligence, Error improvement, Lysimetric lab, Supervised ensemble modelling, Violin plot analysis
  • Mehdi Hassanlou, MohammadReza Azimi Moghaddam *, Seyed Alireza Salamii, Ehsan Mohsenifard Pages 183-197

    Cultivated saffron (Crocus sativus L.) boasts remarkable commercial value due to its possessing three pivotal metabolites: crocin, picrocrocin, and safranal. The significance of obtaining these metabolites, particularly crocin, from sources other than cultivated saffron has grown substantially, primarily driven by native wild saffron species in Iran. In this ongoing study, High-Performance Liquid Chromatography (HPLC) has been harnessed as a potent analytical tool for the identification of these metabolites in two wild saffron species, Khazar (C. caspius) and Ziba (C. specious), alongside the cultivated variety. Furthermore, bioinformatics tools have been employed to extract nucleotide and protein sequences, thereby facilitating the prediction of protein structures for genes integral to the biosynthesis process of these notable apocarotenoids in an in-silico manner. The research findings have showcased the presence of crocin across all analyzed samples, albeit in varying quantities. Specifically, the crocin content in the cultivated saffron, Ziba, and Khazar species accounted for 26.76%, 2.8%, and 0.74% of dry weight matter, respectively. However, the amount of picrocrocin and safranal metabolites in cultivated species was 8.4 and 0.03 percent, respectively, but there were no detectable amounts of these apocarotenoids in the studied wild species. , The existence of crocin in wild species has made hope for conducting research and searching in wild species for these effective substances and implementing breeding programs or genetic manipulation for the mentioned species.

    Keywords: Crocin, Picrocrocin, Safranal
  • Mohammad Nateq Golestan *, Arash Honarmand Pages 199-208

    Saffron or red gold is a strategic agricultural product with a very high non-oil export potential. Considering the ban on the use of synthetic chemical poisons against saffron pests and the growing trend of planting this product in the country, as well as the importance of producing certified seeds of agricultural products, it is inevitable to find non-chemical ways to control the pest and produce certified saffron onions. Meanwhile, the saffron mite Rhizoglyphus robini Claparède is one of the most important pests of saffron, which causes great damage to onions and saffron crops every year. In the present study, the toxicity of four plant essential oils from the Asteraceae family, including Artemisia sieberi Besser, Acroptilon repens (L.), Cichorium intybus L. and Achillea millefolium L., was evaluated on the adult female species of the saffron mite in laboratory conditions. Bioassay was performed by fumigation method inside a 5 cm petri dish in total darkness, with a relative humidity of 70% and a temperature of 26 degrees for 24 hours. For each essential oil, 6 concentrations and 3 repetitions were considered for each concentration. The results of the bioassay by fumigation method showed that the essential oil of A.sieberiwith LC50 = 160.09 ppm has the highest and C. intybus essential oil with LC50 = 440.12 ppm has the lowest toxicity on saffron bulb mite. Also, the highest concentration slope was observed in A. repens essential oil (5.801±0.719) and the lowest was observed in the essential oil of A. sieberi and A. millefolium. Based on the starting point of toxicity, the essential oil of A. sieberiwith the highest intercept (-2.177±0.323) caused the fastest initial toxicity on bulb mite at a concentration of 33.21 ppm.

    Keywords: Bioassay, plant-based pesticides, Essential oils, Fumigation, saffron mite
  • Azam Rezaee *, Morteza Yaqubi Pages 209-224

    This study aimed to investigate the impact of climate change on saffron land rents in Khorasan Razavi province. To achieve this goal, relevant data and statistics were gathered from the National Meteorological Organization and the Agricultural Jihad Organization of Khorasan Razavi province between 2011-2020. In doing so, panel data of the Ricardian technique was employed. The net present value of land rent was subsequently calculated. Considering three climate change scenarios, A1, B1, and AB (pessimistic, optimistic, and intermediate) till 2100 of IPCC, the ultimate effect of climate change on saffron land rents in Khorasan Razavi province was predicted. The results indicated that all of the cities in Khorasan Razavi province had positive saffron land rents throughout the study period. Torbat-e-Jam had the highest value of saffron land rent with 535,079,456 Tomans, while Kashmar and Roshtkhar had the lowest value with 160,079,456 Tomans. Moreover, the trend of changes in land rents is positive in some cities and negative in others. Bajestan, Torbat-e-Jam, Jooybar, and Khoshab have an increasing trend in the value of saffron land rent. In addition, the trend of land rent in Bakharz, Taybad, Bardaskan, Torbat Heydariyeh, Joghatai, Chenaran, Khalilabad, and Khaf is decreasing. Based on a fixed effects model, the average annual temperature, cumulative precipitation, and maximum average temperature have a positive and significant effect. In contrast, the interactive effect of temperature, precipitation and minimum average temperature negatively and significantly affect saffron land rents. Considering climate scenarios until 2025, land rent will decrease by 11.0% per hectare. Moreover, changes in land rent caused by temperature and precipitation climate scenarios until 2100 are estimated to be 326.0%. Considering the average land rent and the total saffron cultivation area in Khorasan Razavi province, we will have a decrease of 7.93 billion Tomans in land rent. Given the inevitability of climate change, evaluating its effects can be effective in managing this phenomenon.

    Keywords: Climate Change scenarios, Fixed effect model, panel data, Ricardian approach, Saffron