فهرست مطالب

نشریه رویش روان شناسی
سال دوازدهم شماره 6 (پیاپی 87، شهریور 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/07/09
  • تعداد عناوین: 20
|
  • عاطفه آقایی، الهه حجازی موغاری*، مسعود حسین چاری صفحات 1-12

    هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه باورهای انگیزشی با هوش موفق با میانجی گری درگیری تحصیلی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر شیراز در سال 1402-1401 تشکیل دادند که از میان آنها 545 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای بعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای انگیزشی (MSLQ، پنتریچ و دی گروت، 1990)، پرسشنامه هوش موفق (SIQ، استرنبرگ و گریگورنکو، 2002)، پرسشنامه درگیری تحصیلی (AES، ریو و تسنگ، 2011). یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. باورهای انگیزشی و هوش موفق رابطه مستقیم داشتند و بین باورهای انگیزشی و درگیری تحصیلی و بین درگیری تحصیلی با هوش موفق رابطه مثبت وجود داشت (001/0> P). همچنین درگیری تحصیلی ارتباط بین باورهای انگیزشی با هوش موفق را میانجی گری می کند (001/0> P). نتایج پژوهش نشان می دهد که باورهای انگیزشی و درگیری تحصیلی نقش کلیدی در هوش موفق دارند و لزوم توجه به این عوامل در برنامه های آموزش و پرورش ضروری است.

    کلیدواژگان: باورهای انگیزشی، درگیری تحصیلی و هوش موفق
  • زهرا جامه بزرگ، فاطمه جعفرخانی، محمدرضا حیدریان* صفحات 13-24

    پژوهش حاضر باهدف طراحی محیط یادگیری پروژه محور مبتنی بر وب و تعیین تاثیر آن بر خلاقیت دانش آموزان در درس علوم پایه پنجم ابتدایی انجام شد. این پژوهش با روش ترکیبی انجام گرفت. مولفه های طراحی محیط یادگیری پروژه محور مبتنی بر وب برای خلاقیت با تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودی ای 2020 شناسایی شدند. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پایه پنجم شهرستان البرز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه شامل 30 دانش آموز بود که به روش خوشه ای گام به گام انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. برنامه آموزشی طراحی شده30روزه با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. در این تحقیق از آزمون خلاقیت (TTCT) تورنس (1998) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده های کمی و آزمون فرضیه از تحلیل کوواریانس  و نرم افزار اس پی اس اس22 استفاده شد. نتایج نشان دادند  که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خلاقیت در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح سیالی، بسط، ابتکار و انعطاف پذیری وجود داشت (05/0>P). بنابراین نتیجه گرفته می شود طراحی محیط یادگیری پروژه محور مبتنی بر وب بر ابعاد خلاقیت دانش آموان در درس علوم پایه پنجم ابتدایی تاثیرگذار است.

    کلیدواژگان: خلاقیت، طراحی محیط یادگیری، پروژه محور، مبتنی بر وب
  • نرگس انسانی مهر، غلامرضا دهشیری*، سیده فاطمه موسوی صفحات 25-36

    پدیده فرسودگی والدینی حالتی است که خستگی روانی، جسمی و هیجانی را در والدین ایجاد می کند. مطالعات گوناگون در چند سال اخیر بر پیامد های منفی فرسودگی روی والدین، فرزندان، خانواده و حتی کل جامعه صحه گذاشته اند. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند سبب شناسی فرسودگی والدینی با جستجوی مقالات نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، پروکویست و پاپ مد بین سال های 2017 تا 2023 انجام شد و به منظور روشن سازی جهت پژوهش از نرم افزار کتاب سنجی VOSviewer 1.6.19 نیز استفاده شد. به طور کلی واژگان کلیدی parental burnout، parental exhaustion، burnout maternal، Antecedents of parental burnout، Etiology of parental burnout جستجو شد و براساس داده های حاصل از نرم افزار VOSviewer و براساس ملاک های ورود و خروج و با استفاده از چک لیست پریسما از بین 110 مقاله جستجو شده، 14 مقاله وارد پژوهش شدند. نتایج تجزیه و تحلیل و ارزیابی ها نشان داد، کمال گرایی، عدم تنظیم هیجان و ویژگی های شخصیتی (پایین بودن توافق پذیری و وظیفه شناسی و بالا بودن روان رنجوری) که عواملی زیربنایی و اساسی مرتبط با والدین هستند، در ایجاد فرسودگی والدینی تاثیرگذار هستند. در صورت شناسایی به موقع و صحیح عوامل موثر در ایجاد فرسودگی والدینی پیشگیری، اصلاح و مدیریت آن ممکن خواهد بود. امید است با توجه بیشتر به مفهوم فرسودگی والدینی و بررسی نقش عوامل پیشایند و پیامدهای آن، زمینه پژوهش های بیشتر فراهم شود.

    کلیدواژگان: فرسودگی والدینی، سبب شناسی فرسودگی، والدین فرسوده، مرور نظام-مند
  • سعیده هدایت*، محمد نریمانی، سیف الله آقاجانی، سجاد بشرپور صفحات 37-48

    هدف پژوهش حاضر بررسی مدل معادلات ساختاری دشواری در تنظیم هیجان و نشانه های اختلال سلوک با میانجی گری همدلی عاطفی و شناختی در نوجوانان پسر بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر متوسطه اول شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1400 بود که از بین آنها تعداد 234 نفر از دانش آموزانی که بالاترین نمرات را در پرسشنامه علایم مرضی کودکان کسب و دارای بیشترین نشانه های اختلال سلوک بودند، بر اساس روش نمونه گیری هدفمند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS، گراتز و رویمر، 2004) و مقیاس بهره همدلی (EQ، بارون و کوهن، 2003)  بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری  استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل از برازش خوبی برخوردار بوده و دشواری در تنظیم هیجان و همدلی عاطفی و شناختی بر اختلال سلوک اثر مستقیم و معنادار داشتند (01/0>P). همچنین دشواری در تنظیم هیجان با میانجی گری همدلی عاطفی و شناختی بر اختلال سلوک دانش آموزان اثر غیر مستقیم و معناداری داشت (01/0>P). بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که رشد خودتنظیمی هیجان می تواند دستیابی به همدلی را در فرد میسر ساخته و به عنوان یک عامل موثر در جهت کاهش نشانه های اختلال سلوک و افزایش رفتار جامعه پسند در نوجوانان عمل کند.

    کلیدواژگان: نوجوانان، اختلال سلوک، تنظیم هیجان، همدلی
  • عباس صنوبر، عزت الله قدم پور*، محمد عباسی صفحات 49-58

    هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه انگیزه فراگیر با میزان پذیرش یادگیری مجازی و نقش میانجی میزان سودمندی ادراک شده دانشجویان بود. طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجو معلمان ورودی 98 در سال تحصیلی 1400-1399 استان خوزستان تشکیل می دادند که از این بین 220 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها بوسیله مقیاس انگیزه فراگیر (HAMS؛ هارتر،1981)، سودمندی ادراک شده (PEUS؛ دیویس، 1989) و پذیرش یادگیری مجازی (ElAM؛ تیو،2010) جمع آوری و با استفاده از تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که انگیزه فراگیر بصورت مستقیم و اثر مثبت بر پذیرش یادگیری مجازی دانشجویان دارد (05/0<p). همچنین انگیزه فراگیر به طور غیرمستقیم و از طریق سودمندی ادراک شده بر پذیرش یادگیری مجازی اثر مثبت دارد (05/0<p). شاخص های برازش نیز نشان داد مدل پژوهش از برازش مناسب برخوردار بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که سودمندی ادراک شده، نقش میانجی در ارتباط بین انگیزه فراگیر با پذیرش یادگیری مجازی دارد.

    کلیدواژگان: انگیزه فراگیر، سودمندی اراک شده، پذیرش، یادگیری مجازی
  • شیوا محمودی حمیدی، سید ابوالقاسم مهری نژاد*، آمنه معاضدیان صفحات 59-68

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه ذهنی سازی و خوردن هیجانی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را  زنان با دامنه سنی 20-50 سال دانشگاه های سطح شهر تهران دچار اضافه وزن در سال تحصیلی 1400-1401 تشکیل می داند. تعداد 496 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از مقیاس غذا خوردن هیجانی (EES) آرنا و همکاران (1995)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) ریس و همکاران  (2011) و پرسشنامه ذهنی سازی (MQ) فوناگی و همکاران (1998) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد که مولفه های ذهن آگاهی (اطمینان و عدم اطمینان) اثر مستقیم معناداری بر پرخوری هیجانی زنان ندارند (05/0<P)، اما به واسطه شفقت به خود بر خوردن هیجانی اثر غیرمستقیم معناداری دارند (05/0>P). این نتایج نشان می دهد که شفقت به خود با توجه به نقش ذهنی سازی می تواند تبیین کننده خوردن هیجانی در زنان دچار اضافه وزن باشد.

    کلیدواژگان: خوردن هیجانی، ذهنی سازی، اضافه وزن، شفقت به خود، زنان
  • لیلا بی پروائی، ماندانا نیکنام* صفحات 69-78

    هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین والدگری هلیکوپتری و سرزندگی تحصیلی دانشجویان:  نقش میانجی کمال گرایی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامشهر در نیمسال دوم سال تحصیلی 1401-1400  تشکیل دادند که از بین آنها به صورت هدفمند 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (AB، دهقانی زاده و حسین چاری، 1391)، پرسش نامه کمال گرایی فراست و همکاران (FMP، فراست و همکاران، 1990)، پرسش نامه والدگری هلیکوپتری لیموین و باچاتان (HP، لیموین و باچاتان، 2011)  بود.  برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد بین کمال گرایی و والدگری هلیکوپتری با سرزندگی تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (001/0>P). همچنین نتایج نشان داد  والدگری هلیکوپتری با میانجیگری کمال گرایی بر سرزندگی تحصیلی دانشجویان اثر غیر مستقیم منفی و معناداری دارد (001/0>P). براساس نتایج، مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. با توجه به تاثیر والدگری هلیکوپتری و کمال گرایی در سرزندگی تحصیلی دانشجویان، تمرکز بر این دو متغیر و افزایش آگاهی والدین از تاثیر این متغیرها بر فرزندان از طریق برگزاری دوره ها و کارگاه هایی برای آن ها پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: سرزندگی تحصیلی، کمال گرایی، والدگری هلیکوپتری
  • آزاده جامعی زاده، پرویز شریفی درآمدی*، لیلا کاشانی وحید صفحات 79-88

    هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزشی کمال گرایی و امکان سنجی آن بر تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان مدارس تیزهوشان بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه ی دانش آموزان مشغول به تحصیل در مدارس تیزهوشان دخترانه شهر رودهن در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گانفسکی و کرایج، 2006، CERQ) بود. داده های به دست آمده با روش کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون مدیریت هیجانات مثبت و مدیریت هیجانات منفی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0وجود داشت از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که برای دانش آموزان تیزهوش با بهره گیری از رویکردهای آموزشی مبتنی بر کمال گرایی می توان هیجانات را در جهت مثبت سوق داد و از این رو میزان موفقیت در زمینه های مختلف را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: تیزهوش، کمال گرایی، تنظیم شناختی هیجان
  • علی فیاضی*، هائیده صابری صفحات 89-100

    هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تکنیک های ذهن آگاهی  برگرفته از روش های کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر اضطراب، استرس و کنترل هیجان معامله گران بورس اوراق بهادار ساکن شهر تهران در سال 1399 بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام معامله گران بازار بورس در سال 1399 بود. برای حجم نمونه از جدول کوکران و برای هر گروه 18 نمونه در نظر گرفته شد؛ که به روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی گمارش شده اند. ابزار پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (BAI) (بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-42) (پیتر و سیدنی لاویبوند، 1995) و پرسشنامه کنترل هیجانی (ECQ) (راجر و نجاریان، 1989) بود؛ و در نهایت داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون متغیرهای اضطراب، استرس و کنترل هیجان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در کاهش اضطراب و استرس و افزایش کنترل هیجان گروه آزمایش وجود داشت. براساس یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت که تکنیک های ذهن آگاهی، استرس و اضطراب معامله گران بورس اوراق بهادار را کاهش می دهد و سبب افزایش کنترل هیجانی بهتر آن ها می شود..

    کلیدواژگان: استرس، اضطراب، ذهن آگاهی، کنترل هیجان، معامله گران بورس
  • محبوبه پیاده امرغان، محمدرضا بلیاد*، معصومه ژیان باقری، ناهید هواسی سومار، طاهره رنجبری پور صفحات 101-110

    هدف این پژوهش پیش بینی پذیرش مسیولیت پذیری براساس انعطاف پذیری و تفکر وجودی انتقادی در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی محدوده سنی 6 تا 18 سال (حدود 900 نفر) مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهرستان قزوین در سال 1400-1399 بودند. که از بین آنها به صورت تصادفی خوشه ای  246 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (WSQ، 1984)، مقیاس هوش معنوی کینگ (SISRI، 2008) و صفات شخصیتی کاستا و مک کری (1970، NEO) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون به روش همزمان بود. یافته ها نشان داد که انعطاف پذیری و تفکر وجودی توان پیش بینی پذیرش مسیولیت پذیری مادران دانش آموزان کم توان ذهنی را دارد و درمجموع 9/19 واریانس متغیر پذیرش مسیولیت پذیری را تبیین می کند (05/0>p). نتیجه گیری می شود که انعطاف پذیری و تفکر وجودی انتقادی در پیش بینی پذیرش مسیولیت پذیری نقش اساسی دارد.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری، پذیرش مسئولیت پذیری، تفکر وجودی انتقادی
  • ثریا اصلانی، علی خادمی*، مهین اعتمادی نیا صفحات 111-120

    هدف از پژوهش حاضر اعتباریابی نسخه ی ایرانی ریتم خلق بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه ارومیه در سال 1401 بود، با توجه به حداقل نمونه مورد نیاز جهت تحلیل عاملی که 250 نفر است 340 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به این ترتیب از بین دانشکده های دانشگاه های ارومیه، 10 دانشکده به صورت تصافی انتخاب شدند. سپس در هر دانشکده 34 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه ریتم خلق (MRhI؛ دی اولیویرا و همکاران، 2021) را تکمیل نمودند. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل عاملی بود. بررسی روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقیاس دارای ساختاری سه عاملی شامل شناختی، جسمانی و عاطفی است. و از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است (926/0= CFI، 919/0=GFI ، 061/0= RMSEA ,001/0 p <) برای پایایی به روش کودر ریچاردسون برای عامل جسماتی 79/0، عامل شناختی 76/0، عامل عاطفی 73/0 و کل سوالات 82/0 (001/0 p <) به دست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار ریتم خلق است. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که این پرسش نامه از اعتبار و روایی مناسبی در جامعه ی ایرانی برخوردار است و می تواند برای اندازه گیری و غربال گری اختلالات چرخه های شبانه روزی و در جهت اهداف تحقیق  و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اعتباریابی MRhI، ساختار عاملی، ریتم خلق
  • زهرا مسعودیان، محمدکاظم عاطف وحید*، سعید ملیحی الذاکرینی، آدیس کراسکیان موجمناری، علی رضا دلاوری صفحات 121-132

    هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان شناختی- تحلیلی بر کاهش اضطراب بر روی بیماران مبتلابه سندروم روده تحریک پذیر (IBS) بود. این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 1 ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلابه سندروم روده تحریک پذیر مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی در بازه زمانی 1400- 1399 بود. نمونه آماری شامل 45 نفر از این بیماران بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. سپس به هر یک از گروه های آزمایشی  و گواه 15 نفر به طور تصادفی اختصاص داده شد. گروه اول 8 جلسه درمان فراشناختی  و گروه دوم 16 جلسه درمان شناختی تحلیلی هر کدام هر کدام هفته ای یکبار دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار قرار گرفت. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب، استرس و افسردگی لوی بند و همکاران (1995) (DASS-21) جمع آوری شد. داده های پژوهش، به روش تحلیل واریانس آمیخته (با اندازه گیری مکرر) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در پس آزمون در اضطراب بین دو مداخله درمان فراشناختی و درمان شناختی- تحلیلی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p)؛ از سوی دیگر بین درمان فراشناختی و درمان شناختی- تحلیلی با گروه کنترل تفاوت معنادار آماری گزارش شد (05/0>P). به عبارتی هر دو روش بر کاهش اضطراب اثر داشته اند و این دو مداخله تفاوت معناداری ازنظر اثربخشی بر این متغیر در بیماران مبتلابه سندروم روده تحریک پذیر موثر است؛ این نتایج در پیگیری هر دو مداخله نیز دیده شد (05/0>p). نتیجه گیری می شود هر دو درمان فراشناختی و درمان شناختی تحلیلی توانستند اضطراب را کاهش دهند؛ اما درمان شناختی تحلیلی در کاهش اضطراب موثرتر عمل کرد؛ ازاین رو این درمان می تواند در درمان بیماران مبتلابه سندروم روده تحریک پذیر به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: اضطراب، درمان شناختی- تحلیلی، درمان فراشناختی، سندروم روده تحریک پذیر
  • حسن بهروزی، مجید پاکدامن*، حسین صاحبدل صفحات 133-140

    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی امنیت روانی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه بر اساس ترومای کودکی و خطاهای شناختی صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر بهشهر در سال تحصیلی 1401-1400 بود. حجم نمونه 421 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امنیت روانی (PSI) مازلو (1942)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) برنستاین و همکاران (2003) و پرسشنامه خطاهای شناختی (CDQ) عبدالله زاده و سالار (1389) بود. نتایج آزمون رگرسیون به روش ورود همزمان نشان داد که از میان متغیرهای پژوهش سوء رفتار هیجانی (001/0=P)، سوء رفتار فیزیکی (001/0=P)، سوء رفتار جنسی (001/0=P)، غفلت جنسی (001/0=P) و خطاهای شناختی (001/0=P) پیش بینی کننده معنادار امنیت روانی هستند، ولی غفلت هیجانی پیش بینی کننده معناداری برای امنیت روانی دانش آموزان نبود (96/0=P). همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین قادر به پیش بینی 19/0 از واریانس متغیر امنیت روانی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه بودند. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به ترومای کودکی و خطاهای شناختی توسط روان شناسان و مشاوران مدارس می تواند به تبیین امنیت روانی دانش آموزان کمک نماید.

    کلیدواژگان: امنیت روانی، ترومای کودکی، خطاهای شناختی، دانش آموز
  • میترا رضوی کلیشادی*، محمد بی ریا، سید اصغر موسوی صفحات 141-150

    پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود که در جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر در سال 1401 انجام شد. 270 نفر به روش در دسترس با بهره گیری از یک نظرسنجی آنلاین در این پژوهش مشارکت داشتند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس اعتیاد به اینستاگرام (IAS، کرکابرون و گریفیث، 2018) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS، زیمت و همکاران، 1988) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده آزمون های مدل یابی معادلات ساختاری و بوت استرپ انجام شد. مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و 53% از تغییرات اعتیاد به اینستاگرام تحت تاثیر تجارب آسیب زای دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده بود. اثرات مستقیم تجارب آسیب زای کودکی بر حمایت اجتماعی، تجارب آسیب زای کودکی بر اعتیاد به اینستاگرام و حمایت اجتماعی بر اعتیاد به اینستاگرام معنادار بود؛ همچنین نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه تجارب آسیب زای کودکی و اعتیاد به اینستاگرام معنادار بود (05/0>P). افرادی که در دوران کودکی تجارب آسیب زا تجربه می کنند، ممکن است به دلیل عدم دریافت حمایت اجتماعی کافی به فضای مجازی پناه ببرند تا نیازهای ارتباطی خود را برآورده کنند.

    کلیدواژگان: اعتیاد به اینستاگرام، تجارب آسیب زای دوران کودکی، حمایت اجتماعی
  • احمد شمس آبادی، قاسم آهی*، سید عبدالمجید بحرینیان، احمد منصوری، فاطمه شهابی زاده صفحات 151-162

    هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان و سازمان شخصیت در رابطه بین روابط ابژه با خودزنی های غیرخودکشی دانشجویان بود. پژوهش حاضر بنیادی و توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال 1400 بود که 451 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به آزمون روابط ابژه- نسخه کوتاه (TOR-SF؛ باربریس و همکاران، 2020)، سیاهه سازمان شخصیت (IPO؛ ایگارشی و همکاران، 2009)، فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS-SF؛ کافمن و همکاران، 2016) و سیاهه خود آسیب رسانی (SHI؛ سانسون و همکاران، 1998) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش خوبی برخوردار بود. اثر مستقیم روابط ابژه (05/0>P)، دشواری در تنظیم هیجان (01/0>P) و سازمان شخصیت (01/0>P) بر خودزنی غیرخودکشی معنادار بود. اثر غیرمستقیم روابط ابژه با میانجی گری دشواری در تنظیم هیجانی و سازمان شخصیت بر خودزنی غیرخودکشی معنادار بود (01/0>P). دشواری در تنظیم هیجان و سازمان شخصیت می توانند نقش غیرمستقیمی در افزایش اثرات روابط ابژه بر خودزنی غیرخودکشی بگذارند. استفاده یا ایجاد مداخله های آموزشی و درمانی مناسب در این زمینه می تواند به کاهش خودزنی غیرخودکشی کمک کند.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، خودزنی غیرخودکشی، روابط ابژه، سازمان شخصیت
  • محمداسماعیل زند، فائزه عسکری* صفحات 163-172

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر عملکرد خانواده و صمیمیت زناشویی زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده شهر قم انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنانی بودند که به دلیل مشکلات زناشویی و خانوادگی در شش ماه دوم سال 1401 به مرکز مشاوره خانواده پیوند شهر قم مراجعه کرده بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش، مشاوره گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد را در 8 جلسه و هرجلسه 90 دقیقه و هفته ای یک بار دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های عملکرد خانواده (FAD) اپشتاین و همکاران (1993) و نیازهای صمیمیت زناشویی (MINQ) باگاروزی (2001) بود. داده های پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون عملکرد خانواده و صمیمیت زناشویی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود دارد. یافته ها بیانگر این مطلب است که مشاوره گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند عملکرد خانواده و صمیمیت زناشویی، در زنان دارای مشکلات زناشویی و خانوادگی را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، صمیمیت زناشویی، عملکرد خانواده، مشاوره گروهی
  • غزل زندی، سمانه متو، الهام ظهراب نیا، صمد رحمتی* صفحات 173-182

    هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش آشفتگی های روان شناختی و انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان در دوران کرونا بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه 6 شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل داد که از این بین با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 295 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس بهزیستی روان شناختی (PWB) ریف (1989)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) دنیس و وندروال (2010) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) لاویبوند و لاویبوند (1995) جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که آشفتگی های روان شناختی، یعنی اضطراب، افسردگی و استرس با بهزیستی روان شناختی نوجوانان در دوران کرونا رابطه منفی دارند (01/0 <p)، درحالی که بین انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت وجود داشت (01/0 <p). 46% از کل واریانس بهزیستی روان شناختی نوجوانان در دوران کرونا توسط آشفتگی های روان شناختی و انعطاف پذیری شناختی تبیین گردید (01/0 p<). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که بهزیستی روان شناختی نوجوانان در دوران کرونا تحت تاثیر سطح انعطاف پذیری شناختی آنان و آشفتگی های روان شناختی است که در این دوران تجربه می کنند.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری شناختی، آشفتگی روان شناختی، بهزیستی روان شناختی، نوجوانان، کرونا
  • محمد محمدی پور، فاطمه ملقبه به ژینوس ملک زاده*، سجاد محمدی پور صفحات 183-194

    پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل ساختاری روابط فرازناشویی بر اساس طرحواره های شناختی و ناگویی هیجانی با میانجیگری عملکرد خانواده در شهرستان گنبدکاووس انجام شد. روش این پژوهش توصیفی - همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری، متشکل از زنان و مردان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان گنبدکاووس در سال 1401 بود که از بین آنها 200 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس روابط فرازناشویی (ATIS، واتلی، 2008)، پرسش نامه طرحواره یانگ (YSQ، یانگ، 2005)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20، بگبی و همکاران، 1994) و پرسش نامه سنجش عملکرد خانواده مک مستر (FAD-60، اپستاین و همکاران، 1950) بود. جهت تحلیل داده ها، از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مطلوب مدل بود. یافته ها نشان داد، اثر مستقیم هیچ یک از طرحواره های شناختی بر روابط فرازناشویی معنادار نبود؛ اما طرحواره دیگر جهت مندی با میانجیگری عملکرد خانواده بر روابط فرازناشویی اثر غیرمستقیم و معنی داری داشت (01/0>P). ناگویی هیجانی، هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم اثر معنی دار بر روابط فرازناشویی داشت (01/0>P). ابعاد شناسایی احساسات، بیان احساسات و درون نگری با میانجیگری عملکرد خانواده، اثر غیرمستقیم منفی و معنی دار بر روابط فرا زناشویی داشت (01/0>P)؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت، طرحواره های شناختی به طور غیرمستقیم و ناگویی هیجانی، هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم با میانجیگری عملکرد خانواده بر روابط فرازناشویی موثر است.

    کلیدواژگان: ناگویی هیجانی، روابط فرازناشویی، طرحواره های شناختی، عملکرد خانواده
  • بنفشه لطیفی، املیا ترابی*، معصومه انظاری، پریسا کریمی صفحات 195-204

    هدف از پژوهش حاضر پیش بینی بدرفتاری با کودکان بر اساس خستگی قرنطینه، تحمل پریشانی و سبک های حل تعارض مادران در دوره پاندمی کرونا بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران استان گلستان دارای کودکان 12 سال و کمتر در سال 1400 بود. 417 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس خستگی قرنطینه لابراگینو و همکاران (2020، LFS)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS)، پرسشنامه سبک های حل تعارض (1994، ROCI-II) و مقیاس خودگزارشی بدرفتاری با کودکان محمدخانی (2005، SCAS) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد بین خستگی قرنطینه (239/0=r؛ 01/0>P)، تحمل پریشانی (194/0-=r؛ 01/0>P) و سبک های حل تعارض (05/0>P) مادران در دوره پاندمی کرونا با بدرفتاری با کودکان رابطه معناداری وجود دارد. علاوه بر این، متغیرهای پیش بین در مجموع 7/32 درصد از تغییرات بدرفتاری با کودکان در دوره پاندمی کرونا را پیش بینی می کند. با توجه به نتایج، توجه به خستگی قرنطینه، تحمل پریشانی و سبک های حل تعارض برای کاهش بدرفتاری با کودکان تسهیل کننده خواهد بود.

    کلیدواژگان: بدرفتاری با کودکان، تحمل پریشانی، خستگی قرنطینه، سبک های حل تعارض، مادران، کرونا
  • فرشته کیومرثی اسکویی* صفحات 205-214

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ترس از خود در رابطه ذهن آگاهی و وحشت زدگی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه شهر تبریز در سال 1401 تشکیل دادند. تعداد 213 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از پرسشنامه باور وحشت زدگی (PBI) گیرنبرگ (1989)، پرسشنامه ترس از خود (FSQ) آرادما و همکاران (2013) و پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی (FFMQ) بایر و همکاران (2006) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که مولفه های عمل همراه با آگاهی و عدم قضاوت اثر مستقیم معناداری بر وحشت زدگی دانشجویان داشتند (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد که مولفه های عدم واکنش و عدم قضاوت اثر غیر مستقیم معناداری بر وحشت زدگی به واسطه ترس از خود در دانشجویان داشت (05/0>P) ولی سه مولفه مشاهده، توصیف و عدم واکنش اثر غیرمستقیم معناداری را نشان ندادند (05/0<P). این نتایج نشان می دهد که ترس از خود با توجه به نقش ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده وحشت زدگی در دانشجویان باشد.

    کلیدواژگان: ترس از خود، دانشجویان، ذهن آگاهی، وحشت زدگی
|
  • Atefeh Aghaei, Elaheh Hejazi*, Massoud Hosseinchari Pages 1-12

    The aim of this research was to investigate the relationship between motivational beliefs and successful intelligence through the mediation of academic engagement. The research method Was descriptive-correlation based on Structural equation modeling. The study community included all high school girls' students of Shiraz City in 2022-2023, and among them, 545 students were selected as samples by the multi-stage cluster method. The research questionnaires included: the motivational strategies for learning questionnaire (MSLQ, pintrich, and Degroot, 1990), the successful intelligence questionnaire (SIQ, Sternberg, and Grigorenko, 2002), and the academic engagement scale (aes, reeve, & tseng, 2011). The findings showed that the model fit in well. Motivational beliefs and successful intelligence have a direct relationship. A positive relationship exists between motivational ideas and academic engagement and between academic engagement and successful intelligence (P<0.001). Also, intellectual engagement has mediated the relationship between motivational beliefs and successful intelligence (P<0.001). The research results show that motivational ideas and academic engagement play a key role in successful intelligence and it is necessary to pay attention to these factors in education programs.

    Keywords: Motivational Beliefs, Academic Engagement, Successful Intelligence
  • Zahra Jamebozorg, Fateme Jafarkhani, Mohammadreza Heidaryan* Pages 13-24

    The aim of this research was to design a web-based project-based learning environment and to determine its impact on students' creativity in the fifth-grade science course. This research was conducted with a mixed method; The design components of a web-based project-based learning environment for creativity were extracted with thematic analysis and MAXQDA 2020 software. The statistical population was all fifth-grade students of Alborz City in the academic year 2021-2022. The sample consisted of 30 students selected in a stepwise cluster method and then randomly replaced in the experimental and control groups. To implement this, a 30-day training program was conducted with a quasi-experimental method in the form of a pre-test and post-test plan with a control group. In this research, Torrance Tests of Creative Thinking (1998) were used. Analysis of covariance (ANCOVA) and SPSS22 software were used to analyze quantitative data and test hypotheses. The results showed that by controlling the effect of the pre-test, there was a significant difference in the level of fluency, elaboration, originality, and flexibility between the mean of the post-test of creativity in the two experimental and control groups (P<0.05). Therefore, it is concluded that designing a project-based web-based learning environment affected the dimensions of students' creativity in the fifth-grade science course.

    Keywords: Creativity, Designing Learning Environment, Project-Based, Web-Based
  • Narges Ensanimehr, Gholamreza Dehshiri*, Seyyedeh Fatemeh Mousavi Pages 25-36

    The phenomenon of parental burnout is a condition that causes mental, physical, and emotional exhaustion in parents. Various studies in recent years have confirmed the negative consequences of burnout on parents, children, families, and even the whole society. The present study was conducted with the aim of systematically reviewing the etiology of parental burnout by searching for articles indexed in Scopus, Science Direct, Google Scholar, ProQuest, and PubMed databases between 2017 and 2023 in order to clarify the direction of the research from VOSviewer 1.6.19 bibliometric software was also used. In general, the keywords parental burnout, parental exhaustion, maternal burnout, antecedents of parental burnout, and etiology of parental burnout were searched and based on the data obtained from the VOSviewer software and based on the Inclusion and exclusion criteria and using the Prisma checklist from Among the 110 searched articles, 14 articles were included in the research. The results of the analysis and evaluations showed that perfectionism, lack of emotion regulation, and personality traits (low agreeableness conscientiousness, and high neuroticism) which are fundamental factors related to parents, are effective in creating parental burnout. are. In the case of timely and correct identification of the effective factors causing parental burnout, it will be possible to prevent, modify, and manage it. It is hoped that by paying more attention to the concept of parental burnout and examining the role of antecedent factors and its consequences, the field of further research will be provided.

    Keywords: Parental burnout, etiology of burnout, exhausted parents, Systematic Review
  • Saeede Hedayat*, Mohammad Narimani, Seyfollah Aghajani, Sajjad Basharpoor Pages 37-48

    The aim of the present study was to investigate the structural pattern of difficulty in emotional regulation with conduct disorder based on mediating emotional and cognitive empathy in male adolescents. The research method was descriptive-correlation based on structural equation modeling. The statistical population included all the male students of the first secondary school in Kermanshah city in 2021-2022, 234 students who obtained the highest scores in the pediatric symptoms questionnaire and had the most symptoms of conduct disorder, were selected as a sample group based on the purposive sampling method. the questionnaires were the Difficulty in Emotion Regulation Questionnaire (DERS, Gratz and Roemer, 2004) and the Empathy Benefit Scale (EQ, Baron-Cohen, 2003). For analyzing data we used the Pearson correlation test and analysis of structural. The results of data analysis showed that the model has a good fit and there is a significant correlation & difficulty in regulating emotion and emotional & cognitive empathy have a direct and significant effect on the behavioral disorder(P<0.01). Also, difficulty in regulating emotion through the mediation of emotional and cognitive empathy has an indirect and significant effect on students' behavior disorder (P<0.01). Based on these findings, it can be concluded that the development of self-regulation of emotion can make it possible to achieve empathy in a person and act as an effective factor in reducing the symptoms of conduct disorder and increasing prosocial behavior in adolescents.

    Keywords: adolescents, conduct disorder, emotional regulation, empathy
  • Abbas Senobar, Ezatolah Ghadampour*, Mohammad Abbasi Pages 49-58

    The present study aimed to investigate the relationship between learner's motivation and the acceptance rate of virtual learning and the mediating role of students' perceived usefulness. The design of this research was descriptive and correlational. The statistical population of the research was made up of all student teachers entering 2019 in the academic year of 2020-2021 in Khuzestan province which of these, 220 people were selected by cluster sampling. Data were collected by Harter's academic motivation questionnaire (HAMS; Harter, 1981), perceived usefulness (PUS; Davis, 1989), and acceptance of virtual learning (ElAM; Teo, 2010) and were analyzed using path analysis. The results of structural equation modeling showed that the learner's motivation directly and positively affects students' acceptance of virtual learning (P<0.05).  Also, inclusive basis indirectly and through perceived usefulness has a positive effect on virtual learning acceptance (P<0.05). The fit index also showed that the study model had a good fit. Therefore, it can be concluded that perceived usefulness is mediating in the relationship between a learner's motivation and acceptance of virtual learning.

    Keywords: Learner motivation, perceived usefulness, acceptance, virtual learning
  • Shiva Mahmoudi Hamidi, Seyyed Abolghasem Mehrinejad*, Ameneh Moazedian Pages 59-68

    The aim of the present study was to investigate the mediating role of self-compassion in the relationship between mentalization and emotional eating. The research method was descriptive-correlation based on structural equation modeling. The statistical population consists of overweight women with the age range of 20-50 years in the universities of Tehran city in the academic year 2022-2023. A total of 496 people were selected as a sample using the available sampling method. The research tools were: Emotional Eating Scale (EES) by Arnow et al. (1995), the Short Form of Self-Compassion Scale (SCS-SF) by Raes et al. (2011), and the Mindfulness Questionnaire (MQ) by Fonagy et al. (1998). Structural equation analysis was used to analyze the data. The results showed the optimal fit of the research model. The results showed that the components of mindfulness (assurance and uncertainty) do not have a significant direct effect on women's emotional overeating (P>0.05), but they have a significant indirect effect on emotional eating through self-compassion (P<0.05). These results show that self-compassion, considering the role of mentalization, can explain emotional eating in overweight women.

    Keywords: emotional eating, mentalization, Overweight, self-compassion, women
  • Leila Biparvy, Mandana Niknam* Pages 69-78

    The purpose of the current study was to study the mediating role of perfectionism in the relationship between helicopter parenting and students' academic vitality. The research method was descriptive -correlation. Samples of this study were all the students of Eslamshahr University in the second semester of the academic year 2020-2021, and among them, 220 students were selected as samples by Purposive sampling. Research questionnaires included: the academic vitality questionnaire of Dehghanizadeh and Hossein Chari (AB, Dehghanizadeh and Hossein Chari, 2012), the perfectionism questionnaire of Frost et al. (FMP, Frost et al, 1990), and the helicopter parenting questionnaire of Limvin and Bachatan (HP, Limvin and Bachatan, 2011). For analyzing data we used the Pearson correlation test and path analysis. Findings showed that there is a negative and significant relationship between perfectionism and helicopter parenting with academic vitality(P<0.001). Also, the results showed helicopter parenting y had a negative and significant indirect effect role on students' academic vitality(P<0.001). The results showed that the research model provided the optimal fit to the data. Considering the effect of helicopter parenting and perfectionism on students' academic lives, it is suggested to focus on these two variables and increase parents' awareness of the effect of these variables on their children by holding courses and workshops for them.

    Keywords: Academic Vitality, Perfectionism, Helicopter Parenting
  • Azadeh Jameei Zadeh, Parviz Sharifi Daramadi*, Leila Kashani Vahid Pages 79-88

    The purpose of this study was to develop a perfectionism curriculum and feasibility assessment on cognitive emotion regulation in gifted school students. The method of the present study was quasi-experimental based on experimental and control groups. The statistical population of the present study included all students studying in gifted girls' schools in the city of Roodehen in the academic year 2019-2021 30 people were selected by purposive sampling and assigned in two groups randomly. The instrument used in this study was the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) (Garnefesky and Crige, 2006). The obtained data were analyzed by covariance method. The results showed that by controlling the effect of the pre-test, there was a significant difference at the level of 0.05 between the mean of the post-test of managing positive emotions and managing negative emotions in the experimental and control groups. From the obtained results, it is concluded that for gifted students, by using educational approaches based on perfectionism, emotions can be directed in a positive direction and thus improve the success rate in various fields.

    Keywords: Gifted, Perfectionism, Emotion regulation
  • Ali Fayazi*, Hayedeh Saberi Pages 89-100

    The purpose of this research was to determine the effectiveness of mindfulness techniques derived from mindfulness-based stress reduction (MBSR) and mindfulness-based cognitive therapy (MBCT) on anxiety, stress, and emotional control of stock exchange traders living in Tehran in 2019. The research method was semi-experimental with a pre-test and post-test design with a control group. The statistical population included all stock market traders in 2019. For the sample size, 18 samples were taken from Cochran's table and for each group; which were selected by a non-probability method and randomly assigned to two experimental and control groups. The research tools were the Beck Anxiety Inventory (BAI) (Beck et al., 1988), the Depression, Anxiety, and Stress Questionnaire (DASS-42) (Peter and Sidney Lavibond, 1995), and the Emotional Control Questionnaire (ECQ) (Roger and Najarian, 1989). And finally, the data was analyzed by multivariate covariance analysis. The findings showed that by controlling the effect of the pre-test, there was a significant difference between the mean of the post-test variables of anxiety, stress, and emotional control in the two experimental and control groups in reducing anxiety and stress and increasing the emotional control of the experimental group. Based on the present findings, it can be concluded that mindfulness techniques reduce the stress and anxiety of stock exchange traders and increase their emotional control.

    Keywords: Stress, Anxiety, Mindfulness, Emotion Control, Trader
  • Mahboobeh Piadeh Amarghan, MohammadReza Belyad*, Masoumeh Jian Bagheri, Nahid Havasi Soomar, Tahereh Ranjbari Pour Pages 101-110

    The aim of this research was to predict acceptance of responsibility in mothers of intellectually disabled students. The current research is part of applied research in terms of its purpose and correlational studies in terms of method. The statistical population included all the mothers of mentally retarded students in the age range of 6 to 18 years (about 900 people) who were studying in exceptional schools in Qazvin city in 2019-2020. Among them, 246 people were randomly selected as a sample. The tools of this research included the Lazarus and Folkman Coping Strategies Questionnaire (WSQ) (1984), King's Spiritual Intelligence Scale (SISRI) (2008), and personality traits. The analysis method of this research was simultaneous regression analysis. The findings showed that flexibility and existential thinking can predict the acceptance of responsibility of mothers of students with mental disabilities and explain 3.9 of the variance of the acceptance of responsibility variable (p<0.05). It is concluded that flexibility and critical existential thinking play an essential role in predicting the acceptance of responsibility.

    Keywords: Flexibility, acceptance of responsibility, critical existential thinking
  • Sorayya Aslani, Ali Khademi*, Mahin Etemadinia Pages 111-120

    The research aimed to validate the Iranian version of the mood rhythm. The statistical population was all the students of Urmia University in 2022. The sample size in the present study was 340 people and they were selected by multi-stage cluster sampling method. In this way, 10 faculties were randomly selected among the faculties of Urmia universities. Then, 34 students were randomly selected from each faculty and completed the Revised Mood Rhythm Instrument (MRhI; De Oliveira et al., 2021 The analysis method of this research was factor analysis. Investigating construct validity using confirmatory factor analysis showed that the scale has a three-factor structure including cognitive, physical, and emotional. It has favorable fit indices (CFI=0.926, GFI=0.919, RMSEA=0.061, p < 0.001) for reliability using Koder Richardson's method for physical factor 0.79, cognitive factor 0.76, the emotional factor was 0.73 and the total number of questions was 0.82 (p < 0.001), which indicates the acceptable reliability of the mood rhythm instrument. Based on the findings of this research, it can be concluded that this instrument has adequate validity and reliability in Iranian society and can be used to measure and screen circadian cycle disorders and for research and treatment purposes.

    Keywords: MRhI Validation, Factorial Structure, Mood Rhythm
  • Zahra Masoodian, MohammadKazem Atef Vahid*, Saied Malihi Alzakerini, Adis Kraskian Mujemnari, Alireza Delavari Pages 121-132

    The aim of this study was to compare the effectiveness of metacognitive therapy and cognitive-analytical therapy in reducing anxiety in patients with irritable bowel syndrome (IBS). This research was a semi-experimental type of research with a pre-test, post-test, and 1-month follow-up period with a control group. The statistical population included all patients with irritable bowel syndrome who were referred to Shariati Hospital in the period of 2020-2021. The statistical sample included 45 of these patients who were selected purposefully. Then, 15 people were randomly assigned to each of the experimental and control groups. The first group received 8 sessions of metacognitive therapy and the second group received 16 sessions of analytical cognitive therapy each once a week, and the control group was placed on the waiting list. The data were collected using the anxiety, stress, and depression scale of Leviband et al. (1995) (DASS-21). The research data was analyzed by mixed variance analysis (with repeated measurements). The results showed that in the post-test, there is a significant difference in anxiety between the two interventions of metacognitive therapy and cognitive-analytical therapy (p<0.05); On the other hand, a statistically significant difference was reported between metacognitive therapy and cognitive-analytical therapy with the control group (P<0.05). In other words, both methods have an effect on reducing anxiety and these two interventions have a significant difference in terms of effectiveness on this variable in patients with irritable bowel syndrome; These results were also seen in the follow-up of both interventions (p<0.05). It is concluded that both metacognitive therapy and analytical cognitive therapy were able to reduce anxiety, But cognitive analytical therapy was more effective in reducing anxiety; Therefore, this treatment can be used in the treatment of patients with irritable bowel syndrome.

    Keywords: Anxiety, cognitive-analytic therapy, metacognitive therapy, irritable bowel syndrome, IBS
  • Hassan Behrouzi, Majid Pakdaman*, Hossein Sahebdel Pages 133-140

    The present study was conducted with the aim of predicting the psychological security of secondary school students based on childhood trauma and cognitive errors. The research method was a descriptive correlation. The statistical population included students in the second grade of high school in Behshahr in the academic year 2021-2022. The sample size was 421 people who were selected by random sampling method. Research tools include the psychological security questionnaire (PSI) Maslow's (1942), the Childhood trauma questionnaire (CTQ) Bernstein et al. (2003), and the cognitive errors questionnaire (CDQ) Abdullahzadeh and Salar (2009). The results of the simultaneous entry regression test showed that among the research variables emotional abuse (P=0.001), physical abuse (P=0.001), sexual abuse (P=0.001), sexual neglect (P=0.001), and cognitive errors (P=0.001) predictors are significant for psychological security, but emotional neglect was not a significant predictor for students' mental security (P=0.96). Also, the results showed that the predictor variables were able to predict 0.45 of the variance of the psychological security variable of the second-level secondary school students. The result of this research shows that attention to childhood trauma and cognitive errors by psychologists and school counselors can help to explain the psychological security of students.

    Keywords: Psychological security, childhood trauma, cognitive errors, student
  • Mitra Razavi Kelishadi*, Mohammad Biria, Seyed Asghar Mousavi Pages 141-150

    The present study was conducted in order to investigate the relationship between traumatic childhood experiences and Instagram addiction with the mediating role of perceived social support in college students. This was a descriptive, correlational study that was conducted in the statistical population of students of Islamic Azad University, Bushehr Branch, in 2023. 270 people participated in this research in a convenience sampling method using an online survey. In order to collect data from the Childhood Trauma Questionnaire (CTQ) (Bernstein et al., 2003) to the Instagram Addiction Scale (IAS) (Kircaburun & Griffiths, 2018) and the Multidimensional Perceived Social Support Scale (MSPSS) (Zimet et al., 1988) was used. Data analysis was done using structural equation modeling and bootstrap tests. The proposed model had a good fit and 53% of changes in Instagram addiction were influenced by traumatic childhood experiences and Perceived social support. Direct effects of traumatic childhood experiences on social support, traumatic childhood experiences on Instagram addiction, and social support on Instagram addiction It was significant; Also, the mediating role of social support in the relationship between traumatic childhood experiences and Instagram addiction was significant (P<0.05). People who experience traumatic experiences in childhood may seek refuge in cyberspace to meet their communication needs due to not receiving enough social support.

    Keywords: Instagram addiction, childhood traumatic experiences, social support
  • Ahmad Shamsabadi, Qasem Ahi*, Seyed Abdolmajid Bahreinian, Ahmad Mansouri, Fatemeh Shahabizadeh Pages 151-162

    The aim of the research investigate the mediating role of difficulties in emotion regulation and personality organization in the relationship between object relations and non-suicidal self-injury of students. This research was a fundamental and descriptive correlation study. The statistical population consisted of all students of the Islamic Azad University, Mashhad branch in 2022, among them 451 were selected by convenience sampling method. Participants answered the test of object relations-short form (TOR-SF; Barberis et al. 2020), inventory of personality organization (IPO; Igarashi et al. 2009), difficulties in emotion regulation scale short form (DERS-SF; Kaufman et al. 2016) and self-harm inventory (SHI; Sansone et al. 1998). The data were analyzed using structural equation modeling. The results showed that the model is a good fit. The direct effect of object relations (P<0.05), difficulties in emotion regulation (P<0.01), and personality organization (P<0.01) on non-suicidal self-injury is not significant. The indirect effect of object relations with the mediation of difficulties in emotion regulation and personality organization on non-suicidal self-injury is significant (P<0.01). The difficulties in emotion regulation and personality organization can play an indirect role in increasing the effects of object relations on non-suicidal self-injury. The use or development of appropriate educational and therapeutic interventions in this field can help reduce non-suicidal self-injury.

    Keywords: Emotion regulation, Non-suicidal self-injury, Object relations, Personality organization
  • MohammadEsmail Zand, Faezeh Askari* Pages 163-172

    The present study was conducted with the aim of determining the effectiveness of group counseling based on acceptance and commitment to family functioning and marital intimacy of women referring to a family counseling center in Qom City. The present research method was semi-experimental and pre-test-post-test design with a control group. The statistical population included all the women who were referred to the family counseling center in the city of Qom due to marital and family problems in the second six months of 1401. Using the purposeful sampling method, 30 people were randomly selected and placed in two experimental (15 people) and control (15 people) groups. The experimental group received group counseling based on acceptance and commitment in 8 sessions, each session lasting 90 minutes and once a week. Research tools included Family Functioning Questionnaires (FAD) by Epstein et al. (1993) and Marital Intimacy Needs (MINQ) by Bagarozi (2001). The research data was analyzed by multivariate covariance analysis. The findings showed that by controlling the effect of the pre-test, there is a significant difference at the level of 0.01 between the mean of the post-test of family functioning and marital intimacy in the two experimental and control groups. The findings show that group counseling based on acceptance and commitment can improve family functioning and marital intimacy in women with marital and family problems.

    Keywords: acceptance, commitment therapy, marital intimacy, family performance, group consultation
  • Ghazal Zandi, Samaneh Mato, Elham Zohrabnia, Samad Rahmati* Pages 173-182

    The aim of this research was to investigate the role of psychological disturbances and cognitive flexibility in predicting the psychological well-being of adolescents in the era of Corona. The method of this research was descriptive-correlational. The study community included all high school students in the 6th district of Tehran in 2019-2020, among them 295 students were selected as samples by available sampling. The data were collected using Ryff Scales (1989) for Psychological well-being (PWB), Dennis and Vanderwaal's (2010) cognitive flexibility questionnaire (CFI), and Lovibond and Lovibond's (1995) Depression-Anxiety-Stress Scales (DASS). Data were analyzed using Pearson's correlation coefficient and multiple regression analysis. Findings showed that psychological disturbances, that is, anxiety, depression, and stress have a negative relationship with the psychological well-being of adolescents during the Corona era (p<0/01), while there was a positive relationship between cognitive flexibility and psychological well-being (p<0/01). 46% of the total variance in the psychological well-being of adolescents during the Corona era was explained by psychological disturbances and cognitive flexibility (p<0/01). Based on the findings, it can be concluded that the psychological well-being of adolescents during the Corona era is influenced by their cognitive flexibility level and the psychological disturbances they experience during this period.

    Keywords: Cognitive Flexibility, Psychological Distress, Psychological Well-Being, Adolescents, Corona
  • Mohammad Mohammadipour, Fatemeh Zhinous Malekzadeh*, Sajad Mohammadipour Pages 183-194

    The present study was conducted to provide a structural model of extramarital relationships based on cognitive schemas and alexithymia with the mediation of family function in Gonbad-e Kavus city. The research method was a descriptive correlation of the path analysis type. The statistical population consisted of married men and women who were referred to counseling centers in Gonbadkavus City in 2022, from which 200 people were selected through available sampling. The research tools include the Attitudes Toward Infidelity Scale (ATIS) (Whatley, 2008), the Young Schematic Questionnaire (YSQ) (Yang, 2005), the Toronto Ataxia Scale (TAS-20) (Bagby et al., 1994) and the McMaster Family Assessment Device (FAD-60) (Epstein et al., 1950). The results of the path analysis indicated the optimal fit of the model. The results of the path analysis indicated the optimal fit of the model. The findings showed that the direct effect of none of the cognitive schemas on extramarital relationships was insignificant. However, the other orientation schema indirectly and significantly affects extramarital relations by mediating family function (P<0.01). Emotional dyslexia significantly affects extramarital relationships, both directly and indirectly (P<0.01). The dimensions of identifying, expressing, and introspection have a negative and significant indirect effect on extramarital relationships through the mediation of family functioning (P<0.01). Therefore, it can be concluded that cognitive schemas indirectly affect extramarital relationships by mediating family functioning, but emotional dyslexia is directly and indirectly effective.

    Keywords: Alexithymia, extramarital relationships, cognitive schemas, family functioning
  • Banafsheh Latifi, Emelia Torabi*, Masoumeh Anzari, Parisa Karimi Pages 195-204

    The purpose of this research was to predict child maltreatment based on lockdown fatigue, stress tolerance, and conflict resolution styles of mothers during the coronavirus pandemic period. The statistical population of the research included all mothers of Golestan province with children aged 12 and under in 2021. 417 people were selected by the available sampling method. Data collection tools included Labrague et al.'s lockdown Fatigue Scale (2020, LFS), Simons & Gaher's Distress Tolerance Scale (2005, DTS), Rahim's Conflict Resolution Styles Questionnaire (1994, ROCI-II), and Mohammadkhni et al.'s Self-reported Child Abuse Scale (2005, SCAS). Pearson's correlation coefficient test and stepwise regression analysis test were used for data analysis. The results showed that there is a significant relationship between lockdown fatigue (r=0.239; P>0.01), distress tolerance (r=0.194; P>0.01), and conflict resolution styles (P>0.01) of mothers during the corona pandemic period, with children maltreatment. In addition, predictor variables predict a total of 32.7% of the changes in the children's maltreatment during the coronavirus pandemic period. According to the results, paying attention to lockdown fatigue, stress tolerance, and conflict resolution styles will facilitate the reduction of child maltreatment.

    Keywords: child maltreatment, distress intolerance, lockdown fatigue, conflict resolution styles, mothers, Corona
  • Freshteh Kiomarci Oskooi* Pages 205-214

    The aim of the present study was to investigate the mediating role of self-fear in the relationship between mindfulness and panic among students. The research method was a descriptive correlation. The statistical population of the research was formed by the students of Tabriz University in 1401. A number of 213 students were selected as a sample using the available sampling method. The research tools were: the Panic Belief Questionnaire (PBI) by Greenberg (1989), the Fear of Self Questionnaire (FSQ) by Aradma et al. (2013), and the Five Factor Mindfulness Questionnaire (FFMQ) by Baer et al. (2006). Structural equation analysis was used to analyze the data. The results showed that the research model is a good fit. The results showed that the action components with awareness and non-judgment have a significant direct effect on students' panic (P<0.01). Also, the results showed that the components of non-reaction and non-judgment have a significant indirect effect on panic due to fear of self in students (P<0.05), but the three components of observation, description, and non-reaction did not show a significant indirect effect (P<0.05). These results show that self-fear can explain panic in students according to the role of mindfulness.

    Keywords: Fear of self, students, mindfulness, panic