فهرست مطالب

مجله پژوهش های علوم شناختی و رفتاری
سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 24، بهار و تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/06/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مجید محمود علیلو، تورج هاشمی*، فائزه ابراهیمی صدر صفحات 1-22

    هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط ساختاری سطوح کمال گرایی با عملکردهای شناختی با واسطه گری سبک های شناختی در افراد با نشانه های اختلال وسواسی جبری  بود. جامعه پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه تبریز بودند که تعداد 360 نفر نمونه با استفاده از روش هدفمند و از نوع دردسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های وسواسی اجباری مادزلی، کمال گرایی مثبت و منفی و سبک های یادگیری فلدر سولومان به صورت آنلاین پاسخ دادند. همچنین، سه آزمون ویسکانسین (WCST)، آزمون عملکرد پیوسته (CPT) و آزمون حافظه کاری وکسلر (WMT) به صورت نرم افزار رایانه ای اجرا شدند. نتایج نشان داد سبک شناختی تاملی قادر است روابط بین سطوح کمال گرایی مثبت و منفی با عملکردهای شناختی را میانجی گری کند. سطوح کمال گرایی به طور معنی دار، سبک شناختی تاملی و عملکردهای شناختی را پیش بینی می کنند. درنهایت، سطوح کمال گرایی و سبک شناختی تاملی در تعامل با یکدیگر، عملکردهای شناختی را پیش بینی می کنند و هرگونه مداخله دراین زمینه، باید اثرات تعاملی کمال گرایی و سبک شناختی تاملی را مدنظر قرار دهد.

    کلیدواژگان: اختلال وسواسی جبری، سبک، عملکرد شناختی، کمال گرایی مثبت، کمال گرایی منفی
  • مجید یوسفی افراشته*، فاطمه عیار صفحات 23-42

    در سال های اخیر، پژوهشگران افشای هیجانی نوشتاری را به عنوان روشی اثرگذار بر متغیرهای مختلف روان شناختی بررسی کرد ه اند و نشان داده اند که این مداخله اثرات مثبت جسمی و روانی بسیاری بر افراد دارد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر افشای هیجانی نوشتاری بر ذهن آگاهی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش انجام، نیمه آزمایشی است. جامعه آماری شامل دانشجویان زن و مرد مشغول به تحصیل در دانشگاه دولتی شهر زنجان در سال 1399 بودند که از میان آن ها 40 دانشجو شامل 25 نفر زن و 15 نفر مرد به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه ​های پژوهش شامل گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت دو هفته در پنج جلسه 30دقیقه ای در مکانی عاری از هرگونه عامل مزاحم افشای هیجانی نوشتاری را انجام دادند. هر دو گروه قبل و بعد از اجرای افشای هیجانی نوشتاری توسط پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی (FFMQ) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ​ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد افشای هیجانی نوشتاری بر ذهن آگاهی، راهبردهای سازش یافته و سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان اثر مثبت و معناداری داشت (05/0>p). نتایج نشان می​دهد نوشتن منظم درباره یک حادثه موجب می شود فرد آن را از نو تفسیر کند، چهارچوب جدیدی به آن بدهد و درنتیجه، درک بهتری از آن پیدا کند؛ بنابراین، می توان افشای هیجانی نوشتاری را به عنوان روشی کم هزینه، موثر و کارا برای مواجهه با وقایع و حوادث منفی و ناخوشایند در زندگی در نظر گرفت.

    کلیدواژگان: دانشجویان، افشای هیجانی نوشتاری، ذهن آگاهی، هیجان، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان
  • محمدرضا امینی، هاجر ترکان*، زهرا یوسفی صفحات 43-70

    پژوهش حاضر در راستای تدوین بسته مداخله درمانی مبتنی بر نظریه انسان سالم و مقایسه اثربخشی آن با روان درمانی مثبت نگر بر داغ اجتماعی و ناگویی خلقی مادران دارای کودک با اختلال اتیسم انجام شد. روش این پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی برای تدوین و اعتبارسنجی بسته از روش تحلیل مضمون قیاسی آتراید استرلینگ (2001) استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمام مقالات مرتبط در زمینه رویکرد انسان سالم و مداخلاتی بود که بر روی مادران دارای کودک با اختلال اتیسم انجام شده بود که تعداد آن به طور هدفمند و براساس ملاک های ورود درمجموع با 52 پژوهش به اشباع نظری رسید؛ همچنین از توافق بین 6 نفر از متخصصان روان شناسی برای تعیین روایی محتوایی استفاده شد که درنهایت، پایایی بین ارزیاب ها 88/0 به دست آمد. نتایج تحلیل مضمون نشان دهنده این بود که 18 مضمون پایه در 8 مضمون سازمان دهنده (رضایت و لذت بردن از زندگی، دوست داشتن مخلوق و خود، فراشناخت، آرامش، شادی، امید، جاری بودن و معنا) به دست آمد و بسته مداخله درمانی براساس فراوانی آنها تدوین شد. روش پژوهش در بخش کمی شامل طرح نیمه آزمایشی سه گروهی- سه مرحله ای بود که درنهایت، در هر گروه با احتساب ریزش آماری 14 نفر قرار گرفتند. جامعه آماری هم در مطالعه پایلوت و هم در بخش مطالعه اصلی نیز شامل کلیه مادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم مراجعه کننده به مراکز اتیسم در سطح شهر اصفهان در تیرماه سال 1401 بود. داده ها در هر سه مرحله با پرسشنامه مقیاس داغ اجتماعی رضایی دهنوی و همکاران (1388)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (20-TAS) گردآوری شد. بسته روان درمانی مثبت نگر رشید و سلیگمن (2013) طی 8 جلسه و بسته مداخله درمانی مبتنی بر نظریه انسان سالم طی 9 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. یافته های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان دهنده آن بود که هر دو بسته مداخله درمانی مبتنی بر نظریه انسان سالم و روان درمانی مثبت نگر باعث کاهش داغ اجتماعی و ناگویی خلقی مادران دارای کودک با اختلال اتیسم شده و این اثربخشی در طول زمان ماندگار بوده است (05/0≥p)؛ درنتیجه بین اثربخشی دو بسته مداخله درمانی در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود نداشت و از این مداخلات درمانی برای بهبود داغ اجتماعی و ناگویی خلقی مادران دارای فرزند مبتلا به اتیسم استفاده می شود.

    کلیدواژگان: نظریه انسان سالم، داغ اجتماعی، روان درمانی مثبت نگر، ناگویی خلقی، اتیسم
  • فهیمه باهنر، عذرا اعتمادی*، کیوان صالحی صفحات 71-92

    این پژوهش با هدف تدوین بسته آموزشی مشاوره ای پیش از ازدواج برای دختران در آستانه ازدواج دارای طلاق والدینی انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و براساس طرح پژوهش آمیخته از نوع تدوین ابزار است. ابتدا از روش کیفی مرور نظام مند و سپس از روش کمی پیمایشی توصیفی استفاده شد. ازآنجاکه مرحله ابتدایی هر مرور نظام مند شامل جست وجوی کامل و منظم پیشینه موجود است، میدان پژوهشی موردمطالعه کلیه مقالات معتبر و پایان نامه های چاپ شده از سال 1391 تا سال 1401 به زبان فارسی بود که درنهایت 12 پژوهش با جست وجو در پایگاه های مگ ایران، پایگاه علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و پرتال جامع علوم انسانی بررسی شد. همچنین، برای ارزیابی کیفیت مطالعات از فهرست وارسی تعدیل شده PRISMA2020 استفاده شد و تمام 12 پژوهش کیفیت لازم برای ورود به مرور نظام مند را داشتند. در ادامه، برای تدوین بسته برمبنای مرور پیشینه مطالعات، بسته آموزشی مشاوره ای شامل تکنیک ها و مفاهیم مختلف تدوین شد. 10 نفر از صاحب نظران حوزه مشاوره به منظور بررسی روایی محتوایی بسته به صورت دردسترس انتخاب شدند. یافته ها در بخش کیفی نشان دهنده سه تجربه مهم روان شناختی منفی، جامعه شناختی منفی و خانوادگی منفی بود. درنهایت، محتوای جلسات مشاوره ای در دوازده جلسه هفتگی به مدت 90-60 دقیقه تنظیم شد. بررسی شاخص روایی محتوایی 8/0 و ضریب توافق کاپا 71/0 به دست آمد. می توان گفت بسته آموزشی مشاوره ای پیش از ازدواج از روایی لازم برخوردار است و استفاده آن برای دختران فرزند طلاق بزرگسال پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تدوین بسته، دختران، فرزند طلاق، فرهنگ ایرانی، مشاوره پیش از ازدواج
  • شیرین خیاطی، ناهید اکرمی*، حمیدرضا عریضی سامانی، بابک امرا صفحات 93-107

    باتوجه به شیوع هم زمان اختلالات روانی در بیماران مبتلا به آسم، درمان های روان شناختی می تواند سهم بسزایی در بهبود علائم روان شناختی این افراد داشته باشد؛ بنابراین، هدف پژوهش، بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر تنظیم هیجان و اضطراب سلامت بیماران مبتلا به آسم شهر اصفهان بود. طرح پژوهش شبه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود و جامعه آماری شامل کلیه بیماران مراجعه کننده به بیمارستان خورشید با تشخیص بیماری آسم بودند. در این جامعه، 22 بیمار مبتلا به آسم با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. روش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیک برای گروه آزمایش در طی هشت جلسه درمانی انجام شد و گروه کنترل و آزمایش در مراحل پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه تنظیم هیجان و اضطراب سلامت ارزیابی شدند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد. مطابق نتایج پژوهش در متغیر تنظیم هیجان در زیرمقیاس ارزیابی مجدد بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنادار وجود داشت؛ اما در زیرمقیاس سرکوبی، تفاوت معناداری وجود نداشت. در متغیر اضطراب سلامت نیز تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود داشت. براساس یافته های پژوهش، می توان گفت که رفتاردرمانی دیالکتیک می تواند به بهبود تنظیم هیجان و اضطراب سلامت در بیماران مبتلا به آسم منجر شود؛ بنابراین، این مداخله به عنوان درمانی موثر در بهبود این نشانه ها کاربرد دارد و می توان با اجرای آن به بهبود وضعیت روانی مبتلایان به آسم کمک کرد.

    کلیدواژگان: آسم، اضطراب سلامت، تنظیم هیجان، رفتاردرمانی دیالکتیک
  • شادی پنجه پور، فاطمه سادات طباطبائی نژاد* صفحات 109-124

    خودکشی، از مهم ترین شاخص های بهداشت روانی یک جامعه محسوب می شود و عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، روانی در بروز آن دخیل هستند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی رویکرد طرح واره درمانی بر مدیریت حل تعارض در زنان دارای افکار خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان خورشید اصفهان انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان دارای افکار خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان خورشید در شهر اصفهان بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و 30 زن دارای افکار خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان خورشید اصفهان در سال 1400 انتخاب و به صورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه سبک مدیریت تعارض بود. گروه آزمایش در هشت جلسه به صورت هفته ای دو بار بسته آموزشی طرح واره درمانی را دریافت کردند. طول مدت جلسات 90 دقیقه بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان دهنده آن بود که رویکرد طرح واره درمانی بر مدیریت تعارض زنان دارای افکار خودکشی اثربخش بوده است  و این رویکرد درمانی توانسته است، ابعاد حل تعارض شامل کنترل، راه حل مداری و عدم رویارویی را در زنان دارای افکار خودکشی در مرحله پس آزمون بهبود بخشد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که رویکرد طرح واره درمانی بر بهبود ارتباطات و مدیریت صحیح شیوه های حل تعارض در زنان دارای افکار خودکشی موثر بود؛ درنتیجه با برگزاری جلسات گروهی طرح واره درمانی برای این زنان تا حدودی از این آسیب اجتماعی جلوگیری می شود.

    کلیدواژگان: طرح واره درمانی، مدیریت حل تعارض، افکار خودکشی، زنان
  • اشرف سادات موسوی*، محمدعلی نکویی منش، محمدرضا مسجدی صفحات 125-142

    هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرگذاری تقابل ادراکی بر نگرش به سیگار با ارائه اطلاعات درباره مواد مخدر به افراد بود. از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. از دانشجویان مرد مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و علامه طباطبایی 45 فرد سیگاری و 45 فرد غیرسیگاری به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزارها عبارت بود از آزمون تداعی سنج ضمنی (IAT)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه سنجش اعتیاد به سیگار. شرکت کنندگان براساس نتایج پرسشنامه سنجش اعتیاد به سیگار، به دو گروه سیگاری و غیرسیگاری تقسیم شدند و سپس هر گروه به صورت تصادفی به سه گروه تحت مداخله با متن، تحت مداخله با فیلم و کنترل تقسیم شد. طی 3 جلسه اطلاعاتی درباره مواد مخدر به شرکت کنندگان گروه های آزمایشی داده شد و گروه کنترل، اطلاعاتی دریافت نکرد. ارائه اطلاعات برای گروه های تحت مداخله متن، با متن چاپی و برای گروه های تحت مداخله فیلم، با نمایش فیلم اتفاق افتاد. پس از پایان مداخله و دو هفته بعد، نگرش شرکت کنندگان به سیگار دوباره سنجیده شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس آمیخته نشان داد ارائه اطلاعات درباره مضرات مواد مخدر، با برقراری تقابل ادراکی، نگرش به سیگار را مثبت می کند (01/0 p<،73/14= F). تفاوت میان دو گروه سیگاری و غیرسیگاری (01/0 p<،64/3= F) و تفاوت گروه های آزمایشی (تحت مداخله فیلم و متن) نیز معنادار بود (01/0 p<،69/7= F). یافته این پژوهش تاییدی درجهت اصل تقابل ادراکی بود؛ بدین معنی که ارائه اطلاعات درباره مواد مخدر، طبق اصل تقابل ادراکی، نگرش مثبت تری به سیگار ایجاد می کند. این تغییر نگرش در طول زمان تقریبا پایدار ماند و در هر دو گروه سیگاری و غیرسیگاری و در هر دو گروه مداخله با متن و مداخله با فیلم تایید شد. تغییر نگرش به این دلیل انجام می شود که در مقایسه با اطلاعاتی که مضرات مواد مخدر را بیان می کند، مضرات سیگار کم اهمیت می نماید و بنابراین، نگرش فرد به سیگار مثبت تر می شود.

    کلیدواژگان: اقناع، تقابل ادراکی، سیگار، مواد مخدر، نگرش
  • مجید انصاری فر، عباس عباس پور*، حمید رحیمیان، فرنوش اعلامی صفحات 145-174

    پژوهش حاضر با هدف ارائه چهارچوب مفهومی از ذهن آگاهی برای مدیران آموزشی مدارس انجام شده است. روش این پژوهش، کیفی و از نوع فراترکیب بوده است. جامعه پژوهش، کلیه مقالات کیفی و آمیخته معتبر انجام شده به زبان فارسی و انگلیسی در حوزه ذهن آگاهی، بین سال های 2006-2023 بود. براین اساس، با مطالعه مقالات مرتبط با ذهن آگاهی که با روش مرور نظام مند انجام شده بود، رجوع به سرعنوان های موضوعی پزشکی (مش)، اصطلاح نامه های ایرانداک و لغت نامه های تخصصی درزمینه موردمطالعه، کلیدواژه های فارسی و لاتین مرتبط در عنوان، چکیده، واژگان کلیدی و متن مقالات در پایگاه های داده «اسکوپوس، ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، اشپرینگر، سیج، تیلور اند فرانسیس، امرالد، نورمگز و مگیران» جست وجو شد که 3979 پژوهش درزمینه موردنظر بررسی و درنهایت، 32 مقاله به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شد و از ابزار حیاتی CASP، برای ارزشیابی و تایید کیفیت محتوای اسناد استفاده شد. داده های به دست آمده از تحلیل اسناد با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه وتحلیل شد که درمجموع، 221 کد، 30 مقوله و 5 مفهوم شناسایی شد. مهم ترین مفاهیم شناسایی شده شامل «آگاهی فراشناختی، تجارب فراشناختی، مهارت های فراشناختی، دانش فراشناختی و بهزیستی روان شناختی» است. نتایج این پژوهش می تواند به متولیان و پژوهشگران این حوزه کمک کند تا ابعاد و جنبه های مختلف ذهن آگاهی خاصه برای مدیران آموزشی مدارس را درک کنند و بستری برای پرورش و بهسازی آن ها و تجهیزشان به شایستگی های جدید فراهم کنند.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، مدیران آموزشی، فراترکیب
|
  • Majid Mahmoud Alilou, Touraj Hashemi *, Faezeh Ebrahimi Sadr Pages 1-22

    The aim of this study was to investigate the structural relations between perfectionism levels and cognitive performance in individuals with symptoms of obsessive-compulsive disorder mediated by cognitive styles. The study population included students of University of Tabriz. Using convenience sampling, 360 subjects were selected. They completed Madsley's obsessive-compulsive disorder inventory, positive and negative perfectionism scale, and Felder-Solomon learning styles questionnaire online. Also, Wisconsin Card Sorting Test, Continuous Performance Task (CPT) and Wechsler Working Memory Test (WMT) were performed through computer software. Results showed that reflective cognitive style could mediate the relationship between positive perfectionism and cognitive performance. Besides, levels of perfectionism could significantly predict reflective cognitive style and cognitive performance significantly. Hence, it could be concluded that levels of perfectionism and reflective cognitive style in interaction, predict cognitive performance in individuals with symptoms of obsessive-compulsive disorder. It was also obtained that interventions in this field should consider the interactive effects of perfectionism and reflective cognitive style.

    Keywords: Cognitive performance, Negative perfectionism, Obsessive-Compulsive Disorder, Positive perfectionism, style
  • Majid Yousefi Afrashteh *, Fatemeh Ayar Pages 23-42

    The aim of this study was to investigate the structural relations between perfectionism levels and cognitive performance in individuals with symptoms of obsessive-compulsive disorder mediated by cognitive styles. The study population included students of University of Tabriz. Using convenience sampling, 360 subjects were selected. They completed Madsley's obsessive-compulsive disorder inventory, positive and negative perfectionism scale, and Felder-Solomon learning styles questionnaire online. Also, Wisconsin Card Sorting Test, Continuous Performance Task (CPT) and Wechsler Working Memory Test (WMT) were performed through computer software. Results showed that reflective cognitive style could mediate the relationship between positive perfectionism and cognitive performance. Besides, levels of perfectionism could significantly predict reflective cognitive style and cognitive performance significantly. Hence, it could be concluded that levels of perfectionism and reflective cognitive style in interaction, predict cognitive performance in individuals with symptoms of obsessive-compulsive disorder. It was also obtained that interventions in this field should consider the interactive effects of perfectionism and reflective cognitive style.

    Keywords: students, Written Emotional Disclosure, mindfulness, Emotion, Cognitive regulation strategies of emotion
  • Mohammadreza Amini, Hajar Torkan *, Zzahra Yousefi Pages 43-70

    The current research was carried out in line with the development of a therapeutic intervention package based on the healthy human theory and comparing its effectiveness with positive psychotherapy on on social stigma, emotional malaise of mothers with children on the autism. The method of this research was a combination of sequential exploratory type . In the qualitative section, Atride Stirling (2001) comparative thematic analysis method was used to compile and validate the package. The research community includes all related articles in the field of healthy human approach and interventions that were performed on mothers with autistic children, the number of which reached theoretical saturation with a total of 52 studies based on the inclusion criteria. Also, the agreement between 6 psychologists was used to determine the Content Validity Ratio and finally the coefficient of the evaluators was 0.88. The results of the theme analysis indicated that 18 basic themes were obtained in 8 organizing themes (satisfaction and enjoyment of life, loving creation and self, metacognition, peace, happiness, hope, continuity and meaning) and the therapeutic intervention package was based on Their frequency was compiled. Research method in the quantitative part; It included a three-stage, three-group semi-experimental design, which finally included 14 people in each group, taking into account statistical attrition. The statistical population in both the pilot study and the main study included all the mothers of children with autism disorders who referred to autism centers in Isfahan city in July 2022. The data in all three stages were collected by Social stigma scale’s Rezaeidehnavi et al (2010) and Toronto Ataxia Scale (TAS-20). The package of positive psychotherapy according to Rashid and Seligman (2013) was implemented during 8 sessions and the therapeutic intervention package based on the healthy human theory was implemented during 9 sessions of 90 minutes. The findings of the analysis of variance with repeated measurements showed that both therapeutic intervention packages based on the healthy human theory and positive psychotherapy reduced social stigma and emotional malaise in mothers with children on the autism, and this effectiveness was sustained during the follow-up phase has been (p≥0.05). As a result, there was no significant difference between the effectiveness of the two therapeutic intervention packages in the post-test and follow-up phase, and these therapeutic interventions can be used to improve on social stigma, emotional malaise in mothers with autistic children.

    Keywords: Healthy human theory, Social stigma, Positive Psychotherapy, Emotional malaise, Autism
  • Fahimeh Bahonar, Ozra Etemadi *, Keyvan Salehi Pages 71-92

    This study was conducted to compile a premarital counseling package for girls on the brink of marriage whose parents are divorced. The current study was applied and conducted based on a mixed-methods research design. For this purpose, a qualitative systematic review was initially conducted, and then the descriptive survey was used. Since the initial stage of every systematic review includes a complete and regular search of the existing literature, Persian articles published from 2012 to 2022 were selected. Finally, 12 articles were investigated by searching Mag-Iran, SID, Irandoc, and Comprehensive Portal of Human Sciences databases. Also, the revised PRISMA2020 checklist was used to evaluate the quality of the studies, and all 12 studies possessed the necessary quality to enter the systematic review. An educational counseling package including various techniques and concepts was compiled by reviewing the literature. Besides, ten experts in the field of counseling were selected based on availability to check the content validity. The findings of the qualitative phase showed three major negative psychological, sociological, and family experiences. Finally, the findings of the quantitative phase resulted in developing the content of counseling sessions in twelve weekly sessions of 60-90 minutes. Its content validity and Kappa agreement coefficient were .8 and .71, respectively. It can be said that the premarital educational counseling package has appropriate validity and is suggested to be used for girls with divorced parents.

    Keywords: girls, Children of divorce, Package compilation, Iranian culture, Premarital Counseling
  • Shirin Khayati, Nahid Akrami *, HamidReza Oreyzi Samani, Babak Amra Pages 93-107

    The aim of this study was to investigate effectiveness of dialectical behavior therapy on emotion regulation and health anxiety in patients with asthma in Isfahan. Research design was quasi-experimental with experimental and control groups and statistical population included all patients who referred to Khorshid Hospital. In this community, 22 patients with asthma were selected by convenient sampling. They were randomly assigned into the experimental and the control groups. The intervention method of dialectical behavior therapy was performed for experimental group during eight treatment sessions. Both groups were evaluated in pre-test and post-test phases using the emotion regulation and the health anxiety questionnaire. The data was analyzed using covariance analysis method. The results showed that there was a significant difference in emotion regulation variables in reappraisal subscale between experimental and control groups, but there was no significant difference in the suppression subscale. Regarding health anxiety, there was also a significant difference between two groups. Based on research findings, dialectical behavior therapy can lead to improvement of emotion regulation and health anxiety in patients with asthma. Therefore, this intervention is used as an effective treatment in improving these symptoms.

    Keywords: Dialectical behavior therapy, emotion regulation, Health Anxiety, Asthma
  • Shadi Panjepour, Fatemeh Sadat Tabatabaeinejad * Pages 109-124

    Suicide is one of the most important indicators of mental health in a society, and many economic, social, psychological and individual factors are involved in its occurrence. The aim of this research was investigation the effectiveness of schema therapy approach on conflict resolution management in women with suicidal thoughts referred to Khurshid Hospital in Isfahan. The research design was a semi-experimental pre-test post-test type with a control group. The statistical population included all of the women with suicidal thoughts in Isfahan city. Sampling was done by simple random method and 30 women with suicidal thoughts referred to Khurshid Hospital were selected, and randomly assigned to experimental and control groups. The measurement instrument included the Robbins’ Conflict Management Style Questionnaire. The experimental group received package of Young et al’ schema therapy training package in 8 sessions twice a week. The duration of the sessions was 90 minutes. The results of Covariance Analysis showed that schema therapy approach was effective on the conflict management of women with suicidal thoughts and this therapy approach was able to improve the dimensions of conflict resolution styles including control, circuit solution, and non-confrontation. Improve competition in women with suicidal thoughts in the post-test stage. The results indicate that schema therapy approach is effective in improving communication and correct management of conflict resolution in women with suicidal thoughts. As a result, it is possible to prevent this social harm to some extent by holding group therapy sessions for these women.

    Keywords: schema therapy, Conflict resolution management, Suicidal Thoughts, women
  • Ashraf Sadat Mousavi *, MohammadAli Nekouie Manesh, MohmmadReza Masjedi Pages 125-142

    The aim of this study was to investigate the effect of perceptual contrast on smoking attitudes by providing information about narcotics to individuals. A semi-experimental method was used with a pre-test-post-test design with a control group. 45 smokers and 45 non-smokers were purposefully selected as samples from male undergraduate and graduate students of Shahid Beheshti, Tehran and Allameh Tabatabai universities. The Implicit Association Test (IAT) and General Health Questionnaire (GHQ-28) were used. Participants were divided into two groups of smokers and non-smokers, based on the results of the smoking addiction questionnaire. Then, each group was randomly divided into three groups including text intervention, film intervention, and control. The participants in the experimental groups received information during three sessions, but the control group did not. Information was provided to the experimental groups in the form of text intervention (a printed text) and film intervention (a documentary film). At the first and end of the intervention, participants’ attitudes toward smoking were reassessed, and two weeks later, to follow up on results. Then, the obtained data were analyzed through Mixed Anova. The research findings showed that the presentation of information about drugs, by establishing perceptual contrast made attitudes toward smoking positive. The differences between smoking and non-smoking and the difference between experimental groups (film and booklet) was significant. The result was confirmation about the principle of perceptual contrast, that means providing information about drugs, according to the principle of perceptual contrast, creates a more positive attitude towards smoking. This change in attitude remained almost stable over time and was confirmed in both groups of smokers and non-smokers and in both groups of intervention with booklet and intervention with film. Attitude change is done because compared to the information that states the harms of drugs, the harms of smoking are less important, and therefore the person's attitude towards smoking becomes more positive.

    Keywords: Persuasion, perceptual contrast, Smoking, Drugs, attitude
  • Majid Ansarifar, Abbas Abbaspour *, Hamid Rahimian, Farnoosh Alami Pages 145-174

    The aim of this study was to provide a conceptual framework of mindfulness for educational principals of schools. The current study was conducted using meta-synthesis. The research population included all authentic qualitative and mixed-method articles conducted in Persian and English on mindfulness between 2006 and 2023. Accordingly, mindfulness articles done through systematic review were scrutinized. This was done using Medical Subject Headings (MeSH), IranDoc thesauri and the specialized dictionaries. Persian and English keywords were searched in the titles, abstracts, keywords, and full texts of articles in databases such as Scopus, Science Direct, Google Scholar, Springer, Sage, Taylor and Francis, Emerald, Noormagz, and Magiran. A total of 3,979 studies in the desired field were examined, and ultimately, 32 articles were purposefully selected as samples. The Critical Appraisal Skills Program (CASP) was used to evaluate and confirm the quality of the document content. The data obtained from document analysis were analyzed using open, axial, and selective coding methods, which led to the identification of 221 codes, 30 categories, and five concepts in total. The most important concepts identified were "metacognitive awareness, metacognitive experiences, metacognitive skills, metacognitive knowledge, and psychological well-being." The results of this study can help researchers and those involved in the field of study to understand the dimensions and various aspects of mindfulness, especially for educational principals of schools. It can also provide conditions for their development, improvement, and acquisition of new competencies.

    Keywords: Mindfulness, Educational Principals, Meta-Synthesis