فهرست مطالب

پایش - سال هفتم شماره 4 (پیاپی 28، پاییز 1387)
  • سال هفتم شماره 4 (پیاپی 28، پاییز 1387)
  • 82 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1387/09/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • صفحه 310
  • مازیار مرادی لاکه، مژده رمضانی، حسن انصاری صفحه 313
    این مطالعه به منظور تعیین عوامل جمعیت شناختی و اقتصادی اجتماعی مرتبط با بکارگیری داروهای گیاهی / گیاهان دارویی (به عنوان پرمصرف ترین شاخه طب سنتی / مکمل/ جایگزین در ایران) انجام گرفته است.
    داده های مورد نیاز (شامل داده های جمعیت شناختی، تحصیلات، اشتغال درآمدزا، محل سکونت، شاخص دارایی های رفاهی خانوار (بر اساس 16 دارایی رفاهی)، قومیت / مذهب و وضعیت بکارگیری داروهای گیاهی / گیاهان دارویی) از پروژه «بررسی فراوانی استفاده از روش های مختلف طب مکمل/ جایگزین در ساکنین شهر تهران» که در نیمه دوم سال 1384 انجام شد، تامین گردیدند.
    نمونه گیری به شکل چند مرحله ای (متناسب با جمعیت هر یک از مناطق هشتگانه پست و به شکل تصادفی خوشه ایدر هر منطقه) انجام شد. داده ها از طریق پرسشگری مستقیم از خود افراد فراهم شده است. در نهایت، داده های 4722 نفر از افراد بالای 15 سال ساکن شهر تهران در پردازش نهایی وارد شدند.
    بکارگیری داروهای گیاهی / گیاهان دارویی پس از تطبیق دادن سایر متغیرهای جمعیت شناختی و اقتصادی اجتماعی در مردان به شکل معنی داری کمتر از زنان و در افراد «هرگز ازدواج نکرده» کمتر از افراد «دارای همسر» یا افراد «همسر از دست داده به علت طلاق یا فوت» بود. ارتباط ارزشمندی بین سن، وضعیت تحصیلی، وضعیت اشتغال، استان غالب محل سکونت، محل غالب سکونت (روستا یا شهر) و پوشش بیمه، شاخص دارایی های رفاهی خانوار، قومیت / مذهب با بکارگیری داروهای گیاهی/گیاهان دارویی وجود نداشت.
    به نظر می رسد الگوی کنونی بکارگیری داروهای گیاهی / گیاهان دارویی، تابعی از الگوی عمومی بکارگیری مراقبت های سلامت در جمعیت است و در شرایط فعلی تابع قرار داشتن افراد تحت پوشش بیمه ها، وضعیت تحصیلی و شرایط اقتصادی آنها نیست.
    کلیدواژگان: گیاهان دارویی، داروهای گیاهی، عوامل اقتصادی، اجتماعی، عوامل جمعیت شناختی
  • مازیار مرادی لاکه، مریم سعیدی، مرتضی ناصربخت صفحه 321
    با توجه به فعالیت گسترده عطاران در بکارگیری گیاهان دارویی در زمینه مشکلات مربوط به سلامت، این مطالعه با هدف بررسی آگاهی عطاران شهر تهران از ویژگی های گیاهان دارویی انجام گرفت. پس از تعیین حیطه های اصلی بررسی آگاهی، پرسشنامه ای با 52 عبارت با نظر گروه مشاوران تخصصی طراحی گردید. پایایی کلی پرسشنامه مزبور در سنجش آگاهی عطاران، 82 درصد به دست آمد. 206 نفر از عطاران شهر تهران با نمونه گیری خوشه ایتصادفی و در قالب 34 خوشه انتخاب گردیدند. پرسشگران آموزش دیده از طریق مراجعه به محل عطاری، به پرسشگری اقدام کردند.
    امتیاز کلی عطاران از پرسشنامه 2.02±48.80 درصد به دست آمد. بیشترین امتیاز مربوط به حیطه نحوه تهیه شکل دارویی (71.8 درصد) و کمترین امتیاز مربوط به حیطه مورفولوژی گیاهان دارویی (34.3 درصد) بود. بین سابقه کاری و امتیاز کلی عطاران همبستگی مثبتی وجود داشت (0.008=P، 0.19=Spearman’s r). امتیاز کلی در افرادی که دارای پایه تحصیلات بالاتری بودند، به نحو معنی داری بیشتر از سایر گروه ها بود (P<0.001). همچنین امتیاز افرادی که شیوه یادگیری خود را شرکت در دوره های آموزشی ذکر کرده بودند، به نحو معنی داری بیش از افرادی بود که شیوه آموزش خود را سینه به سینه یا استفاده از سایر روش ها ذکر کرده بودند (0.009=P).
    نتایج این مطالعه ناکافی بودن آگاهی برخی از عطاران در زمینه گیاهان دارویی را نشان داد. لزوم تقویت آگاهی عطاران از طریق مداخلات آموزشی و نظارت بر کار آنان از سوی سازمان های متولی سلامت به منظور ارتقای کیفیت ارایه خدمات عطاران و بکارگیری منطقی گیاهان دارویی از سوی آنان توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: گیاهان دارویی، آگاهی، عطار، تهران
  • کاظم موسوی زاده، حسن انصاری صفحه 329
    افزایش توجه و گرایش مردم به طب مکمل / جایگزین و استفاده از درمان های این طب در جوامع مختلف، ضرورت وارد شدن مباحث آن را در برنامه های آموزش پزشکی از مقطع علوم پایه تا دستیاری و حتی آموزش مداوم ایجاد کرده است. در سال های اخیر، تعداد دانشکده های پزشکی در کشورهای غربی که تدریس درمان های طب مکمل / جایگزین را در برنامه های آموزشی خود جای داده اند رو به فزونی گذاشته است. با این حال هنوز در مورد اهداف و چگونگی این تغییرات یک توافق جمعی وجود ندارد. این مقاله سوالاتی را مطرح می کند که طراحان برنامه های آموزشی در هنگام جای دادن مباحث طب مکمل / جایگزین در آموزش پزشکی کلاسیک با آن روبرو هستند.
    همچنین راه کارهای عملی برای یافتن زمان مناسب جهت ارایه این مباحث، طراحی و پیاده سازی برنامه آموزشی برای آنها و جلب حمایت مسوولین از این تغییرات پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: طب مکمل، طب مکمل، جایگزین، آموزش پزشکی
  • مازیار مرادی لاکه، سید اشرف الدین گوشه گیر، مهتاب امینی صفحه 337
    با وجود گسترش روزافزون بکارگیری روش های طب سنتی و طب مکمل / جایگزین، شواهد علمی مبتنی بر تحقیقات علمی در بسیاری از شاخه های این روش ها اندک است. این طرح با هدف ارزیابی روند گرایش موضوعی پایان نامه های دوره های پزشکی عمومی و تخصصی نسبت به طب سنتی / مکمل / جایگزین (به عنوان نمادی از جهت گیری کلی تحقیقاتی) طی یک دوره 15 ساله در دانشکده های پزشکی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است.
    با مراجعه به بخش پایان نامه های هر دانشگاه، تعداد مجموع پایان نامه های ارایه شده در هر سال تحصیلی در دوره زمانی 1370 تا 1385 تعیین گردید و پایان نامه هایی که موضوع آنها احتمالا در ارتباط با طب سنتی / مکمل / جایگزین بود، شناسایی و از بایگانی استخراج شد. سپس ضمن بررسی دقیق تر از نظر ارتباط موضوعی، سال تحصیلی ارایه، رتبه و تخصص علمی ارایه دهنده، نوع مطالعه، شاخه مورد بررسی طب سنتی / مکمل / جایگزین و سایر اطلاعات جمع آوری گردید.
    مجموعا 28344 پایان نامه طی پانزده سال در چهار دانشکده پزشکی از دانشگاه های شهر تهران به اتمام رسیده که از این تعداد 110 پایان نامه مربوط به موضوع طب سنتی / مکمل / جایگزین بوده است (3.88 مورد در هر هزار پایان نامه)؛ در سال های مورد بررسی، نسبت پایان نامه های انجام یافته در رابطه با طب سنتی / مکمل / جایگزین روندی افزاینده داشته است (P<0.001، 4.27=c2 for trends). از مجموع پایان نامه های مزبور، 41 مورد (37.3 درصد) در حوزه تحقیقات بالینی و بقیه موارد تحقیقات غیر بالینی بوده است. نسبت تحقیقات بالینی در پایان نامه های تخصصی به نحو معنی داری بالاتر از پایان نامه های عمومی بوده است (P<0.001).
    علی رغم روند فزاینده تحقیقات پایان نامه ای در زمینه طب سنتی / مکمل / جایگزین، طی سال های اخیر، هنوز هم سهم این تحقیقات از کل پایان نامه ها ناچیز است. جهت دهی و تسهیل انجام تحقیقات مرتبط با طب سنتی / مکمل / جایگزین (به ویژه در مراکز دانشگاهی) از یکسو و بکارگیری نتایج تحقیقات در تصمیم گیری های مدیریتی و ارایه مراقبت های بالینی از سوی دیگر، افزایش گرایش محققین و گسترش تولید شواهد علمی در این زمینه را به دنبال خواهد داشت.
    کلیدواژگان: طب سنتی، طب مکمل، جایگزین، پایان نامه های پزشکی
  • مازیار مرادی لاکه، امیر مهدی طالب، مریم سعیدی صفحه 345
    تهوع و استفراغ، شایع ترین علامت در اوایل دوره بارداری است. راهکارهای درمانی مختلفی برای درمان این علامت به کار گرفته شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی کارآیی و ایمنی مصرف زنجبیل یا Ginger (با نام علمیZingiber officinale Roscoe)) در کاهش شدت تهوع و دفعات استفراغ در اوایل بارداری انجام شد. بنابراین پایگاه های MEDLINE، EMBASE،CENTRAL، CINAHL و SID برای جستجوی منابع مرتبط مورد استفاده قرار گرفتند. کارآزمایی های بالینی تصادفی شده که در آنها Ginger خوراکی با دارونما در کاهش تهوع و استفراغ اوایل بارداری مقایسه شده بود، انتخاب گردیدند. دو مرورگر مستقل، مقالات را از نظر کیفیت متدولوژیک (روش اجرای مطالعه) ارزیابی کردند و داده های لازم را استخراج نمودند. 5 کارآزمایی بالینی، واجد معیارهای مربوط به ارزیابی کارآیی بودند. بر اساس این کارآزمایی ها، زنجبیل به نحو معنی داری بیش از دارونما سبب کاهش شدت تهوع شده بود Pooled SMD) به روش تصادفی معادل 0.882 با دامنه اطمینان 90 درصد 496/1- 267/0). همچنین اثر مشابهی در زمینه کاهش دفعات استفراغ مشاهده گردید (Pooled SMD به روش تصادفی معادل 631/0 با دامنه اطمینان 90 درصد 0.829- 0.433). در زمینه ارزیابی ایمنی، 5 مطالعه مداخله ای یا مشاهده ای وجود داشت که به بررسی بالینی عوارض بارداری در زنان مصرف کننده Ginger یا جنین آنها پرداخته بودند. در این مطالعات، شواهدی به نفع افزایش عوارض بارداری در مصرف کنندگان این فراورده گیاهی دیده نشد.
    بر اساس یافته های این مطالعه، زنجبیل سبب کاهش تهوع و استفراغ بارداری می گردد. همچنین اگر چه در رابطه با عوارض جانبی نگرانی هایی مطرح شده، اما شواهد بالینی موجود از آنها حمایت نمی کنند. بر اساس این شواهد می توان Ginger را به شکلی ایمن در اوایل دوره بارداری و با مقادیر درمانی (حدود 1 گرم در روز) برای دوره ای محدود به کار برد.
    کلیدواژگان: زنجبیل، Ginger، بارداری، تهوع و استفراغ، مرور ساختار یافته، متاآنالیز
  • سید آرش طهرانی بنی هاشمی، هما اصغری فرد، علی اکبر حقدوست، مژگان برغمدی، مژگان برغمدی صفحه 355
    این مطالعه به منظور بررسی فراوانی استفاده مردم از روش های مختلف طب مکمل و سنتی در شهر تهران انجام گردید. در این مطالعه فراوانی استفاده از روش های مختلف تاکنون و در یک سال گذشته در یک ماه گذشته و نیز دفعات استفاده از آنها و هزینه ای که بابت استفاده از هر روش پرداخته اند مورد پرسش قرار گرفت. همچنین شایع نرین بیماری هایی که این روش ها برای درمان آنها استفاده شد، مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه بر روی 6148 نفر از شهروندان تهرانی که به روش خوشه ایاز 30 محله تهران انتخاب گردیدند انجام شد. اطلاعات مورد نظر توسط پرسشنامه ای که شامل 363 سوال در 16بخش مختلف بود توسط پرسشگران آموزش دیده جمع آوری شد. پایایی و اعتبار پرسشنامه قبل از استفاده در مطالعه پایلوت مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت. 57.3 درصد از افراد مورد مطالعه زن و 42.7 درصد مرد بودند. 22.7 درصد از افراد مورد مطالعه کمتر از 15 سال، 28.8 درصد، 15 تا 30 سال، 35.9 درصد، 30 تا 60 سال و بقیه بالاتر از 60 سال بودند. از نظر رضایت استفاده کنندگان از روش های مختلف، بیشترین رضایت از روش های یوگا درمانی / مدیتیشن، طب سنتی / بومی ایران و آب درمانی گزارش شد. شایع ترین شکایات و بیماری هایی که روش حجامت برای درمان آنها مورد استفاده قرار گرفته بود، «اختلالات انعقادی (افزایش غلظت خون)»، «کمر درد و سایر بیماری های عضلانی اسکلتی» و «آکنه و سایر بیماری های پوستی» بودند. روش های مختلف طب سنتی / بومی ایران مثل شکسته بندی، زالو انداختن و خوردن ماهی زنده بیشتر برای درمان شکستگی و در رفتگی، کمر درد و سایر بیماری های اسکلتی عضلانی و بیماری های کبدی به کار رفته بودند. فراوانی پایین استفاده از روشی مانند یوگا درمانی و مدیتیشن علی رغم بالا بودن رضایت پس از استفاده از آن ممکن است به علت عدم آگاهی عموم مردم از تاثیرات این روش و همچنین هزینه های شروع استفاده از این روش باشد. به نظر می رسد در صورت اطلاع رسانی و افزایش آگاهی مردم در مورد این روش و تاثیرات آن و افزایش تعداد مراکز ارایه دهنده این روش و کاهش هزینه های آن به منظور سهولت دسترسی مردم، در افزایش استفاده از این روش موثر باشد. این مطالعه نیز مانند سایر مطالعات نشان داد که طب مکمل سنتی بیشتر برای درمان و پیشگیری از مشکلات اسکلتی عضلانی و مشکلات اعصاب و روان (مانند میگرن و اضطراب) به کار می رود که با توجه به شیوع بالای این بیماری ها در جامعه این اطلاعات قابل توجیه می باشد. با توجه به حجم بالای استفاده از روش های طب مکمل و این که بخش عمده ای از این روش ها توسط خود افراد یا اطرافیان آنها تجویز می گردد، لزوم برنامه ریزی برای آموزش عموم و نیز تربیت افراد آموزش دیده و صلاحیت دار برای ارایه خدمات طب مکمل و سنتی به گونه ای موثرتر و ایمن تر احساس می گردد.
    کلیدواژگان: فراوانی، روش های طب مکمل و سنتی، شهر تهران
  • اکرم جهانگیر، فرزانه مفتون، شهناز خدایی، مژگان کاربخش، محمد شریعتی صفحه 363
    دعا درمانی، یکی از روش های درمان کل نگر است که اثربخشی آن در مورد بیماری های مختلفی نظیر بیماری های قلبی عروقی، روماتوئید آرتریت و ناباروری ثابت شده است. هدف این مطالعه تعیین اثر دعا درمانی روی فریتین و هموگلوبین بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور است. این بیماری در افراد مدیترانه ای و نیز ایران بیش از سایر ملل دیده می شود. تالاسمی ماژور، شدیدترین فرم این بیماری است که در آن فقدان کامل پروتئین بتا در هموگلوبین، منجر به کم خونی تهدید کننده حیات می شود. به طوری که زندگی فرد لزوما به تزریق منظم خون و مراقبت های مکرر پزشکی بستگی دارد از طرف دیگر تزریق مکرر خون که برای درمان این بیماران ضرورت دارد منجر به انباشتگی آهن و افزایش فریتین سرم در این بیماران می شود که باید با درمان شلاتور مناسبی (Chalating agent) مانند دفروکسامین فریتین سرم زیر 1000 نانوگرم در میلی لیتر نگه داشته شود، سمی نخواهد بود. این مطالعه آزمایشی روی هفت بیمار که به یک کلینیک مراجعه می کرده اند انجام شده است. این بیماران علاوه بر درمان معمول خود، دعا درمانی را نیز دریافت کرده اند. جهت تحلیل آماری از نرم افزار SPSS استفاده شده است. در این مطالعه 7 بیمار مورد مداخله قرار گرفتند که 6 نفر (85.6 درصد) مونث و یک نفر (14.3 درصد) مذکر بودند. قبل از مداخله حداقل هموگلوبین 7.5 و حداکثر آن 10.7 بود و میانگین هموگلوبین بیماران 9.7 (انحراف معیار 0.45) گرم در دسی لیتر بود. فریتین بیماران نیز در 5 بیمار در دسترس بود که میانگین آن 2246.8 با میانه 1580 بود. میانگین هموگلوبین بیماران پس از مداخله به 10.8 رسید (خطای استاندارد 0.242) که این اختلاف از نظر آماری معنی دار است (P=0.028). متوسط کاهش فریتین 566 واحد با خطای استاندارد 313.1 و میانه 780 بود. در 4 مورد از بیماران فواصل دریافت خون (ترانسفوریون) به حدودا دو برابر افزایش یافت. نخستین بار است که این روش در مورد بیماران تالاسمی به کار گرفته می شود و اثربخشی آن در کاهش فریتین، افزایش هموگلوبین و افرایش فواصل خونگیری بیماران در این مطالعه کوچک نشان داده شده است و برای اثبات این اثر مطالعه کارآزمایی بالینی ضرورت دارد. بنابراین در صورت وجود بستر مساعد جهت انجام چنین پژوهش هایی به صورت گسترده تر، انجام این بررسی بر روی تعداد بیشتری از بیماران و ارزیابی تاثیر این روش روی شاخص های سلامت روان آنها در مرحله بعدی قرار دارد.
    کلیدواژگان: تالاسمی، دعادرمانی، مطالعه راهنما
  • زهرا بیگم سید آقا میری، نجمه سادات حسینی، فاطمه رمضان زاده، فدیه حق اللهی، محسن ویژه صفحه 369
    تهوع و استفراغ بارداری در 70 درصد موارد بین هفته های 4 تا 6 بارداری شروع می شود و تا هفته های 12 تا 14 و حتی گاهی تا هفته 20 بارداری هم ادامه دارد. طب فشاری، روشی موثر و بی خطر در درمان تهوع و استفراغ بارداری شناخته شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر طب فشاری (Acupuncture- like acupressure) بر فراوانی و شدت تهوع دوران بارداری، در دو گروه مداخله و دارونما صورت گرفت.
    مطالعه مداخله ای حاضر بر روی 120 نفر از زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران با شکایت تهوع و استفراغ بارداری، که به طور غیرتصادفی آسان انتخاب شده بودند؛ صورت گرفت. اطلاعات جمعیت شناختی جمع آوری شد و افراد در دو گروه مداخله (62 نفر) و دارونما (58 نفر) جای گرفتند. در گروه مداخله، دستبند طب فشاری روی نقطه نیگان (P6) و در گروه دارونما روی نقطه دارونما به مدت 4 روز قرار گرفت. در طول روزهای درمان، مادر با استفاده از پرسشنامه سنجش تهوع و استفراغ، وضعیت خود را ثبت کرد. از روز چهارم به بعد باند از دست مادر خارج شد؛ ولی سنجش وضعیت تهوع و استفراغ تا 3 روز پس از آن توسط مادر انجام گرفت. روایی پرسشنامه با استفاده از روش اعتبار محتوی و پایایی آن با استفاده از روش تعیین ضریب همبستگی (آلفای کرونباخ) و آزمون مجدد t تعیین شد.
    نتایج نشان داد که کاهش تعداد و شدت تهوع در هر دو گروه مداخله و دارونما وجود داشت؛ اما کاهش تعداد و شدت تهوع در گروه مداخله (70 درصد) بیشتر از گروه دارونما (16 درصد) بود.
    کلیدواژگان: طب فشاری، تهوع، بارداری
  • نرگس واسعی، کتایون جهانگیری * صفحه 375

    با وجود روش های پیشنهادی غیرجراحی در درمان بیماری پایلونیدال هنوز درمان قطعی و اساسی در این بیماری، استفاده از یکی از روش های جراحی است. با توجه به مشکلات زیادی که در روش های مرسوم جراحی به لحاظ عود و یا دوره های طولانی مدت درمانی وجود دارد، از شیوه های مختلفی برای ضدعفونی محل پس از اعمال جراحی استفاده می شود. یکی از این روش ها استفاده از عسل در پانسمان محل زخم باز است. استفاده از عسل موضعی به عنوان ماده پوشاننده زخم، درمانی باستانی است که به اثربخشی آن در مطالعات عصر حاضر مجددا پی برده شده است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی مداخله ای تاثیر عسل بر روی میزان ترمیم محل زخم پس از عمل جراحی سینوس پایلونیدال انجام گرفت.
    مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی بود و بر روی 24 بیمار مبتلا به سینوس پایلونیدال پس از انجام عمل جراحی صورت گرفت.
    یافته های حاصل از مقایسه نتایج پانسمان محل زخم در گروه مداخله (n=12) و کنترل (n=12) نشان داد که محل زخم در بیمارانی که پانسمان با عسل برای آنها انجام شده بود، کاملا تمیز و بدون بو و فاقد ترشح چرکی و کشت زخم در همه آنها نیز منفی بود. حال آن که در همه افراد گروه کنترل که از پانسمان مرطوب و شستشوی روزانه با آب و صابون استفاده شده بود، نتیجه کشت میکروبی محل عمل مثبت بود و در 3 مورد نیز ترشحات محل زخم کاملا بد بو و سفیدرنگ بود. دو هفته پس از عمل جراحی در محل زخم همه افراد گروه مداخله، بافت جوانه ای تازه به طور یکنواخت در سراسر محل زخم مشاهده می شد، اما تقریبا در همه موارد در گروه کنترل بافت گرانوله به صورت جزیره ای متراکم در محل تشکیل شده بود و برای تشکیل بافت گرانوله قرمز و یکنواخت به دبریدمان روزانه محل عمل با گاز خشک نیاز بود. از نظر طول مدت ترمیم و بسته شدن کامل دیفکت پوستی در هر دو گروه مداخله و کنترل، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در کل می توان نتیجه گرفت که استفاده از عسل به عنوان یک آنتی سپتیک موضعی مناسب و کم عارضه در پانسمان زخم و محل انسیزیون جراحی می تواند به درمان های رایج افزوده گردد.

    کلیدواژگان: درمان موضعی با عسل، سینوس پایلونیدال، بررسی مداخله ای
  • خلاصه انگلیس مقالات
    صفحه 380
|
  • Moradi Lakeh M., Ramezani M., Ansari H. Page 313
    Objective(s)
    To determine the demographic and socioeconomic factors influencing the use of herbal remedies/medicinal herbs among the general population in Tehran, Iran.
    Methods
    Data including demographic, educational status, paid employment, area of residence, weighted asset index (calculated by weighting 16 assets), ethnicity/religion and the use of herbal remedies/medicinal herbs were collected for a sample of 4722 individuals aged 15 and over living in Tehran, Iran.
    Results
    Using multiple logistic regression analysis in results showed that the use of herbal remedies/medicinal herbs was lower in male than female and in never-married persons than in married or widowed/divorced. There was no association between the use of herbal remedies/medicinal herbs with age, educational status, paid employment, area of residence, having insurance, asset index or ethnicity/religion.
    Conclusion
    It seems that the current pattern of use of herbal remedies/medicinal herbs is similar to the pattern of healthcare utilization; however it is not influenced by having insurance, educational or economic status.
  • Moradi Lakeh M., Saeedi M., Naserbakht M. Page 321
    Objective(s)
    To assess the herbalists’ knowledge about characteristics of herbal medicine in Tehran, Iran.
    Methods
    A questionnaire containing 52 false/true phrases was designed. 206 herbalists have been chosen by cluster random sampling (in 34 clusters) and were interviewed by 5 educated interviewers.
    Results
    Total score of herbalists’ knowledge was 48.8±2.02. The knowledge regarding the “drug preparing methods” was the highest (71.8%) and minimum score was related to “morphology of herbal drugs” (34.3%). There was a positive correlation between years of experience and total scores (P=0.008, Spearman’s ρ=0.19). Total scores in college-educated people were significantly higher than other groups (P<0.001). The scores for people who were participated in “educational courses” was significantly higher than who reported “mentorship training” or other methods as their training methods (P=0.009).
    Conclusion
    The results of this study showed the inadequacy of knowledge of some herbalists about herbal medicine. Improving herbalists’ knowledge by educational interventions and monitoring their work by the health administrator organizations would be effective in improving the quality of herbalists’ services and making the use of herbal medicines much more logical.
  • Mousavizadeh K., Ansari H Page 329
    Objective(s)
    To determine the prevalence, scope, and diversity of medical education in complementary / alternative Medicine (CAM) and to offer clear goals and concrete suggestions for incorporating CAM therapies as an integral part of medical curriculum.
    Methods
    The information for this review was compiled by searching the Pub Med and MEDLINE databases looking for articles published until 1 September 2006. Only articles published in English were considered. The search terms included keywords "complementary and alternative medicine" combined with "medical education", and "medical curriculum".Full texts of articles were obtained and their references were checked for additional data when appropriate.
    Results
    Public interests in and use of CAM modalities has grown markedly over the last decade. Increased use of CAM has made it necessary that the topic be included in medical education from the preclinical years through residency and beyond. There has been progress in this direction in recent years, with a steady increase in the number of medical schools that include CAM therapies in their curricula. There, remains, however, a lack of clear goals and objective suggestions for implementing these changes. There is tremendous heterogeneity and diversity in content, format and requirements among courses in CAM.
    Conclusion
    An initiative with administrative and institutional support is necessary to incorporate CAM therapies as an integral part of the medical curriculum.
  • Moradi Lakeh M., Goushegir S.A., Amini M. Page 337
    Objective (s): To assess TCAM in medical theses during the recent 15 years in medical schools of Tehran, Iran.
    Methods
    All medical theses in 4 main medical schools (Iran, Shahid Beheshti, Shahed and Tehran medical schools) registered during 1991-2006 were assessed to find subjects related to TCAM. Theses were evaluated regarding the type of study, grade/ specialty of author and type of TCAM.
    Results
    In all, 28344 medical theses have been registered during the study period. Of these, 110 theses (3.88 per 1000) were related to TCAM. There was a statistically significant increasing trend in the proportion of TCAM subjects (P<0.001, X2 for trends=42.7). Among the TCAM studies, 37.3 percent were related to clinical aspects. The proportion of clinical topics was significantly higher for specialized degrees than the general medicine (P<0.001).
    Conclusion
    Even though there was an increasing trend during recent years, the proportion of TCAM subjects was relatively low. Re-orienting medical students could play an important role in increasing the production of scientific evidences on the topic.
  • Moradi Lakeh M., Taleb A.M., Saeidi M. Page 345
    Objective(s)
    To assess the efficacy and safety of ginger (rhizome of Zingiber officinale) to reduce severity of nausea and numbers of vomiting in early pregnancy.
    Methods
    MEDLINE, EMBASE, Cochrane Central Register of Controlled Trials, CINAHL and SID databaseswere searched for relevant sources. Randomized trials of oral ginger in comparison with placebo for nausea and/or vomiting in early pregnancy were selected. Two reviewers assessed the trial quality and extracted the data independently. Five trials met the inclusion criteria to assess the efficacy.
    Results
    Based on these trials, there was a significant reduction in severity of nausea after taking ginger compared with placebo (Pooled SMD= 0.882, 90% confidence interval 0.267 to 1.496). Also there was similar effect in reducing number of vomiting (Pooled SMD= 0.631, 90% confidence interval 0.433 to 0.829). In addition, there were 5 trials or observational studies which had assessed the potential fetomaternal side effects of ginger. There was no supporting evidence for increasing pregnancy complications after using Ginger.
    Conclusion
    Based on the current evidences, Ginger reduces the severity of nausea and frequency of vomiting in early pregnancy. There are considerations about adverse effects, but they are not supported by the clinical evidence. It seems that ginger could be used during pregnancy in therapeutic doses (almost 1 gr per day) for limited durations.
  • Tehrani Banihashemi S.A., Asgharifard H., Haghdoost A.A., Barghmadi M., Mohammadhosseini N Page 355
    Objective(s)
    This study was conducted to assess the prevalence of CAM use in Tehran, Iran.
    Methods
    This cross sectional study was carried out on 6148 citizens of Tehran by cluster sampling. A questionnaires which were tested for validity and reliability in a pilot study, was used to collect data. The prevalence of use, number of methods, the costs and type of diseases were asked.
    Results
    Prayer(94.7%), herbal remedies (94.5%), Hajamat (90.8%) and Hydrotherapy (86.9%) were the most familiar and chiropractic (4.3%), pressure therapy (6.2%), homeopathy (10.3%) were the most unfamiliar reported methods by the study sample. Also, herbal remedies (54.6%) and prayer (24.2%) were the most prevalent and pressure therapy (0.3%), chiropractic (0.4%) and hypnotism (0.5%0 were the least prevalent methods were using by people. The supreme satisfaction was in yuga/meditation, traditional medicine and hydrotherapy. The most common reasons of selection of the CAM methods were successful past experiences of CAM, no response to conventional medicine and lower side effects of CAM. The most chief complaints were gastric and abdominal pain or discomfort, anxiety and other psychological disorders, cough and dyspnea. Peppermint (45.5%), borage (golgavzaban) (24.6%), chartokhmeh (7.9%) and oregano (avishan) (5.9%) were the most common plants have been used. Blood clotting disorders,low back pain and other musculoskeletal disorders, cutaneous disorders in hejamat and headache, musculoskeletal disorders and neuropsychological disorders in other CAM methods were the most common reason to apply.
    Conclusion
    About half of the citizens in Tehran use at least one method of CAM at 1 year before the study. Prayer and herbal remedies were the most common methods have been applied. There is need to plan educational programs for people and train some experts in CAM to use and practice CAM in a more safer and effective way.
  • Seidaghamiri Z.B., Hosseini N.S., Ramezanzadeh F., Haghollahi F., Vijeh M Page 369
    Objective(s)
    To determine the effect of continuous acupressure at P6.applied by Sea –Bands with acupressure buttons on the frequency and severity of nausea and vomiting of pregnancy during the 8-20 weeks.
    Methods
    A two-group quasi-experimental posttest-only and posttest-repeated measure in seventeen medical clinics or offices in southern Tehran was carried out. A convenience sample of Persian-speaking; healthily pregnant women in their 8-20 weeks of pregnancy; who had at least one episode of nausea, vomiting, or both before their prenatal clinic/ office visit where they were recruited. The women were randomly assigned to treatment or placebo groups.Treatment group (1) applied Sea-Bands with acupressure buttons to both wrists for 4 days and removed the Sea-Bands for 3 subsequent days. Placebo group (2) applied the Sea-Bands with out acupressure buttons to both wrists on the same time schedule as group 1.Self-reported daily diaries of the number of times per day that participants experienced nausea, the severity of nausea, the number of vomiting episodes per day, and the severity of vomiting were recorded.
    Results
    Mann-Whitney U test revealed that the treatment group had significantly less frequency and severity of nausea and vomiting of pregnancy while wearing the Sea-Bands than did the placebo group. The treatment group also had significantly less frequency and severity of nausea and vomiting of pregnancy while wearing the Sea-Bands than when not wearing the Sea-Bands.
    Conclusion
    Sea-Bands with acupressure buttons are a noninvasive, inexpensive, safe, and effective treatment for the nausea and vomiting of pregnancy.
  • Vasei N., Jahangiri K. Page 375
    Objective(s)

    To compare the effects of honey dressing versus saline-soaked dressing on healing of Pilonidal Sinus surgical wound.

    Methods

    In a randomized controlled clinical trials we compared topical application of honey with saline-soaked gauze of 24 patients with surgical wound of Pilonidal Sinuses.

    Results

    The group treated with honey (n=12) had infection eradicated and achieved complete healing compared with the control group(n=12). The findings showed that honey gave better control of infection but there was no difference between the average duration of hospitalizations with the honey treatment and control group but response to treatment and alleviation of morbidity in intervention group were faster.

    Conclusion

    This RCT indicate the effectiveness of honey in rapidly clearing infection from wounds, with no adverse effects to slow the healing process; there is also some evidence to suggest that honey may actively promote healing. However, further research is needed to optimise the effective use of this agent in clinical practice.