فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 2 (تابستان 1387)
  • تاریخ انتشار: 1387/05/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقایسه مرزبندی تصاویر درماتوسکوپی از ضایعه ملانوما با فیلتر پلاریزه و بدون آن به کمک شبیه سازی
    محمد حسین میران بیگی، منصور فاتح، پژمان قاسمی، پروین منصوری صفحه 4
    زمینه و هدف
    ملانوما یکی از شایع ترین انواع سرطان پوست می باشد که تشخیص آن در پاره ای از مواقع برای پزشکان مشکل است. برای مشاهده و تشخیص نوع سرطان پوست از روش غیر تهاجمی درماتوسکوپی استفاده می گردد. از آنجا که روش مذکور مبتنی بر استنتاج چشمی می باشد، تشخیص ملانوما بخصوص در مراحل ابتدایی بیماری برای متخصصین پوست مشکل است. مرزبندی دقیق بین ضایعه و زمینه، تشخیص ملانوما را برای پزشکان آسان می نماید. از این رو در این مقاله به دنبال روشی هستیم که به مرزبندی دقیق بین ضایعه و زمینه بپردازد.
    روش بررسی
    در این مقاله اهمیت استفاده از فیلتر پلاریزه به منظور مرزبندی دقیق تر بین ضایعه و زمینه با استفاده از شبیه سازی نشان داده شده است. بدین منظور فیلتر پلاریزه شبیه سازی شده با زوایای مختلف بر روی تصویر اعمال می گردد تا بهترین تصویر حاصل شود. این تکنیک، شیوه ای جدید برای پیش پردازش تصاویر ضایعات ملانوسیتی و بالا بردن کنتراست ضایعه با زمینه از طریق حذف نویزهای مخرب و سایه را فراهم می سازد. سپس الگوریتم مرزبندی بر روی بهترین تصویر اعمال می شود تا دقیق ترین مرزبندی بین ضایعه و زمینه ایجاد گردد. پس از مرزبندی، تصویر در اختیار پزشک قرار می گیرد تا تشخیص ملانوما برای پزشک آسان تر گردد.
    یافته ها
    با استفاده از فیلتر پلاریزه پیش از مرزبندی تصویر، نویز تا حد ممکن کاهش می یابد. یکی از این عوامل نویزی در تصویر، مو است. مو به عنوان عامل مزاحم و نویزی، تکنیک های مرزبندی را با مشکل مواجه می سازد، که با کمک فیلتر پلاریزه اثر این عامل تا حد ممکن کم می گردد. مرزبندی مناطقی از زمینه و عدم مرزبندی مناطقی از ضایعه از مشکلات تکنیک های معمول مرزبندی است که با تکنیک مورد استفاده در این مقاله به بهبود این مورد نیز پرداخته شده است.
    نتیجه گیری
    با کمک فیلتر پلاریزه که پیش پردازشی قوی است به مرزبندی دقیق تری از ضایعه پرداخته شد. مرز بین ضایعه و زمینه یکی از مهمترین موارد در تشخیص ملانوما توسط متخصصان پوست است. از این رو مرزبندی دقیق بین ضایعه ملانوما و زمینه، تشخیص این بیماری را برای متخصص آسان تر می نماید. در این تحقیق مرزبندی دقیق تری از ضایعات پوستی انجام پذیرفت. با توجه بنظر متخصصان پوست، نتایج بدست آمده در این تحقیق تشخیص ملانوما را نسبت به گذشته آسان تر می نماید
    کلیدواژگان: ضایعات ملا نوسیتی، فیلتر پلاریزه، مرزبندی تصویر، ملانوما
  • داریوش همراهی، محمدباقر شیران، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد، حمید گورابی، لیلا روحی صفحه 6
    هدف
    در این مطالعه تاثیر فراصوت با شدت پائین بر تمایز استئوژنیک سلول های بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان مورد بررسی قرار گرفت. فرض بر امکان توانایی اثر برانگیزشی LIUS بر یک سیستم بیولوژیکی در محیط آزمایشگاهی بوسیله القاء تمایز در rMSCs و پیشبرد آن به سمت استئوژنزیس بود.
    مواد و روش ها
    دستگاه فراصوت با فرکانس MHz 3 با روش فشار تابشی کالیبره شد. rMSCs از کانال مرکزی استخوان های تیبیا و فمور رت جدا شده و در محیط کامل شده با سرم FBS کشت داده شد. کشت سلول ها تا پاساژ سوم با هدف خالص سازی آنها پیش برده شد. گروه آزمایش روزانه به مدت 5 دقیقه فراصوت را با فرکانس MHz 3 و شدت mW.cm-2 355 و در مد پیوسته تا دو هفته دریافت کردند درحالی که گروه کنترل فراصوت دریافت نکرد. آنالیزهای سنجش فعالیت آلکالین فسفاتاز و روش RT-PCR نیمه کمی برای بیان ژنهای آلکالین فسفاتاز، استئوکلسین و استئوپونتین در روزهای اول تا چهاردهم بعد از تحریک با فراصوت بصورت یکروز در میان انجام گرفت.
    نتایج
    نشان داد که فعالیت آلکالین فسفاتاز در گروه فراصوت بطور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود (12 ± 6/88 % در مقابل 23 ± 14/30 %) (005/0 p≤). نتایج RT-PCR نیمه کمی بیان ژن های تمایزی از تفاوت معنی داری را در دو گروه نشان داد (005/0 p≤).
    نتیجه گیری
    این مطالعه قویا بیان می کند که فراصوت توانایی برانگیزش استئوژنزیس rMSCs را در محیط آزمایشگاهی دارد.
  • میرهادی عزیزجلالی، سید مهدی طبایی، غلامرضا اسماعیلی جاوید صفحه 12
    زمینه و
    روش
    آکنه ولگاریس یکی از شایعترین بیماری های پوستی در انسان است. هر چند این بیماری خطرناک و مسری نیست ولی به دلیل تاثیری که بر کیفیت زندگی، وضعیت روحی و اجتماعی بیماران می گذارد حائز اهمیت است. استفاده از منابع نوری در درمان آکنه مقوله ای جدید است. امروزه گزارشات متعددی از پاسخ مثبت بیماران مبتلا به آکنه به فتوتراپی منتشر شده است که شامل استفاده از پرتو آبی، قرمز، مادون قرمز و فرابنفش بوده است. در این مطالعه سعی شده است که طی یک کارآزمایی بالینی اثربخشی دو طول موج قرمز nm 630 و مادون قرمز nm 890 بر کاهش شدت ضایعات آکنه مورد بررسی قرار گیرد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده طراحی و اجراء شد. بیماران مورد مطالعه شامل بیماران مبتلا به آکنه ولگاریس مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان رسول اکرم (ص) طی سال های 1386 بود. پس از انتخاب بیماران ضایعات سمت راست بیماران به عنوان گروه A (تحت تابش لیزر پرتوی قرمز) و ضایعات سمت چپ بیماران به عنوان گروه B (تحت تابش لیزر پرتوی مادون قرمز) انتخاب شد. تابش پرتوی لیزر قرمز با طول موج nm 630 با توان متوسط mW 10 در سمت راست صورت و تابش پرتوی لیزر مادون قرمز با طول موج nm 980 نانومتر، پالس ms 80 با دوز تابش J/cm2 12 در نظر گرفته شد. طی هفته های 2، 4، 6 و 8 تعداد ضایعات فعال شمارش شدند.
    یافته ها
    در نهایت 28 بیمار (18 زن و 10 مرد) مطالعه را تکمیل کردند. از هفته هشتم به بعد در گروه A (تحت درمان پرتوی لیزر قرمز) شدت ضایعات در مقایسه با گروه B (تحت درمان پرتوی لیزر مادون قرمز) بطور معنی داری کاهش یافته است (001/0> p). سایر عوامل گذشت زمان، سن، جنس و رنگ پوست با تغییرات شدت بیماری ارتباط معنی داری بدست نداد (05/0 p>).
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه حاضر نشان داد که پرتوی قرمز به طور معنی داری می تواند شدت ضایعات را طی 10 هفته درمان کاهش دهد، این در حالی است که ضایعات در گروه مادون قرمز هیچ کاهش معنی داری طی مدت پیگیری نداشت.
    کلیدواژگان: آکنه ولگاریس، لیزر مادون قرمز، لیزر قرمز، لیزر کم توان
  • حسین منتظری کردی، محمدحسین میران بیگی، محمدحسن مرادی، معصومه نجفی صفحه 16
    زمینه و هدف
    یکی از مشکلات اساسی در درمان بیماری سرطان، عدم وجود روشی مناسب در تشخیص زودرس آن می باشد. سرطان پستان یکی از بیماری های شایع در بین زنان می باشد که تشخیص در مراحل اولیه می تواند تاثیر بسزایی در میزان مرگ و میر زنان داشته باشد. در حال حاضر، نشانگرهای تومور مناسب برای تشخیص زودرس این بیماری وجود ندارد. واکنش های شیمیایی درون یک عضو زنده می تواند بصورت الگوهایی پروتئینی در مایعاتی نظیر خون، خلط و ادرار انعکاس داده شود. طیف سنج جرمی جذب- یونیزاسیون لیزری سطحی ارتقاء یافته زمان پروازی یک ابزار مناسب جهت تهیه پروفایل های پروتئینی از نمونه های بیولوژیک می باشد. ارایه یک روش داده کاوی جهت انتخاب نشانگرهای حیاتی تفکیک کننده گروه های سالم از سرطانی، جزء چالش های مهم در تحلیل الگوهای پروتئینی محسوب می شود.
    روش بررسی
    در این تحقیق، داده های پروفایل پروتئینی خونابه بیماران مبتلا به سرطان پستان مورد تحلیل قرارگرفت. با ارایه یک مدل ریاضی و استفاده از تبدیل موجک گسسته، اغتشاشات خط زمینه و نویز الکتریکی در مرحله پیش پردازش حذف گردید و سپس، تمام سیگنال های طیف جرمی نرمالیزه شدند. در این مقاله، یک الگوریتم داده کاوی ترکیبی مبتنی بر سه معیار آزمون آماری، اندازه تفکیک پذیری کلاس و امتیازدهی نقاط، معرفی شده است. با روش پیشنهاد شده، بهترین زیرمجموعه پروتئین ها از بین 13488 نقطه موجود با حفظ ارزش اطلاعاتی و قدرت تفکیک پذیری انتخاب شد و برای تعیین نشانگرهای حیاتی استفاده گردید. با استفاده از روش ارزیابی متقابل K چرخشی، نمونه های موجود در مجموعه داده به دو دسته یادگیری و آزمون، بطور تصادفی تقسیم شدند. حداقل آستانه برای آمارگان T مقدار 96/1 انتخاب شد. الگوریتم داده کاوی به نقاط باقیمانده از مرحله آستانه دهی اعمال شد و بهترین زیرمجموعه ویژگی ها شامل نشانگرهای حیاتی با قدرت تمایز بالا انتخاب گردید.
    یافته ها
    با استفاده از روش تحلیل تمایز خطی، تعداد 19 پروتئین بعنوان نشانگر حیاتی برگزیده شد که توانست نمونه های سالم و سرطانی را با دقت تشخیص 100%، حساسیت 100% و قطعیت 100% از هم تمیز دهد.
    بحث و نتیجه گیری
    با تولید اطلاعات کامل از نمونه های بیولوژیک می توان از آنها در تشخیص بیماری های با عوامل تشخیصی ضعیف نظیر سرطان استفاده نمود. تشخیص بیماری نمونه ای از تفکیک الگو می باشد. در این مقاله، یک الگوریتم داده کاوی جهت انتخاب بهترین زیرمجموعه از پروتئین ها معرفی گردید. روش پیشنهادی نشان داد که با کاهش تعداد نشانگرهای حیاتی منتخب، که از مزیت های این روش می باشد، قدرت تفکیک پذیری از سطح مناسبی برخوردار است. نتایج بدست آمده تاکید دارد که انتخاب مناسب زیرمجموعه پروتئین های شاخص تاثیر بسزایی در تعیین نشانگرهای حیاتی جهت تشخیص صحیح بیماری دارد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، پروتیین شناسی، طیف جرم، الگوریتم داده کاوی، نشانگرحیاتی، تشخیص الگو
  • نوش آفرین کاظمی خو، سید محمد اکرمی، سهیلا مکملی صفحه 36
    بیماری آتروآمبولی از موارد نسبتا شایعی است که ممکن است اندام های مختلف و از جمله انگشتان را درگیر کند و با اختلال در گردش خون منطقه منجر به ایسکمی و نهایتا نکروز بافتی شود. این مسئله درعروق انتهایی معمولا منجر به قطع عضو می شود.
    گزارش مورد: بیمار معرفی شده با تشخیص آتروآمبولی کاندید آمپوتاسیون شده بود. طی 12 جلسه لیزرتراپی با امواج مادون قرمز nm 980 و mW 100 و نور قرمز nm 650 و mW 30، ایسکمی بافتی برطرف شد و پس از یک ماه و نیم درمان با لیزر موضع کاملا به حالت طبیعی برگشت.
    نتیجه گیری
    استفاده از روش های غیرتهاجمی طب مکمل از جمله لیزر کم توان قبل از اقدام به جراحی می تواند منجر به بهبود کامل بیمار با حداقل هزینه و عوارض جانبی شود.
    کلیدواژگان: آتروآمبولی، میکروسیرکولاسیون، لیزر کم توان
  • نسرین زند صفحه 39
    آنچه ملاحظه می فرمایید ترجمه مقاله ای از Posten W و همکاران با عنوان Low-level laser therapy for wound healing: mechanism and efficacy است که در نشریه Dermatological Surgery سال 2005; 31(3): 334-340 منتشر شده است که طی آن نویسندگان مقاله با انجام یک مطالعه سیستماتیک به بررسی و نقد مقالات مربوط به استفاده از Low Level Laser Therapy (LLLT) در تسهیل ترمیم زخم طی سالهای 1965 تا 2003 پرداخته اند. در این مقاله، مقالات مربوطه در سه سطح (محیط کشت سلولی، مدل حیوانی و مدل انسانی) مورد بررسی قرار گرفته اند. در مورد استفاده از LLLT در محیط های کشت سلولی مجموعه مقالات نشان می دهند که گرچه بعضی از محققین با استفاده از لیزر های HeNe و GaAs افزایشی را در تکثیر سلولی و تولید کلاژن گزارش کرده اند، ولی هیچ یک از این مقالات مکانیسم اثر LLLT را توضیح نمی دهند. در مورد مدل های حیوانی، گرچه بعضی از مقالات کارایی LLLT را در ترمیم زخم های جوندگان نشان داده اند ولی این نتایج با مطالعاتی که بر روی خوک انجام شده (با توجه به شباهت ساختمانی بیشتر پوست خوک به انسان) تایید نشده است. در انسان نیز اگرچه در بعضی مطالعات محدود LLLT در تسهیل ترمیم زخم موثر بوده است ولی این مسئله طی تحقیقات گسترده تر تایید نشده است. در بحث مقاله، نویسندگان نتیجه می گیرند که تحقیقاتی که در مورد کارایی LLLT در تسهیل ترمیم زخم های پوستی انجام شده (هم در مدلهای حیوانی و هم در مدل های انسانی) نتایج متفاوت و گاهی متضاد نشان می دهند و عدم هماهنگی بین انواع سیستم های لیزری مورد استفاده و پارامترهای انتخابی امکان مقایسه نتایج گروه های مختلف را پیچیده تر می کند. نویسندگان مقاله چنین توصیه می کنند که باید در مطالعات آینده، تحقیقات در جهت شناخت مکانیسم های واقعی LLLT (تغییرات احتمالی فتوشیمیایی، فتومکانیکی و فتوبیولوژی) و بررسی ارتباط اثرات سلولی و پدیده های کلینیکی صورت بگیرند. بعلاوه این مطالعات باید دارای گروه کنترل، با حجم نمونه مناسب و در راستای انتخاب منطقی و هماهنگ سیستم های لیزری و پارامترهای مربوطه باشند. در نهایت چنین نتیجه گیری می کنند که در غیاب چنین تحقیقاتی، به نظر نمی رسد در حال حاضر بررسی متون، استفاده گسترده از LLLT را در ترمیم زخم تایید نماید.
  • غلامرضا اسماعیلی جاوید، بهناز جعفرپور صفحه 45
|