فهرست مطالب

مطالعات عرفانی - پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1387)
  • پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1387)
  • 224 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1389/01/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نصرالله پورجوادی صفحه 5
    مولانا جلال الدین در مثنوی خود از شیخی به نام [ابو] عبدالله مغربی یاد کرده و گفته است که وی صاحب بصیرت بود، و شب در بیابان احتیاج به چراغ نداشت و در تاریکی راه را می دید. این شیخ که یکی از اولیای خدا و درویشان قرن سوم بود، صفات غریب دیگری نیز داشت؛ از جمله اینکه گیاه خوار بود و حدود هفتاد بار به حج رفت و سخنانی می گفت که مریدانش از شنیدن آن ها سخت به هیجان می آمدند و گاه بیهوش به زمین می افتادند. یکی از مریدان وی، ابراهیم شیبان کرمانشاهی بود که بسیاری از اقوال استاد خود را جمع و نقل کرد. یکی از این اقوال، سخنی است شبیه به قول معروف فیلسوف نوافلاطونی پلوتینوس یا افلوطین.
    کلیدواژگان: ابوعبدالله مغربی، زندگی نامه، گفته ها و کرامات، درویش قرن سوم، ابراهیم شیبان کرمانی
  • فریبرز صدیقی ارفعی صفحه 25
    یکی از موضوعات مهم در شناخت توانمندی های انسانی از بعد روان شناختی عرفان و حالات عرفانی است. مکاتب مختلف روان شناسی کوشیدهاند چگونگی وقوع آن ها را بر اساس آموزه های خود تفسیر و تبیین نمایند. بی گمان دو مسئله در این باره اهمیت فزایندهای دارد: نخست این که سیر تحول این تبیین ها و تفسیرها چگونه بوده است و دیگر این که چه عامل یا عواملی سبب ایجاد تجربه های عرفانی در انسان می شوند.
    در نوشتار حاضر برای پاسخ گویی به مسائل مذکور، مهم ترین دیدگاه های روان شناختی درباره تجربیات عرفانی از نظر ویلیام جیمز گرفته تا دیدگاه-های مربوط به مکتب روان تحلیلگری(با تاکید بر نظریه فروید و نظریه یونگ)، مکتب انسان گرا یا فرافردی(با تاکید بر نظریه آبراهام مزلو و کارل راجرز) و در نهایت، آخرین دیدگاه های موجود در این باره(یعنی نظریات کلاویتو، گازا نیگا،...) مورد بررسی قرار گرفته است. این نوشتار، مسیر دیدگاه های یاد شده را از نفی حالات و تجربه های عرفانی در نظریه فروید تا نقش کهن الگوها و عوامل درون زاد در ایجاد این حالات و تجربه ها در نظریه یونگ و تاثیر عوامل فرهنگی بر این امر در نظریه مزلو و راجرز و سرانجام نحوه دخالت سیستم عصبی انسان را در این باره در نظریه-های جدیدتر نشان می دهد.
    کلیدواژگان: عرفان، روانشناسی، روان تحلیلگری، روانشناسی انسانگرا، فرهنگ، ادراک
  • فیروز فاضلی، اختیار بخشی صفحه 47
    این مقاله بر آن است که بر اساس دیدگاه نقد بلاغی و کاربردی و نیز رویکرد ساخت گرای تکوینی لوسین گلدمن به تشریح جنبه مخاطب مدار روش و رویکرد تعلیمی مولوی در مثنوی بپردازد. جنبه ای که در تکوین گزاره های عوام پسند و هزل گونه موجود در این کتاب موثر بوده است.
    در این مقاله، به تشریح ساختار کلی مثنوی و رویکرد و روش مخاطب مدار مولوی پرداخته ایم و درآن، الگوی خطابی و تعلیمی مولوی، ساختار تمثیلی و قصه بنیاد مثنوی را بررسی کرده و عوامل مخاطب مدار بودن شیوه مولوی در مثنوی و نقش شیوه مخاطب مدار وگونه زبانی عوام پسند او را در تکوین قصه های هزل گونه مثنوی نشان داده ایم.
    نتیجه کار نشان می دهد که عامل اصلی وجود قصه ها و گزاره های هزل گونه و عوام پسند در مثنوی رویکرد مخاطب مدار مولوی است و در نظر داشتن این رویکرد، در تفسیر و دریافت گزاره های مثنوی و گفتمان حاکم بر آن می تواند موثر و مفید باشد.
    کلیدواژگان: مولوی بلخی، مثنوی معنوی، مثنوی و مخاطب مداری، هزل در مثنوی، قصه های مثنوی
  • محسن قاسم پور صفحه 75
    غزالی از عالمان استثنایی در تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی است. طی مراحل زندگی احوال گونه گون را از سر گذرانده، ولی سرانجام در تصوف توقف کرده است. آثاری که غزالی در قالب موضوعات عرفانی از خود به یادگار گذاشته هر یک جلوه هایی از سیر و سلوک باطنی انسان است که در تحلیل آن از آیات و احادیث فراوان استفاده کرده است. تبلور این بهره گیری در دو تفسیر مستقل او به نام های مشکوه الانوار درباره آیه « الله نور السماوات والارض»(نور/ 35) و جواهر القرآن و درره به خوبی آشکار است. او در سایر آثار خویش نیز، کم و بیش همین راه را طی کرده و در آن ها علاوه بر تفسیر ظاهری و متعارف، برای شناختن نصوص دینی از روش تفسیر تاویلی بهره گرفته است. غزالی در منشا صدور قرآن، به وحیانی بودن این کتاب آسمانی معتقد است و در مبانی دلالی نیز بر آن است که معرفت قرآنی مراتب و سطوح گونه گونی دارد. بر این اساس، اسرار قرآن برای کسانی که اهلیت آن را داشته و مقدمات فهم این معرفت را در خود به هم رسانده باشند، دست یافتنی است. این افراد همان کسانی اند که توانسته اند بین عالم معقول و عالم محسوس توازنی برقرار کنند؛ ساز و کار این موازنه نیز تاویل کشفی است. به بیان دیگر، برآیند تاویل گرایی در نظر این متفکر، التزام به تاویل عرفانی مبتنی بر کشف و شهود است.
    کلیدواژگان: غزالی، تفسیر، تاویل، مشکوه الانوار، جواهر القرآن
  • حسینعلی قبادی، مصطفی گرجی صفحه 101
    یکی از شاعران و عارفان ایرانی که نقشی برجسته در غنا و گسترش فرهنگ اسلامی ایرانی و حتی نشر آرمان های انسانی و فرهنگ بشری داشته، جلال الدین محمد بلخی است. او به دلیل نیل به ساحت صلح جاودان، معرفت ژرف به کتب وحیانی و شناخت دقیق نهان آدمی، به ابعاد مختلف معرفت شناسی چون هستی شناسی، جهان شناسی، خداشناسی و خودشناسی وقوف دارد و از یک سو به تعالی روح اندیشیده و از سویی دیگر، به رهانیدن انسان از حصارهای تنگ نژادی، زبانی، جغرافیایی و آفات ناشی از تنگ نظری، جزم اندیشی و خودبینی مدد رسانیده است. او به مقامی رسید که توانست در مجموعه آثار خود با جامعیتی شگفت و شگرف در حوزه انسان شناسی به تحلیل عوامل و موانع آرامش روحی بشر بپردازد. او با این نگاه فراگیر و البته مبتنی بر خرد و سنت عرفانی، مستی و فراموشی خویشتن، دوراندیشی های بلفضولانه، بازی و اشتغال به خود و خودشیفتگی، شهرت طلبی و... را به عنوان ملجاهای نامناسب انسان یاد می کند و بر این اساس، با تاکید بر معنویت، عرفان، دین و سعادت و تعالی روحی بشر و اندیشه مندتر کردن او، به مقابله با مجموعه چالش ها و بحران هایی برمی خیزد که به صورت بالقوه روح انسان ها را تحدید و بلکه تهدید می کند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با استنباط از مثنوی به بررسی و آسیب شناسی آفات و بحران های فراروی آدمی در اعصار گوناگون و شناسایی آموزه ها و پیامدهای رهایی بخش مولوی برای مقابله با این چالش ها خواهد پرداخت. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مهم ترین پیام های مولوی برای انسان معاصر از میان مجموعه پیام های جهانی، بررسی و تحلیل عوامل و دلایل خودناشناسی و فقدان معرفت نسبت به من واقعی، شکاکیت، احساسات گرایی و شیفتگی نسبت به قید و بند، بیگانگی و تنهایی، بی معنایی، مصرف زدگی، تبعیت از اندیشه ها و افکار غالب است که در این مقاله به بررسی و نقد آن-ها در مثنوی معنوی خواهیم پرداخت.
    کلیدواژگان: مولوی، مثنوی، پیام های جهانی، سنت ایرانی و اسلامی
  • حیدر قلی زاده صفحه 125
    در منابع عرفان و تصوف، به ندرت می توان به تحقیق و بررسی ای مستقل و علمی در حوزه مبانی و اصول عرفان دست یافت. برای دستیابی به هدف و غایت عرفان و معرفت، ناگزیر باید مبانی آن را دریابیم تا پژوهش های عرفانی از گسیختگی و پراکندگی و نیز از انحراف در فهم و تفهیم متون عارفانه مصون ماند.
    از مجموعه دیدگاه های نویسندگان درباره مبانی عرفان که غالبا از تعریف آنان از عرفان و تصوف قابل استنباط است این موارد را می توان استخراج کرد: تزکیه و تصفیه درون، اخلاص، کشف و شهود(تجربه عرفانی)، فنا و بقا، ریاضت و مجاهده و سلوک، کشش و جذبه، عشق و حب، فقر و نیاز، اغتنام وقت و احوال، وحدت وجود، هدایت ربوبی، معرفت نفس، همرهی خضر یا پیر و مرشد، قرآن و وحی و سنت، حفظ راز معشوق.
    در این مقاله بر پایه خاستگاه عرفان و تجربه معرفتی و ذاتی انسان، مبانی عرفان را صرف نظر از هر قید دینی، فکری، قومی و... در سه نظرگاه متمایز و در عین حال موافق بررسی کرده ایم: 1. نظرگاه عرفان نظری یا فلسفی 2. نظرگاه عرفان صوفیانه 3. نظرگاه عرفان ادبی یا شاعرانه. حاصل مقاله اینکه اصول و مبانی عرفان و مبدا و منتهای آن را که بر هر سه نظرگاه عرفان منطبق است بدین صورت می توان نشان داد:ذات نور الانوار← تجلی و تعین ذات احدیت← حرکت و دگرگونی ذات سالک← اتحاد و فنای سالک با نور ذات احدیت.
    کلیدواژگان: مبانی و اصول عرفان و تصوف، تجلی، حرکت و سلوک، اتحاد و فنا، شعر فارسی
  • علی محمدی آسیابادی صفحه 157
    در ابیات آغازین دفتر دوم مثنوی، تناقض و پراکندگی ای در ظاهر ابیات وجود دارد. اکثر شارحان مثنوی در شرح این ابیات، به دلیل اینکه مولوی نام حسام الدین را به میان آورده، به تفسیر تاریخی متوسل شده اند. اما این تفسیر تاریخی نه تنها نمی تواند آن تناقض را برطرف کند، به آن دامن هم می زند. حال آنکه اگر نام حسام الدین را نه در معنی ظاهری آن، بلکه در معنی نمادین آن در نظر بگیریم، این تناقض برطرف می شود؛ گرچه ابهامی که در ابیات هست تا اندازه ای بر جا می ماند. با توجه به شواهد و قراینی که در کلام مولانا یافت می شود، یکی از معانی نمادین حسام الدین را می توان جنبه معنوی مثنوی گرفت که اتفاقا با همین تاویل، تناقض مذکور رفع می شود.
    کلیدواژگان: مثنوی، مولوی، حسام الدین، الهام، معنی
  • ناصر نیکوبخت، سیدعلی قاسم زاده صفحه 183
    بی شک عرفان و تصوف- به دلیل مایه های ارزشی و اخلاقی آن- از غنی ترین نحله های فکری بشر است که بیشترین رسالت را در ابلاغ پیام باطنی دین برعهده دارد. قدرت تاثیر و عمق نفوذ اندیشه های عرفانی در جامعه اسلامی به حدی است که کسی را یارای انکارآن نیست؛ اما از آنجا که مفاهیم کشف و شهودی عرفا(مفاهیم تجریدی) در دایره محدود واژگان و الفاظ نمی گنجد و به قول مولانا «لفظ در معنا همیشه نارسان» است. برای رفع چنین تنگنا و نارسایی چاره ای جز بهره گیری از فنون هنری و ظرفیت های زبان شاعرانه وجود ندارد؛ بنابراین اغلب عرفا با بهره گیری ازامکانات زبانی چون تشبیه، مجاز، استعاره، ای هام و نماد به بروز تجارب شخصی خویش روی آوردند. در این میان استفاده از نمادواژه های رنگ در وصف عواطف نفسانی و دریافت های شخصی بسیار قابل توجه است درحالی که به این مهم کمتر توجه شده است. این مقاله به نقش سمبولیک رنگ ها در بیان کیفیات نفسانی و تجربه های شخصی عرفا پرداخته، به امید آن که تا حدی افق دید مخاطبان را نسبت به واژه گزینی های هدفمند عرفا وسعت بخشد یا به آنان در کشف راز و رمز آن واژگان در آثار عرفانی یاری نماید.
    کلیدواژگان: نور، رنگ، نمادگرایی عرفانی، نمادواژه های رنگ، عرفان و تصوف
|
  • N. Pourjav?di * Page 5
    In his Masnavi, Jalaluddin Rumi writes about a marvelous Shaykh who could walk in the desert at night and see things in the dark. This Shaykh was the 3rd/9th Century mystic Abu Άbdullah al-Maghribi whose biography is found in different hagiographies, including the Thdhkirat al-aulia of Fariduddin Attār of Nishapur. Maghribi was a vegetarian and lived a long life (over 120 years). Some of his stories and teachings have reached us through his famous disciple and student Ibrahim b. Shaybān of Qermisin. Among his sayings is a statement which reminds us of the famous saying of Plotinus with which he ends the Enneads: "The flight of the alone to the Alone."
    Keywords: Abu ?bdull?h al Maghribi, The 3rd, 9td century mystic, Ibrahim b. shayban of Kerm?n
  • F. Sadiqi ArfaÎ Page 25
    Mysticism and its associated methods have been the subject of interest in the study of human potentials from the psychological point of view. Different schools of thoughts in the field have tried to interpret mystical approaches based on their own understandings, theory and teaching methods. In this article, direction and origin of these interpretations, and development of the latest positions taken by these schools of thoughts has been reviewed. In these regards, from denial of the above experiences from Freud doctrine, to the role of archetypes and exogenous factors from Jung school of thoughts, and the impact of social factors from Maslow and Rogers, as well as, the latest development in neurological sciences and biochemical functioning of the brain, have been discussed. Also, interacting factors which encourage mystical behaviour have been addressed briefly.
    Keywords: Psychology mysticism, Psychoanalysis, Humanistic, Psychology, Culture, Perception
  • F. Fāzeli, A. Bakhshi Page 47
    This paper intends to describe the aspect of Audience-based approach of Moulavi ’s didactic method in Mathnavi with rhetorical and pragmatic criticism. This aspect has been effective in the genesis of social propositions in this text. In this article, at first, we have described the general structure of Mathnavi and Moulavi ’s audience-based approach, and in that, we have studied Moulavi ’s oratorical and didactic pattern, tale-based structure of Mathnavi, and his viewpoint on the tale element. Then we have shown the application of his audience-based approach in the genetic study of facetious and popular tales of Mathnavi. The conclusion of work shown that the basic cause is the genesis of facetious and popular tales and statements in Mathnavi, the audience-based approach of Moulavi, and to take into consideration this social approach, can be effective and valuable in the description and reception of statement of Mathnavi and its dominant discourse.
    Keywords: Jalaluddin Rumi, Mathnawi, tale, the the audience, based approach, the factious tales in Mathnavi, Moulavi s social viewpoint
  • M. Qāsempour Page 75
    Ghazzāli is one of the greatest exceptional scholars in the history of Islamic civihization. He has had various experiences but finally turned out to be a sufi. His works in Suffism are each manifestations of man ’s innate journey arrived at through Quran and traditions. His two works of interpretation Meshkat Al-Anwar on Holy Quran (Allah is the light of heavens and earth 24/ 35) and “Jawaher Al-Quran and Dorarahu” are specially noteworthy. A part from common superficial interpretations, he has also extensively used the technique of Ta’wil (exegesis) in his works. He has done relatively the same thing in many of his other works. In addition, to the usual interpretation, he has used exegesis to understand and interpret religion. About the origin of the Holy Quran he believes in divine revelations and implications. To him the secrets of Quran can be revealed only to those who have developed the prerequisite wisdom and made a balance between the tangible and the logical. The strategy for this balance is revelation and intuition.
    Keywords: Ghazzali, Quranic Interpretation, Tawil, Jawaher Al Quran
  • H.A. Qobādi, M. Gorji Page 101
    ne of the world characteristics which had prominent role in revive and cultural richness of Islamic world and Iran and even the human culture, was the Jala ul Din Mohammed Balki renowned to Molavi, which due to his ulttrneces of words and great influence on Persian culture and literature, he is one of the rare forebears of humanity, that with glance to mysticism and wisdom experience, were intermingle the religion and religion wisdom with the spiritual order and meeting with super ego and the metaphysical worlds. Due to tranquility and immortal peace, deep respect to the religions and different thoughts, deep wisdom to divine books, exact knowledge of human nature and human needs, human release perturbation (problem) from blights and pains barriers and more important of all reach to wisdom philosophic position which in one hand think about exalted of soul and on the other hand attention to making world mind more thoughtful, reach to the position that in his works collection explained and analysis the reasons and barriers of human spiritual peace. He pointed unstable and improper human shelters as trance and self forgetfulness, extra norm prudence’s, occupied to self and egoism, fame and prestige, work and occupation, and on these base he emphasis on religion essence and prosperity and loftiness of human soul and strength his knowledge to calamity collection that he indicate there are potentially treated and limited human soul. This article besides consideration and pathology of these calamities and crises will try to clarify of Molavie view about these crises.
    Keywords: Rumi, Worlds Massages, Islamic, Iran Tradition, Contemporary Man
  • H. Qolizādeh Page 125
    There is a few mystical works in Persian literature, the authors of which have mentioned into them the foundations of mysticism definitely. These terms can be inferred from mystical and sūfical works: “purification, devotion, mystical experience, annihilation, conservation of essence, mystical behaviour, rapture, love, poverty, mystical state, unity of existence, knowledge, Sheykh guidance, religious traditions, Qur’an, holding the beloved mysteries”. The foundations of mysticism, apart from any religious, nationalistic & … conditions, can be studied in three point of view: 1. philosophical mys. 2. sūfical mys. 3. poetical mys. On the basis of human mystical experiences, we believe that the foundations of mysticism are: 1. the existence of God(the light of lights) 2. the manifestation and appearance of the Supreme Being 3. the motion of mystic’s soul 4. the annihilation or unity of mystic’s soul with the Supreme Being.
    Keywords: The foundations of mysticism, manifestation of God, motion, annihilation, unity, Persian poems
  • A. Mohammadi Aseyābādi Page 157
    In the first couplets of the second chapter of Mathnawi, a contradiction and dispersion exists in the surface of couplets. Most of Mathnawi's commentators, because of mentioning Hosam al-din's name, have commented these couplets by a historical approacch. This historical commentary, not only doesn’t remove the contradiction, but also strengthen it. While, if we think of Hosām al-din as a symbol and interpret it as Mathnawi, the contradiction is removed. Although, the couplets ambiguity remains to a certain extent.
    Keywords: Mathnawi, Rumi, Hosām al din, inspiration, meaning
  • N. Nikobakht, A. Qāsemzādeh Page 183
    Certainly, Gnosis and sufism- for its ethical values – is of the richest schools which play the most important role in communication of religion implicit message. The scope of the impacts and influence by mystical thoughts in Islamic community is to the extend that nobody can ignore it. As the words can not express mystics intuitional concepts (abstract concepts) and as Rumi says" The words can not express the meaning in any time", to remove such shortcoming, there is no alternative except using art skills and capabilities of a poettical language. So most of the mystics use language-related tools such as simile, figure, ambiguity and symbol to express their own personal experiences. To do so, manipulation of color terminologies symbol for characterization of spiritual affections and personal conceptions, although not considered so much, is considerable. This paper deals whit the role played by color symbolism for expressing mystics spiritual states and personal experiences hopefully to develop the attitude of the readers for carefully selection of words by mystics or help them discover the secrets of the words in mysticism related works.
    Keywords: Light, color, mystical symbolism, color symbolism, mysticism, sufism