فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1388)
  • پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1388)
  • 252 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1389/04/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فرزاد قائمی، مهدخت پورخالقی چترودی صفحه 9
    بررسی های تاریخی (در زمانی) در زبان، دیدی تاریخی نسبت به تغییرات آن در طول زمان دارد. این تغییرات معمولا نمودارهای مناسبی از پدیده انتقال فرهنگی جوامع در طول تاریخ است و نتایج بررسی این تغییرات، نقش مهمی در پیشرفت دانش انسان شناسی- به ویژه اسطوره شناسی و مردم شناسی- داشته است. نتایج مطالعات زبان شناختی، می تواند اطلاعات ارزنده ای را در اختیار اسطوره شناس قرار دهد تا برای تفسیر و کشف معانی رمزی اسطوره ها و اثبات فرضیه های خود، ابزارهای لازم را به دست آورد.
    در این جستار، ضمن پرداختن به ارتباط میان زبان و اسطوره در فرهنگهای بشری و ذکر آرای برخی نظریه پردازان و اسطوره شناسان نامی غرب در این باره، چند نمونه از بن مایه های اساطیری شاهنامه، از جمله کیومرث و جمشید، را به عنوان الگوی انسان و زوج نخستین، اسطوره جام جهان نما و ارتباط آن با واژه فروردین و ردیابی پدیده انتقال فرهنگی را در تغییرات معانی واژه کوی (و کیانیان) - انتخاب کرده، در جهت تلفیق زبان شناسی و نشانه شناسی اساطیری و برقراری ارتباط منطقی میان بافت زبانی و ویژگی های اسطوره شناختی مورد بررسی قرار داده و نشان داده ایم که یافته های بررسی های زبان شناختی تاریخی نقش عمده ای در کشف معانی و تحلیل محتوایی این اسطوره ها دارد.
    کلیدواژگان: زبان شناسی تاریخی (در زمانی)، اسطوره، تحلیل محتوایی، جمشید، کیومرث، فروردین، کوی (کیانیان)
  • محمد امین زواری، حسن ذوالفقاری صفحه 37
    داستان «یوسف وزلیخا» از داستان های مشهور ادب فارسی و نام یکی از منظومه های هفت اورنگ جامی است که به سبب شهرت، بازتاب وسیعی در شعرغنایی فارسی داشته است. اصل این داستان عبری است، اما با تفاوتهایی در جزئیات، در قرآن کریم نیز آمده و احسن القصص نام گرفته است و تنها داستان قرآنی است که یک سوره کامل(سوره یوسف(ع) را به خود اختصاص داده است. با استفاده از این داستان، نزدیک به نود(90) اثر منظوم فارسی و ترکی به وجودآمده است، لیکن این منظومه ها با اصل داستان تفاوت هایی دارند. در این مقاله ضمن گزارش و تحلیل سه روایت مشهور از این داستان در ادب فارسی، ساختار داستانی آنها با یکدیگر و با اصل داستان در قرآن مقایسه می شوند تا میزان پای بندی یا عدم پای بندی نظیره سازان به اصل داستان معلوم گردد. این سه روایت عبارت اند از: 1. یوسف و زلیخای طغانشاهی(منسوب به فردوسی)2. یوسف و زلیخای خواجه مسعود قمی(متوفی890ق)3. یوسف و زلیخای عبدالرحمان جامی(متوفی 898ق). برای اجتناب از افزایش حجم مقاله، فقط خلاصه داستان در قرآن کریم درمتن مقاله خواهدآمد. در بخش دوم مقاله، بن مایه های مشترک سه روایت یوسف وزلیخا مقایسه و تحلیل می شوند تا میزان تفاوت و شباهت روایات معلوم گردد.. این بن مایه ها عبارت اند از: آغاز عشق از سوی معشوق، عشق یک طرفه، عشق نامادری به نافرزندی، داستان های فرعی، سفر، حسد، خواب و رؤیا، نیرنگ، چاه، چاره گری اطرافیان، تحمل سختی ها، آزمایش، مجالس بزم، دایه، خرق عادت، تهمت، انتظار و انزوا.
    کلیدواژگان: قرآن، یوسف و زلیخای طغانشاهی، یوسف و زلیخای خواجه مسعود قمی، یوسف و زلیخای جامی، نظیره گویی
  • سوسن جبری صفحه 71
    موضوع این پژوهش بررسی رابطه موضوع و نگرش نویسنده با ماهیت ویژگی های زبانی متن است. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا گاه در یک متن ادبی منثور، مانند نثر تفسیر عرفانی در نوبت سوم کشف الاسرار ابوالفضل رشیدالدین میبدی به انواع نثر با ویژگی های زبانی متفاوت روبه رو هستیم و دلایل وجود تنوع موضوعی و زبانی در یک متن کدام است؟ بدین سبب پاسخ این پرسش در نوبت سوم این تفسیر ده جلدی مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا طرح هایی برای طبقه بندی محتوای متن تعیین شد. سپس کارآیی طرح ها در طبقه بندی موضوعات مورد آزمایش قرار گرفت. عاقبت طرحی که قادر به طبقه بندی موضوعی متناسب با نوبت سوم باشد، انتخاب شد. در طی تلاش برای طبقه بندی موضوعی، نقش اساسی نگرش نویسنده نسبت به موضوع در تغییر ویژگی های زبانی انواع نثرآشکار شد. در نهایت براساس یافته ها انواع نثر بخش تفسیر عرفانی کشف الاسرار به پنج گروه؛ نثرعلمی تفسیری، نثرتعلیمی اخلاقی، نثررمزآلود، نثرغزل گونه و نثرتوصیف شهود تقسیم گردید. این تقسیم بندی بر مبنای مقایسه تفاوت های این پنج گونه نثردر هشت محور مشترک؛ واژگان، ساختار نحوی جملات، معانی جملات، عاطفه، تخیل، موسیقی، کاربرد آیات، احادیث، شعر، حکایات و نقل قول از بزرگان شریعت و طریقت قرار دارد. یافته ها تاثیرات تعیین کننده، عمیق، همه جانبه، پیچیده، گسترده و مستقیم موضوع و همچنین نگرش نویسنده نسبت به موضوع را بر ویژگی های زبانی انواع نثر نشان می دهند.
    کلیدواژگان: زبان عرفانی، کشف الاسرار، تفسیر عرفانی، ابوالفضل رشیدالدین میبدی
  • حامد نوروزی، غلامحسین غلامحسین زاده صفحه 97
    عوامل ربط در نظریه هالیدی به عنوان یکی از ابزارهای انسجام متن یا ابزارهای پیوند جمله های یک متن مطرح می شوند. این عوامل، عواملی هستند که بین دو جمله یا اول آنها قرار می گیرند و آنها را به هم متصل می کنند. مشهورترین عنصر این عامل در زبان فارسی حروف ربط هستند؛ اما عناصر دیگری نیز مانند قید و گروه حرف اضافه ای به عنوان عامل ربط در متن فعالند که عملکرد همه آنها همانند عملکرد حروف ربط است. به طور کلی عوامل ربط به چهار دسته تقسیم می شوند: الف) رابطه افزایشی، شامل: ساده، مرکب، مزدوج، توضیحی، تمثیلی؛ ب) رابطه تقابلی، شامل: ساده، مرکب، مزدوج؛ ج) رابطه علی، شامل: عادی، معکوس؛ د) رابطه زمانی، شامل: ترتیبی، همزمانی، ارجاعی، انجامی. در این مقاله تنها به عامل اخیر یعنی عامل ربط زمانی پرداخته شده است. در این عامل زمان و توالی زمانی نقشی اساسی در پیوند جمله های یک متن به یکدیگر دارند. این عناصر گاهی از طریق ساختاری نیز جمله ها را به هم متصل می کنند که تاثیری در انسجام متن ندارد.
    کلیدواژگان: انسجام متن، هالیدی، ربط، رابطه زمانی
  • تیمور مالمیر صفحه 123
    قصاید خاقانی حاوی مضامین متعددی چون مدح، منقبت و موعظه و پند است که در برخی جنبه ها ممکن است با هم متضاد به نظر برسند؛ اما مسلم است گوینده واحد، آن هم گوینده ای دقیق و ماهر چون خاقانی، دارای اندیشه واحد و منسجم است و میان زبان و اندیشه او پیوند تام وجود دارد، برای دست یابی به کیفیت این پیوند، با توجه به اهمیتی که جمله در دانش معانی دارد، جملات انشایی قصاید خاقانی مورد بررسی قرار گرفته است. انتخاب جمله انشایی از آن جهت است که در آن احتمال صدق و کذب وجود ندارد، چون جمله انشایی از مساله یا حادثه ای بیرونی خبر نمی دهد، بلکه بیانگر اندیشه و قصد و غرض گوینده است. جمله های انشایی شامل پرسش، امر و نهی بر اساس دو مقوله دستوری و معنایی استخراج شده است. مواردی که جمله های انشایی در معنی اصلی خود به کار رفته بسیار کم و معدود است، در عوض مواردی که این جملات در معنی ثانوی خود به کار رفته است، چند برابر است؛ بدین سبب بر اساس نقش های معنایی که گوینده از این جملات در بافت ابیات لحاظ کرده، است آنها ذیل مقولات معنایی طبقه بندی شده اند و بر اساس جدول های آماری مقولات معنایی، بسامد این مقولات توجیه و تحلیل شده اند تا شیوه و قصد خاقانی از سرودن مضامین متعدد روشن شود.
    کلیدواژگان: خاقانی، جمله، قصیده، معانی
  • علیرضا نبی لو صفحه 153
    در این مقاله تشبی هات مخزن الاسرار و تحفه الاحرار، از وجوه مختلف موضوعی، طرفین تشبیه، وجه شبه، ادات، حسی، عقلی و انتزاعی بودن، مفرد و مرکب بودن و... بررسی و دسته بندی گردیده و پس از تطبیق تشبی هات هر دو شاعر، تحلیلی آماری و علمی از آنها ارایه شده است. یکی از اهداف این نگرش تحلیلی و تطبیقی، بررسی آماری تشبی هات هر دو شاعر و مشخص نمودن میزان ابتکار و تقلید جامی بود، هدف دیگر، دست یافتن به دیدگاه جامعی درباره نوع و دسته بندی تشبی هات آنها بود. پژوهش کاملا جنبه علمی دارد، یعنی تمام تشبی هات دو اثر مورد بررسی واقع شد (که به دلیل محدودیت مقاله، بخش هایی از تشبی هات به عنوان نمونه ذکر گردید، ولی آمارها و درصدها شامل تمام تشبی هات است.) مخزن الاسرار با 2254 بیت، 631 تشبیه و تحفه الاحرار با 1726بیت، 430 تشبیه دارد، که با توجه به تقسیم تعداد تشبی هات آنها بر تعداد ابیاتشان، قدرت تشبیه سازی و تصویرگری نظامی از جامی بیشتر است. (زیرا از کل تشبی هات این دو اثر سهم نظامی 57 درصد و سهم جامی38 درصد است و 5 درصد نیز تشبیه مشترک دارند)تحفه الاحرار جامی از نظر تنظیم ابواب و موضوعات دقیقا تقلیدی از مخزن الاسرار نظامی است؛ در تشبی هات نیز اگرچه 5 درصد تشبیه مشترک در این دو اثر دیده می شود اما چنانکه از ارقام پیداست سهم تشبیه سازی نظامی بیشتر است و تحفه الاحرار از این حیث نیز نمی تواند بر مخزن الاسرار برتری داشته باشد. از نکات مهم دیگر، توجه هر دو شاعر به آوردن اوصاف انسانی در مشبه و آوردن اشیا و ابزار در مشبه به تشبی هات آنها است. این پژوهش همچنین ثابت می کند که هر دو شاعر بیشتر به تشبی هات حسی به حسی و عقلی به حسی و تشبیه مفرد گرایش دارند. غالب تشبی هات نظامی و جامی در این دو اثر از نوع تشبیه بلیغ است، نظامی بعد از تشبیه بلیغ به تشبیه مرسل و جامی به تشبیه مفصل علاقه مند بوده است.
    کلیدواژگان: تشبیه، مخزن الاسرار، تحفه الاحرار، نظامی، جامی
  • احمد خاتمی صفحه 193
    بررسی بازتاب اندیشه های کلامی در متون ادبی – عرفانی، از جمله در مثنوی مولانا جلال الدین (672-604 . ق)، از جهات مختلف حائز اهمیت است. دست یابی به مبانی فکری و باورهای دینی و مذهبی عرفا و ادبا قطعا در فهم درست تر آثار ایشان مفید و در نشان دادن میزان تسلط ایشان در به کارگیری اصطلاحات و مفاهیم دینی و کلامی، مؤثر است.
    مقاله حاضر می کوشد ضمن بررسی صفات الهی در نزد مهم ترین فرق کلامی اسلامی، آراء متفاوت آنها را درباره کلام الله ، به عنوان یکی از جنجالی ترین صفات الهی، جست وجو کند و دیدگاه مولانا را به عنوان شخصیتی که مسائل دینی و کلامی را با عرفان اسلامی در نهایت مهارت و توانایی به هم آمیخته و آن دو را با شهد ادب فارسی در کام مشتاقان ریخته است، بیابد و نشان دهد که آیا نظر او را درباره «کلام الهی» می توان با یکی از فرقه های اسلامی منطبق دانست یا خیر.
    کلیدواژگان: صفات خدا، کلام الهی، حدوث و قدوم قرآن، مثنوی، مولوی
  • محمد تقوی صفحه 207
    قیاس چه به معنی لغوی(مقایسه و همانندی برقرار کردن میان دو یا چند چیز) و چه به معنی اصطلاحی (انواع قیاس منطقی و اصولی) بسامد زیادی در مثنوی دارد. در عین حال، مخالفت با قیاس یکی از موضوعات مهم در تعلیم عرفانی مولانا بویژه در حوزه شناخت، به شمار می رود. در مثنوی، قیاس گاه به معنی دلیل و برهان عقلی آمده است، گاه به معنی حدس و گمان، و زمانی به معنی اصطلاح منطقی و در تمام موارد، مولانا با آن مخالفت می ورزد. قیاس کردن به عنوان عامل اصلی خطای شناختی آدمیان، محور اصلی بسیاری از داستانهای مثنوی هم هست، به طوری که تقریبا در تمامی داستانهای دفتر اول خواننده با کاربردهای مختلف قیاس باطل و اغلب مخالفت با آن مواجه می شود.
    در این مقاله پس از اشاره به معانی مختلف قیاس، ضمن مرور چندین داستان مثنوی دغدغه و حساسیت مولانا را در این زمینه نشان داده ایم. گرچه مولانا در مقام یک شاعر باید بیشتر به شباهتها و برقراری نسبت میان چیزها تاکید کند، اما در مقام یک عارف متفکر و متامل در پی تاکید بر تفاوتها و امتیازات امور و پدیده ها هم برآمده است. این مساله ضمن آنکه قدرت فکری مولانا را در کنار قوت شاعری او نشان می دهد، تعهد عرفانی اورا نیز نشان می دهد که بر اساس آن قیاس را مردود و موجب خبط و خطا شمرده است، بویژه وقتی از تجربه ها وحقایق فراترازحواس و طبیعت - که مدعای اصلی یک عارف امکان دسترسی بدانهاست- سخن به میان می آید. اما نکته مهم در این میان این است که مولانا خود در عمل تن به قیاس می دهد و در تبیین بسیاری از مسائل اخلاقی و عرفانی انواع قیاسها را به کار می برد.
    کلیدواژگان: مولانا، قیاس، عرفان نظری، وحی و الهام، مثنوی
|
  • Farzad Ghaemi (Phd) Student, Mahdokht Purkhaleghi Chatrudi (Phd) Page 9
    By historical (diachronic) studies in language, we ca be had a historical approach about the language alterations. These alterations are often suitable visible of cultural transfer appearance in various societies, during history. The results of these studies have been affected on anthology and anthropology progress. These results can be agreed to mythologist, the important information for interpreting and discovering the symbolic meanings and confirming their theories. This article first begins by an introduction about the connection between language and myth and the mention of some theories respecting this case. Then present the analyses of some ancient Iranian myths, by this approach and using of incorporating the language study and mythological semi logy and searching the connection between lingual texture and mythological theories. For example,conformity Jamshid and Kiumarth words with first human and first twin patterns,since present the connection between Farvardin and foreteller cap, and issuedescribe the cultural transfer appearance about meaning changes in Kavi andKianian words.In this paper, we try to present using of historical studies in language, fordiscovering the symbolic meanings and content analysis of myths.
  • H.Zolfaghari (Phd), Zawari M.A Page 37
    Yousef and Zoleikha” is one of the famous stories in Persian literature andits one of Jami’s “Haft-Ovrang”.This story has been caused the great reflectionin the Persian lyric poetry.The original story has come in Bible, but also it hascome in Holy Quran (sure Yusof) with some differences and called “Ahsan-olqisas”.It’s only story of Quran which makes a complete “sura”. About 90 versesworks have been made in Persian &Turkish literature of this story. However theseworks have differences from original narration in Quran.In this article, writers try to analyze three Persian narrations of theseverses and also compare them. In this way, will specify the quantity of similaritiesand differences and also clear how much the persian poets are bound to theoriginal narration in Quran. These three narrations are as follows: Toghanshahi“Yousef and Zoleikha”(5th. or 6th. century), Jami's “Yousef and Zoleikha” (9th.Century), Khajeh masoud Qomi's “Yousef and Zoleikha” (9th. century).In the second part of this article,common motifs of the three narrationsare compared and analyzed to clear the similarities and differences of thenarrations.
  • Susan Jabri (Phd) Page 71
    The subject of this paper is to analyze the relationship between the subject andauthor's approach and the nature of the language of the text. An attempt has beenmade to answer why sometimes in a literary prose text, like the mysticalinterpretation prose of 3rd edition of Kashf-Alasrar of Abolfazl Rashid-AldinMeybodi, one is faced with different proses with different languages. First someplans have been considered to categorize the subjects. Finally a plan which is ableto categorize an apt subject to the 3rd edition has been chosen. categorizing thesubject, the author's approach towards the subject in interpreting thecharacteristics of language of different prose has been brought to light. Finallybased on the findings, the different proses of mystical interpretation of Kashf-Alasrar have been classified in five groups: didactic interpretative prose,pedagogical prose, mysterious prose, lyrical prose and descriptive intuition prose.This classification is based on the comparing the differences of these five kinds ofprose in terms of eight common points: lexicon syntactic structure of sentences, themeaning of the sentences, emotions, imagination, music, the application of verses,holy traditions, poetry, narration and quotes from well-known religious figures.The findings show deep, complicated, multidimensional and decisive effects on theauthor's subject and approach towards the subject and characteristics of language.
  • Hamed Nouroozi (Phd) Student, Gholamhosseinzadeh (Phd) Page 97
    In Holiday’s theory the connective factors are discussed as one of the factorsof textual coherence or the factors of connection between sentences of a text.These are the factors, that place between two sentences or the first part of themand connect them with each other. The most famous of all these elements inPersian language are the conjunctions; but also other elements such as adverband prepositions operate as the connective factor in a text that their operation isexatly the same as the conjunctions. Generally, we can devide the connectivefactors into four groups: A) additional connection, includes: naїve, compound,couplet, explicative, allegorical B) contrastive connection, includes: naїve,compound, couplet C) casual connection, includes: prosaic, reverse D) temporalconnection, includes: sequential, synchronic, referential, teleological. In thisarticle we just have discussed the latter factor, the temporal connective factor. Inthis factor, the time and temporal sequence play an important role in connectingthe sentences of a text with each other. Also these elements sometimes connect thesentences structurally which doesn’t affect on the coherence.
  • Teimour Malmir (Phd) Chunour Kardani M.A. Page 123
    Khaghani's Quasidas follow different purposes, ranging from eulogy toreproof and exhortation. Apparently, this implies inconsistency and paradox; butthe controlling voice of Khaghani, with his characteristic subtlety and precisionof mind, endows his work with an organic unity in which language and contentare inseparably joined. To discuss the nature of this unity we have examined theexclamatory sentences applied in his Quasidas. Exclamatory sentences areconsidered very important in semantics. Our particular interest in exclamatorysentence is due to the fact that they have no truth value. Referring to no externalfact, and expressing only its speakers thought and emotion a exclamatorysentence provides no ground for any discussion of its truth or falsity. We haveclassified the exclamatory sentences of interrogation and imperative into twocategories of the grammatical and the semantic. Only occasionally has Khaghaniused exclamatory sentences in their original meaning. Most of these sentencesexpress a secondary meaning. In this paper Khaghani's exclamatory sentence areclassified into different categories of semantic functions assigned to them by theirspeaker. A statistical analysis of the frequency of different semantic functionsassigned to Khaghani's exclamatory sentences provides an explanation of theauthor's style and his purpose in composing Quasidas on different matters.
  • Ali Reza Nabiloo (Phd) Page 153
    In this article, we classify and search for Makhzan al-Asrar and Tohfat al-Ahrar's similes from different point of view،topics, sides of the comparison, point ofresemblance, words of comparison, etc. We show the theoretical and statisticalresolutions of those two, after comparing the two poet's similes. One of thepurposes of this research is statistical studing the similes of these poets andshowing the amount of Jami's initiative and imitation. Another purpose of thispaper is to obtain a complete view about the kind and classifications of theirsimiles. These poets have a tendency for human personalities and spiritualnatures.
  • Ahmad Khatami (Phd) Page 193
    Study of the reflection of the theological in literature – mystic texts, includingin Mevlana Djalaledin (604-672 Lunar Hijra) is important from various aspects.Approaching the spiritual and religious views basis of the Gnostics and literatiwill be helpful in better understanding of their works and their master in usingtheological and religious terms concepts.The present study intends to search various views on the word of God, as oneof the most contentious Divine attributes while studying Divine attributes in mostimportant Islamic theological sects. Meanwhile it tries to find Mevlana's views;as very special character that has combined theological and religious issues withIslamic mysticism and has presented to the desirous ones by coloring it withPersian Literature. It wants to show if his views about "The word of God" couldbe coincide one of the Islamic sects.
  • Mohammad Taghavi (Phd) Page 207
    Comparison is highly employed in Masnavi, whether as a technique ofsimulating one thing to another or in its expressional sense as a device of lexicalreasoning. However, disagreement with it is a major feature of Movlan`s mysticalteachings specifically on the issue of recognition. Camparison as used in Masnavisometimes means rational reasoning, sometimes conjecture, and sometimesserves as an expression in logic. Whatever the case, it is invariably oppesed toby moulana. As the major caves of human errors in recognition, it underliesmany anectodes of Masnavi so that, in the ferst chapter, the reader faces differentusages of this erroneous technique which are often denounced.The present article deals with Movlana`s concern about comparison bybringing in its different meanings and looking at a number of anecdotes inMasnave. As a poet, Moulana is supposed to have dealt with similarities, however, as a mystic speculator, he has just focused on differences andprevilages. This indicates his poetic skill combined with speculative capability aswell as mystical commitment by virtue of which he views comparison wrong andas a seurce of error. This is particularly true when he speaks of metaphysicalfacts and experiences, entities that are solely at the disposal of a mystic. In spiteof all this and quite interestingly, Moulana is found at time to give up tocomparisons when explaining certain moral and mystical issues.
  • Page 3