فهرست مطالب

پژوهش در نظام های آموزشی - پیاپی 5 (پاییز 1387)
  • پیاپی 5 (پاییز 1387)
  • تاریخ انتشار: 1387/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد علی بشارت*، اسماء حسینی، رضا محمدمهر، کورش عزیزی صفحات 9-24
    هدف اصلی این پژوهش، بررسی ویژگی های روان سنجی فرم فارسی مقیاس نشخوار خشم شامل پایایی، روایی و تحلیل عاملی اکتشافی بود. 449 دانشجوی دانشگاه تهران (234 دختر، 215 پسر) با اجرای مقیاس نشخوار خشم (ARS)، مقیاس خشم چند بعدی تهران (TMAS) و مقیاس سلامت روانی (MHI-28) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، علاوه بر عامل کلی نشخوار خشم، چهار عامل را برای مقیاس نشخوار خشم تایید کرد. روایی محتوایی مقیاس نشخوار خشم، بر اساس داوری ده نفر از متخصصان روان شناسی بررسی شد و ضرایب توافق کندال برای زیرمقیاس های پس فکرهای خشم، افکار تلافی جویانه، خاطره های خشم، شناختن علت ها و نشخوار خشم (نمره کل) مورد تایید قرار گرفت. روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی) مقیاس نشخوار خشم از طریق اجرای مقیاس خشم چند بعدی تهران و مقیاس سلامت روانی در مورد آزمودنی ها محاسبه شد. ضرایب همبستگی میانگین نمره های آزمودنی ها در زیرمقیاس های نشخوار خشم با شاخص های خشم صفت، خشم حالت، خشم درونی، خشم بیرونی، مهار خشم درونی، مهار خشم بیرونی، بهزیستی روان شناختی و درماندگی روان شناختی معنادار بود. پایایی بازآزمایی و همسانی درونی مقیاس نشخوار خشم نیز در حد رضایت بخش مورد تایید قرار گرفت. اساس نتایج این پژوهش، مقیاس نشخوار خشم از پایایی و روایی کافی برای سنجش نشخوار خشم برخوردار است
    کلیدواژگان: مقیاس نشخوار خشم، پایایی، روایی، تحلیل عاملی اکتشافی
  • اصغر علی اقدم*، علی دلاور صفحات 25-48
    در این پژوهش، اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری بر گرایش هدف دانش آموزان پایه اول دوره متوسطه نشان داده می شود. نمونه پژوهش را 80 نفر دانش آموز دختر و پسر پایه اول دوره متوسطه تشکیل می دهند. نمونه پژوهش مورد نظر، از چهار گروه تشکیل شد که دو گروه آزمایشی دانش آموزان دختر و پسر پایه اول دوره متوسطه و دو گروه شاهد (گواه) از دانش آموزان دختر و پسر پایه اول دوره متوسطه شهرستان ماکو بود؛ و برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای استفاده شد. ابتدا از بین دبیرستان های دختر و پسر هر کدام، یک دبیرستان انتخاب شد، و از دبیرستان های انتخاب شده چهار کلاس پایه اول که یک کلاس به عنوان گروه آزمایشی دانش آموزان دختر و یک کلاس به عنوان گروه آزمایشی دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه و یک کلاس به عنوان گروه شاهد (گواه) از دانش آموزان دختر و یک کلاس به عنوان گروه شاهد (گواه) از دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه انتخاب شد. و از هر کلاس به تعداد 20 نفر به عنوان نمونه در پژوهش حاضر در نظر گرفته شده است. پژوهش، بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات آزمایشی و طرح این پژوهش از نوع طرح چهار گروهی است. داده ها با استفاده از پرسشنامه حالت فراشناختی، پرسشنامه معیارهای جهت گیری انگیزشی «نیکولز» و همکاران در موقعیت های پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش های آماری (MANCOVA و (ANCOVA تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر تکلیف درگیری دانش آموزان تاثیر دارد ولی بر خود درگیری و تکلیف گریزی تاثیر ندارد و اثر آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر نوع گرایش هدف دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است. برای تبیین یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش، سوال های مطرح شده در قالب تاثیر آموزش راهبردهای یادگیری بر گرایش هدف مورد بحث قرار گرفته است و در نهایت محدودیت هایی مطرح شده است.
    کلیدواژگان: راهبردهای یادگیری، راهبردهای شناختی، راهبردهای فراشناختی، گرایش اهداف
  • عباس بازرگان*، محسن رحیمی، رضا محمدی صفحات 49-74
    ساز و کار ارزشیابی وسیله ای است که بدون استفاده از آن، فعالیت های آموزشی صرفا «رها کردن تیر در تاریکی» خواهد بود؛ در واقع، استفاده از آن، آگاهی از کژی ها، کاستی ها و نواقص نظام را به دنبال خواهد داشت. این سازوکار به دو صورت درونی و برونی انجام می گیرد. این تحقیق، از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی تحلیلی است و هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی درونی و برونی درون دانشگاهی گروه آموزشی فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران است. در انجام آن، از ابزارهای کمی (پرسشنامه) و کیفی (مصاحبه و مشاهده) بهره گرفته شده است. جامعه مورد مطالعه شامل پنج زیرجامعه: مدیران گروه (فعلی و قبلی)، اعضای هییت علمی (5 عضو)، دانشجویان(24 دانشجوی کارشناسی ارشد و 11 دانشجوی دکترا)، دانش آموختگان (24 دانش آموخته با مدرک کارشناسی ارشد و 16 دانش آموخته با مدرک دکترا) و کارفرمایان (25 کارفرما) است که با توجه به کوچک بودن جامعه مورد مطالعه و برای بررسی عمیق آن، سرشماری کامل انجام گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد، میزان مطلوبیت عوامل شش گانه مورد ارزیابی در هر دو مرحله با یکدیگر مطابقت دارند؛ بنابراین، ارزیابی برونی درون دانشگاهی، نتایج ارزیابی درونی را تایید می کند.
    کلیدواژگان: کیفیت، اعتبارسنجی، ارزیابی درونی، ارزیابی برونی درون، دانشگاهی، گروه فلسفه تعلیم و تربیت
  • عباس خورشیدی*، مهدی مهدوی، احمد سلمانی قهیازی صفحات 75-100
    مقاله حاضر، به بررسی عوامل و شاخص های موثر بر بهره وری دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی از دیدگاه متخصصان، روسا و استادان آن مراکز می پردازد. بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و فرمول مربوط، حجم نمونه مورد مطالعه 600 نفر است. یک پرسشنامه 240 ماده ای شاخص های بهره وری آموزش عالی که روایی آن به وسیله تحلیل عاملی تایید و اعتبار آن به وسیله آلفای کرونباخ 96/0 محاسبه شد، بر روی گروه نمونه اجراء شد. یافته های تحقیق نشان داد که به ترتیب 13 عامل هزینه، فارغ التحصیلان، نرخ جذب، مدیریت کیفیت جامع، عملکرد هییت علمی، مشاوره اعضای هییت علمی، فضا، پژوهش، مزایای هییت علمی، نرخ توزیع دانشجو، رشد حرفه ای، تناسب دانشجو با جامعه و مشارکت دانشجویان در بهره وری آموزش عالی تاثیرگذارند و در مجموع، این 13 عامل، 37 درصد واریانس عوامل موثر بر بهره وری آموزش عالی تبیین و 187 شاخص برای بهره وری دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ایران تدوین و استخراج شد. این نتایج با یافته های پژوهش های پیشین همخوانی دارد.
    کلیدواژگان: دانشگاه ها، بهره وری، اثربخشی، کارایی، مدیریت کیفیت جامع، شاخص
  • عبدالرحیم نوه ابراهیم*، جواد پورکریمی صفحات 101-120
    اعضای هییت علمی به عنوان رکن اساسی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و به عنوان بازوی اجرایی رسالت سه گانه دانشگاه ها (آموزش، تحقیق و ارایه خدمات) محسوب می شوند و توجه به آنان به منزله توجه به سرمایه انسانی در آموزش عالی و در راستای محقق شدن این رسالت است. برای نگهداشت اعضای هییت علمی، در نظر گرفتن برنامه بهسازی به عنوان یکی از مهم ترین برنامه های دانشگاهی به حساب می آید. هدف اصلی این پژوهش، شناخت ابعاد مختلف بهسازی اعضای هییت علمی است. با توجه به بدیع بودن موضوع بهسازی هییت علمی در ایران و فقر منابع علمی و پژوهشی در این زمینه، روش پژوهش از نوع روش مطالعه اسنادی است. محققان با استفاده از منابع معتبر علمی منتشرشده در پایگاه های اطلاع رسانی، سعی در معرفی این موضوع و ارایه الگوی مفهومی در رابطه با بهسازی هییت علمی می کنند. یافته های تحقیق که از تحلیل و طبقه بندی اطلاعات گردآوری شده به دست آمده است، نشان می دهد برای شناخت بهسازی هییت علمی می توان حداقل به سه وجه یا سه بعد توجه کرد که عبارت اند از: بعد بهسازی حرفه ای، بعد بهسازی سازمانی و بعد بهسازی فردی. نتیجه اینکه برای درک بهتر موضوع بهسازی هییت علمی شناخت عوامل تشکیل دهنده آن ضروری است. برای دستیابی به این مهم، تحلیلی از جایگاه اعضای هییت علمی در مقام شغل و حرفه، موقعیت سازمانی و در نهایت ویژگی های فردی می تواند شناخت نسبتا جامعی را فراهم آورد که این شناخت در قالب الگوی مفهومی ارایه می شود.
    کلیدواژگان: اعضای هیئت علمی، بهسازی هیئت علمی، الگوی مفهومی، بهسازی حرفه ای، بهسازی سازمانی، بهسازی فردی
  • بهمن کرد*، فریدون احمدی صفحات 121-136
    توجه به اهمیت خاصی که آموزش و پرورش در توسعه همه جانبه دارد و یکی از عواملی که به نحوی با کارایی نظام آموزشی در ارتباط است و می تواند آن را تحت تاثیر قرار دهد، ارضاء یا عدم ارضای نیازهای غالب معلمان و تاثیر آنان بر عملکرد آموزشی معلمان است. هدف این مطالعه، شناسایی نیازهای غالب معلمان مقاطع مختلف تحصیلی در استان کردستان و آمار قبولی دانش آموزان به عنوان یکی از مهم ترین معیارهای عملکرد آموزشی به تبیین رابطه بین آنان می پردازد. در این تحقیق، که با استفاده از روش تحقیق توصیفی، سوال های و فرضیه هایی تحت عنوان تعیین نیازهای غالب معلمان، تفاوت معناداری بین سطوح نیازهای غالب معلمان مقاطع سه گانه تحصیلی و عملکرد آموزشی، بررسی معناداری بین سطوح نیازهای غالب معلمان مرد و زن، تعیین میزان تفاوت معناداری بین سطوح نیازهای غالب معلمان در دوره های مختلف تحصیلی مورد آزمون قرار گرفته است. بدین منظور400 نفر از معلمان استان کردستان بر حسب شهر، مقطع تحصیلی و انتخاب معلم به ترتیب از شیوه های خوشه ای، طبقه ای و سیستماتیک به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. اطلاعات مورد نیاز به دو روش بررسی اسناد و مدارک و پرسشنامه 60 سوالی نیازهای غالب مبتنی بر سلسله نیازهای مزلو با ضریب پایایی53/87 جمع آوری شد و برای تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS از آزمون های کای دو، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون مستقل T استفاده شد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که نیازهای غالب معلمان، نیاز به احترام (عزت نفس) و خودیابی (خود شکوفایی) است؛ همچنین بیانگر این است که 37 درصد معلمان دوره ابتدایی، 53 درصد معلمان دوره راهنمایی و 51 درصد معلمان دوره متوسطه بالای 80 درصد قبولی داشته اند؛ بنابراین، عملکرد معلمان در دوره های راهنمایی به ترتیب بهتر از متوسطه و ابتدایی بوده است؛ افزون بر این، بین نیاز به احترام (عزت نفس) معلمان دوره ابتدایی و عملکرد آموزشی آنان رابطه معناداری وجود ندارد؛ بین نیاز به احترام (عزت نفس) و نیاز به خودیابی (خودشکوفایی) معلمان دوره راهنمایی با عملکرد آموزشی آنان رابطه معناداری وجود دارد ؛ بین نیاز به احترام (عزت نفس) و نیاز به خودیابی (خودشکوفایی) معلمان دوره متوسطه با عملکرد آموزشی آنان رابطه معناداری وجود ندارد و همچنین بین نیازهای غالب معلمان مرد و زن تفاوت معناداری وجود دارد.
    کلیدواژگان: نیازهای غالب، سلسله نیازهای مزلو، معلم، دوره های مختلف تحصیلی و عملکرد آموزشی
  • فرخنده جبل عاملی*، سهیل بی ریا صفحات 137-148
    مقاله حاضر، ضمن تعیین نرخ بازده اقتصادی فردی و اجتماعی دوره دکترا با توجه به افزایش دستمزد اعضای هییت علمی در سال 1385 به بررسی اثر این افزایش بر بازدهی آموزشی پرداخته است. بدین منظور، با توجه به داده ها و آمارهای رسمی کشور در مورد حقوق اعضای هییت علمی که بر اساس مصوبات سالانه هییت امنای مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استخراج شده است، از دو روش تحلیل هزینه فایده و روش معادله مینسر بر اساس مدل ریاضی هزینه فایده، پانل دیتا به طور جداگانه و از نرم افزارهای «Eviews»، «Matlab» استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که اولا با توجه به روش تحلیل هزینه فایده، به رغم افزایش حقوق اعضای هییت علمی و برقراری حق ویژه بر حقوق ایشان، نرخ بازدهی فردی و اجتماعی دوره دکترا منفی است و نیز با توجه به روش مینسر به رغم افزایش حقوق حق ویژه در سال 1385، نرخ بازدهی داخلی آموزشی برای اعضای هییت علمی منفی است. بر این اساس، یافته های تحقیق حاکی است که هزینه فرصتی که فرد و جامعه برای تحصیل دوره های دکترا متحمل می شود، در قبال فایده های آن بسیار بالاست و این مسیله در امر سیاستگذاری دولت در زمینه تربیت نیرو و چگونگی پرداخت دستمزد تاثیرگذار است
    کلیدواژگان: نرخ بازدهی داخلی، اعضای هیئت علمی، تحلیل هزینه، فایده