فهرست مطالب

  • پیاپی 11 (بهار 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/04/01
  • تعداد عناوین: 22
|
  • خدابخش اسداللهی صفحات 1-20
    مسئله اصلی در این تحقیق، تنوع و تحرک در حکایت «جدال سعدی با مدعی» در گلستان است. این حکایت در بین سایر حکایات گلستان، بلکه دیگر متون نثر فارسی از حیث داشتن تحرک در سطح الفاظ و تنوع در عمق معانی متمایز است. نگارنده در دو بخش سعی میکند که تنوع و تحرک و عوامل آنها را در حکایت مذکور نشان دهد. در بخش اول راه های پرورش معانی را بعنوان پاره ای از عوامل تنوع و تحرک، با بحث از هشت مشخصه: مناظره، تعریف، توصیف، استشهاد، استدلال، مقایسه، بررسی علل و نتایج و تقسیم بندی بیان میکند. در بخش بعدی نیز چهار عامل اساسی را تحت عنوان دقایق بلاغی برمیشمارد که عبارتند از: ایجاز، اطناب، سادگی بیان و سلاست. نتیجه آنکه بدلیل وجود راه های متنوع پرورش مطالب، برخی صنایع مؤثر بدیعی، پاره ای از مباحث بلاغی در حکایت «جدال سعدی با مدعی»،این حکایت،نمونه و الگوی تمام عیار یک نوشته متنوع و متحرک در گلستان و شاید در تاریخ نثر فارسی بشمار میرود.
    کلیدواژگان: تنوع و تحرک، حکایت جدال سعدی با مدعی، نثر فارسی، پرورش معانی، بلاغت، بدیع
  • تحلیل و بررسی ترجمه فارسی کتاب «اطباق الذهب فی المواعظ و الخطب» بر پایه سبک شناسی زبانی
    عبدالحمید ربیع نیا، ولی علی منش صفحات 21-40
    کتاب «اطباق الذهب فی المواعظ و الخطب» اثر ادیب، شاعر و واعظ قرن ششم(ق) شرف الدین شفروه اصفهانی است که آن را به سبک مقامات و به زبان عربی نگاشته است. از این کتاب ترجمه ای بفارسی متعلق به قرن هشتم یعنی دوره فنی نثر فارسی در دست است که بسیاری از خصوصیات سبکی نثر دوره سامانی و برخی اختصاصات لهجه خراسان آن روزگار را در بردارد و مانند ترجمه های کتب دوره سامانی ترجمه ای تحت اللفظی و واژه بواژه است که بصورت زیرنویس در ذیل سطور متن عربی نوشته شده است. این ترجمه بلحاظ اشتمال بر گنجینه وسیعی از لغات قدیمی و مختصات سبکی و دستوری، در ادبیات فارسی حائز اهمیت فراوان است. در این مقاله سعی شده است علاوه بر تبیین جایگاه این ترجمه در میان کتب نثر فارسی به بررسی ویژگی های سبکی ترجمه در سطح زبانی پرداخته شود.
    کلیدواژگان: شرف الدین شفروه، اطباق الذهب، ترجمه اطباق الذهب و ویژگیهای سبکی آن، نثر سامانی
  • مریم شریف نسب، مهسا رون صفحات 41-64
    در دهه های سی و چهل شخصیتهای بارز و صاحب سبکی در عرصه نمایش مدرن ظهور کردند که هریک نقش بسزایی در پیشبرد نمایشنامه نویسی در ایران ایفا کردند؛ افرادی همچون غلامحسین ساعدی، بهرام بیضایی، اکبر رادی و.... دراین میان رادی با حدود پنجاه سال سابقه نمایشنامه نویسی تنها کسی است که همواره برای نمایش قلم زده و با خلق شخصیتهایی با هویت ملی به نمادی در حوزه نمایشنامه نویسی در ایران بدل شده است. مقاله حاضر با پرداختن به مفهوم ساختار و ساختارگرایی با تکیه بر نظریات «ولادیمیر پراپ»، نگاهی گذرا به نظرات چند تن از ساختگرایان برجسته داشته و سپس در بخش تحلیل ساختاری نمایشنامه های رادی، با درنظر داشتن قرائتی آزاد از این نظریات، الگوهای ساختاری نمایشنامه های دهه های چهل و پنجاه این نویسنده را بدست آورده و با مقایسه آنها با یکدیگر شباهتهای ساختاری این آثار نشان داده شده است. علاوه بر تحلیل ساختاری، نتایجی که در دو سطح فکری و زبانی حاصل شده، در پایان بیان گردیده است، چراکه زبان نیز برای رادی جزئی از «شبکه ساخت» است که با انحراف از نرم زبان معیار احساس سبک را به مخاطب القا میکند.
    کلیدواژگان: ساختار، ساختارگرایی، زبان، نمایشنامه، اکبر رادی
  • محمود فضیلت صفحات 65-74
    مثنوی معنوی منظومه معرفت شناسانه مولوی، شاعر قرن هفتم هجریست. ویژگی داستان در داستان بودن این کتاب و ذهن سیال و عمق اندیشه مولوی در مثنوی، موجب شده است که ارتباط گسترده خواننده با آن برغم سادگی زبان و عدم استفاده از شیوه مصنوع و متکلف در آن میسر نگردد. مولوی، گاه ضمن اشاره به دشواری های ارتباط با خواننده و ذکر علل و اسباب آن دشواری ها میکوشد، تا برخی از آنها را بخواننده بشناساند و زمینه های لازم را برای ارتباط فراهم آورد. بلاغت بعنوان بخشی از سطوح سه گانه یعنی سطح زبانی، اندیشگی و ادبی که سازنده سبک ادبی هستند؛ در مثنوی معنوی مولوی جلوه ای ویژه یافته است. این مقاله میکوشد به این جنبه از ویژگی های سبکی منظومه روایی و داستانی مثنوی بپردازد.
    کلیدواژگان: مولوی، مثنوی، سبک شناسی، سطح ادبی، اقتضای حال
  • احمد خاتمی، علی جهانشاهی صفحات 75-98
    منشیان که حاکمان عرصه کتابت و انشاء محسوب میشدند ضمن ارائه عملی کتابت دلخواه خود در قالب تصنیفات و تالیفات، آثاری نیز در آموزش شیوه ترسل و انشاء پدید آوردند که از آنها میتوان «زینه الکتاب» منسوب به بیهقی دبیر نامدار غزنویان، «دستور دبیری» میهنی، «دستور الکاتب فی تعیین المراتب» هندوشاه نخجوانی را یاد کرد. از دیگر نگاشته ها در این زمینه کتاب «جلالیه در علم مکاتبه» بقلم محمدبن ناموس خواری از منشیان اواخر قرن هفتم و نیمه اول قرن هشتم هجری قمریست که سه نسخه از اثر او بدست آمده است.
    کتاب «جلالیه در علم مکاتبه» اثر محمدبن علی ناموس خواری، مشتمل بر دو بخش رسائل علمی و عملی میباشد که در بخش اول مباحث نظری مورد نظر مولف بهمراه نمونه هایی از آداب و رسوم و باورها در حوزه انشاء و کتابت مطرح می شود و در بخش دوم نامه های مختلف اعم از اخوانیات، امثله و صدرنامه ارائه میشود.
    نگارندگان در مقاله حاضر برآنند تا ضمن معرفی اثر محمد خواری، به دیدگاه های مولف در حوزه انشاء و کتابت همچنین خصایص سبکی او بپردازند.
    کلیدواژگان: جلالیه در علم مکاتبه، خصائص سبکی، محمد بن علی ناموس خواری، انشاء بلاغت
  • سید احمد حسینی کازرونی صفحات 99-120
    طنزگونه های ادب فارسی که با پیشینه ای نسبتا طولانی در ادبیات غیرجد ایران هویدا شده، مردمی بودن آن را در تاریخ زبان فارسی به اثبات است.
    با کنجکاوی در طنز صوفیانه فارسی و غیر آن، میتوان از جهت برخی کاربردها به انواع طنزها از جمله: اجتماعی، اخلاقی، تعلیمی، تفسیری، تمثیلی، رسانه ای، دینی و مذهبی، سیاسی، عاشقانه، فلسفی و نظایر آن دست یافت، برخی از این طنزها از جهت محتوا و نتایجی که از آنها دریافت میشود، میتوان با یکدیگر درآمیخت و تلفیق کرد، بگونه ای دیگر، آنها را به دسته های محدودتری منحصر ساخت، اما در این نوشتار سعی شده است تا آنجا که ممکنست نمادها را در هر کدام از اقسام آن معلوم نمود، هر چند که گاهی اوقات ممکنست مرز این تقسیم بندی، با هم تداخل داشته و قابل ادغام در یکدیگر باشد.
    کلیدواژگان: ریاکاری، فسق و فجور، آزمندی، دردمندی، شعر تعلیمی
  • مریم خلیلی جهانتیغ، مسعود زندوانی صفحات 121-152
    شعرکودک از فروع ادبیات کودک بشمار میرود. از ویژگی های اصلی شعر کودک میتوان آهنگین بودن با تکیه بر وجوه صوتی و موسیقایی کلمات، بهره گیری از وزن و قافیه، سادگی زبان، زیبایی مضمون و عنصرخیال را نام برد که به ذوق زیبایی شناسی و موسیقایی کودک و همچنین غریزه بازی او پاسخ میدهد. عباس یمینی شریف از جمله شاعرانی است که از لحاظ زمانی و تاریخی پس از شاعرانی چون محمود خان ملک الشعرای صبا، ایرج میرزا و میرزا یحیی دولت آبادی قرار میگیرد و میتوان او را به گواهی کوششهای پیگیرانه اش در طول چندین دهه و همچنین آثار و نامش، بعنوان یکی از پیشگامان و بنیانگذاران شعر کودک و از مطرحترین چهره های دوره نخست شعر جدید کودک به حساب آورد. از آنجا که تا بحال هیچ پژوهشی بطور مستقل به توصیف سبک شناسانه اشعار کودک و نوجوان این شاعر نپرداخته است در این مقاله بر آنیم تا به این مهم بپردازیم و هدف ما در این بررسی با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی معرفی ویژگی های روساختی و زیرساختی اشعار اوست.
    کلیدواژگان: شعرکودک، عباس یمینی شریف، سبک، زبان، موسیقی، صور خیال
  • فرهاد درودگریان، علیرضا شادارام صفحات 153-172
    با توجه به آنکه تصوف اسلامی از مهمترین جریانهای فکری و فرهنگی کل جهان اسلام و بالاخص ایران بوده است، آسیب شناسی تصوف اهمیت بسیاری دارد. تصوف که در طول تاریخ با وجود فراز و نشیبهای بسیار توانسته است به حیات خویش ادامه دهد، مانند هر اندیشه شگفت و بزرگ دیگری شیفتگان و مخالفان بسیاری دارد، بگونه ای که گروهی آن را مغز و جوهر دین و گروهی کفر و الحادش فرض نموده اند. در میان نقدهایی که از صوفیه صورت گرفته است، نقد صوفی بر صوفی- بجای نقد جنبه های نظری و فکری عرفان و تصوف- با تکیه بر جنبه های عملی و رفتاری صوفیه تصویری عادلانه تر و در همان حال عینی تر از آسیبهای وارد شده بر تصوف را ارائه میدهد. از همین روی در مقاله حاضر کوشش شد که انتقادات مطرح شده بر صوفیه در کتاب مثنوی معنوی که از مهمترین منابع شناخت عرفان و تصوف است، مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نقد، تصوف، مولوی، مثنوی، سیر و سلوک
  • شیما جعفری دهقی صفحات 173-182
    تاکنون بیش از هشتاد کتیبه به زبان فارسی باستان از دوران فرمانروایی هخامنشیان در نقاط مختلف ایران کشف شده است. از آنجا که این کتیبه ها از خطا، اصلاح و دگرگونی های ایجاد شده بدست نسخه برداران در امان مانده اند بنابراین تحقیق و بررسی این اسناد بسیاری از مسائل مربوط به تاریخ، تمدن و فرهنگ آنزمان را برای ما روشن میسازد. با وجود مطالعات مفصلی که بر روی کتیبه های فارسی باستان صورت گرفته تا کنون توجه خاصی به بررسی این کتیبه ها از لحاظ سبک شناسی و ساختار نگارش آنها نشده است. بنظر میرسد که دبیران الگوهای خاصی برای نگارش کتیبه ها در دست داشته اند. در این پژوهش با نگرش به ویژگی های سبکی عناصری را که در ایجاد سبک کتیبه ها نقش داشته اند بررسی خواهیم کرد.
    کلیدواژگان: سبک شناسی، کتیبه، فارسی باستان، خط میخی، هخامنشیان، داریوش، بیستون
  • یدالله بهمنی مطلق، شیرزاد طایفی صفحات 183-202
    راحه الصدور و آیه السرور یکی از متون تاریخی نثر فارسی در احوال سلاجقه عراقست که محمد راوندی از نویسندگان توانای زبان فارسی، آن را به نثر فنی- شیوه مرسوم و رایج زمان- نوشته است. نثر این کتاب یکدست نیست،در بخشهایی که تاریخ صرف است ساده و بی تکلف، اما در مباحثی که کلام اقتضا کرده، مانند مقدمه کتاب و مدخل بحثها یا مسائل خاص از قبیل جلوس و درگذشت پادشاهان و... نویسنده تا آنجا که میتوانسته، تمام دقایق و ظرایف شعری و ادبی را بکار گرفته و نمونه زیبایی از نثر فارسی را پدید آورده است. راوندی همانند بسیاری از نویسندگان نثر فنی، از شواهد شعری فارسی و عربی زیادی استفاده کرده؛ بگونه ای که تنها از شاعران فارسی زبان یکهزار و هفتصد و هفتاد و هشت بیت نقل کرده است. بارزترین خصیصه محور ادبی نثر او اقتباسها و تلمیحات قرآنیست که اغلب بصورت منظوم یا مسجع ترجمه شده اند. در محور زبانی، بخصوص در کاربرد افعال، ویژگی های نثر عهد غزنوی مشهود است. ترکیبات نو مانند تنک ذوابه، تهمتن دل، حیدر تن... و اصطلاحات علوم نجوم، شطرنج، پزشکی و... نیز در راحه الصدور درخور توجه است. در این مقاله تلاش شده ویژگی های سبکی این اثر از سه محور زبانی، ادبی و فکری تحلیل و بررسی شده، نکات دقیق سبکی آن، بخصوص از زاویه زبانی و ادبی روشنتر گردد.
    کلیدواژگان: راوندی، راحه الصدور، تحلیل سبکی، ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری
  • علی محمدی، فاطمه کولیوند صفحات 203-222
    سبک شعر چنانکه گفته شده، شیوه خاص اندیشه و نگارش هر فرد، اثر و دوره است. درست است که وقتی پای سبک در میان باشد، فرد و فردانیت برجسته تر نمایان میشود؛ اما مهمترین تقسیم بندی سبک، بویژه وقتی سخن از کلیات سبک شناسی در میان باشد، همان تقسیم بندی است که تحت عنوان سبک دوره از آن یاد کرده اند. محرک اصلی تغییر سبک در هر دوره ای وقایع سیاسی- اجتماعی هستند. در ایران، انقلاب مشروطه در کنار تحولاتی که در سطح جامعه ایران پدید آورد، در عرصه ادبیات نیز بی تاثیر نبود و با طرح مضامین اجتماعی، موجب تغییر سبک ادبا شد. وقایع و تب و تابهای سالهای حکومت پهلوی نیز، گرایش به رمانتیسم اجتماعی و درنتیجه تغییر سبک را در اشعار و برخی آثار گسترده ترکرد. هوشنگ ابتهاج نیز یکی از شاعرانی است که حوادث سیاسی- اجتماعی (بخصوص دهه 30) باعث شد به اجتماع و مردم روی آورد؛ سؤالی که اینجا پیش می آید اینست که:- آیا سبک سایه در این تغییر نگرش،متحول شده است؟سیر این تحول چگونه است؟
    در پاسخ باید گفت این تحول نگرش سایه از رمانتیسم فردی به رمانتیسم اجتماعی باعث تحول سبک اندیشه و زبان او شد. این مقاله به تفاوت سبک سایه (اندیشه و زبان) در دو حوزه رمانتیسم فردی و رمانتیسم اجتماعی میپردازد.
    کلیدواژگان: سبک، سایه، رمانتیسم فردی، رمانتیسم اجتماعی، اندیشه، زبان
  • مسعود روحانی، سیدمحسن مهدی نیاچوبی صفحات 223-242
    مطابق نظریه صورتگرایان، هنرمند(شاعر) با درهم شکستن ساختار عادی زبان، در واقع «آشنایی زدایی» میکند.
    آشنایی زدایی به دو شکل نمودار میشود؛ یکی هنجارگریزی(قاعده کاهی) است و دیگری «قاعده افزایی» است. هنجارگریزی انواعی دارد که یکی از مهمترین نوع آن «هنجارگریزی معنایی» است که شامل «تشبیه و استعاره» می شود که در غزل سعدی کاربرد دارد. با وجود این، این سؤال مطرح می شود که آیا کاربرد تشبیه و استعاره به اندازه ای است که بتوان آنها را از مختصات سبکی غزل سعدی به شمار آورد یا خیر؟ در متن مقاله نشان خواهیم داد که در غزلیات سعدی، در حوزه هنجارگریزی معنایی، تشبیه و استعاره از پرکاربردترین آرایه هستند و کارکرد زیباشناسی آنها و شگردهای مختص شاعر در نحوه بخدمت گرفتن تشبیه و استعاره را آشکار خواهیم ساخت.
    کلیدواژگان: هنجارگریزی، غزل، سعدی، برجسته سازی، تشبیه، استعاره
  • فردوس آقا گل زاده، عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا صفحات 243-254
    در دستور نقشگرا فرض بر اینست که الگوهای تجربه در قالب فرایندها و از طریق فرانقش اندیشگانی در زبان بازنمایی میشود. بر این اساس میتوان با بررسی انواع فرایندهای موجود در افعال و تعیین بسامد وقوع آنها در داستان، از تجارب، تفکرات و دنیای درون نویسنده آگاه شد. امکان و قابلیت دستوری برای بازنمایی تجربه در زبان، از طریق نظام گذرایی انجام میپذیرد. نظام گذرایی، مکانیسم بیان فرانقش اندیشگانی و تجربی در زبان است. در مقاله حاضر، نگارندگان، به بررسی چهار داستان کوتاه فارسی از جلال آل احمد و صادق هدایت، پرداخته اند. داستانها، بر اساس نظام گذرایی در چارچوب دستور نقشگرای هالیدی، تجزیه و تحلیل شده اند. بسامد و درصد وقوع انواع فرایندها پس از بررسی تمامی افعال موجود در داستانها، بعنوان یک شاخص سبکی لحاظ شده است. در این مقاله تلاش می شود با بررسی انواع فعلهای بکار رفته در آثار هدایت و آل احمد، طرز فکر این دو نویسنده را آشکار کرد.
    کلیدواژگان: فرایند، فعل، سبک شناسی، نظام گذرایی، دستور نقشگرا، هالیدی، داستان کوتاه
  • سیاوش حق جو صفحات 255-268
    آنچه سبک را میسازد عناصری چند از زبان،معنی،مضمون،تصویر و صناعت است.درسبک هندی نیز به نسبتهای متفاوت، همین عناصر دست اندرکارند.در مقاله حاضر به جنبه صناعی سبک هندی در حوزه تصویری استعاره پرداخته می شود و نوعی استعاره ناشناخته که از شاخصهای سبکی این مکتب است،معرفی و تحلیل خواهد شد. این صنعت چندپهلو را که آمیزه ای از استعاره،کنایه و ای هام است،«استعاره ای هامی کنایه» مینامیم.در کنار این صناعت و بقصد مقایسه،به معرفی چند شگرد ادبی ناشناخته دیگر نیز پرداخته می شود که برخی از نظر سازوکار صناعی، خویشاوند استعاره ای هامی کنایه اند.
    کلیدواژگان: سبک هندی، صناعت، استعاره ایهامی کنایه
  • عبدالله واثق عباسی صفحات 269-289
    در تاریخ ادبیات فارسی دوره ای به نام بازگشت ادبی شهرت دارد شاعران آن دوره چون از شعر سبک هندی -که بعد از بیدل رو به انحطاط نهاده بود- ملول و دلزده شده بودند در غزل به سبک عراقی گرایش پیدا کردند و بویژه غزل شیرین و دلنشین سعدی و غزل هنری، رندانه، جادوانه و جاودانه حافظ را سرمشق خود قرار دادند. نشاط اصفهانی یکی از شاعران آن دوره میباشد که به شعر پر رمز و راز حافظ توجه داشته است. پیروی و تقلید نشاط از غزل حافظ همه جانبه است و به بخشی از جنبه های غزل اختصاص ندارد. به عبارت دیگر نشاط در محورهای زبانی، فکری، سبکی، موسیقائی شعر و... از غزل حافظ تاثیر پذیرفته است. با توجه به آنکه تاکنون در مورد تاثیرپذیری نشاط از حافظ پژوهشی جامع الاطراف انجام نشده است نویسنده بر آنست تا میزان بازتاب غزل حافظ را در غزل نشاط مورد مداقه، بررسی و بازکاوی قرار دهد.
    کلیدواژگان: شعر فارسی دوره بازگشت، غزل، حافظ، نشاط
  • محمدرضا روزبه، قدرت الله ضرونی صفحات 291-308
    یکی ازساحتهای اصلی ادبیات فارسی، ساحت غنایی آنست، که شاعران درآن، از عواطف و احساسات درونی خویش سخن میگویند، این نوع ادبی بیش از هر چیزی بر حول محور عشق و عاشقی میچرخد و شاعران در آن، حرفهای درونیشان را خطاب بمعشوق در لباس شعر می آرایند. در این میان، طرز نگاه هر شاعری نسبت بمعشوق، با شاعران دیگر، دارای تفاوتها و تشابهاتی است، قیصر امین پور از جمله شاعرانی است که نگاهی خاص نسبت بمعشوق دارد، معشوق در شعر او دارای ماهیتی پاک و عفیف است، که شاعر با او عشق ورزی پاک و عفیفانه ای دارد. معشوق در آثار نخستین وی بیشتر معشوقی آسمانی و ازلی است، اما پس از گذار از این دوران، شاعر به فردیت خویش نزدیک می شود و معشوقی زمینی با مایه های آسمانی و آنیمایی در اشعار او جلوه میکند. دراین مقاله به تحلیل ماهیت معشوق و سیرتحول آن در اشعار قیصر امین پور خواهیم پرداخت، و درآن چهره معشوق شعر او را با تکیه بر آثارش به تصویر خواهیم کشید.
    کلیدواژگان: شعر معاصر، قیصر امین پور، عشق، معشوق، آسمانی، زمینی، آنیمایی
  • حسین آقا حسینی زینب زارع صفحات 309-328
    برای هر پژوهشگر ادبی مهمترین مسئله در تحلیل شعر، رویارویی با جهان متن و دریافت زیبایی و کلیت یکپارچه آن و دریافت کیفیت کارکرد عناصر شعری و بررسی توانایی شاعر در بهره گیری از امکانات زبانی است. در سبک شناسی شعر، سه عنصر سبک، شعر و به تبع آن زبان، دردرجه اول اهمیت قرار دارد. و هر سه مفاهیمی سیال و دستخوش تغییر وتحول است.در بررسی نوآوری در سبک نخست باید دید که شعرشاعر در کدام چارچوب زبانی و سنتی جای گرفته، کدام امکانات زبانی و بیانی و ساختاری در دسترس اوست؛ سپس، دریافت که از این امکانات چه عناصری را برگزیده، در آنها چه تصرفاتی کرده و نقش این تصرفات در پیام او چیست. عزیزی ازجمله شاعران لفظ پرداز انقلاب اسلامی است و ازاین نظر دارای «سبک جدیدی» است،شعر او در بسیاری از موارد به مدد ذهن و زبان شاعرانه،موفق به کشف زبانی شده است که، بستر سیال این زبان، جایگاهی مناسب برای تجلی تخیل شاعرانه او وخلق بیانی تصویری خارج از مرزهای قراردادی جهان واقعی است. این پژوهش براساس مبانی سبک شناسی شعر، به برخی از این وی‍ژگی ها میپردازد.
    کلیدواژگان: زیباشناختی، ساختار سبک، احمد عزیزی، کفشهای مکاشفه
  • محمد ایرانی، زهرا منصوری صفحات 329-338
    کارکرد های هنری گل و گیاه بمعنی بررسی هنرهائیست که با محوریت گلها و گیاهان در اشعار هنرمندانهٔ حافظ شکل گرفته؛ هنر بهره گیری مناسب از ابزارهای بیانی و بدیعی و در واقع هنر چگونگی بکارگیری زبانی ادبی بعنوان وسیله و ابزار نمایش مضامین مورد نظر او. در میان اشعار حافظ ابیات پرشماری به چشم میخورد که وی در آنها با استفاده از گلها و گیاهان، مضامین متعددی را در پوششی از هنرهای گوناگون می آفریند؛ هنرهایی که در سبک والای حافظ دارای جایگاه ویژه ای است. با این تمهیدات میتوان اهمیت و ارزش طبیعت گیاهی را در نظر این شاعر بلند آوازه دریافت. اما هنر حافظ در آن است که با زبانی شاعرانه و ترفندی رندانه که ذاتی اوست مفاهیم انسانی، اخلاقی و اعتباری ژرفی می آفریند که همواره دغدغه فکری بشر بوده و هست؛ تصویر پردازی های بدیع و هدفمند او از عناصر طبیعی، دستمایه ای برای آفرینش و پرورش مضامین عالی گردیده است و همین موجب برجستگی کلام و چند بعدی بودن شعر او شده و از او شاعری فراملی و جهانی ساخته است.
    کلیدواژگان: شعر حافظ، هنر، گل و گیاه، مضمون آفرینی، ابزارهای بیانی و بدیعی
  • میترا گلچین صفحات 339-352
    مقاله حاضر به بررسی تشبیه و طبقه بندی انواع ساختار آن در مثنوی مولانا میپردازد. تشبیه علاوه بر اینکه از موضوعات محوری و مهم حوزه علم بلاغت و بیان محسوب میشود، بررسی و تحلیل ساختار متنوع و متعدد و عناصر تشکیل دهنده آنچه از نظر شکل و چه از جهت محتوا میتواند مبین و معرف سبک و زبان خاص یک شاعر باشد. از اینرو، از جنبه سبک شناختی نیز از اهمیت بسیار برخوردار است.
    از آنجاکه سبک بکار رفته در مثنوی مولانا سبک تعلیمی (didactic) است،از ابزار تشبیه و تمثیل در آموزش و انتقال مفاهیم و پیامهای مختلف شاعر به مخاطب بسیار استفاده شده است.
    نکته مهم دیگر آنکه مقایسه بسامد اشکال مختلف تشبیه در مثنوی، نشان دهنده آن است که مولانا بیشتر از چه ساختارها و عناصری در سبک تعلیمی برای ادای مقاصد خویش سود جسته است.
    کلیدواژگان: تشبیه، ساختار، سبک، مثنوی، مولانا
  • حسین حسن پور آلاشتی، سیده ملیحه هاشمی سلیمی صفحات 353-374
    وجود عنصر روایت (Narration) در ادبیات، دین، فلسفه، خاطرات و... لزوم شکل گیری رشته ای جدید تحت عنوان «روایت شناسی» (Narratology) را سبب شد. مقوله زاویه دید(Perspective- Point Of View) بعنوان مهمترین وجه ساختار روایی، عنصر مرکزی بسیاری از نظریه های ادبی از جمله نظریه ژرار ژنت (Gerard Genette) است. وی با کانون سازی، چه کسی روایت میکند؟ و داستان از زاویه دید چه کسی بیان میشود؟ باعث شناخت شناسنده در مواجه با متن میشود. مثنوی مولانا از جمله آثار ارزشمند ادب پارسی است که شاعر در رسیدن به هدف عالی خود- تعلیم - از عنصر روایت در آن بهره میجوید. انتخاب کانون روایت متناسب،یکی از شگردها و ویژگی های سبکی مولانا،در داستانپردازی است که تنوع آن موجب پویایی و لذت بخشی روایت و متمایز شدن سبک بیان مولانا میشود.
    نگارندگان در این مقاله پس از بیان نظریه ژرار ژنت به بررسی مقوله زاویه دید در داستان پادشاه و کنیزک و شگردهای مولانا در این زمینه میپردازند.
    کلیدواژگان: روایت، زاویه دید، حکایت پادشاه و کنیزک، کانون روایت، سبک، مثنوی، مولوی
  • فاطمه مدرسی، مریم عرب صفحات 375-400
    یکی از عوامل مؤثر بر سبک هر نویسنده یا شاعر، در نظر گرفتن حال مخاطب است.شاعر یا نویسنده توانا، اثرخویش را بگونه ای مدون میسازد که خواننده آن را بفهمد و بپسندد، بویژه اگر هدف، تعلیم و تبلیغ فکر یا بیان اصول و مبانی مکتبی باشد.
    آنچه در این پژوهش مورد توجه است سبک بیان مطالب عرفانی در تمهیدات عین القضات و نحوه ارتباط قاضی با مخاطبان است. تمهیدات از نظر زبانی و محتوایی در میان آثار عرفانی، اثری استثنایی است و بسیاری از رویکردهای نظری و آموزه های عملی عین القضات در آن بازتاب یافته است. قاضی در این کتاب، مطالب را صریح و بی تکلف بیان کرده، بگونه ای که گاهی متن به زبان محاوره نزدیک میشود، عین القضات خواننده را در نوشتار مورد خطاب قرار میدهد و ارتباط او با مخاطب بقدری قوی و زنده است که گویی با او گفتگو میکند. گاهی قاضی مخاطب را نمیشناسد، با اینحال، به بهترین وجه با او ارتباط برقرار میسازد و با کاربرد امر و نهی حضور مخاطب را در جریان کلام زنده و پررنگ میسازد و با جمله های پرسشی فراوان توجه مخاطب را جلب کرده به شنیدن مطلب عرفانی ترغیب میکند.
    کلیدواژگان: عین القضات، تمهیدات، سبک، نثر عرفانی، مخاطب
  • علی صباغی صفحات 403-420
    زبان، عامل پیوند میان افراد جامعه و نهادی اجتماعی و پویاست که همانند دیگر نهادها پیوسته در حال دگرگونی بوده، با گذشت زمان و تغییر ساختار جامعه، دچار تحول میشود. فرهنگ نویسی کوششی در راستای ثبت این دگرگونی ها، به منظور سهولت فهم زبان گذشتگان و جلوگیری از گسست فرهنگی است. فاصله مکانی، بعد زمانی و نفوذ نیروهای بیگانه در حوزه یک زبان، از جمله عوامل زمینه ساز فرهنگ نویسی است. تحت تاثیر سه عامل حمله اعراب و گسترش دین اسلام؛ هجوم ترکان و ورود عناصر زبان ترکی در فارسی؛ و گسترش حوزه کاربرد زبان فارسی در خارج از قلمرو نخستینش، فرهنگ نویسی دو و سه زبانه فارسی عربی ترکی رونق گرفت. در این گفتار بمعرفی و بررسی این جریان فرهنگ نویسی بویژه حوزه فارسی ترکی که کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است، پرداخته خواهد شد.
    کلیدواژگان: فرهنگ نویسی در زبان ترکی، فرهنگ نویسی (دو و سه زبانه)، لغتنامه منظوم یا نصاب