فهرست مطالب

مطالعات اجتماعی ایران - سال پنجم شماره 1 (پیاپی 13، بهار 1390)
  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 13، بهار 1390)
  • 216 صفحه، بهای روی جلد: 15,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/02/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سیدحسین سراج زاده صفحه 3
  • سیامک زندرضوی صفحه 4
  • مهدی امیرکافی*، شکوفه فتحی صفحات 5-41
    دلبستگی به مکان مسکونی مبین احساس تعلقی است که افراد نسبت به محله مسکونی خود دارند. این پیوندهای عاطفی، به ویژه با خاطرات، تجربیات و حوادث مهم زندگی اشخاص مرتبط است. دلبستگی به محیط های مسکونی از آن رو اهمیت دارد که عمل جمعی را تسهیل می کند، مشارکت سازمانی را افزایش می دهد، سرمایه گذاری را تشویق می کند و فرصت مناسبی جهت رشد و توسعه اجتماعی محلات مسکونی فراهم می سازد.
    تحقیق حاضر با بهره گیری از الگوی نظام مند، مفهوم ارزش کاربری محله مسکونی و نظریه بی سازمانی اجتماعی، به مطالعه دلبستگی به محله مسکونی می پردازد و علل آن را مورد بررسی قرار می دهد. این تحقیق از نوع پیمایشی است که در آن با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای با 320 نفر از افراد بالای بیست سال، ساکن در مناطق مسکونی شهر کرمان مصاحبه شده است که از بین آن ها، اطلاعات 300 پرسش نامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
    یافته ها نشان داد که متغیرهای پیوندهای اجتماعی محلی، دسترسی به امکانات و تسهیلات، احساس امنیت و نظم اجتماعی، اثرات معنی داری بر دلبستگی به محله مسکونی دارند. همچنین، تاثیر غیر مستقیم متغیر مدت اقامت که از طریق پیوندهای اجتماعی محلی صورت می گیرد، بیش از تاثیر مستقیم آن بر متغیر وابسته است. در مجموع، نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که متغیرهای اصلی تحقیق 59 درصد از تغییرات دلبستگی به محله مسکونی را تبیین کرده اند.
    کلیدواژگان: دلبستگی به مکان، دلبستگی به محله مسکونی، دلبستگی به اجتماع محلی، پیوندهای اجتماعی محلی
  • جوانان و هویت بازاندیشانه / مطالعه دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان
    داریوش بوستانی* صفحات 42-71
    تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر هویت بازاندیشانه دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان صورت گرفت. چارچوب نظری پژوهش، از نظریات آنتونی گیدنز و پیتر برگر استخراج شد و بر این اساس مدل و فرضیات تحقیق طراحی شدند. متغیرهای مستقل عبارت اند از: میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی (اینترنت و تلفن همراه)، مقطع تحصیلی، تحصیلات والدین، پایگاه شغلی پدر و اشتغال مادر، جنسیت، محل تولد، هویت مذهبی در بعد مناسکی، درآمد خانوار، میزان استفاده از منابع مطالعاتی غیر درسی و آنتن ماهواره. حجم نمونه 377 نفر برآورد گردید که برای اطمینان از نتایج 391 پرسش نامه تکمیل شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روش نمونه گیری با توجه به تنوع رشته ها و دانشکده ها تصادفی طبقه بندی انتخاب شد. برای سنجش ابعاد هویت بازاندیشانه، هویت مذهبی (در بعد مناسکی)، و وابستگی به اینترنت، از طیف لیکرت استفاده به عمل آمد. به طور کلی، در تحلیل دو متغیره در میان متغیرهای مستقل 12گانه، 8 متغیر رابطه معناداری با هویت بازاندیشانه نشان دادند. این متغیرها عبارت اند از: 1. میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی 2. تحصیلات پدر 3. تحصیلات مادر 4. جنسیت پاسخگو 5. محل تولد 6. هویت مذهبی 7. استفاده از آنتن ماهواره 8. منابع اطلاعاتی. همه متغیرهای فوق با متغیرهای وابسته رابطه مثبت داشتند، به استثنای متغیر هویت مذهبی و یکی از زیرمجموعه های منابع مطالعاتی؛ یعنی منابع مطالعاتی مذهبی، که این دو در برابر رشد هویت بازاندیشانه مانع عمده و جدی محسوب می شوند. متغیرهایی که رابطه معناداری با هویت بازاندیشانه نداشتند عبارت اند از: مقطع تحصیلی، پایگاه شغلی پدر، وضعیت اشتغال مادر و درآمد ماهیانه. در میان متغیرهای زیرمجموعه منابع مطالعاتی غیر درسی نیز دو متغیر، یعنی میزان مطالعه و علاقه مندی به تاریخ و ادبیات ایران، رابطه معناداری با هویت بازاندیشانه نشان نداد.
    کلیدواژگان: هویت، بازاندیشی، دانشجویان، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی
  • سیامک زندرضوی*، ناهید رحیمی پورانارکی صفحات 72-98
    جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 پیمان نامه حقوق کودک را به طور مشروط پذیرفته است. اما در عمل برای تحقق اصول آن اقدام چندانی صورت نداده است. در این مقاله وضعیت چند اصل پایه ای پیمان نامه مرتبط با آموزش و کار کودکان که ضامن تحقق همه اصول پیمان نامه در زمینه های اصلی (بقاء، رشد، امنیت و مشارکت) برای کودکان است مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش در استان کرمان انجام شده است و از روش پیمایش با نمونه گیری گلوله برفی (پرسان پرسان) استفاده کرده است. 474 کودک کارگر (کمتر از 18 سال، 411 ایرانی و 63 افغان) در نه نقطه شهری استان کرمان، مورد مصاحبه حضوری قرار گرفته اند. نتایج نشان دهنده معلق شدن دست کم یک حق، به طور مشترک برای هر دو گروه، کودکان کارگر ایرانی و افغان است. در حالی که برای کودکان دسته دوم حقوق بیشتری معلق شده است. در ادامه، راه حل های مسئله در سه عرصه جامعه شناسی حرفه ای، جامعه شناسی انتقادی و جامعه شناسی مردم مدار جست وجو می شود.
    کلیدواژگان: کودکان کارگر، حقوق کودک، استان کرمان، کودکان ایرانی، کودکان افغان، جامعه شناسی، جامعه شناسی مردم مدار
  • سعیده گروسی*، شیما شبستری صفحات 99-123
    سلامت روان یکی از جنبه های مهم آسایش و سلامت تلقی می شود. خانواده های زن سرپرست در ایران و جهان رو به ازدیادند. زنان سرپرست خانوار به علت شرایط خاصی که در زندگی تجربه می کنند از نظر سلامت روان در معرض خطرند. این پژوهش با هدف شناخت عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر کرمان انجام شده است. برای انجام این پژوهش از چارچوب نظری سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی شبکه و پیامدهای آن در حوزه سلامت استفاده شد.
    نمونه این پژوهش 325 زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی بودند و اطلاعات از طریق پرسش نامه دوقسمتی محقق ساخته و پرسش نامه جی اچ کیو بیست و هشت همراه با مصاحبه جمع آوری شد. نتایج نشان داد که نزدیک به 44 درصد افراد وضعیت مناسبی از نظر سلامت روان ندارند. متغیرهای سن، اعتماد اجتماعی، احساس تعلق، مشارکت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، اندازه شبکه اجتماعی و فراوانی تماس با اعضای شبکه، همبستگی معنی داری با سلامت روان دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که حمایت مالی، حمایت عاطفی، حمایت خدماتی و مشارکت اجتماعی، مهم ترین عوامل اجتماعی پیش بینی کننده سلامت روان افراد مورد مطالعه محسوب می شوند. بنابراین، سرمایه اجتماعی شبکه، خصوصا در بعد کارکردی، بیش از سرمایه اجتماعی عام در تبیین وضعیت سلامت روان مورد توجه است
    کلیدواژگان: سلامت روان، سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی شبکه، زنان سرپرست خانوار، کرمان
  • سوده مقصودی*، سعید معیدفر، محمد توکل صفحات 124-152
    رضایت زن و مرد از زندگی مشترک اختلافات درون خانواده را کم می کند و محیط مناسب و سالمی را در خانه برای فرزندان به وجود می آورد. بر این اساس، آگاهی از عوامل موثر بر رضایت زناشویی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف این تحقیق بررسی جامعه شناختی رابطه سرمایه اجتماعی و رضایت زناشویی میان زنان و مردان متاهل شهر کرمان است. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری مورد مطالعه شامل زنان و مردان متاهل 18-45 ساله است که 382 نفر از این جمعیت به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه انتخاب شده اند. برای سنجش رضایت زناشویی از پرسش نامه استانداردشده انریچ و برای سنجش سرمایه اجتماعی از پرسش نامه خودساخته ای بر اساس تلفیق نظریه های نان لین و کلمن در شش بعد سرمایه درون گروهی، برون گروهی و فراگروهی ساختاری و درون گروهی، برون گروهی و فراگروهی شناختی استفاده شده است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین رضایت زناشویی و متغیرهای سرمایه درون گروهی، برون گروهی و فراگروهی شناختی، درون گروهی و برون گروهی ساختاری، منزلت فرد در روابط قدرت خانواده، احساس رضایت از زندگی، سن و درآمد همسر رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین رضایت زناشویی زنان و مردان تفاوت معنی داری مشاهده می شود. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان می دهد که از میان ابعاد متغیر سرمایه اجتماعی و سایر متغیرها چهار متغیر سرمایه درون گروهی شناختی، برون گروهی شناختی و منزلت فرد در روابط قدرت خانواده مهم ترین تبیین کننده های رضایت همسران از یکدیگرند.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، رضایت زناشویی، زنان و مردان متاهل، کرمان
  • بررسی عوامل موثر بر مشارکت در شرکت های تعاونی مصرف کارمندی / مطالعه موردی: شرکت تعاونی مصرف کارکنان اداره راه و ترابری استان کرمان
    علی اصغر مقصودی* صفحات 153-175
|
  • Mehdi. Amirkafi*, Shokofeh Fathi Pages 5-41
    Attachment to the place of residence indicates a feeling of belonging that individuals tend to have about their residential neighborhood. These affective bonds are especially related to the memories, experiences and significant events in a person’s life. The attachment to the place of residence is significant because it facilitates the collective action, increases the organizational participation, encourages the investment and creates proper opportunities for growth and social development of the residential neighborhoods. The present study, through utilization of a systemic model, a concept of neighborhood use-value, and social disorganization theory, examines attachment to the place of residence and its causes. This is a survey research through which 320 persons above 20 years of age residing in the residential areas of Kerman city have been interviewed through multistage cluster sampling method. The data extracted from 300 questionnaires was analyzed. The findings indicate that variables of local social bonds, accessibility to facilities and recreations, feeling security and social order exert significant effects on attachment to a neighborhood. The path analysis also indicates that the indirect effect of variable of length of residence exerted through the local social bonds is more than its direct effect. In sum, the results of multiple regression indicate that the main variables of research explain 59 percent of the variances of the dependent variable.
    Keywords: Place attachment, Neighborhood attachment, Local community attachment, Local social bonds, Systemic model, Neighborhood use value
  • Youth and Reflexivity / Case Study of Students of Shahid Bahonar University, Kerman
    Dariush Boostani* Pages 42-71
    The present research aims at studying factors influencing reflexive identity among students of Shahid Bahonar University of Kerman. The extracted theoretical framework is that of Anthony Giddens and Peter Berger theories, and research hypothesis designed according to the model. Independent variables are: rate of using ICT (internet and cell phone), educational degree, parents’ education, job status of father, mother’s employment, gender, birth place, religious identity; ritual aspect, household income, rate of using supplementary reading resources and satellite antenna (TV). According to Lin (1976) by considering 50% parameter, 95% confidence level and 5% error, sample size estimated n=377, but for more confidence, 391 questionnaire completed and analyzed. Stratified random sampling was used because of the diversity of colleges and branches. Data collection tool was a questionnaire consisting closed and half-open questions. Likert scale was used for measuring reflexive identity aspects, religious identity (ritual aspect), and internet dependency. Alpha coefficients of above scales were acceptable and for reflexive identity scale it was more than. 80. Generally, among 12 independents variables, 8 variables showed significant relationship with reflexive identity. They are: 1- rate of using ICT (internet and cell phone), 2- Father’s education, 3- Mother’s education, 4- gender, 5- birth place, 6- religious identity, 7- satellite antenna (TV), 8- supplementary reading resources. All of above variables had positive significant relationship, except religious identity and one of the subdivision of the supplementary reading resources, that is religious resources, which were main challenge against reflexive identity development. Variables that didn’t showed significant relationships with reflexive identity are: educational degree, father’s job status, mother’s employment, and household income. Among subdivision variables of supplementary reading resources, two of them, i.e. reading and interest in the Iranian history and literature had not significant relationship with reflexive identity.
    Keywords: Identity, Reflexivity, Students, Information, communication technologies
  • Siamak Zand, Razavi*, Nahid. Rahimipour, Anaraki Pages 72-98
    This paper is based on four articles of the Convention on the Rights of the Child. In 1994 the Islamic Republic of Iran assented conditionally to the terms of the Convention on the Rights of the Child. Yet, little has been done for practical fulfillment of the principles put forward by the convention. This article surveys the status of some basic principles of this convention, including training of the labor child. These selectively surveyed principles are seen as the guarantees of the fulfillment of all the principles of the Convention, in the major fields (survival, growth, security and participation) for the children. This survey was conducted in the city of Kerman. The research used Snowball sampling (asking directions) method. The researchers interviewed 474 under 18 labor children (411 Iranian and 63 Afghani) from 9 different districts of Kerman province. The results indicate that the Iranian and Afghani children have been deprived of at least one of their rights, while, for the second group, more than one of their rights have been suspended. In continuation of the study, some solutions for the problem have been investigated in three fields of professional, critical, and public sociology. Thus three sociological models and two solutions are proposed.
    Keywords: Child labor, children rights, Kerman province, Iranian labor children, Afghani labor children
  • Saideh Garousi*, Shima Shabestarinejad Pages 99-123
    Mental health is an important aspect of wellbeing and general health. Today woman-headed families are increasing in number worldwide as it is the case in Iran. These household head women undergo special life experiences; thus experiencing particular mental health situations as well. The aim of this survey is to study mental health of women who are heading the family and are supported by the Welfare Organization of the city of Kerman, nationally known as ‘behzisty’. Some sociological concepts such as social capital and social networks are used here. The functions of these concepts are also looked at and discussed. The sample volume is 325 women heading households who are currently supported by the Welfare Organization. The main data gathering tool was a twofold constructed questionnaire which was accompanied by the interview. The results indicated that about 44% of women suffered unsuitable mental health. The variables such as age, social trust, social communication, sense of belonging, social capital, and size of social network, as well as frequency of meeting network members had strong relationships with mental health. The regression analysis showed economic, emotional, service supports and social communication/participation were among the most important variables for explaining mental health. Therefore, the network’s social capital, particularly taken in its functional aspect, is considered to be more explanatory vis-à-vis mental heath, than the general social capital.
    Keywords: Mental health, Social capital, Social capital of network, Household head women, Kerman
  • Soodeh Maghsoodi*, Said Moidfar, Mohammad Tavakol Pages 124-152
    Marital life satisfaction reduces the effects of the possible conflicts within the family thus providing an environment conducive to nurturing of the child. Being aware of factors affecting marital satisfaction is therefore of importance. This sociological research probes the relationship between social capital and marital satisfaction among married couples in the city of Kerman. The significance of social capital is derived from the fact that it provides the spouse satisfaction through emotional and mental support. The purpose of this study is to identify the relationship between these two variables. This is a survey-method research. In order to put to test the hypotheses of the study, 382 women and men aged between 18-45 years, were selected by clustered random sampling. The ENRICH questionnaire was used in order to measure participants’ satisfaction. As to social capital, we utilized a combined version of Lin and Coleman’s theories measuring social capital via a constructed questionnaire in 6 dimensions: structural bonding, bridging, linking capital and cognitional bonding, bridging and linking capital. The statistical methods of Pearson correlation, T and F tests were also used for testing the hypotheses. The regression analysis was employed to measure the research method. The results indicates a meaningful relationship between marital satisfaction and cognitional bonding, bridging, linking capital, individual’s esteem within the family power relations, sense of life satisfaction, age, and the individual’s income. Moreover, there was found a meaningful difference between women and men in marital satisfaction and social capital. The results of multiple regressions also showed that cognitional bonding capital, bridging capital, and the individual’s esteem in the family are the most important indicants in married men’s and women’s mental health. Considering the findings what can be highlighted is the fact indicating that if the individuals enjoy high level of social capital it means that they access valuable resources. The main resources can be listed as mutual trust, social, mental and financial support, existence of kinship networks, and the like. Given the above resources, the spouses will have a higher chance of enjoying an enhanced marital satisfaction.
    Keywords: Marital satisfaction, Social capital, Married men, women, Kerman
  • Participation in the Consumer Staff Co-operatives: / A Case Study of Deparment of Transportation of Kerman Province
    Aliasghar Maghsoudi* Pages 153-175
    At the beginning of the 21st century, the consumer co-operatives, like other forms of co-operatives are in crisis. The consumer co-operatives areconsidered to be the pioneers of international co-operative movement and the first formal co-operatives in the world. Cooperatives suffer from crises of capital, ideology, legitimacy and management. The overall crisis is so serious that it has deeply affected their philosophy of existence (Macpherson, 2000:37). These crises are contagious, spreading worldwide. Then, Iran cannot be an exception. International Co-operative Alliance (ICA), as the apex of the movement and the most formal referee of co-operatives in the world, has recommended that membership acquisition is the ultimate solution to overcome the crisis. It has conducted much worldwide research on the issue and has asked the members to do the same. This research is conducted in pursuit of the ICA's recommendation. The research, adopts theoretical framework, concepts and theories to deal with participation, focusing on social capital. With respect to the critical affect of ground factors on participation and the necessity of flexibility in methodology, the dominant method is qualitative but the quantitative method has also been used. Gathering data has been carried out through explanatory and instrumental case study, systematic observatory and non-interfering tools, the questionnaire, planned interviews and document review. Regarding the members, sampling is random but all the members of the board of directors have been interviewed. Data analysis has been performed through a descriptive approach utilizing content analysis and deductive use of categories to lead to a ground theory, a theory that would result in an increase of member's participation. It is toward this end that suggestions have been presented, namely to increase member's participation in the staff consumer cooperatives. Such an increase is hoped to come by through a social capital based approach in its both forms; cognitive and structural, in the fields implying potential member's participation.
    Keywords: Democratic participation, Members, Social capital, The staff consumer co, operative
  • Leila Yazdanpanah*, Fatemeh Samadian Pages 176-208
    This article analyzes the ‘gender identity disorder’, while emphasis is placed on traits carried as a result of the family upbringing of the ‘abnormal’ as compared with the normal persons. Identity has different dimensions, one of which is gender identity, which is acquired during childhood. These traits result from certain conditions particularly in the family environment which affects them. Gender identity disorder is constant inclination towards other sex or persistence on belonging to other sex and deep uneasiness with gender and gender role given to the person, which can have serious outcome for the individual, his family and society. This study focuses on characteristics of the people having this symptom and their families in Kerman Province. To analyze this disorder in Kerman all people that had referred to Welfare Organization of Kerman Province, nationally known as ‘behzisty’, were studied. This is a quasi experimental study. The experiment group was compared with normal (control) group, selected by assimilation process, interview and filling up initial and final questionnaire. The data was collected by interviewing both groups and analyzing the files of the experimental group. It should be mentioned that TTest was used to compare the role of families of the two groups. It was found that various variables at personal and family levels showed meaningful differences between the experimental and control group. These variables are as follows: Parents’ behavior during childhood, socialization process, emotional participation, emotional expression in the family, effective relationship with the family, sexual abuse and unsuitable dress, and makeup used during childhood.
    Keywords: Gender identity disorder, emotional expression, Emotional Participation, Effective Relationship