فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال دهم شماره 1 (پیاپی 19، بهار و تابستان 1391)
  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 19، بهار و تابستان 1391)
  • 160 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1391/06/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا محمدزاده، عباسعلی منصوری صفحه 5
    نوشتار حاضر، بر اساس تحلیل آرای ملاصدرا و طرح مباحثی چون چیستی وهم و چرایی تاثیر آن در ایجاد خطای ذهن، نشان می دهد که از دید صدرا، انسان اندیشنده محض نیست و باورهای انسان را نباید مطلقا از مقوله افعال ارادی او دانست. به عبارت دیگر، در تحقق باورهای انسان، عوامل معنوی نیز که فراتر از امور طبیعی بوده و برای انسان ملموس نیستند، اما پیوسته در تعامل با انسان اند نقش مهمی ایفاء می کنند. ملاصدرا، این تاثیر را به هنگام بحث درباره قوه وهم، به دقت مطرح کرده است. این در حالی است که فیلسوفان بزرگ دیگری چون ابن سینا و سهروردی نیز، همانند ملاصدرا، منشا خطای ذهن یا به عبارتی نفوذ شیطان در انسان را از طریق قوه واهمه تصویر کرده اند.
    کلیدواژگان: وهم، عوامل معنوی، معرفت، ملاصدرا
  • عباس دهقانی نژاد، محمد سعیدی مهر صفحه 23
    دیدگاه های متفاوتی درباره فاعل معجزه ارائه شده است. برخی خداوند را فاعل معجزه می دانند و بسیاری نیز انتساب معجزه به پیامبر، صالحان و... را پذیرفته اند. قاضی عبدالجبار معتزلی، فاعل معجزه را خدا دانسته و جواز فاعلیت پیامبر را نیز پذیرفته است. سویین برن نیز نظر مشابهی دارد. هر چند آرای این دو متفکر در این مسئله مشابه است اما از آن جا که عبدالجبار، دیدگاه خود را با دلایل متعددی همراه کرده است، دیدگاه او به لحاظ اثباتی بالاتر از دیدگاه سویین برن قرار می گیرد. با توجه به این نمونه، می توان این نظر را مطرح ساخت که سنت کلامی مسلمانان، مخصوصا در مباحث مربوط به معجزه، آرائی هم سنگ و حتی عمیق تر و دقیق تر از الهیات معاصر مسیحی در بر دارد.
    کلیدواژگان: اسلام، مسیحیت، نبوت، فاعل معجزه، عبدالجبار معتزلی، سویین برن
  • مجید ملایوسفی صفحه 37
    مهم ترین مسئله مناقشه برانگیز در میان متفکران قرون وسطا، نحوه وجود کلیات بود که با پرسش های مهم فرفوریوس در «ایساغوجی» آغاز گشته بود. ترجمه این کتاب از زبان یونانی به لاتینی و شرح آن به دست بوئتیوس و پاسخ های او به پرسش های سه گانه فرفوریوس، سبب مهمی در شکوفا شدن مسئله هستی شناسی کلیات بود که در نهایت، به پیدایی سه دیدگاه واقع گرایی، مفهوم گرایی و نام گرایی در این باره منجر شد. با این همه، به نظر می رسد که یکی از علل مهم بسط و گسترش این مسئله در قرون وسطا، ارتباط وثیق آن با آموزه های مهم کلام مسیحی آموزه هایی چون علم پیشین خداوند به مخلوقات، تثلیث خداوند و گناه نخستین بوده است. بنابراین می توان مدعی شد که انگیزه های کلامی متفکران قرون وسطا، در شکوفایی و بسط مبحث کلیات تاثیر بسزایی داشته است. یکی از مسائل مهم کلامی که ارتباط تنگاتنگی با مسئله کلیات داشته، آموزه گناه نخستین است که تبیین ماهیت آن و نیز نحوه انتقال آن از آدم و حوا به نسل بشر از سوی برخی متفکران قرون وسطا، موجب پیدایی نظریه ای با عنوان واقع گرایی جمعی، در بحث هستی شناسی کلیات گردید.
    کلیدواژگان: کلیات، واقع گرایی، مفهوم گرایی، نام گرایی، قرون وسطا، الهیات، مسیحی، گناه نخستین
  • علی شیروانی صفحه 55
    پلنتینگا، بر مبنای معرفت شناسی اصلاح شده، باور به وجود خدا را از جمله باورهای واقعا پایه می داند که در توجیه و تضمین خود، به هیچ شاهد و دلیلی متکی نیست. دیویس معتقد است که نظریه پلنتینگا در باب توجیه و تضمین باور به خدا، هر چند عموما برهان تجربه دینی به شمار نیامده، اما واقعا چنین است. این مقاله، با بررسی جوانب گوناگون دیدگاه پلنتینگا، می کوشد با به دست دادن صورت بندی پیشنهادی برای برهان تجربه دینی بر اساس دیدگاه پلنتینگا، دشواری های ادعای دیویس را نشان دهد. البته از آنچه پلنتینگا درباره حس خداشناختی مطرح کرده، می توان در بحث تجربه دینی بهره برد و از آن برای تبیین وقوع دسته ای از این تجربه ها سود برد. از نظر او، وقوع زمینه ای مناسب، به فعالیت حس خداشناختی می انجامد، که وقوع تجربه باورساز را به همراه دارد و آن، باور به گزاره ای مربوط به خدا را نتیجه می دهد.
    کلیدواژگان: برهان تجربه دینی، باورهای پایه، حس خداشناسی، تجربه باورساز، پلنتینگا، دیویس
  • سیدحاتم مهدوی نور، سیدمحمود یوسف ثانی، محمدتقی فعالی صفحه 75
    در مورد تجربه عرفانی، دو دیدگاه ذات گرایی و ساخت گرایی وجود دارد. ذات گرایان معتقدند که حداقل در تجارب عرفانی خاص، عرفا ذات واحدی را تجربه می کنند، اما زمینه های اجتماعی و مذهبی عارف در تفسیر آن ها اثرگذار است؛ لذا علی-رغم تنوع گزارشات تجارب عرفانی در سنت های مختلف، هسته مشترکی وجود دارد که تمام آن ها را می توان از یک نوع دانست. اما ساخت گرایان قائل اند که تجربه عرفانی، به طور خاص و گسترده، توسط سنت مذهبی و اجتماعی ای که عارف در آن قرار دارد، شکل داده می شود؛ پس زمینه های مذهبی خاص، تجارب متفاوتی را ایجاد می کنند.
    علامه طباطبایی، در حصری عقلی، علم را به حضوری و حصولی تقسیم می کند. با نظر به این تقسیم، تجربه عرفانی یا از نوع علم حضوری است یا از نوع علم حصولی. تجربه ای که از نوع علم حضوری است، تجربه ذات است و پیشینه های عارف در آن نقشی ندارد. انسان می تواند با ریاضت، از تعلق نفس به بدن بکاهد. در این صورت، نفس مجرد به علت خود و نیز به معلولات دیگر علم حضوری خواهد داشت و با آن ها متحد می شود. اما بعضی از تجارب عرفانی انسان (کشف صوری و بعضی از مراتب کشف معنوی) از نوع علم حصولی است. در این نوع تجربه، ممکن است زمینه-های قبلی عارف در شکل گیری تجربه وی دخالت داشته باشند.
    کلیدواژگان: تجربه عرفانی، علم حضوری، علم حصولی، ساخت گرایی، ذات گرایی، طباطبایی
  • میثم توکلی بینا صفحه 99
    نصر حامد ابو زید، متفکر مصری، در کتاب هایی که در زمان اقامتش در مصر نوشت، کوشید با اتکا به نظریه خیال در صوفیه، تبیینی طبیعی و غیرمتافیزیکی از وحی ارائه کند؛ چه آن که او از تبیین های فراطبیعی نسبت به امور دینی پرهیز داشت. بدین منظور، او از مقایسه نبوت و کهانت بهره برد، تا آن را از جهت فرهنگی مقبول و آشنا معرفی نماید. چنین نگرشی به ماهیت وحی، با اشکالاتی مواجه است. نخست آن که از جهت فرهنگی، بررسی ابو زید در مورد کهانت و شیوع فرهنگی آن کافی نیست، و به همان اندازه در تبیین نیز دچار دشواری است. دوم آن که خرافه های فرهنگی، مانند کهانت، نمی تواند توجیه مناسبی برای وحی ارائه کند. و دست آخر این که مدعای او، با شواهد درون دینی یعنی آیاتی از قرآن سازگار نیست.
    از سوی دیگر، تبیین ماهوی او نیز مقصود او را بیان نمی-کند و مسئله خیال و رویا فرافکنی مسئله تبیین است. همچنین اگر تقریری حداکثری از نظر صوفیه صورت گیرد، با وحی زبانی که دیدگاهی رایج است سازگار نخواهد بود؛ چنان که با مبانی معرفت شناختی ابو زید نیز سازگاری ندارد؛ زیرا معرفت شناسی صوفیه چیزی جز وجودشناسی ایشان نیست، و در روش های پدیدارمحور نمی توان چنین تبیینی را پذیرفت.
    کلیدواژگان: وحی، خیال، نبوت، تبیین، نصرحامد ابوزید
  • هدایت علوی تبار، مریم محبتی صفحه 125
    پرسش از هستی و کشف معنا و هدف زندگی، به یکی از پر دغدغه-ترین مسائل عصر حاضر تبدیل شده است. داستایفسکی، به عنوان یک مومن، در جست وجوی معنای واقعی زندگی است. او، دو اصل ایمان به خدا و اخلاق را معنابخش زندگی و جهان می داند. از نظر او، همه آدمیان تعالی طلب اند؛ معتقد است که بدون تردید، پست ترین انسان ها نیز در جست وجوی خدا هستند و با تمام وجود می دانند که هرگونه اشتباه در این راه، به بی راهه می انجامد. بدون وجود خدا، هستی بشریت پوچ و بی معنا است؛ زیرا انسان همواره دو مسیر را در جلوی روی خود می بیند که باید یکی را انتخاب کند، اما می داند که به تنهایی نیز قادر به یافتن راه هدایت و سعادت نیست. لذا نیاز به هدایت الهی را در وجود خود احساس می کند. بنابراین فقط خداست که می تواند او را نجات دهد. اما اخلاق نیز به عنوان امری معنابخش به زندگی، مورد توصیه و سفارش داستایفسکی است. با عمل کردن به وجدان اخلاقی، انسان از عمل خود احساس رضایت می کند و این احساس آرامش را به زندگی و جهان و آدمیانی که در این عالم زندگی می کنند، انتقال می دهد؛ و لذا زندگی را بامعنا می-بیند.
    کلیدواژگان: معنای زندگی، ایمان به خدا، اخلاق، فناناپذیری روح، داستایفسکی
|
  • Reza Mohammadzadeh, Abbasali Mansoori Page 5
    Non epistemic agents which influence human knowledge have been discussed by thinkers and philosophers among the history of rational thoughts in west and east. Nowadays this problem is alive and posed by many. This Idea is based on the assumption that existence of knowledge is not confined on humans will alone but follows many factors one of which is immaterial and celestial realities. Moslem philosophers such as Mollasadra, Ibn Sina and Sohravardi, believe that not only the human knowledge but all the errors originate in immaterials too. According to MollaSadra, some agents above which is Satan, thorough a certain process, affect the estimative faculty of human being. This paper shows analytically and descriptively the very process in Sadras view and emphasizes Satans impression (non-physical existence) on human soul which leads to errors.
    Keywords: estimative faculty, celestial factors, knowledge Molla Sadra
  • Abbas Dehqaninejad, Mohammad Saeedimehr Page 23
    Different views, so far, have been presented about the agent of miracles. Some theologians regard God as the agent of miracles and many others have accepted the attribution of miracles to prophets as well as the righteous. The Mutazilite Qadi Abdul- Jabbar considers God as well as the prophets as the agents of miracles. Swinburne shares the same viewpoint. Although both thinkers have similar views in this regard, Abdul-Jabbar’s viewpoint associated with several arguments seems more supported with evidents. Accordingly, it can be claimed that Muslims’ theological tradition, especially in issues related to miracles, is equivalent to and even deeper and more accurate than contemporary Christian theology.
    Keywords: Islam, Christianity, prophecy, the agent of miracles, Qadi Abdul, Jabbar, Swinburne
  • Majid Mollayousefi Page 37
    One of the most debated problems during the Middle Ages was the problem of the ontology of general concepts or universals which originated from the three important questions of Porphyry in his Introduction to Aristotle's Categories, i.e. Isagogé. The translation of this work from Greek to Latin and its commentary by Boethius is an important factor to flourish the problem of ontology of universals and to appear three main views concerning this problem: realism, conceptualism, and nouminalism. It seems that, nevertheless, among the important causes of extension and development of this problem in Middle Ages is its close relationship with some of Christian doctrines such as God's foreknowledge, trinity, and original sin. Therefore, it can to say that theological motives of medieval thinkers have had a great influence on flourishing and extension of the debates of universals. One of the most theologian problems that has a close relationship with the problem of universals is the doctrine of original sin. The account of the nature of original sin and quality of its transmission from Adam and Eve to human generation from some thinkers of Middle Ages such as Anselm and Odo became the main cause of emerging the collective realism theory concerning the ontology of universals.
    Keywords: universals, realism, conceptualism, nouminalism, Middle Ages, Christian theology, Original Sin
  • Ali Shirvani Page 55
    According to his epistemological view called reformed epistemology, Alvin Plantinga counts belief in God as a properly basic belief which is based on no evidence for its justification and being warranted. Caroline Davis believes that though Plantinga's view on the justification warrant of belief in God is not generally considered an argument from religious experience, it actually is one. Examining various aspects of Plantinga's view, this paper tries to suggest a formulation of an argument from religious experience according to his view, and to indicate the difficulties of the Davi's claim, though what Plantinga says about sensus divinitatis (sense of divinity) can be used in religious experience debates and for explaining a group of these experiences. In Plantinga's view, proper conditions activate the sense of divinity which, in turn, brings about doxastic experience, and this yields a proposition pertaining to God.
    Keywords: argument from religious experience, basic beliefs, sensus divinitatis (sense of divinity), doxastic experience, Alvin Plantinga, Caroline Davis
  • Sayyed Hatam Mahdavi Noor, Sayyed Mahmud Yusofsani, Mohammadtaqi Faali Page 75
    There are two theory in west about mystical experience: essentialism and constructivism. Essentialists say at least, in some experience, mystics are experience the one essence but the social and religious of mystic effect on their interpretation. Then despite the variety of the mysticism’s reports in various traditions, there is a common core that we can consider all of them as one type. But constructivists say the mystical experiences are predetermined by the ‘context’ of their specific social and religious training and education. Hence different religious contexts produce different types of mystical experiences. Allameh Tabatabaie divided knowledge into “by-presence” and “acquired” categories in a rational domain. According to this division, mystical experience is type of knowledge by presence or acquired knowledge. Since in experience that is of knowledge by presence kind where existence of the “known” is certainly present for the “knower” then no background of mystic is involved in this experience. Yet, “concept” is involved in some “mystical discoveries”. this kind of discoveries is categorized as “acquired knowledge”. In this type of experience the mystic’s background may be but not necessarily predetermine his experience and this is against constructivists’ approach.
    Keywords: mystical experience, knowledge by presence, acquired knowledge, constructivism, essentialism, Tabatabaei
  • Meysam Tavakkoli Bina Page 99
    The Egyptian scholar, Nasr Hamid Abu Zayd with a history of Sufism studies, especially Ibn Arabic studies in his doctoral thesis, and with consideration the accepted conception about propositional revelation tried to provide a naturalistic and nonmetaphysical explanation of revelation –since he was avoiding metaphysical explanation of religious concepts- relying on the theory of imagination in sufiyyah. Such an approach to the nature of revelation is faced with problems. 1. From the cultural point of view, Abu Zayd's studies of kihanah and its cultural prevalence is not enough and so its explanation by him involves difficulties. 2. Cultural superstitions like kihanah cannot provide good explanation for revelation and prophecy. 3. His explanation is not compatible with inner religious evidences such as those verses that warn revelation comparison with those cultural phenomena. Providing an extreme exposition of Sufism's theory about revelation Abu Zayd's theory will not be in coherence with the accepted theory of revelation which regards it propositional and also it is in contrast with his epistemic view borrowed from continental philosophy.
    Keywords: revelation, imagination, prophecy, explanation, Abu Zaid
  • Hedaiat Alavitabar, Maryam Mohebbati Page 125
    Nowadays discovering the meaning and aim of life is one of the most concerned issues. Is our world created according to a specified aim? If it is so, what is it? Should we study the human's aim of life according to the aim of created world or should it be studied separately? The life of these questions is as long as the beginning of human thought. This article involves Dostoevsky's perspective as a theist to this issue. Some of the main questions that get answers through discussion in this article are: What is Dostoevsky's idea about meaning of life? What is the role of human being in discovering the meaning of life? What is the role of belief in God and morality in giving meaning to life? Can we create the meaning of our life without considering a transcendent reality? According to Dostoevsky our life has an intrinsic meaning and our belief in God and morality lead us to find that meaning. He believes that all men are seeking higher level of moral life and without any doubt they are seeking God knowing that any mistake may lead them to indirection. Any human being knows that his life is meaningless without God so he feels the need of divine guidance. Acting with accordance to moral conscience gives men a sense of satisfaction which leads him to find the correct meaning of life.
    Keywords: meaning of life, belief in God, morality, immortality of soul, Dostoevsky