فهرست مطالب

حوزه - سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 161، پاییز 1390)
  • سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 161، پاییز 1390)
  • ویژه آخوند خراسانی
  • 352 صفحه، بهای روی جلد: 12,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/09/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سرمقاله: مرجعیت متمایز
    سیدعباس صالحی صفحه 3
    آخوند خراسانی، سرحلقه جدید از عالمان دینی است. در او، ترکیب واره ای از دو استاد بزرگوارش شیخ انصاری و میرزای شیرازی را می توان دید. از یک سو، دقت و تیزبینیهای فقهی و اصولی شیخ انصاری را در او می توان یافت; چه این که ژرف کاویهای شیخ اعظم در او تجلی یافت و در تدریسها و نگاشته های عمیق فقهی و اصولی او ظاهر گشت، از سوی دیگر درایتها و حضورهای اجتماعی میرزای شیرازی در آخوندخراسانی جلوه ای بارز یافت. او، چونان میرزای بزرگ، به اوضاع و شرایط اجتماعی جوامع اسلامی، بویژه ایران و عراق توجه جدی مبذول داشت و بالاخره، بسان میرزای شیرازی که با جنبش تنباکو، فصل جدید در جنبشهای اجتماعی ایران و اسلام گشود. او نیز با رهبری دینی جنبش مشروطیت، اثر بسزایی در تاریخ ایران و اسلام گذاشت.
    بدین گونه آخوند خراسانی، آغازگر مرجعیتی نو در جهان تشیع شد. او بود که مرجعیت علمی و ژرف کاوی علمی و فقهی را با مرجعیت سیاسی - اجتماعی در آمیخت و آن دو را موازی با یکدیگر پیش برد، مسیری که در روزگار معاصر با امام خمینی، قدس سره، کمال و ارتقا پیدا کرد و باز تعریفی نو یافت.
    در این مختصر، به گوشه هایی از راز و رمز مرجعیت متمایز آخوندخراسانی خواهیم پرداخت.
  • درآمدی بر نوآوریهای فقهی - اصولی آخوند خراسانی
    عباس ابراهیمی، محمود رایگان صفحه 15
    مجتهدان و فقیهان بزرگ، از نوآوران اصولی و فقهی، به عنوان مفاخر فکری و علمی یاد می کنند و قدرت فهم جدید و برداشت نو از دلیلهای شرعی را، نشانه نبوغ و فکر سرشار اندیشه وران نوآور می شمرند.
    کشف مطالب جدید و برداشت از متون و نصوص دینی و گشودن باب تازه بر روی مسائل اسلامی و... نشانه اقتدار فکری و توان فقهی و مایه افتخار و فخر علمی نوآوران است.
    نواندیش دینی، باید به طور ریشه ای با متون دینی که برگرفته از روایت، قرآن، سنت، عقل و اجماع است، آشنا باشد. در غیر این صورت، مطالبی که ارائه می کند، درخور اعتنای جدی، اثربخشی و فراگیری نخواهد بود.
    آخوند خراسانی، نمونه کاملی از نواندیشان دینی است. با بررسی دوره های اخیر فقهی و اصولی در می یابیم در یک قرن اخیر، بیش تر صاحب نظران و مراجع بزرگ از تربیت یافتگان کرسی درس ایشان، به شمار می آیند. با جست وجو در آثار بزرگان علم فقه و اصول و همچنین آثار و تالیفات آخوند خراسانی، نمونه های فراوانی از نوآوریهای اصولی و فقهی وی مشاهده می شود، که هر کدام در جایگاه خود افقهای جدیدی را پیش روی عالمان و فقیهان گشوده است.
    این نوآوریها، سبب شده که با گذشت نزدیک به یک قرن، هنوز کتاب کفایه الاصول ایشان متن درسی حوزه های علمیه باشد.
    در این نوشتار به اختصار، به برخی نوآوریها و دیدگاه منحصر به فرد ایشان با توجه به اهمیت و کاربرد آن نظیر: استفاده از فلسفه در هندسه نظری اصول فقه، ایجاز و شیوایی و تببین بخشی دیگر از نوآوریهای وی درمباحث نظری اصول فقه، به همراه دلایل و دستاوردهای آن اشاره می گردد.
    کلیدواژگان: آخوند خراسانی، نوآوری، فقه، اصول فقه، کفایه الاصول
  • ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آخوند خراسانی
    محمد صادق مزینانی صفحه 46
    آخوند خراسانی، به ولایت مطلقه فقیه در روزگار غیبت باور داشته است. اما در سالهای اخیر، کسانی با انگیزه های سیاسی تلاش کرده اند که دیدگاه ایشان را در برابر دیدگاه امام خمینی قرار داده و او را منکر ولایت فقیه قلمداد کنند.
    موضوع این مقاله اثبات دیدگاه آخوند خراسانی به ولایت مطلقه فقیه و در ضمن پاسخ به شبهه یاد شده از راه های زیر است:1. دقت و درنگ در آثار علمی و فنی ایشان، همانند حاشیه بر مکاسب، تکمله التبصره وتقریرات القضا و.... 2. رساله ها و لایحه هایی که مورد تایید ایشان قرار گرفته اند.
    3. سیره عملی: اطلاعیه ها، تلگراف هاو احکام حکومتی در عرصه مشروطه خواهی و مبارزه با استبداد و استعمار.
    4. احکام و اجازه هایی که برای شماری از شاگردان و نمایندگان خود، در هند، عراق، ایران و... نوشته و به آنان اجازه تصرف در امور ولایی را داده، مفید و مناسب می نماید.
    5. مطالعه رسا له های عملیه و نیز حواشی ایشان بر دیگر رساله های عملیه.
    محورهای یاد شده بیان گر آن هستند که آخوند خراسانی در اندیشه و عمل، ولایت مطلقه فقیه را پذیرفته و بر اساس آن احکام ولایی و حکومتی بسیاری صادر کرده است.
    ایشان در کتاب تقریرات القضا، از راه روایات، بویژه مقبوله عمربن حنظله، به اثبات ولایت فقیه پرداخته است. و دربسیاری از احکام سیاسی و حکومتی خود نیز، به مقبوله استناد کرده است. افزون بر این، تایید خاص او از تنبیه الامه و تنزیه المله و همچنین تایید دو لایحه هیات علمیه نجف اشرف و مجتهد قزوینی و تصریح به این که گفته های آن دو لایحه، شرح احکام سیاسی ماست، بیان گر آن است که ایشان به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد کامل داشته است. در حاشیه بر مکاسب، هر چند در دلالت اخبار خدشه کرده است، اما در همان جا نیز، از راه حسبه و دلیل عقلی قدر متیقن، ولایت فقیه را اثبات کرده است.
    برخی از تلگراف ها و گزارشهایی را که مدعیان برای مخالفت آخوند با ولایت عامه فقیهان آورده اند، نقل و سپس با توجه به اسناد و شواهد نشان داده شده که از جهت سندی و محتوایی، اشکال دارند.
    کلیدواژگان: ولایت، نیابت، حسبه، ولایت مطلقه فقیه، ولایت فتوا، ولایت قضا، ولایت بر حدود و تعزیرات و
  • اولین انتخاب و آخرین تلاش ها برای تعیین مجتهدان ناظر بر مجلس مشروطیت
    علی اکبر ذاکری صفحه 144
    در این مقال، در آغاز، به گرایش مذهبی ایرانیان قبل از اسلام، اشاره می شود و این که باورهای مذهبی، با فرهنگ ایرانیان آمیخته بوده است، از این روی، هر حرکت اصلاحی در ایران، همراه با تفکر مذهبی بوده است. آن گاه به تصویب اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه پرداخته می شود و این که این اصل که برای تصویب آن بسیار تلاش شد برای اولین و آخرین بار به کوشش آخوند خراسانی و علمای نجف در مجلس دوم پس از سقوط محمد علی شاه به اجرا در آمد. پس از آن علمای ایران، برای اجرای این اصل تلاش کردند که به طور مشخص به بررسی دو مقطع تاریخی، در این مقال به آنها پرداخته می شود: مقطع اول زمانی که سردار سپه، جمهوری را مطرح کرد که حمایت علمای مهاجر نجف از وی، در نشست قم، مشروط به معرفی مجتهدان ناظر بوده است و مقطع بعدی در قیام حاج آقا نور الله اصفهانی بود که یکی از خواسته های وی، اجرای این اصل بوده است در همین مقطع، قرار بوده آیه الله بروجردی، همراه سید احمد شاهرودی به عنوان نماینده آیات نجف با رضا خان دیدار کنند که برنامه به هم می خورد و آقای بروجردی در مرز ایران و عراق دستگیر و روانه ارکان حرب (ستاد ارتش) می شود و دیگر کم تر اجرای این اصل به طور جدی مطرح می شود.
  • مشروعیت حکومت در عصر غیبت از نگاه آخوند خراسانی
    علی رضا جوادزاده صفحه 206
    مرحوم آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، در حاشیه کتاب مکاسب شیخ مرتضی انصاری، درباره ولایت فقیهان (جامع الشرائط) بر حوزه عمومی، به بحث پرداخته، سرانجام پس از بررسی روایات مطرح شده بر این مساله، می نویسد:»لکن از این ادله، می توان به دست آورد: فقیه، قدر متیقن از میان کسانی است که احتمال داده می شود مباشرت، یا اذن و نظر آنها، معتبر در تصرفات باشد; همچنان که مومنین عادل در صورت نبود فقیه، قدر متیقن از کسانی هستند که تصرف شان مشروعیت دارد». این عبارت صراحت دارد در این که از نظر آخوند، مشروعیت تصرف در حوزه عمومی، منحصر به فقیه است. از سوی دیگر، تقریظ و تایید آخوند خراسانی (در سال های آخر زندگی) بر رساله»تنبیه الامه و تنزیه المله»، شاهدی دیگر بر پذیرش انحصار مشروعیت حاکمیت سیاسی در فقها می باشد; زیرا در بخشهای گوناگون و موارد متعدد از این رساله، بحث نیابت عامه و حاکمیت سیاسی فقیهان، به عنوان امری مسلم و از»قطعیات مذهب» ذکر شده است.
    برخی نویسندگان، بر اساس بعضی اسناد و گزارشها، ادعا کرده اند که آخوند خراسانی، منکر حاکمیت سیاسی فقیهان بوده، مشروعیت حکومت و امور حسبیه را در عصر غیبت از مردم می داند. دلایل ذکر شده، دارای ایرادات سندی و دلالی می باشد و نمی تواند ادعای مورد نظر را ثابت نماید.
    کلیدواژگان: ولایت، نیابت، فقیه، امور عامه، امور حسبیه، حاکمیت سیاسی، مشروطه و مشروعه
  • کاربرد آیات قرآن در کفایه الاصول
    محمد بهرامی صفحه 269
    آخوند خراسانی، پاره ای از مباحث اصلی و فرعی علم اصول را به آیات قرآن مستند می کند. ایشان ملاحظات در خور توجهی نسبت به برخی از مستندات قرآنی اصولیان دارد و از پذیرش مدعای ایشان سرباز می زند. نویسنده کفایه، روش شناسی خاصی در مواجهه با مستندات قرآنی مباحث اصول دارد که مهم ترین آنها عبارتند از: پرهیز از توضیح ظواهر، پای بندی به ظواهر قرآن، برقراری ارتباط میان دانشهای قرآنی، نقش یابی واژگان آیات، پرهیز از درآمیختگی مفاهیم و مصادیق، برابری مدعا با دلیل، پرهیز از زیاده گویی.
    کلیدواژگان: کفایه الاصول، آخوند خراسانی، علم اصول، تفسیر، قرآن
  • روحانیت، آخوند خراسانی و نهضت مشروطه
    علی اکبر نوایی صفحه 300
    نهضت مشروطه خواهی در ایران، پس از قرنها حاکمیت استبداد و درپی آن استعمار خارجی، برهه ای پر شور در تاریخ ملت ایران است که در این نهضت، روحانیت، در دو طیف، پیشگام آن بودند، طیف عالمان داخل کشور، نظیر طباطبایی، بهبهانی و شیخ فضل الله نوری و طیف عالمان فرهیخته نجف، نظیر آخوند ملامحمد کاظم خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و حاجی میرزا حسین تهرانی که اگر پیشگامی آنان نبود، نهضت مشروطیت رقم نمی خورد و به پیروزی نمی رسید.
    دلایل پیشگامی روحانیت و ورود آنان در نهضتی بزرگ فراوان بود، از جمله عدم اجرای احکام شریعت و حضور استبداد و استعمار در قلمرو حاکمیت. این نقش سترگ را نویسندگان عصر مشروطه، حتی مخالفان روحانیت اذعان نموده و مورد تایید قرار داده اند.
    آخوند خراسانی، که شخصیتهای فرهیخته ای در مکتب علمی اش پرورش یافته اند، در نهضت مشروطیت نقشی پیش برنده را ایفا نمود; اعلامیه ها، مواضع سیاسی، راهنماییها، تصمیمها و اقدامهای اش اثر گذار بود. پس از شکست مشروطه، حکم جهاد علیه روس و انگلیس را صادر نمود که نقش بارزی در مبارزه علیه استبداد و استعمار خارجی داشت. اما سوکمندانه به دلیل حضور لیبرالها در درون نهضت و فرصت طلبان وابسته و عواملی دیگر، نهضت به شکست منجر شد که می توانیم در ماجرای شکست، روحانیت و عمل کرد آنان را مورد ارزیابی و نقد قرار دهیم. در این ارزیابی و نقد، چند مساله دردآور، مانند عدم انسجام و فقدان رهبری متمرکز و نبود طرحی جامع و فراگیر و... در درون روحانیت و عالمان پیشگام نهضت مشروطه ملاحظه می گردد.
    کلیدواژگان: روحانیت، نهضت، مشروطه، مشروعه، انسجام، رهبری، لیبرال
  • کتابشناسی توصیفی آثار زندگانی آخوند خراسانی (ره)
    عباس عبدالله پور صفحه 326
    مقدمه
    شرح حال نگاری و حسب حال نویسی عالمان ربانی و اسوه های علم و تقوا، ضرورتی است بس آشکار که عالم و عامی از خواندن آن عبرت خواهند و بدان به رشد و کمال رهنمون شوند.
    بازگویی و بازخوانی وقایع پندآموز و عبرت فروز زندگانی مفاخر دین و دانش، نیاز مردمان هر زمین و زمانه و روشنی بخش راه و مرام جانهای سعادت خواه و کمال جو می باشد.
    آیت الله آقا شیخ محمد کاظم خراسانی، فقیه و اصولی ژرف اندیش و از پیشوایان دینی نهضت بزرگ و تجربه آموز مشروطیت در شمار کسانی است که به بازخوانی سرگذشت پرماجرا و عبرت آموز وی، با درنگی ژرف نیازمندیم.
    این نادره روزگار خود، عالمانه میان دین و سیاست، پیوندی عمیق استوار ساخت و با مجاهدتهای علمی و عملی خود، کوشید تا به وظیفه الهی خود در اعتلای کلمه حق عمل نماید.
    در این نوشتار، کوشیده ایم تا به قدر بضاعت ناچیز خود، آثار نگاشته شده درباره آخوند1 خراسانی را معرفی کنیم و گاه نکاتی شایسته درنگ را یادآور شویم.
    باری، نخست به معرفی آثار مستقل و در ادامه، به تعریف مجموعه ها خواهیم پرداخت.